فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۶۰۱ تا ۶٬۶۲۰ مورد از کل ۳۳٬۲۵۴ مورد.
منبع:
مطالعات راهبردی سال بیست و سوم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۸۹)
105 - 132
حوزههای تخصصی:
این مقاله به دنبال فهم نظام مند منطق اتحادهای ناپایدار در خاورمیانه پساانقلاب های عربی است. دولت های خاورمیانه بر چه اساسی وارد اتحاد با یکدیگر می شوند و رفتار ائتلاف سازی سیال آنها تحت تأثیر چه متغیرهایی است؟ برخلاف رویکردهای جریان اصلی در تبیین ماهیت اتحادها، متغیرهایی همچون موازنه قدرت، آنارشی، هویت و تهدیدات خارجی به تنهایی قادر به فهم سازوکارها و پیچیدگی های تجربی رفتار اتحادسازی دولت های خاورمیانه نیستند. مقاله حاضر با بهره گیری از نظریه های اتحاد در روابط بین الملل، چارچوب تلفیقی «امنیت رژیم» را به عنوان رویکرد آلترناتیوی در فهم ریشه های اتحاد در خاورمیانه پیشنهاد می کند. به رغم تحول در محیط بین المللی و منطقه ای، منافع اصلی برای هر کدام از دولت های خاورمیانه هنوز تأمین بقا و امنیت رژیم سیاسی آنهاست. در واقع، گزینه های روابط خارجی و اتحادسازی دولت های خاورمیانه مبتنی بر کنش پویای آنها به منظور حفظ امنیت رژیم حاکم در مقابل تهدیدات بالقوه داخلی و خارجی است. در چنین شرایطی، اتحادها به عنوان ائتلاف های فراملی میان متحدان بالقوه برای تأمین بقای رژیم های سیاسی فرمول بندی می شود. در راستای آزمون ایده اصلی مقاله، به بررسی موردی ائتلاف های منطقه ای خاورمیانه پرداخته می شود.
نقد و بررسی شبهه گلدزیهر درباره پیشرفت مسلحانه اسلام (جنگ مقدس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس آموزه های قرآن و متن پیام های آسمانی و هماهنگی قوانین و احکام آن با فطرت انسانی و سخنان گهربار معصومین علیهم السلام به جهانی بودن و جاودانگی دین اسلام و به خاتمیت آن پی می بریم و این امر از منظر عقل و علم و شواهد تاریخی و هماهنگی با فطرت نوع بشر برای مخالفان و معاندان قابل اثبات است . مقاله پیش رو پژوهشی است مستند پیرامون نقد دیدگاه مستشرق معروف « گلد زیهر » پیرامون این پرسش که چرا از نظر ایشان پیشرفت اسلام با شمشیر و با زور آن صورت گرفته است ؟ مدعای نویسندگان این است که عدم آگاهی عمیق ایشان از مفهوم جهاد و معنای جامع آن و سطحی نگری و پندار گرایی این مستشرق ، منتهی به این داوری نا صواب گردیده است . در ضرورت بحث همین بس که این شبهه ذهن بسیاری از جویندگان و طالبان اسلام را مشوش نموده، لذا کنکاش عالمانه و جامع الاطراف آن ضروری می نماید . حاصل پژوهش پیش رو که از نوع توصیفی – تحلیلی می باشد این است که دین اسلام و مجموع آیات پیرامون جنگ و جهاد نشان می دهد که هیچ گاه در اسلام جنگ و تجاوز را آغازگر نبوده و اصل در آن صلح و سلم بوده ، لکن در مقام دفاع به عنوان یک حق مسلم بشری در مقابل دشمن متجاوز به طور مسلحانه و با قاطعیت و قدرت از حریم دین و پیروان آن دفاع می نماید .
بحران کرونا و مسئولیت حقوقی بین المللی دولتها در حوزه سلامت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال سوم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۹)
2435 - 2452
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر در صدد پاسخگویی به این پرسش که مسئولیتهای حقوقی ناشی از عدم اعمال برخی تعهدات بین المللی از سوی دولتها، در قبال دیگر دولتها و نیز در قبال مردم چیست؟ یافته ها حاکی از آن است که بر اساس کنوانسیون بین المللی حقوق بشر، بویژه میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، ارائه خدمات بهداشتی و درمانی از سوی دولتها، صرفاً به اتباع و مردم موجود در سرزمین خود محدود نبوده بلکه تعهد به همکاری های بین المللی در این خصوص مطرح می باشد؛ از سوی دیگر، با انتشار ویروس کرونا و شیوع بیماری نوپدید و مهلک کووید 19 در دنیا، دولتها اقدام به ارائه خدمات درمانی اجباری به افراد – خصوصاً مبتلایان به این بیماری- نموده اند؛ الزمی بودن خدمات با قواعد حقوق بشر منافی دارد. دادن این خدمات، جدای از تضییع برخی حقوق فردی و جمعی، در عمل منجر به نقض برخی تعهدات بین المللی آنها نیز گردیده ، اما با توجه به آنکه این اقدامات اختیاری و موقتی است، دولتها نمی توانند از عدم امکان اجرای مطلق معاهدات خود در مجامع بین المللی سخنی به میان آورده و به تبع آن، نقض تعهدات بین المللی خود را توجیه نمایند چرا که اثرات بحران کرونا بر فقدان امکان اجرای معاهدات متفاوت است پس، این سخن که شیوع ویروس کرونا به طور جامع مانع از انجام تعهدات دولتها می شود، پذیرفتنی نیست و صرفاً دولتها می تواند با تاکید به قاعده «فورس ماژور» ماده 23 موضوع مسئولیت بین المللی دولتها، مانع از قبول تقصیر ناشی از فقدان انجام معاهده شده و خود را از مسئولیت نقض تعهد، مبرا سازند.
گونه های پیشگیرانه سیاست های جنایی مشارکتی در جرائم اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال سوم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۱۰)
737 - 757
حوزههای تخصصی:
این مقاله با عنوان گونه های پیشگیرانه سیاست های جنایی مشارکتی در گستره جرائم اقتصادی باهدف بررسی جرائم اقتصادی و نقش مشارکتی مردم و سازمان های مردم نهاد به عنوان سیاست های جنایی مشارکتی صورت پذیرفته است . تهیه کنندگان قوانین مجازات اسلامی و آیین دادرسی کیفری از اتخاذ سیاست جنایی مشارکتی در تهیه و تدوین این قوانین به دنبال تحقق اهدافی هستند که درنهایت به حل مشکلات نظام عدالت کیفری کشور ختم شده است . اجرای موفقیت آمیز این قوانین و رسیدن به اهداف موردنظر سیاست جنایی مشارکتی مستلزم شناخت مبانی و آثار مشارکت مردم و همچنین بسترهای لازم برای اجرایی نمودن سیاست های مشارکتی مقنن در قوانین یادشده است به ویژه اینکه هر دو قانون نو پا بوده و این احتمال وجود دارد که اعمال سیاست های مشارکتی مقنن با چالش ها و محدودیت هایی مواجه است. که این امر می تواند ضرورت بررسی سیاست جنایی مشارکتی را در پرتو این قوانین توجیه نماید.نظام عدالت کیفری ایران نیز تحت تأثیر تحولات علوم جنایی، توسعه ی مفهوم حقوق بشر و با الهام از مبانی دینی و فقهی به مصادیق متعددی از سیاست جنایی مشارکتی در قوانین مجازات اسلامی و آیین دادرسی کیفری اشاره نموده است. دستیابی به موفقیت درزمینهٔ ی مشارکت مردمی در قلمرو عدالت کیفری منوط به پیش شرط هایی ازجمله تحولات ساختاری در نظام سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه و شناخت و درک صحیح از مبانی و آثاری است که در اتخاذ سیاست جنایی مشارکتی وجود دارد.
کاربرد «قاعده لاضرر» در حقوق دریای خلیج فارس از دیدگاه فقهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال سوم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۱۰)
875 - 888
حوزههای تخصصی:
قاعده لاضَرَرْ قاعده فقهی برگرفته از متن حدیث نبوی «لا ضَرَر و لا ضِرار فی الاسلام» که بر نفی ضرر و زیان زدن به خود و دیگران در دین اسلام و حرمت آن دلالت می کند. قاعده لاضرر از قواعد مشهوری است که در بیشتر ابواب فقهی کاربرد دارد و در اهمیت آن گفته شده که یکی از پنج قاعده ای است که مسائل فقهی بر آن استوار است. «قاعده لاضرر» از جمله قواعدی است: که از سند فقهی و عقلایی معتبری برخوردار بوده و آیات و روایت متعددی بر آن دلالت دارند. و بر بسیاری از قواعد فقهی دیگر نیز «حکومت» دارد. مفاد قاعده لاضرر «مطلق» است و لذا هر نوع ضرری را شامل می شود. بر اساس بند ۱ ماده ۱۸ کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها: «عبور بی ضرر» حقی است که بر طبق شرائطی برای عبور کشتی-های خارجی در دریای سرزمینی به رسمیت شناخته شده است. در بند 2 ماده 19 کنوانسیون یاد شده، مواردی یازده گانه را که از «مصادیق ضرری» بوده بر شمرده است. براساس مفاد بند 1 ماده 21 کنوانسیون 1982 دریاها، دولت جمهوری اسلامی صلاحیت قانونگذاری و اجرای آنرا در آبهای سرزمینی خود دارد و می تواند هرگونه ضرری را از ناحیه کشتی های خارجی مانع شود.
واکاوی سمبولیسم سیاسی-اجتماعی در آثار صمد بهرنگی و محمود دولت آبادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال سوم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۱۲)
485 - 506
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی و بررسی سمبولیسم سیاسی- اجتماعی در آثار صمد بهرنگی و محمود دولت آبادی، صورت گرفته است. جهت گرداوری اطلاعات،از روش کتابخانه ای به شیوه فیش برداری استفاده شد و با استفاده از روش توصیفی ، اطلاعات مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که در گرایش صمد بهرنگی و محمود دولت آبادی به سمبولیسم، دو عامل نقش داشته است. اول عوامل داخلی هستند که موجبات شکل گیری تفکر این اندیشمندان را فراهم کردند. جامعه خفقان زده در دوره پهلوی دوم، باعث شده که ادیبان یاد شده، نتوانند سخن خود را واضح بیان کنند و لذا از نماد و سمبل جهت بیان عقاید استفاده کردند. از دیگر سو نباید از عامل خارجی این اندیشه غافل شد. با توجه به اینکه بهرنگی و دولت ابادی، بخشی از عقاید حزب توده را با خود حمل می کردند، تفکر غربگرایی و توهم روشنفکری، در انها ایجاد شده بود. و گمان می کردند که اگر سبک تفکر و ادبیات غربی را وارد ادبیات ایران کنند، می توانند منظور خود را بهتر به مخاطب القا نمایند. در نتیجه این عوامل، صمد بهرنگی و محمود دولت آبادی به استفاده از سمبولیسم سیاسی- اجتماعی در نثر خود همت گماشتند و در زمره سردمداران سبک سمبولیسم در ایران هستند.
آسیب شناسی تغییر مذهب در استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال بیست و سوم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۸۸)
155 - 180
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، آسیب شناسی تغییر مذهب در استان خوزستان است. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی با راهبرد استقرایی است. جامعه آماری، اساتید دانشگاه و حوزه، خبرگان فرهنگی در استان خوزستان و افراد در معرض تغییر هویت فرهنگی هستند که با استفاده از روش نمونه گیری تعمدی و قضاوتی، تعداد 25 نفر از اعضای جامعه آماری به عنوان حجم نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار گرد آوری داده ها، مصاحبه آزاد (عمیق) است. متون پیاده شده حاصل از مصاحبه ها، با استفاده از نرم افزار Maxqda2018 تحلیل شد. تعداد 9 مقوله اصلی و 39 مقوله فرعی مورد شناسایی قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهد که عوامل زمینه ای، ساختاری ومداخله ای مهم ترین علل بروز و شیوع این پدیده نوظهور در استان هستند. امکان بهره برداری و سوءاستفاده جریان های ضدانقلاب تجزیه طلب، تکفیری و تروریستی از گرایش یافتگان به وهابیت در خوزستان، مهم ترین آسیب های این جریان خواهد خواهد بود. آسیب های احتمالی آینده تغییر مذهب در خوزستان، تغییر فاز از گروه های سنی بالا به جذب و یارگیری از جوانان و نوجوانان؛ از جنسیت مذکر به جنس مونث؛ و از روش پنهانی به روش آشکار معرفی شده است.
پساصهیونیسم و ناامنی هستی شناختی رژیم صهیونیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسرائیل که به جهت تصنعی بودنش در منطقه خاورمیانه، از بدو تأسیس گرفتار دغدغه بقا بود، پس از گذران چهار جنگ بزرگ پیروزمند در برابر دولت های عربی، توانست اطمینان نسبی از امنیت مرزهایش را به دست آورد. همین حس تضمین بقا، زمینه ای ایجاد کرد تا اسرائیل درگیر بحث های عمیق تری شود که اهمیت آن فراتر از امنیت فیزیکی بود. نضج گیری ناامنی هستی شناختی اسرائیل در پرتو امنیت نسبی فیزیکی، با جدال بر سر حافظه ملی و تاریخ نگاری صهیونیسم آغاز گشت. بازخوانی داستان های روایت شده صهیونیسم که دیگر تجلی یک خاطره مشترک و متداوم و غیرمنقطع تاریخی نبود، فرد یهودی را دچار فقدان احساس منسجمی نسبت به پیوستگی و ادامه دار بودن سرگذشت خویش نمود به نحوی که او اکنون، زمان را هم چون رشته ای از لحظه های ناپیوسته درک می کند. در این میان آن چه بیش از همه صهیونیسم را دچار ناامنی هستی شناختی نمود، تردید افکنی در بنیان های دو اسطوره «سرزمین موعود» و «قوم برگزیده» بود که شیرازه هویت صهیونیسم محسوب می شود. روش انجام این پژوهش اسنادی– تحلیلی است و یافته های این پژوهش مبین آن است که رژیم صهیونیستی در مواجهه با ناامنی هستی شناختی، به سوی سیاست «امنیتی کردن» هویت، روی آورده است.
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و نظریه اسلامی روابط بین الملل: گذار از نظریه های غربی
منبع:
راهبرد سیاسی سال چهارم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۳
133 - 155
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران تحولی جدی در روابط بین الملل پدید آورد. با این تحول، نظریه های رایج در روابط بین الملل از تحلیل سیاست خارجی ایران عاجز ماندند. زیرا با پیروزی انقلاب اسلامی عنصر جدیدی به نام مذهب وارد عرصه سیاست خارجی شد. عاملی که هیچکدام از نظریه های مذکور قادر به تحلیل نقش آن نبودند. برای رفع این نقیصه از مناظره چهارم روابط بین الملل نظریه سازه انگاری متولد شد. ولیکن از آنجا که دارای مبانی غربی است قادر به تحلیل سیاست خارجی ایران در همه عرصه های روابط بین الملل نیست. سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با رویکردی اسلامی، انتقادی و تجدید نظرطلب نیازمند ارائه نظریه ای بومی و اسلامی است. در این راستا، نظریه اسلامی روابط بین الملل بهترین دریچه برای تحلیل و تبیین سیاست خارجی ایران در راستای امت محوری و استقرار نظم جهانی عادلانه می باشد. این پژوهش با شناسایی اصول 14 گانه نظریه اسلامی روابط بین الملل در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که چگونه کاربست نظریه اسلامی روابط بین الملل برای تحلیل و تبیین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران امکان پذیر است؟
نظریه بیداری اسلامی و نظریه های رقیب؛ استنتاج بهترین تبیین در تحلیل تحولات خاورمیانه عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بیداری اسلامی سال نهم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۷
83 - 109
حوزههای تخصصی:
تحولات، حرکت ها و خیزش های انقلابی- اجتماعی مسلمانان در کشورهای خاورمیانه عربی و شمال آفریقا همچون تونس، مصر، لیبی، بحرین، یمن و سایر مناطق مهم جهان اسلام از سال 2010 تا به امروز مبتنی بر نگرش های متعدد و از زوایای مختلف مورد توجه تحلیلگران، اندیشمندان و نظریه پردازان قرار گرفته است. فی الواقع نگرش های مختلف اعم از اسلامی، لیبرالی، ناسیونالیستی از زوایای مختلفی به بررسی، تحلیل ماهیت و نظریه پردازی درباره این تحولات پرداخته اند. چنانکه برخی ذیل نظریات دموکراسی خواهی، لیبرال دموکراسی، بهار عربی، بیداری عربی و بیداری انسانی و برخی دیگر در قالب سلفی گرایی، بنیادگرایی و رادیکالیسم اسلامی تلاش دارند این مهم را تبیین و تحلیل نمایند. نتایج و یافته های تحقیق حاضر بازگوکننده این مهم است که نظریه بیداری اسلامی در مقایسه با نظریه های رقیب بواسطه استنتاج از راه بهترین تبیین تنها نظریه ای است که می تواند هویت واقعی این رخدادهای انقلابی را از حیث ساختاری، معرفتی- عقیدتی و رفتاری تبیین نماید و نیات و اهداف واقعی این خیزش های اسلامی مردمی را تحلیل کند.
بررسی تاثیر بحران کووید-19 بر گفتمان جهانی شدن و آینده پیش روی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال نهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۳ (پیاپی ۶۳)
223 - 262
حوزههای تخصصی:
پرسش اصلی مقاله عبارت است از اینکه «در شرایط بحرانی کنونی، کووید-19 چگونه بر گفتمان جهانی شدن تاثیر گذاشته و چه سناریوهایی پیش روی گفتمان جهانی شدن خواهند بود؟» نتایج حاصل از تحقیق که با روش آینده پژوهی (سناریوپردازی) حاصل شده است، نشان می دهد که گفتمان جهانی شدن با دال مرکزی لیبرالیسم و با دال های شناوری چون بازار آزاد و تجارت جهانی پیش از بحران کرونا دچار آسیب های اساسی شده بود؛ در این میان، همه گیری کرونا به این امر شدت بخشید و در ادامه تشدید سیاست های ضربتی دولت ها از قبیل انسداد مرزها، کنترل و محدودسازی اطلاعات و اخبار، عدم رعایت عدالت اجتماعی و حقوق بشر، شیوع ناسیونالیسم، اقتدارگرایی و سانسور شدید به تدریج مابقی دال های شناور را نیز با چالشی عمیق روبرو ساخت. به نظر می رسد در باب آینده پیش روی گفتمان جهانی شدن نیز چهار سناریو قابل طرح است که در سه دسته بندی عبارتند از: الف- آینده مطلوب: بازگشت جهانی شدن به روال گذشته و همبستگی مجدد میان دولت ها؛ ب- آینده محتمل: 1- کاهش سرعت فرایند جهانی شدن و روی آوری دولت ها به منفعت طلبی؛ 2-کاهش سرعت فرایند جهانی شدن و انقباض موقت محیط بین الملل؛ پ- آینده ممکن: توقف گفتمان جهانی شدن، شکست ایدئولوژی سرمایه داری و ظهور ایدئولوژی های جدید.
Being a Jurist as a Condition for the Islamic Ruler in the Sunni Political Jurisprudence(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The government and guardianship (Wilaya) have long been one of the most fundamental human societies issues. Prosperity, failure, dignity, and degradation of any society are directly affected by the power presiding over it. Therefore, universities and educational centers have long put the research, clarification, and the teaching of governing theories, principles, and sub-principles in their academic perspective. Both Shias and Sunnis accept guardianship and governance as a principle to a functioning society while disagreeing on the Islamic ruler's qualifying conditions. When theorizing the jurist's control (Wilaya of Faqih), Shia scholars solely assume their take on Islam for granted, almost irrespective of the Sunni perspective. Therefore, people may rightfully ask: ‘what are the Sunnis scholarly and jurisprudential stance on the Islamic jurist's guardianship?’ ‘Is this specific to the Shia world and limited to Shia Jurisprudential (Fiqh) theorizations or Sunnis supporting it?’ What are the privative and affirmative Sunni views for jurisprudence (Fiqaha) as a qualifying condition for the Islamic ruler?’ and ‘what are these views based?’ ‘What traits and requirements are necessary for the Islamic ruler from the Sunni scholarly perspective and whether or not it is possible to deduce the Islamic jurist's guardianship, as an exigent Islamic issue, from the Sunni-recognized Hadiths?’ These are questions to which this article will seek to provide answers from the viewpoint of political jurisprudence.
سیاست خاورمیانه ای ترامپ و بازآفرینی سیاست منطقه ای اسرائیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره دوازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۴
153 - 169
حوزههای تخصصی:
از زمانی که ترومن ریئس جمهور وقت ایالات متحده آمریکا استقلال اسرائیل را به رسمیت شناخت تا به امروز حفظ موجودیت و تأمین امنیت اسرائیل به عنوان متحد و شریک استراتژیک ایالات متحده در منطقه خاورمیانه، از تعهدات اصلی تمامی رؤسای جمهور آمریکا (اعم از جمهوری خواه و دموکرات) بوده است که میزان این حمایت، سیاست منطقه ای اسرائیل را در ادوار مختلف تحت تأثیر قرار داده است. بر این اساس سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که سیاست خاورمیانه ای ترامپ چه تأثیری بر سیاست منطقه ای اسرائیل داشته است؟ در این رابطه فرضیه مورد بررسی با اتخاذ روش توصیفی – تحلیلی و در چارچوب نظریه مجموعه امنیت منطقه ای کپنهاگ این است که: سیاست خاورمیانه ای ایالات متحده آمریکا در دولت ترامپ موجب تهاجمی تر شدن سیاست منطقه ای اسرائیل شده است. در نهایت پژوهش به این نتیجه ختم شده است که سیاست خاورمیانه ای ترامپ با تأکید بر حمایت رادیکالی از اسرائیل موجب تهاجمی تر شدن سیاست منطقه ای اسرائیل نسبت به جمهوری اسلامی ایران ایران، سوریه و فلسطین و گسترش دامنه بحران در غرب آسیا و در نتیجه تنش بیشتر در منطقه خاور میانه شده است.
فقدان تجدد و رزمجویی ذهنیت عرفانی/دوجایگاهی در بستر تاریخ معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۰ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
503 - 518
حوزههای تخصصی:
سال های دهه 40 و 50 خورشیدی آغازگاه ظهور روشنفکرانی بود که در مقاله حاضر ذیل مفهوم ذهنیت عرفانی/ دو جایگاهی قرار می گیرند؛ روشنفکرانی که بیش از آنکه در پی مفاهیمی همچون نوسازی، مرزهای ملی و اندیشه ترقی باشند، در پی تخریب نهادهای مدرن ناشی از مشروطه برآمدند و در این چالش به ذوب مفاهیمی یادشده پرداختند. این روشنفکران (روشنفکران شبه مذهبی، روشنفکران چپ و روشنفکران دولتی) نه تنها پیوندی با اندیشه ترقی و مفاهیم مدرن نداشتند، بلکه طبق نظرگاه پژوهشی ما به دنبال پرورش ایده هایی بودند که با تئوری ذهنیت عرفانی/ دو جایگاهی قابل تبیین است. از دیدگاه این نوشتار، روشنفکران و ایرانیان دچار شده به ذهنیت عرفانی/ دو جایگاهی در حوادث آخرین سال های دهه 50 که اوج ظهور این ذهنیت و تسلطش بر سراسر زیست ایرانیان بود، با پذیرش سه گام این ذهنیت (نفی شناخت، ارزش های مجازی و دولت مقدسِ خداگونه) پذیرای شرایط امروزی سرزمین خویش شدند. در نتیجه مفهوم ذهنیت عرفانی/ دو جایگاهی و شاخصه های آن (برگرفته از مباحث ارنست کاسیرر، لوی برول و جولیان جینز) مفهوم محوری پژوهش حاضر است و ذهنیت بخشی از روشنفکران یادشده به سنگ محک آن آزموده خواهد شد تا بتوان به تبیین نگاه این روشنفکران درباره حوادث سال های دهه 40 و 50 پرداخت.
تحلیل هجویه سیاسی شاعران اندلس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۰ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
519 - 534
حوزههای تخصصی:
هجو یکی از گونه های پویای ادبی است که در شعر برخی از شاعران عصر اندلس فراوان دیده شده است. پس از ظهور اسلام شعر هجو از حوزه فردی و قبیلگی خارج و در عرصه دین و سیاست داخل شد.گاه شاعران اندلس در هجویه های خود از ابزار طنز برای بیان اغراض و اهداف خود استفاده کرده اند و بدین وسیله در مقام منتقد اجتماعی و سیاسی در برابر قدرت های سیاسی ایستاده اند. آنچه در این مقاله مورد پژوهش قرار گرفته، آشکار کردن مضامین سیاسی در هجویه های شاعران اندلس است، بدین معنا که آنها در هجوهایشان از چه مضامین سیاسی بهره برده اند. از جمله این مضامین، می توان به ریاکار، گرگ صفت، ناپاک، فاسد، رشوه گیر، ستمکار و ظالم، بدرفتار و بی اصالت بودن اشاره کرد، که این مضامین را به امیران، فرماندهان جنگی، قاضیان و فقیهان نسبت داده اند. این شاعران در بسیاری از این مضامین با صراحت بیان و بدون ترس و جانبداری به مخالفت و انتقاد از این طبقات سیاسی پرداخته اند. کاربرد برخی صور بلاغی مانند تشبیه و استعاره و همچنین برخی محسنات لفظی در هجویه های سیاسی سبب زیبایی هجویه ها و جلب مخاطبان شده است.
Explaining Turkey's Cultural Diplomacy in Afghanistan during the AKP Era(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۱, Issue ۳۱ - Serial Number ۱, January ۲۰۲۰
303 - 332
حوزههای تخصصی:
Turkey as one of the regional actors in the Middle East has taken the ‘Look East’ policy in its foreign policy since 2002, when the Justice and Development Party (AKP) has come to power. Although the relations between Turkey and Afghanistan have a historical background dating back to the Ottoman, but the geopolitical and geostrategic position of Afghanistan has doubled its significance for Turkish politicians during the NeoOttomanism, the situation which has emerged in Turkish politics, especially its cultural diplomacy over Afghanistan Since the rise to power of the AKP. So, in this article, the main question is, what are the objectives and tools of Turkish cultural diplomacy in Afghanistan during the AKP era? In response to this question, the main hypothesis is that Turkey's cultural diplomacy during the AKP era was based on the use of shared linguistic, ethnic and religious values to strengthen Turkey's soft power in Afghanistan as well as the hegemony of Turkey in the region.
Great Powers and Iran-Saudi Relations(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۱, Issue ۳۱ - Serial Number ۱, January ۲۰۲۰
221 - 246
حوزههای تخصصی:
The Middle East and the Persian Gulf have witnessed an escalation in conflict and instability over the past few years where tense relationship between Iran and Saudi Arabia has had an undeniable effect in creating such a situation. From Iraq to Syria and from Lebanon to Yemen, the two countries have been competing with each other. Furthermore, Tehran-Riyadh disagreement over energy strategy and nuclear activities has been other source of tension and confrontation between the two countries. There is a concern among researchers that how this crisis can be managed. While some scholars see hegemony of a superpower like the United States or a regional power as the best solution to handle this challenge and the others believe that collective security system is the best option, the research aims to illustrate balancing is the most possible and realistic scenario in the Iran-Saudi Arabia rivalry for the foreseeable future. Accordingly, first we canvass these two regional powers rivalry in historical context and then offer practical implications and recommendations to change the status quo and reach to the more stable region. The research method would be descriptive-analytical and the data is provided from library and Internet sources.
مطالعه جامعه شناختی مدارای سیاسی در جامعه ایرانی: مورد مطالعه شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع این مقاله مطالعه جامعهشناختی مدارای سیاسی در ایران است. دستگاه نظری پژوهش بر تئوری های پاول وُگت در تحلیل مدارای سیاسی و نقش آموزش در آن و آنتونی گیدنز در تحلیل نقش جهانیشدن و رسانههای جدید در تغییرات سیاسی و فرهنگی، استوار است. نوع تحقیق کمی و بر مبنای پیمایش اجتماعی است. حجم نمونه 811 نفر و شیوه نمونه گیری، نمونه گیری طبقه بندی شده تناسبی(برحسب جنس) و در مراحل نهایی نمونه گیری تصادفی ساده و سیستماتیک است. شواهده تجربی پژوهش دلالت بر بالابودن میزان گرایش به مدارای سیاسی در جامعه نمونه دارد. به استناد یافته های تجربی پژوهش میتوان داوری کرد که گزارههای مشاهده ای، صدق راه حل های بیان شده در پژوهش مبنی بر رابطه میزان مصرف رسانه های نوین با میزان مدارای سیاسی را تأیید میکند. چنانکه تابع رگرسیون استاندارد دلالت براین دارد که که سهم شاخص مصرف رسانه های نوین در تبیین شاخص مدارای سیاسی 38 واحد بیشتر از شاخص تجربه آموزشهای نوین است. همچنین نسبتی از واریانس متغیر مدارای سیاسی که از ترکیب خطی دو متغیر تجربه آموزشی نوین و مصرف رسانههای نوین تبیین میگردد به اندازه 37 درصد است.
بایسته های عدالت خواهی از دیدگاه رهبر معظم انقلاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه در فضای عمومی کشور شاهد مباحث مختلفی در زمینه عدالتخواهی هستیم که گاه افراط و تفریط ها یا دوگانه های نظری مانند عدالت-ولایت یا عدالت-مواسات نیز مشاهده می گردد. فهم راهبردها و سخنان رهبر معظم انقلاب در زمینه عدالتخواهی با توجه به جایگاه شرعی و سیاسی ایشان، برای عموم مردم و مخصوصاً نخبگان و فعالان عرصه عدالت و مطالبه گری ضروری است. مقاله حاضر به دنبال دستیابی به پاسخ این سوال است که «بایسته های عدالتخواهی از دیدگاه رهبر معظم انقلاب چه مواردی است؟» در این مقاله از روش تحلیل مضمون برای تحلیل سخنان رهبر انقلاب استفاده شده است. با اجرای مراحل این روش و با کدگذاری نقل قول هایی از سخنان رهبری در باب عدالتخواهی، 121مضمون پایه، 18مضمون سازمان دهنده و 7مضمون فراگیر استخراج شده است.هفت مضمون فراگیری که از تحلیل مضمونی بایسته های عدالتخواهی از دیدگاه رهبری به دست آمده است عبارتنداز: 1-عدالتخواهی مستمر و شجاعانه 2-نظریه پردازی عدالتخواهی مبتنی بر تعالیم اسلامی 3-گفتمان سازی عدالتخواهی 4-عدالتخواهی معنویت گرا 5-عدالتخواهی عقلانیت گرا 6-توجه به پیشرفت نسبی عدالت در جمهوری اسلامی 7-عدالتخواهیِ تقویت کننده نظام اسلامی.همچنین «عدالتخواهی انقلابی» به عنوان هسته و مقوله محوری این مقاله می باشد که می توان آن را درون مایه عدالتخواهی از دیدگاه رهبر انقلاب دانست.
تاثیر چندگانگی مدیریت بر توسعه اقتصادی شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال سوم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۱۲)
2455 - 2472
حوزههای تخصصی:
زندگی شهری، پدیده ای پیچیده و متغیر است و تحولات سریعی که در زمینه های گوناگون در جهان در حال وقوع است نیز این پیچیدگی را دو چندان می کند. تأثیر عوامل گوناگون بر زندگی شهری و شهرنشینی از یک سو و تأثیر شیوه های زندگی پرهیاهوی شهری بر تحولات مذکور از سوی دیگر، این پیچیدگی و تحول را پدیده ای همیشگی و روندی مداوم ساخته است برای دستیابی به توسعه پایدار باید ضمن شناخت پتانسیل ها و موانع توسعه، با نقد و تحلیل برنامه های توسعه از پنجاه سال گذشته، بتوان نقاط قوت وضعف برنامه های توسعه را شناخت. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که تاثیر چندگانگی مدیریت بر توسعه اقتصادی شهر مشهد چگونه است؟ هدف تحقیق تاثیر چندگانگی مدیریت بر توسعه اقتصادی شهر مشهد می باشد. روش پژوهش حاضر مطالعه ای توسعه ای- اکتشافی است. در این پژوهش از روش دلفی و با استفاده از نظریه داده بنیاد مبتنی بر شناسایی پدیده محوری، شرایط علی، عوامل زمینه ای و مداخله گر، راهبردها و پیامدها و ارتباط بین آن ها استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 30 نفر از متخصصین و برنامه ریزان توسعه استان در نظر است. بنابر مدل بدست آمده؛ مقوله های اصلی چندگانگی مدیریت شامل کنترل و دخالت همه جانبه دولت، استفاده از تجارب کشورهای اسلامی ،توسعه فناوری اطلاعات و افزایش انسجام اجتماعی، بهینه سازی ناوگان حمل و نقل و وجود آستان قدس به عنوان اهرمی قوی و رونق اقتصادی، رونق گردشگری، امنیت عمومی و اشتغال زایی به عنوان متغیرهای توسعه اقتصادی در نظر گرفته شده و در یک چارچوب پارادایمی هم پیوند شده اند.