فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۳۶۱ تا ۳٬۳۸۰ مورد از کل ۳۲٬۵۸۸ مورد.
منبع:
پژوهش ملل مهر ۱۴۰۲ شماره ۹۲
107-133
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر بررسی فلسفه شکل گیری گروه جنداله و تأثیر آن بر امنیت سیستان و بلوچستان است. مطابق با مستندات موضوعی ارائه شده در این مقاله، روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای می باشد. از این رو این پرسش مطرح می شود که فلسفه شکل گیری جنداله مبتنی بر چه نوع تفکری است و این گروه از چه طریقی می تواند بر امنیت ملی و امنیت منطقه سیستان و بلوچستان تأثیرگذار باشد؟ در پاسخ این فرضیه طرح می شود که فلسفه شکل گیری جنداله، مبتنی بر ترویج مکتب دیوبندی شبه قاره در سیستان و بلوچستان و تزریق اسلام متحجر از سوی وهابیت به برخی مناطق محروم منطقه است. یافته ها نشان می دهد که شکل گیری گروه جنداله در مرزهای شرقی ایران از دو جهت بر امنیت ملی و منطقه ای تأثیر می گذارند. در حوزه ملی سبب بروز تفکرات سلفی- تکفیری در منطقه و مرزهای جنوب شرقی ایران شده و چالش های امنیتی فراوانی در حوزه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایجاد خواهد کرد و بر روابط ایران با همسایگان خود تأثیر منفی گذاشته و این مسئله سبب خواهد شد تا امنیت منطقه جنوب آسیا و خاورمیانه تأمین نشده و تضادها و تعارضات امنیتی باقی بماند، در نهایت نیز فعالیت این گروه در سیستان و بلوچستان مانع از رشد و توسعه اقتصادی منطقه براساس پتانسیل های آن خواهد شد، که این مسئله تخریب چهره فرهنگی و امنیتی سیستان و بلوچستان را در پی خواهد داشت
Examining the Behavioral Challenges of Islamic Revolution Managers from the Perspective of Ayatollah Khamenei and Presenting Solutions Based on Imam Khomeini's Views(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study is focused on the behavioral challenges faced by managers in the Islamic revolution and aims to provide solutions to overcome them. The main question that this article seeks to answer is ‘How Ayatollah Khamenei justifies these challenges and what solutions Imam Khomeini proposes to address them?’ To achieve this, the article employs a tripartite model and method of conceptual analysis and text interpretation to presents the statements of the leader and Imam Khomeini in a structured manner. The tripartite model is an analytical tool that examines organizational and management theories in terms of productivity, which has three dimensions: Structural, contextual, and behavioral. However, the present paper acknowledges that one of the fundamental challenges of desirable management in the Islamic revolution is ignoring the strategic and intangible human capital in terms of behavioral necessities. Therefore, the study focuses only on the role and impact of behavioral challenges of managers in the organization of the Islamic republic system according to the leader of the Islamic revolution and proposes solutions to overcome these challenges based on Imam Khomeini's principles. In Ayatollah Khamenei's political thought, behavioral challenges of human resources can be identified and examined in three areas: cognitive, ethical, and jurisprudential. According to Imam Khomeini, the solution to these behavioral challenges is through appropriate upbringing of intellectual, emotional, and physical layers of existence. This approach is classified in to three categories of "Ideological Education," "Ethical Education," and "Jurisprudential Education," which fall under the broad category of "Educational Dimensions" of behavioral (human resource) management. To accomplish this research, a descriptive-explanatory method is used, and data collection is library-based.
تهدیدات روزافزون آمریکا در خلیج فارس و کنش ها و اقدامات ضدهژمون ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۷۶)
117 - 134
حوزههای تخصصی:
ایالات متحده یکی از بازیگران بین المللی است که نقش به سزایی را در شکل گیری معادلات قدرت در خلیج فارس ایفاء می کند. این کشور در تلاش است تا با کمک هم پیمانان منطقه ای خود، نفوذ و سلطه ایران را بر این منطقه کمرنگ کند و از این طریق، به مهار و انزوای منطقه ای تهران مبادرت ورزد که این امر باعث به وجود آمدن تهدیدات امنیتی برای ایران شده است. از این رو، جمهوری اسلامی با برخورداری از موقعیت راهبردی و بالادستی خود در خلیج فارس و تنگه هرمز، با هدف اعمال فشار بر آمریکا و متحدان منطقه ای آن، تهدید به مسدود کردن این تنگه راهبردی کرده است که این موضوع تأثیر بسزایی بر منافع انرژی و امنیتی واشنگتن و هم پیمانان منطقه ای آن خواهد داشت. بدین ترتیب، پرسش اصلی نوشتار حاضر این است که ایران برای پاسخ به تهدیدات روزافزون آمریکا در خلیج فارس دست به چه کنش ها و اقداماتی زده است؟فرضیه مقاله این است که با توجه به اهمیت ژئواستراتژیک خلیج فارس و تنگه هرمز در سیاست های آمریکا در خاورمیانه، واشنگتن با هدف محاصره و به طور کلی حذف ایران از معادلات منطقه،در تلاش برای توسعه همکاری ها و برقراری اتحاد راهبردی با شورای همکاری خلیج فارس برآمده است که این امر، ضمن تهدید منافع ایران در خلیج فارس، به کاهش قدرت آن در منطقه منجر خواهد شد. لذا تهران در پاسخ به این تهدیدات، از اهرم راهبردی هرمز و تهدید به بستن آن، جهت ایجاد فشار بر آمریکا و متحدان آن در خلیج فارس بهره می برد. روش مورد استفاده در این نوشتار توصیفی-تحلیلی می باشد.
پیامد سنجی دولت پریبندال در ایران عصر پهلوی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۳۳
165 - 193
حوزههای تخصصی:
دولت پریبندال به عنوان یکی از مصادیق دولت های فاسد، گونه ای از دولت است که در آن نخبگان قدرت و کارگزاران حکومت، حقوقی مازاد بر حقوق خود را در سطح سیستم سیاسی مطالبه می کنند. اساساً دولت پریبندال محصول عواملی چون ادراکات ذهنی نخبگان و اعتماد و فرهنگ آمریت –تابعیت در سطح فرهنگی، مشروعیت و ایدئولوژی در سطح سیاسی و رانتیریسم و دولت بزرگ در سطح اقتصادی است. مقاله حاضر بر این پرسش اصلی تمرکز می کند که پیامدهای دولت پریبندال در ایران در زمان پهلوی دوم چیست؟ فرضیه مقاله پیامدهای چنین دولتی را در دو سطح، پیامدهای فردی و پیامدهای سیستمی جست و جو می کند. چارچوب نظری مقاله با الهام از آرای «ماکس وبر» و تئوری دولت پریبندال «ریچارد ژوزف» ارائه می شود. در مدل تحلیلی مقاله دولت پریبندال به عنوان متغیر مستقل و پیامدهای آن در سطوح فردی و سیستمی به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته می شوند. به لحاظ روشی، نوع تحقیق کیفی و رویکرد مقاله توصیفی–تحلیلی و روش تحقیق مبتنی بر تحلیل کتابخانه ای- اسنادی است. یافته های مقاله حاکی از آن است که دولت پریبندال در سطح فردی منجر به الیناسیون یا ازخودبیگانگی و در سطح سیستمی منجر به ظهور پنج نوع بحران مشروعیت، کارآمدی، هویت، انباشت و هژمونی خواهد شد.
عوامل مؤثر بر گسترش تحریم اقتصادی در جهان پس از جنگ سرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۰)
109 - 133
حوزههای تخصصی:
تمایل فزاینده قدرت های بزرگ به استفاده از تحریم اقتصادی یکی از مهمترین ویژگی های روابط بین الملل در دوره پس از جنگ سرد است. عوامل مختلفی در این روند دخالت داشته اند. تحولاتی در روابط بین الملل رخ داده اند که مجموعاً موجب جذاب ترشدن تحریم اقتصادی به عنوان ابزاری برای پیشبرد سیاست های دولت ها و سازمان های بین المللی شده اند. سؤال مقاله این است که چرا استفاده از تحریم اقتصادی در روابط بین المللِ پس از جنگ سرد افزایش چشمگیری یافته است. فرضیه مقاله این است که مجموعه ای از عوامل شامل افزایش شدید هزینه های اقدام نظامی، تجارب موفق در استفاده از ابزار فشار اقتصادی، تغییرات توزیع قدرت در سیستم بین الملل، گسترش ارزش ها و هنجارهای لیبرال در سطح جهانی و رشد تهدیدات امنیتی جدید موجب افزایش استفاده از تحریم اقتصادی در دوره پس از جنگ سرد شده است. این مقاله به لحاظ روشی رویکرد ترکیبی دارد و هدفش ارائه یک تبیین معتبر درباره یک تحول اساسی در روابط بین الملل است. برای دفاع از فرضیه تلاش خواهد شد از شواهد و داده های معتبر موجود استفاده شود.
گفتمان انقلاب اسلامی و ساخت جامعه نوین تمدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش سیاسی سال ۱۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۳۸)
529 - 550
حوزههای تخصصی:
با توجه به نقش راهبردی انقلاب اسلامی در ساخت و تقویت جامعه نوین تمدنی، محقق در این پژوهش درصدد ارائه پاسخ به این پرسش است که گفتمان انقلاب اسلامی چگونه می تواند بر ساخت جامعه نوین تمدنی تأثیرگذار باشد؟ نویسنده برای این منظور با استفاده از روش فراتحلیل به این نتیجه رسیده است که انقلاب اسلامی در دو حوزه داخلی و خارجی به این مهم توجه داشته است. به این صورت که در حوزه داخلی از دو طریق طراحی و ارائه یک الگوی بومی و کارآمد از نظام سیاسی، و همچنین تقویت مؤلفه های سرمایه اجتماعی؛ و در حوزه خارجی از طریق هویت و اعتباربخشی به مقوله «جهان اسلام» (هویت ناظر بر اجتماع بازیگران مسلمان) در نسبت با سایر هویت های موجود؛ توانسته است به ساخت جامعه نوین تمدنی کمک نماید. به طور طبیعی طی این راه با دشواری های زیادی روبه رو خواهد بود که ذیل عنوان چالش ها و تهدیدها به آنها پرداخته شده است.
از ذات گرایی تا پیوندگرایی تاریخی: سهم شرق در سامان نظری تحلیل تمدنی از منظر جامعه شناسی تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۳
261-295
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار سعی می کنیم تا نشان دهیم که چارچوب روشی «ذات گرایی تاریخی» (نفی غربی و مفصل بندی خود به عنوان دیگریِ غربی) که مبنای مفهوم پردازی برخی محققان ایرانی از جغرافیای شرق در برابر جغرافیای غرب است، نتیجه ای جز بازتولید چرخه شوم چارچوب های نظری دوگانه «شرق شناسی» و «اروپامحوری» در تحلیل تمدنی ندارد. پرسش اساسی آن است که چطور در زمانه تسلط نظم تمدنیِ مدرنیته غربی، ما غیر غربیان می توانیم بر مبنای ویژگی های تاریخی و جغرافیایی خود سخن گفته، نظم تمدنی خود را مفصل بندی نماییم؟ فرضیه این پژوهش در پاسخ به این پرسش بنیادین، آن است که یک سوژه غیر غربی نمی تواند راه حل «دیگریِ» بودن نظم تمدنیِ مدرنیته غربی را در قالب «ذات گرایی تاریخی» پیش گیرد. استراتژی ذات گرایانه، فرجامی غیر از بازتولید همان مفردات شرق شناسی دانشگاهی غربی به عنوان ماهیت تاریخی شرقی ندارد. برعکس، یک سوژه غیر غربی، زمانی می تواند بر مبنای مفردات تاریخی و جغرافیایی جوامع خود، نظم تمدنی اش را شکل دهد که از یک میراث مشترک جهانی که پیونددهنده او با سوژه غربی است، در قالب یک «پیوندگرایی تاریخی» برای سخن گفتن استفاده کند. یافته های این مقاله نشان می دهد که «جامعه شناسی تطبیقی مبتنی بر تحلیل تمدنی» ساموئل آیزنشتاد متاخر، کاربست پذیرترین نظریه برای بررسی این ادعاست. این نظریه، در عین حالی که از میراثی مشترک به عنوان «شرایط امکانی نظم تمدنی» در تاریخ جهانی سخن می گوید، بر کثرت گرایی «صورت بندی های متمایز نظم ِ تمدنی» و فقدان یک نظم تمدنی هژمونیک در تاریخ جهانی که مدعی «مشروعیت» باشد، تأکید دارد. این نوشتار، چارچوب مفهومی «پیوندگرایی تاریخی» را جایگزین «ذات گرایی تاریخی» در کتاب «آسیا در برابر غرب» شایگان ارائه می دهد. منظور از «پیوندگرایی تاریخی»، بیان یک رابطه «تکاملیِ تک خطی» بین جوامع غربی با غیر غربی نیست که جوامع غیر غربی باید و لاجرم همان مسیر جوامع غربی را در مفصل بندی صورت بندی اجتماعی خود طی کنند؛ بلکه برعکس، «پیوندگرایی تاریخی» به دنبال یک «تاریخ جهانی بدون مرکز» است که غربی و غیر غربی بر مبنای یک میراث مشترک و پیوندگرایانه، هر یک بر مبنای مفردات تاریخی و جغرافیایی جوامع خود، به صورت مستقل سخن بگویند و صورت بندی های متمایز و متفاوتی از نظم تمدنی را در سطح تاریخ جوامع خود تولید کنند. به بیانی «پیوندگرایی تاریخی»، یک «وحدت در عین کثرت» است. روش این مقاله، تاریخ ایده ها یا تاریخ تفکر مبتنی بر رویکرد جامعه شناسی تطبیقی و روش گردآوری داده ها، رجوع به منابع اصیل نظریه پردازان نظم تمدنی است.
educational and research requirements of jurisprudence; As a civilization-building knowledge in the post-Islamic revolution era, based on the analysis of Ayatollah Khamenei's thoughts(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Undoubtedly, the glorious Islamic revolution marked a new discourse in the field of international relations. Meanwhile, the knowledge of jurisprudence in the post-Islamic revolution period, as a science that provides the strategic and practical program and model of the country's administration and is the foundation of the country's laws, has a great position. In view of the existing research gap, in a problem-oriented research and by adopting a descriptive-analytical approach, the requirements and requirements of teaching and researching jurisprudence in the intellectual system of the Supreme Leader, by referring to his statements and writings in different positions , has been studied from the beginning of his leadership until the present time. The results of the research show the correct and accurate introduction of jurisprudence knowledge capacities to the students and students of religious sciences, streamlining and removing unnecessary content from the textbooks, as well as the compilation of new educational books according to the needs of the day, including the educational needs of knowledge. Jurisprudence is included in his intellectual system. In terms of research, there are also indicators and components such as research within the scope and criteria of Javaheri jurisprudence, comparative and comparative research, precise thematics of research topics, priority of research in social and current issues, as well as free thinking and avoiding unnecessary prejudices. In the matter of research, they are one of the axes that can be extracted, analyzed and evaluated by reflecting on their opinions.
Investigating the Extent of Spirituality among the Students at the Level of the Islamic Revolution in the Mazandaran University(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Spirituality is considered one of the prominent components of Islam, to the extent that without it, a person will not find the path to happiness. The educational role of spirituality is one of its functions, and given the country's need for faithful elements, educating students based on this component is essential at the level of the Islamic Revolution. The present study aims to answer the question of ‘How the level of spirituality among students at the Islamic Revolutionary University of Mazandaran is?’ The research method is descriptive-survey and its approach is practical. There are about 4,500 postgraduate students at the University of Mazandaran, and based on the sample size formula, 354 students were selected as the research sample using random sampling. The questionnaire was the data collection tool, and its validity was confirmed by several faculty members before the research. The Cronbach's alpha coefficient for the overall reliability of the questionnaire was 0.963. The collected data were analyzed using descriptive and inferential statistical indices in the SPSS software version 24. The research findings indicate that among the research sample, as a statistical population, there is a significant and positive relationship between the Islamic Revolution and the spirituality of students, and spirituality indices such as belief in God, understanding of metaphysical phenomena, self-sacrifice, sincerity, and perseverance have grown. However, it is necessary to reform the education system in a way that strengthens their spiritual mindset, and officials must take serious steps to realize the Islamic University.
تأمّلی معرفت شناختی بر آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آینده پژوهی دانشی فرارشته ای و نوپدید است که به سرعت در حال کسب مشروعیت و گسترش در عرصه های نظری و عملی است. بخش-های نظامی و امنیتی همواره از مشتریان اصلی تحلیل های اینده پژوهانه بوده اند. یکی از موانع عمده در راه تعمیم آینده پژوهی و کسب مشروعیتِ فراگیرِ علمی، چالش های معرفت شناسانه در این حوزه است. این نوشتار ضمن بررسی تطابق آینده پژوهی با چارچوب رایج در پژوهش های علوم اجتماعی، مروری بر پارادایم های فلسفه ی علم و به ویژه برخی پارادایم های متقدّم همچون واقع گرایی انتقادی و عملگرایی دارد؛ در ادامه مقاله می کوشد در پیِ پارادایم فلسفی مناسبی برای آینده پژوهان مسلمان باشد که این مسیر، سرانجام به پیشنهادِ خامِ واقع گرایی اسلامی (با مذاق حکمت متعالیه و یا واقع گرایی علامه طباطبایی) می انجامد. به این ترتیب مطالعات آینده پژوهانه در حوزه های دفاعی می تواند از رهگذر ابتنا بر یک چارچوب معرفت شناسانه ی مستحکم که در آن حُجیتِ عقل و نقل پذیرفته شده، از دستاوردهای دانشکده های نظامی و حوزه های علمیه به صورت همزمان بهره مند شوند.
بررسی روش شناسی پروژه های آینده نگاری راهبردی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگرچه تاریخچه آینده نگاری به دهه ۴۰ میلادی برمی گردد (Jemala, 2010)، کاربرد آن روز به روز به عنوان رویکرد میان رشته ای ارتقاء یافته نسبت به برنامه ریزی راهبردی، در دنیا گسترش می یابد. در ایران نیز آینده نگاری راهبردی طی دهه گذشته مورد توجه قرار گرفته است و با گذشت زمان کاربرد آن در سازمان های دولتی و خصوصی افزایش می یابد. در این پژوهش با هدف فراتحلیل (متاآنالیز) مقالات منتشر شده برنامه ریزی راهبردی و آینده نگاری راهبردی در ایران، در مرحله اول، مرور نظام مند ادبیات، تمامی مقالات منتشر شده حوزه آینده نگاری و مقالات برنامه ریزی راهبردی در ایران مورد بررسی قرار گرفت. در مرحله دوم بر اساس شاخص هایی که در این مقاله به عنوان معیار قرار گرفته اند، ۵۳ مقاله انتخاب و بر اساس روش فراتحلیل مورد نقد و بررسی قرار گرفت. بر اساس یافته های پژوهش خلأ مقالات آینده نگاری راهبردی که گام های کلیدی آن را به صورت روش مند مستند نموده باشند بسیار محسوس است و انتظار داریم خروجی آینده نگاری راهبردی، یعنی برنامه ریزی راهبردی به صورت روش مند و نظام مند باشد. ولی در میان تمام مقالات آینده نگاری راهبردی، تنها ۸ درصد مقالات این خروجی را ارائه نموده اند. سایر مقالات به پیشنهاد برخی راهکارها بدون اشاره به روش دستیابی به آن ها بسنده نموده اند و یا اساساً آینده نگاری راهبردی محسوب نمی شوند. (به طور سنتی و بدون آینده پژوهی، به برنامه ریزی راهبردی پرداخته اند.) در پایان، مدل بومی آینده نگاری راهبردی بر اساس نتایج فراتحلیل ارائه شده است؛ که شامل چهار مرحله چارچوب سازی (با روش تحلیل محیط داخلی و خارجی)، پویش افق (با روش تحلیل تأثیر متقابل)، پیش بینی (با روش سناریونویسی) و برنامه ریزی راهبردی (با روش سوات) می شود.
واکاوی آینده پژوهانه افول قدرت آمریکا در هندسه نظم نوین جهانی به روش تحلیل لایه ای علت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق، آمریکا خود را به عنوان قدرت اول جهان معرفی و با برتری قابل توجه در عرصه سیاسی، نظامی و اقتصادی توانست موقعیت مسلطی در عرصه بینالمللی بهدست آورد، اما در حال حاضر، نشانه هایی مبتنی بر افول سیاسی این کشور قابل مشاهده است. از این رو پژوهش حاضر با روش آینده پژوهانه تحلیل لایه لایه ای علت ها و به صورت اکتشافی به دنبال شناسایی علل افول قدرت آمریکا در هندسه نظم نوین جهانی است. پژوهش از نوع کاربردی به صورت آمیخته (کیفی و کمی) است که داده های آن با بررسی اسناد، مدارک و مطالعات کتابخانه ای و همچنین مصاحبه به صورت برگزاری دو پنل خبرگی گردآوری شده است. رویکرد پژوهش استفاده از روش آینده پژوهی تحلیل لایه ای علت ها است. نتایج مصاحبه ها و مطالعات کیفی به صورت پرسشنامه محقق ساخت در اختیار جامعه 73 نفره از صاحب نظران و خبرگان مدنظر قرار گرفت. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش های آماری و بهره گیری از نرم افزار SPSS تجزیه وتحلیل شد. یافته های پژوهش 47 علل را نشان داد که 17 علت در سطح لایه لیتانی، 10 علت در سطح لایه نظام های علّی (اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی)، 11 علت در سطح لایه گفتمان و جهان بینی و در نهایت 9 علت در سطح لایه استعاره ها و اسطوره ها هستند که به عنوان علل مؤثر افول قدرت آمریکا در هندسه نظم نوین جهانی تلقی می شوند.
فرار مغزها و کیفیت حکمرانی با تاکید بر پدیده سیاست زدگی در کشور ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۹ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
93 - 118
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر ضمن بررسی مفهوم فرار مغزها و رویکردها و الگوهای حاکم بر این پدیده، به واکاوی علل فرار مغزها در ایران با تاکید بر عوامل سیاسی (حکمرانی نامطلوب و پدیده سیاست زدگی) و ارائه راهکارهایی جهت کاهش این امر پرداخته است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با مراجعه به منابع کتاب خانه ای انجام شده است. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، خروج نخبگان از کشور که معمولا هزینه تربیت آنها بسیار زیاد می باشد، زیان-های غیر قابل جبرانی به آن ها وارد می کند. پدیده فرار مغزها در ایران بنا به دلایل مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و ... در سال های اخیر فراگیر و گاهاً بحران زا شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که به لحاظ سیاسی، پدیده فرار مغزها حاصل سیاست زدگی و حکمرانی نامطلوب می باشد که خود معلول مداخله امر سیاسی بر روابط اجتماعی است. این موضوع منجر به در اولویت قرار گرفتن منافع شخصی و یا دسته ایِ گروه حاکم شده و به این ترتیب مانع برنامه ریزی و سیاست گذاری منطقی و اصولی می شود. تا زمان حاکم بودن چنین روندی، حکومت از شاخصه های حکمرانی خوب ( شفافیت و پاسخگویی، ثبات سیاسی و عدم خشونت، اثربخشی دولت،کیفیت تنظیم گری قوانین، تامین قضایی، کنترل فساد) فاصله می گیرد که خود پیامدهایی هم چون فرار مغز ها را به دنبال خواهد داشت.
حق آزادی بیان در شرایط بحران در ترازوی مبانی فقهی و قانون اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بحران پژوهی جهان اسلام دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳۰
51 - 74
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات مهمی که در حدود دو دهه اخیر توجه محافل علمی، سیاسی و قضایی را به خود جلب کرده است، حضور فعال و نقش آفرینی اشخاص مشهور و چهره های با نفوذ هنری، ورزشی، سیاسی و علمی در شبکه های اجتماعی و رسانه ها و تأثیرگذاری بر افکار عمومی و هدایت اعتراضات اجتماعی است. با توجه به اینکه اظهارنظر های آزادانه اشخاص مؤثر و مشهور هم می تواند بحران های اجتماعی را مهار کند و هم نقش بی بدیلی در ایجاد بحران های اجتماعی و یا تشدید وضعیت بحرانی جامعه و هدایت آن به سمت اغتشاش و آشوب و بی نظمی دارد، از نقطه نظر سیاست کیفری، ارزیابی رویکردهای علمی و حقوقی درباره نقش آفرینی اشخاص با تکیه بر حق آزادی بیان و با استفاده از شهرت و نفوذ در میان مردم مسأله مهمی است که نتایج حاصل از آن حسب مورد می تواند در تصمیم سازی و به خصوص سیاست گذاری های کیفری درباره عوامل یادشده راهگشا باشد. این مقاله با اتخاذ روش توصیفی- تحلیلی به بررسی این مسأله پرداخته و یافته های آن بدین شرح است که اگرچه اصل بر آزادی بیان است و در حقانیت آن تردیدی نیست، اما این حق، حقی مقید و مشروط است و اعمال آن در شرایطی که با اخلال به مبانی اسلام و نظم عمومی موجب تشدید بحران های اجتماعی شود، نه بر اساس مبانی فقهی حکومت اسلامی نظیر امر به معروف و نهی از منکر و نه با تکیه بر اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ناظر به حقوق ملت، قابل توجیه نیست.
تجزیه و تحلیل راهبرد سیاست خارجی ترکیه پس از انتخابات ریاست جمهوری 2023(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۴۴)
269 - 293
حوزههای تخصصی:
انتخابات ترکیه به پایان رسید و اردوغان در یکصدمین سالگرد تأسیس جمهوری ترکیه مجددا به عنوان رئیس جمهور این کشور انتخاب شد. با توجه به نقش استراتژیک و ژئوپلیتیک این کشور اکنون مسئله این است که چه تغییری در راهبرد سیاست خارجی ترکیه ایجاد خواهد شد. تلاش ترکیه همواره بر این بوده است که با تأکید بر منافع ملی و تکیه بر دو بعد سیاست و اقتصاد جایگاه منطقه ای و بین المللی خود را حفظ کند. ترکیه پس از اجرای سیاست تنش صفر با همسایگان و سیاست مداخله در امور داخلی برخی از همسایگان، در دوره جدید هر چه بیشتر به سمت راهبرد «همه جانبه نگری متعادل و متوازن» در سیاست خارجی خود روی آورده است. بنابراین با نگاهی به گذشته و تجربه حاصل از آن، سعی می کند مبتنی بر واقعگرایی و با دوری از تنش زایی راهبرد سیاست خارجی خود را سامان بخشد. این پژوهش با کاربست روش توصیفی تحلیلی و در قالب چارچوب نظری نوواقعگرایی به دنبال پاسخ به این پرسش است که راهبرد سیاست خارجی ترکیه پس از انتخابات 2023 چیست؟ یافته های پژوهش نشان می دهند که اردوغان پس از کسب مجدد قدرت با اتخاذ رویکردی همه جانبه نگر به دنبال ایجاد توازن در سیاست خارجی و اجرای اهداف بلند مدت خود برای تأمین منافع ملی و ارتقای جایگاه منطقه ای و بین المللی ترکیه است. در نتیجه، اردوغان در دوره جدید به دنبال پیگیری سیاست های پوپولیستی، گسترش روابط با کشورهای همسایه، ترمیم روابط با اتحادیه اروپا، آمریکا و اسرائیل و حفظ تظاهر به بیطرفی در جنگ بین روسیه و اوکراین خواهد بود.
نقش احزاب ملی گرای ترک و اثرگذاری آنان در انتخابات ریاست جمهوری 2023 ترکیه
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
404-419
حوزههای تخصصی:
هم زمان با گسترده شدن دامنه نفوذ ملی گرایی در بسیاری از کشورهای جهان، در انتخابات سال 2023 ترکیه نیز اهمیت نقش ملی گرایان نمایان شد. ملی گرایان ترک از حیث گستردگی و عمق نفوذ سیاسی و اجتماعی عملاً در رده اردوگاه و گفتمان سوم ترکیه قرار گرفته اند؛ اما در رقابت بین دو گفتمان اول و دوم، یعنی محافظه کاران و دموکراسی خواهان، به نقطه ثقل مهمی تبدیل شده اند و نقش مهمی ایفا می کنند. اردوغان برای کسب پیروزی و تشکیل کابینه، از چند حزب و جریان ملی گرا کمک گرفت و توانست از سد مخالفان بگذرد. به این ترتیب، دولت باغچلی، رهبر مهم ترین حزب ملی گرای ترکی و نماد این گفتمان، همچنان نفوذ و قدرت خود را به عنوان شریک اصلی اردوغان حفظ کرد و ائتلاف شش حزبی مخالفان شکست خورد. هدف اصلی این پژوهش تحلیل جایگاه ملی گرایان ترک در رقابت های حزبی ترکیه و نقش آنان در تحولات سیاسی این کشور و پاسخ دادن به این سؤال است که ملی گرایان ترک بر اساس چه نوع سناریوهایی می توانند اثرگذاری خود را حفظ کنند؟ با توجه به اهمیت ژئوپلیتیک ترکیه در منطقه و تأثیر این کشور بر روندهای منطقه ای، لازم است جایگاه واقعی احزاب و جریانات این کشور و به ویژه ملی گرایان ترک بررسی شود. این مقاله جریانات عمده ملی گرای ترک در پهنه سیاست ترکیه را معرفی کرده و با روش اسنادی و مقایسه آرا، جایگاه احزاب را مشخص کرده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که ملی گرایان ترک در عرصه سیاست ترکیه، هنوز هم کنشگران اثرگذار و مهمی هستند و می توانند در بزنگاه های حساس بر روندهای سیاسی اثر بگذارند.
بررسی و تبیین راهبردهای عملیات روانی در دفاع مقدس از منظر حضرت امام (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عملیات روانی عبارتست از استفاده منظم و دقیق از تبلیغات و سایر امکانات به منظور اثرگذاری بر افکار و رفتار گروه های مختلف همسو و غیرهمسو برای دست یابی به اهداف. با شروع جنگ تحمیلی امپراطوری رسانه ای غرب و ایادی منطقه ای آن تلاش وسیعی را در راستای عملیات روانی با هدف تاثیر گذاری بر ملت و دولت ایران انجام دادند. حضرت امام (رحمه الله علیه) در راستای مقابله با عملیات روانی دشمن و همچنین آگاه سازی نیروهای نظامی و مردم عراق، بیانات و سخنرانی های مختلفی داشتند که می توان از آنها تحت عنوان راهبردهای عملیات روانی نام برد. بر این اساس، این پژوهش به دنبال بررسی و تبیین «عملیات روانی در دفاع مقدس» از منظر امام (رحمه الله علیه) می باشد. روش پژوهش، روش تحلیل محتوای ترکیبی(کیفی وکمّی) است و متن صحیفه امام (رحمه الله علیه) در دوران دفاع مقدس با دو رویکرد قیاس و استقراء مورد بررسی قرار گرفته است. در این چارچوب 9 مفهوم مرتبط با مولفه«عملیات روانی دردفاع مقدس» استخراج و وضعیت فراوانی و همچنین روند تغییر آنها مورد بررسی قرار گرفت.علاوه بر این براساس فرآیند «کدگذاری و مقوله بندی»، مهمترین راهبردهای عملیات روانی احصا گردید. یافته های پژوهش بیانگر این است که، سه مفهوم«تفسیر جنگ تحمیلی به عنوان نماد مبارزه حق و باطل؛ تبیین جنگ به مثابه دفاع مقدس و روشنگری نسبت به تبلیغات و ادعاهای دروغ رژیم بعث عراق و متحدان آن» بالاترین فراوانی را داشته اند.همچنین تحلیل محتوی بیانات حضرت امام (رحمه الله علیه) نشان می دهد ایشان سه راهبرد مشخص شامل «طرح دوگانه اسلام و کفر، مقابله با جنگ روانی دشمن(تحریف، تردید و تفرقه) و در نهایت روشنگری و دعوت ملت و نیروی نظامی عراق» را مد نظر داشتند.
روش شناسی فارابی در اسلامی سازی فلسفه سیاسی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال ۲۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱۰۱
8 - 37
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی روش شناسی فارابی در اسلامی سازی فلسفه ی سیاسی است. در این راستا، به این پرسش ها پرداخته شده است: آیا او از طریق دست کاری در بنیادهای نظری و پیش فرض های یونانی، «فلسفه ی سیاسی» را اسلامی کرد؟ یا حکمت عملی را بر تراز تجربه ی مسلمین و در ترازوی عقلانیت دینی قرار داد؟ آیا فارابی تنها به کلیات برهانی و خطوط اساسی فلسفه ی یونانی تأسّی کرد و مبادی، مبانی، غایات و مسائل آن را، خود تولید نمود؟ تحلیل و تبیین روش مند مجموعه متون معلم ثانی در این تحقیق، نتایج و دستاوردهایی ایجاد کرد که در سه محورِ ابتناسازی فلسفه ی سیاسی یونانی بر بنیادهای نظری اسلامی، بازسازی غایی آن بر اساس آرمان های اسلامی و با الهام از مفاهیم قرآنی، و توسعه و تعمیق مسائل فلسفه ی سیاسی در دستگاه واره ای جدید بود. فارابی از این طریق توانست مسائل نوپدیدی در حوزه ی اجتماعات فاضله، آیین شهروندی و شهریاری ارائه کرده و در آشتی میان فلسفه و دین و ارزش های قرآنی، فلسفه ی سیاسی خود را با رویکردی بنیادی، آرمانی و ارزشی، سازگار با اسلام ارائه بدهد.
نسبت سنجی مواضع گفتمانی رهبران ایران و چین درباره نظم بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
134 - 156
حوزههای تخصصی:
چین و ایران تجارب تاریخی مشابهی را پس از فروپاشی امپراتوری و سلسله های پادشاهی پشتِ سرگذاشته و وجوه مشترکی در سیاست خارجی خود دارند. اکثر رهبران دو کشور بر این باورند که نظام فعلی حاکم بر جهان که بر پایه سلطه قدرت های غربی به رهبری آمریکا قرار دارد، غیرمنصفانه بوده و نظم بین المللی موجود نمی تواند و نباید بر این اساس به حاکمیت خود تداوم دهد. افزون بر این، اهداف معاصر و نگرانی رهبران دو کشور از قدرت های خارجی که می کوشند آنان را از داشتن جایگاه ویژه بین المللی محروم سازند، از دیگر اشتراکاتی است که می تواند چین و ایران را صرف نظر از سطوح توانایی و اثرگذاری در یک چهارچوب قرار دهد. مسئله اصلی این مقاله ناظر بر طرح این پرسش است که مواضع رهبران ایران و چین درباره ساختار نظام بین المللی طی یک دهه گذشته از منظر گفتمانی چگونه صورت بندی شده است؟ یافته های این پژوهش با روش «تحلیل محتوای گفتمانی» و آموزه های نظریات «معناشناسی شناختی» و همچنین گزینش، کدگذاری و طبقه بندی گویه های رهبران، این فرضیه را مورد آزمون قرار می دهد که رهبران جمهوری اسلامی ایران، ساختار نظام بین المللی را با واژگان تقابلی و فلسفی نقد و ارزیابی کرده اند در حالی که رهبران جمهوری خلق چین ساختار نظام بین المللی را بیشتر با واژگان تعاملی، سیاسی و اقتصادی نقد و تحلیل می کنند. پژوهش حاضر، همچنین نشان می دهد با وجود مشابهت در مواضع انتقادی رهبران دو کشور و تلاش برای تضعیف هژمونی آمریکا، صورتبندی گفتمانی و سیاست های تجدیدنظرطلبی دو کشور واجد تفاوت های بنیادین است.
چالش های پیش روی افغانستان تحت زعامت طالبان و سناریوهای آینده آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
156 - 181
حوزههای تخصصی:
از زمان سقوط کابل، پایتخت افغانستان، به دست گروه طالبان در ماه اوت 2021، افغانستان به منبع اصلی نگرانی برای کشورهای منطقه و به طور کلی برای جامعه جهانی تبدیل شده است، به ویژه که این کشور از سه چالش اصلی رنج می برد: بحران انسانی که باعث ناآرامی های اجتماعی-اقتصادی شده است. تهدید فزاینده تروریسم برخاسته از افغانستان به دلیل ناتوانی جنبش طالبان در مهار گروه های تروریستی حاضر در خاک افغانستان و همچنین امتناع این جنبش از همکاری منطقه ای یا بین المللی برای مقابله با این تهدید، عدم پذیرش مشارکت سیاسی سایر اقلیت های قومی توسط طالبان، مشروعیت رژیم این جنبش را برای مردم افغانستان و جامعه جهانی زیر سوال می برد و در نتیجه احتمال ناآرامی های سیاسی و امنیتی در کشور را افزایش می دهد. در چنین وضعیتی این سوال مطرح می شود که آینده حیات سیاسی و امنیتی افغانستان تحت زعامت طالبان چگونه خواهد بود؟ در پاسخ می توان گفت با توجه به با چالش های موجود سه سناریو «کودتای درون جنبشی»، «سقوط کابل تحت حاکمیت «سازمان حکومت اسلامی - استان خراسان»، «ظهور دولت موازی با احیای اتحاد شمال» برای آینده افغانستان می توان تصور کرد. روش پژوهش از نوع کیفی و مبتنی بر آینده پژوهی است.