استراتژی کلان ایالات متحده در هر دوره تحت تأثیر عوامل منطقه ای و فرامنطقه ای پدید آمده که باعث ایجاد فرصت یا تهدید در عرصه نظام بین الملل می شود. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر نگاه توصیفی- تحلیلی به نقش چین بر استراتژی کلان ایالات متحده آمریکا در غرب آسیا در بازه زمانی ریاست جمهوری اوباما تا بایدن است. پرسش این است که چگونه چین بر استراتژی کلان آمریکا در منطقه غرب آسیا از سال 2008 تا 2024 اثر گذاشته است؟ نتایج نشان داد اقدامات چین در حوزه های سیاسی، اقتصادی و نظامی- فناوری موجب شده است تا آمریکا درصدد ائتلاف سازی در مقابل تهدید نفوذ چین در مناطق استراتژیک از جمله غرب آسیا برآید. از این جهت چین متغیر مهم فرامنطقه ای برای سوق دادن آمریکا به سمت استراتژی موازنه فراساحلی در منطقه غرب آسیا است که با ابتکارهای چندوجهی منافع آمریکا را در حوزه های سیاسی- دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی با تهدید روبرو کرده است. عمده ائتلاف سازی آمریکا در منطقه غرب آسیا به دلیل خنثی سازی و جلوگیری از مداخله و نفوذ چین صورت می گیرد که تلاش دارد متحدان خود یعنی اعضای شورای همکاری خلیج فارس را از پیوستن به ائتلاف با چین برحذر دارد. مدیریت در سایه، استفاده از هنجارهای دموکراسی لیبرال، ائتلاف سازی، تأکید همزمان بر موازنه تهدید به منظور موازنه قدرت و تلاش جهت احاله مسئولیت به شرکا و متحدین در منطقه غرب آسیا در تنظیم نظم امنیتی مورد نظر، از تاکتیک های استراتژی موازنه فراساحلی است. مطالعه حاضر از نوع کیفی و روش پژوهش اسنادی می باشد و از شیوه کتابخانه ای برای بررسی و گردآوری داده ها و اطلاعات استفاده شده است.