فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۹۶۱ تا ۱۱٬۹۸۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم در آیه 187 بقره، مقاربت با همسران و حدوث جنابت را در شب های ماه رمضان بر مکلّفان مباح شمرده است؛ اما در اینکه بقای بر جنابت تا طلوع فجر جایز است یا خیر، در میان مفسران و فقیهان امامیّه و اهل سنّت، دو دیدگاه عمده وجود دارد. عموم مفسران و فقیهان اهل سنّت و برخی مفسران و فقیهان امامیّه با استناد به اطلاق آیه و امر به مباشرت در آن تا طلوع فجر و برخی روایات، بقای بر جنابت را تا طلوع فجر جایز شمرده اند. در مقابل، مشهور مفسران و فقیهان امامیّه با استناد به روایات اهل بیت(ع)، بقای بر جنابت تا طلوع فجر را بر مکلّف حرام و این عمل را باطل کننده روزه دانسته اند. در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، ضمن بیان دو دیدگاه مفسران و فقیهان شیعه و اهل سنّت درباره آیه یادشده، دیدگاه دوم، نظریه صحیح قلمداد شده است و ضمن نقد دلایل دیدگاه نخست، این دیدگاه با استناد به شواهدی از متن آیه و روایاتی از رسول خدا9 و اهل بیت: تقویت گردیده است و با دلایل یادشده ثابت شده است که باقی ماندن بر جنابت تا طلوع فجر حرام و باطل کننده روزه است. ازاین رو بر مکلّف واجب است قبل از طلوع فجر غسل کند.
تأیید عیسی(ع) به روح القدس در قرآن کریم و مسیح شناسی مبتنی برآگاهی شلایرماخر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۷۰)
65 - 86
حوزههای تخصصی:
مسیح شناسی مبتنی بر آگاهی که در الهیات جدید مسیحی توسط شلایر ماخر مطرح شد برخلاف الهیات سنتی بر طبیعت بشری عیسی تأکید بیشتری می کرد و امتیاز عیسی را در داشتن شناختی ناب و مستمر از خداوند می دانست که عصمت از گناه را نیز برای وی همراه می آورد. این مقاله در پی آن است تا با بررسی نحوۀ تأیید عیسی از سوی روح القدس در قرآن کریم قرابت مدلول آیات مرتبط با مسیح شناختی جدید مسیحی را در تبیین توانمندی های فراعادی عیسی روشن سازد. برای این منظور تفسیر آیات مرتبط در تفاسیر روایی و کلامی جمع آوری و با دیدگاه شلایرماخر در مورد طبیعت انسانی عیسی مقایسه شده است. در نتیجه مشخص شد که برخی تفاسیر با الهام از روایات و تحلیل فلسفی، روح القدس را عالی ترین مرتبه از مراتب روحی انسان معرفی کرده اند. این مرتبه در انسان های کامل و برخی پیامبران همچون عیسی شکوفاست و ایشان را قادر می سازد تا با مدد از آن، شناختی حضوری از خداوند و دیگر حقایق به دست آورند.
خطای استدلال از راه بهترین تبیین و استفاده از آن در رقابت میان تبیین علمی و الهیاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بسیاری از تعارض های علم و دین، مبتنی بر تعارض میان تبیین علمی از یک سو و تبیین دینی یا متافیزیکی از سوی دیگر هستند. اغلب دانشمندان علوم طبیعی مدعی هستند که وقتی ما تبیین چیزی را در علم یافتیم همه تبیین های دیگر بی فایده می شوند و تبیین های متافیزیکی و دینی را متعلق به دوره پیش از علم مدرن می دانند. بعضی از فیلسوفان علم، منطق تبیین علمی را منطق استنتاجی می دانند و بسیاری نیز مدعی هستند که هدف ما در علم یافتن بهترین تبیین است و یافتن بهترین تبیین به معنای تضعیف یا رد تبیین های رقیب است و لذا تبیین های دینی و متافیزیکی را بی اعتبار می سازد. اوج این استدلال را می توان در نزاع تکامل داروینی و ایده خلقت در الهیات دید. هدف ما در این مقاله بررسی منطق استدلال هایی است که از قدرت تبیین کنندگی نظریه ها برای ترجیح یک متافیزیک یا جهان بینی بر دیگری استفاده می کنند. در این مقاله پس از معرفی بعضی از خطاها در استدلال های مبتنی بر تبیین، نشان خواهم داد که توسل به تبیین علمی نمی تواند رابطه علم و دین را به تعارض جدی بکشاند.
خوانشی جامعه شناختی از نامه های امام علی (ع) به معاویه بر اساس نظریه تقابل های اجتماعی لوئیس کوزر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تقابل یا تضاد یکی از مهم ترین رویکردهای نظری در بررسی مسائل اجتماعی به شمار می رود. لوئیس آلفرد کوزر یکی از سرشناس ترین نظریه پردازان جامعه شناسی به حساب می آید که تاثیر بسزایی در بسط و توسعه نظریه تقابل داشته و این نظریه را در لایه های سلبی و ایجابی آن، بازآفرینی کرده است. کوزر در کتاب خود «نظریه تقابل های اجتماعی»، رفتار و تعامل انسان ها، گروه ها و احزاب سیاسی را در شانزده نظریه واکاوی کرده است. این نظریه بستری مناسب برای خوانش متون مختلف از منظر جامعه شناختیبه شمار می رود؛ از این روی، پژوهش پیش رو، با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر نظریه تقابل های اجتماعی کوزر، به بازخوانی و تحلیل نامه های امام علی (ع) به معاویه برآمده است تا درون مایه و محتوای پنهان و عمیق این نامه ها را در ضمن تقابل های اجتماعیبه تجزیه و تحلیلبگذارد و افق های نویی فراروی پژوهشگران قرار دهد. پژوهش حاضر با خوانش و تحلیل نامه های امام (ع) به معاویه بر اساس نظریه تقابل اجتماعی کوزر، به این نتیجه دست یافته که متن نامه های نهج البلاغه، بستری بسیار مناسب جهت خوانش جامعه شناختی بر اساس نظریه تقابل به دست می دهند؛ چراکه از گفتمان جدلی بهره می گیرند و می توان از تقابل های فراوانی همچون تقابل و ایدئولوژی، تقابل خالص و ناخالص، تقابل و انگیزش ناگهانی خصمانه، نظریه در تعقیب دشمنان و غیره در بطن نامه ها سخن گفت.
بررسی انتساب کتاب کفایه الاثر به علیّ بن محمّد خزّاز قمی رازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله برای اثبات صحت انتساب کتاب کفایه الأثر به خزاز قمی است که برای این هدف مراحلی را پیموده است. اول اینکه آیا در کتاب های تراجم که تقریباً هم دوره با مؤلّف بوده نامی از او برده شده است یا نه؟ دوم اینکه تراجم نویسان نام این کتاب را برای او ذکر کرده اند یا نه؟ و سوم آنکه کتابی که امروز در دست ماست آیا همان کتابی است که در قرون اولیه بوده است یا نه؟ در مورد نکته سوم لازم است روایات کتاب موجود را با روایات کتب ماقبل مطابقت شود تا به نوعی از «این همانی» در نقل روایات دست یافت، بدین معنی که نقل روایات در طول قرون دستخوش تغییر و تبدیل نشده باشد. چنانچه احادیث این کتب در حدّ معناداری مطابقت داشته و انتساب کتاب به مؤلّفش نیز توسط مؤلّفان بعدی تأیید و تکرار شده باشد، می توان انتساب کتاب مورد نظر را به مؤلّفش صحیح دانست. بر اساس یافته های این مقاله؛ اولاً صاحبان تراجم از مؤلف کتاب یعنی علی بن محمد بن علی خزاز قمی نام برده اند. ثانیاً با اینکه از کتاب او تا قرن ششم نامی نبرده اند، اما قرائنی بر این مطلب شهادت می دهد. ثالثاً پس از بررسی روایات کتاب با نقل های آن در کتب بعدی معلوم شد که «این همانی» در مورد روایات آن با درصد بالایی محقق شده است. در نتیجه می توان چنین بیان نمود که انتساب کتاب کفایه الاثر به علی بن محمد بن علی خزّاز قمی رازی، عالم حدیثی قرن چهارم با درصد بسیار بالایی صحیح می باشد.
جایگاه حرفه ها در نگاه انسان شناختی صدرالمتألهین(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۴ بهار ۱۴۰۱ شماره ۵۱
99 - 124
حوزههای تخصصی:
این پژوهش در جست وجوی پاسخ به این پرسش است که در نگاه انسان شناختی ملاصدرا حرفه ها چه جایگاهی دارند و معیار طبقه بندی و گزینش آنها چیست؟ این معیارها با روی کرد تبیینی و نه توصیه ای بررسی گردیده است تا قواعد عام و معیارهای کلی برای نحوه انتخاب حرفه ها به دست آید. این تحقیق از نوع نظری، روی کرد آن عقلی و روش آن توصیفی- تحلیلی است. با این نگاه، ابتدا به استخراج مسائل مرتبط با موضوع مقاله در آثار ملاصدرا پرداخته، سپس با تحلیل آنها اولویت هایی را بیان کرده است. حرفه ها بر اساس فضیلت فاعل، درخشانی هدف و غایت، شرافت موضوع و زیبایی کیفیت و حالتی که از آن برای انسان حاصل می شود، طبقه بندی می شوند. با توجه به این معیار، حرفه ها در یک رده قرار ندارند و طبق قاعده، حرفه ها به ترتیب اولویت در چند طبقه جای می گیرند: 1. حرفه هایی مانند معلمی که با جان انسان مرتبط است؛ 2. حرفه هایی مانند پزشکی که حیات بدن وابسته به آنهاست؛ 3. حرفه هایی مانند مهندسی که در حفظ حیات بدن سودمندند. درجه بندی ارزش مدارانه حرفه ها و صناعات به رتبه بندی نظام ها و نهادهای اجتماعی و فرایند تقسیم کارهای اجتماعی و در نتیجه تعیین وظایف انسان در موقعیت های گوناگون کمک می کند.
نگاهی به آثار نظریات غیرشمول گرایانه نسبت به گستره احکام شریعت در دو حوزه فقه و اصول
حوزههای تخصصی:
بر اساس نظر قریب به اتفاق فقهای مذاهب اسلامی و به خصوص فقهای امامیه، گستره استنباط احکام فقهی شامل تمام وقایع اعم از مستحدثه و غیرمستحدثه است؛ به این معنا که شریعت برای تمام افعال و سلوکیات انسان، دستوری صادر کرده است. بااین حال، برخی از فقها و تعدادی از نواندیشان دینی، نسبت به روایی مطلب فوق تردید و بعضاً با آن مخالفت کرده اند. ازآنجاکه نگاه غالب در سنت فقهی، نگاهی شمول گرایانه است، لذا مخالفین به خصوص فقهای ایشان صرفاً به اصل مسئله پرداخته و نتوانسته اند خود با نگاه غیرشمول گرایانه به سراغ مسائل بروند. ازاین رو آثار این نظریات به صورت کلی مورد بررسی قرار نگرفته است. پژوهش حاضر سعی دارد با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، برخی از مهم ترین آثار نظریات غیرشمول گرایانه نسبت به گستره احکام شریعت را در دو حوزه اصول و فقه مورد بررسی قرار دهد. نتایج این بررسی ها حکایت از آن دارد که بر پایه نظریات غیرشمول گرایانه، برخی از مهم ترین نظریات فقهی و اصولی با چالشی جدی مواجه خواهند شد.
تحلیل اضطراب در متن احادیث فقهی از نگاه صاحب جواهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال پنجاه و چهارم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۱۳۰
53 - 75
حوزههای تخصصی:
احادیث فقهی که گنجینهٔ کلام الهی است، دچار آسیب های گوناگونی ازجمله اضطراب متن شده است. صاحب جواهر از جمله فقیهانی است که به این دست احادیث توجه ویژه داشته است. برای شناخت رویکرد صاحب جواهر به امسئله، یافتن پاسخ وی به این پرسش ها ضروری است: اصل بر اضطرابِ متن حدیث فقهی است یا عدمش؟ عوامل اضطراب متن حدیث، مراحل بررسی، پیامد ها و کاربرد ها و مرجّحات یک گزارش در روایت مضطرب کدام اند؟ نوشتار پیشِ رو با روش توصیفی تحلیلی به این نتایج رسیده است که اولاً، از منظر صاحب جواهر، اصل بر عدم اضطراب متن احادیث فقهی است. ثانیاً، دو عامل اصلیِ اضطراب، اشتباه راویان و نسخه نویسان است؛ ثالثاً، مواجههٔ صاحب جواهر با حدیث مضطرب در چهار مرحله صورت گرفته است: شناسایی اضطراب، فرق گذاشتن بین روایت مضطرب فی الجمله و بالجمله، ترجیح یکی از گزارش ها، اعراض یا احتمال تخییر بنا بر شمول روایات علاجیه؛ رابعاً، پیامد های اضطراب متن حدیث را می توان در سه عرصهٔ دلالت حدیث، حجیت آن در معارضه با دیگر ادله و تأثیرات آن بر فتوای فقیهان کاوید؛ سرانجام صاحب جواهر به چهارده مؤیّد برای ترجیح گزارشی از روایت مضطرب بر گزارش دیگر آن اشاره کرده که از جملهٔ آن ها اضبط بودن، شهرت و اجماع اعم از منقول و محصل، مخالفت با سیاق و خالی بودن کتب روایی یا نسخهٔ اصلی است.
بررسی فلسفی دیدگاه خردگرایانه با تکیه بر اصول عقلی و منطقی در اندیشه، رفتار و گفتار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی فلسفه از دیدگاه خردگرایی (عقل گرایی) با تکیه بر اصول عقلی و منطقی در اندیشه، رفتار و گفتار، به منظور تدوین الگویی برای دانشجویان رشته فلسفه تعلیم و تربیت انجام شد. پژوهش حاضر بر مبنای هدف از نوع کاربردی، از نظر نوع توصیفی- تحلیلی و روش آن روش تحلیل محتوای کیفی بود. ابزار پژوهش حاضر جهت جمع آوری داده های لازم برای پاسخگویی به فرضیات تحقیق مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از داده های کیفی گردآوری شده از فرایند اجرای مصاحبه های نیمه ساختارمند با افراد نمونه کدگذاری باز انجام شد. در نتیجه اجرای فرایند کدگذاری باز از روی داده های کیفی گردآوری شده ابتدا به استخراج تعداد زیادی ویژگی و مفهوم منجر شد، سپس با بررسی های مجدد و بازنگری های انجام شده و بر اساس مشابهت ها و اشتراکات مفهومی، این مفاهیم و ویژگی های تقلیل یافته و دسته بندی شد. با مرور مبانی نظری و دیدگاه صاحب نظران سه پدیده محوری (اندیشه، رفتار و گفتار) در تدوین الگو برای دانشجویان رشته فلسفه تعلیم و تربیت از منظر خردگرایی که با تکیه بر اصول عقلی و منطقی است حاصل شد، همچنین مطالعات و یافته ها نشان دادند که کدهای حاصل از کدگذاری باز مشتمل بر ۲۱۰ کد بود، این الگو دارای پنج شاخص اهداف، شیوه ها، چالش و خلأها، عناصر و پیامدها بود. در قدم بعدی با استفاده از تقلیل داده ها به موارد مشترک از سه پدیده محوری و پنج شاخص، در بخش محوری اندیشه و هر شاخص (۵ بعد)، در بخش محوری رفتار هر شاخص (۶ بعد) و در پدیده محوری گفتار و هر شاخص (۶ بعد) شناسایی شدند.
عوامل پیدایش دو پدیده «ما تأخّر حکمه عن نزوله» و «ما تأخّر نزوله عن حکمه»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۶
193 - 216
حوزههای تخصصی:
در میان کتاب های علوم قرآنی و تفسیر، اصطلاحی با عنوان «ما تأخّر حکمه عن نزوله وما تأخّر نزوله عن حکمه» خودنمایی می کند. عبارت «ما تأخر حکمه عن نزوله» بدین معناست که آیاتی از قرآن کریم نازل شده اند، اما پس از مدتی حکمشان تشریع شده است؛ مانند نزول آیه «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّی» ﴿اعلی/ 14﴾ در مکه و تفسیر «تَزَکَّی» به زکات واجب و تشریع آن در مدینه. عبارت «ما تأخّر نزوله عن حکمه» بدین معناست که حکمی در مکه تشریع شده و پس از مدتی در مدینه آیات مربوط به آن حکم نازل شده است؛ مانند تشریع حکم نماز جمعه در مکه و نزول آیات مربوط به این حکم در سوره جمعه و در مدینه. اولین بار بغوی اصطلاح «ما تأخّر حکمه عن نزوله» را بیان کرد. اصطلاح «ما تأخّر نزوله عن حکمه» نیز توسط سیوطی ابداع شد. اعتباربخشی مطلق به سخنان صحابه پیامبر و تابعان، بی توجهی به قاعده جری و تطبیق و اعتقاد به سبب نزول خاص و تفسیر نادرست برخی از آیات قرآن کریم، از دلایل اصلی پیدایش این دو پدیده است. در این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی ضمن تشریح علل پیدایش این دو پدیده، به تفسیر آیات مدعای این دو پدیده پرداخته شده و بیش از پیش نادرستی این دو پدیده آشکار گشته است.
آموزه های نصیری در رساله رجعت منسوب به مفضل بن عمر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال شانزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۶۲
23 - 56
حوزههای تخصصی:
رساله رجعت منسوب به مفضل بن عمر یکی از مهم ترین متون روایی درباره غیبت و ظهورِ امام مهدی؟عج؟ است. این رساله در میانِ امامیان متقدّم چندان شناخته شده نبوده و ظاهراً از قرن ۸ق به سنت روایی امامیه راه یافته و از قرن۱۱ق به شهرت رسیده و مورد استناد بسیاری از متأخّران قرار گرفته است. این رساله اگرچه با روایاتِ دیگر، اشتراکاتِ زیادی دارد، در متن و سند آن، اشکالاتِ تاریخی و اعتقادی متعددی دیده می شود. مقایسه این رساله با منابع نصیری و به ویژه آثار خصیبی، نشان دهنده وابستگی این رساله به مذهبِ نصیری است. بنابر شواهدِ موجود، مسئول تدوین این رساله، خصیبی بوده و در پردازش آن از منابعِ امامی پیشین به عنوانِ قالبی برای بیانِ آموزه های نصیری بهره برده است. در این مقاله از روش تحقیق کتابخانه ای و تحلیل متنی و سندی استفاده شده است.
شخصیت، آثار و تاریخ نگاری علی بن ابراهیم جَوّانی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال بیست و سوم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۹۲)
161 - 202
حوزههای تخصصی:
علی بن ابراهیم علوی جَوّانی (متوفی اوائل قرن چهارم) از مورخان شیعی و صاحب کتاب های اخبار صاحب فخ و یحیی بن عبدالله است. وی در آثار خود تلاش کرده تا به قیام شخصیت های برجسته علوی و زیدی بپردازد. این کتاب ها از بین رفته است، اما بخش هایی از آن از طریق کتاب مقاتل الطالبیین حفظ شده و به دیگر متون تاریخی راه یافته است. ابهاماتی که درباره شخصیت، حیات علمی، شیوه تاریخ نگاری و منابع مورد استناد جَوّانی و اهداف او از نگارش این آثار وجود داشت، تحقیقی منسجم در این زمینه را گریزناپذیر ساخت. نتیجه پژوهش نشان می دهد که جَوّانی از مورخان و صحابه نگاران شیعه بوده است و مهم ترین انگیزه وی در نگارش مقتل خاندان ابی طالب به ویژه اخبار تاریخی صاحب فخ و یحیی بن عبدالله، افزون بر معرفی چهره معنوی، سیاسی، اجتماعی آنان در شرایط سیاسی و اجتماعی عصر خویش، معرفی فساد حاکمیت و تأکید مجدد بر مبارزه با ظلم تا رسیدن به شهادت از یک سو و از سوی دیگر تحریک زیدیه و علویانی بود که اندیشه قیام مسلحانه داشتند.
ادراک و انگیزشِ عقل عملی در اندیشه صدرایی؛ تأملی بر دیدگاه صدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت صدرایی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
119 - 132
حوزههای تخصصی:
عقل به مثابه منبعی از منابع معرفت به دو قسم نظری و عملی منقسم می شود؛ وجود عقل نظری و نقشی که در ادراک کلیات ایفا می کند، مورد پذیرش همگان است، اما وجود استقلالی عقل عملی (مستقل از عقل نظری) و نیز مدرِک بودنش مسئله ای چالش برانگیز و اختلافی است. فیلسوفان در این زمینه به دو گروه تقسیم می شوند: برخی منکر وجود عقل عملیِ مستقل از عقل نظری گشته و گروهی قائل به آن شده و به اثباتش مبادرت ورزیده اند. در میان دسته دوم نیز جماعتی منکر کارکرد ادراکی عقل عملی گشته و در مقابل، طائفه ای قول به مدرِک جزئی بودن آن را اختیار کرده اند. ملاصدرا در آثارش با تکیه بر دو ملاک (انفکاک و افعال وجودی متناقض)، وجود عقل عملی را مستقل از عقل نظری دانسته و با اِسناد مفاهیمی چون «استنباط»، «فکر»، «تروّی»، «حدس»، «الهام»، «اعتقاد» و «حکم» که ملازم ادراک هستند، ادراک جزئی را برای عقل عملی اثبات می کند. از برخی عبارات وی کارکرد انگیزشی نیز فهم می شود. ما در این نوشتار ضمن ارائه صورت بندی نوینی از نظریه صدرا به مناقشه صغروی (و نه کبروی) در دو ملاک مذکور پرداخته و با عنایت به اینکه همه انواع ادراک جزئی، قوای مناسب به خود (مانند حاسه، متخیله و متوهمه) را دارند، با به کارگیری روش توصیفی- تحلیلی به این نتیجه رهنمون شده ایم که عقل عملی وجودی مستقل از عقل نظری ندارد و بالتبع کارکرد ادراکی و انگیزشی نیز برای آن متصور نیست.
بررسی عبارت «الصلاه معراج المؤمن» در منابع متقدم و متأخر فریقین و اعتبارسنجی آن با بررسی منقولات هم مضمون
منبع:
آموزه های حدیثی سال ۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۲
23 - 44
حوزههای تخصصی:
علاوه بر آیات قرآن کریم، روایات فراوانی در اهمیت و فضیلت نماز در کتب متقدم و متأخر فریقین نقل شده است. یکی از سخنان مشهور درباره نماز، حدیث «الصلاهُ معراجُ المؤمن» است که در برخی کتب به پیامبر(ص) نسبت داده شده است. جستار پیش رو که به شیوه تحلیل محتوا و بر پایه منابع کتابخانه ای تدوین یافته است، نگاهی به منبع یابی و اعتبار جمله فوق دارد. در کتب متقدم شیعه و سنی، اثری از سخنی به این پایه مشهور و پرآوازه نیست و ذکر آن در کتب متأخر نیز بدون سند و منبع و تنها منتسب به پیامبر(ص) می باشد. البته با بررسی منقولات هم مضمون، فضیلت «قربان بودن نماز» به معنای نزدیک کننده به خدا اثبات می شود و حدیث «الصلاهُ قربانُ کلّ تقیٍّ» به عنوان حدیث مسند و متصل، در منابع فریقین نقل شده و تنها حدیثی است که در این منقولات حدیثی، قابلیت استناد دارد. ولی فضیلت «معراج بودن نماز» در احادیث قابل اثبات نیست و تنها جمله ای از علمای متأخر می باشد. نقش نقل به معنا در به وجود آمدن جمله «الصلاه معراج المٶمن» و دیگر جملات هم خانواده پررنگ است.
اعتبارسنجی روایات سدّ الابواب و بررسی صحّت انتساب آن به خلیفه اول با رویکرد تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایات سد الابواب به معنای حدیث بستن درب ها، به روایاتی اطلاق می گردد که بر اساس آن ها، خداوند به پیامبرش (ص) وحی فرمود که درب تمام خانه هایی که به سوی مسجد نبوی باز می شود را به جز درب خانه ی علی(ع)، سد کند. کتب روایی اهل سنت، این حدیث را در مورد ابوبکر نیز نقل کرده اند که پیامبر (ص)، دستور داد تا تمام درها را به جز درب خانه ی ابوبکر، سدّ کنند. در مورد ضرورت این پژوهش و نیاز آن به میان رشتگی، افزودنی است که علوم حدیث، همواره از چاشنی تعصّبات و جانب داری های مذهبی برخودار بوده است و به همین دلیل، اختلافات بسیاری در آن به چشم می خورد. یکی از این اختلافات، اعتبار روایات سدّ الأبواب است که در مورد ابوبکر نقل شده است که کم و کیف این اختلافات در آثار دیگر به تفصیل بیان شده است. نوشتار حاضر، در صدد آن است تا از رهرو پژوهشی میان رشته ای در دو نوع روشی و نظری، و با تطبیق و تلفیق علوم حدیثی و علم تاریخ، به تحلیل و بررسی این روایت و واکاوی اعتبار آن بپردازد و در این راه، سعی بر آن است تا با تطبیق داده های تاریخی مرتبط با داده های علوم حدیثی در مورد روایات مورد بحث، و نیز تحلیل داده ها، به بررسی موضوع مورد بحث مبادرت ورزد. بر اساس یافته های پژوهش حاضر، روایات سدّ الابواب در مورد ابوبکر، با مسلّمات تاریخی در تعارض است؛ چرا که منزل ابوبکر در زمان صدور این حدیث، در مدینه نبود؛ بلکه در یکی از وادی های اطراف مدینه به نام سُنح قرار داشت که از مسلمات تاریخی است که مورخان فریقین، آن را نقل کرده اند. بر این اساس، به نظر می رسد که روایات موردبحث، روایاتی جعلی باشد که در زمان بنی امیّه و برای اعتبار بخشیدن به مذهب خلفا، و در نتیجه افزایش نفوذ و قدرت و ثبات سیاسی وضع شده باشد .
ارزیابی دیدگاه مفسران در زمان وقوع فساد و سرکوبی بنی اسرائیل قبل از اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال سیزدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۰
۱۰۴-۸۵
حوزههای تخصصی:
در سوره اسراء اشاره به دو فساد بنی اسرائیل شده است. عده ای از مفسران وقوع این فسادها را در زمان های گذشته دانسته اند. از این میان بخش قابل توجهی از تفاسیر، وقوع این فساد و سرکوبی آن را در زمان بُختُ الن َصَّر می دانند. حال آنکه در هیچ یک از روایات مصداق «أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ» به افرادی در گذشته اطلاق نشده است و به تبع آن فساد بنی اسرائیل و همچنین سرکوبی فساد بنی اسرائیل نیز توسط «أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ» در آخرالزمان تحقق خواهد یافت. صاحب جامع البیان وقوع این فساد و سرکوبی آن را در زمان بُختُ ن َّصر می داند اما بقیه مفسران در این باره یا نظریه جدیدی را ارائه نکرده اند یا بدون هیچ گونه اظهارنظری در مورد آن، صرفاً به نقل نظر وی پرداخته اند. مقاله حاضر با بررسی و تحلیل متون تفسیری، به نقد و بررسی امکان وقوع فساد مطرح شده در آیه چهارم سوره اسراء در قبل از اسلام، می پردازد. وقوع فساد و سرکوبی آن در زمان قبل از اسلام به ویژه توسط بُختُ ن صر، را بر پایه شواهد تاریخی موجود و دلایل روایی و تحلیل منطقی ردّ نموده و امکان وقوع این وعده را اولاً به دوران پس از اسلام و سپس به طور دقیق تر به حوالی زمانی دوران آخرالزمان و قبل از ظهور موکول می نماید.
شناخت معنای هنر مبتنی بر روش رایج معناشناسی در فقه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره ۱۸ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
863 - 896
حوزههای تخصصی:
حضور جدی فقه در عرصه های فردی و اجتماعی هنر، نیازمند موضوع شناسی و به تبع معناشناسی متناسب با مختصات آن است. اما هیچ گاه بابی برای موضوع مستنبطه عرفی هنر، گشوده نشده تا معنای آن در چارچوب موضوع شناسی رایج در فقه تعریف شود. بنابراین به منظور نقش آفرینی فعال فقه در عرصه هنرها و تعیین خط مشی کارامد از آنها با جهت گیری فقهی، ضروری است که روش کشف معنا از ابواب فقهی، استحصال و در تعریف هنر، مورد بهره برداری قرار گیرد. با توجه به اینکه یکی از چالش های فرعی در دستیابی به هدف مذکور، تعریف ناپذیری ذاتی موضوع هنر است؛ تلاش بر این بوده است تا با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، ابتدا روش معناشناسی در فقه، بازخوانی شود و سپس در جهت کشف معنای هنر و ارائه تعریف از آن به کار رود، به نحوی که وجه جامعه شناختی و عرفی آن را تضمین کند. بر این اساس در گام نخست فرایند معناشناسی موضوعات در فقه با بررسی ادله فقها، ترسیم شده و در ادامه با نفی تعریف پذیری ذاتی از هنر، مؤلفه هایی پیشنهاد شده است که در حکم تعریفی غیرذاتی، حائز دو ویژگی مهم است؛ اولاً در ضمن آن جهت سیال، عرفی و جامعه شناختی هنر لحاظ شده است؛ ثانیاً انطباق آن با روش فقها در شناخت معانی مستنبطه عرفی، سبب می شود که سازگاری حداکثری با دستگاه فقاهت در هضم معنای هنر داشته باشد و به همین اعتبار تعیین تکلیف آن اعم از ابعاد فردی و اجتماعی میسر شود.
معنا و کارکرد "اقتدار معنوی" در تصوف از آغاز مشروطه تا پایان عصر پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادیان و عرفان تطبیقی دوره ۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
175 - 197
حوزههای تخصصی:
اقتدار معنوی در معنای مرجعیت معنوی، بالاترین درجه اعتبار دینی است که در واژه قطب معنای کامل خود را نشان می دهد. در نگاه تصوف از طریق کسب درجات معنوی می توان به این مقام دست یافت. ادعای صوفیان در چگونگی این دست یابی و شراکت آنان در این مقام با فقها، علاوه بر ایجاد رقابتهای شدید دینی، به محوری مهم و اثرگذار در چگونگی مناسبات دین و سیاست تبدیل شده است. به منظور شناخت مفهوم اقتدار معنوی در حوزه تصوف می توان شاخص هایی چون شجره نامه معنوی و رابطه مراد و مرید را برای آن تبیین کرد. پرسش این است که "اقتدار معنوی" در مناسبات صوفیان با حکومت های قاجار (دوره مشروطه) و پهلوی، از نظر معنا و کارکرد چه تغییراتی در مبانی اعتقادی تصوف ایجاد کرد. فرض بر این است که مفهوم اقتدار معنوی در طریقت های تصوف با تأثیرپذیری از شرایط سیاسی- اجتماعی، از رویکرد استقلال در برابر حکومت و علمای متشرع در سده های پیشین به سمت همگرایی و اتحاد با حکومت از یک سو و و مدارا با شریعت از دیگر سو متمایل شد. دستاورد این پژوهش تغییر و تحول در اندیشه و مبانی اعتقادی تصوف در این زمینه را نشان می دهد که پوسته معنوی را همچنان حفظ، اما در عمل با نشانه هایی از تلاش برای کسب قدرت دنیوی همراه بود.
تفسیرتثلیث، تصلیب، عروج و رجعت عیسی در ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۷۳
105 - 131
حوزههای تخصصی:
شخصیت داستانی و اسطوره آمیز مسیح(ع) دستاویزی برای دانش ادبی فراهم کرده است. این پژوهش، جدای از پرداختن به نقش و تأثیر عیسی در متون ادب فارسی، با بینشی عرفانی به شرح منسجم تثلیث، تصلیب، عروج و رجعت عیسی پرداخته و یافته های مسئله را با شواهدی از ادب فارسی به روش تفسیری، تبیین کرده است. همچنین با نگاهی به زندگی شگفت آور مسیح(ع)- با هدف مانا شدن باورمندی ها- ضرورت تحقیق را روشن ساخته است . از سویی با دیدگاهی استعاره گونه، تثلیث را رمزی از وحدت دانسته و صلیب را نماد نفس اماره نشان داده که باید با آن مبارزه کرد. اما از منظر اسطوره دایره، عروج را نشانه قرب و رجعت را استعاره از بازگشت به اصل خویشتن، شناسانده و با نگاه عرفانی، آشکارکرده که با راهنمایی پیری خردمند چونان مسیحی ورجاوند ، می توان مجردوار با رهایی از مغرب تن به مشرق جان عروج داشت تا به وطن حقیقی وجایگاه عشق، برای جاودانگی رجعت کرد.
بررسی زن عرفانی، قرآنی در رمان عشق سال های جنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۷۳
241 - 260
حوزههای تخصصی:
زنان چه به عنوان موضوع و چه در جایگاه خالق اثر، رکنی مهم در پهنه مطالعات ادبیات معاصرند. گاه در متن قرارگرفته اند و گاه در حاشیه؛ اما با وقوع دو رویداد مهم، یعنی انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس، چهره ای متفاوت از خود نشان داده اند. زن همیشه در کنار مرد، در تمدن سازی و رشد و شکوفایی جوامع انسانی مستقیم یا غیرمستقیم نقش آفرین بوده است. اسلام زن را به عنوان مسئله مهم زندگی و متمم حیات انسانی در مسائل اجتماعی، اخلاقی و قانونی خود جاداده است. هدف اصلی نگارش این مقاله بررسی زنان آرمانی – اسلامی در رمان «عشق سال های جنگ» است. ازآنجاکه رمان برای بازنمایی زندگی انسان معاصر بیشترین ظرفیت را دارد، سعی شده است که مفاهیم آرمان خواهی و اسلامی زنان در این رمان برجسته گردد. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که زن در این رمان برخلاف رمان های گذشته، در حاشیه، قرارنگرفته و حضور همراه با تعقل و بلوغ فکری او بیانگر تحول فکری - اجتماعی زنان پس از انقلاب است. او با فراموشی موقعیت ضعیف جسمانی، آگاهانه از تمام توان خود برای حضور مستقیم و غیرمستقیم بهره گرفته است و به تمام آرمان های مردان پاسدار پایبند است.