فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۷۰۱ تا ۱۵٬۷۲۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
پژوهش های فقهی دوره هفدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
771 - 800
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به دور از چیستی محاربه، به بررسی چهار مجازات محارب یعنی قتل، صلب، قطع و نفی می پردازد. در چگونگی انتخاب یکی از مجازات ها با استناد به قرآن، روایات، عقل و مذاق شریعت، برخی ترتیب و برخی تخییر قاضی در انتخاب هریک از مجازات ها را پذیرفته اند. در شیوه اجرای هریک از مجازات ها با سؤالات و ابهاماتی در شیوه اجرای حد به صیغه تفعیل، امکان زنده شدن پس از اجرای حد و ارائه راهکار پیشگیری، حق اللهی یا حق الناسی بودن اجرای حد و نتایج آن، شیوه اجرای صلب و نفی، اجرای قطع در فقدان عضو، تطبیق انتخاب شیوه اجرای تخییر با مفهوم حد، امکان بی حسی حین اجرای حد، تعلق عضو قطع شده به عنوان مجازات به جامعه یا محارب مواجهیم. این نوشتار براساس مطالعه کتاب ها و اسناد به صورت کتابخانه ای به بررسی راه حل رفع تعارض میان دو دسته ادله تخییری و ترتیبی بودن اجرای مجازات و رفع استبعاد عقلی با ارائه شیوه جامع منتخب اجرایی پرداخته و در خلال بررسی شیوه اجرای هریک از مجازات ها به ابهامات و فروعات موجود پاسخ داده و پیشنهاد های تقنینی برای درج در اصلاحات آتی قانون مجازات ارائه داده است.
تبیین الگوی رویکرد معنوی به تربیت دینی در دوره دوم کودکی (مبتنی بر معرفت شناسی از منظر علامه طباطبایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تربیت اسلامی سال شانزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳۷
53 - 80
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، ارایه تبیینی از رویکرد معنوی به تربیت دینی برای دوره دوم کودکی است. این تحقیق به دنبال پاسخ به این سؤال است که برای تربیت دینی در دوره دوم کودکی (سنین 6 تا 11 سال)، رویکرد مناسبی که براساس مبانی اسلام، بتواند عوامل اساسی دینداری را در این دوره تمهیدی، نهادینه کند، به چه اهداف و اصولی تکیه دارد؟ رویکرد پیشنهادی پژوهش حاضر، رویکرد معنوی به تربیت دینی است که مبتنی بر آرای علامه طباطبایی در مبانی معرفت شناختی است. روش پژوهش، توصیفی−استنتاجی است. الگوی پیشنهادی برای بسترسازی تربیت دینی در کودکی دوره دوم در این پژوهش، به رویکرد معنوی به تربیت دینی یا تربیت دینی معنوی برمی گردد. یافته های مقاله، استنتاج اهداف و اصول از برخی مبانی معرفت شناختی علامه طباطبایی است که در آرای علامه نقش کلیدی دارد. اصول استنتاجی از مبانی معرفت شناختی، بر مفاهیمی چون: الف) توجه و اهتمام به تربیت قوای حسی و خیالی کودک، ب) نمادپردازی مفاهیم دینی در قالب های جذاب و متنوع هنری، ج) توجه دادن کودک به معرفت های انفسی و حضوری، د) توجه به خودکنترلی کودک برای بسترسازی فرقان استوار است.
قابل استماع بودنِ دعوا با دادخواست غیرقطعی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال هفتم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۳
173 - 194
حوزههای تخصصی:
طبق نظر مشهور فقها و نیز برابرِ بند 9 ماده 84 قانون آئین دادرسی، یکی از ایرادات و موانع رسیدگی به دادخواست، جزمی نبودنِ دعوا دانسته شده است. بنابراین، به موجب این قانون در صور و فروض فراوانی، فرد صرفاً به جهت تردیدی طبیعی که در دادخواست خود دارد، در معرض تضییع حق قرار می گیرد، درحالی که این امر، مخالف اصل 34 قانون اساسی است. پژوهش حاضر که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است، نشان می دهد که شرط مذکور در هیچ دلیل خاصی تصریح نشده است، بلکه بالعکس، از اطلاق آیات قرآن و روایات خاصه و ادله (لاضرر) و نیز اصلِ عدم اشتراط، شرط نبودنِ آن برداشت می شود. بنابراین، اصلاح این ماده قانونی ضروری به نظر می رسد.
نقد نظریه ی تحول عام در معرفت دینی از منظر آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره ۲۱ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۸۰
1-26
حوزههای تخصصی:
نظریه تحول عام معرفت دینی که موجب شک گرایی و نسبیت گرای در معرفت دینی گشته مبتنی بر مبانی است از جمله 1. جدای دین از معرفت دینی 2. تحول عام در علوم 3. ترابط عمومی تمام معارف 3. تاثیری پذیری معارف دینی از معارف بشری 4. صامت بودن شریعت 5. تاثیر پیش فرض های مفسر بر متن. که بر اساس این مبانی نمی توان به هیچ فهم ثابت و ماندگاری از دین دست یافت، حال در این مقاله به روش عقلی و تحلیلی مبتنی بر نظریات آیت الله جوادی آملی به نقد این نظریه و مبانی آن پرداخته ایم، عدم تحول در برخی علوم همچون گزاره های یقینی، ضروریات عقلی و صدق و کذب گزاره های علوم، وجود تحول تنزلی در کنار تکاملی، عدم تاثیر بالجمله علوم بر معارف دینی، بی دلیل بودن ترابط و تحول عام معارف بشری و به تبع معارف دینی و تناقض درونی موجود در آن، و پذیرش قواعد حاکم بر روش شناختی زبان از عوامل مهم عدم پذیرش تحول عام در معرفت دینی از منظر آیت الله جوادی آملی می باشد و در واقع این نظریه به «تبدل معرفت» می انجامد. همچنین تمایز انگاره بین اصل دین و معرفت شناسی دین و عدم وصول به درک حقیقت دین از نشانه های دیگر مردود بودن این نظریه می باشد.
تعامل حوزه حدیثی مدائن با امامان شیعه علیه السلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حدیث پژوهی سال سیزدهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۶
7 - 32
حوزههای تخصصی:
مدائن از جمله مراکز حدیثی ناشناخته یا کمتر شناخته شده شیعی است که تا قرن هفتم هجری نیز پذیرای شیعیان بوده است. شناخت ارتباط مدائنیان با امامان معصومk، علاوه بر معرفی زیربناهای فکری حاکم بر جامعه آن مرکز حدیثی، در اعتبارسنجی راویان، شناخت سره یا ناسره بودن روایات آن ها و تحلیل جریان های سده های بعد می تواند راهگشا باشد. برخی محققان حوزه اسلام و تشیع در تألیفاتشان به تشیع در مدائن اشاره کرده اند، اما به صورت متمرکز، پژوهش مستقلی در این خصوص صورت نگرفته است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی، تعامل حوزه حدیثی مدائن با امامان شیعه را بررسی کرده و به این نتیجه دست یافته که شیعیان مدائن در تمام ادوار حیات معصومینk ارتباطی پویا و سازنده با آن بزرگواران داشته اند.
نقدی بر تمدن پژوهی غرب با نگاهی به کتاب سهم اسلام در تمدن بشری
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۲ مهر و آبان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۱۹۰)
317 - 331
حوزههای تخصصی:
اسلام در دوران حیات خود فراز و نشیب بسیاری را تجربه کرده و در این میان عصر طلایی و تمدن بی بدیل آن در دوره ای طولانی، بسیاری را بر آن داشت تا به مطالعه و پژوهش در زوایای مختلف آن پرداخته، به تبیین و استخراج مؤلفه های الگوی تمدنی اسلام در آن دوران برآیند. برخی از تمدن پژوهان غربی در دنباله شناخت خود از اسلام، به این دوران نگاهی ویژه داشته، بر این باورند که این الگوی بی نظیر می تواند بازسازی، تقویت و احیاء شده، بشر امروز و دنیای فردا را به جایگاهی ویژه برساند. در نوشتار پیش رو، کتاب سهم اسلام در تمدن بشری نوشته استن وود کاب، که گذری است به عصر طلایی مسلمانان و تأثیر شگرف و گسترده اسلام بر تمدن جهانی، به نقد و نظر گذاشته شده، به مواردی چون؛ مقایسه عصر روشنگری و انقلاب صنعتی اروپا با عصر طلایی مسلمانان و دوران رنسانس اسلامی، عناصر سازنده تمدن با توجه به الگوی تمدنی اسلام، اثر غیرعرب بر پیشرفت تمدن اسلامی و لزوم احیای مجدد تمدن اسلامی اشاره می شود.
سخن سردبیر: عصری سازی سیره پژوهی؛ نگاهی به الزامات
حوزههای تخصصی:
عصری سازی سیره پژوهی؛ نگاهی به الزامات
مطالعه تحلیلی انتقادی نظریه مشهور فقها در کیفیت غسل ترتیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و اصول سال چهارم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
201 - 181
حوزههای تخصصی:
در فقه عبادات، احکام طهارات ثلاث به دلیل ابتلاء عمومی مکلفین و نقش آن در حکم وضعی سایر عبادات همچون نماز و روزه و حج اهمیت ویژه ای دارد و فقها در کتب خویش به بحث از آن پرداخته اند. در این میان احکام باب غسل حساسیت بیشتری دارد زیرا به دلیل وجود حدث اکبر، خلل در غسل مانع از صحت وضو (رافع حدث اصغر) نیز می باشد. پژوهش حاضر به دنبال این پرسش است که براساس ادله فقهی معتبر، کیفیت انجام غسل ترتیبی از لحاظ ترتیب شستن اعضاء بدن چگونه است؟ و آیا فتوای مشهور در این باب با مفاد ادله سازگارتر است یا فتوای غیرمشهور؟ روش پژوهش، تحلیلی انتقادی است. پس از طرح فتوای مشهور و غیرمشهور درباره شرط ترتیب شستن اعضاء بدن در غسل، به بررسی ادله فقهی و مفاد آنها پرداخته می شود. طبق فتوای مشهور فقها لازم است غسل ترتیبی در سه مرحله انجام شود. بایستی ابتدا تمام سر، سپس سمت راست بدن بطور کامل و سپس سمت چپ بدن بطور کامل شسته شود و خلل به این ترتیب مخلّ صحت غسل می باشد. ادله ایشان اجماع منقول، شهرت فتوایی، دو روایت و اصل احتیاط می باشد. بر اساس مباحث ارائه شده، این ادله از جهات مختلف قابل نقد می باشد. براساس اطلاق در مقام بیان چندین روایت و خدشه در استناد به روایات اجماع و شهرت و اصل برائت در مقام شرطیت امر زائد، فتوای غیر مشهور یعنی عدم لزوم تفکیک بین شستن سمت راست و سمت چپ بدن قوی تر می باشد.
تحلیل و ارزیابی تفسیر فلسفیِ ابن سینا از آیه نور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دایره تفسیر سینوی آیه نور به نوشته های ابن سینا محدود نیست و همواره برخی صاحب نظران در حوزه های فلسفه و تفسیر به آن توجه کرده و بارها در این دو ساحت، به آن پرداخته اند. برخی دل دادگان به فلسفه با استفاده از مبانی فلسفی، این گونه تفسیر از آیه موردبحث را تأیید کرده و برخی بدبینان به فلسفه نیز براساس نگرش منفی خود، بر رد آن پای فشرده اند؛ اما جنبه نوآورانه پژوهش حاضر از این جهت است که در آن به اصول و مبانی تفسیر اجتهادی توجه و بر آن اساس، شواهد و قراین دالّ بر صحت این تفسیر عرضه شده است. در این نوشتار، با استفاده از روش تحلیلی- اسنادی، همسویی محتوایی تفسیر ابن سینا با محتوای مدرّج و انفسی آیه نور و با برخی قرائت ها و روایات تفسیری و تفسیر ابیّ بن کعب را اثبات کرده و درنهایت نتیجه گرفته ایم این تفسیر نه تنها منافی با معنای ظاهری آیه نیست؛ بلکه با برخی قرائات نیز همسویی دارد؛ همچنین روشن شد که برخلاف برخی ادعاها، در تفسیر موردبحث، تحمیل یک مبحث فلسفی بر قرآن، موردنظر نیست.
الدور الرئیسی للجانب الأنثوی (الأنیما) فی أشعار نزار قبانی ونادر نادربور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات عربی بهار ۱۴۰۰ شماره ۲۴
37 - 50
حوزههای تخصصی:
یحتوی ضمیر الإنسان علی مستوی الوعی واللاوعی، وینقسم الأخیر إلی قسمین: الشخصی والجمعی. یعدّ اللاوعی الجمعی من أهم النتائج جوهریهً عند یونغ، حیث إنّه یعتقد أنّه فطری وجماعی، ویحتوی علی السلوکیات التی تشکّل الخلفیه النفسیه المشترکه وله أنماط متعدده ومنها الأنیما. إنّ الأنیما، التی قد وقعت فی أعماق اللاوعی، لها مصدر بعید جداً وتدلّ علی أنّ کلّ شخص فی حیاته یکشف عن بعض خصائص الجنس الآخر فهی فی الواقع عنصره الأنثوی نفسه. یسعى هذا البحث إلى دراسه الأنیما فی قصائد نزار قبانی ونادر نادربور ویهدف إلی إثبات أنّ الأنیما – بوصفها جزءاً مفقوداً من وجود کل رجل – لها من الأهمّیه بمکان فی أشعار هذین الشاعرین. بعد دراسه الأنیما فی أشعار نزار ونادربور، بإمکاننا القول إنّ هذا النمط التراثی قد تبلور بشکل لاوعی فی أشعارهما من خلال الرموز والمفاهیم المجرده واتضحت معالمه فی أشکال: الشجره، والشَّعر، وعیون الحبیبه السوداء؛ والماء، والینبوع، والأنیما الملهمه، والتماهی. علی ما یبدو انّ استخدام هذه التعابیر بشکل متواتر یدل علی أنّ هذین الشاعرین المتعاصرین کانا متأثرین بأنیما أنفسهما وتنعکس أشعارهما هذه العلاقه. تظهر الأنیما فی بعدیها الإیجابی والسلبی حیث إنّ بعدها الإیجابی یمکن أن یقود الإنسانَ نحو الله العظیم ویوثق روحه به؛ الأمر الذی یتّضح فی توحید الشاعر مع حبیبته الأزلیه، بمعنی آخر، یظهر طابع الأنیما الإیجابی فی فکر الشاعر أکثر من طابعه السلبی وبإمکاننا أن نری هذا الأمر فی قصائد الشاعرین کلیهما. أثبت هذا البحث أنّ جانب الأنیما الملهم قوی جداً، حیث قاد نزار إلی أنّه یلقّب بشاعر المرأه الذی یهتمّ بالمرأه اهتماماً کثیراً. إنّ الأنیما الملهمه أخضعت أعمال نادر بور الشعریه لهیمنتها المعجمیه والخیالیه. أثبت هذا البحث أنّ جانب الأنیما الملهم قوی جداً، حیث قاد نزار إلی أنّه یلقّب بشاعر المرأه الذی یهتمّ بالمرأه اهتماماً کثیراً. إنّ الأنیما الملهمه أخضعت أعمال نادر بور الشعریه لهیمنتها المعجمیه والخیالیه إحدی العوامل الرئیسه لاهتمام الشاعرین بالقصائد الغنائیه، هی هیمنه الطابع الأنثوی أو الأنیما علِیٍ روحهما وأفکارهما.
تحلیل گفتمان ادبی لامیه امروالقیس«الا عم صباحا...»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات عربی پاییز ۱۴۰۰ شماره ۲۶
1 - 22
حوزههای تخصصی:
گفتمان ادبی یکی از رویکردهای نقدی معاصر است که از گذر تحلیل آثار ادبی تلاش می کند دریچه جدیدی در فهم متون ادبی گشوده و زیبایی های نهفته متن را آشکار کرده و تأثیر آن را در برانگیختن احساسات مخاطب مورد مطالعه قرار دهد. یکی از شاهکارهای امروالقیس، شاعر جاهلی، بعد از معلقه اش، میمیه "الا عم صباحا ..." است که از روزگاران گذشته تا به حال نظر بسیاری از ناقدان ادبی را به خود جلب کرده است. در این پژوهش تلاش شده است با روش توصیفی تحلیلی، تاثیر عوامل اجتماعی و موقعیتی زمان شاعر بر گفتمان او تحلیل و بررسی شود. تحلیل ساختارهای زبانی قصیده، نشان می دهد که عوامل اجتماعی و فرهنگی به صورت آگاهانه و یا ناخودآگاه در گفتمان شاعر تأثیر گذاشته است. همچنین بررسی موسیقی قصیده و ساختارهای نحوی و بلاغی و خلق تصاویر مختلف، افزون بر خلق زیبایی های ادبی در قصیده، در انتقال اندیشه حاکم بر ذهن شاعر و همراه کردن مخاطب با متن، تاثیر فراوانی داشته است.
اصول اخلاق کنشگری اجتماعی روحانیون در آموزه های شیعی و آیین کاتولیک(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
اخلاق سال یازدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۴ (پیاپی ۶۶)
11 - 44
حوزههای تخصصی:
کنشگری اجتماعی در زمره فعالیت های اختیاری آدمی است که در قالب و چارچوب نظام اخلاقی واقع می شود و سمت وسویی مناسب به خود می گیرد. در تمام ادیان، روحانیون از جمله مهم ترین کنشگران اجتماعی هستند که فعالیت آنان نیز ضرورتاً باید در قالب اخلاقی دیده شود. در این نوشتار، نخست، اصول و بایسته های اخلاقی کنشگری در دو مذهب کاتولیک در مسیحیت و شیعه دراسلام بررسی شده و سپس، با مقایسه آن اصول به شباهت ها و تفاوت های آنان نظر شده است. بایستگی شأن و ارزش انسان، رعایت خیر عمومی، بایستگی اخلاقی هم بستگی، گزینه ترجیحی فقرا، بایستگی مباشرت، اصل مشارکت، اصل رعایت حقوق و مسئولیت ها، بایستگی عدالت اقتصادی و اصل لزوم ایجاد صلح در آیین کاتولیک، و اصول عدالت، امین بودن، تعاون، نیکوکاری، محبت و رأفت، امربه معروف و نهی ازمنکر، خیرخواهی و وفای به عهد در مذهب تشیع بررسی و تحلیل شدند.
عدم عمومیت دستیابی به مقام انسان کامل از دیدگاه ملاصدرا ؛ دلایل و پیامدهای آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۲۷ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۶)
105 - 102
حوزههای تخصصی:
انسان شناسی در نظام حکمیِ صدرایی از جامعترین پژوهشهای صورت گرفته در این حوزه است. یکی از نمودهای جامعیت این بحث، پرداختن به ماهیت و جایگاه انسان کامل در نظام هستی، مصادیق و کارکردهای دنیوی و اخروی آن است که در پژوهشهای متعددی بدان پرداخته شده است؛ اما آنچه کم وبیش در این پژوهشها مغفول مانده، توجه به دلایل خاص بودن این مقام و پیامدهای حاصل از آن در این نظام فکری است که بنظر میرسد پرداختن به آن موجب تعمیق بیشتر مباحث انسان شناسانه در نظام حکمت متعالیه و فلسفه اسلامی خواهد شد. بر این اساس مسئله اصلی این جستار، بررسی تحلیلیِ دلایل عدم عمومیت این مقام در آثار ملاصدرا است. در این پژوهش، ضمن بررسی تحلیلیِ عوامل مؤثر در پدیدآیی و استکمال آدمی بواسطه تباین و تفاضل نفوس در قالب کثرت پیشینی و پسینی، دلایل خاص بودن این مقام برای معدودی از انسانها تبیین میشود. نتیجه اینگونه است که اصل مقام انسان کامل بواسطه دعوت انبیاء، تکلیف، تأدیب و ... قابل دستیابی است، اما دستیابی به نهایت مراتب عالیه این مقام، برای همگان امکانپذیر نیست که این امر خود موجب توجیه عقلانیتر کیفیت استکمال ارادی پیامبران(ص) و امامان معصوم(ع) خواهد بود.
تبیین و بررسی انتقادی ارکان و سیر تکامل انسان از نگاه آیین یارسان (اهل حق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیین یارسان با فلسفه ای خاص به بیان کیفیت تکامل، سیر و سلوک و چگونگی کشف و شهود انسان پرداخته است. روح انسان پس از طی هزار و یکمین درجه معنوی (دون) مراتب تکامل را طی کرده و پس از مرگ به عالم بقا وارد می شود و در نهایت به حق واصل می گردد. این فرایند تکاملی شرایط، آداب و ارکانی خاص دارد. چهار رکن پاکی، راستی، نیستی و رداباری عامل تکامل دانسته شده است. انسان با مراعات ارکان مزبور می تواند با طی دون های مختلف به خود شناسی، جهان شناسی، ذات شناسی و خداشناسی راه یابد. در این اندیشه تکامل انسان بر مبنای اصل دونای دون است. نگاه متون آیینی یارسان و نیز آرای عالمان اهل حق در باره مفهوم دونای دون متفاوت و گاه متناقض است. بررسی نشان می دهد تعریفی که یارسانیان از دونای دون ارایه کرده اند، مصون از تحربف معنایی نبوده است. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی با رمزگشایی و تحلیل محتوا به تبیین سیر تکاملی انسان از نگاه کلام یارسان که شبیه به عرفان اسلامی می باشد، پرداخته است. بیان آثار و ثمرات سیر و سلوک از دیگر اهداف این مقاله است. نتایج این مقاله نشان می دهد که ارکان یارسان در تکامل انسان نارسا و در مواجه با قرآن مورد نقد است.
بررسی جلوه های بلاغت در خطبه قاصعه امام علی (ع)(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
حدیث و اندیشه پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۲
155 - 176
حوزههای تخصصی:
در میان مسلمانان، نهج البلاغه به عنوان ارزشمندترین میراث امیرمؤمنان(ع) همواره مورد توجه بوده است. این اثر، از آن جهت که یک کتاب بلاغی و در اوج فصاحت است، مورد عنایت ادیبان قرار گرفته است. در این نوشتار، یکی از خطبه های امام(ع) با نام خطبه قاصعه مورد تأمل قرار گرفته است. اینکه ایشان در این خطبه به چه نحو از عناصر بلاغی استفاده کرده است و دلیل این انتخاب چیست؟ از پرسش های اصلی این پژوهش است. توجه به ساختار نحوی، ادبی و گزینش واژگان در این خطبه و تأثیر آن بر فهم کلام، استفاده از آرایه های تشبیه، استعاره، کنایه به گونه ای فضای ایراد کلام را شرح می دهد. از میان این عناصر، تمرکز حضرت بر صنعت استعاره، حاکی از آن است که امام با مخاطبانی مواجه است که آگاه به بسیاری از حقایق اند؛ اما غرض ورزی آنان مانع از پذیرش حق از سوی آنان شده است؛ شرایطی که امکان صراحت در لفظ وجود نداشته و در لفافه سخن گفتن را اقتضا می کرده است. بررسی این امور علاوه بر نشان دادن گوشه هایی از عظمت کلام حضرت در ارتباط برقرارکردن با مخاطب، بخوبی، نشان می دهد که روح حاکم بر زمان ایراد خطبه، دقیقاً مطابق با محیط زندگی عصر حضرت علی (ع) بوده است.
بازاندیشی در اعتبار حکمت نخست نهج البلاغه(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
حدیث و اندیشه پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۲
269 - 282
حوزههای تخصصی:
نهج البلاغه گلچینی از احادیث منسوب به امام علی(ع) است که سید رضی آن را به رشته تحریر درآورده است. او در این کتاب از ذکر سند احادیث اجتناب کرده است و از همین رو گاه در صحت صدور احادیث موجود در نهج البلاغه شبهاتی مطرح شده است. طرح این شبهات محققان را برآن داشته که با نگارش مستدرکات، مصادر احادیث موجود در نهج البلاغه را معرفی کنند و احادیث آن را از مرسل بودن خارج کنند. حکمت نخست نهج البلاغه، یعنی عبارت «کُنْ فِی الْفِتْنَهِ کَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَیُرْکَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَیُحْلَب» یکی از عبارت های این کتاب است که از جهت مضمون و سند مورد تردید قرار گرفته است. از همین رو در پژوهش حاضر اصالت و انتساب آن به امام علی(ع) از طریق سندی (وثاقتی) و علو مضمون (وثوقی) اثبات شده است و در ضمن محتوای آن با سایر آموزه های اصیل دینی مقایسه شده تا صحت مضمون آن روشن شود .
ابن سینا و نوعِ یقین حاصل از تجربه: خوانشی نو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین ویژگی های قضایای تجربی ازدیدگاه ابن سینا که موجب قرار گیری آن ها درزمره مبادی برهان می شود، اتصافشان به یقین است. شیخ الرئیس در موارد متعدد به یقینی بودن این قضایا تصریح کرده؛ اما در سخنانی معدود از وی به نوعی یقین تامّ و محض از مجرّبات نفی شده است. در این پژوهش، با استفاده از روش تفسیر تحلیلی متن محور و تحلیل انتقادی نشان داده ایم که براساس مبانی نظری و تاحدودی عملی موردنظر ابن سینا نمی توان تجربه را مفید یقین دانست. به لحاظ نظری، دو دلیل حداقلی و حداکثری را برای توجیه این مسئله می توان ذکر کرد: طبق دلیل حداقلی، تجربه صرفاً در حالت مشاهده دائمی، مفید یقین تامّ است و مطابق دلیل حداکثری، حتی وقوع دائمی نیز به حصول یقین نمی انجامد؛ زیرا به سبب ابتنای مجرّبات بر محسوسات- که طبق نظر نهایی ابن سینا ازنوع شبه یقینی هستند- مجرّبات نیز ازنوع شبه یقینی خواهند بود و البته این مطلب با ابتنای تجربه بر برهان لمّی تعارضی ندارد؛ زیرا ابن سینا برهان لمّی ای را که در آن از صغرای غیردائم استفاده شده باشد، مفید یقین نمی داند؛ به علاوه، با فرض امکان داشتن حصول یقینی در فرایند تجربه، ازجهت عملی، کشف دقیق سبب ذاتی و به تبع آن، رسیدن به یقین، بسیار دشوار است و به ندرت تحقق می یابد.
تحلیل نقدی لآراء وأفکار صبری إبراهیم السید فی «تحقیق نهج البلاغه»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات حدیثه فی نهج البلاغه السنه الرابعه خریف و شتاء ۱۴۰۰ (۱۴۴۳ق) العدد ۳ (المتوالی ۹)
45 - 62
حوزههای تخصصی:
استمر جمع أقوال المعصومین أو رجال الدین وتسجیلها من وقت صدور الأحادیث حتى الیوم. ففی غضون ذلک، کانت کلمات الإمام علی (ع) مهمه للغایه وتم تقدیم أعمال مهمه فی تجمیعها وتدوینها. ویعتبر نهج البلاغه للسید الرضی العمل الأکثر مرکزیه وجدیره بالملاحظه فی هذا المجال والذی اعتبره الشیعه والسنه عبر التاریخ. ویعتقد الشیعه والعدید من أهل السنه أن خطب ورسائل وحکم نهج البلاغه صدرت بالتأکید عن الإمام علی (ع). فی الوقت نفسه کما أعرب بعض السنه، وخاصه بین المعاصرین، عن شکوکهم حول نهج البلاغه. وأما صبری إبراهیم السید عالم سنی مصری معاصر وهو أحد أقل المشککین المشهور فی نهج البلاغه. فهو بهدف مراجعه نهج البلاغه، وأصدر نسخه جدیده من نهج البلاغه بعنوان «نهج-البلاغه نسخه جدیده محققه وموثقه تحوی ما ثبتت نسبته للإمام علی (رض) من خطب ورسائل وحکم». فمن خلال التدخل فی نص المؤلف الأصلی، قسّم المحقق نتاج جهود السید الرضی إلى خمسه أجزاء. بسبب عیوب فی الأسناد والنصوص نهج البلاغه، أزال أربعه أجزاء منها بنسبه ۵۴.۶٪ ولم یقبل إسنادها إلی الإمام علی (ع). أخیرًا، تم تجمیع هذه الطبعه ونشرها فی ۱۱۴ خطبه و۵۲ رساله و۱۲۵ حکمه. تصف الدراسه الحالیه وتحلل ونقد أعمال صبری إبراهیم ومبادئه الفکریه باستخدام المنهج الوصفی التحلیلی. فبینت النتائج أن المحقق لم یلتزم بالمعاییر العلمیه للبحث النصی وحذف النص الأصلی. فأدى التحیز الدینی والطائفی فی هذا العمل إلى تجزئه غیر مناسبه.کما تم حذف أو انتقال أقوال السید الرضی وتم إجراء ترقیم جدید بالنسبه للخطب والرسائل والحکم کما أن التشکیل أو التعریب غیر مکتمل وأیضًا تصنیف المحقق لا یتوافق تمامًا مع محتوى الکتاب.
تبیین تطبیقی نگرش ابن سینا، سهروردی وابن عربی درباره علم و ادراک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۶۸
131 - 162
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر درصدد تبیین علم و ادراک و انواع و مراتب آن از دیدگاه دو حکیم بزرگ،ابن سینا (370- 428ه .ق) و شیخ شهاب الدین سهروردی (549-587 ه .ق) وپدر عرفان نظری، محیی الدین عربی (560-638ه . ق)، معروف به شیخ اکبر است. این بزرگواران هر کدام علم و اداراک را به گونه ای تعریف کرده اند.ابن سیناهمچون طبیعیون، قائل به انطباع صور مرتسمه نزد ذهن است و سهروردی در باب ابصار، نظریه انطباع ابن سینا و نظریه خروج شعاع (دیدگاه ریاضیون)را رد کرده و اشراق حضوری نفس را ملاک رؤیت، و اساس علم و ادراک را حضور و ظهور شیء می داند. به نظر ابن سینا، علم و ادراک شامل چهار نوع: حسی، خیالی، وهمی و عقلی است ولی سهروردی آن را سه نوع می داند و علم وهمی را در خیال مندرج می نماید. ابن سینا قائل به این است که نفس، اشیاء محسوس و متخیل را از طریق آلات، ادراک می کند و مجردات و کلیات را به ذات خود درک می کند. وی قائل به مادی بودن حواس ظاهری و قوای باطنی است و برای هر کدام در مغزجایگاه خاصی قائل است.(ابن سینا، 1364: ص159) ولی عقل راغیر مادی می داند و مدرک هم در هر صورت غیر مادی است ولی سهروردی ادراک خیالی را نیز مجرد می داند و برای صور خیالی جایگاه مادی قایل نیست و از طریق آن عالم مثال را نیز ثابت می کند.ابن عربی نیز نظریه انطباع را رد می کند و برای صور خیالی جایگاه مادی قایل نیست. وی بنا بر نظریه ی خلق مدام می گوید، علم، تجلی دائم خداوند بر دلهایی است که سرگرمی های دنیا آن ها را محجوب نکرده باشد. علم حقیقی همراه با عمل است و نتیجه آن بهشت معنوی است. وهیچ چیز نورانی تر از علم نیست که بر آن نوری بتاباند و جایگاه آن قلب آدمی است.
بررسی تطبیقی چالش های انتقال اموات به مکان های مقدس میان شیعیان ایران و هند در دوره قاجار
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تطبیقی چالش های انتقال اموات به اماکن مقدس میان شیعیان ایران و هند در عصر قاجار می باشد. پژوهش حاضر به روش کتابخانه ای و بصورت توصیفی-تحلیلی صورت گرفته است. براساس یافته های تحقیق شیعیان هند و ایران سعی در انتقال اجساد به شهرهای مشهد، قم و عتبات عالیات داشتند، اما با گسترش بیماری های مسری، دولت ها برای مقابله با انتشار بیماری، در نقاط مرزی اقدام به ایجاد قرنطینه نموده و از ورود اجساد آلوده جلوگیری نموده و ایرانیان و هندی ها در انتقال اجساد با چالش هایی نظیر پرداخت حق گمرکی، بازرسی اجساد، تهیه گواهی روبرو شدند. نوآوری پژوهش حاضر در بررسی تطبیقی باوری واحد میان دو جغرافیای متفاوت ایرانی و هندی می باشد. براساس نتایج تحقیق شیوع بیماری های مسری منجربه اعمال قوانین سخت در این زمینه شد و مردم به روش های گوناگون نظیر توسل به افراد بانفوذ، تهیه مدارک تقلبی برای اجساد و یا قاچاق به انتقال اموات به اماکن مقدس پرداختند.