فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۶۱ تا ۴۸۰ مورد از کل ۳۲٬۵۸۸ مورد.
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
107 - 141
حوزههای تخصصی:
ناسیونالیسم قومی یکی از چالش برانگیزترین مفاهیم در دنیای مدرن است که با تأکید بر تمایزات قومی، زمینه ساز شکاف های هویتی و بروز تنش در جوامع چندقومیتی می شود. این پدیده، به ویژه زمانی که با مؤلفه هایی چون جدایی طلبی و طرد دیگری همراه گردد، می تواند به خشونت و تروریسم منتهی شود و ثبات داخلی کشورها را تهدید کند. جمهوری اسلامی ایران نیز با وجود تنوع قومی گسترده، در برهه هایی با ظهور گروه هایی مواجه بوده که با بهره گیری از احساسات قومی، به تهدید تمامیت ارضی کشور پرداخته اند. یکی از این گروه ها پژاک (حزب حیات آزاد کردستان) است که با وجود ریشه های برون مرزی، از طریق تحریک قومی در مناطق کردنشین، به اقدامات خشونت آمیز و تروریستی مبادرت ورزیده است. این گروه با استفاده از راهبردهای تبلیغاتی و شبکه های ارتباطی، در پی گسترش نفوذ و جذب حمایت های محلی است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی پژاک به عنوان یک گروهک تروریستی در چارچوب نظری ناسیونالیسم قومی است. سؤال اصلی پژوهش این است که پژاک چگونه از مبانی فکری خود برای اقدامات تروریستی بهره می برد. بنا بر فرضیه تحقیق، پژاک با اتکا به مؤلفه های ناسیونالیسم قومی، به کنش های خشونت آمیز دست می زند. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای و اینترنتی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که پژاک با بهره گیری همزمان از مؤلفه های ناسیونالیسم قومی و آموزه های سوسیالیستی، به ویژه از طریق تحریک احساسات هویتی و گفتمان ضدساختار، زمینه ساز بروز خشونت و اقدامات تروریستی در مناطق مرزی ایران شده است.
فرقه گرایی و تأثیر آن بر امنیت ملی عراق طی سال های 2003 تا 2024(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
203-236
حوزههای تخصصی:
فروپاشی رژیم عراق در نتیجه یک شوک برون زا از سوی نیروهای آمریکایی و ائتلاف تحت رهبری آن جنبه عینی به خود گرفت و فرصت تحول و تحقق سازوکارهای تکوین بخش را برای ساخت عراقی نوین و دموکراتیک پیشِ روی جامعه و نخبگان جدید قرار نهاد؛ اما ناپایداری نظام هویتی و گسست در سازه های تشکیل دهنده آن سبب شد تا فرقه گرایی به عنوان یک واقعیت کتمان نشدنی بر بدنه سیاسی و امنیتی عراق تحمیل شود و با نوع تعاملات و مطالبه گری های غیرملی و غیرمدنی نیروهای موجود در سپهر سیاسی کشور، در یک سیر زمانی و به تدریج تقویت و فربه تر شود. هدف پژوهش حاضر آن است تا با رمز گشایی از الگوها و عناصر حاکم بر تعامل و کنش ورزی بازیگران مختلف عراقی بر مدار فرقه گرایی، نقش و تأثیر این مؤلفه بر امنیت ملی عراق در دوران پساصدام مورد مداقه قرار گیرد. پرسش اصلی این است که فرقه گرایی چگونه امنیت ملی در عراق پساصدام (2024-2003) را تضعیف نموده است. در پاسخ، این فرضیه طرح ریزی شده که فرقه گرایی سیاسی، مذهبی و قومی در عراق در بازه سال های 2003-2024، با دامن زدن به بحران هویتی، عدم وفاق نیروهای سیاسی و مداخله خارجی را به همراه داشته و از این طریق به عنصر تضعیف کننده امنیت ملی عراق تبدیل شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که فرقه گرایی زمینه ساز منازعات حقوقی، سیاسی و اقتصادی در عراق شده و این به نوبه خود ناکارآمدی نهادی، خیزش تروریسم، فساد و مداخله بازیگران خارجی را به همراه آورده و از این منظر امنیت ملی عراق به مخاطره افتاده است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی تهیه شده است. داده ها نیز با استفاده از شیوه فیش برداری و بهره گیری از منابع و متون فارسی و انگلیسی، پژوهش ها و تحقیقات دانشگاهی موجود در کتابخانه ها و پایگاه های الکترونیک گردآوری شده است. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با استفاده از روش تحلیل محتوا انجام شده است.
منابع، اهداف و چالش های قدرت هوشمند در سیاست خارجی جمهوری خلق چین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روابط بین الملل دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۶)
223 - 250
حوزههای تخصصی:
در عصر کنونی، از قدرت یابی چین به عنوان مهمترین چالش سیاسی اقتصادی ایالات متحده آمریکا یاد می شود که مستقیماً نظام بین الملل و ساختار آن را تحت شعاع خود قرار داده است. از سویی دیگر در نگاه افکار عمومی جهان، نوعی «چین هراسی» ترویج یافته که مانعی جدی در جهت پیشبرد اهداف سیاست خارجی چینی ها محسوب می شود. به موازات رشد سریع و پایدار اقتصاد چین، قدرت سخت آن کشور نیز به سرعت رشد می کند و همین امر بدبینی جهان بیرون را افزایش خواهد داد و محیط نامطلوبی را برای آن کشور رقم خواهد زد؛ محیطی که باید با بکارگیری قدرت نرم تلطیف شود. بنابراین کشور چین در راستای رشد و توسعه خود نیازمند راهبردی است که همزمان دو قدرت سخت و نرم را تجمیع کرده و در همراستایی آن ها به کنشگری در سیاست خارجی بپردازد. به زعم نگارندگان این نوشتار، قدرت هوشمند راهبردی مناسب در بازیگری و تقویت توسعه چین در مسیر سیاست خارجی می باشد. مقاله ی حاضر در پی تشریح و شناسایی قدرت هوشمند است و در این پژوهش تلاش می گردد تا بدین پرسش پاسخ داده شود که اهداف و چالش های چین در بهره گیری از قدرت هوشمند در سیاست خارجی کدامند؟ فرضیه آن بیان می دارد که هدف چین از قدرت هوشمند تحقق سیاست «همکاری در عین رقابت» و چالش های آن عبارت از تله بدهی، چین هراسی، کرونا، عدم جذابیت فرهنگ، ضعف در دیپلماسی عمومی، اختلاف با همسایگان و عدم تعادل میان رشد اقتصادی و نظامی است.
ارائه الگوی نظام مند امنیت ملی بر اساس منظومه فکری آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با تأسی از جایگاه امنیت ملی در بقای کشورها، اندیشه های آیت الله خامنه ای در خصوص امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را در قالب الگویی ارائه نموده است. پژوهش حاضر از نظر فایده و هدف از نوع تحقیقات کاربردی، از نظر رویکرد، کیفی بر پایه پارادایم تفسیری و از نظر ماهیت و نوع مطالعه اکتشافی است. روش تحقیق این پژوهش «داده بنیاد» است که براساس آن به صورتی هدفمند و نظام مند به گونه ای که بتوان عصاره بینش آیت الله خامنه ای در زمینه امنیت ملی را استخراج، مفهوم سازی، مقوله سازی و سپس مدل پردازی نمود، مورد بررسی و تحلیل قرارگرفته است. جامعه پژوهش، مجموع بیانات ایشان در نرم افزار حدیث ولایت از سال 1368 تا سال 1402 بوده است. در همین راستا، در مرحله اول، تعداد 580 گزاره در قالب 245 مفهوم استخراج شد. در مرحله دوم، 9 مقوله اصلی (عرصه امنیت، آمادگی امنیتی، عناصر امنیت ملی، مسئله امنیت، محیط امنیت ملی، الگوی امنیت ملی، مسئولیت امنیت ملی، راهبردهای امنیت ملی و ضرورت امنیت ملی) دسته بندی و احصا گردیدند. در مرحله سوم، مدل نظام مند از اندیشه آیت الله خامنه ای در حوزه امنیت ملی جهت تدوین دکترین و استراتژی های نظامی کشور در راستای ایجاد بازدارندگی امنیتی مؤثر ترسیم و ارائه گردیده است.
مرجع اعتبار و منبع معرفت شناختی نظریه مردم سالاری دینی آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهنمون اﻧﻘﻠﺎب اسلامی سال ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶
23 - 66
حوزههای تخصصی:
مردم سالاری در مرکز اندیشه سیاسی عصر حاضر قرار دارد و علی رغم برخی نقدها، به یک گفتمان غالب و ارزش فراگیر تبدیل شده و حتی چاره برخی نارسایی های آن، در دموکراتیک تر کردن خود دموکراسی، تحت نام های دموکراسی مشورتی یا دموکراسی گفت وگویی یا دموکراسی رادیکال بوده است. در این بین، مردم سالاری دینی نظریه ای جدید در اندیشه و فلسفه سیاسی است که با برخی پیش فرض ها و تصورات متعارف با معنای عام مردم سالاری تفاوت دارد. یکی از این تفاوت ها در بعد معرفت شناسانه آن است که منبع اعتبار گزاره های مردم سالارانه اعم از مشارکت سیاسی، نظارت عمومی، توزیع قدرت و تفکیک قوا و نهادهایی مثل انتخابات و حزب و پارلمان، دین (اسلام) است. در این نوشتار با روش داده بنیاد و روش اسنادی، بُعد معرفت شناسانه نظریه مردم سالاری دینی آیت الله خامنه ای تحلیل و بررسی شده است. در بین نظریه های مطرح درباره مردم سالاری دینی، نظریه آیت الله خامنه ای واجد این ممیزه است که مردم سالاری دینی را مفهومی یکپارچه می داند و مخالف است با تلقی تلفیقی از مردم سالاری دینی که معتقد به جمع بین دین و مردم سالاری در این نظریه است. همین مسئله اهمیت بررسی موضع معرفت شناسانه نظریه مردم سالاری دینی آیت الله خامنه ای را مضاعف می کند. همچنین، اسلام غیرسکولار و اسلام فقاهتی با طرح ویژگی هایشان، مرجع اعتبارساز این نظریه معرفی شده است.
پیامدهای پرونده هسته ای بر روابط ایران و سازمان همکاری شانگهای (2022 – 2018)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۲
167 - 193
حوزههای تخصصی:
سازمان همکاری شانگهای، سازمانی منطقه ای و بین المللی با توانمندی وپتانسیل های فراوان می باشد که عضویت ایران در آن به مثابه مزیتی مهم در سیاست خارجی محسوب می شود. اما در سال های اخیر، با تبدیل شدن مناقشه هسته ای به اصلی ترین موضوع سیاست خارجی ایران، این مهم، مزیت و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را تحت تاثیرقرار داده. بنابراین مهم است به این موضوع پرداخت که تنها عضویت صرف در یک نهاد منطقه ای تا زمانی که تاثیرپذیرازمسائل امنیتی و دیگر قدرت های بین المللی می باشد را نمی توان بیانگر بهره مندی تمام از مزایای عضویت تلقی کرد. لذا پرسش اصلی که پژوهش حاضر را راهبردی می کند، این می باشد که پرونده هسته ای چه تاثیری بر روابط ایران و سازمان همکاری شانگهای دارد؟.فرضیه ای که طراحی شده و با استفاده از ترکیب روش تاریخی وتحلیلی- توصیفی مورد ارزیابی قرار می گیرد این است که؛ به نظر می رسد برای ایران، عضویت در سازمان همکاری شانگهای با انگیزه پیگیری مزایای ژئواستراتژیک، ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک بوده است. با این حال، توانایی ایران برای استفاده کامل از مزایای عضویت در سازمان همکاری شانگهای به دلیل مناقشه هسته ای ادامه دار و نظم نهادی گسترده تر حاکم بر روابط بین الملل محدود شده است. بدین جهت هدف پژوهش حاضر؛ واکاوی پیامدهای پرونده هسته ای بر روابط ایران وشانگهای درچارچوب نهادگرایی نئولیبرال می باشد.
نقش شبکه خبری الجزیره در بحران دیپلماتیک قطر
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۲
219 - 238
حوزههای تخصصی:
شبکه خبری الجزیره با پوشش رویدادهای خاورمیانه، به ویژه جهان عرب، تحولی مهم در رسانه های منطقه ایجاد کرد و توانست به یکی از تأثیرگذارترین شبکه های خبری تبدیل شود. این پژوهش به بررسی نقش شبکه الجزیره در بحران دیپلماتیک قطر طی سال های 2017 تا 2021 می پردازد. فرضیه اصلی پژوهش بر این مبنا استوار است که این بحران به عملکرد الجزیره و رویکرد آن نسبت به مسائل منطقه ای ارتباط داشته است. الجزیره از طریق فشار رسانه ای بر کشورهای طرف بحران، پرونده هایی همچون دخالت امارات در جنگ یمن و قتل جمال خاشقچی، روزنامه نگار سعودی را به طور گسترده پوشش داد. این اقدامات به تشدید و تقویت بحران دیپلماتیک در منطقه کمک کرد. این تحقیق با روش تحلیلی-تبیینی و استفاده از منابع معتبر کتابخانه ای انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که الجزیره با موفقیت در دیپلماسی رسانه ای قطر، نفوذ چشمگیری بر افکار عمومی خاورمیانه به دست آورده بود. این نفوذ گسترده، باعث نارضایتی و واکنش منفی کشورهای عربی همسایه شد که در نهایت به تحریم قطر و بروز بحران دیپلماتیک میان کشورهای منطقه انجامید.
حکمرانی آب در حوضه زاینده رود: تحلیل چالش ها و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
191 - 220
حوزههای تخصصی:
کمآبیهای دهههای اخیر منجر به چالشهای اجتماعی، زیستمحیطی و اقتصادی متعددی در حوضه آبریز زایندهرود شده است. افزون بر تغییرات اقلیمی، ضعف و سوء مدیریت منابع آبی حوضه آبریز زایندهرود میتواند عامل اصلی چالشهای ایجاد شده باشد. هدف اصلی پژوهش پیشِرو تحلیل تاریخی تغییرات حکمرانی آب و پیامدهای آن در حوضه آبریز زایندهرود در طی قرن گذشته است و سعی بر این است با استفاده از رویکرد تحلیلی - اسنادی به دو سؤال پاسخ داده شود: 1. نوع کنش تاریخی در مواجهه با مسئله آب در حوضه زایندهرود چگونه بوده است؟ 2. پیامدهای این کنش چه بوده است؟ نتایج نشان میدهد که در طی قرنها، در این حوضه حکمرانی آب شکل نگرفته و صرفاً مدیریت فنی بوده است؛ توسعه پایدار منابع و محیطزیست و ذینفعان اصلی (محیطزیست و مردم) مورد توجه قرار نگرفتهاند. مدیریت نادرست منجر به خسارات جبرانناپذیر به محیطزیست، گسترش فقر و بیکاری در مناطق شرق استان اصفهان، ایجاد تنشهای بین استانی و بیاعتمادی به سیاستهای دولتی شده است. اصلاح سیاستهای توزیع آب، مشارکتدادن ذینفعان، بهبود شفافیت و استفاده از فناوریهای نوین برای احیای این حوضه آبریز ضروری است.
بررسی نقش دموکراسی نمایندگی در ارتقای سطح سوژگی جمعی و تقویت تاب آوری اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال ۲۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۷)
93 - 113
حوزههای تخصصی:
اگر جامعه شناسی سیاسی بر تأثیر نیروهای اجتماعی بر مناسبات سیاسی متمرکز است، در مقابل نظریه سیاسی بر تأثیر سامانه سیاسی بر مناسبات اجتماعی انگشت می گذارد و نوشتار حاضر بر آن است تا با استفاده از رهیافت نظریه سیاسی به بررسی تأثیر نظام سیاسی بر مناسبات و صورت بندی اجتماعی بپردازد. در این نوشتار نشان می دهیم که چگونه دموکراسی نمایندگی می تواند از گذر تمهید بسترهای نهادی امنیت سوژه مبنا و ارتقای سطح سوژگی جمعی به تقویت تاب آوری اجتماعی بینجامد. دموکراسی نمایندگی مبتنی بر تمایز میان دولت، جامعه سیاسی و جامعه مدنی است و این تمایزگذاری موجب توانمند سازی افراد و گروه های اجتماعی می شود به نحوی که آنها به طور فزاینده ای در مدیریت کلان کشور نقش آفرینی می کنند و این نقش آفرینی حس تعلق آنها را به جامعه سیاسی افزایش می دهد؛ امری که به نوبه خود افزایش سطح تاب آوری در برابر دشواری های اجتماعی ناشی از پیامدهای کنش سیاسی را به همراه دارد. در برابر اگر جامعه سیاسی را درون دولت ذوب کنیم، به سرعت تکثری از منافع اجتماعی قربانی کنشِ یکپارچه ساز دولت خواهد شد و نتیجه آن تهدید امنیت سوژه مبنا و تضعیف تاب آوری اجتماعی خواهد بود. نوشتار حاضر می کوشد تا به معرفی سازوکارهای سیاسی افزایش تاب آوری اجتماعی بپردازد. منطق علی بحث حاضر را می توان این گونه تلخیص کرد: صورت بندی نظام سیاسی و سازوکارهای سیاسی به مثابه متغیر مستقل، امنیت سوژه مبنا به مثابه متغیر واسطه و تاب آوری اجتماعی به مثابه متغیر وابسته.
بازنمایی ایران در میان کاربران شبکه های اجتماعی عراق (مطالعه مورد کاربران فیس بوک پس از شکست داعش تا شهادت حاج قاسم سلیمانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف : قدرت در دوران مختلف متاثر از ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و تکنولوژیک ماهیت و طبیعت متفاوتی داشته است. در دوران کلاسیک، مدرن و پسامدرن تعاریف و جلوه های متفاوتی از این مفهوم قابل بررسی است، اما به نظر می رسد آنچه در جهان امروز و آینده بیشتر بتواند ماهیت آن را تبیین و توصیف کند، قدرت نرم و دیپلماسی عمومی است. در این متن، اهمیت شبکه های اجتماعی در سال های اخیر به واقعیتی بدیهی تبدیل شده و منبع بسیار مفیدی برای استخراج نظر کاربران در مورد موضوعات، شخصیت ها، محصولات و حتی مباحث کلان کشور و روابط خارجی و داخلی است. عراق به عنوان یک همسایه با قرابت مذهبی و فرهنگی عمیقی که می تواند بازاری بزرگ و شریکی استراتژیک برای ایران باشد، همچنین حضور مستشاری نظامی در عراق و موفقیت در شکست داعش در کنار حمایت ایران از گروه های مقاومت عراقی در سال های پس از صدام و وجود اماکن مقدسه، نیاز بیش از پیش به شناخت رویکرد و نظر جامعه عراقی نسبت به ایران را دوچندان می کند. در نگاه کلی بازنمایی تصویر ایران در میان کاربران شبکه های اجتماعی عراق به ویژه فیس بوک می تواند سنجه ای اولیه از میزان موفقیت قدرت نرم و دیپلماسی عمومی ایران در عراق باشد. روش : محور اصلی این پژوهش حول بازنمایی ایران در میان کاربران شبکه های اجتماعی عراق شکل گرفته و داده های بستر فیس بوک به عنوان اصلی ترین و بزرگ ترین بستر شبکه اجتماعی کاربران عراقی با استفاده از سیستم های کامپیوتری جمع آوری، ذخیره سازی، نویزگیری و پردازش شده است. پس از آن با بهره گیری از روش تحلیل تماتیک روی داده های فیس بوکِ کاربران عراقی پس از شکست داعش تا شهادت سردار سلیمانی مورد بررسی و پردازش به تفکیک سال انجام گرفته است. یافته ها : اصلی ترین موضوعاتی که حول مسائل مرتبط با ایران در فیس بوک عراقیِ منتشر شده به تفیکیک سال از سال 2018 تا 2020 و در چهارده تم اصلی طبقه بندی و سطح بندی شده که مهمترین این موضوعات عبارت است از: - گروه های همسو با انقلاب اسلامی- روابط سیاسی ایران و عراق - اظهار نظر در مورد فرهنگ دینی و اجتماعی مردم ایران - محتواهای مرتبط با دفاع مقدس و تاریخ جنگ عراق و ایران - موضوع روابط اقتصادی و محصولات ایرانی - دخالت ایران در انتخابات و حکومت عراق -موضوعات ورزشی بین دو کیور - اخبار بین دو کشور - تحریم آمریکا علیه ایران و نقش عراق و مقامات ایرانی (شامل مسئولین و شخصیت های سیاسی و نظامی کشور، مقام معظم رهبری، رییس جمهور، سردار سلیمانی) - زیارت اربعین و حضور ایرانیان در این پیاده روی می شوند، تا نمایی روشن از تصویر ایران در شبکه های اجتماعی عراق قابل نمایش باشد. نتیجه گیری : تصویر ایران در میان کاربران عراقی با چالش های زیادی روبرو است و گذشت سال ها از شکست داعش و دیگر خدمات ایران به عراق چندان در نمای قدرت نرم ایران در عراق موثر نبوده است. سهم ایران از خروج داعش و دفاع و هزینه هایی مانند شهادت جوانان و سردار های ایرانی برای حفظ امنیت مردم عراق در محتواهای عراقی ها کمتر دیده می شود. موضوعات مطرح شده حول مقامات حاضر در عراق همچون شهید سلیمانی که جان خود را در این راه داده، شباهتی به یک اسطوره و یا یک قهرمان ندارد. محصولات ایرانی جایگاه مناسبی از نظر حجم تبلیغات و حمایت در میان کاربران عراقی ندارند.
واکاوی مؤلفه های توانمندسازی روانشناختی نوجوان تراز انقلاب اسلامی با توجه به بیانات رهبر انقلاب و بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویکردهای توانمندسازی یک چارچوب مفهومی مورد توجه است که بکارگیری آن موجب ارتقای سبک زندگی سالم میان نوجوانان می شود. غالب الگوهای ارائه شده در زمینه توانمندسازی روانشناختی نوجوانان، علیرغم تفاوت ها،تنوع و همچنین ارتقا و تکامل در طول زمان، برخاسته از جهان بینی و ایدئولوژی حاکم پس از رنسانس بوده و خواسته و ناخواسته مبتنی بر سبک زندگی غربی است.از سوی دیگر کیفیت تحقق اهداف و آرمان های بلند انقلاب ریشه در تربیت نوجوانان توانمندی دارد که در آینده نقش، ماموریت و رسالت و کارکرد خود را در این راستا ایفا نموده و بسترساز توسعه و ساخت تمدن اسلامی در عصر حاضر باشند. دیدگاه ها و نظرهای مفصلی که نسبت به نوجوان تراز انقلاب اسلامی و مسائل مرتبط با آن در سخنرانی های رهبر انقلاب اسلامی و اسناد بالادستی نظام وجود دارد ، با توجه به هدف پژوهش حاضر مبنی بر استخراج مولفه های توانمندساز روانشناختی از بیانات رهبر انقلاب و اسناد بالادستی ، با استفاده از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون مورد واکاوی قرار گرفت. یافته های پژوهش دربرگیرنده ده مضمون فراگیرِ 1.امیدمندی 2.اراده مندی 3.کنشگری انقلابی 4.خودسازی فکری 5.آگاهی به زمان 6.علم آموزی 7.عدالت ورزی 8.خانواده محوری 9.دین مداری و10. غیرت ملی؛ بیست و سه مضمون سازمان-دهنده و نود و دو مضمون پایه ای است. با توجه به افق و چشم انداز غنی و ارزشمند انقلاب اسلامی ایران از یک سو و ضرورت تربیت نوجوانانی که با توجه به تراز انقلاب اسلامی توانمند نامیده شده و استمراردهنده حرکت انقلاب اسلامی بوده و راهبران آینده انقلاب اسلامی خواهند بود، استفاده از مولفه های تراز انقلاب و توانمندساز کننده نوجوان در تربیت نوجوانان مثمرثمر به نظر می رسد.
Motahhari's Vision for an Islamic Economy in the Context of the Revolution: Insights from "An Introduction to Comparative Economics"(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This paper aims to explore Murtaḍā Muṭahharī’s distinctive contributions to Islamic economic thought, with a particular focus on his analysis in Darāmadī bar Iqtiṣād Taṭbīqī. It seeks to clarify how Muṭahharī’s economic philosophy both critiques Western economic schools and articulates a uniquely Islamic approach, especially in the context of the ideological foundations of the Islamic Revolution in Iran. Method: The study employs a qualitative, analytical approach, drawing on Muṭahharī’s lectures. The research situates Muṭahharī’s economic ideas within the broader intellectual and historical landscape of Iran on the eve of the revolution. Results: The analysis reveals that Muṭahharī’s economic thought is characterized by a rigorous distinction between economic science and economic doctrine, an emphasis on justice and ethical conduct, and a holistic view of Islam as a comprehensive way of life. He critiques both capitalism and socialism for their inability to realize true justice and instead advocates for an Islamic economic system that balances individual initiative with social responsibility. Conclusion: Muṭahharī’s vision for Islamic economics remains highly relevant to contemporary debates on social justice, Islamic banking, and the moral foundations of economic policy in Iran and beyond. His work provides a robust intellectual framework for integrating Islamic values with modern economic challenges, ensuring that the pursuit of material well-being in Muslim societies remains inseparable from the quest for justice and spiritual fulfillment.
An Analysis and Explanation of the Relationship between "Islam and Politics" in the Political Thought of Ayatollah Javadi Amoli (with an Emphasis on Political Theology)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Ayatollah Javadi Amoli has a relative comprehensiveness in religious studies and also in dealing with issues of political theology, including the areas of political theology, which has made him a prominent figure. (Importance) The article, based on Skinner's intentional hermeneutic method (method), has analyzed the relationship between Islam and the state with some interventions. Based on this, the main question is what is the type of relationship between religion and government in Javadi Amoli's view? (Main question) The hypothesis is based on the fact that, based on the subjective and objective grounds and the conventional norms in this field, Javadi Amoli, by rejecting the idea of the separation of religion and politics, considers the relationship between religion and government to be based on the fundamental principle of God's absolute sovereignty and also the right to choose and creative freedom, and emphasizes government as a divine office. (Hypothesis) Based on this, some conclusions are: Javadi Amoli is one of the serious theorists of the integration of religion and politics and religion and government based on rational and religious evidence; a religious state is not contrary to the active role of the people, but it is not the only exclusive component either; government as a religious office; the role of reason in political legitimacy; Separation of legitimacy in the position of proof from legitimacy in the position of proof; an Islamic ruler over society does not have a mandate but rather a guardianship, and people accept his divine guardianship through expert experts; people have a fundamental role in the position of proof, but they do not have any role in the position of proof; the nature of Islamic rulings explains the necessity of forming a religious government; neither is imposition legitimate in the essence of religion, nor can a religious government be compulsory; man, by law, must accept religion and divine sovereignty; the decision to implement or not implement divine commands and laws in society is in the hands of the people; in a religious government such as liberal-democratic governments, the people's opinion and opinion alone are not the axis; the politics and government of the prophets (peace be upon them) is an ever-pure politics; two types of guardianship over the excluded and guardianship over the wise are mentioned in the Quran; an Islamic ruler over society does not have a mandate but a guardianship of the second type; The attorney is dismissed by the client, but the guardian is dismissed due to lack of conditions. (Findings)
چین و استراتژی کلان آمریکا در غرب آسیا (2024-2008)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
173 - 195
استراتژی کلان ایالات متحده در هر دوره تحت تأثیر عوامل منطقه ای و فرامنطقه ای پدید آمده که باعث ایجاد فرصت یا تهدید در عرصه نظام بین الملل می شود. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر نگاه توصیفی- تحلیلی به نقش چین بر استراتژی کلان ایالات متحده آمریکا در غرب آسیا در بازه زمانی ریاست جمهوری اوباما تا بایدن است. پرسش این است که چگونه چین بر استراتژی کلان آمریکا در منطقه غرب آسیا از سال 2008 تا 2024 اثر گذاشته است؟ نتایج نشان داد اقدامات چین در حوزه های سیاسی، اقتصادی و نظامی- فناوری موجب شده است تا آمریکا درصدد ائتلاف سازی در مقابل تهدید نفوذ چین در مناطق استراتژیک از جمله غرب آسیا برآید. از این جهت چین متغیر مهم فرامنطقه ای برای سوق دادن آمریکا به سمت استراتژی موازنه فراساحلی در منطقه غرب آسیا است که با ابتکارهای چندوجهی منافع آمریکا را در حوزه های سیاسی- دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی با تهدید روبرو کرده است. عمده ائتلاف سازی آمریکا در منطقه غرب آسیا به دلیل خنثی سازی و جلوگیری از مداخله و نفوذ چین صورت می گیرد که تلاش دارد متحدان خود یعنی اعضای شورای همکاری خلیج فارس را از پیوستن به ائتلاف با چین برحذر دارد. مدیریت در سایه، استفاده از هنجارهای دموکراسی لیبرال، ائتلاف سازی، تأکید همزمان بر موازنه تهدید به منظور موازنه قدرت و تلاش جهت احاله مسئولیت به شرکا و متحدین در منطقه غرب آسیا در تنظیم نظم امنیتی مورد نظر، از تاکتیک های استراتژی موازنه فراساحلی است. مطالعه حاضر از نوع کیفی و روش پژوهش اسنادی می باشد و از شیوه کتابخانه ای برای بررسی و گردآوری داده ها و اطلاعات استفاده شده است.
نگرش سنجی از نخبگان ایرانی نسبت به نقش آفرینی چین در ایران و جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 38
حوزههای تخصصی:
در چهارچوب یک رویکرد اجتماعی به تحلیل سیاست خارجی باید گفت که افراد ساکن در یک اجتماع موجودیت های منفعل نیستند؛ بلکه آن ها سهم بسیاری در شناخت پدیده های اجتماعی و ساخته شدن واقعیتی مرتبط با آن ها دارند. واقعیت هایی که می توانند در ذهنیت ساکنان جامعه تثبیت شود و پیامدهایی را به دنبال داشته باشند. ازاین رو، دیدگاه و نگرش شهروندان یک جامعه و به طور خاص نخبگان آن، نسبت به نقش آفرینی و حضور یک کشور خارجی می تواند در روند تدوین سیاست خارجی کشورشان تأثیرگذار باشد. این مقاله با یک رویکرد توصیفی-تحلیلی درصدد است تا به این پرسش پاسخ دهد که «دیدگاه نخبگان ایرانی در مورد نقش آفرینی چین در ایران و جهان در سه حوزه اقتصادی، فرهنگی- اجتماعی و سیاسی- امنیتی چیست؟» فرضیه ما در مورد پرسش مقاله این بود که «نگاه نخبگان ایرانی نسبت به چین در حوزه های اقتصادی، فرهنگی- اجتماعی و سیاسی- امنیتی مشابه و در یک سطح نیست؛ بلکه نگرش نخبگان با توجه به عواملی چون میزان حساسیت هریک از این سه حوزه، نحوه عملکرد چین در هر یک از آن ها و تجربه و مشاهدات عینی ایرانیان، متفاوت خواهد بود». ما برای پاسخ به پرسش مقاله از روش نگرش سنجی کمک گرفته ایم؛ به این منظور در این پژوهش، جمعی از نخبگان ایرانی در حوزه های اقتصاد، رسانه و سیاست به سؤالات پرسش نامه ای آنلاین و بسته به سبک نگرش سنجی لیکرت پاسخ داده اند؛ سؤالات پرسش نامه به تفکیک در سه حوزه اقتصادی، فرهنگی- اجتماعی و سیاسی- امنیتی طراحی شده است. برای بررسی کامل نگرش نخبگان، سؤالات پرسش نامه ذیل چهار متغیر (عملکرد، اعتماد، اهمیت، فرصت) و در دو سطح داخلی و بین المللی تنظیم شده است. تحلیل حاصل از یافته های پژوهش از طرفی کمکی خواهد بود برای آشنایی سیاست گذاران جمهوری اسلامی ایران با افکار نخبگان در مورد چین و از طرف دیگر زمینه تدوین سیاست خارجی کارآمدی را با محوریت منافع ملی ایران در مورد چین فراهم خواهد کرد.
پویایی های منطقه ای خاورمیانه و استراتژی کلان ایالات متحده آمریکا 2008 -2024(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
39 - 67
حوزههای تخصصی:
سیستم منطقه ای خاورمیانه از زمان حمله آمریکا به عراق در سال 2003 به نام مبارزه با تروریسم در نوسان بوده و به شدت اثرات جنگ و ناامنی را که پس از آن بر آن حاکم شده است، با خود حفظ کرده است. این پیامدها به شکست تلاش ها برای ایجاد نظم منطقه ای منجر و مبارزه برای قدرت را تشدید کرد که نتیجه آن قیام های اعراب، جنگ های داخلی و ظهور بازیگران آشوب ساز بوده است. این رقابت بر سر قدرت، کشورهای منطقه را به تغییر شکل هنجارهای نظم ژئوپلیتیکی پیچیده در خاورمیانه در مواجهه با تهدیدات فوری در سطح ملی و منطقه ای و در عین حال برای پیشبرد منافع خود به پیش رانده است. این پویایی ها موجب شده تا جامعه سیاست خارجی ایالات متحده به منظور گذار از هزینه های ناشی از مداخله گرایی حداکثری به فکر راهبردی جایگزین در این منطقه باشد. فهم چالش های استراتژی هژمونی لیبرال مبتنی بر یک جانبه گرایی از سوی جامعه سیاست خارجی آمریکا و ورود استراتژی توازن فراساحلی از درون جامعه دانشگاهی به درون کاخ سفید دلیل اصلی این امر بوده است. دولت باراک اوباما به سمت تأکید بر محدودیت های مداخله گرایی و لزوم حرکت به سمت تحدید مداخله حرکت کرد و دونالد ترامپ و بایدن نیز به اصل مداخله به صرفه و گزینشی پایبند بوده اند. در همین چهارچوب مقاله به این سؤال پرداخته که چگونه پویایی های منطقه خاورمیانه بر استراتژی کلان ایالات متحده بین سال های 2008-2024 تأثیر گذاشته است؟ مقاله به این نتیجه رسید که پویایی های منطقه خاورمیانه با تغییر در فهم جامعه سیاست خارجی آمریکا بر استراتژی کلان آن تأثیر گذاشته و منجر به حرکت به سمت استراتژی توازن فراساحلی بین سال های 2008-2024 شده است. مقاله از رویکرد توصیفی- تحلیلی بهره گرفته و ابزار گردآوری داده ها، کتابخانه ای است.
شناسایی و تحلیل نقش آفرینی سلبریتی ها در توسعه سیاسی ایران (1398- 1402)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با گسترش شبکه های اجتماعی، سلبریتی ها به عنوان گروه مرجع جدید اقدام به انعکاس دغدغه های مختلف مردم از طریق رسانه های مذکور نمودند. همین قضیه منجر به تاثیرگذاری این قشر از جامعه در فرایند توسعه سیاسی می گردد و موانعی را در این عرصه به وجود می آورد. پرسش این است که سلبریتی ها چه نقش و جایگاهی در توسعه سیاسی ایران داشته اند؟ فرضیه این است که با توجه به مرجعیت چهره ها و سلبریتی زدگی سیاست در جمهوری اسلامی، این گروه می تواند موانعی جدی در روند توسعه سیاسی به وجود آورد. این مقاله با بهره گیری از رویکرد نشانه شناسی، پست ها و استوری های سلبریتی ها که به صورت هدفمتد در سکوی اینستاگرام انتخاب شده اند را برای نشان دادن تضعیف روند توسعه سیاسی به دلیل نقش آفرینی سلبریتی ها در سیاست ناشی از مرجعیت یافتن آنان در جامعه مورد خوانش قرار داده و با به کارگیری روش کیفی از نوع تحلیل محتوا کیفی و با استناد به منابع کتابخانه ای، اثرات مداخله ستاره ها در روند فرسایش توسعه سیاسی مورد واکاوی قرار گرفته است. هدف این پژوهش نیز نشان دادن نقش سلبریتی ها در تضعیف فرآیند توسعه سیاسی و سلبریتی زدگی سیاست می باشد که مداخلات آنها در آینده منجر به نتایجی خواهد شد که روند توسعه سیاسی را مختل خواهد نمود.
هویت ایرانی - اسلامی در وضعیت گذار از سنت به مدرنیته؛ بازاندیشی تاریخی گفتمانِ «بازگشت به خویشتن اسلامی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه ی ارتباطات، زیستن در جهان چندفرهنگی و گشودگی در برابر الگوهای متنوع هویت یابی صرفا نقشِ «گفتمان بازگشت به خویشتن» در برساختِ هویتِ ایرانی اسلامی را تقلیل نداده، بلکه زمینه ی استحاله ی خویشتن اسلامی در دیگری غربی را نیز فراهم نموده است. عبور از این وضعیت دشوار در گرو بازاندیشیِ تاریخیِ عواملِ موثر در صورت بندی گفتمان بازگشت به خویشتن اسلامی است. رهیافت مقاله در این آسیب شناسی از هویت ایرانی اسلامی، ترسیمِ نظم گفتمانیِ وضعیت گذار از سنت به مدرنیته و پرده برگرفتن از ماهیتِ بیناگفتمانیِ پروژه یِ «بازگشت به خویشتن» است. به نظر می رسد انحطاط تاریخی ایران زمین و شکست برابر دولت های استعماری، زمینه سازِ صورت بندیِ نظمی گفتمانی شد که در آن سه گفتمان سنت گرا، تجددگرا و بازگشت به خویشتن اسلامی به کشمکش بر سر تعریف نسبت میان خویشتن اسلامی و دیگری غربی پرداختند. در این میان هرچند دیگرستیزی گفتمان سنت گرا و اتحاد سلطنت پهلوی و ملی گرایان شرایط را برای نفوذ روایت تجددگرایان از هویت ایرانی فراهم نمود، اما ناسازگاری جنبه هایی از این روایت با ناخودآگاه جمعی ایرانیان مانع از هژمونی گفتمان تجددگرا شد. گفتمان بازگشت به خویشتن از این خلاء برای ارائه ی روایتی ایدئولوژیک از نسبت میان خویشتن اسلامی و دیگری غربی بهره برد و با یک کنش بیناگفتمانی آفرینشگر بر سایر الگوهای هویت یابی هژمونی یافت. نادیده انگاشتنِ مبانی فکری تمدن غربی، انکار هویت باستانی ایران و چشم پوشی بر ساحت های قدسی خویشتن اسلامی مهمترین نقص های این روایت ایدئولوژیک از هویت ایرانی اسلامی بود؛ بی اعتنایی به رفع این نقایص، زمینه ساز گشودگی ما در برابر تقدیر نیهیلیستی تمدن غربی شده است.
بازخوانی تاریخی- گفتمانی تصویر صلاح الدین ایوبی و نقش او در هویت سازی ملی در نشریات کردی (۱۸۹۸–۱۹۴۸)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
37 - 73
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی نقش مهم مطبوعات کردی در دوره ۱۸۹۸ تا ۱۹۴۸ در بازتاب و ترویج شخصیت تاریخی سلطان صلاح الدین ایوبی به عنوان نماد ملی کردها پرداخته است. مطالعه حاضر، از طریق تحلیل نظام مند روزنامه ها و نشریات کردی این دوره، نشان داده که رسانه های کردی چگونه با انتشار مقالات، تصاویر و اشکال مختلف محتوایی، اهمیت تاریخی صلاح الدین را برجسته و با این رویکرد، هویت ملی و ناسیونالیسم کردی را تقویت کرده اند. یافته ها نشان می دهد که در سراسر این نیم قرن، مطبوعات کردی عمدتاً از تصویر صلاح الدین به عنوان نماد وحدت بخش و ملی بهره گرفته اند. این امر از طریق شیوه های متنوع روزنامه نگاری نظیر نمایش های بصری، سرمقاله ها، روایت های تاریخی و مقالات نظری تحقق یافته است. همچنین این مطالعه تأکید می کند که رسانه های کردی در این دوره بیش از آنکه صرفاً ناظر حرفه ای اخبار باشند، نقش دستگاهی ایدئولوژیک در فرایند ملت سازی ایفا کرده اند. نتیجه آنکه تصویرسازی مستمر و نظام مند صلاح الدین در مطبوعات کردی، سهم بسزایی در شکل گیری اسطوره شناسی ملی کردی و تقویت گفتمان ناسیونالیستی در دوره ای حساس از پیدایش هویت ملی ایفا کرده است. این تحلیل تاریخی رسانه ای، چشم اندازی ارزشمند درباره تعامل میان روزنامه نگاری، نمادگرایی تاریخی و توسعه جنبش های ناسیونالیستی در بستر جامعه کردی از اوایل تا اواسط قرن بیستم فراهم می کند.
Managing the Crisis: AI and the Demise of National Sovereignty?(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۹, Issue ۴, Autumn ۲۰۲۵
853 - 886
حوزههای تخصصی:
This study investigates the evolving crisis of national sovereignty in the context of artificial intelligence and the expanding power of transnational technology corporations. Drawing from over thirty peer-reviewed academic and policy sources published between 2018 and 2025, this paper critically examines how traditional concepts of sovereignty—particularly data, digital, technological, and normative sovereignty—are being redefined by global AI infrastructures and the algorithmic authority of private firms. Employing a qualitative, interdisciplinary methodology grounded in law, political theory, and ethics, the research reveals growing asymmetries between state authority and corporate influence over digital infrastructures, data governance, and regulatory norms. Our findings highlight divergent policy responses, including efforts to reassert sovereign control through data localization, the pursuit of strategic autonomy, and emerging international cooperation frameworks. The study also evaluates normative debates surrounding legitimacy, democratic oversight, and algorithmic accountability. The study concludes that sovereignty in the AI era must be reconceptualized beyond territorial jurisdiction to include infrastructural and ethical dimensions, necessitating hybrid governance models that integrate states, civil society, and corporations, while prioritizing democratic legitimacy and public interest.