فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۳۲۱ تا ۸٬۳۴۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
منبع:
سیاست دوره ۴۹ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
35 - 55
حوزههای تخصصی:
به نظر می رسد قابوسنامه عنصرالمعالی و شهریار ماکیاولی با وجود شکل گیری در بسترهای زمانی و مکانی متفاوت از نظر اهداف و مضامین سیاسی شباهت هایی با هم دارند که آنها را قابل مقایسه می سازد. شاید مقایسه این دو اثر بتواند بخشی از شباهت ها و تفاوت های سیاست نامه ایرانی و رساله های سیاسی آموزشی غربی را آشکار کند. این مقایسه براساس الگوی منطق درونی اسپریگنز یعنی شناخت بحران، ریشه یابی، جامعه آرمانی و راه حل صورت می گیرد. هرچند بستر اندیشه ورزی این دو متفکر متفاوت است، مهم ترین بحران پیش روی عنصرالمعالی، اضمحلال فرهنگی و سیاسی ایران زمین و مهم ترین بحران پیش روی ماکیاولی، فقدان وحدت سیاسی ایتالیاست؛ ریشه بحران از نظر عنصرالمعالی حاکمیت دولتمداران غیرفرهیخته و ناآزموده و از نظر ماکیاولی سیطره کلیسا و نهاد دین بر جامعه ایتالیاست؛ جامعه آرمانی عنصرالمعالی مبتنی بر حکومت شهریاری صاحب گوهر (فره ایزدی) است که احیاگر هویت و فرهنگ ایرانی است و جامعه آرمانی ماکیاولی مبتنی بر حکومت شهریاری صاحب قدرت که بااقتدار وحدت سرزمینی را برای ایتالیا به ارمغان بیاورد؛ راه حل عنصرالمعالی اتخاذ سیاست اخلاق مدارانه، دادگرایانه، خردمندانه و دین مدارانه توسط حاکم و راه حل ماکیاولی اتخاذ سیاست غیراخلاقی، اقتدارگرایانه، واقع بینانه، عقل مدارانه و در نهایت مدرن سازی دولت است. قابوسنامه عنصرالمعالی تداوم بخش اندیشه سیاسی ایرانشهری و فاقد تحول در ساخت اندیشه ورزی سنتی ایرانی است و به یک معنا بازتولیدکننده حکومت اقتدارگرایانه خیرخواه ایرانی است. درحالی که شهریار ماکیاولی تا حدود زیادی از سنت اندیشه ورزی اخلاق مدارانه و الهیاتی کلاسیک غربی فاصله می گیرد و گونه ای نظام سیاسی اقتدارگرایانه مدرن را ترسیم می کند که در آن شهریار به طرق مختلف از جمله غیراخلاقی نه تنها ضامن ثبات و وحدت، بلکه ضامن اخلاق مدنی نیز است.
نظریه خطابات قانونیه امام خمینی و پیامد های آن در فقه سیاسی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نظریه خطابات قانونیه، از نوآوری های علمی امام خمینی در دانش اصول فقه می باشد. ایشان این دیدگاه را در مورد چگونگی تشریع و جعل احکام شرعی بیان نموده و قائل هستند آن دسته از خطاباتی که در شرع مقدس شخصی نبوده و کلّی می باشند، از باب جعل قانون صادر گشته اند و حالات گوناگون عارض بر مکلّفین هم چون قدرت و علم، در آن ها به عنوان قید اخذ نشده است، بلکه حکم صرفاً روی عناوین کلّی مأخوذ در خطاب رفته است. این نظریه، پیامدهای متعددی در ساحات مختلف دانش فقه، خواهد داشت. این پژوهش با هدف دست یابی به پیامد های این نظریه در فقه سیاسی، با استفاده از روش تحلیل اجتهادی و با رجوع به منابع کتاب خانه ای انجام پذیرفته است. ثمره این پژوهش، اثبات تأثیر این نظریه در مسائل مهمی از مباحث فقه سیاسی هم چون «لزوم اقدام به تأسیس حکومت اسلامی، حتی با عدم احراز قدرت» و «تقدم روی کرد امنیتی جامعه گرا بر روی کرد فردگرا» می باشد.
راهبرد موازنه فراساحلی آمریکا در خاورمیانه و پیامدهای آن برای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال یازدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
1 - 35
حوزههای تخصصی:
منطقه خاورمیانه با توجه به جایگاه استراتژیک خود در معادلات بین المللی همواره در اسناد راهبردی آمریکا مورد توجه قرار داشته است. در دوره جنگ سرد جایگاه منطقه خاورمیانه در دکترین ها و اسناد راهبردی آمریکا، متأثر از فضای این دوره بر حفظ موازنه قوای مطلوب آمریکا با تأکید بر نقش آفرینی بازیگران منطقه ای و نقش حمایت گرانه آمریکا از آن ها تعریف شد و در دوره پسا جنگ سرد، ابتدا راهبرد هژمونی لیبرال مدنظر قرار گرفت؛ اما ناکامی این راهبرد در تحقق اهداف از پیش تعیین شده، ارزیابی مجدد آمریکا از منافع و تهدیدات بین المللی، پرهیز از تمرکز بر یک منطقه یا تهدید در چارچوب راهبرد امنیتی موازنه فراساحلی و ایجاد موازنه در مناطق استراتژیک از جمله خاورمیانه را به دنبال داشت. بر این اساس آمریکا در چارچوب متوازن سازی مناطق استراتژیک، به دنبال چرخش به شرق آسیا، کاهش حضور مستقیم نظامی در خاورمیانه و مدیریت آن از طریق موازنه بازیگران منطقه ای برآمده است. با توجه به راهبردهای پیچیده آمریکا در خاورمیانه جهت ایجاد نظم منطقه ای جدید، در این مقاله این پرسش اصلی مطرح می شود که «تغییر جایگاه خاورمیانه در اسناد راهبرد امنیت ملی آمریکا از دوره اوباما به بعد چه تأثیراتی بر امنیت ملی ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای خواهد دشت؟» و در پاسخ فرضیه اصلی عبارت است از: «اتخاذ راهبرد موازنه فراساحلی از جانب آمریکا، هم زمان با کاستن از حضور مستقیم نظامی آمریکا در منطقه خاورمیانه، افزایش رقابت ها میان ایران و سایر متحدان منطقه ای آن را به دنبال خواهد داشت.»
تأثیر تبلیغات رسانه های غربی بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران از طریق بحران هویّت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به بررسی تأثیر تبلیغات رسانه های غربی بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران از طریق بحران هویت پرداخته شده و تأکید پژوهش قلمرو زمانی 1388 تا 1396 است. روش پژوهش، روشی کیفی و روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و تجزیه و تحلیل اطلاعات با روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. سؤال اصلی پژوهش این است که تأثیر رسانه های بیگانه بر امنیت ملی ایران در طی سالهای 1388 تا 1396 چگونه بوده است؟ برای این پرسش فرضیه این گونه طراحی شد که رسانه های خارجی با هدف قرار دادن ارزش ها و باورهای مردمی به عنوان مهمترین مؤلفه های هویتی، امنیت ملی را در معرض آسیب قرار داده اند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که رسانه های غربی با القای ارزش هایی مغایر با ارزش های اسلامی و انقلابی باعث بحران هویت در سه سطح فردی، اجتماعی و سطح ساختار قدرت شده و از این طریق امنیت ملی ایران را مورد تهدید قرار داده شده است.
ابتکار یک کمربند یک راه، نهادگرایی و دیپلماسی انرژی چین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طی دو دهه گذشته، دیپلماسی انرژی چین به سرعت در حال تغیر و گسترش است و تحولات ژئوپلیتیکی جدید و استقرار رژیم های بین المللی، دیپلماسی انرژی این کشور را تقویت کرده است. هدف اصلی این پژوهش بررسی و تحلیل نقش، محتوا و اهمیت تدارکات نهادی چین و شناسایی برخی پیامد های آن بر دیپلماسی انرژی این کشور در راستای تسهیل روند وابستگی متقابل اقتصادی و ارائه چشم اندازی از اهداف بلندپروازانه ی پکن در بخش انرژی است. پژوهش حاضر با اتکا به روش توصیفی-تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای درصدد پاسخ به این پرسش است که رژیم سازی بین المللی جدید چین در چارچوب ابتکار «یک کمربند یک راه» چگونه در راستای اهداف دیپلماسی انرژی این کشور قرار گرفته است؟ فرضیه مورد آزمون با اتکا به آموزه های نظریه نهادگرایی نولیبرال این گونه طراحی شده است که این ابتکار ضمن افزایش اعتبار بین المللی و مشروعیت سازمانی پکن در راستای تسهیل روند وابستگی متقابل اقتصادی، دیپلماسی انرژی این کشور را از طریق ایجاد فرصت های سرمایه گذاری جدید و ارتباطات فزاینده در زمینه انرژی و تجارت تقویت کرده است. نتایج حاصل نشان می دهد، پکن با اتکا به این ابتکار، ضمن تقویت دیپلماسی انرژی خود، معماری نوین حکمرانی جهانی انرژی و انتقال خود به نظام نظارتی بین المللی را در نظر دارد.
مدخلی بر اصول سیاست اسلامی امام خمینی: رویکردی پژوهشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های سیاست اسلامی سال هفتم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۵
85 - 122
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی با رهبری امام خمینی، با کسب استقلال بر محور مردم سالاری دینی شکل گرفت. یکی از زمینه های مهم مطالعاتی که مورد مطالبه رهبر انقلاب اسلامی است و به دلیل دامنه تأثیر آن از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است، تبیین اصول حاکم بر سیاست اسلامی امام خمینی است. نظر به اهمیت این موضوع، در پژوهش حاضر اصول حاکم بر سیاست اسلامی امام خمینی شناسایی، تبیین و تحلیل می شود. نوع تحقیق توصیفی-تحلیلی است. برای گردآوری داده ها از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده و منبع مورد تحلیل 22 جلد صحیفه امام است. بر اساس یافته های تحقیق، 23 اصل از اصول سیاست اسلامی امام خمینی شناسایی و تبیین شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که اصول و مبانی مبتنی بر آموزه ها و فرهنگ اسلامی، زیربنا و روح اصلی اصول سیاست امام خمینی است و لذا می توان گفت اصول سیاست امام خمینی، مؤید این مطلب هستند که سیاست امام، عین دیانت امام است و در مکتب سیاسی امام، معنویت با سیاست و قدرت با اخلاق در هم تنیده است.
بازنمایی تطبیقی ایران در سفرنامه های جهانگردان آلمانی و فرانسوی عصر قاجار
منبع:
مطالعات اروپا سال اول بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
37-54
حوزههای تخصصی:
این مقاله درصدد واکاوی بازنمایی مسائل فرهنگی و اجتماعی ایران در سفرنامه های آلمانی ها و فرانسویان است. به نظر می رسد از دلایل سفرنامه نویسی نزد اروپاییان مأموریت های محوله دولت متبوع به سیاحان برای مطالعه بافت اجتماعی و فرهنگی ایران در راستای راهنمایی مأموران سیاسی و دیپلماتیک و سنت سفرنامه نویسی که از قرن ۱۷ میلادی پایه گذاری شده بوده است. باوجود اشتراکات آلمانی ها و فرانسویان درباره امور ایران تفاوت هایی در گزارش های سیاهان آلمانی و فرانسوی دیده می شود. فرانسویان در دوره های مختلف، ازجمله در عصر موردبحث، بنا به دلایل سیاسی بیشتر به پژوهش های فرهنگی ایران توجه داشته اند؛ زیرا دولت فرانسه به دلیل رقابت های سیاسی شدید دو قدرت روسیه و انگلستان مجالی برای جولان در عرصه سیاسی کشور نمی یافت و به همین دلیل سعی در انجام فعالیت در زمینه های مختلف فرهنگی به ویژه تحقیقات در حوزه اکتشافات باستان شناسی داشتند. روابط آلمانی ها با ایران را می توان در دو حوزه مختلف تقسیم نمود. نخست نقش مستشاران نظامی و توسعه سیاست های اقتصادی آلمان در ایران و دوم فعالیت های فکری و فرهنگی. تحقیق حاضر بر این پرسش استوار است که با توجه به گزارش های فرانسوی ها و آلمانی ها از ایران در عصر قاجار، آن ها تحت تأثیر تحولات عصر قاجار و اروپا چه گزارشی از ایران ارائه داده اند. فرضیه تحقیق را می توان این گونه مطرح کرد به نظر می رسد نقطه مشترک آلمانی ها و فرانسوی ها در ایران عدم مداخله سیاسی و توجه به رویکردهای فرهنگی خیرخواهانه و گسترش روابط اقتصادی و اجتماعی بوده است. بااین حال روش ها و اولویت های آلمانی ها و فرانسوی آن در برخورد با ایران متفاوت بوده است. در مقاله حاضر نگارندگان تلاش دارند تا با روش تاریخی و تجزیه وتحلیل گزارش های ترجمه شده سیاحان آلمانی و فرانسوی به بررسی تطبیقی دیدگاه های آنان از ایران عصر قاجار پردازند.
نظریۀ مقاومت در اندیشۀ مشروطه خواهی جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریۀ نوآیین مقاومت که متضمن تبیین آن به مثابه یک «حق» است ، از اصول بنیادین نظام های حکومتی مشروطه جدید است. هر چند برخی کارکرد این مفهوم به عنوان «حق» را بیشتر هنجاری و نه بنیانی برای عمل سیاسی می دانستند، نقش آن حتی به مثابه اصلی هنجاری سبب یادآوری محدودیت-های قدرت سیاسی به حاکمان می شود و شهروندان را مجهز به ابزاری برای تأثیرگذاری بر تصمیم های آنها می کند. مبنای این نظریه به اندیشۀ مهم ترین فیلسوفان سیاسی مدرن مانند «توماس هابز» و «جان لاک» برمی گردد. در واقع هابز در نظریه خود، وجود «کانون و نقاطی از مقاومت» را در جهت «صیانت نفس» تشخیص داده، اما لاک، قدرت حکومت را مشروط به رعایت و اجرای قوانینی می کرد که در صورت سرپیچی از آنان، حق انقلاب یا مقاومت و انحلال به مردم داده شده بود. بر همین اساس مقاومت، حق طبیعی، اخلاقی و بنیادین شهروندان بود که تنها در شرایط نقض و اضمحلال اصول بنیادین و مورد اجماع همگان به آن مراجعه می شد. پژوهش حاضر نیز به ایضاح فرآیند تدوین نظریه مقاومت در اندیشه سیاسی جدید بر اساس «حق مقاومت» همه افراد حاضر در اجتماع می پردازد و اندیشه مشروطه خواهی نوین را نخستین محمل نظری آن در نظر می گیرد.
تاریخ نگاری و تمامیت ارضی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به دنبال بررسی نقش تاریخ نگاری در حفظ تمامیت ارضی ایران است. فرضیه نویسنده این است که اولاً، تاریخ نگاری در تمام دوره های تاریخ ایران، مهم ترین ابزار برای بازتولید و زنده نگاه داشتن هویت سرزمینی ایران بوده است. ثانیاً، تاریخ نگاری با تقویت ملی گرایی منجر به افزایش اهمیت تمامیت ارضی ایران در نزد کارگزاران و افکار عمومی شده است. با شروع حکومت قاجار، دورانی از درگیری با دو قدرت بزرگ جهان آغاز شد که در سراسر قرن نوزدهم ادامه یافت که در نتیجه آن، بخش های بزرگی ازسرزمین های ایران از آن جدا شدند. در تمامی این تحولات و درگیری ها، دیوانیان ایران در کنار به کار گرفتن فنون دیپلماسی نوین، استنادشان اغلب بر شواهد تاریخی استوار بود و بر این اساس، از تاریخ نگاری برای احقاق حقوق سرزمینی ایران می کوشیدند. این موجب شد پس از جنگ جهانی اول که تمامیت ارضی ایران به مخاطره افتاد، نخبگان ایرانی با استفاده از تجربیات قبلی، تاریخ را در ابعاد بیشتری مورد استفاده قرار دهند و از آن به عنوان ابزاری برای حفظ تمامیت ارضی ایران استفاده کنند.
تحلیل و بررسی بافت اجتماعی نمایندگان ادوار اول تا دهم پارلمان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر تلاش دارد تا با بررسی ده دوره نخست مجلس شورای اسلامی با رویکردی تحلیلی مقایسه ای به بررسی و تحلیل بافت اجتماعی و تخصصی نمایندگان مجلس جمهوری اسلامی ایران طی ادوار اول تا دهم بپردازد و به این پرسش های بنیادین پاسخ دهد که نمایندگان پارلمان ایران طی ده دوره اخیر چه آرایش و ترکیب اجتماعی و تخصصی داشته اند؟ و اساساً میان ادوار فوق الذکر به لحاظ بافت اجتماعی چه تفاوت ها و شباهت هایی به چشم می خورد؟ برای پاسخ به این سؤالات نمایندگان مجلس شورای اس لامی ازنظر ت وزیع سنی، جنسیت، سابقه ی نمایندگی، تحصیلات و سوابق شغلی موردبررسی و تجزیه وتحلیل قرار خواهد گرفت. نتایج حاصل از این پژوهش حکایت از آن دارد که پارلمان ایران عمدتاً از میان رجال سیاسی با سابقه نمایندگی یا سوابق دولتی شکل گرفته است. روند تغییرات بافت اجتماعی نمایندگان نیز بیانگر افزایش میانگین سنی و توجه به مدارک آموزش عالی به خصوص در رشته های مدیریت و علوم سیاسی است. این گونه استنباط می شود که میزان شهرت نامزدها و عناوین آن ها نقش تعیین کننده ای در جلب توجه مردم و کسب آرای آن ها داشته است.
سرمایه های تاثیرگذار طبقه متوسط سنتی در دوران شکل گیری انقلاب اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال دوم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۸)
175 - 211
حوزههای تخصصی:
بررسی نقش نیروهای اجتماعی در تحولات سیاسی از موضوعات مهم و اساسی در جامعه شناسی سیاسی است. طبقات اجتماعی از جمله نیروهای متمایز اجتماعی محسوب می شوند که در تحلیل عملکرد گروه های اجتماعی و سیاسی ایفای نقش دارند. در بین تقسیمات طبقات اجتماعی همواره نقش طبقه متوسط سنتی در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران موردتوجه قرار داشته است. چارچوب نظری انتخابی برای تحلیل طبقه متوسط سنتی، نظریه انواع سرمایه پیر بوردیو است که سعی کرده اند ارتباط انواع سرمایه را با طبقه اجتماعی موردتوجه قرار دهد و نشان می دهد که طبقه متوسط سنتی در دوران شکل گیری انقلاب اسلامی ایران از طریق بهره برداری مناسب از سرمایه های متنوع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و به ویژه فرهنگی و نمادین توانست بر دیگر رقیبان پیروز شود و نقش هژمونیک در ساختار قدرت سیاسی پیدا کند. در این تحقیق، برای گردآوری اطلاعات از روش های کتابخانه ای و میدانی و از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری شامل مدیران تخصصی و کارشناسان خبره در زمینه تحولات سیاسی ایران می باشند. برای انجام مقایسات زوجی و رتبه بندی معیارها و زیرمعیارها، از تکنیک فرایند تحلیل شبکه (ANP) در نرم افزار Super Decisions استفاده شده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که از چهار معیار اصلی شناسایی شده سرمایه های طبقه متوسط سنتی در دوران شکل گیری انقلاب اسلامی، معیار سرمایه های فرهنگی و نمادین دارای بیشترین وزن شناخته شد و بعدازآن سرمایه های سیاسی، سرمایه های اجتماعی و سرمایه های اقتصادی در رتبه های بعدی در این تحقیق قرار دارند.
بررسی پایگاه اجتماعی هیأت دولت در جمهوری اسلامی ایران (1360 – 1398)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ویژگی های هیأت وزیران و رؤسای دولت های جمهوری اسلامی ایران از سال 1360 تا پایان خرداد 1398 بررسی، (در این مدت مجموعاً 5 رئیس دولت و 262 وزیر عهده دار امور اجرایی کشور به منظور اتخاذ تصمیمات کلان و راهبردی بودند) و به این سؤالات پاسخ داده شده است که نخبگان حاکم در ایران در هر دوره از چه منزلت اجتماعی (سواد، تخصص و طبقه اجتماعی) برخوردار بودند؟ و مرتبط با کدام طبقه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بوده اند؟ و این پایگاه اجتماعی کارگزاران دچار چه تحولی شده است؟ روش تحقیق دراین مقاله، روش اسنادی با استفاده از داده های کتابخانه ای و میدانی و مصاحبه، استخراج مطالب از آرشیو و سایت ها و تحلیل آنها است. یافته های این پژوهش اطلاعات مناسبی را در خصوص تجربه و سابقه وزارت، سن، جنسیت، میزان و سطح تحصیلات، نوع ارتباط رشته تخصصی و حوزه مدیریتی آنها، محل تحصیل، شغل و منبع درآمدی آنان، شغل پدر و منشا خانوادگی و طبقاتی نخبگان سیاسی ایران، بررسی محل تولد و محیط رشد و سکونت و همچنین خاستگاه قومیتی دراختیار محققان برای تحلیل چرایی ضعف ها و قوت های دولت و کارآمدی آن در پیشبرد امور و منافع ملی قرار می دهد.
جلوه های عدالت ترمیمی در شورای حل اختلاف سیاست جنایی ایران (فرصت ها و چالش ها)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال دوم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۷)
373 - 387
حوزههای تخصصی:
عدالت ترمیمی، شیوه ی جدیدی در عدالت کیفری است که بر خلاف شیوه های سنتی، همچون عدالت سزا دهنده و عدالت بازپروری، تلاش می کند مسائل ناشی از ارتکاب جرم را از طریق مذاکره و ترمیم خسارات و ایجاد صلح و آشتی حل و فصل نماید. هدف این پژوهش پاسخ به این سوال است که عدالت ترمیمی چه جایگاهی در شورای حل اختلاف داشته واساساَ آیا آموزه های عدالت ترمیمی در شوراهای حل اختلاف مورد توجه متولیان سیاست جنایی بوده است؟ این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با منابع موجود کتابخانه ای و منابع اینترنتی انجام شده است. یافته های پژوهش تاکید گر این فرضیه است که دادگاه های شورای حل اختلاف از طریق میانجیگری میان بزهکار و بزه دیده و تشویق بزهکار به جبران خسارت بزه دیده در تامین و گسترش عدالت کیفری ایفای نقش کرده و بسیاری از پرونده های سیستم قضایی را حل و فصل می نمایند. نتایج نشان دادند که راهبرد های عدالت ترمیمی موجب اصلاح و بازگرداندن بزهکار به جامعه بدون برچسب مجرمیت و افزایش حس مسئولیت پذیری و جبران خسارت بزه دیده بدون ورود به فرآیند طولانی دادرسی و افزایش همبستگی اجتماعی و روان سازی و کاهش پرونده ها و بالتبع کاهش نرخ بزهکاری شده است.
احیای قدرت منطقه ای ایران (2005-2017)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افزایش کنش گری جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه از سال 2005 در قالب ایجاد ائتلاف موسوم به محور مقاومت همراه با نمایش قدرت در عراق، سوریه، لبنان و یمن موجب مطرح شدن ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای شده است. این نمایش قدرت مرهون موقعیت و ویژگی های منحصربه فرد داخلی در کنار تاثیر پذیری از رخدادهای منطقه ای و بین المللی بوده است. این نوشتار با بهره گیری از روش تحلیلی-توصیفی مبتنی بر منابع کتابخانه ای و اینترنتی در پی پاسخ به این پرسش است که نقش مولفه های قدرت ملی در افزایش قدرت و نفوذ منطقه ای جمهوری اسلامی ایران چه بوده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد چهار متغیر موقعیت جغرافیایی(ژئوپلیتیکی-ژئواکونومیکی)، مولفه های اقتصادی(نرخ رشد اقتصادی، درآمدهای نفتی، تولید ناخالص داخلی، سرانه تولید ناخالص داخلی، صادرات و واردات)، مولفه قدرت نظامی(استراتژی، هزینه ها، تجهیزات نظامی و نقش سپاه پاسداران در سیاست های منطقه ای) و اتخاذ هویت اسلام شیعی تاثیر مهمی در افزایش ضریب نفوذ و قدرت منطقه ای ایران داشته است.
مقایسه نقش ثبات سیاسی در الگوی توسعه مالزی و ترکیه با الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره یازدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۸
76 - 100
حوزههای تخصصی:
کشورهای ایران، ترکیه و مالزی، سه کشور اسلامی هستند که از لحاظ ویژگی های داخلی شباهت زیادی با یکدیگر دارند؛ هر سه، کشورهای مسلمان با تنوع قومی و فرهنگی گسترده هستند که در گذشته در شمار کشورهای کمتر توسعه یافته قرارداشته و تقریباً هم زمان باهم، به طراحی الگوی پیشرفت پرداختند. جمهوری اسلامی ایران الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت را طراحی کرد وکشورهای ترکیه و مالزی، مبانی اسلامی را با الگوها ونظریه های نوسازی غربی ترکیب کردند. پژوهش حاضر، باروش توصیفی تحلیلی به دنبال ارزیابی الگوهای پیشرفت در سه کشور مذکور، چهارچوب نظری ثبات سیاسی در این کشورها واثرگذاری وعملکرد این ثبات سیاسی در پیشرفت کشور است. مقایسه الگوی پیشرفت در کشورهای مذکور نشان داد که در هر سه الگو، مبانی اسلام و عمل به اصول اسلامی مورد توجه بوده و اهداف غایی دولت ها در توسعه دادن کشور، دستیابی به اهداف انسانی مدنظر اسلام، نظیر عدالت اجتماعی و زدودن فقر است. به نظر می رسد، کارآمدترین و موفق ترین الگوی پیشرفت برای هر کشوری، الگویی باشد که بر اساس ویژگی های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، دینی و... آن کشور و با نکته برداری و الهام گیری از تجارب موفق کشورهای پیشرفته طراحی شود.
توسعه سیاسی؛ بحران مشروعیت و کارآمدی در ایران و حکمرانی خوب؟
حوزههای تخصصی:
جمهوری اسلامی ایران به مثابه یکی از آخرین نظامهای سیاسی - ایدئولوژیک بازمانده از قرن بیستم برغم تفاوت با فضای جدید حاکم بر عرصه ملی و بین المللی به حیات خود ادامه می دهد. بی شک ادامه این روند مستلزم انطباق نظام با الزامات جدید جامعه جهانی ازجمله پارادایم توسعه سیاسی است. اما با گذشت چهار دهه از عمر حکومت جمهوری اسلامی ایران به نظر می رسد که نظام با دو بحران عمده مشروعیت و کارآمدی مواجه است. این بحران ها موجودیت نظام را هدف قرار داده و به تدریج در حال قوام و تقویت می باشند. با توجه به این موضوع، سوال اصلی که مطرح می گردد این است که دلایل بروز بحران مشروعیت و بحران کارآمدی در نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران کدامند؟ و راهکار خروج از این بحران ها چیست؟ فرضیه اصلی در پژوهش حاضر این است که جامعه ایران جامعه ای در حال گذار از سنت به مدرنیته است، چنین جوامعی برای پذیرش مدرنیته نیازمند به نوسازی و تغییر هستند. مقاومت نظام سیاسی در برابر تغییر و رویارویی دولت با جامعه اصلی ترین علت بروز بحران هایی مانند مشروعیت و کارآمدی است، بهترین راهکار خروج از این بن بست نیز کاربست حمکرانی خوب است. برای تبیین بهتر موضوع پژوهش حاضر از نظریه بحران های توسعه سیاسی لوسین پای و تجمیع این بحران ها ذیل دو عنوان کارآمدی و مشروعیت استفاده شده است. روش پژوهش تبیینی- تحلیلی است و داده ها از منابع کتابخانه ای جمع آوری شده اند.
زمینه های تعامل، رقابت و تنش در روابط ژئوپلیتیکی ایران و آذربایجان و ارائه مدل پیشنهادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال یازدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
69 - 102
حوزههای تخصصی:
موقعیت ژئوپلیتیک کشورها تحت تاثیر عوامل مختلفی همچون جنگ، انقلاب و تغییر در موازنه قدرت همواره در حال تحول می باشد . ایران و آذربایجان از کشورهایی بوده اند که روابط آن ها در طول سه دهه گذشته دچار تغییرات زیادی شده است . آنها در همسایگی یک دیگر ق رار گرفت ه و از موقعیت خاصی برخوردارند . هم ین موقعی ت خ اص در ط ول ت اریخ موجب رقابت ها و تنش هایی در روابطشان شده است . اما در کنار آن می توان اش تراکات ق ومی، م ذهبی، ت اریخی و اقتصادی آنها را به عنوان پتانسیلی برای همکاری ذکر کرد . این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی در صدد شناخت روابط ژئوپلیتیکی جمهوری آذربایجان با ایران در زمینه های رقابت، تنش و همکاری است . آذربایجان در منطقه ای واقع شده که به دلیل خصوصیات جغرافیایی و همسایگی با ایران همواره مورد توجه قدرت های جهانی بوده و بررسی ژئوپلیتیک آن می تواند در اتخاذ تصمیمات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی کشور ما سودمند و برای کاستن از تصادمات احتمالی در آینده مفید باشد . با در نظر گرفتن ژئوپلیتیک دو کشور، این نوشتار به بررسی این پرسش می پردازد که «چه عواملی در تعامل، رقابت و تنش ژئوپلیتیکی دو کشور تاثیر گذار هستند؟». نتایج پژوهش نشان می دهد زمینه هایی نظیر رودخانه ارس، انتقال نفت آذربایجان به بازارهای جهانی، بحران قره باغ، روابط آذربایجان با آمریکا و رژیم صهیونیستی، اقدام های خصمانه و تحریک آمیز علیه امنیت ملی ایران منجر به تنش و رقابت دو کشور شده است . در مقابل درهم تنیدگی ژئوپلیتیکی دو کشور، ظرفیت مناسب همکاری ژئواکونومیکی، تنگنای ژئوپلیتیکی آذربایجان، پیوستگی و مجاورت جغرافیایی، تعاملات فرهنگی، اجتماعی و مذهبی زمینه را برای همکاری دو کشور فراهم آورده است . در پایان مدل روابط ژئوپلیتیکی دو کشور و پیشنهادهایی برای توسعه تعاملات میان دو کشور ارائه شده است .
یهود و سنیمای کودک؛ ترویج ایده ها و افکار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۹ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
1021 - 1041
حوزههای تخصصی:
ترویج افکار، فرهنگ سازی و... مفاهیمی هستند که امروز نزد پژوهشگران حوزه مطالعات فرهنگی، به ویژه در دنیای رسانه ها از اهمیت زیادی برخوردارند. امروزه به واسطه پیشرفت های شگرف در زمینه فناوری های ارتباطی و اطلاعات و تأثیرات گسترده آن در انتقال و القای اندیشه ها و آرمان ها، آشنایی با رسانه های فرهنگ ساز، صاحبان و گردانندگان آنها و اندیشه ها و ایده هایی که آنها ترویج می کنند، اهمیت مضاعف یافته است. یکی از مؤثرترین ابزارهای فرهنگی که یهودیان در جهت ترویج اندیشه های خود و "مظلوم نمایی" نزد افکار عمومی جهان و به خصوص در آمریکا، استفاده می کنند، صنعت سینما است. در این پژوهش، با بررسی تحلیل محتوای اجمالی سه اثر برتر سینمای انیمیشن، پاندای کونگ فوکار 2، فرار مرغی و چگونه اژدهای خود را تربیت کنید 2، به عنوان نمونه و به روش نشانه شناسی، نشان خواهیم داد که یهودیان چگونه از این سه اثر برای مظلوم نمایی و ترویج آرمان ها و ایده های خود استفاده کرده اند.
Anti-Arrogance and Support of Oppressed across the World in Imam Khomeini’s Foreign Policy Thoughts Emphasizing on the Semantics of Suppression and Arrogance in Almizan Interpretation
حوزههای تخصصی:
In this paper, it will be tried to explain the Quranic documents about anti-arrogance and support of Oppressed across the world according to Almizan interpretation, employing the text-based interpretation. Then it will be shown that these two principles have been focused and revived by Imam Khomeini. In fact it will be proved that Imam Khomeini has attempted to review the concepts of anti-arrogance and support of Oppressed across the world inspiring by the holy Quran, and has established them as two columns of his internal and foreign policy. Meanwhile it will be tried to study the concepts of anti-arrogance and support of Oppressed, their dimensions, their types, and their components according to Imam Khomeini’s viewpoint to show that the Quranic concept of anti-arrogance and support of Oppressed across the world is among the key components of his thoughts in the direction of realization of the universal government of Islam.
تحلیل قدرت هوشمند ایران در افغانستان پس از تهاجم آمریکا به این کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حاکمیت طالبان در افغانستان منشأ چالش های ایدئولوژیک، سیاسی و امنیتی بسیاری برای ایران بوده است؛ بنابراین ایران در پی سقوط طالبان فرصت های متنوعی را در عرصه سیاست خارجی به دست می آورد. این فرصت در 7 اکتبر 2001 به دنبال حمله آمریکا به افغانستان به دست آمد. حکومتی ارتجاعی و مستبد در افغانستان سقوط کرد و اقوام و مذهب های مختلف این کشور امکان مشارکت در حیات سیاسی- اجتماعی را یافتند. طالبان که از اصلی ترین تهدیدها ی فراروی ایران بود، از صحنه سیاسی افغانستان حذف شد و ایران اکنون می توانست به برقراری روابط با دولت این کشور و نفوذ در میان مردم آن اقدام کند. سیاست جدید ایران را می توان در مقیاس قدرت هوشمند (ترکیبی از قدرت نرم و سخت) تحلیل کرد. از سوی دیگر، حضور نیروهای غربی در قالب سازمان پیمان آتلانتیک شمالی در افغانستان تهدیدها یی را متوجه ایران کرد. این نوشتار بر آن است که ضمن بررسی پیشینه روابط ایران و افغانستان در دوران طالبان، قدرت و نفوذ ایران پس از اشغال این کشور توسط نظامیان غربی را تشریح کند. پرسش اصلی نوشتار این است که تهاجم آمریکا به افغانستان چه فرصت ها و چالش هایی را از دیدگاه قدرت هوشمند برای سیاست خارجی ایران پدید آورده است؟ فرضیه نیز چنین است که با توجه به پیشینه مشترک تاریخی، دینی و فرهنگی، افغانستان به سوی ایران گرایش پیدا کرد؛ اما پس از چند سال چالش های نوینی در روابط دوطرف پدید آمد که دراین نوشتار به آن می پردازیم.