فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۶۶۱ تا ۱۵٬۶۸۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
در روایات جابر بن یزید جُعفی، صحابی صادقین‘، توجه گسترده ای به مضامین اخلاقی می توان دید؛ روایاتی که از میان مسموعات گسترده اش برای انتقال به دیگران برگزیده شده و بینش های اخلاقی خود را نیز در آنها بازتابیده است. اگر بتوانیم راهی برای بازخوانی نگرش های اخلاقی او با مرور این روایت ها بیابیم، گامی فراسوی بازشناسی تاریخ مکاتب اخلاقی در جهان اسلام برداشته ایم. افزون براین، تحلیل اندیشه های اخلاقی جابر می تواند به اصلاح درک ها از نقش اصحاب ائمه^ در شکل گیری گفتمان های فکری سده های متقدم اسلامی بینجامد. نیز، با توجه به قرابت ویژه جابر به امام باقر× و جایگاه او در جمع شاگردان امام، شناخت نگرش های اخلاقی او می تواند ما را به درک بهتر اندیشه اخلاقی امام برساند. مطالعه کنونی، کوششی آغازین برای تحقق همین منظور است. در این پژوهش سعی شده تا با مفروض گرفتن وحدت و انسجام درونی این روایت ها که در آثار مختلف پراکنده اند، مبناهای کلی و کلان راوی و مروّج آن ها شناخته شود.
تحلیل نشانه معناشناختی «مکان نمادین» در داستان دقوقی از مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۳
۱۲۴-۹۵
حوزههای تخصصی:
مکان به عنوان یک عنصر مهمِ تولید معنا در هر روایت محسوب می شود و تجلی آن در گفتمان ها، یا عینی و فیزیکی است یا انتزاعی؛ لذا آن گاه که وجه عینی مکان ضعیف شود، ویژگی تخیلی و استعلایی می یابد و وجه نمادین آن در اولویت قرار می گیرد. داستان دقوقی روایتِ واقعه و مکاشفه عرفانی است. مکاشفه فراتر از محدوده شناخت های عادی است؛ به همین دلیل برای بیان آن از زبان رمز استفاده می شود. به دلیل ماهیت مکاشفه و زبان رمز در داستان دقوقی، حضور مکان ها در زبان کارکردی استعاری و نمادین دارد. این مکان ها به دو دسته کلیِ «مکان های واقعه» و «مکان های سیال» تقسیم می شوند. هدف از پژوهش حاضر این است که با برجسته کردن عنصر مکان و استعاره مکان و با عطف توجه به جنبه مکاشفه عرفانی و نمادهای عرفانی و وجه بینامتنیت مکان ها در این داستان، کارکرد نشانه معناشناسی مکان نمادین، چگونگی حضور مکان ها در کنش زبانی، فرایندهای تبدیل مکان به فرامکان و استعلای آن و کارکرد گفتانی آن را بررسی کند. این پژوهش نشان داد که زبانِ این روایت برای توصیفِ مکاشفه و القای آن، از اصطلاحات و تصاویرِ مکانیِ بسیاری مانند دریا، ساحل، بیابان و درخت به عنوان استعاره هستی و وجود، بهره برده و توانسته است قابلیتِ کینونیت بخشی و شفاف سازی گفتمان را که مشتمل بر بسیاری از حقایق و امور عرفانی است، ارتقا دهد. همچنین مکان ها به واسطه حضورِ سوژه از کارکردهای پدیداری، استعلایی و اسطوره ای برخوردارند.
معادشناسی عرفانی در مرصاد العباد با رویکرد معناشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۳
۱۷۰-۱۴۵
حوزههای تخصصی:
فانی بودن جهان مادی و لزوم توجه به زندگی پس از مرگ، بسیاری از جمله اهل معرفت را متوجه مقوله معاد ساخته و هرکس به فراخور درک و دریافت و روش خود بدان پرداخته است. نجم رازی از عرفای صاحب نام قرن هفتم، در مرصاد العباد با ارائه مکتب عرفانی تفسیری خود، نمونه ای از شیواترین روش های معادشناسی را به دست داده است. یکی از ابعاد این نگرش عرفانی، معناشناسی معاد است؛ دانشی نوین در دنیای غرب که زیرمجموعه زبان شناسی محسوب می شود و در پی مطالعه معنا با روش علمی است. این مقاله با هدف بررسی معناشناسی معاد در مرصاد العباد و به شیوه توصیفی نوشته شده است. مهم ترین یافته ها که با بهره گیری از روش معناشناسی نوین در قالب روابط همنشینی و تقابل معنایی به دست آمده، نشان دهنده هنر و توانمندی کم نظیر و خیال انگیز رازی در معرفی و تفسیر عرفانی ادبی معاد، معاد طبقات مختلف انسان ها، کیفیت بازگشت به خود برای نفوس و ارواح چهارگانه و شرح هفت خان معرفت است. ترسیم فضای رعب انگیز در معاد اشقیا و فضای جذاب و دل انگیز در معاد اتقیا و صاحبان نفس مطمئنه و نشان دادن تقابل های معنایی و مرتبتی از توانمندی های زبانی ادبی رازی در معرفی و معناشناسی مباحث مربوط به معاد است.
«احمد بن محمد بن صدیق الغماری» و روش های وی در کشف و تصحیح علل سندی روایات نبوی (ص)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیخ احمد بن محمد بن صدیق الغماری محدث و فقیه معاصر اهل سنت است که با اعتقاد به پالایش حدیث و به منظور دفاع از سنت نبوی به «علل الحدیث» وارد شده و «المداوی لعلل الحدیث» را از خود به جای گذاشته است. مطالعه ی علل الحدیثی ابن صدیق بر «عدم طرد بی ضابطه روایت» استوار شده و او با احاطه بر منابع و علوم حدیثی به کشف علل و تصحیح حداکثری آنها اقدام کرده است. ویژگی های علمی شیخ احمد چون «عدم اعتقاد به عدالت همه ی صحابه»، «عدم دخالت مذهب در جرح راویان»، «نقد آراء حدیثی بزرگان متقدمین»، «گرایش به تصوف»، «روحیه ی ناصبی ستیزی» و «تفضیل علی(ع) بر خلفا» او را در میان محدثان معاصر اهل سنت متمایز کرده و بر آراء حدیثی وی نیز اثرگذار است بوده است بدین جهت، طرح نظریات و بررسی آثار وی در جوامع علمی شیعی ضروری به نظر می رسد. بررسی نویسندگان مقاله نشان می دهد وی روشمندانه به علل حدیثی پرداخته و با تخریج دقیق روایات، نقد آراء محدثان و توسل به اجتهاد و استدلال بسیاری از علل سندی وارد بر احادیث نبوی را کشف و با تصحیح، آنها را از ضعف خارج کرده است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی با هدف بررسی آراء وی در زمینه ی علل سندی و تصحیح آنها با تکیه بر کتاب «المداوی» نگارش یافته است.
کتیبه های قرآنی مسجد مظفریه (کبود) تبریز، بررسی و تحلیل مضامین آیات در بستر تحولات زمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتیبه های قرآنی در ابنیه اسلامی متناسب با نیاز زمان و کاربرد بنا انتخاب می شدند و تحولات اجتماعی نقش به سزایی در انتخاب آیات برای کتیبه ها داشت. چنانچه حکام و سازندگان بناها این کتیبه ها را به عنوان تاییدی بر اعمال و اندیشه های خود بکار می بردند. قرن نهم هجری از منظر دگرگونی های اجتماعی رخ داده در ایران حائز اهمیت بسیاری است. روی کار آمدن ترکمانان قراقویونلو که منجر به تقویت جریان گرایش های شیعی در جامعه ایران گردید و در نهایت کار صفویان را برای رسمی شدن تشیع در ایران هموار کرد از جمله مهمترین این تحولات است. این مقاله به دنبال پاسخ به این سوال است که آیات در کتیبه های مسجد کبود بر چه اساسی انتخاب و استفاده شده و بازنمودی از چه اندیشه-ها یی در دوره خود است؟ برای پاسخ به سوال از روشهای توصیفی – تحلیلی و تاریخی – تفسیری استفاده شد. نتایج نشان می دهد که تلاش شده است از آیات در جهت ارائه آراء دینی و معنوی، تایید قدرت حاکم و نیز در برخی موارد مفاهیم متصوفه استفاده شود، در این مقاله ضمن بررسی آیات قرآنی بکار رفته در کتیبه ها به تحلیل مفاهیم آنها در بستر تحولات تاریخی و چرایی استفاده از این آیات پرداخته خواهد شد.
بررسی نظریه کامپیوتری ذهن و برخی لوازم آن از منظر حکمت سینوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال سی ام آذر۱۴۰۰ شماره ۲۸۸
75-84
حوزههای تخصصی:
در میان مسائل فلسفه ذهن، نظریه کارکردگرایی، ذهن را یک کارکرد می داند که ورودی را به خروجی تبدیل می کند. براساس این نظریه، با پذیرش تحقق چندگانه حالات ذهنی، می توان حالات ذهنی را در غیر انسان نیز یافت. ازآنجاکه کارکردگرایی بر نفی تجرد روح استوار است، دارای اهمیت خواهد بود. از سوی دیگر، علم النفس سینوی، هم نفس و هم تجرد آن را اثبات کرده است. ازجمله براهین برای اثبات نفس، برهان انسان معلق در فضاست و نیز برای اثبات تجرد نفس براهینی آورده که بر سلب ویژگی های بدنی و نفس جسمانیت نفس دلالت دارد.دیدگاه کارکردگرایی نیز لوازمی دارد که براساس حکمت سینوی مورد نقد و ارزیابی قرار گرفت. ازجمله اینکه تمایز اشخاص براساس نظریه کارکردی ذهن، مادی انگارانه است؛ درحالی که حکمت سینوی ملاک صحیح را نفس مجرد می داند. بنابراین براساس حکمت سینوی، نظریه کارکردی ذهن دچار اشکالات متعدد و اساسی ای است که نمی توان با وجود آنها از نظریه کارکردی ذهن دفاع کرد. این تحقیق در پی آن است که نظریه کامپیوتری ذهن و برخی لوازم آن را از منظر حکمت سینوی با روش تحلیلی توصیفی مورد بررسی قرار دهد.
واکاوی معیار و میزان جبران خسارت معنوی
منبع:
پژوهش و مطالعات علوم اسلامی سال سوم بهمن ۱۴۰۰ شماره ۳۱
34 - 14
حوزههای تخصصی:
جبران خسارات معنوی با توجه به ماهیت این نوع خسارات، ویژگی های خاص خود را دارد به گونه ای که علاوه بر دشواری ارزیابی مالی، دارای چنان تنوع و کثرتی است که نیاز به بررسی دارد. در روشهای جبران معنوی بین فقها اختلاف نظر وجود دارد. برخی موضوع را مسکوت گذاشته و یا صرفاً به بیان نظرات دیگران پرداخته اند و برخی نیز که امکان مطالبه خسارت معنوی را ذکر کرده اند، راه حلی برای نحوه مطالبه آن ارائه نکرده اند. شاید بتوان دلیل این ضعف را فقدان قانونگذاری مستقل دانست. اهمیت این موضوع از آنجا ناشی می شود که این گونه خسارات لزوماً قابل جبران هستند لیکن ملاک دقیق تعیین میزان خسارت معنوی مشخص نیست، در حالی که در بسیاری از موارد وجود آنها به چشم نمی آید و اندازه گیری خسارت معنوی دشوار است، اما دشوارتر از این است که این غرامت برای این گونه خسارات نامشهود به طور دقیق قابل محاسبه، ترمیم و با پرداخت (مادی) جبران نمی شود، هرچند غرامت مادی رایج ترین نوع غرامت است. در مرحله فراقانونی (قانون اساسی) این خسارت قابل مطالبه تلقی می شود اما در مرحله تقنینی و فرعی همواره مشکل داشته ایم. علیرغم تصریح قانون اساسی مبنی بر اینکه در صورت عدم پیش بینی خسارت معنوی قابل مطالبه است، قاضی مستقل از دعوی نیست و چون یکی از منابع حقوقی ما مطابق اصل 167 قانون اساسی است، قاضی موظف است رسیدگی نموده و حکم هر دعوی را از منابع استخراج نماید.
ویژگی های اخلاقی جامعه عصر ظهور
منبع:
موعودپژوهی سال سوم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۵
81 - 96
حوزههای تخصصی:
منظور از جامعه عصر ظهور کسانی هستند که در زمان حضور امام زمان (عج) زندگی می کنند. آنها در آن زمان به دلیل برکت وجود و حضور امام عصر (عج) ازنظر اقتصادی، سیاسی، اخلاقی، امنیتی و... بهترین شرایط را خواهند داشت. باتوجه به اهمیت اخلاق در آموزه های دینی و نقش کاربردی مقایسه اخلاق در جهان امروز با عصر ظهور و باتوجه به اینکه رسیدن به مکارم اخلاق، مهمترین هدف پیامبر اکرم (ص) است محقق بر آن است که ویژگی های اخلاقی جامعه امام زمان (عج) را شرح دهد. براساس یافته ها این ویژگی ها به دو دسته تقسیم می شوند: ویژگی های فردی مانند تقوا، هدایت یافتگی، عبادت، تواضع و استقامت و ویژگی های اجتماعی که به سه قسمت ویژگی های شناختی، عاطفی و رفتاری تقسیم می شود. براساس روایات مربوط به ترسیم سیمای اخلاقی جامعه مهدوی، ویژگی های شناختی شامل: رشد علمی و عقلی مردم و وحدت و عدم تفرقه، ویژگی های عاطفی شامل: ارتقای سطح تربیت و تهذیب، محبت میان مردم، حاکمیت احترام و اعتماد در جامعه و ویژگی های رفتاری شامل: عدالت فراگیر، لغو امتیازات طبقاتی، رفع تبعیض نژادی، حذف تجمل گرایی و امنیت و آرامش است. هدف نوشتار حاضر، مقاسیه اخلاق در جامعه فعلی با جامعه امام زمان (عج) است تا توانایی لازم برای زمینه سازی ظهور و اصلاح خصوصیات اخلاقی در جامعه امروز به دست آید.
فرآیند بزه دیدگی اطفال در فضای سایبری با تأکید بر عوامل اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال سوم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
37 - 53
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از آسیب های اجتماعی که جامع را تهدید می کند افزایش روزافزون پدیده بزه دیدگی اطفال است. بزه دیدگی کودک به معنای هر گونه آسیب جسمی یا روانی، سوء استفاده جنسی و یا غفلت و بی توجهی به نیازهای اساسی کودک می باشد. فضای سایبری به عنوان یکی از محیط های نوین ارتباطی، تعاملات خاص خود را می طلبد با وجود همه مزیت ها و جذابیت های این فضا یکی از مهمترین مشکلات مربوط به آن بزه دیدگی سریع و وسیع اطفال می باشد که کنجکاوی کودک و عدم قدرت تشخیص او و سرعت و تعدد بزهکاران فضای مجازی لزوم دقت نظر ویژه ای در این زمینه را می طلبد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که، با ظهور بزه دیده شناسی اطفال، در دهه اخیر، گامهای بلندی به منظور مطالعه اطفال بزه دیده و شناسایی ویژگیها و عملکرد آنان در ارتکاب جرایم علیه خود برداشته شده و به سبب تأثیر گذاری انگیزه های اخلاقی و مذهبی بر بزه دیده شناسی اطفال، چشم انداز جدیدی تحت عنوان «حمایت از بزه دیدگی اطفال» فرا روی بزه دیده شناسان و اساتید فن گذاشته است. نتیجه گیری: در قوانین مختلفی که ما در کشور خود داریم در رابطه با حمایت از اطفال به طور عام پیش بینی های خوبی شده است لکن به نظر می رسد مشکلات عمده در اجرای قوانین و رویه انتظامی و قضایی کشور در برخورد با اطفال بزه دیده و استفاده از مجازات های جایگزین به جای استفاده از مجازات های سنتی می باشد که به نظر می رسد.
سبک شناسی واژگانی «وعد» در سور مکی و مدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از لایه های سبک شناسی لایه واژگانی است و انتخاب تاثیر گذار واژگان و جای گیری آنها در سور مکی و مدنی راهبردی سبک شناختی است که در گفتمان قرآنی افق جدیدی را در بیان معارف الهی می گشاید. از سویی دیگر مهمترین موضوعاتی که امروزه در زمینه تاریخ قرآن مورد پژوهش قرار می گیرد بحث مکی و مدنی بودن آیات و سور قرآن کریم است. تحلیل و بررسی سور مکی و مدنی با موضوعاتی از قبیل سیر دعوت نبوی و شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه عصر پیامبر(ص) در ارتباط می باشد بطوری که در این بستر می توان گام هایی را که پیامبر در دعوت فراگیر اسلام برداشته شناسایی کرد. بر این اساس سبک شناسی واژگان وعده های الهی در آیات و سور مکی و مدنی با در نظر گرفتن این نکته که یکی از شیوه های هدایتی خداوند در قرآن کریم بیان وعده های گوناگون جهت ترغیب یا هشدار به انسانهاست، مورد بررسی قرار گرفت که در این میان سور مکی سهم بیشتری از وعده های الهی را داشته که بیشتر در مورد قطعی بودن قیامت و معاد است در حالی که در سور مدنی وازگان وعده با بسامد کمتری ذکر شده که بیشتر در مورد مومنان و متقین است. این تحقیق به روش تحلیلی توصیفی و با شیوه کتابخانه ای گردآوری شده است.
استصحاب و آثار آن در حقوق مدنی و قانون مجازات اسلامی با رویکردی به دیدگاه های امام خمینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از مباحث مهم اصول فقه، اصول عملیه است و اصل استصحاب در میان این اصول از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در این مقاله تلاش شده به بررسی استصحاب و آثار آن در حقوق مدنی و قانون مجازات اسلامی با رویکردی به دیدگاه های امام خمینی پرداخته شود. مواد و روش ها: مقاله حاضر توصیفی تحلیلی بوده و از روش کتابخانه ای استفاده شده است. ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها: اصل استصحاب به عنوان یکی از اصول عملیه پذیرفته شده در منابع فقهی و اصولی معتبر می باشد. استصحاب از ماده صحب به معنای مصاحبت و به همراهی طلبیدن کسی یا به همراه داشتن چیزی است. و در اصطلاح فقه عبارت است از حکم به بقا چیزی که در زمان سابق یقینی و محقق بوده و در زمان حاضر مورد تردید قرار گرفته است. از دیدگاه امام خمینی (ره)، استصحاب یک اصل شرعی است که به منظور حفظ واقع که یقین سابق طریق وکاشف از آن است، وضع شده است. مطابق با اصول قانون اساسی می توان در صورت فقدان حکم مسئله می توان به این اصل استناد نمود. نتیجه گیری: در مباحث مربوط به حقوق مدنی ازجمله مباحث بیع، خیار و نکاح از اصل استصحاب استفاده شده است. در قانون مجازات ایران نیز استصحاب مبنای بسیاری از احکام قانونی قرار گرفته است که از آن جمله می توان به احکام مقرر در مورد استصحاب عدم مسلوب الاختیار بودن و عدم بلوغ و افاقه و عدم کفر و توبه اشاره کرد.
رهیافتی بر مطالعه ساختار زبان قرآنی به مثابه "سیستم"(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
365 - 343
حوزههای تخصصی:
به رغم آنکه در دو دهه اخیر، نظر و نظریه های مختلفی، پیرامون ابعاد زبان قرآنی، مطرح شده، اما مهم ترین چالش روش شناختی این دیدگاه ها، انگاره تک بُعدی بر چگونگی مطالعه آن است. این مقاله، با اتخاذ رویکردی تحلیلی و با الهام گیری از نگرش سیستمی، نوعِ مطالعه «زبان قرآنی» را به مثابه یک «سیستم»، پیشنهاد و ضرورتی اجتناب ناپذیر می داند. گستره مطالعه سیستمی به ساختار زبان قرآنی، با عطف نظر به مرزشناسی مفهومیِ میان«سیستم» و «زیرسیستم ها» از یک سو، و روابط گوناگونِ مصداقی آن ها از سویی دیگر، در ابعاد «کلان متن»؛ «سوره ها»؛ «آیه ها»؛ «جمله ها» و «واژگان» قابل گسترش است. تلفیق عناصر و روش هایِ مختلف زبانی در کاربست های قرآنی، اساساً بیانگر یک « نظام فکری شبکه ای- سیستمی » است که در کنار التزام به درهم تنیدگی اجزای آن، از «وحدت سیستمی» نیز برخوردارند. ارتقایِ مطالعه یِ زبان قرآنی به مثابه «سیستم»، نه تنها موجب «روشمندسازی فهم صحیح و جامع» نسبت به مفاهیم و آیه های قرآنی در آوردگاه تفسیری می شود بلکه امکانِ انعطاف و بازتولید معنایِ نوینی را از درون خودِ بافت زبانی آن، به ارمغان می آورد.
فاعلیت الهی از دیدگاه گریفین و نقد ان بر پایه فلسفه صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فاعلیت الهی از منظر گریفین عبارت است از قدرت الهی که تأثیرات علّی در جهان را اِعمال می کند و نحوه فعالیت خدا در جهان و تأثیرگذاری خدا بر موجودات را نشان می دهد و به بیان دیگر چگونگی اعمال قدرت الهی در جهان است. گریفین فاعلیت را بر مبنای قدرت تبیین می کند و قدرت را به ترغیب و تشویق و شورانگیزی تحویل می برد. براین اساس ارتباطی دوطرفه میان خدا و موجودات برقرار است و خدا درحالی که تأثیر می گذارد، تنها خالق نیست و تعین نمی بخشد، بلکه خود موجودات بالفعل در به فعلیت رسیدن امکان های خود، فاعل هستند و خدا، تنها، برانگیزنده است نه اجبارگر.گریفین برای توجیه مسائلی چون ارتباط خدا با موجودات، قدرت و اختیار انسان ها، وجود تغییرات در جهان و مسأله شر چنین تبیین جدیدی از فاعلیت و قدرت الهی ارائه می دهد. دو پرسش اصلی این پژوهش عبارت است از: چگونه می توان از منظر فلسفه صدرایی فاعلیت الهی به روایت گریفین را ارزیابی کرد؟؛ 2. چگونه می توان بحسب تحلیل سیستمی، فاعلیت الهی به روایت گریفین را مورد ارزیابی قرار داد؟ دستاوردهای این پژوهش نیز به این قرار است: در ارزیابی درون سیستمی بیان کردیم که گریفین در تبیین خود از فاعلیت الهی، این فاعلیت را محدود کرده، قدرت الهی را به ترغیب و برانگیزش فروکاست داده است. همچنین، از منظر صدرایی نیز آنچه گریفین ارائه می کند، با خدایی که تنها فاعل حقیقی براساس وحدت شخصی ملاصدرا است، قابل مقایسه نیست، بلکه می توان آن را با نفس رحمانی ملاصدرا مقایسه کرد. به بیان دیگر کارکرد های فاعلیت الهی گریفین با نفس رحمانی ملاصدرا تأمین می شود.
چگونگی حصول مفهوم عدم از دیدگاه فیلسوفان نوصدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت صدرایی سال دهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۱۹)
141 - 154
حوزههای تخصصی:
مفهوم عدم چگونه در ذهن شکل می گیرد؟ این پرسش مسئله اصلی این مقاله است. فیلسوفان نوصدرایی معاصر بیش از گذشتگان چگونگی شکل گیری این مفهوم را در قالب تحلیل منشأ حصول معقولات ثانیه فلسفی بررسی کرده اند. منظور از این فیلسوفان علاوه طباطبایی و شاگردان مبرز ایشان است. علامه طباطبایی حصول مفاهیم فلسفی را به دو روش می داند: علم حضوری و تحلیل حکم در قضایا. رابطه میان این دو خالی از ابهام نیست و علامه هر دو را به موازات هم مطرح کرده است. ظاهرا او راه دوم را بیشتر می پسندد، اما شاگردان او به علم حضوری عنایت بیشتری دارند. به همین دلیل آن را در پیش می گیرند و چگونگی حصول مفهوم عدم را از طریق علم حضوری واکاوی می کنند. اما به نظر می رسد که تلاش های آنان چندان هم موفق نیست و باید به سراغ راه دوم رفت. این راه علاوه بر این که تبیین بهتری از حصول مفهوم عدم به دست می دهد، برای دیگر مفاهیم فلسفی نیز بیشتر به کار می آید.
بررسی رشد و تکامل عقل در عصر ظهور
منبع:
موعودپژوهی سال سوم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۶
9 - 27
حوزههای تخصصی:
ظلم و ستم و تعدی به حقوق الهی و مردمی نتیجه جهل، نادانی و دورافتادگی بشر از فرهنگ اصیل انسانی است. تربیت دینی، تکامل اخلاقی و شکوفایی عقل و خرد در جامعه بشری از ویژگی های عصر ظهور امام زمان (عج) است. مقاله حاضر با بهره گیری از منابع تفسیری، روایی و کلامی در پی آن است تا ضمن بررسی معنای عقل به تبیین ضرورت تکامل عقول، ابزار تکامل عقول، مفهوم و کیفیت تکامل عقول و خردمند بودن جامعه عصر ظهور بپردازد.
بررسی حضور اهل حل وعقد در انتخاب خلیفه اوّل با شناخت فهرستی حاضران در سقیفه بنی ساعده
حوزههای تخصصی:
واقعه سقیفه پس از رحلت رسول خدا|، نخستین گام عملی جهت ایجاد اختلاف میان مسلمانان بوده است. در سقیقه بنی ساعده، عده ای از صحابه بر خلاف وصیت پیامبر اکرم| درباره خلافت امیرمؤمنان×، ابوبکر را به عنوان جانشین آن حضرت انتخاب کردند. ازاین رو، آنچه در سقیفه گذشت، فراز مهمی در تاریخ به شمار می رود که باید از زوایای گوناگون مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. یکی از راه های آشنایی با عمق این حادثه، شناسایی حاضران در سقیفه است. در این نوشتار، تلاش شده افراد حاضر در آن محل معرفی شوند و تا جایی که تاریخ نشان می دهد به نقش هر کدام اشاره گررد. بی تردید، نام افراد سرشناس و یا کسانی که در سقیفه، نقشی داشته اند در تاریخ ثبت شده است. یکی از شرایطی که اهل سنّت برای مشروعیت انتخاب خلیفه مطرح کرده اند، بیعت اهل حل وعقد با اوست. نگاشته حاضر ثابت می کند بسیاری از بزرگان اصحاب و اهل حل وعقد در سقیفه حضور نداشته اند و تنها تعداد اندکی از آنان در سقیفه بوده اند. این مقاله در بیست ویک گفتار ساختاربندی شده است.
بررسی مقایسه ای زمینه های گرایش به جسم انگاری معاد در اسلام و مسیحیت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال بیست و ششم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
115 - 149
حوزههای تخصصی:
برخی اندیشمندان مسلمان و مسیحی با نگاهی یگانه انگارانه به انسان، تصویری صرفاً جسمانی از معاد ارائه می دهند. تبیین های جسم انگارانه از معاد در فضای اسلامی و مسیحی این تصور را پدید می آورد که آیا اندیشمندان هر دو مذهب، مسیری یکسان را پیموده اند. بررسی زمینه های یگانه انگاری و جسم انگاری معاد در فضای اسلامی و مسیحی، نقاط اشتراک و افتراق این اندیشمندان را نمایان می سازد. در این نوشتار با مطالعه آثار جسم انگاران اسلامی و مسیحی، به انگیزه گرایش آنان توجه شد و این نتیجه به دست آمد که زمینه های شکل گیری اندیشه جسم انگاری در فضای اسلامی و مسیحی، متفاوت از یکدیگر است. اندیشمندان اسلامی به دلیل وجود نصوص فراوان درباره معاد جسمانی، آن را مسلم دانسته و از این رو برای اثبات معاد جسمانی، حقیقت انسان را به جسم و جسمانی فروکاسته اند؛ اما در فضای مسیحی، به سبب رشد علوم تجربی و نگاه فیزیکالیستی به پدیده های عالم، در ایده دوگانه انگاری انسان خدشه وارد شده است؛ از این رو اندیشمندان غربی برای اثبات معاد به تبیین های جسم انگارانه از معاد روی آورده اند. در فضای اسلامی رشد اندیشه های فلسفی و علوم عقلی سبب شد دوگانه انگاری و نفی تبیین های جسم انگارانه تثبیت گردد؛ اما در فضای مسیحی رشد مکتب های عقلی و فلسفی، عامل نفی دوگانه انگاری و گرایش به تبیین های مادی انگارانه از انسان و به تبع آن معاد گشت
بررسی تطبیقی فطرت از دیدگاه آیت الله جوادی آملی و باورهای پایه آلوین پلانتینگا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال سی ام خرداد ۱۴۰۰ شماره ۲۸۲
65-76
حوزههای تخصصی:
هدف این نوشتار بررسی تبیینی تطبیقی دیدگاه آیت الله جوادی آملی و آلوین پلانتینگا در بحث فطرت و باور پایه می باشد و روش آن تطبیقی استنتاجی است. آیت الله جوادی آملی معتقد هستند که فطرت امری حضوری است و انسان ها براساس آن ارتباط مستقیم و حقیقی با خدا برقرار می کنند، لذا منظور از خداشناسی و خداگرایی فطری در نظر ایشان، همان خداشناسی و خداگرایی حضوری و بی واسطه است که انسان با علم حضوری حق را می یابد؛ اما در نظر آلوین پلانتینگا منظور از پایه بودن یک باور این است که بدون ابتناء بر قضایای دیگر پذیرفته شده باشد و غیرعقلانی هم نباشد. با اینکه پلانتینگا اعتقاد به خداوند را باوری پایه می داند؛ اما پایه دانستن اعتقاد به خدا به معنای فطری بودن آن نیست و به همین جهت تفاوت اساسی بین این دو دیدگاه وجود دارد.
نقد و بررسی مستندات شهرستانی در «الملل و النحل»، در توصیف و رد موضع امامیه نسبت به صحابه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال سی ام مهر ۱۴۰۰ شماره ۲۸۶
67-76
حوزههای تخصصی:
برخی از مسلمانان به ویژگی صحابی بودن نگاه معیاری داشته و آن را موجب فضیلت مندی می دانند و برخی دیگر با نفی این نگاه، فضیلت مندی را تابع معیارهایی نظیر ایمان و عمل صالح می دانند. شهرستانی در کتاب «الملل و النحل» با استناد به برخی آیات قرآن و روایت معروف به عشره مبشره، به نگاه معیاری نزدیک شده، صحابی بودن را عاملی برای فضیلت مندی می داند. بدین ترتیب، موضع امامیه را که میان صحابه از نظر فضیلت مندی تفاوت می گذارند، تخطئه می کند. در تحقیق حاضر در پی درستی آزمایی مدعیات شهرستانی و معرفی او از موضع امامیه، با روش توصیف و تحلیل واژگانی آیات، این به دست آمد که از مستندات قرآنی او نمی توان مفهوم معیاری از صحابی بودن و براین اساس تمجید بی قید و شرط همه صحابه در همه زمان ها را برداشت کرد؛ بلکه فضیلت مندی صحابه نیز تحت حاکمیت معیار قرآنی ایمان و عمل صالح قرار دارد. بررسی سندی و محتوایی روایت مذکور نیز احتمال جعلی بودن آن را در راستای خلافت سیاسی به شدت تقویت کرد. همچنین به اجماع امامیه تنها هر فرد محارب با امام، تکفیر می گردد.
بررسی و تحلیل رویکردهای تصوف پژوهی لئونارد لویزُن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویکرد زوایه دید و اسلوب نظام مندی است که پژوهشگر با اتّکا به آن، به پروژه مفروض خود نزدیک می شود و فهم ژرف تری از موضوع به دست می آورد. گستردگی تصوف سبب شده است که رویکردهای گسترده ای نسبت به آن پدید آید. تصوف پژوهان غربی در مواجهه با تصوف از رویکردهای متنوعی بهره گرفته اند؛ لذا برای فهم تصوف پژوهیِ شرق شناسان، تبیین رویکرد آنان نیز اهمیت دارد. جستار حاضر با روش توصیفی– تحلیلی، در پی واکاوی رویکردشناسیِ لئونارد لویزُن، عرفان پژوه نامدار آمریکایی بوده است. نقد و تحلیل تصوف از زوایه سمبلیسم و نمادپردازی، به ویژه تبیین سنّت ادبی کفریات، استعاره های شناختی، نظریه زیبایی شناختیِ شهود و از همه مهم تر، تأویل گرایی، مهم ترین سویه های رویکرد زیبایی شناختیِ تحقیقات لویزن را در بر می گیرد. او بر این باور است که استعارات، سمبل ها و تأویل های صوفیه فراتر از علم بلاغت ادبی، و در حوزه «علم احوال» و «معانی مثالی» است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که لویزن در کنار رویکرد ادبی- بلاغی، از رویکرد تاریخی- اجتماعی نیز غافل نمانده است؛ چنان که او تصوف را «دین نهادینه شده توده ها» می داند و معتقد است «تطور تاریخیِ گذر صوفی به ملّا»، برای جریان شناسی اندیشه صوفیان بسیار اهمیت دارد. با وجود این که رویکرد زیبایی شناختی لویزن در شناخت بهتر تصوف کارآیی دارد، اما رویکرد تاریخی او که تصوف را از منظر صرفاً تاریخی و اجتماعی تحلیل می کند، گاه از شناساندن روح تصوف برکنار مانده است.