فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۵۴۱ تا ۶٬۵۶۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
منبع:
دانش سیاسی سال هفدهم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۳۳)
243 - 266
حوزههای تخصصی:
تحقق پیشگیری اجتماعی از جرم که با تضمین حقوق اقتصادی و اجتماعی شهروندان محقق می شود همواره با پیچیدگی های نظری و چالش های عملی همراه بوده است. این نوع از حقوق در مقایسه با حقوق مدنی و سیاسی در بُعد داخلی و بین المللی مهجور مانده اند. افزون بر آن، تردید در قابلیت دادرسیِ این حقوق موجب شده است که در اغلب کشورها، ادعای نقض این حقوق در محاکم مسموع نباشد و به تبع آن، نتوان حکم به ضمانت اجراهای اداری، حقوقی و کیفری داد. پرسش اصلی مقاله آن است که الزامات و تکالیفِ حقوق بشری دولت ها در حوزه حقوق اقتصادی و اجتماعیِ شهروندان در اسناد بین المللی و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران چه جایگاهی دارند؟ این پژوهش در زمره تحقیقات بنیادی است. رویکردِ محقق تحلیلی انتقادی است و روش گردآوری داده ها اسنادی است. جهت تحلیل داده ها نیز از روش تحلیل اسناد حقوقی استفاده شده است. یافته های پژوهش مستند به اسناد بین المللی به ویژه میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و قانون اساسی حکایت از تعهد رو به تزاید یا فوریِ دولت ها در موضوع پژوهش حاضر دارد.
نقش مناطق استراتژیک در همکاریهای بین المللی و شکل گیری رژیم های بین المللی : مطالعه موردی بندر چابهار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال نهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۶ (پیاپی ۶۶)
153 - 179
حوزههای تخصصی:
پایان جنگ سرد موجب همکاری های جدید بین کشورها شد. یکی از انواع همکاری، رژیم های بین المللی می باشد. وجود قدرت های نوظهور در منطقه مانند چین و هند و کشورهای افغانستان و ایران با یک گذشته تاریخی مشترک و ارزش های فرهنگی و پیوستگی اقتصادی، زمینه مناسب برای تشکیل یک رژیم بین المللی در منطقه را ایجاد می کند. بندر استراتژیک چابهار می تواند در مرکز این رژیم قرار گیرد. در این راستا این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش اساسی است که چابهار چه ظرفیت هایی برای تبدیل شدن به یک رژیم بین المللی دارد و عناصر مشترک برای همکاری در غرب آسیا چگونه تشکیل این رژیم را تسهیل می نماید؟ و فرضیه ای که در پاسخ به این پرسش مهم مطرح است مبتنی بر این واقعیت می باشد که چابهار به سبب موقعیت ژتواکونومیک و ژئواستراتژیک خود می تواند به یک رژیم بین المللی اقتصادی تبدیل شود و پیشینه روابط و ارزش های مشترک میان کشورهای منطقه، شکل گیری این رژیم را تسهیل می کند. این مقاله با روش تبیینی- تحلیلی و با استفاده از منابع ثانویه شامل کتب، مقالات و سایت های اینترنتی انجام می شود.
تأملی بر سنّت -سنّت گرایی و نقد غرب از دیدگاه سید حسین نصر
منبع:
سیاست پژوهی جهان اسلام دوره ۸ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۲۲
1 - 12
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی دیدگاه و اندیشه دکتر سید حسین نصر در مورد سنّت و سنّت گرایی و نقد غرب است. سنّت در نظر دکتر نصر به معنای مجموعه اصولی است که از عالم بالا فرود آمده اند، یک تجّلی خاص از ذات الهی هستند که در مقاطع زمانی مختلف و در شرایط متفاوت، برای یک بشریت خاص بکار می روند. تغییر و تبدیلی در آن راه ندارد و همیشه بوده و خواهد بود، بدون اینکه محدود یا مقید به زمان و مکانی خاص باشد، نه شرقی است و نه غربی. سنّت در آنِ واحد، هم حقیقت و هم حضور است. نصر فرهنگ و تمدن غرب را مورد نقد قرار داده و معتقد است که جهان سنّتی با همه ابعادش، منظومه ای قابل دفاع بوده و مدرنیته و تجدد، بزرگ ترین بلایی بود که دامان انسان قرن اخیر را گرفت. وی تنها راه حل این معضل را توسل به حکمت جاویدان می داند. او نماینده نسلی از اندیشمندان سنّت باور مذهبی است که نمی خواهد در برابر اندیشه تجدد و سکولاریسم تسلیم شود، نصر که به تفکر مذهبی و عرفانی خویش اطمینان دارد، خیلی زود این وظیفه را برای خود برگزید که در برابر آموزه هایی که برای اسلام چالش ایجاد می کنند، بایستد.
تحلیل و آسیب شناسی گزارشات نهادهای سازمان ملل متحد در خصوص نقض حقوق بشر در کره شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس آمار رسمی سازمان ملل متحد، بیشترین قطعنامه ها و گزارش های نقض حقوق بشر، در خصوص کره شمالی تنظیم و منتشر شده است. محتوای اکثر گزارش ها به صراحت از نقض فاحش و گسترده حقوق بشر در کلیه ابعاد در این کشور حکایت دارند. هدف اساسی پژوهش، بررسی و سنجش میزان اثربخشی گزارش های حقوق بشری در تعدیل رفتار خاندان کیم در رعایت موازین جهانی حقوق بشر می باشد. با رویکردی توصیفی-تحلیلی، ضمن بررسی عمده گزارش های منتشر شده و پاسخ دهی به این پرسش که گزارش های نهادهای سازمان ملل متحد، چه تاثیری در کاهش نقض حقوق بشر در کره شمالی داشته است؟ به تحلیل و آسیب شناسی رویه مقامات کره شمالی در برخورد با گزارش ها و میزان کارآمدی آن ها در جهت احیای حقوق بشر پرداخته شده است. نتایج نشان می دهد که علی رغم صدور قطعنامه ها و گزارش های متعدد توسط نهادهای حقوقی بشری ملل متحد، این کشور همچنان به نقض فاحش حقوق بشر ادامه می دهد. مهمترین عوامل چنین رویه ای توسط سران این کشور، به نوع زمامداری توتالیتری در داخل کشور، حمایت بین المللی توسط دولت چین و روسیه و مسلح بودن به سلاح های هسته ای و کشتار جمعی می باشد، لذا چنین عواملی باعث ناکارآمدی و کم اثر شدن سازوکارهای گزارش دهی حقوق بشری برای توقف نقض حقوق بشر در این کشور شده است.
رعایت مدت زمان معقول فرآیند کیفری از منظر بایسته های حقوق بشر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۶۸)
159 - 174
حوزههای تخصصی:
در اکثر نظام های حقوقی دنیا، دادرسی عادلانه از اهم مطالبات ملت ها است. رکن رکین دادرسی عادلانه، رعایت حقوق دفاعی متهم است که مدت معقول فرایندکیفری از جمله آن است. این مرحله از شروع تعقیب تا اجرای حکم را شامل می شود. طول این مدت در دادرسی اهمیت ویژه ای دارد زیرا اگر مدت معقول فرایندکیفری معین نباشد یا ضابطه ای برای آن مشخص نگردد، یقینا برخی از حقوق متهم سلب یا محدود خواهدشد. همچنین، روند قضایی را به نسبت سلایق قضات، متفاوت نموده و نهایتا موجب نقض حقوق دفاعی متهم و حتی شاکی می گردد. مسأله این است که رویکرد حقوق ایران و اسناد بین المللی نسبت به مدت معقول فرایند کیفری چگونه است؟ این مقاله قصد دارد تا به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، ضمن اشاره به مبانی و بایسته های حقوق بشری با هدف بررسی علل اطاله دادرسی و ارائه رهیافت های نوین، وضعیت مدت معقول در فرایندکیفری را مورد بررسی و ارزیابی قراردهد. آنچه از مجموع بررسی های پژوهش حاضر می توان یافت اینکه اگرچه در اسناد بین المللی حقوق بشری، ضابطه مشخصی برای تعیین مدت معقول فرایندکیفری وجودندارد؛ لیکن عوامل گوناگون تاثیر گذار در این فرایند از قبیل: مقررات داخلی، پیچیدگی پرونده، نوع اتهام، اعمال مقامات قضایی و غیرو را مورد توجه قرارداده است. اما قانونگذار ما بدون اشاره به عوامل مذکور، صرفا با اکتفاء به اشارات مجمل «رسیدگی در اسرع وقت»، تمایلی به تعریف، تبیین و ذکر بایسته های نوین مدت معقول فرایندکیفری نشان نداده است.
رابطه بین شبکه های اجتماعی و اعتماد نهادی؛ مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال نهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۶ (پیاپی ۶۶)
101 - 127
حوزههای تخصصی:
پرسش اصلی پژوهش آن است که چه رابطه ای میان اعتماد به شبکه های اجتماعی و منابع اعتماد اجتماعی با اعتماد نهادی در بین دانشجویان وجود دارد؟ فرضیه اصلی آن است که اعتماد به شبکه های اجتماعی سایبری (فیس بوک، تویتر و غیره) بر عوامل اعتماد اجتماعی همچون خانواده، هویت ملی و مذهبی و اعتماد نهادی اعم از نهادهای حاکمیتی و نهادهای مدنی تاثیر معناداری می گذارد. این پژوهش با روش پیمایشی انجام شده است. یافته کلی آن است که در قالب معادلات ساختاری، 38% درصد از متغیر وابسته یعنی اعتماد نهادی توسط اعتماد به شبکه اجتماعی (متغیر مستقل) و عوامل یا منابع اعتماد اجتماعی همچون خانواده، هویت ملی و هویت دینی به عنوان متغیرهای کنترل یا واسطه ای تبیین گردیدند. اعتماد به شبکه های اجتماعی در حد 26 درصد بر کاهش اعتماد به عوامل اعتماد اجتماعی بویژه هویت ملی تاثیر گذاشته و این کاهش اعتماد اجتماعی نیز باعث کاهش اعتماد نهادی عمدتا در سطح نهادهای حاکمیتی- حکومتی شده است. در بین مؤلفه های عوامل اعتماد اجتماعی، هویت ملی بیشترین تأثیر منفی با 23% را از شبکه های اجتماعی گرفته است. در بین مؤلفه های اعتماد نهادی، اعتماد به نهادهای حکومتی بصورت غیرمستقیم بیشترین تأثیر منفی را با 14 % از شبکه های اجتماعی گرفته است.
بررسی مدیریت شبکه های اجتماعی در فضای سیاسی ایران به عنوان یک مسئله بدخیم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال نهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۶ (پیاپی ۶۶)
129 - 152
حوزههای تخصصی:
اینترنت به مثابه یک حوزه عمومی، دگرگونی های ژرفی در اشکال مشارکت سیاسی ایجاد کرده که صاحب نظران از آن تحت عنوان ظهور فرم های پست مدرن مشارکت سیاسی یاد می کنند. بسیاری از مسائل جوامع مدرن در ذیل مسائل بدخیم قرار دارند که در این میان، پیامدهای سیاسی و اجتماعی شبکه های مجازی از جمله مسائل پیچیده در هندسه جوامع نوین است. حال این موضوع مطرح است که شبکه های اجتماعی مجازی به عنوان یک مسئله بدخیم چه تأثیری بر سپهر سیاسی کشور دارد؟ از آنجا که برای رویارویی با مسائل بدخیم، اتخاذ رویکردهای سنتی و اقتدارگرایانه به شکست خواهد انجامید، لذا باید استراتژی های دیگری اتخاذ نمود. این نوشته می کوشد تأثیرهای چندجانبه شبکه های مجازی در فضای سیاسی کشور را مورد بررسی قرار داده و نشان دهد که نحوه مدیریت نهادهای دولتی و رسمی کشور باید در چه چارچوبی باشد. تصمیم های مبتنی بر مشارکت و تلاش برای فهم عمیق از مقوله تکنولوژی، می تواند فضای مثبتی را برای ظهور قابلیت های نوین جامعه ایران فراهم سازد.
تأثیر عوامل سیاسی بر مؤلفه های بهره وری در کشورهای منتخب درحال توسعه (با تکیه بر نهادهای حاکمیتی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عوامل تعیین کننده بهره وری در سال های اخیر، از موارد مطرح شده در نظریه های رشد فراتر رفته و نقش عوامل سیاسی نیز در این زمینه مورد توجه محققان قرار گرفته است. درواقع نقش و جایگاه عوامل سیاسی در ارتقای بهره وری، واقعیتی است که نمی توان نسبت به آن بی تفاوت بود و بی توجهی در این زمینه می تواند لطمه های جبران ناپذیری را بر روند مؤلفه های بهره وری وارد کند. در این مقاله به بررسی تأثیر شاخص های عوامل سیاسی شامل: حق اعتراض و پاسخگویی، ثبات سیاسی بدون خشونت، اثربخشی دولت، کیفیت مقررات، حاکمیت قانون و کنترل فساد بر مؤلفه های بهره وری شامل: بهره وری کل عوامل تولید، بهره وری نیروی کار و بهره وری سرمایه در پانزده کشور منتخبِ درحال توسعه طی سال های 2006 تا 2017 با استفاده از تکنیک اقتصادسنجی پانل دیتا با رویکرد حداقل مربعات معمولی پویا (DOLS) پرداخته شده است. متغیرهای سرمایه گذاری مستقیم خارجی، تحقیق و توسعه، درجه بازبودن اقتصاد و تسهیلات بانکی نیز به عنوان متغیرهای کنترل در مدل ها وارد شده اند. نتایج برآوردها حاکی از آن است که تمامی شاخص های عوامل سیاسی، تأثیر مثبتی بر مؤلفه های بهره وری داشتند. در ارتباط با متغیرهای کنترل نیز شاهد روابط مثبتی هستیم؛ لذا باتوجه به نتایج به دست آمده می توان اذعان داشت که بخش چشمگیری از رشد بهره وری، منوط به عوامل سیاسی است؛ بنابراین ضروری به نظر می رسد که دولت های جوامع درحال توسعه، ضمن شناخت دقیق ساختارهای سیاسی، باید توجه ویژه ای به نقش مؤلفه های عوامل سیاسی و برقراری ثبات سیاسی بیشتر داشته باشند تا از این طریق بتوانند زمینه های ارتقای هرچه بیشتر مؤلفه های بهره وری را فراهم سازند.
نهادینه سازی سیره نبوی در حکمرانی علوی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نقطه عطف حکمرانی حضرت علی(ع) تلاش برای اجرا و نهادینه سازی سیره نبوی(ص) است. کاربست های سیره نبوی در حکمرانی حضرت امیرالمؤمنین(ع)مسئله ای است که کمتر بدان پرداخته شده است. در پژوهش حاضر به منظور رفع ابهام از این مسئله و شناسایی شیوه حکمرانی علوی، به روش تاریخی و با استفاده از اصطلاحات و مفاهیم جامعه شناسی، به این پرسش پاسخ داده شده است که «چگونه و از طریق چه فرایندی سیره نبوی(ص) به عنوان مبنای حکمرانی در حکومت حضرت علی(ع) نهادینه و موجب اتقان حکمرانی ایشان شده است؟» در پاسخ به سؤال فوق، این فرضیه مطرح شد که سیره نبوی از طریق اطمینان بخشی به جامعه و در عرصه های مختلفی همچون تربیت اخلاقی جامعه، تنظیم امور سیاسی اقتصادی، ایجاد همگرایی و ... بر حکمرانی علوی اثر مثبت گذاشته است. در اثبات فرضیه از نهج البلاغه، متون تاریخی و استناد به سخنان حضرت امیرالمؤمنین(ع) استفاده شده است.
تحلیل تماتیک موضع گیری های مقامات پولی در بحران های ارزی: دلالت های شناختی در شکل گیری انتظارات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال بیست و چهارم بهار ۱۴۰۰ شماره ۹۰
39 - 78
حوزههای تخصصی:
مدیریت انتظارات تورمی یکی از مهم ترین وظایف بانک های مرکزی است که از طریق مصاحبه ها و موضع گیری های مقامات پولی انجام می شود. مقامات پولی با بهره گیری از ابزار رسانه و ارتباطات با ارائه تصویری از آینده اقتصاد کلان کشور به انتظارات فعالان اقتصادی جهت دهی می کنند. بدیهی است که هرچه شهرت و اعتبار مقام پولی در نزد افکار عمومی بالاتر باشد فعالان اقتصادی تصویر ارائه شده توسط مقامات پولی از آینده را قابل باورتر و دارای قابلیت اتکای بیشتری می بینند. در کشور ما لنگر اسمی نرخ ارز به عنوان یکی از مهم ترین عوامل اثرگذار بر انتظارات تورمی شناخته می شود. با بروز بحران های ارزی اخیر، نقش بانک مرکزی در مدیریت انتظارات درباره آینده اقتصادی کشور بیش ازپیش آشکار شد. در این پژوهش ضمن معرفی ادبیات شهرت مقام پولی و نقش آن در شکل دهی انتظارات عوامل اقتصادی، با استفاده از تحلیل تماتیک، موضع گیری های مقامات پولی کشور یعنی رؤسای بانک مرکزی در دوره بحران ارزی 1391 و 1397، موردبررسی قرارگرفته و بر مبنای نظریه اقتصادی مقولات اصلی آن استخراج شده است. بر اساس نتایج این پژوهش مقولات اصلی در هردو بحران تکرار شده و در برخی موارد تصویر درستی از آینده اقتصاد کشور ارائه نداده است. این امر در آینده سبب خواهد شد که عوامل اقتصادی بر اساس قواعد ذهنی ایجادشده از دو بحران اخیر، اعتماد خود به مقامات پولی را از دست داده و درنهایت شهرت مقام پولی در ایران دچار خدشه شود.
جایگاه اعراب سنی عراق در راهبرد امنیتی آمریکا در عراق (2003 تا 2021)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال سیزدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
147 - 174
حوزههای تخصصی:
با حمله آمریکا به عراق در سال 2003، رژیم بعثی به رهبری صدام حسین با فروپاشی روبه رو شد و دولت مردان آمریکایی مسئولیت امنیت سازی و تشکیل دولت نوین در عراق را برعهده گرفتند. براساس استراتژی اولیه آمریکا در دولت جدید عراق، بسیاری از جریان های عرب سنی با مسئله طرد و حاشیه راندگی مواجه شدند. اما تحولات بعدی در عراق و چیدمان قدرت در این کشور برخلاف اهداف آمریکایی ها در حال پیشروی بود که این امر تجدیدنظر در استراتژی آمریکایی ها به دنبال تحولات رخ داده در عراق را به همراه داشت. آنچه که در مقاله پیش رو تحت عنوان سوال و مسئله اصلی مطرح شده این است که نقش و جایگاه اعراب سنی در راهبرد امنیتی آمریکا در قبال تحولات عراق بعد از سقوط رژیم صدام چیست؟ یافته های پژوهش نشانگر این است که با وجود طرد اولیه اعراب سنی عراق از سوی آمریکا، به موازت قدرت گیری شیعیان و نفوذ ایران در عراق، این نیروها به عنوان یک اولویت استراتژیک در سیاست های راهبردی آمریکا جهت تعدیل تهدیدات جدید (شیعیان عراق، ایران) نهادینه گشتند.
آسیب ها و چالش های امنیتی سازی مسائل داخلی؛ مطالعه موردی شبکه های اجتماعی مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه امنیتی سازی یکی از پرکاربرد ترین و بحث برانگیزترین نظریه های امنیتی معاصر است که توسط پژوهش گران در تبیین پدیده ها و اقدامات مختلف امنیتی به کار گرفته شده است. این مقاله درصدد کاربرد و پیاده سازی این نظریه در حوزه نادیده گرفته شده و کمتر کارشده امنیت داخلی با بررسی موردی آسیب شناسی امنیتی سازی شبکه های اجتماعی مجازی در جمهوری اسلامی ایران بر اساس روش پژوهش کتابخانه ای- اسنادی است. نویسنده ضمن اذعان به سخت تربودن امنیتی سازی مسائل داخلی نسبت به مسائل خارجی، معتقد است که مواردی نظیر تعدد بازیگران تصمیم گیر و ابهام در صلاحیت بازیگر امنیتی ساز، چارچوب بندی و تصویرسازی نامناسب از تهدید، بی توجهی یا کم توجهی به ویژگی های بافت اجتماعی و تنوع مخاطبان، سیاست گذاری نامناسب و غیرامنیتی نکردن به موقع از مهم ترین عواملی بوده که امنیتی سازی شبکه های اجتماعی مجازی را در جمهوری اسلامی ایران با چالش مواجه کرده است.
ابتکار یک کمربند و یک راه؛ تقویت رقابت یا همکاری چین و روسیه در آسیای مرکزی در حوزه انرژی (2014-2019)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دهه ها انرژی به ویژه نفت وگاز از مهم ترین عناصر رشد و توسعه اقتصادی کشورها و تبدیل شدن آن ها به قدرت منطقه ای و بین المللی بوده است. بر همین اساس، همواره مناطق دارای انرژی و مسیرهای انتقال آن برای کشورهای واردکننده و صادرکننده اهمیت بسیار زیادی دارد. چین به این منابع برای تداوم و توسعه رشد اقتصادی خود به شدت نیاز دارد. از این رو، این کشور به مناطق دارای انرژی برای تأمین نیازهای توسعه ای خود توجه کرده است و طرح هایی چون ابتکار یک کمربند و یک راه را برای دستیابی به منابع انرژی پایدار و امن در مناطق مختلف به ویژه منطقه آسیای مرکزی طرح ریزی کرده است. این منطقه «خارج نزدیک» روسیه محسوب می شود و نسبت به نفوذ دیگر قدرت ها به این منطقه و دستیابی به منابع انرژی آن ها توجه و حساسیت دارد. در این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی، چگونگی تأثیر طرح «احیای جاده ابریشم» بر روابط چین و روسیه در آسیای مرکزی در حوزه انرژی در سال های 2014 تا 2019 را بررسی می کنیم. براساس یافته های این نوشتار، گسترش همکاری های چین با کشورهای آسیای مرکزی به ویژه قزاقستان و ترکمنستان در چارچوب طرح یک کمربند و یک راه در سال های 2014 تا 2019، سبب برانگیختن نگرانی های رقابتی روسیه شده است. در نتیجه، مقام های چینی هم زمان طرح هایی را برای گسترش مبادلات و همکاری های انرژی با روسیه در قالب این طرح اجرا کرده اند. بنابراین می توان گفت طرح «یک کمربند و یک راه» چین، هم زمان رقابت و همکاری در روابط پکن و مسکو را در حوزه انرژی تقویت کرده است.
رویکرد عربستان سعودی در قبال تحولات مردمی یمن
حوزههای تخصصی:
یمن یکی از حاصلخیزترین مناطق شبه جزیره عربستان به شمار می رود و به علت دارا بودن موقعیت خاص جغرافیایی و بنادر و جزایر مهم در طول تاریخ مطمع نظر بازیگران منطقه ای و بین المللی بوده و صفحات تاریخ این کشور را حوادث گوناگون پر کرده است. دیپلماسی و سیاست خارجی دولت عربستان سعودی به شدت متأثر از ایدئولوژی وهابیت و نفت است و لذا به شدت نگران افزایش نفوذ ایران در منطقه است. بر همین اساس، عربستان سعودی سعی کرده و خواهد کرد تا به هر طریق ممکن، ایران را از معادلات جدید شکل گرفته در منطقه حذف کند و نقش آن را به حداقل کاهش دهد. یمن یکی از مهم-ترین این مناطق است. جایی که عربستان آن را به عنوان حیاط خلوت خود به حساب می آورد. عربستان سعودی، قدرت گیری انصارالله و گروه های شیعی در یمن را تهدید مستقیمی از سوی جمهوری اسلامی ایران قلمداد کرده و به مقابله نظامی با آن پرداخته است. پرسش اصلی پژوهش حاضر آن است که عربستان سعودی در قبال تحولات مردمی یمن چه رویکردی را دنبال می کند؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که سعودی ها با اهدافی همچون محدودسازی ایران، سست کردن حلقه های محور مقاومت در منطقه و نیز جلوگیری از سرریز شدن تحولات یمن به مرزهای شرقی خود در راستای حفظ و ایجاد یمنی ضعیف و دور نگه داشتن شیعیان این کشور از منابع قدرت گام بر می دارند. روش شناسی این پژوهش توصیفی – تحلیلی بوده و سعی شده است بر پایه نظریه رئالیسم تهاجمی به بررسی این موضوع پرداخته شود.
عقد جعاله از منظر بانکداری اسلامی و تطبیق آن با حقوق کشور مالزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی سیاسی ایران سال سوم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۱۰)
1021 - 1033
حوزههای تخصصی:
با مداقه در قانون عملیات بانکی بدون ربا مصوب سال 1392 و آئین نامه ها ودستورالعمل های آن مشخص می گردد که در قانون اخیر بعضی از قراردادهایی پا به عرصه وجود گذاردند که متفاوت از قراردادهای هم نام خود، در حقوق مدنی هستند که یکی از این عقود جعاله های بانکی می باشد. در بانکداری اسلامی روابط اقتصادی مردم بر اساس قراردادهای اسلامی است. از جمله روابط اقتصادی دو جانبه که بین مردم با یکدیگراز یک سو و از سوی دیگر با بانک ها در جامعه اسلامی وجود دارد؛ جعاله می باشد. اعطای تسهیلات در بانک ها به مردم تحت عناوین عقود اسلامی می باشد که یکی از این عقود، عقد جعاله می باشد. جعاله یک معامله فقهی بوده که در قانون ایران به عنوان یکی از عقود معین معرفی شده است. در حقوق مالزی، تسریع در آزاد سازی مجوز جهت انجام فعالیت های بانکی مطابق با شریعت، مالزی را به یک قطب رقابتی در نظام بانکداری اسلامی تبدیل کرده است. بررسی نحوه عملکرد بانک های این کشور در زمینه های مختلف با استفاده از روش های منطبق بر عقود شریعت می تواند نقش موثری در بهبود روش ها و عملکرد صنعت بانکداری اسلامی در ایران داشته باشد. در این مقاله با شیوه تحلیلی و توصیفی به بیان چارچوب های حاکم بر عقد جعاله از منظر بانکداری اسلامی و با رویکرد تطبیقی با حقوق کشور مالزی پرداخته ایم.
نقد فرانظری مبانی هستی شناختی حکمرانی دولت ها در سیاست گذاری سلامت برای کنترل همه گیری کووید-19 (مطالعه موردی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال پانزدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۵۸)
183 - 224
حوزههای تخصصی:
درآغاز سال۲۰۲۰ میلادی،پاندمی ویروس کرونا متاثر از سرایت ویروس از راه تنفس انسان به انسان،شبکه ارتباطات انسانی را با محدودیت ودولت ها را برای حفظ جان شهروندانشان در یک «وضعیت استثنایی» قرارداد. از این رو پژوهشگر،«چگونگی اثرگذاری هستی شناسی حکمرانی دولت بر سیاست گذاری سلامت برای کنترل پاندمی ها» را با رویکرد انتقادی و روش «توصیفی-تحلیلی» مبتنی بر هشت اندیشه برابری طلبی ،سودمندگرایی ، لیبرالیسم ،شخص گرایی ،قابلیت گرایی ،کمونیستی،مساوات طلبی،بهزیست گرایی، در وضعیت استثنایی پاندمی COVIDE-19 بررسی کرده و در «چیستی مبانی آنتالوژیک حکمرانی دولت در ایران برای کنترل ویروس کرونا »،را با رهیافت فرانظریه و روش «فرایند تاریخی»، نقد می کند تحقیق، به این بحث پرداخته که تقدم پیشینی مبانی هستی شناختی دولت بر سیاست های سلامت سبب می شود تا حکمران سیاسی ، با کنش گری محدود اما کارگزارمحور در مواجه با پاندمی ها تحت تاثیر پارادایم های فلسفی، مفهوم سلامت جوامع انسانی را در معنایی متفاوت بکار ببرد. محقق به این نتیجه رسید که سیاستگذاری سلامت در منطق استثنا ، متاثر از مبانی هستی شناختی این جوامع ،حائز ویژگی «تمرکزگرایی» در شیوه های اعمال قدرت حکمران سیاسی برای حفظ «جمعیتِ اجتماع» است. این در حالی است که سیاستگذاری سلامت در ایران تا انقلاب۱۹۰۶ مشروطه، متاثر از عناصر خردستیز و عرفانگرا در تقابل با امرملی بوده وبعد از آن تا انقلاب اسلامی۱۹۷۸ متاثر ازتفسیر ایدئولوژیک از سنت بوده است. بعداز انقلاب۱۹۷۸، سیاستگذاری سلامت با قرائتی سوسیالیستی از حکمرانی برای عدالت همراه بوده که درسال۲۰۲۰،قوه مجریه در ایران مبتنی بر نظریات حکمرانی «مشارکتی-جهانی»،کوشش کرده برای کنترل شیوع ویروس کرونا سیاستگذاری کند.
رویکرد نوین روسیه نسبت به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس
حوزههای تخصصی:
سیاست روسیه نسبت به منطقه خلیج فارس، به ویژه از آغاز هزاره دوم تاکنون، ضمن توجه به بعضی از اهداف تاریخی و همچنین تحت تأثیر تحولات داخلی و سازوکارهای جدید منطقه ای و جهانی؛ شامل انگیزه های جدیدی شده است. در این مقاله، نویسندگان با توجه به رویکرد چندجانبه گرایی روسیه و تلاش این کشور برای پیوند اهداف ژئوپلیتیکی و انگیزه های ژئواکونومی در منطقه خلیج فارس، درصدد ارائه پاسخی متقن بدین سؤال اند که رویکرد نوین روسیه نسبت به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس شامل چه اهدافی می شود؟ براساس فرضیه مدنظر این پژوهش، رویکرد نوین روسیه نسبت به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، پس از تحولات سال 2011 و با توجه به نوع سیاست ها و اختلافات اعضا و همچنین تحولات خاورمیانه و حوزه خلیج فارس، در سه گروه «عربستان، امارات و بحرین»، «کویت و عمان» و «قطر» تقسیم بندی شده و به این شورا به عنوان یک سازمان و بلوک متحد و یکپارچه نگریسته نشده است. رویکردی که مبتنی بر چندجانبه گرایی و در پیوند میان اهداف ژئوپلیتیکی و ژئواکونومی پیگیری شده است. در مقابل، کشورهای شورای همکاری نیز در جهت به حداکثر رساندن منافع و همچنین با هدف متنوع ساختن روابط خود در کنار حفظ رابطه با آمریکا و غرب، به گسترش روابط سیاسی، اقتصادی، علمی و نظامی با روسیه پرداخته اند.
پی جویی آینده در گذشته و بازنمایی امر نوستالژیک در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال پانزدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
201 - 236
حوزههای تخصصی:
نوستالژی یا «حسرت گذشته» مفهومی محوری در مباحث هویتی و سیاسی معاصر است. فهم نوستالژی و ابعاد و زوایای آن در نظریه های روان شناختی، فرهنگی و اجتماعی، بیانگر وضعیت یأس و از خودبیگانگی بنیادین و از جاکندگی زمانی- مکانی، پدیدار شدن نوعی حرمان و دلتنگی و اشتیاق فزاینده به گذشته و محور قرار دادن نگرشی «گذشته گرا» است. نمادینه و آیینی کردن میراث گذشتگان، مکاشفه در گذشته و اعقاب دور و دنیایی پالوده و خالی از تعارض، مصادره حال و آینده به نفع گذشته، اعاده گذشته ای از دست رفته، پی جویی آینده در گذشته ای آرمانی، اکتشاف گذشته طلایی ملت و آینده شناسی به معنای رجعت به گذشته ای فراواقعی از مشخصه های هویتی- سیاسی نوستالژی است. ضرورت بحث درباره نوستالژی در این است که تفکر نوستالژیک در میان بخشی از ما ایرانیان به عنوان یک مکانیسم دفاع روانی برای بیرون راندن مضامین عاطفی ناخوشایند و به صورت وجهی ناخودآگاه جهت تخفیف و تعارض و اضطراب ناشی از جاکندگی زمانی و مکانی ریشه دوانیده است. از این رو، به بحث درباره چرایی پناه بردن به گذشته و ایده های نوستالژیک با تلاش برای اعاده گذشته ای از دست رفته پرداخته می شود. پرسش اصلی این است که ماهیت و کارکردهای نوستالژی چیست و در ایران معاصر چگونه بازتولید شده است؟ فرضیه مقاله این است که نوستالژی بیش از هر چیز «متضمن نفی» و «انقلابی علیه الگوها و رویه های موجود» است که با توسل به آن تلاش می کنند با طفره روی از مشکلات موجود، به دامن گذشته بیاویزند و از طریق همدلی با میراث آن التیام یابند.
آینده پژوهی تهدیدات جهانی مؤثر بر انقلاب اسلامی
حوزههای تخصصی:
تهدیدات امنیتی، مسئله ای مهم و اساسی درحال حاضر انقلاب اسلامی می باشد. تهدیداتی که نه در حوزه جنگی، بلکه در دیگر حوزه های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، زیست محیطی و فناوری نیز وجود دارد. آینده پژوهی تهدیدات بین المللی و تطبیق آنها با امنیت کشور جمهوری اسلامی ایران می تواند در مقابله هرچه بهتر با تهدیدات امنیتی در سالیان آتی مؤثر باشد. مطالعه حاضر، به پرسش های: سیاست ها و راهبردهای مقابله با آن تهدیدات در آینده چه می باشند؟ و "پیشینه کلان روندهای امنیتی جهان چیست؟"می پردازد. پژوهش حاضر که مشتمل بر کلان روندهای امنیتی میان مدت و بلندمدت است، ازمنظر روش کاربردی و توصیفی تحلیلی بوده و براساس روش روندپژوهی و مطالعه تطبیقی انجام گرفته و درنهایت برای ارائه سیاست ها و راهبردهای عملیاتی متناسب برای مهار روندها با رویکرد هنجاری و روش پس نگرتوسط پانل خبرگان تدوین شده است. با تدوین کلان روند ها در بخش ادبیات پژوهش و با روش پس نگری، مجموعه چشم انداز مطلوب ج.ا.ا. در حوزه روندهای امنیتی جهان در افق 2025 تدوین و ارائه شده است. سپس، باتوجه به گزاره چشم انداز، اهداف کلان چهارگانه تدوین شده است. این اهداف، جامعیت نگاه به امنیت و زیرحوزه های بخشی یا تخصصی آن را نشان می دهد. با بررسی کلان روند های تهدیدات امنیتی جهان و بررسی تطبیقی با نظام جمهوری اسلامی ایران، درنهایت 9 محور، 17 سیاست و 35 راهبرد برای مقابله با تهدیدات امنیتی جهان در آینده مطرح شد.
دیاسپورای خاورمیانه / شمال آفریقا و رویکرد احزاب راست گرا دربرابر شکل گیری بحران های هویتی در کشورهای اروپایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جریان مستمر دیاسپوراها و مهاجران، به خصوص مسلمان، یکی از دلایل نگرانی فزاینده اروپائیان از استحاله هویت شان است. چراکه اغلب دیاسپوراها و مهاجران مسلمان حاضر نیستند فرهنگ و سنن خود را رها کرده، با اروپائیان همرنگ شوند. البته در این مورد نظرات عامه مردم با دانشمندان علوم اجتماعی یا سیاستمداران ممکن است متفاوت باشد، اما غالباً این طرز تلقی را تهدیدی جدی بر موجودیت فرهنگ اروپایی خود می دانند. بنابراین رشد پدیده مهاجرت که باعث افزایش چالش ها شده، اغلب از دید یک شهروند اروپایی به مثابه یک تهدید ارزیابی می شود. مطالعه حاضر با کنکاش نقش دیاسپوراهای خاورمیانه ای و شمال آفریقا در ایجاد بحران هویتی در جوامع اروپایی از دیدگاه های مختلف از جمله روابط بین الملل اقدام نموده است. نظریات و عملکرد احزاب غربی نسبت به وجود دیاسپوراها و مهاجران، پس از ارزیابی و مطالعه نشان داد که عمده ترین مؤلفه های ایجادکننده بحران هویتی جریان سازی های بین المللی، تنش دو کشور و رسانه ها هستند. همچنین مولفه های ماهیت بخش جامعه مدنی مانند چند فرهنگی و تک فرهنگی، روابط اجتماعی و رسانه، طی چند دهه اخیر در تقویت جریان سازی بین المللی نقش موثری را داشته است. با توجه به نیاز نیروی انسانی جوان و جمعیت رو به پیری جامعه اروپایی وجود بحران هویتی حتی با مخالفت احزاب راست افراطی امری اجتناب ناپذیر خواهد بود.