فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۳۲٬۵۸۸ مورد.
منبع:
بحران پژوهی جهان اسلام دوره ۱۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۵
74 - 93
حوزههای تخصصی:
روزنامه نگاری مدافعه گرا به عنوان یکی از سبک های روزنامه نگاری مهم و مطلوب برای جلب آرای افکار عمومی و بیان مظلومیت افراد تحت ستم، در دهه های اخیر مورد توجه جدی روزنامه نگاران، به ویژه در منازعات و درگیری ها قرار گرفته است. روزنامه نگار مدافعه گرا خود را در جایگاه افراد تحت ستم قرار داده و احساسات این افراد را به جهانیان مخابره می کند. تجربه جنگ های ویتنام، عراق و بهار عربی نشان داده است که این سبک روزنامه نگاری می تواند تغییرات عمده ای را در روند و پایان نبردهای ظالمانه اعمال نماید. در موضوع فلسطین نیز این سبک روزنامه نگاری می تواند تغییری اساسی در رویکردهای جامعه جهانی به این مساله ایجاد کند. این مقاله که به روش تحلیل و توصیفی و با رویکرد بررسی اسنادی نگارش یافته، درصدد پاسخ به این پرسش است که روزنامه نگاری مدافع گرا در عصر رسانه های نوین، چگونه می تواند در روشنگری ابعاد اشغالگری رژیم اسرائیل ایفای نقش کند. فرضیه این پژوهش نیز بر این مسأله استوار است که روزنامه نگاری مدافعه گرا می تواند با بهره گیری از رسانه های نوین و مستقل، نقشی اساسی در انعکاس واقعی مسائل فلسطین و مقابله با رسانه های غربی حامی صهیونیسم که به دنبال انحراف افکار عمومی جهانی هستند، ایفا نماید. شرایط امروز جهانی و توسعه فناوری های نوین، توفق و مونولوگ غرب در مواجهه با موضوع فلسطین را تغییر داده است و روزنامه نگاری مدافعه گرا با استفاده از توان رسانه های جدید و مستقل تلاش دارد با ایجاد گفتمان جدیدی در خصوص فلسطین، نماینده مردم این خطه باشد و موجی از همراهی و اقدامات اساسی در قبال اشغال فلسطین ایجاد کند.
نقد مشروعیت سلطنت حکام صفوی با تأکید بر مناسبات شاه طهماسب و محقق کرکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۸
۱۰۴-۷۷
حوزههای تخصصی:
در فقه سیاسی شیعه مشروعیت حکومت جایگاه اساسی دارد. مشروعیت یا عدم مشروعیت حکومت های گذشته در شکل دهی فقه سیاسی تشیع بسیار مهم است. بنابراین هدف از این مقاله نقد مشروعیت حکومت صفویه و نظریه سلطنت شیعه است. آیا حکومت صفویه در مناسبات محقق کرکی با شاه طهماسب مشروعیت داشته است یا خیر؟ برای پاسخ به این مسئله از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. در این تحقیق با بیان استدلال مشروعیت حکومت صفویه در مناسبات محقق کرکی با شاه طهماسب، به نقد آن پرداخته و باتوجه به مبانی نظری محقق کرکی ثابت شده که محقق کرکی حکومت شاه طهماسب را جائر و طاغوت می د اند. همچنین سیره عملی ایشان در مناسبات با شاه طهماسب باتوجه به اینکه اذنی از محقق کرکی در مشروعیت شاه طهماسب صادر نشده و همچنین عصر حیات محقق در دوره فسق شاه طهماسب بوده است، نمی تواند دلیلی بر مشروعیت حکومت شاه طهماسب باشد.
مدل سازی روابط علت و معلولی بین متغیرهای مؤثر بر بروز انقلاب جنسی بر اساس روش دیمتل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۸
۲۶۰-۲۱۹
حوزههای تخصصی:
بی تردید از مهم ترین چالش های دیروز، امروز و فردای جوامع بشری انحطاط اخلاق جنسی است. ازاین رو بررسی و شناسایی عوامل مؤثر بر بروز انقلاب جنسی برای پیشگیری از این خیزش خزنده اجتماعی بسیار حیاتی است. بدین منظور مطالعه حاضر با هدف شناسایی، رتبه بندی و تعیین رابطه علّت و معلولی متغیّرهای اثرگذار بر بروز انقلاب جنسی با استفاده از روش های دلفی فازی و دیمتل تعریف شده است. متغیّرهای مورد مطالعه با مرور مطالعات گذشته در حوزه انقلاب جنسی در دنیا شناسایی و در قالب گروه کانونی مورد غربال قرار گرفت. نتایج مطالعه نشان می دهد که در میان متغیّرهای مورد مطالعه، متغیّر نوع نگرش فردی به مسائل جنسی به عنوان تأثیرگذارترین عامل دسته بندی می شود. متغیّر ابزار پیشگیری از بارداری، به عنوان تأثیرپذیرترین متغیّر معلول معرفی می شود. یافته های مطالعه می تواند برای انتخاب استراتژی مناسب سازمان های فرهنگی درجهتِ کنترل عوامل مؤثر بر بروز این پدیده، کمک شایانی به پیشگیری از تأثیرات این خیزش جنسیتی ناهنجار نماید.
مدیریت تغییرات اقلیمی در اتحادیه اروپا در بستر پیمان سبز اروپایی و ارائه الگویی برای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۰
31 - 45
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر تلاش هایی از سوی جامعه بین المللی و نیز در سطوح منطقه ای و ملی برای مدیریت تغییرات اقلیمی صورت گرفته است. اتحادیه اروپا با لحاظ مدیریت این پدیده در فهرست اولویت های خود برنامه جامعی (پیمان سبز اروپایی) را در این خصوص دنبال می کند. هدف نهایی و نوآوری این مقاله توصیفی تحلیلی، ارائه الگویی بومی براساس پیمان فوق، در ایران است. با این سئوال اصلی که آیا با توجه به شرایط اقلیمی و سایر شرایط خاص ایران، پیمان سبز از قابلیت بومی سازی در کشورمان برخوردار است یا خیر؟ و این فرض که گرچه پیمان سبز از قابلیت اجرای فراسرزمینی برخوردار است و چارچوب های حقوقی کشورمان چنین الگویی را برای مقابله با تغییرات اقلیمی حمایت می کند، اما به واسطه شرایط متفاوت حاکم بر اتحادیه اروپا و ایران، الگوگیری از آن در کشورمان، به سادگی ممکن نیست. در نتیجه علیرغم جامعیت این طرح نمی توان آن را به عنوان یک نسخه ایرانی مورد استفاده قرار داد. تفاوت های اقلیمی، سطح تکنولوژی، منابع اروپا با ایران و در نهایت هزینه های هنگفت الگوگیری اجرای این طرح در کشورمان، به ویژه به دلیل محدودیت های مالی و فنی ناشی از تحریم ها، اجرای آن را با چالش های جدی مواجه می کند. با این وجود به نظر می رسد این طرح می تواند به عنوان یک افق ایده آل قابل جرح و تعدیل در شرایط بومی ایران، مد نظر قرار گیرد.
چالش های گذار دموکراتیک سعودی از منظر سند ۲۰۳۰ در چارچوب نظریه ساختمندی گیدنز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۵۰)
29 - 50
حوزههای تخصصی:
عربستان سعودی در سال 2016، سندی با عنوان چشم انداز 2030 منتشرکرد. این سند درصدد است تغییرات عمده است و بر اساس آن، وزارتخانه ها و دستگاه های دست اندرکار عربستان سعودی موظف اند، توانمندی های خود را دو چندان کرده و پیشرفت های مهمی را از جهات گوناگون تحصیل نمایند. چشم انداز 2030 عربستان سعودی، ایجاد تغییرات اقتصادی ساختاری در این کشور و شفافیت، مسئولیت پذیری، مشارکت شهروندان و فضاهای بازتر اقتصادی و اجتماعی را تبلیغ می کند. این طرح اگر در درازمدت موفق باشد، می تواند رابطه بین دولت و شهروندی را دوباره پیکربندی کند و کل نظام سیاسی را تغییر دهد. این مقاله در تلاش است تا به این پرسش پاسخ دهد که آیا چشم انداز 2030 عربستان سعودی می تواند یک فرِایند گذار دموکراسی را در این کشور شکل داده و در نهایت به دموکراسیزه شدن این کشور کمک کند. این مقاله با تکیه بر مفاهیم گذار دموکراتیک، و نظریه ساختمندی گیدنز به عنوان یک چارچوب نظری، رویکردی تحلیلی-توصیفی را برای درک رابطه بین اصلاحات اقتصادی و دموکراسی سازی اتخاذ می کند. یافته های پژوهش حاکی از آنست که اهداف طراحی این سند از جانب دولت عربستان، در پاسخ به رخدادهای 2014، در مهار تغییرات داخلی و خارجی، انحصار قدرت، و اعطای مشروعیت جدید به نظام در داخل و خارج، بوده و دولت در طراحی این سند، تمایلی به اصلاحات دموکراتیک نداشته است و عدم تناسب بین توسعه اقتصادی برنامه ریزی شده در سند 2030 و توسعه سیاسی در ساختار سنت گرای عربستان سعودی، این سند نمی تواند نهایتا مسیری را یه سوی دموکراسی در این کشور ترسیم کند.
نظریه تربیت وجودی با تأکید بر تأثیر مکاتب تربیت توحیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تمدن فعلیت یافته و عینیت بخش، ارزش های بالقوه یک مکتب است. جوشش یک تمدن از نحوه انسان سازی و جامعه پردازی آن منشعب می شود؛ مسئله اصلی آن است که آیا گفتمان توحیدی شکل گرفته در پسا انقلاب اسلامی، می تواند ظرفیت های بینشی، منشی و کنشی یک انسان در مقیاس امت- تمدن را فعال کند؟ انسانی که در مقیاس امت- تمدن تربیت می شود، قدرت تحول آفرینی در همان سان را دارد و قدرت آن را دارد که به تغییر در فرهنگ پیرامونی و مرجعیت اجتماعی و تمدنی دست یابد. برخورداری از نگاه تربیتی به سطحی از اهمیت است که به تربیت و اصلاح یک فرد انسانی، یک جامعه اصلاح می شود؛ این مقاله به دنبال آن است که نظریه تربیت وجودی را در قالب گزاره های سازواری ارائه نماید و نسبت آن را در فرایند تمدن سازی واکاوی کند. در این منظر تربیت وجودی دارای ویژگی های زیر است؛ اولاً، در آن توجه به وجه «یلی الربی» و وجودی عالم و آدم می شود، ازاین رو «عالم» را «خلقت» و «آدم» را «خلیفه» الهی می یابد. ثانیاً، بر اساس آن انتقالات مفهومی و دلالی صرفاً زمینه ساز بوده و اکتفا و توقف بر آن بی معنا است و در آن بر وجه درک حضوری و قلبی انسان تأکید می شود، ازاین رو به پردازش های ذهنی اکتفا نشده و حصول نتیجه مؤثر از وحدت، وصول و بلوغ به واقعیت و کمالات وجودی است. ثالثاً، هدف از تربیت وجودی، تشبه، مشاکلت و تناسب وجودی با مبدأ وجود و آگاهی است، ازاین رو خداوند و کمالات او را مقوم وجودی خویشتن وجدان می کند و در آن تمکن می یابد. رابعاً، فرایند تربیت وجودی، فرایندی تهذیبی، مشارکتی و پرورش موقعیت محور است که در آن با انجام ارتیاض و ممارست های جسمی و روحی در مناسک عبادی و مراقبت های اخلاقی و همچنین مبتنی بر طریق معرفت و توجه به نفس، منجر به اشتداد ظهور نور طینت و مفطورات هستگانی انسان از غواشی و تعینات خَلقی و خُلقی می شود.
واکاوی معنا و مفهوم ترور و تروریسم مبتنی بر منظومه فکری امام خامنه ای «مدظله العالی» به روش تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۲
11 - 43
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به بررسی منظومه فکری امام خامنه ای«مدظله العالی» پیرامون موضوع «ترور و تروریسم» پرداخته شده است. اقدامات و فعالیت های تروریستی فزاینده به خصوص در منطقه غرب آسیا و جمهوری اسلامی ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اهمیت پرداختن به چنین موضوعی را برجسته می سازد. خلأ موجود در حوزه پردازش به منظومه فکری ایشان در این موضوع، محرک محققان برای انجام چنین تحقیقی شد. برای این منظور و کشف مضامین و مقولات، یکی از بهترین روش ها، کاوش در متن بیانات، به روش تحلیل مضمون با استفاده از دو رویکرد ترکیبی براون و کلارک و نیز آتراید استیرلینگ است. کُدگذاری از مضامین کلیدی، آشکار، پنهان و تکراری بیانات، در نرم افزار تحلیلی MAXQDA18 انجام شد. تعداد 1092 کُد در قالب 131 مضمون پایه و 9 مضمون سازمان دهنده استخراج شد.در نتیجه، نظریه ها و رهیافت های ایشان در موضوع تروریسم دسته بندی گردید. در این میان، از منظر ایشان، کشورهای اروپایی، آمریکا، اسرائیل، مرتجع منطقه عامل، حامی و محرک تروریسم و ناامنی و نیز گروهک ها، اشرار و منافقین پیاده نظام آنها در منطقه غرب آسیا و جمهوری اسلامی ایران شناخته شدند. همچنین منشا ایجاد، بقاء و استمرار وجود رژیم اشغالگر قدس عملیات های تروریستی در مناطق اشغالی است. در صورتی که مستکبرین به دروغ ایران را به تروریسم و حمایت از آن متهم می کنند. از دیدگاه ایشان، مبارزه و مقابله با تروریسم یک وظیفه همگانی به رهبری جبهه مقاومت در منطقه است.
عوامل مؤثر بر اتحاد استراتژیک جمهوری اسلامی ایران و سوریه در دهه 1980(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۲
93 - 136
حوزههای تخصصی:
اتحاد ایران و سوریه از جمله اتحادهای مهم، نادر و طولانی مدت در طی چندین دهه ی گذشته در سطح سیاست و امنیت خاورمیانه بوده است، از این رو پرسش اصلی این مقاله عبارت است از اینکه: چه عوامل و مؤلفه هایی در شکل گیری و تقویت اتحاد ایران و سوریه طی دهه ی 1980 تأثیرگذار بوده اند؟ فرضیه مقاله آن است که: مقابله با تهدیدات مشترک و وجود منافع و اهداف مشترک منجر به شکل گیری، تقویت و تداوم اتحاد بین جمهوری اسلامی ایران و سوریه در دهه ی 1980 گردیده است. بررسی مسأله با کمک نظریه توازن تهدید والت، و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و منابع کتابخانه ای و اینترنتی نشان دهنده ی آن است که مهم ترین ملاحظات امنیتی و مؤلفه های شکل دهنده و تقویت کننده اتحاد بین ایران و سوریه عبارت بوده اند از: وجود منافع مشترک در مقابله با تهدیدات مشترک امنیتی در سطح منطقه؛ ادراک مشترک از تهدید رژیم صهیونیستی در منطقه و تلاش های منطقه ای آن برای عادی سازی روابط با کشورهای پیرامونی؛ وجود ایدئولوژی های تجدیدنظرطلب، و اشتراکات ایدئولوژیک در ضدیت با آمریکا و منازعه با اسرائیل؛ حمایت سوریه از ایران در طول جنگ عراق علیه ایران و مقابله ی آن با ایجاد یک جبهه متحد عربی در مقابل ایران؛ نقش اشتراکات مذهبی- ایدئولوژیک؛ تلاش دو کشور ایران و سوریه برای کسب مشروعیت مذهبی در سطوح داخلی و خارجی، و تأمین منافع ایران و سوریه در قالب اتحاد، در جهان عرب، به ویژه لبنان.
افزایش رضایت شغلی کارکنان ارتش جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اعتقادی سیاسی سال دوم تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳
16 - 31
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش کمک به متولیان برای سیاستگذاری در حوزه رضایت شغلی کارکنان آجا با شناسایی و اولویت بندی راهکارهای ارتقای آن بوده است. این تحقیق به لحاظ هدف، از نوع کاربردی، به لحاظ رویکرد، استقرایی، از نظر نوع داده، آمیخته و از نظر روش پژوهش، توصیفی -تحلیلی است. با مطالعات کتابخا نه ای، راهکارهای افزایش رضایت شغلی گرد آوری و در اختیار تعداد 20 نفر از خبرگان علم مدیریت (که به شکل هدفمند و قضاوتی انتخاب شدند) قرار گرفت و با بهره گیری از ابزار دلفی در سه دور، از آن ها خواسته شد ضمن تایید یا رد راهکارهای شناسایی شده، راهکارهای پیشنهادی خود را نیز ارائه نمایند. در ادامه (به منظور اولویت بندی راهکارها) با طراحی پرسشنامه، راهکارهای تایید شده، در اختیار 20 نفر از همان خبرگان قرار گرفت و نهایتا اولویت بندی راهکارها نیز انجام شد. بر اساس نتایج نهایی تحقیق، راهکارهای افزایش حقوق و مزایا، سبک رهبری اخلاقی فرماندهان، جو سازمانی مطلوب، وضعیت معیشت، طراحی نظام پاداش دهی، عدالت سازمانی، روحیه کارگروهی، حمایت و احترام سلسله مراتب، فرصت های برابر شغلی، شایسته سالاری و ... بالاترین اولویت را کسب نموده اند.
بررسی و تحلیل اندیشه سیاسی سیداحمد بریلوی بر اساس نظریه بحران توماس اسپریگنز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: سید احمد بریلوی از معدود صوفیان انقلابی شبه قاره هند است که با جهاد و قیام مسلحانه، اندیشه سیاسی خود را از تئوری به عمل تبدیل کرد. اندیشه سیاسی بریلوی با بحران ها و بی نظمی های زمانه او بی ارتباط نبود. مسئله اساسی مقاله این است که چه نسبتی میان اندیشه سیاسی سید احمد بریلوی و بحران ها و بی نظمی های زمانه او وجود دارد؟ پرسش کانونی جستار حاضر این است که از نظر سید احمد بریلوی بحران های جامعه آن روز شبه قاره چه بودند و ریشه و علل آنها را چه می دانست و نظم سیاسی آرمانی او چه بود و چه راهکاری را برای گذار از بحران ها تجویز کرد؟روش ها: نوشتار حاضر در تبیین اندیشه سیاسی سیداحمد بریلوی از مدل «نظریه بحران» توماس اسپریگنز به مثابه چارچوب نظری و روش شناسی پژوهش سود جسته است. اسپریگنز روش خود را با هدف کشف و درک «منطق درونی» نظریه سیاسی ارائه نمود. از نظر وی هر نظریه سیاسی از دل بحران زمانه خود پدید می آید و نگاهی به وضعیت موجود (هست ها) و نگاهی به وضعیت مطلوب (بایدها) دارد. اسپریگنز معتقد است که هنر بزرگ یک نظریه سیاسی ارائه طریقی برای تلفیق «هست ها» و «بایدها» استیافته ها: سیداحمد قدرتهای سیاسی را در تعارض با زیربنای نظری و نظام ارزشی اسلامی خود می دید. ازاین رو، در شرایطی که مناسبات قدرت به سمت قدرت نامشروع میل می کرد و نظم سیاسی مسلمانی قابلیت بازتولید خود را اندک اندک از دست می داد، با اندیشیدن در باب امامت، جهاد و حکومت تلاش کرد تا راه را برای تحول و جابجایی قدرت مشروع هموار سازد. در تحلیل نهایی، گرچه «طریقت محمدیه» از تأسیس نظم جدید و استقرار حاکمیت مشروع براساس مبانی سیاسی- دینی خود ناتوان ماند، ولی در مشروعیت زدایی و بی اعتبارسازی «حق فرمانروایی» قدرتهای استعماری و استبدادی تا اندازه ای کامیاب بود. بریلوی به دلیل طمع و خیانت برخی از سران پشتونها که دستورات او را برای یک جهاد اصولی زیر پا گذاشتند، شکست خورد. جهاد بریلوی متضمن هنجارهای خاصی از جنگ بود و هرگونه اهداف مادی را که معطوف به جمع آوری غنایم بود با اصول جهاد ناسازگار می دانست. این اصول، عملاً محدودیت هایی را در برابر جنگجویان او که عمدتاً از قبایل پشتون بودند قرار می داد. سران پشتون این محدودیت ها را پس زده و از اصول جهاد بریلوی عبور کردند و به جمع آوری غنایم جنگی مشغول شدند. تمایل شدید پشتونها به کسب غنایم، نخستین شکاف را در جنبش سیداحمد به وجود آورد. پس از آن، این شکاف در مسائل دیگری مانند ناسازگاری اصول راست کیشی سیداحمد با سنت های قبیله ای پشتونها رخنه کرد و باعث شکست جنبش بریلوی شد. جنبش طریقت محمدیه به لحاظ مذهبی بیشترین تأثیر را بر بریلویه معاصر گذاشت و به لحاظ نظامی و سیاسی گروه طالبان درافغانستان به شدت از آموزه های جهادی وی تأثیر پذیرفت.نتیجه گیری: بحران های اصلی از نظر بریلوی بحران «سیاسی» و «دینی» است. ریشه اصلی بحران ها نیز از نظر وی «شرک» و «کفر» شمرده شده است. نظم سیاسی آرمانی سید احمد نابودی شرک و کفر، اعتلای کلمه الله، احیای قرآن و سنت رسول الله و بازسازی یک دولت اسلامی بومی است. راهکار عملی وی برای رفع بحران ها و گذار از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب اقامه دائمی فریضه «جهاد نظامی» است. هر چند در نهایت سید احمد بریلوی در اجرای راهکار خود ناکام می ماند.
Analysis and Evaluation of President Raisi's Eastward Policy(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۵, Issue ۳۹- Serial Number ۱, Winter and Spring ۲۰۲۴
167 - 188
حوزههای تخصصی:
This research aims to explore the strategic pivot in Iran's foreign policy toward Eastern countries under President Ebrahim Raisi. The study investigates the motivations behind this shift, its implications for Iran's international relations, and the effectiveness of this policy in achieving its intended goals. This article aims to dissect the conceptual underpinnings and theoretical content of Raisi's 'Look to the East' policy, situating it within broader theoretical and political contexts in international relations. The research question is: What are the driving forces behind Iran's increased engagement with Eastern countries under President Raisi, and how effective has this pivot been in enhancing Iran's geopolitical standing and economic stability? This article aims to prove analytically and descriptively the hypothesis that the Raisi administration's shift toward Eastern nations, particularly China and Russia, stems from a combination of economic necessity, geopolitical realignment, and the desire to evade Western sanctions. Findings: The research reveals that Raisi's policy has resulted in deeper economic and military collaborations with Eastern powers. However, while these moves have provided some economic relief and bolstered Iran's regional influence, they also present risks such as over-reliance on Eastern allies and potential geopolitical tensions with Western nations. The Raisi administration is orienting toward the East and establishing extensive ties with China and Russia in the military, economic, and security fields. The purpose of Iran's state is to form a global coalition against the US with Russia, China, and other states that oppose the Western world order.
دوگانگی ایدئولوژیکی طالبان در مواجهه با تفکر انقلاب اسلامی و تاثیر آن بر آینده روابط ایران با افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی انقلاب اسلامی سال ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۶)
85 - 106
حوزههای تخصصی:
ایدئولوژی از تاثیرگذارترین عوامل برسیاست خارجی کشور ها قلمداد می شود. ظهور و شکل گیری ایدئولوژی طالبان تاثیر بسزایی بر تحولات سیاست خارجی افغانستان داشته است. تحولات اخیر افغانستان که منجر به سقوط حکومت اشرف غنی و شکل گیری مجدد امارت اسلامی شد، توجه تحلیلگران عرصه روابط بین الملل را به مسئله افغانستان معطوف نموده است. بررسی دوگانگی ایدئولوژی طالبان در مواجهه با تفکر انقلاب اسلامی و تاثیر آن بر آینده روابط ایران با افغانستان، هدف اصلی و بنیادی پژوهش حاضر خواهد بود(هدف). روش تحقیق بصورت توصیفی- تحلیلی و روش گردآوری داده ها کتابخانه ای واینترنتی است(روش). درحالی که بسیاری از تحلیل ها به عوامل سیاسی، نظامی، امنیتی، تاریخی و ژئوپلیتیک در آینده روابط ایران وافغانستان اشاره دارد، اگرچه یکپارچگی کامل ایدئولوژیکی ویژگی دوره اول طالبان بوده است، طالبان دوره جدید براساس عوامل موثر داخلی وخارجی، قومیت و ایدئولوژیک به دو گروه با خاستگاه های فکری متفاوت تبدیل شده واز یکپارچگی ایدئولوژیکی فاصله گرفته است، این دوگانگی ایدئولوژیکی عاملی مهم و تاثیرگذار برروابط ایران وافغانستان در دوره جدید طالبان می باشد(یافته ها).
نقش فناوری های نوین در تحول دانش انتظامی (مطالعه موردی: کاربرد هوش مصنوعی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱۳
731 - 754
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تحولات فناوری در دهه های اخیر منجر به شکل گیری تغییرات بنیادین در حوزه های مختلف از جمله دانشِ انتظامی شده است. هوش مصنوعی به عنوان یکی از مهم ترین فناوری های نوین، نقش اساسی در بهینه سازی فرآیندهای انتظامی ایفاء می کند. با این حال، موفقیت در بهره گیری از این فناوری نیازمند سیاست گذاری کلان، توسعه زیرساخت های فناورانه و تربیت نیروی انسانی متخصص است. این پژوهش با هدف بررسی کاربرد هوش مصنوعی در تحول دانش انتظامی و ارائه پیشنهادهای سیاستی برای بهره برداری بهینه از آن انجام شده است. روش: این پژوهش از نوع کیفی است و با استفاده از شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و اسنادی به بررسی موضوع می پردازد. در این پژوهش، ابتدا مفاهیمِ هوش مصنوعی و دانشِ انتظامی تعریف می شود و سپس، کاربردهای این فناوری، چالش ها و الزامات اجرایی آن براساس منابع علمی معتبر مورد تحلیل قرار می گیرد. یافته ها: هوش مصنوعی می تواند در زمینه های مختلف تأثیرات شگرفی داشته باشد. با این حال، چالش های اجرایی مانند حفظ حریم خصوصی، سوگیری الگوریتمی، هزینه های پیاده سازی، الزامات حقوقی امنیت سایبری نیز وجود دارد که در به کارگیری این فناوری باید مورد توجه قرار گیرد. نتیجه گیری: بهره گیری مؤثر از هوش مصنوعی در دانش انتظامی، مستلزم تدوین سیاست های حمایتی، سرمایه گذاری در زیرساخت های فناورانه، توسعه چارچوب های حقوقی و تقویت ظرفیت های بومی در این حوزه است. همچنین، فرماندهی انتظامی باید با اتخاذ رویکردی راهبردی و فراتر از صرفاً بهره برداری فناورانه، به تسلط بر لایه های عمیق هوش مصنوعی توجه ویژه داشته باشد تا از وابستگی به فناوری های خارجی جلوگیری شود.
The Policy of Destabilizing Chabahar and Strategic Requirements (Case Study of the North-South Corridor)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۵, Issue ۳۹- Serial Number ۱, Winter and Spring ۲۰۲۴
95 - 118
حوزههای تخصصی:
Despite Iran's unique geostrategic and geoeconomic position and its location on various transit routes, including the North-South Corridor, sufficient attention has not been paid to this extraordinary capacity. Iran's transit capacity is set to expand, bolstering its economic diplomacy with countries around the world. This expansion is expected to lead to increased dependence on economic cooperation with Iran, thereby reducing the nation's vulnerability to sanctions. However, in recent years, the country has experienced a decline in transit volume. While this downturn can be attributed to sanctions and the COVID-19 pandemic, it is also closely linked to external actions and sabotage activities, including terrorist attacks on Iranian soil. This research aims to address the question of the objectives pursued by terrorist groups and other rival actors engaged in competition with Iran along the North-South Corridor. The hypothesis posits that the series of terrorist attacks perpetrated by the Jaish al-Adl group in the southeast of Iran suggests that rival countries are covertly supporting small terrorist organizations to destabilize Iran's transport routes in pursuit of their own interests. These interests include marginalizing Iran in the sphere of commercial corridor competition and strengthening their own positions. These actors pursue their agenda by instigating insecurity within Iran's corridors, ultimately discouraging foreign investors from engaging in projects such as those at the Chabahar port in southeastern Iran. Their operations range from targeted and indiscriminate attacks—affecting civilians and military installations alike—to planting mines, explosive traps, and roadside bombs on critical transportation routes. Such actions serve to portray the southeastern regions of Iran, particularly around Chabahar port, as unsafe, thereby significantly undermining and potentially neutralizing the Islamic Republic of Iran's role in global transit. Consequently, as Iran's competitors enhance their influence by developing robust transport fleets and strengthening their presence in key commercial corridors, it is crucial for policymakers and officials to address the security challenges affecting borders, transport fleets, and foreign trade. If these issues remain unresolved, Iran risks being sidelined in the global arena, as the world will not hesitate to seek alternative transit routes.
Between Religious Principlism and Pragmatism: Islamic Iran`s Approach to Communist China(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۵, Issue ۴۰- Serial Number ۲, Summer and Autumn ۲۰۲۴
311 - 332
حوزههای تخصصی:
Along with geopolitical reasons lurking beneath the surface of Tehran-Beijing connections, such an odd partnership between an Islamist government and a communist one brings religious-ideological elements to the fore. Iran’s relationship with China is compatible with its dominant ideological-religious doctrine. The paper introduces a new understanding of the Sino-Persian Connections from a religious-ideological prism. ‘How and under what mechanisms has Iran made its Chinese policy compatible with its religious-ideological codes? This is the pivotal question that guides the analytical narrative of the paper. The paper argues that Shia Jurisprudence has specific religious foundations that justify Iran’s policy towards China. It highlights both ‘Principlism’ and ‘Jurisprudence Pragmatism’ through which Iran expands its relations with China. Principlism asserts that the expansion of ties with China does not conflict with the religious principle of rejecting domination by non-Muslim foreigners. That is why Iranian elites do not perceive the expansion of China's influence as a form of new imperialist expansionism that could lead to the domination of a non-Muslim country over a Muslim one. Jurisprudence Pragmatism posits that the rule of expediency in Shia jurisprudence mitigates the conflict between China's policies towards its Muslim population and Iran's proclaimed support for Muslims worldwide. This pragmatism provides a religious justification for maintaining relations with Beijing.
Strategic Patience or Strategic Shift? Analyzing Iran's Regional Diplomacy in the Post-Abraham Accords Era(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۵, Issue ۴۰- Serial Number ۲, Summer and Autumn ۲۰۲۴
351 - 368
حوزههای تخصصی:
This article investigates the evolving trajectory of Iran’s regional diplomacy in the aftermath of the Abraham Accords (2020), which marked a major shift in Middle Eastern geopolitics by initiating normalization between Israel and several Arab states. The central inquiry of this study is whether the Islamic Republic of Iran continues to uphold its long-standing doctrine of "strategic patience" or is transitioning toward a new, more adaptive diplomatic doctrine in response to emerging regional alignments. Drawing on a qualitative analysis of official policy statements, regional diplomatic developments, and doctrinal texts in Persian and Arabic, this study examines Iran’s evolving strategy through the dual lenses of geopolitical realism and Islamic theological frameworks—especially the doctrine of Velayat-e Faqih (Guardianship of the Jurist). The article argues that Iran’s foreign policy posture reflects a hybrid model: while ideological commitments to anti-Zionism and Islamic solidarity remain strong, there are growing signs of pragmatic engagement, particularly in Iran’s overtures toward Saudi Arabia, the UAE, and Iraq. This pragmatic turn is framed within Shiite concepts such as maslahat (public interest) and hikmah (strategic wisdom), allowing Tehran to recalibrate without abandoning core ideological principles. The findings reveal a nuanced shift toward a dual-track strategy that combines deterrence with diplomacy, resistance with regional dialogue. This approach enables Iran to navigate its theological commitments while responding to shifting regional dynamics. The article contributes to the broader discourse on the intersection of religion and foreign policy in the Middle East and offers insights into how revolutionary states adapt in a transforming international environment.
بررسی تطبیقی نقش انرژی های تجدید پذیردرتوسعه پایدار: مطالعه موردی ایران و آلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۴۸)
278 - 302
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، توسعه پایدار و حفاظت از محیط زیست به یکی از چالش های اصلی دولت ها تبدیل شده و انرژی های تجدیدپذیر نقشی کلیدی در تحقق این اهداف ایفا می کنند. پژوهش حاضر با رویکرد تطبیقی، به بررسی نقش انرژی های تجدیدپذیر در توسعه پایدار در دو کشور ایران و آلمان می پردازد. هدف اصلی، تحلیل سیاست ها، ساختارهای برنامه ریزی و میزان موفقیت این کشورها در بهینه سازی مصرف انرژی است تا از این طریق، نقاط قوت و ضعف ایران شناسایی شود. روش تحقیق به صورت توصیفی–تحلیلی و تطبیقی بوده و داده ها از منابع کتابخانه ای و اینترنتی معتبر گردآوری شده اند. نتایج نشان می دهد که تفاوت های اصلی میان دو کشور در ساختار برنامه ریزی شهری، میزان مشارکت نهادهای مدنی و وجود یا فقدان سیاست های یکپارچه انرژی نهفته است. کشور آلمان با اتکا به برنامه ریزی جامع، نهادهای منسجم و سیاست گذاری شفاف، موفق به نهادینه سازی مصرف بهینه انرژی شده است؛ در حالی که ایران با چالش هایی همچون نبود هماهنگی بین نهادهای متولی، ضعف مشارکت مردمی و ناکارآمدی اسناد بالا دستی مواجه است. در پایان، چارچوبی پیشنهادی برای ارتقای کارایی برنامه ریزی انرژی در ایران با بهره گیری از تجربیات موفق آلمان ارائه شده است
نقش رژیم غاصب صهیونیستی در طراحی و تحمیل جنگ عربستان با یمن؛ زمینه ها و تبعات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۶
۹۲-۶۵
حوزههای تخصصی:
با ورود صهیونیست ها به منطقه و توسعه سرزمینی، پس از جنگ جهانی دوم دولت یهود اعلام شد. سپس به دنبال گسترش مرزها، با کشورهای عربی وارد جنگ شد. با حمایت انقلاب اسلامی از گروه های مقاومت، سدی مقابل رژیم ایجاد شد. حزب الله از جمله آن هاست که با رشد خود به مرور در جنگ های با رژیم اسرائیل به پیروزی هایی رسید. هم اکنون این رژیم نگران تکرار مدل حزب الله در قالب انصارالله است. تنگه باب المندب یمن به عنوان مجرای حیاتی اقتصاد جهانی، همواره برای رژیم اسرائیل تهدید راهبردی تلقی شده و رژیم در مقام مقابله، تحرکات مختلفی داشته است. از اقدامات اخیر او طراحی جنگ عربستان با یمن است که بازکاوی زمینه ها و تبعات آن، مسئله اصلی تحقیق است. نحوه مواجهه یمنی ها با این طرح پیچیده و دستاوردهای مقاومت انصارالله که در «طوفان الاقصی» نمودار شده نیز محل توجه تحقیق است. نوشتار حاضر به روش جمع آوری اطلاعات و اسناد از کتب، مقالات، سایت ها و نشریات، با رویکرد توصیفی-تحلیلی و ابزار گردآوری کتابخانه ای انجام شده است.
نسبت و تعامل چپ نو در ایران با اندیشه یورگن هابرماس (با تمرکز بر نقش حلقه ارغنون)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۷۶)
151 - 182
حوزههای تخصصی:
جریان چپ در ایران همپای تحولات جهانی، تطوراتی داشته است. به طور خاص در ایران نیز بعد از تغییرات ناشی از فروپاشی کمونیسم و مطرح شدن تأملات انتقادی ژرف تر درباره دغدغه های مارکسیسم و چپ گرایان در اموری همانند سلطه، نقد کلیت مناسبات فرهنگی و زیست -جهان معاصر، چپ نو به بازاندیشی برخی مفاهیم خویش پرداخته و صورت بندی جدیدی در این حوزه را ارائه نموده است. یکی از مهم ترین دستاویزهای این جریان، استمداد از نظریه انتقادی به طور عام و آرای اندیشمندان مکتب فرانکفورت به شکل خاص بوده است. در بین این نحله فکری نیز آرای یورگن هابرماس از اهمیت خاصی برخوردار شده است. در این نوشتار با تأکید بر جریان چپ نو و به ویژه نماینده شاخص آن یعنی مراد فرهادپور تلاش شده بدین سوال پاسخ داده شود که شرایط گرایش و نیز فاصله گرفتن و حتی گذار جریان چپ نو در ایران از هابرماس چه بوده است؟ در پاسخ، با استفاده از هرمنوتیک قصدگرای کوئینتین اسکینر، برآنیم که جریان چپ نو در دوران متأخر در ایران همسو با جریانات مشابه جهانی در کنار استفاده از دیدگاه انتقادی هابرماس، به سبب بروز مسائل و چالش های عمیق تر در بحث سلطه و تعمیق آن با نوعی گذار از پروژه فکری هابرماس به سوی دیدگاه های انتقادی رادیکال تر منبعث از جریان چپ گرایش یافته و همواره چه در تقّرب به هابرماس و چه فاصله گرفتن از آرای وی، پروژهایی اجتماعی را مدّنظر داشته است.
راهبرد دریایی ایران در جنوب غرب آسیا و شمال اقیانوس هند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱۱
349-373
حوزههای تخصصی:
جنوب غرب آسیا و شمال اقیانوس هند از مناطق مهم و استراتژیک جهان هستند که به لحاظ ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک اهمیت بالایی دارند. آنچه که قابل توجه است جمهوری اسلامی ایران به لحاظ دریایی از موقعیت مناسبی در این مناطق برخوردار است. لذا، این موقعیت موجب شده ایران نسبت به مناطق جنوب غرب آسیا و شمال اقیانوس هند بی تفاوت نباشد و تحولات مناطق مذکور را رصد کند. سوالی که در این پژوهش مطرح می شود این است که راهبرد دریایی ایران در جنوب غرب آسیا و شمال اقیانوس هند چیست؟ در پاسخ به این سوال نویسنده با تاکید بر روش تحقیق کیفی و روش توصیفی- تحلیلی بیان می دارد که باتوجه به سیاست های کلی توسعه دریامحور راهبرد دریایی ایران سلطه گرایانه نیست، بلکه راهبرد صلح گرایانه و همکاری جویانه می باشد. برای اجرایی سازی این راهبرد، ایران از دو فرصت حمل و نقل و انرژی برخوردار است که از این طریق اعتبار دریایی گسترش پیدا کرده و زمینه ساز قدرت دریایی برای کشور خواهد شد. با وجود این، از اصلی ترین اهداف رقبای ایران، در انزوا قرار دادن کشور است. آنان بدنبال این هستند تا جمهوری اسلامی از دو فرصت مذکور استفاده نکند تا کشور در تنگنای اقتصادی و عدم مقبولیت جهانی قرار بگیرد و در نهایت این امر موجب کاهش حضور ایران در دریا می شود. همچنین، عرصه را برای سایر نیروهای منطقه ای و فرامنطقه ای فراهم می کند. بنابراین، راهکار حضور قدرتمند ایران در دو بخش حمل و نقل و انرژی از طریق فعال کردن بندر چابهار و توجه به نیازهای انرژی منطقه و فرامنطقه ای است.