فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۰۲۱ تا ۱۲٬۰۴۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۲۸ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۰)
11 - 12
حوزههای تخصصی:
هیدگر درباره بسیاری از موضوعات مرتبط با طور خاص وجود آدمی، تفاسیری بدیع را در آثارش ارائه کرده است. اندیشه های او در مورد انسان، از برخی جهات با آراء ملاصدرا قابل مطالعه تطبیقی است. یکی از این جهات، باور هر دو فیلسوف به تعالی و سعه وجودی «انسان» است. بعقیده هر دو اندیشمند، انسان جوهری محبوس در خود نیست؛ او که سرچشمه امکانات است و به امکانات خود نیز آگاهی دارد، توانایی «شدن» دارد و میتواند آنچه فعلاً نیست، باشد، از وضع موجود گذر کند و تعالی یابد. در عین حال که شباهت فوق میان اندیشه این دو متفکر وجود دارد، اما باید این نکته را در نظر داشت که در نظام هستی شناسی ملاصدرا نفس انسان بدلیل تجرد ذاتیش، همواره دارای درک و فهمی از هویت تعلقی خویش نسبت به وجودی نامحدود و حقیقتی بینهایت است. نفس انسان که تمام حدود هستی را در خود جمع دارد، در سیر مراحل برون خویشی خود، میکوشد که با تقرب و تشبه به آن حقیقت بینهایت، وجود خویش را معنا بخشد. سیر تکاملی نفس پس از مرگ نیز برای رسیدن به مرتبه فوق عقلانی ادامه دارد. در مقابل، در نظام هستی شناسی هیدگر، حقیقت مبتنی بر «دازاین» است. حقیقی بودن دازاین بدین معناست که او تنها موجود در جهان است و بی آنکه تعلقی به قدرت مرموز و ماورایی داشته باشد، همواره از پیش، نسبت به همه آنچه جزئی از جهان اوست، آگاه است و پیوسته اشیاء را بدون هیچگونه حجابی، در آشکاری و گشودگی در می یابد. بهمین دلیل دازاین در تعالی و استعلا، متکی به خود است؛ تعالی دازاین با انگیزه به فعلیت رساندن امکانات وجودیش، تا مواجهه با مرگ ادامه دارد و مرگ آخرین امکان وجودی دازاین است که با وقوعش به تمامیت خود میرسد.
«شعب ابی طالب» نماد مقاومت هوشمندانه، راهبردهای نبوی برای عبور از موقعیت های فراسخت
حوزههای تخصصی:
نهضت بزرگ نبوی با حمایت مؤمنان و مجاهدان راه حق، در کنار هوشمندی رسول الله صلی الله علیه و آله توطئه های بزرگی را از سر گذراند و به پیروزی رسید. یکی از دشمنی های کم نظیر سربازان شیطان با مسلمانان، تحریمی همه جانبه بود که در شعب ابی طالب روی داد. پیامبر صلی الله علیه و آله با توکّل بر خدا و بهره گیری از توان یاران صمیمی اش، به ویژه جناب ابوطالب علیه السلام، توانست شعب را به یکی از نمادهای پایداری در برابر ستم و استضعاف و شوریدن در برابر زورگویی و لجاجت تبدیل کند. شناخت ابعاد فشار دشمن و چگونگی مقاومت جریان حق در برابر این تحریم نفس گیر با تاکید بر نقش ابوطالب علیه السلام محور اصلی این پژوهش است. نگاشته های پیشین در این موضوع به ذکر گزاره های تاریخی و توصیف آن اکتفا کرده اند. نوآوری این پژوهش در «تحلیل گام به گام» و «توجّه به همه ابعاد ماجرای شعب»، به منظور زمینه سازی برای «الگویابی» است. این نگاشته با مطرح کردن مختصّات ماجرای شعب ابی طالب، راه را برای توجّه به این مقطع تاریخی و شناخت بهتر جزئیات آن گشوده و برای نخستین بار، داده های تاریخی این موضوع را محور تحلیل برای الگویابی قرار داده است.
بررسی تطبیقی «اعتراف به ظلم» در لسان پیامبران در قرآن کریم از دیدگاه آیت الله جوادی آملی و فخرالدین رازی
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال چهارم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۱۴)
119 - 147
حوزههای تخصصی:
«عصمت» به معنای پاکی از هرگونه گناه و نیز مصونیت از خطا در دریافت و ابلاغ وحی، از امتیازات و ویژگی های خاص و لازمه رسالت پیامبران الهی می باشد که به دلیل اهمیت بالایی که دارد، مورد بحث و توجه بسیاری از عالمان و اندیشمندان مکتب های مختلف کلامی قرار گرفته است. یکی از مسائلی که بحث های زیادی را برانگیخته، آیاتی از قرآن کریم است که حاوی عبارات «اعتراف به ظلم» از لسان پیامبرانی چون حضرت آدم، حضرت موسی و حضرت یونس(ع) می باشد که برخی با استناد به این آیات عدم عصمت پیامبران الهی را نتیجه گرفته اند. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و به صورت تطبیقی، در پی پاسخ به این پرسش است که منظور از «ظلم» و اعتراف به آن از دیدگاه آیت الله جوادی آملی و فخرالدین رازی چیست و چه ارتباطی با «عصمت» پیامبران دارد؟ نتایج پژوهش حاکی از آن است که آیت الله جوادی آملی به عنوان نماینده مکتب کلامی شیعه، «عصمت» را برای تمام دوران پیامبران ثابت می کند و «ظلم» را با ذکر ادله و شواهد متعدد، بر معنای لغوی آن یعنی ستم، نقص و محرومیت حمل می کند؛ اما فخرالدین رازی به عنوان نماینده مکتب کلامی اشاعره، در تحلیل خود «عصمت» را به دوران پس از نبوت و «ظلم» را به پیش از نبوت مربوط می شمارد.
کارکرد «توحید اجتماعی» در فلسفه دانش تفسیر
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال چهارم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۱۴)
183 - 213
حوزههای تخصصی:
توحید اجتماعی به لحاظ هویت اعتقادی- اجتماعی اش، کارکردهای مهمی در فلسفه های مضاف به علوم و در نتیجه تحول آنها دارد که فلسفه دانش تفسیر از زمره آنهاست. اهمیت بحث از فلسفه دانش تفسیر، در ضرورت پاسخ گویی به شبهات نوپدید اجتماعی و نارسایی توحید اعتقادی با مفهوم رایج آن در قبال این شبهات، بسامد آیات اجتماعی و حاکمیت روح توحید بر قرآن است. مقاله حاضر که با هدف تبیین کارکرد توحید اجتماعی بر فلسفه این دانش با رویکرد تحلیلی-استدلالی سامان یافته، نشان می دهد برآیند خوانش اجتماعی از توحید در شناسایی بهتر خداوند به عنوان مصدر قرآن موثر است و با القاء رویکرد اجتماعی به صفات خداوند ازجمله علم، حکمت، خالقیت و ناظر بودن او، به تفسیر آیات مرتبط با اسما و صفات خداوند جهت جدید اجتماعی خواهد داد. شناخت درست ساختار جامعه و فضای زمان نزول و فهم صحیح آیات ناظر به آن زمان مانند مفهوم عبادت و تفسیر آیات مرتبط با آن، کارکرد توحید اجتماعی در مبادی دانش تفسیر است. با خوانش اجتماعی از توحید، منطق جدیدی در فهم آیات تولید شده و قلمرو دلالی آیات قرآن توسعه می یابد و ظرفیت این دانش در مرجعیت علوم انسانی و ضعف تفاسیر صوفیانه یا لیبرال آشکار می شود. براین اساس می توان پیشنهاد گرایش تفسیر اجتماعی با محوریت توحید اجتماعی را داد. به صحنه اجتماع آوردن قرآن و تفسیر آن همسو با نیازهای عینی زندگی اجتماعی زمانه و زمینه سازی برای گسترش مفهوم متعالی توحید قرآنی در بدنه زندگی و تبدیل قرآن به روش زندگی اجتماعی براساس آیات توحیدی تغییراتی است که در نهایت دانش تفسیر ایجاد می شود
تحلیل آرکیتایپی فضای عرفانی در آرامگاه های عارفان دوره ایلخانی (شیخ عبدالصمد نطنزی و شیخ صفیالدین اردبیلی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۱ شماره ۷۱
161 - 186
حوزههای تخصصی:
روانشناسی تحلیلی یونگ ابزار معرفی تازه ای جهت فهم معانی و دریافت پیام هایی نو از منابع هنری و ادبی به شمارمی رود. براساس این نظریه، کهن الگوها(آرکی تایپ)، بن مایه ها و تصاویر نمادینی هستند که در اساطیر و فرهنگ ها، مفاهیمی مشترک و مشابهی را در ناخودآگاه بشر به جای گذاشته اند. در میان آثار معماری، آرامگاه های عارفان دوره ایلخانی به عنوان فضاهایی عرفانی، یکی از بهترین زمینه های ظهور این صُور ازلی را دارا می باشند. یکی از کهن الگوهای مهم و محوری که در روانشناسی تحلیلی یونگ مطرح است، کهن الگوی رُشد(فرآیند تفرّد) می باشد که درباره پرسش های معنوی در مورد معنای زندگی و هدف هستی مطرح می شود. یونگ معتقد است که این کهن الگو را فقط می توان با اسرار توصیف ناپذیر «وحدت عرفانی» قیاس کرد. براساس هدف پژوهش حاضر، که شناخت مفاهیم معنایی آرکی تایپ می باشد، ضمن بهره گیری از روش محتوای کیفی از رویکردهای مطرح در ادراک نشانه ها استفاده شده است. این تحقیق با مطالعه بر روی این لایه های نشانه ای سعی دارد تا کیفیت و نحوه ارتباط میان تفکر عرفانی، کهن الگوها و ساختار معماری فضاها را روشن سازد. با این فرض که توجه به سیر از جهان دنیوی به جهان اخروی همواره در ادبیات و عرفان موردتوجه بوده است، به نظرمی رسد این کهن الگو در ساختار معماری آرامگاه های موردنظر بازتاب یافته باشد.
تبیین عقلی نقش قوه خیال در تربیت دینی انسان از منظر حکمت و عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۷۲
205 - 224
حوزههای تخصصی:
انسان به عنوان موجودی چندبعدی از دیرباز موردتوجه تربیت انبیاء الهی بوده است. شناخت ابعاد وجودی و زوایای نفس او در فرایند تربیت از اهمیت ویژه ای برخورداراست. هرجزئی از اجزای وجودی انسان چه در جسم و چه در نفس دارای کارکَردی برای خود بوده و رسالتی برعهده دارد و انسان در مسیر رشد و تعالی از ظرفیت آن بهره مند می شود. در این میان قوه خیال بیشترین ظهور را در عالم کثرات و در بین مردم دارد. این تحقیق با رویکردی ایجابی به قوه خیال و با روش تحلیلی- توصیفی درصدد تبیین عقلی نقش و جایگاه این قوه در تربیت دینی انسان از منظر حکمت و عرفان اسلامی است. بر این اساس بعد از بررسی حقیقت تربیت دینی و توجه به سطوح مختلف ادارک تصوری وتصدیقی متربی در فرایند تربیت از یک سو و جایگاه خیال به عنوان حدّواسط بین حس و عقل و خصوصیات بارز آن از جمله خلاقیت و محاکات و همچنین ارزش معرفت شناختی ادارکات خیالی به ویژه در تطبیق با عالم خیال منفصل از سوی دیگر، با بهره گیری از آموزه های عرفان و حکمت اسلامی درمقام اثبات عقلی نقش خیال به عنوان نقطه آغازین تربیت دینی انسان است.
زمینه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی گسترش مناظرات در عصر اول خلافت عباسیان 132-227ق
منبع:
جستارهای تاریخ اسلام سال ۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
103 - 120
حوزههای تخصصی:
مناظره، از زمان پیامبر(ص) در سرزمین های اسلامی رواج داشت و یکی از مظاهر تمدن و شاخصه های حکومت خلفای عصر اول عباسی(132-227ق) به ویژه مأمون، هفتمین خلیفه عباسی به شمار می رود. بی تردید مناظرات از عوامل مهم دوره اوج نهضت ترجمه و پیشرفت بیت الحکمه بوده است. همچنین سیاست فرهنگی عباسیان در دوران استفاده از قدرت نرم در مقابله با امامان(ع)، موجب ترجمه متون گوناگون علمی به زبان عربی شد و حلقه های بحث و اندیشه و پژوهش علمی رونق گرفتند. روح این مناظره ها متأثر از حضور مستقیم و غیرمستقیم خلیفه بود. مناظره ها با اهداف متعددی برگزار می شد و خلفا در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، از دستاورد مناظرات بهره می جستند. این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی، به طرح این سئوال می پردازد که زمینه های موثر اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در مناظرات کلامی عصر اول خلافت عباسیان کدامند؟ مدعا این است که با مهاجرت و تبادلات تجاری، شرایط خوبی برای تضارب آرا فراهم گردید و موجب بالندگی اندیشه های قبلى و از سوی دیگر، عامل پیدایش مسائل نوین اعتقادی و پویایى مناظرات، شکل گیری و یا رشد فرق مختلف شد و با پایان فتوحات، فعالیت اقتصادی مسلمانان توسعه پیدا کرد و سپس همراه با تجارت، تعاملات فرهنگی از جمله مناظره افزایش یافت.
دین پژوهی ترجمان بصری جهنم در نقاشی های قرن 18 و 19 میلادی اروپا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۵۲)
87-106
حوزههای تخصصی:
اشتیاق و علاقه آدمیان برای رسیدن به عدالت در پایان جهان و اندیشیدن به چگونگی زندگی پس از مرگ، همواره بخشی از محتوای آثار هنرمندان را به خود اختصاص داده است. با وجود ابهامات و دوگانگی هایی که در متون مقدس یهود و مسیح در خصوص سرنوشت نهایی بدکاران به چشم می خورد، در آیات مختلفی از عهد عتیق و به ویژه عهد جدید، از جهنم و عذاب گناهکاران سخن به میان آمده است؛ ازاین رو کتاب مقدس همواره یکی از منابع الهام هنرمندان برای خلق و تولید آثار هنری با مضامین دینی بوده است. در کنار متون و روایات دینی، عوامل دیگری چون فضای سیاسی و فرهنگی زمان تولید اثر نیز تأثیر بسزایی در نوع نگرش هنرمندان به جهنم و آخرالزمان داشته است. این مقاله به روش تحلیلی تطبیقی به بررسی میزان وفاداری به دین در نقاشی های قرون 18و19م اروپا در نمونه آثار هنرمندان برجسته آن دوران، یعنی ویلیام بلیک، جان مارتین و گوستاو دوره درباره جهنم می پردازد. با توجه به بررسی آیات مختلفی از عهد عتیق و جدید، به نظر می رسد که در بسیاری از موارد، میزان تطبیق اثر هنری با متن مقدس بیشتر در نوع گناه است تا نوع عذاب درنظرگرفته شده برای آن گناه؛ و هنرمندان علاوه بر اقتباس از مضامین دینی، از یکدیگر، از نسخ ادبی، از اتفاقات سیاسی، فرهنگی و هنری، و در نهایت از ذهن خود نیز برای خلق تصویر جهنم و روز داوری الهام گرفته اند.
بررسی نقش و ارتباط مؤلفه های اراده بر تربیت اخلاقی با تأکید بر دیدگاه علامه مصباح یزدی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش و ارتباط مؤلفه های اراده در تربیت اخلاقی (خودسازی و دگرسازی) با روش توصیفی و تحلیلی استنباطی و با استفاده از منابع درون دینی و تأکید بر آرا و اندیشه های علامه مصباح یزدی انجام شده است. در این پژوهش نقش و ارتباط شناخت و گرایش و قدرت به عنوان عناصر و مؤلفه های تشکیل دهنده اراده بررسی گردید و جایگاه عقل، فطرت و وحی به عنوان ابزارهای هدایت در تعیین معیارهای انتخاب و جهت دهی انتخاب و اراده، توضیح داده شد. کنترل غرایز و انجام کار خیر به عنوان مهم ترین راهکارها و روش های تقویت اراده مطرح گردید و رابطه دوسویه اراده و اخلاق در تقویت یکدیگر بررسی شد. ازآنجاکه تبلور اراده در افراد انسانی به سبب عوامل مختلف وراثتی، محیطی و تربیتی متفاوت است، اشاره شد که کسانی می توانند با یک برنامه منظم به بالاترین مراحل اخلاقی دست یابند که از اراده ای قوی و استوار، که از آن به «عزم» یاد می شود، بهره مند باشند.
The Effect of Public Service and Leadership on giving Meaning to Life and Community Participation in Villages Development (Case Study: Jambi Province, Indonesia)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۹, Issue ۳۱, Summer ۲۰۲۲
231 - 250
حوزههای تخصصی:
SUBJECT AND OBJECTIVES : The purpose of this study was to determine the effect of public service and leadership on giving meaning to life and community participation in village development in Jambi Province, for this purpose, the villages of Jambi province in Indonesia were examined as a case study. METHOD AND FINDING : FINDING: This research was conducted using quantitative and descriptive methods. Based on this, data obtained by using a questionnaire to the respondents as many as 277 people. Determination of the research sample using area sampling technique, from the district, sub-district and village levels. Also, data were analyzed using multiple regression statistical techniques. CONCLUSION : The results showed that the public service variable had a significant effect on community participation in village development. The leadership variable also has a significant effect on giving meaning to life and community participation in villages development. Therefore and Simultaneously, the variables of public service and leadership have a significant effect on giving meaning to life and community participation in villages development. Accordingly, it is recommended to the government to improve public services both in quantity and quality and show democratic leadership in order to further increase community participation in giving meaning to life and villages development.
بررسی چالش های فقهی دیدگاه مشهور نسبت به عدم صحت شاهد فرع شدن زنان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه سال بیست و نهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۱۱۲)
63 - 88
حوزههای تخصصی:
گاه حضور شاهد اصل در برخی موارد در محکمه ممکن نیست و نقش و اهمیت شاهد فرع در این گونه موارد نمایان می شود. برخی اوقات شاهد فرع مرد نیست و ممکن است زنی گواه بر شهادت شاهد اصل باشد. عده اندکی از فقها شاهد فرع شدن زنان را در موارد خاص می پذیرند، درحالی که نگاه سختگیرانه مشهور فقها نسبت به شهادت زنان موجب شده است تا شهادت فرع زنان را مورد پذیرش ندانند. پرداختن به دیدگاه مشهور و نقد و بررسی ادله آنان، به ما در رسیدن به مقصودی عقلایی خارج از تأثیرات عوامل غیر مستقیم در استنباطات فقهی کمک شایانی می نماید. از این رو این نوشتار که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده، نشان می دهد که ادله مشهور دال بر عدم پذیرش شاهد فرع شدن زنان مورد مناقشه است و بنابر ادله ای همچون اصل عدم برتری، قیاس اولویت، طریقیت شهادت به عنوان ملاک، عمومیت ادله وتنقیح مناط ماده 186 ق.م.ا، پذیرش شهادت زن به عنوان شاهد فرع به صورت مطلق اثبات می شود.
روان شناسی اسلامی: تحلیلی فلسفی و نقادانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر تلاشی است در جهت تحلیل فلسفی و نقادی «روان شناسی اسلامی». دعوی مقاله آن است که آنچه امروزه در ایران روان شناسی اسلامی خوانده می شود مفهومی بیش از حد فراگیر، مبهم، و درهم آمیخته است. هدف آن است که ذیل آن حیطه های نسبتاً مجزایی را تشخیص دهیم. عده ای از این عنوان، نوعی علم دینی را استنباط می کنند و به معنایی مشابه »اقتصاد اسلامی» آن را «روان شناسی اسلامی» می خوانند. در مقاله، از منظری فلسفه علمی، این برداشت از روان شناسی اسلامی نقد می شود. برخی دیگر مطالعه ی روانشناسانه ی اسلام را در نظر دارند که با این برداشت می توان آن را ذیل «روانشناسی دین» گنجاند و آن را «روان شناسی اسلام» خواند. در مقاله برخی پبشنهادها برای کار در این حوزه عرضه می شود. دسته ای نیز به وجه تکنولوژیک روانشناسی اسلامی اشاره، و آن را به عنوان نوعی روان شناسی مذهبی درنظر دارند. در این مقاله پنج معنای متفاوت از «روان شناسی اسلامی» معرفی می شود. دعوی مقاله آن است که عدم توجه به این تفکیک ها از علل اصلی ابهام های فراوانِ موجود در «روان شناسی اسلامی» است و توجه به آنها می تواند به پژوهش گران علاقمند به این حوزه کمک کند تا جایگاه پژوهش خود را در گستره ی روابط متنوعی که میان روان شناسی و دین وجود دارد شناسایی کنند.
نقش شناخت در ترجیح امیال متعالی انسان از دیدگاه قرآن با تأکید بر دیدگاه علامه مصباح یزدی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی نقش شناخت در ترجیح امیال متعالی انسان با تأکید بر دیدگاه علامه مصباح یزدی پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که شناخت های بنیادین بر حسب متعلقاتش در شناخت مبدأ، معاد، راهنما و انسان خلاصه می شود. انسان با شناخت اسما و صفات الهی، تمسک به آنها، شناخت رابطه بین خالق و مخلوق و در نتیجه افزایش محبت به خداوند، هنگام تزاحم امیال، انتخاب صحیح تری خواهد داشت. شناخت ماهیت و ویژگی های زندگی اخروی، مثل آگاهی از ارجحیت حیات اخروی، بروز ملکات در آن عالم و تجسم اعمال و نیز آگاهی نسبت به ثواب و عقاب الهی موجب ترجیح امیال متعالی خواهد بود. آگاهی از جایگاه راهنمایان دین و شاهد بودن آنان نسبت به اعمال جوانحی و جوارحی و نیز آگاهی از تعالیم آنان زمینه ترجیح امیال عالی را برای انسان فراهم می سازد. کسب آگاهی نسبت به سرشت مشترک انسان و کرامت ذاتی و اکتسابی او نقش بسزایی در هنگام تزاحم امیال ایفا می نماید. این مقاله به شیوه مطالعه کتابخانه ای و روش توصیفی و تحلیلی این موضوع را بررسی می کند.
راهبردهای تدوین و ترویج «نظام نامه اخلاق حرفه ای باشگاه های ورزشی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۷
۹۴-۶۹
حوزههای تخصصی:
حرفه ای شدن رشته های ورزشی موضوع مهمی است که امروزه با نتایج نیک و پیامدهای ناگوار، اندیشمندان عرصه ورزش را به خود واداشته است. از برایندهای نابهنجار این رویداد، فروکاستن ارزش های اخلاقی است. یکی از راه های برون رفت از این وضعیت و نهادینه سازی اخلاق در ورزش، تدوین نظام نامه ای برای رعایت ارزش های اخلاقی در باشگاه های ورزشی به عنوان مهم ترین نهاد ورزشی است. این نظام نامه مجموعه ای از رهنمودهای اخلاقی است که با ترسیم الگویی از رفتار صحیح حرفه ای، راهبردی نظام مند برای درونی سازی ارزش ها و هنجارهای اخلاقی ارائه می کند و متولیان ورزش را در تصمیم گیری و گسترش استانداردهای حرفه ای یاری می دهد. این پژوهش با رویکرد نظام سازانه، با شیوه توصیفی تحلیلی، فرایند تدوین و ترویج نظام نامه مطلوب را در 7 گام ترسیم می کند: 1. ایجاد حساسیت اخلاقی؛ 2. تشکیل کمیته تخصصی اخلاق؛ 3. تدوین اصول و خط مشی؛ 4. دیدگاه سنجی؛ 5. تلاش های ترویجی (آموزشی، پرورشی و حقوقی)؛ 6. بازخوردگیری؛ 7. بازنگری و اصلاح نظام نامه .
شأن شناختی قصص قرآن در زبانِ دین، از منظر علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی دوره ۱۳ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۲
49 - 64
حوزههای تخصصی:
از منظر ناشناخت گرایان گزاره های دینی توصیف گر حقایق معنوی و واقعیات عینی نیستند و در برخی آراء معنادار هم تلقی نمی شوند. در این نگرش داستان های دینی نیز اشاره ای به واقعیت ندارند؛ بلکه به مقاصد دیگری بیان شده اند. در این راستا توجه به جنبه های عملی گزاره های دینی اهمیت بیشتری دارد. عمده متفکران اسلامی مانند علامه طباطبایی معتقد به شأن شناختی زبان دین هستند. از منظر علامه طباطبایی تمام گزاره های دینی، معنادار و حقیقی قلمداد می شوند و قصص قرآن نیز از جمله گزاره های تاریخی هستند که به عنوان اِخبار از حقایق گذشته یا تمثیل از نوع حقیقی بیان شده اند. این نوشتار با روش توصیفی_ تحلیلی به یک سؤال اصلی پاسخ می دهد: از منظر علامه طباطبایی قصص قرآنی دارای چه شأنی در زبان دین است؟ جهت پاسخ به این سؤال اصلی، پس از بررسی شأن شناختی زبان دین از منظر متفکران اسلامی و غربی به نظرات علامه طباطبایی پیرامون زبان دین در قصص قرآنی پرداخته می-شود.
نقد تحلیلی دیدگاه های علامه طباطبایی در مورد مجاز های قرآن
منبع:
مطالعات تفسیری آلاءالرحمن سال ۱ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۱
97 - 115
حوزههای تخصصی:
علامه طباطبایی از جمله مفسران موافق با وجود مجاز در قرآن بوده و در کتاب المیزان فی تفسیر القرآن از مجاز بودن بسیاری از آیات در تفسیر بهره برده اند. دیدگاه های ایشان، در موارد نادری که قائل به مجاز بوده اند، به دلیل «عدم سازگاری با قواعد بلاغی» یا «عدم اشاره به مجازیت در برخی از کلمات و آیات» با وجود برخورداری از شرایط لازم برای مجازیّت، قابل تأمل و نقد است؛ پرداختن به این بحث با عنایت به جایگاه علمی رفیع علامه طباطبایی در حوزه های مختلف معارف دینی، به ویژه در عرصه ی تفسیر و استفاده مجامع تفسیری از کتاب تفسیری ایشان، اهمیتی والا دارد؛ از این رو، هدف نوشته ی پیشرو پاسخ گویی به این سؤال اصلی است: نقد تحلیلی دیدگاه های علامه طباطبایی در مورد مجاز های قرآن چیست؟ این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای و نرم افرازی و با روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفت و نتایج زیر به دست آمد: با توجه به قواعد بلاغی، برخی از آیاتی که علامه 6 به دلایلی خاص (که در متن مقاله بدان ها اشاره خواهد شد)، از آن ها در قالب های «استعاره ی مصرحه»، «استعاره ی مکنیه» و «تمثیل» یاد نموده قابل نقد است، همین طور عدم اشاره ایشان به برخی از موارد «مجاز های مرسل» و «مجاز های عقلی»، محل تأمل می باشد.
تمایزسنجی ایمان آوری قوم یونس با ایمان ناپذیری دیگر اقوام بر اساس تحلیل محتوای مضمونی سوره یونس(علیه السلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۵
243 - 265
حوزههای تخصصی:
در روایتِ دعوت اقوام توسط انبیاء، مدح قوم یونس در نسبت با نکوهش سایر اقوام، یک وجه تمایز اساسی محسوب می شود. در این پژوهه به روش تحلیل محتوای مضمونی و استفاده از رابطه همنشینیِ مضامین در روش تحلیل گفتمان، با دسته بندی موضوعی آیات سوره یونس و توسعه شبکه مضمونیِ مرتبط در سایر آیات، چرایی ایمان آوری قوم یونس(ع) مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته های تحقیق حکایت از آن دارد که اقوام تمامی انبیاء به جز حضرت یونس(ع)، تکذیب کننده آیات الهی بودند. مبتنی بر تحلیل های کمّی، رویکرد غالب در سوره یونس، اتمام حجت با اقوام تکذیب کننده به دو طریق «انذار» و «استدلال ورزی» است. تحلیل های کیفی نشان می دهد که اقوام به تدریج طیّ یک رابطه طولیِ تدلّی از اعلی به ادنی، به موضع «تکذیب گری» روی آورده اند و آنچه آن ها را ایمان ناپذیر کرده، اتخاذ چنین موضعی در برابر دین بوده است. عامل سوق دهنده اقوام به تکذیب گری، محیط اجتماعی ناسالمی بوده که متأثر از دو عاملِ «الگوی رفتاری» در درجه اول و «تغییر ذهنیت ها» در مرتبه بعد، توسط کنشگرانی با مرجعیت فکری و سیاسی تحت عنوان «ملأ» شکل گرفته است. قوم یونس تنها قومی است که سخن از وجود چنین طبقه ای در آن یافت نشده و به جای آن در روایت های مربوط به این قوم، از حضور یک «عالم ناصح» نام برده شده است.
تأثیر نظریه «روح قرآن» در اعتبارسنجی احادیث توحیدی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مقاله پیشِ رو با هدف بررسی چگونگی اثر نظریه «روح قرآن» بر ارزیابی روایات توحیدی سامان یافته است. برای دستیابی به آن، ابتدا لزوم اعتبارسنجی محتوایی روایات تبیین گشته و پس از تبیین نظریه «روح قرآن» و ضرورت افزودن این سنجه، به دیگر معیارهای اعتبارسنجی، نمونه هایی از روایات توحیدی، به معیار «روح قرآن» عرضه شده و اعتبار آنها محک سنجی گردید. این پژوهش که به روش تحلیلی تطبیقی و گردآوری داده های آن به صورت کتابخانه ای بوده، ادعا دارد که از مهم ترین روش های بهره گیری از معارف توحیدی قرآن و ایفای نقشِ محوری آن نسبت به دیگر معارف، سنجه راهبردهای قرآن است. نتیجه این پژوهش، اعتبارسنجی و پالایش احادیث توحیدی ناهمگون با سنجه «روح قرآن» و مرزبندی با دیدگاهی است که با جمود بر ظهور بدوی واژگان، میان الفاظ و «روح قرآن» جدایی افکنده است.
بررسی واژگان حوزه معنایی تفرقه در نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۱ خرداد ۱۴۰۱ شماره ۲۹۴
35-44
حوزههای تخصصی:
تفرقه و ستیزه جویی یکی از مفاهیم اساسی است که در نهج البلاغه با هنرمندانه ترین تعابیر تجلی یافته است. امیرمؤمنان علی(ع) در مواقع و حوادث متعددی به جهت حفظ مصالح عالیه اسلام، مردم را به همدلی و دوری از تفرقه دعوت کرده، تا مسلمانان نسبت به عوامل تفرقه انگیزی که هم گرایی امت اسلامی را تهدید می کند، بصیرت و شناخت پیدا کنند و در جهت غلبه بر این آفت ها تلاش خود را به کار گیرند. براین اساس نوشتار حاضر سعی بر آن دارد با روش توصیفی تحلیلی به استخراج واژگان حوزه معنایی تفرقه در نهج البلاغه به منظور تبیین مفهوم تفرقه بپردازد. یافته های پژوهش بیانگر آن است که امیرمؤمنان(ع) برای بیان مفهوم تفرقه از واژه هایی همچون «الإفتراق، الإنتشار، الإنقطاع، المُنافره، الشِقاق و...» به کار برده و از آنها برای بیان مصادیقی همچون گسست اجتماعی، عقیدتی و عاطفی استعمال کرده است. همچنین ایشان مؤلفه های «جهل، فتنه، نفاق، ظلم و...» را در شکل گیری تفرقه در میان افراد و جامعه مؤثر می داند.
تأثیر ساختارهای اجتماعی «مطالعه موردی همنشینان» بر تفسیر نمونه و تفهیم القرآن
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال ششم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۱
45 - 74
حوزههای تخصصی:
با دقت در تفاسیر قرآن می توان دریافت که هر کدام از این تفاسیر بر اساس روش و گرایش خاصی به رشته تحریر در آمده اند که منجر به برداشت های تفسیری متفاوت و گاه متناقض بین مفسران از یک آیه قرآن گردیده است. تحقیق حاضر به روش تحلیلی توصیفی و با جمع آوری کتابخانه ای به بررسی تأثیر ساختارهای اجتماعی با مطالعه موردی هم نشینان در دو تفسیر اجتماعی معاصر و مطرح جهان اسلام تفسیر نمونه و تفهیم القرآن پرداخته است. نتایج حاصله حاکی از آن است که اختلاف و تفاوت دیدگاه ها در تفاسیر، متأثر از ساختارهای اجتماعی است و زمینه ها و هم نشینان جامعه در برداشت های تفسیری مفسر قرآن مؤثر واقع می شوند، گرچه ساختارهای اجتماعی علت اصلی و تامه در فهم های تفسیری به شمار نمی روند ولی در تحول و تکامل فهم و برداشت های تفسیری نقش دارند، همچنان که در تفاسیر نمونه و تفهیم القرآن، برداشت های تفسیری مؤلفان و توجه به مقتضیات زمان و مکان، اصلاح گرایی و علم گرایی از جمله موارد تأثیرگذار هم نشینان و هم دوره ای ها بر این تفاسیر می باشد.