فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۰۶۱ تا ۶٬۰۸۰ مورد از کل ۳۲٬۶۳۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
در پژوهش پیش رو اصول ابلاغی حکمرانی در تراز اسلامی با محور قرار دادن نامه های حضرت علی ع به کارگزاران خود در نهج البلاغه مورد بررسی قرار گرفته است. برای این منظور از روش تحلیل محتوا با تأکید بر رویکرد کمی، استفاده شده است. بر اساس تحلیل-های کیفی صورت گرفته و با توجه به فراوانی داده های آماری موجود در این نامه ها پانزده اصل حکمرانی استخراج گردید. با این فرض که میزان پرداخته شدن به هرکدام از آن ها در تعداد قابل توجهی از نامه ها، می تواند مقدار اولویت هر اصل را نشان دهد به تنظیم و اولویت بندی این اصول اقدام شده است. اصول به دست آمده در ذیل دو دسته کلی؛ اصول مشترک با اصول حکمرانی خوب و اصول خاص حکومت علوی قرار داده شده است و سیاست های مربوط به هریک از این اصول با تأکید بر داده های آماری و تحلیل های کمّی مورد بررسی قرار گرفته است. در نهایت معلوم شد دو سوم اصول ابلاغی علی ع از لحاظ اهداف وعناوین کلی با اصول حکمرانی خوب همخوانی دارد و بیشترین تفاوت در اصول عقیدتی و معنوی است. همچنین در موارد مشترک اصول مرتبط با کارایی و اثر بخشی بیشترین تکرار را در نامه های حکومتی داشته اند.
بازخوانی کاربست قرآن مجید در انقلاب اسلامی «با تأکید بر اندیشه سیاسی امام خمینی»(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
بازخوانی کاربست قرآن مجید در انقلاب اسلامی بر اساس اندیشه سیاسی بنیان گذار انقلاب کبیر آن، حضرت امام خمینی، هدف مقاله حاضر است. با توجه به این که انقلاب اسلامی برآمده از قرآن و دارای پیام جهانی و عرصه کارزار با دشمنان داخلی و خارجی بوده، در مقاله حاضر به کاربست آموزه های قرآن مجید در سه عرصه ملی، جهان اسلام و جهانی پرداخته است. این کار با بهره گیری از روش استقرا انجام شده است. یافته تحقیق حکایت از آن دارد که امام خمینی توانسته است با «تطبیق» حوادث و جریانات گوناگون و پیچیده، بر آیات قرآن مجید، تحلیل های دقیق و راه حل های کارگشا ارائه نماید. از آن جا که امام خمینی بر اساس یک سیستم نظری این روش را ارائه نموده و به صورت عملی آن را به کار بسته، می توان از آن در تحلیل و بررسی حوادث نوپدید سیاسی و اجتماعی و نیز اسلامی سازی علوم انسانی و مخصوصاً علوم سیاسی استفاده نمود.
طراحی نظام مسائل اقتصاد ایران مبتنی بر تحلیل تفسیری ساختاری بیانیه گام دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لازمه اصلی در مدیریت اقتصاد ایران، فهم عمیق و نظام مند از مسائل خرد و کلان اقتصادی است. فقدان نظام مسائل، سیاست گذاری اثربخش در پیشرفت اقتصادی را مورد خدشه قرار داده و تحلیل و تفسیرهای متعدد و البته عدم تفاهم های جدی را در زمینه ابرچالش های اقتصاد ایران می نماید. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف طراحی یک دستگاه نظری منسجم در زمینه مسائل اقتصاد ایران مبتنی بر تحلیل محتوای بیانیه گام دوم تدوین شده است. بدین منظور، در ابتدا براساس روش تحلیل مضمون، مجموعه مسائل اقتصادی کشور احصا شده؛ سپس با بهره گیری از روش تفسیری-ساختاری (ISM)، نظام مسائل اقتصاد ایران استخراج گردید. یافته های تحقیق نشان می دهد که مسائل اقتصاد ایران دارای سه ضلع ساختاری، مدیریتی و بین المللی است و در شش سطح جانمایی می گردد. دولتی بودن اقتصاد در سطح اول، غفلت از اقشار نیازمند و ظرفیت های بهره برداری نشده در سطح دوم، فساد اقتصادی، نگاه به خارج نه ظرفیت های داخلی و بودجه بندی معیوب در سطح سوم، تبعیض در بهره مندی از منابع عمومی، وابستگی اقتصادی به نفت، بیکاری جوانان، تحریم اقتصادی، وسوسه های دشمن، عدم رعایت اولویت بندی ها و عدم ثبات در سیاست های اجرایی در سطح چهارم، شکاف طبقاتی و فقر درآمدی در سطح پنجم و وجود هزینه های زائد در سطح ششم از نظام مسائل اقتصاد ایران جای می گیرد.
مشروعیت هم کاری فقها با حکومت های عرفی در حوزه مرافعات قضایی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائلی که از گذشته تا به حال، همواره محل بحث فقها بوده بحث هم کاری با سلاطین جائر و قبول تصدی مناصب حکومتی است. پژوهش حاضر که به روش تحلیلی و توصیفی سامان یافته در صدد پاسخ به این پرسش اصلی است که با توجه به جایگاه حساس قضا و موقعیت استثنایی فقیه که از منظر امامیه به عنوان نماینده شریعت در عصر غیبت تلقی شده هم کاری قضایی فقیه با حکومت های عرفی چه حکمی دارد؟ فرضیه یا پاسخ نخستین به این پرسش آن است که بنا به حکم اولی شرعی، هرگونه هم کاری با حاکم جور در حکومت های عرفی حرام است. این حکم با استناد به ادله ای چند به اثبات می رسد. با این حال، در مواردی به خاطر بروز عناوین ثانویه و به تبع، به موجب حکم ثانوی، هم کاری با این نوع حکومت ها از جمله پذیرش منصب قضا مجاز و چه بسا واجب می شود. بدیهی است که این تجویز تحت ضابطه حکم ثانوی و مقید به قیودی خاص است.
The British Self and Continental Other: The Question of British National Identity in the 2016 Referendum(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The UK’s departure from the EU is a pivotal moment in the history of Europe. The United Kingdom and the European Union has a longstanding relationship going back to 1973; however, against all expectations, in a referendum on June 23, 2016, the British people voted to leave the EU. According to the referendum result, more than 51.9% of the voters voted to leave. There is a hypothesis that British national identity can be the source of UK hostility to European integration. The main question to be posed here is that, how the unique formation of British identity drove the majority of people to vote in favour of leaving the EU in the 2016 referendum. In order to achieve this objective, Social Identity Theory has been applied as the main theoretical framework. Moreover, this study employed a qualitative methodology, and data was gathered from the existing survey polls such as Ipsos MORI, Eurobarometer and British Social Attitudes (BSA) surveys. The findings of this paper indicated that British identity has not been Europeanised as much as other European countries yet, and Britain’s weak sense of European identity was a key contributor to the Brexit vote.
نقش مکتب سلیمانی در بالندگی دیپلماسی رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیپلماسی رسانهای، یکی از شاخههای اصلی فعالیتهای دستگاه دیپلماسی است که از آن در جهت ارتقاء سیاست خارجی کشورها استفاده میشود. با استفاده از این ابزار، دیپلماتها و سیاستمداران میتوانند نیات و مقاصد خود را بهعنوان دیپلماسی، مورد محک و در معرض چالشهای دیپلماتیک قرار دهند. در همین خصوص، هدف این پژوهش تدوین الگوی مفهومی نقش مکتب سلیمانی در بالندگی دیپلماسی رسانهای بود. این پژوهش از نوع پژوهشهای کیفی بود که با استفاده از رویکرد مبتنی بر نظریه دادهبنیاد انجام شد. جامعه آماری شامل متخصصان و صاحبنظران در زمینه علوم سیاسی، رسانه، علوم اجتماعی، جامعهشناسی و اعضاء هیئت علمی دانشگاههای استان مازندران بود که با رویکرد نمونهگیری هدفمند، تعداد 17 نفر بهعنوان مشارکتکنندگان در پژوهش انتخاب شدند. دادهها به روش مصاحبه با روش هدایت کلیات و بهصورت نیمهساختار یافته گردآوری شد. اعتبار و روایی دادهها به دو روش بازبینی مشارکتکنندگان و مرور خبرگان غیرشرکتکننده در پژوهش تایید شد. نقش مکتب سلیمانی در بالندگی دیپلماسی رسانهای در دو مقوله محوری، بُعددرونی (ولایتمداری، کرامت انسانی، وحدت و همبستگی ملی، خودکفاییواستقلال اقتصادی، نگرشفراجناحی، حفظیکپارچگیسیاسی، هویت ملی و انسجامملی) و بُعدبیرونی (اقتدار و امنیت ملی، نقشآفرینی جهانی، اخلاق سیاسی، قدرتدفاعیونظامی، جهاد علیه تروریسمونظامسلطه و تقویت گفتمان مقاومت)، تحلیل و مدل نهایی بر اساس آن ارائه شد.
بررسی سیاست خارجی دولت دونالدترامپ بر اساس مدل بازیگر عقلایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره دوازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۴
131 - 152
حوزههای تخصصی:
درمیان مدل های مختلف تصمیم گیری، مدل بازیگر عقلایی که مبتنی بر منطق هزینه-فایده است، چارچوب مناسبی را برای درک بهتر رفتار های سیاست خارجی ترامپ فراهم می کند که می تواند مورد توجه تصمیم گیرندگان کشور قرر گیرد. پیش فرض اصلی مدل بازیگر عقلایی، انسان اقتصادی با مشخصه بنیادین عقلانیت است که تلاش می کند با تبعیت از منطق هزینه – فایده، مطلوب ترین راه را در رسیدن به هدف بر گزیند. سوال اصلی پژوهش این است که «چگونه می-توان سیاست خارجی دونالد ترامپ در خروج از موافقت نامه های بین المللی و نوع رویکرد وی نسبت به مسأله امنیت بین الملل را در یک چارچوب تئوریک تحلیل نمود ؟» در پاسخ به سؤال مذکور، این فرضیه ارائه شده است: «رفتار های سیاست خارجی ترامپ در خروج از موافقت نامه های بین المللی و نوع رویکرد اقتصاد محور وی نسبت به مسأله امنیت بین الملل ، بر اساس مدل عقلایی تصمیم گیری و بیشینه سازی سود قابل توضیح است.» در این راستا، طرح شعار «نخست آمریکا» از سوی ترامپ، به خوبی بیانگر فایده گرایی و ناسیونالیسم اقتصادی در سیاست خارجی آمریکا است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد بازیگر عقلایی به مطالعه سیاست خارجی آمریکا پرداخته است. جمع وری داده ها به صورت کتابخانه ای، مجلات علمی و استفاده از سایت های معتبر اینترنتی بوده است.
دمکراسی و جهانی شدن در اندیشه یورگن هابرماس
منبع:
دانش تفسیر سیاسی سال دوم بهار ۱۳۹۹ شماره ۳
199-222
حوزههای تخصصی:
هابرماس از نظریه پردازان مکتب فرانکفورت با رویکرد انتقادی به مقوله پوزیتویسم، دمکراسی و جهانی شدن می پردازد و سعی می کند با ارائه نظریه کنش ارتباطی دیدگاهی جدیدی ارائه دهد. هابرماس معتقد است که عقلانی ت موردنظر روش نگری و آرم ان عقلانی سازی حیات مدرن وجه صوری و ابزاری دارد و از همین رو، عقلانیت ارتباطی می تواند این محدودیت را درهم شکند. او با نگاهی خوش بین معتقد است که در قالب مدرنیته نیز همچنان می توان اقدامی انجام داد. ازنظر هابرماس بسیج جنبش های اجتماعی در جامعه ی مدنی کمک مهمی به توسعه ی دموکراسی می کند؛ بنابراین ضمن نقد به پوزیتویسم که از مدرنیته برمیاید نسبت به گسترش تفکر دموکراسی و همچنین جهانی شدن نیز نگاهی خوش بین تری نسبت به سایر منتقدان دارد. از همین رو از همین رو این مقاله گردآوری شده به روش تحلیلی-توصیفی به دنبال پاسخ به این پرسش است که دیدگاه هابرماس به دموکراسی و جهانی شدن چیست؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که هابرماس علی رغم فیلسوف مکتب انتقادی بودن ولی به دمکراسی و جهانی شدن بر اساس الگوی عقلانیت ارتباطی به صورت خوش بینانه می نگرد.
رویکرد نوین روسیه نسبت به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس
حوزههای تخصصی:
سیاست روسیه نسبت به منطقه خلیج فارس، به ویژه از آغاز هزاره دوم تاکنون، ضمن توجه به بعضی از اهداف تاریخی و همچنین تحت تأثیر تحولات داخلی و سازوکارهای جدید منطقه ای و جهانی؛ شامل انگیزه های جدیدی شده است. در این مقاله، نویسندگان با توجه به رویکرد چندجانبه گرایی روسیه و تلاش این کشور برای پیوند اهداف ژئوپلیتیکی و انگیزه های ژئواکونومی در منطقه خلیج فارس، درصدد ارائه پاسخی متقن بدین سؤال اند که رویکرد نوین روسیه نسبت به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس شامل چه اهدافی می شود؟ براساس فرضیه مدنظر این پژوهش، رویکرد نوین روسیه نسبت به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، پس از تحولات سال 2011 و با توجه به نوع سیاست ها و اختلافات اعضا و همچنین تحولات خاورمیانه و حوزه خلیج فارس، در سه گروه «عربستان، امارات و بحرین»، «کویت و عمان» و «قطر» تقسیم بندی شده و به این شورا به عنوان یک سازمان و بلوک متحد و یکپارچه نگریسته نشده است. رویکردی که مبتنی بر چندجانبه گرایی و در پیوند میان اهداف ژئوپلیتیکی و ژئواکونومی پیگیری شده است. در مقابل، کشورهای شورای همکاری نیز در جهت به حداکثر رساندن منافع و همچنین با هدف متنوع ساختن روابط خود در کنار حفظ رابطه با آمریکا و غرب، به گسترش روابط سیاسی، اقتصادی، علمی و نظامی با روسیه پرداخته اند.
تعامل و تقابل «گفتمان های سیاسی» و «راهبردهای ملی» در سیاست خارجی ایران
حوزههای تخصصی:
سیاست خارجی در مقام مهمترین نمود رفتار بین المللی دولت ها همواره عرصه تعامل میان نظریه و عمل بوده است. در این میان، هر گفتمان سیاسی که قدرت را در دست می گیرد، بر مبنای جهان بینی خاصی که نسبت به نظم حاکم در سطح منطقه و جهان دارد، در عرصه سیاست خارجی نگرش های مختلف و بعضاً متعارضی را در چارچوب راهبردهای ملی اتخاذ می کند. پرسش اصلی مقاله حاضر این است که چگونه سیاست خارجی ایران در «گفتمان سیاسی» و «راهبردهای ملی» دولت سید محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد شکل گرفته است؟ پیامد نقش های ملی و راهبردهای کلان این دو گفتمان برای سیاست خارجی ایران چه بوده است؟ برای پاسخ به سؤال فوق، نگارنده تلاش می کند با استفاده از ابزارهای تحلیل «نظریه نقش» و روش توصیفی این فرضیه را بررسی کند که «راهبردهای کلان ملی» متفاوتِ روسای جمهور ایران به اجرای سیاست خارجی متفاوت و بعضاً متعارضی منجر شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد در عرصه سیاست خارجی ایران، شاهد تعاطی و تقابل راهبرد گفتمان های مختلف هستیم و تقابل این راهبردها منجر به عدم استفاده مطلوب از ابزار «سیاست خارجی» جهت تحقق اهداف ملی شده است.
تبیین رابطه ساخت سیاسی و توسعه سیاسی در دوران پهلوی اول براساس مدل برنارد کریک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ششم بهار ۱۳۹۹ شماره ۲۱
179 - 214
حوزههای تخصصی:
توسعه سیاسی در معنای گسترش مشارکت و رقابت ایدئولوژیک در عرصه زندگی سیاسی، دست کم در سطح نخبگان، نیازمند تشکیلات، سازمان ها و وقوع تحولاتی در ساختار جامعه سنتی است. برنامه های نوسازی در دوره پهلوی اول زمینه تحولات سیاسی اجتماعی را فراهم آورد و تا اندازه ای شرایط برای رقابت سیاسی و مشارکت فراهم شد. اما پیدایش ساخت دولت مطلقه، مانع عمده ای بر سر راه گسترش مشارکت و رقابت ایجاد کرد و موجب بازتولید اقتدارگرایی گردید. این نوشتار می کوشد با تکیه بر متن مذاکرات مجالس ششم تا دوازدهم شورای ملی و با مبنا قرار دادن این امر که نوع دولت و نظام سیاسی ارتباط مستقیمی با تحقق یا عدم تحقق توسعه سیاسی دارد، مفهوم توسعه سیاسی را در دوره پهلوی اول (1320-1304) مورد بررسی قرار دهد. نگارند گان با گزینش مدل «برنارد کریک»، به بازنمایی مفهوم توسعه سیاسی در متن مذاکرات مجالس شورای ملی این دوره و در پرتو توصیف بافتار تاریخی، پرداخته اند. بازخوانی متن مذاکرات براساس مدل کریک حکایت از آن دارد که ساخت دولت در کنار حضور مجلس فرمایشی که در موارد یازده گانه مدل مورد بررسی، بر مطلقه بودن ساخت دولت صحه می گذارد، می تواند به عنوان یکی از دلایل اصلی ناکامی توسعه سیاسی مورد توجه قرار گیرد.
At the Expense of the Country: Multi-level War Economy in Afghanistan and the Implication for Peace(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بررسی وجوب ایجاد امنیّت در فضای سایبر؛ با رویکرد فقه حکومتی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، یافتن مستندات فقهی برای حکم به وجوب ایجاد تمام ابعاد امنیّت در فضای سایبر، از سوی حکومت اسلامی است؛ به نحوی که استکشاف یادشده، با روی کرد فقه حکومتی انجام شود. روش انجام این پژوهش، «سندپژوهی» و «توصیفی ـ اکتشافی» است که با جست وجو در منابع کتاب خانه ای انجام شده است. بعد از مفهوم شناسی تحقیق و روش شناسی نسبت به روی کرد فقه حکومتی، گزاره ها و قواعد فقهی متعدّدی در اثبات حکم به وجوب ایجاد تمام ابعاد امنیّت در فضای سایبر، از سوی حکومت اسلامی از جمله قاعده «التعزیر بما یراه الحاکم»، حرمت حفظ کتب ضلال، حدّ محاربه و اخافه عمومی، حرمت تدلیس، نجش و اجحاف در تجارت، حرمت نقض حریم خصوصی و عدم ضمان به سبب دفع مطّلع بر حریم غیر و قاعده «نفی سبیل» مستند دانسته شدند. در نتیجه وجوب ایجاد امنیّتِ اعتقادی و مذهبی، امنیّتِ اخلاقی، امنیّت روانی، امنیّت آبرویی، امنیّت مالی و اقتصادی، امنیّت حریم خصوصی، امنیّت جانی و امنیّت اطّلاعات محرمانه ملّی در فضای سایبر به اثبات رسیده و بر اساس روی کرد فقه حکومتی و تمدّنساز، علاوه بر رفتارهای سلبیِ حکومت، انجام رفتارهای ایجابی نیز ضروری دانسته شده است.
چالش چین دربرابر ایالات متحده؛ رقابت بر سر جایگاه و الگوی ارائه کمک خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال دوازدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
187 - 216
حوزههای تخصصی:
تجربه چند دهه گذشته حاکی از آن است که به موازات انباشت قدرت اقتصادی وسیاسی کشورها، کمک خارجی به عنوان یکی از ابزارهای عمده در پیگیری منافع ملی در عرصه بین المللی مورد توجه کشورهای مختلف قرار گرفته است. تحول جدیدی که درعرصه کمک خارجی به ویژه در سال های نخست هزاره جدید رخ داده، حضور پررنگ وبلندپروازنه چین در این عرصه است که توجهات بین المللی و آکادمیک بسیاری را به خود جلب کرده است. پرسشی که مقاله با روش توصیفی-تبینی در جستجوی پاسخ آن بوده این است که حضور پر رنگ تر چین در عرصه کمک های خارجی در سال های نخست هزاره جدید، چگونه بر جایگاه و الگوی ایالات متحده محور موجود در ارائه کمک های خارجی، تأثیر گذاشته است؟ پاسخی که به عنوان فرضیه به این پرسش داده شده این است که گسترش سریع کمک های خارجی چین در سال های نخست هزاره جدید به همراه رویکرد و عملکرد متفاوت چین در ارائه این کمک ها، سبب به چالش کشیده شدن جایگاه و الگوی مورد نظر ایالات متحده در ارائه کمک های خارجی شده است. مقاله نشان می دهد که ظهور سریع و پر شدت چین در عرصه ارائه کمک خارجی، عملا سبب طرح ایده های نوینی در رابطه میان کمک خارجی با سیاست خارجی و ترویج الگوی مطلوب توسعه در مباحث اقتصاد سیاسی بین المللی شده است به گونه ای که می توان از بروز رقابت میان الگوی چینی با الگوی مطلوب ایالات متحده در عرصه ارائه کمک خارجی سخن گفت.
اقتصاد رانتیر و نظام تحریم های هوشمند: مطالعه موردی ج.ا. ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال دوازدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
217 - 244
حوزههای تخصصی:
اقتصادهای رانتیر به عنوان نوعی از اقتصاد که وابستگی زیادی به منابع درآمدی خارجی دارند، دارای ویژگیهایی هستند که آنها را از دیگر ساختارهای اقتصادی معمول متمایز و به اهداف آسان تری برای اعمال فشارهای مختلف تحریمی بدل می سازد. اقتصاد متکی به رانت نفتی ایران طی سالهای پس از انقلاب بنا به دلایل مختلف از جمله تخاصمات با ایالات متحده آمریکا و مناقشه هسته ای تحریمهایی را تجربه نموده که روند هوشمندی را در اشکال جغرافیایی، نظارتی و موضوعی برای اثرگذاری بیشتر شاهد بوده است. لذا آنچه در این مقاله بدان پرداخته می شود، پاسخ به این مسئله است که آیا اقتصاد رانتیر ایران باعث اثرپذیری بیشتر تحریمهای هوشمند شده است؟ بر این مبنا فرض اینست ساختار رانتی اقتصاد ایران نقشی موثر و پر رنگ در هوشمندی و بالطبع موثرشدن تحریمها داشته است. برای راست آزمایی این فرضیه، ضمن بررسی شاخصه های رانتی اقتصاد کشور و سیر هوشمند شدن تحریمها، اثرات و واکنش این دو متغیر با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی مورد ارزیابی قرار می گیرد.
بررسی فعالیت های کنگره 116 و نقش آن در سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال دوازدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
285 - 306
حوزههای تخصصی:
تقابل های جمهوری اسلامی ایران و آمریکا پس از انقلاب اسلامی دارای فراز و فرودهای فراوانی بوده که در دهه پنجم انقلاب با به قدرت رسیدن دولت ترامپ تشدید شد. در همین راستا کنگره آمریکا به عنوان یکی از مهم ترین ارکان ساختار قدرت از طریق قانون گذاری و نظارت نقش غیرقابل انکاری را در سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران در طی چهل سال اخیر ایفا کرده است. هدف این مقاله بررسی اقدامات یکصدوشانزدهمین کنگره ایالات متحده آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران و نقش آن در سیاست خارجی آمریکا است. بررسی های انجام شده حکایت از آن دارد که کنگره یکصدوشانزدهم تحت تأثیر نفوذ گسترده لابی های صهیونیستی فعالیت های تقنینی و نظارتی فراوانی را علیه جمهوری اسلامی ایران و کنترل عناصر قدرت آن از جمله توانایی های هسته ای و موشکی و قدرت منطقه ای ساماندهی کرد. با این وجود اقدامات کنگره در سال دوم فعالیت آن با اوج گیری تنش ها در منطقه به ویژه پس از ترور سردار سلیمانی و حمله موشکی ایران به پایگاه عین الاسد، به کنترل سیاست های جنگ افروزانه دولت ترامپ با هدف پیشگیری از حمله نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران معطوف گردید. شاخص ترین اقدامات کنگره یکصدوشانزدهم اعم از یک لایحه و قطعنامه مشترک در همین رابطه انجام پذیرفته است. به نظر می رسد با وجود اقدامات متقابل دولت ترامپ برای بی اثر کردن قطعنامه مصوب کنگره، فعالیت های کنگره یکصدوشانزدهم یکی از مؤلفه های مؤثر در پیشگیری از ایجاد یک جنگ تمام عیار علیه ایران بوده است.
بحران کرونا و تغییر پویش های راهبردی نظام بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
401 - 422
حوزههای تخصصی:
بحران کرونا با مطرح کردن مقوله ای جدید در باب امنیت به نام امنیت بهداشت و درمان، اکثر کشورهای جهان را در اَشکال مختلف درگیر کرده است. برخی کشورها به جای آنکه به سمت همکاری برای مقابله با این چالش ها پیش بروند، به سمت رقابت و ناسازواری حرکت می کنند که نتیجه آن، شکل گیری الگوهای جدیدی در نظم بین المللی است. در این چهارچوب، این پرسش مطرح می شود که «بحران کرونا چه تأثیری بر پویش های راهبردی نظام بین الملل و الگوی نظم جهانی خواهد گذاشت؟» در پاسخ به عنوان فرضیه می توان گفت بحران کرونا به عنوان «متغیر مداخله گر و پیشران» باعث تسریع در روند تغییرات راهبردی نظام بین الملل از گذشته شده؛ به گونه ای که دیگر الگوهای نظم لیبرالی جوابگوی نیازها و دغدغه های متنوع بشری نیست و نظام جهانی بیشتر به سمت الگوهای غیرغربی روابط بین الملل و نظام های سیاسی مسئولیت پذیرتر همانند الگوهای شرقی و یا مدل دولت سازی فراملی موردنظر نظریه پردازان انتقادی پیش می رود. بدین ترتیب، بحران کرونا را نمی توان به عنوان یک متغیر مستقل در نظر گرفت که تغییردهنده اساسی نظم بین المللی باشد؛ بلکه یک «متغیر مداخله گر و شتاب دهنده» است که روند تغییر در نظم بین المللی موجود را شدت خواهد بخشید. درخصوص این موضوع که با وقوع بحران کرونا، نظم بین المللی موجود شاهد تغییر و تحولاتی بوده اختلاف نظر وجود ندارد، اما بر سر اینکه این تغییرات، شدت و عمقش چگونه خواهد بود و یا اینکه نحوه مدیریت این بحران چگونه باید باشد، اختلا ف نظر وجود دارد. در این مقاله با بهره گیری از روش توصیفی_تحلیلی و استفاده از نظریات خبرگان روابط بین الملل به بررسی تأثیر بحران کرونا بر پویش های راهبردی نظام بین الملل و آینده نظام جهانی خواهیم پرداخت.
Foreign Policy Discourse of Extremist Hindus
منبع:
راهبرد سیاسی سال چهارم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۵
57 - 75
حوزههای تخصصی:
The present article explores the discourse of extremist Hindus after Gandhi. Gandhi’s discourse, in his lifetime, was to become the most important political driving force in India. Having been assassinated by an extremist Hindu, function of Gandhi’s discourse has, too, faced many ups and downs in the context of historic developments and following competing discourses and debates, all of which had played a role in shaping India’s foreign policy. In this sense, the significance of taking into consideration Gandhi’s discourse is being felt more than ever. The present paper examines the effective historic developments, which have contributed to shaping India’s foreign policy, basic debates, and discourses based on Hinduism in India, all of which define Gandhi’s discourse as their otherness. The main question of the research is “What discourses and to what extent have they been envisaged in India’s foreign policy?” The assumption of the research is as follows: “With respect to Gandhi’s legacy, India has pursued idealistic policies. However, idealism has managed to shift to realism in the face of extreme nationalism discourses. Gandhi’s discourse deviates from practical politics. Thus, Hindu-based political parties, such as Bharatiya Janata Party as the main otherness of Gandhi’s discourse, dominate India’s foreign policy.”
Turkey's foreign policy in the Syrian crisis
منبع:
راهبرد سیاسی سال چهارم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۵
77 - 91
حوزههای تخصصی:
This article analyze Turkey's aggressive foreign policy in the face of the Syrian crisis with an explanatory method and from the perspective of defensive realism. Therefore, the main question of the research is, why Turkey's foreign policy in the Syrian crisis is aggressive? The temporary answer is that Turkey, by perceiving the threat of extremists spilling over into its internal borders, threatening the autonomy of the Syrian Kurds, as well as Turkey's long-term geopolitical prospects, has led its aggressive foreign policy in the Syrian crisis. The findings of the study indicate that as the crisis intensifies near the Turkish border, Turkish decision-makers have increased the level of military violence in the Syrian crisis. In other words, there is a positive correlation between the extent to which Turkey receives a threat from the Syrian crisis, and the degree to which its foreign policy is becoming more aggressive. The method of data collection in this research is based on the library method which includes the simultaneous use of domestic and foreign scientific articles.
Ayatollah Khamenei and Reformism in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Islamic Republic of Iran, as an Islamic and independent country on the original ideology of Islam, announced freedom of political parties within the Constitution (Act, 26). After the Islamic Revolution victory in 1979, two main political fronts formed, "Principlism Front and Reformism Front." Reformism seems a challenging issue to the Iranian nation as it may appear adopted on the Western ideology. The present study aimed to remove any ambiguity on this issue to help politicians, scholars, and ordinary people. To this aim, the following question should answer: what are Ayatollah Khamenei's criteria for Reformism in Iran? Moreover, the research hypothesis was that Ayatollah Khamenei approves of Reformism in Iran based on some defined criteria. For the analysis, the political thoughts of Ayatollah Khamenei were recorded as written texts which contained the word Reformism and selected and obtained from the following official Website. The collected documents analyzed through Discourse Analysis to elicit and specify the criteria for Reformism in Iran. The results indicated that: Reformism is essential and required, and has to implement in the country; Reformism should be value directed and comply with principles of Islam and the Revolution; the exact definition of Reformism is needed to specify the goals; the Reformism should be organized and controlled from a powerful and aware center according to Constitution foundation; comprehensiveness and concordance, reforms have to implement in all areas in the society synchronically; a tolerable and influential center should control the Reformism to avoid immethodically, and the structure of the Constitution has to protect in Reformism issues.