فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۷۲۱ تا ۳٬۷۴۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
آموزه های نوین کلامی دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶
156 - 133
حوزههای تخصصی:
نسبت دین و قدرت از جمله موضوعاتی است که از دیرباز مورد سوالات بسیاری از اندیشمندان حوزه فلسفه دین قرارگرفته است؛ در میان نواندیشان معاصر عبدالکریم سروش در سلسله جلساتی به بیان رابطه دین و قدرت پرداخته است. وی زبان اسلام را زبان قدرت و خشونت معرفی می کند و از پیامبر اسلام به عنوان یک شخصیت قدرت طلب و اقتدارگرا نام می برد و قرآن را به منزله بیانات و سخنان رسول، آکنده از شواهد اقتدارگرایی می داند.سروش در تبیین مدعی خود، به دسته ای از روایات تاریخی از سیره نبوی اشاره می کند که به عقیده وی بر نسبت اقتدارگرایی به پیامبر اسلام دلالت دارد. این جستار با رویکرد تحلیلی- انتقادی ضمن بررسی ادله روایی دیدگاه سروش، به نقد آن پرداخته و پس از برشمردن ملاکات صحت گزاره های تاریخی، بر این عقیده است که ادله روایی سروش، با این ملاکات همخوانی نداشته بلکه نقش جریانات سیاسی دستگاه خلافت در خوانش اقتدارگونه از سیره نبوی قابل کتمان نیست؛ مضاف بر آن که دیدگاه سروش با آیات قرآن و سیره نبوی تعارض داشته و دیدگاه وی در این زمینه از جامعیت لازم برخوردار نیست.
نقد و بررسی اندیشه های ریچارد بل در رابطه با وحی و نبوت در کتاب «درآمدى بر تاریخ قرآن»
حوزههای تخصصی:
برای شناخت هر اندیشه ای می بایست معیارهای تعیین شده همان اندیشه را شناخت و باید دید شرق شناسان و به خصوص آنهایی که درباره قرآن کریم مطالعه می کنند، قرآن را با چه معیاری مطالعه می کنند و نگرش شان به وحی، نبوت و کتاب آسمانی چیست؟ در این نوشتار کتاب مقدمه قرآن ریچارد بل با تجدید نظر شاگردش ویلیام مونتگمری وات که توسط خرمشاهی تحت عنوان «درآمدی بر تاریخ قرآن» به فارسی ترجمه شده است، مورد درنگی دوباره در رابطه با وحی و نبوت قرار می گیرد تا مشخص شود چه ایراداتی بر نظریه وارد است و آیا معیارهای قرآن شناسی در این کتاب مراعات شده است یا اینکه قرآن با معیاری مورد مطالعه قرار گرفته است که مسیحیت از وحی، نبوت و کتاب برداشت می کنند. در این نوشتار که به روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد انتقادی تنظیم شده به این نتیجه رسیده که ریچارد بل برداشت ناصحیحی از وحی و نبوت دارد که ریشه در منابع غیر شیعی و احادیث ضعیف و تفکر مسیحیت دارد.
تحلیل فقهی و حقوقی رحم جایگزین با تأکید بر مبانی حکمت اسلامی و نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
حکمت اسلامی و حقوق دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
38 - 56
حوزههای تخصصی:
رحم جایگزین به عنوان یکی از روش های درمان ناباروری، در نظام حقوقی ایران و فقه اسلامی با پرسش هایی مواجه است. بررسی این موضوع در چارچوب حکمت اسلامی که شامل حکمت نظری (شناخت نظام هستی و علل پدیده ها) و حکمت عملی (تنظیم رفتارهای فردی و اجتماعی) است، می تواند مبنای روشنی برای مشروعیت آن ارائه دهد. در حقوق ایران، تنها حالت جانشینی کامل و یا جانشینی با استفاده از جنین اهدایی مطابق قانون نحوه ی اهدای جنین به زوجین نابارور مصوب ۱۳۸۲ مورد پذیرش قرار گرفته و سایر اشکال آن فاقد وضعیت قانونی مشخص هستند. بررسی رحم جایگزین بر اساس حکمت نظری نشان می دهد که این روش در صورتی مشروع است که با حفظ نظام طبیعی، رعایت اصول نظم در قوانین و هماهنگی با حکمت الهی سازگار باشد. در حکمت عملی نیز، مشروعیت این روش مستلزم حفظ ساختار حقوقی خانواده، تعیین جایگاه حقوقی مادر جایگزین، فرزند و تنظیم قوانین دقیق جهت جلوگیری از ابهامات حقوقی است. روش تحقیق این پژوهش شامل مطالعات کتابخانه ای و تطبیق، تحلیل و توصیف حقوق کشور ایران با اصول فقهی و حکمت اسلامی است و با بهره گیری از منابع حقوقی، روایی و فقهی، تلاش شده تا رفتار حقوقی متناسب در این زمینه بررسی گردد. نتایج نشان می دهد که پذیرش رحم جایگزین در نظام حقوقی ایران نیازمند توسعه قوانین روشن تری برای تعیین وضعیت حقوقی نسب، ارث و حضانت کودک و جلوگیری از اختلافات حقوقی میان طرفین قرارداد است.
بررسی تحلیلی عقل گرایی و نص گرایی اصحاب شیعی ائمه علیهم السلام در مدینه (95 ق تا 260 ق)
حوزههای تخصصی:
مدینه را باید نخستین پایگاه ظهور مکاتب مختلف فکری و عملی در جغرافیای اندیشه اسلامی دانست؛ شهری که با حضور شخص رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در آن زمینه های فکری آینده را ایجاد نمود طوری که در رهگذر تاریخ، هر گروه و اندیشه ای خود را به نوعی میراث دار آن حضرت می دانست. در این میان مکاتب گونه گون شیعی از حدیث و کلام گرفته تا تاریخ و فقه نیز از رواج مکتب های مختلف آن و تضارب آرای موجود در مدینه حظی تمام بردند. اصحاب امامان شیعه در فاصله سال های 95 تا 260 ق (که خود به سه دوره مجزا تقسیم می شود) با وام گرفتن از احادیث آن بزرگواران، نحله ها و جریان هایی را در عرصه های مختلف ایجاد کردند که بعضاً هم در کلیات و هم در جزئیات تفاوت های آشکاری با یکدیگر داشتند. همین امر موجبات تضارب آراء زیادی را در شهر مدینه فراهم آورد. سؤال قابل طرح در این جا این است که «در میان اصحاب مدنی امامان شیعه رویکرد عقلی گستردگی بیشتری داشته یا برداشت های نص گرایانه!». پاسخ این پرسش را باید در جریان شناسی اصحاب امامان در این بوم- شهر جستجو کرد؛ به این معنی که بر خلاف مکتب حدیثی اهل سنت در مدینه که در تقابل با مکتب حدیثی آنان در کوفه به وجود آمده بود و بیشتر بر مبانی نص گرایانه بنیان شده بود، مکتب شیعی مدینه تلفیقی از عقل گرایی و نص گرایی بود. در واقع باید اصحاب مدنی امامان را دسته ای از بزرگان کوفی دانست که به واسطه حضور شخص امام در مدینه بارها به آنجا مسافرت می نمودند؛ طیف بندی این راویان که در کتب رجالی به آن ها اشاره شده، مؤید این ادعاست.
اخلاق سلسله مراتبی (تشکیکی) در نگاه عارفان؛ با تأکید بر دیدگاه ابن عربی
منبع:
مطالعات اخلاقی سال اول بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
97 - 112
حوزههای تخصصی:
اخلاق سلسله مراتبی یا تشکیکی عبارت است از اخلاقی که بایست ها و نبایست ها و شایسته ها و نا شایسته هایی خاص برای برخی درجات و طبقات از انسان ها قائل است، یعنی بر حسب ظرفیت های مختلف افراد و درجات ایشان جایز می داند که خصلتی ویژه برای برخی فضیلت و برای برخی دیگر رذیلت به حساب آید؛ یا خصلت هایی برای افرادی شایسته تر و برای دیگرانی کمتر شایسته یا ناشایست محسوب شود. عارفان، به لحاظ مبنای اخلاقی «فضیلت گرا» هستند و بر این باورند که ارزشِ عمل و خصلت ها به صِرف خیری است که ملازم با فعل و رفتار خاص است، اما در عین حال، به حسب ظرفیت افراد و تشکیک و سلسله مراتب در اخلاقیات نیز ملتزم اند. در این مقاله، ابتدا به مبانی و اصول اخلاق مدرّج و مشکّکِ عرفانی - از دیدگاه ابن عربی - پرداخته شده و در ادامه، به مصادیق و مواردی که این مبانی و اصول بر آنها تطبیق شده اند- یکی در بُعد درجات و مراتب عرفانی، دوم درباره فضایل و خصلت های اخلاقی یا افعال اخلاقی - اشاره شده است.
امکان سنجی تبدیل نذر در فقه امامیه
منبع:
آموزه های فقه عبادی دوره ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸
123 - 144
حوزههای تخصصی:
تغییر و تبدیل نذر یکی از مباحث پراختلاف در فقه امامیه است که از دیرباز مورد نقض و ابرام فقهای عظام قرار گرفته و دو دیدگاه اساسی جواز و عدم جواز تبدیل و تغییر را یافته است. هدف پژوهش حاضر آن است که جواز و عدم جواز تبدیل نذر در فقه امامیه را به همراه دلایل مربوط واکاوی کند و دیدگاه اقوی را با نظر به ادله نشان دهد. فایده بحث آن است که وظیفه شخصی را که نذرش را محدود به زمان یا مکان خاصی نموده و عللی مانند پیدا شدن مورد ضروری تر، وجود افراد نیازمندتر، دشواری انجام نذر، تغییر شرایط، یا مانند آن، مانع شده است، روشن سازد. نگارندگان با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، به این نتیجه رسیده اند که با نظر به روایات مربوط، قاعده میسور، تعدد مطلوب و قاعده تزاحم تغییر در مواردی و با شرایطی ممکن و جایز است.
مقایسه کمال نهایی انسان از منظر راجرز و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فلسفه اسلامی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۴
7 - 32
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر با روش تحلیل محتوای کیفی و شیوه فلسفی، به ویژه فلسفه تطبیقی، تحلیل شده که از منظر ملاصدرا و راجرز، به عنوان اندیشمند مکتب روان شناسی کمال، انسان های رشدیافته دارای چه ویژگی هایی هستند. همچنین در تفکر این دو اندیشمند، چه نقاط اشتراک و افتراقی وجود دارد و در نکات افتراق، چگونه می توان دیدگاه های یکی از این دو اندیشمند را تحلیل و نقد نمود؟ بنا بر نتایج این تحقیق، حرکت آگاهانه و همراه با پذیرش به سمت بودن، گشودگی در برابر تجربه، دوری از نقاب، شکوفایی استعدادها، دستیابی به اعتدال درونی و رهایی از خودحقیرپنداری، ازجمله ویژگی های انسان تحقق یافته در نگاه راجرز هستند. نگاه از منظر یک روان شناس مثبت اندیش و مبانی ای مانند پذیرش اگزیستانسیالیسم، کل گرایی، اختیار و کرامت درونی انسان، ازجمله مهم ترین بنیان های تأثیرگذار در این نوع تفکر راجرز محسوب می شوند. در مقابل، صدرا با رویکرد یک فیلسوف حکمت متعالیه به معرفی انسان کامل پرداخته و ویژگی هایی مانند دستیابی به مقام خلیفه اللهی، دستیابی به مراتب بالای عقل نظری، اتحاد با عقل فعال و بهره مندی از توانایی ریاست مدینه فاضله را مهم ترین ویژگی های این نوع انسان معرفی می نماید. پذیرش اصالت وجود، حرکت جوهری، تشکیک در وجود و وحدت نفس و قوا، مهم ترین مبانی تأثیرگذار بر این نگاه صدرا هستند.
تحلیل فقهی و حقوقی تأثیر خسارات ناشی از عملکرد نادرست بانک بر دریافت کنندگان تسهیلات
حوزههای تخصصی:
نظام بانکی به عنوان شریان حیاتی اقتصاد، در فرایند تخصیص منابع و اعطای تسهیلات، نقشی بی بدیل ایفا می کند. بااین حال، پیچیدگی عملیات و گستردگی تعاملات گاه منجر به بروز خساراتی برای دریافت کنندگان تسهیلات در اثر عملکرد نادرست نهادهای بانکی می شود. این پژوهش با هدف تبیین دقیق مبانی و حدود مسئولیت مدنی بانک ها در چنین شرایطی، در چهارچوب نظام فقهی امامیه و حقوق موضوعه ایران انجام پذیرفته است. پرسش اساسی که تحقیق حاضر در پی پاسخ به آن است، ناظر بر این مهم است که در صورت ورود زیان به تسهیلات گیرندگان به سبب عملکرد نادرست بانک، ارکان مسئولیت بانک چیست و با استناد به کدام مبانی و تا چه میزانی محقق خواهد شد؟ تحقیق حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و بررسی مبانی فقهی و حقوق ایران، به واکاوی ماهیت قراردادهای تسهیلاتی متداول (مشارکت ، اجاره به شرط تملیک و جعاله)، تعهدات قراردادی ناشی از آن ها و ضوابط حاکم بر مسئولیت مدنی بانک ها پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مسئولیت بانک ها در قبال تسهیلات گیرندگان، عمدتاً تحت عنوان ضمان صاحبان تخصص قابل تحلیل است. در این میان، ضرورت تفکیک میان زیان به معنای فقهی آن (ورود نقص یا تلف مال موجود) و عدم النفع در تعیین قابلیت جبران خسارت مورد تأکید قرار گرفته است. قواعد فقهی بنیادین مانند ضمان ید، اتلاف و تسبیب، از ظرفیت شایان توجهی برای پاسخ گویی به چالش های نوین بانکداری برخوردارند. اعمال ترکیبی منعطف از نظریه های فقهی و حقوقی برای مواجهه با پیچیدگی های عملیات بانکی و تعیین دقیق مسئولیت ضروری است.
تحلیل معناشناختی و مخاطب شناسی باب تفاعل در قرآن کریم با تکیه بر نظرات مفسران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابواب ثلاثی مزید که حاصل تغییر در افعال ثلاثی مجرّد با هدف توسعه معنایی هستند، یکی از انواع کلمه به شمار می آیند که ترجمه دقیق و روشمند هر یک از بابهای آن کمک در خور توجهی به دریافت بهتر و عمیقتر پیام می کند. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و هدف بهره گی ری دقیقتر از مضامین و مفاهیم باب تفاعل به عنوان یکی از پرکاربردترین ابواب ثلاثی مزید در قرآن، کوشیده تا معنای س اختها و کارکردهای مختلف آن را مورد بحث و بررسی قرار دهد و با روش معناشناسی توصیفی و بهره گیری از متون تفسیری و زبانی، ساختهای مختلف تفسیری و معنایی این باب را واکاوی و بررسی نماید.نتایج پژوهش حاکی از آن است که در قرآن کریم، به اقتضای سخن گفتن بر اساس احوال مخاطبان توجه ویژه ای رفته است و صیغههای باب تفاعل بسته به احوال مخاطب، در پاره ای موارد بر اساس معنای غالب آن که مشارکت است به کار رفته است و در موارد زیادی نیز در معانی دیگری همچون تظاهر، مبالغه، تکرار ریشه فعل، قوّت صدور فعل از جانب فاعل، معنای تتابع و پی در پی آمدن، ظاهر شدن نتیجه فعل و حصول تدریجی آن به کار رفته است.
La Montagne dans le Nahj al-Balagha à la lumière des découvertes géologiques
منبع:
Al-Mustafa, Volume ۴, l’édition ۱, Juin ۲۰۲۴
145 - 182
حوزههای تخصصی:
Dans les sermons 1, 91, 177 et 211 du Nahj al-Balagha, divers aspects des montagnes sont abordés avec des expressions destinées à éveiller chez l'humain une compréhension plus profonde du Créateur, unique et puissant. Les scientifiques et chercheurs en géologie démontrent que les montagnes se forment et évoluent au fil de longues périodes, principalement à travers des processus tels que la subduction aux frontières instables des continents, le plissement des couches terrestres ou encore l'intrusion de magma donnant naissance à des structures volcaniques. Une analyse du terme « montagne » et des descriptions qui y sont associées dans ces sermons révèle une concordance remarquable avec des découvertes géologiques établies, telles que les plaques tectoniques, l'isostasie, les racines profondes des montagnes, leur structure interne, la régularité des mouvements terrestres, ainsi que les bénéfices des montagnes pour la planète. Ces observations témoignent non seulement de la précision scientifique des descriptions, mais renforcent également leur origine révélée.
ساز و کار تأثیر معارف حِکمی بر اخلاق عملی با تأکید بر نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۴
۱۰۸-۸۵
حوزههای تخصصی:
یکی از ریشه ها و علل رفتارهای انسان به طور کلی مربوط به شناخت های اوست. هدف این نوشتار با استفاده از روش تحلیلی – توصیفی، نشان دادن چگونگی تأثیر سازنده معارف حکمی در عرصه رفتار انسان و مولفه های همراه آن(اخلاق عملی) و با تأکید بر نهج البلاغه است. حاصل بررسی های به عمل آمده که به شیوه ی کتابخانه ای فیش برداری شده آن است که تأثیر معارف حکمی در اصلاح و رعایت اخلاق در چند جایگاه است. این معارف در کیفیت بخشی به هدفمندی انسان نقش سازنده داشته و در انطباق فعل با اهداف او نیز موثرند. همچنین در فراهم کردن مقدمات معرفتی ایمان نقش کلیدی داشته و بالاخره در رفع موانع فعل اخلاقی نیز مؤثرند. انسان جهت اصلاح رفتار و اخلاق خود در کنار دیگر عوامل سازنده اخلاق، نیازمند فراگیری معارف حکمی نسبت به مبداء و منتهای عالَم و همچنین انسان است. لذا ورود آموزش های عقلی و فلسفی در متون درسی جهت تربیت اخلاقی متوازن، ضروری به نظر می رسد.
تحلیل انتقادی رنج گریزی و عاطفه گرایی در نظریه معنویت گرایِ «عقلانیت و معنویت»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۴
۱۹۳-۱۷۱
حوزههای تخصصی:
نظریه «عقلانیت و معنویت» از مهمترین پروژه های معنویت گرایی محسوب می شود. این نظریه به دنبال کسب رضایت باطن، آرامش و کم نمودن درد و رنج انسان است. در این نظریه مطابق با مؤلفه های دنیای مدرن، ویژگی های انسان معنوی بیان می گردد. «رنج گریزی» و «عاطفه گرایی» از جمله ویژگی های انسان معنوی مورد نظر مصطفی ملکیان در این نظریه است. انسان معنوی در این نظریه، انسانی رنج گریز معرفی می شود که رضایت باطن خود را در رفع و دفع رنج و عاطفه گرایی جستجو می کند. تحقیق پیش رو در پی آن است که از طریق مطالعات کتابخانه ای و با روش توصیفی_تحلیلی، مبنای رنج گریزی انسان معنوی و عاطفه گرایی او را در نظریه معنویت گرای عقلانیت و معنویت مورد بررسی و خوانش انتقادی قرار دهد. مهمترین نقدها عبارتند از: عاطفه گرایی نتیجه فردگرایی اومانیستی و سکولاریسم، نسبی شدن اخلاق و معنویت، امکان کنترل عوامل غیرمعرفتی در معرفت یابی، نقص استدلال عاطفه گرایی و عدم توجه این نظریه به حقیقت رنج های انسان ساز عارفانه و الهی.
نگاهی اجتماعی به حدیث و قاعده سلطنت با رویکردی به آثار عملی آن با رویکرد مقارن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵۷)
321 - 344
حوزههای تخصصی:
یکی از قواعد مشهور و پرکابرد در فقه، قاعده سلطنت است و مهمترین دلیل آن در کنار ادله ای همچون بنای عقلا، آیات قرآن و روایات خاص، حدیث «الناس مسلطون علی اموالهم» می باشد. این حدیث و به تبع قاعده از دو جهت سندی و دلالی دچار چالش های متعددی هستند. از حیث سندی دو رویکرد سلبی و ایجابی نسبت به آن وجود دارد و از حیث دلالی نیز معانی متعددی از جمله اخباری بودن تا جعل سلطه شرعی مطلق نسبت به آن بیان شده است. عده ای این قاعده را در تسلط بر بدن نیز جاری نموده و در نتیجه فروش اعضای بدن فرد توسط وی را جایز دانسته اند؛ این اثر که یکی از آثار اجتماعی متفرع بر قاعده است دارای تبعات سوء اجتماعی نیز بوده است. این مقاله که به روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد تطبیق با فقه اهل سنت نوشته شده است به دنبال اثبات این فرضیه است که این حدیث از حیث سندی مخدوش و از حیث دلالی صرفا تایید تصرفات مالکان در اموال خویش در حیطه تصرفات شرعی و قانونی می باشد و نمی توان به این حدیث در مقام شک در وجود شرط یا جزئی در معاملات، تمسک نمود و در نهایت با اشاره به عدم جواز تمسک به قاعده در تسلط به نفس و اعضای بدن، به آثار اجتماعی این نوع تمسک اشاره می کنیم.
تفسیر مذهبی: چیستی، تشابه و تمایز با تفسیر تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از آسیب هایی که تفسیر تطبیقی را، به ویژه در آیات کلامی و فقهی، تهدید می کند درافتادن در ورطه تفسیر مذهبی است؛ از این رو، تمایز میان تفسیر تطبیقی و تفسیر مذهبی ضرورتی انکارناپذیر است. جستار پیش رو به دنبال آن است تا با بهره گیری از روش متن پژوهی، به این پرسش ها پاسخ دهد که تفسیر مذهبی چیست؟ چه شباهت ها و تفاوت هایی با تفسیر تطبیقی دارد؟ با بررسی ای که انجام گرفت، بعد از معرفی ریشه های تفسیر مذهبی و ارائه دو تعریف از آن، این نتیجه به دست آمد که تفسیر مذهبی با تفسیر تطبیقی، در دو محورِ وجود اشتراک و اختلاف، و مقایسه میان آرای تفسیر دو مذهب، با یکدیگر تشابه دارند و در چهار محورِ گستره، مبانی، روش، و غایت و نتیجه با تفسیر تطبیقی تمایز. به علاوه، عامل روانی، یعنی تعلق خاطر مفسر به روش خاصی در تفسیر، یکی از عوامل مؤثر بر مذهبی شدن تفسیر معرفی شده است. همچنین، با اشاره به اینکه هریک از تفسیر تطبیقی و مذهبی کارکرد خاص خود را دارند، بر ضرورت تفسیر مذهبی غیرمتعصبانه و مستدل تأکید شده است.
تحلیل قرآنی خدامحوری در نظام حقوقی از دیدگاه آیت الله مصباح یزدی (ره)
حوزههای تخصصی:
همه مکاتب حقوقی و بلکه انسان ها، اجمالاً در وجود حقوقی از قبیل حق حیات، حق مالکیت، حق مسکن، حق لباس و پوشش، حق کار کردن و امثال آن اختلافی ندارند. آنچه میان مکاتب حقوقی موردبحث است این سؤال مهم فلسفه حقوق است که این حقوق از کجا پیدا مى شود؟ و ملاک اینکه کسى بر دیگرى حقى پیدا مى کند، چیست؟ مکاتب حقوقی، دیدگاه های مختلفی طرح کرده اند. آیت الله محمدتقی مصباح یزدی(ره) معتقدند همه حقوق، به حق خدای سبحان برمی گردد. درنتیجه، نظام حقوقی و همه حقوق انسان، در پرتو حق خدای متعال ثابت می شود. از سوی دیگر، گستره حقوق نیز از این مبنا تأثیر می پذیرد. این دیدگاه، برگرفته از منابع دینی به ویژه قرآن کریم است که در نوشتار حاضر تبیین شده است. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی، ضمن بیان دیدگاه های مکاتب حقوقی در مبنای حقوق، دیدگاه خدامحوری را بر اساس آیات قرآن اثبات کرده و سپس مصادیق و گستره حقوق را تبیین نموده است.
الگوی مناسبات حسینی با نگاهی به مقوله رواداری با دوستان و دشمنان
حوزههای تخصصی:
ابعاد قدسی و فلسفی عزاداری حسینی، گاهی باعث فراموشی وجوه هویت ساز و تأثیرگذار این عزاداری بر مناسبات زندگی روزمره می شود. از این رو برخی این نیاز خود را با مراجعه به منابع وارداتی عمدتاً غربی، تأمین می کنند. سنت ها، حاوی وجوه معنایی و قابل الهام برای انسان هستند. بر این اساس، پرسش اصلی این تحقیق چنین خواهد بود که در مناسبات حسینی برای نیل به اهداف و سعادت چه ظرفیت هایی وجود دارد؟ نگارنده در این پژوهش با بهره گیری از مناسبات حسینی، درصدد معرفی برخی مناسبات سازنده است. در گام اول این مقاله ابتدا به زیست حسینی پرداخته شد و سپس در گام دوم نگارنده به ارائه الگوی مناسبات حسینی با نگاهی به مقوله رواداری با دوستان و دشمنان پرداخته است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که امکان گردآوری فهرستی از گزاره های قوام بخش و ایجابی مناسبات حسینی و ساخت و ارائه الگو برای مناسبات سازنده در زندگی امروزی وجود دارد.
بررسی چیستی و مختصات معقول ثانی فلسفی در حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
101 - 126
حوزههای تخصصی:
معقولات به عنوان ابزار تفکر در فلسفه، نقش محوری درمباحث این علم برعهده دارند. در این میان، به ویژه معقولات ثانی فلسفی در جهت تحقیقات و تحلیلی های فلسفی از اهمیت مضاعفی برخوردارند. این امر به خصوص در حکمت متعالیه که حقایق را از منظر واقعیت عینی و نه از دریچه ذهن مورد تحلیل قرار می دهد بسیار مورد توجه است. در این جهت، ملاصدرا به جهت اهمیت این بحث، نگاه ویژه ای به معقول ثانی فلسفی دارد و تبیینی متفاوت از نظر مشهور عصر خود در معقول ثانی فلسفی ارائه داده است. به جهت فاصله گرفتن ملاصدرا از نظر مشهور و رهزن بودن برخی عبارات ایشان در استفاده از اصطلاح معقول ثانی، فلسفه ورزان متأخر، در فهم و ارائه این بحث دچار تشتت شده اند و برخی حتی نظرهای متناقضی مطرح کرده اند. از این رو در این مقاله در ضمن بررسی برخی از این نظرها، به بررسی چیستی و مختصات معقول ثانی فلسفی در دیدگاه ملاصدرا پرداخته ایم. از نتایج این بحث، یافتن فهم صحیح از حکمت متعالیه و به خصوص از مسائلی است که مبتنی بر مبنای ملاصدرا در بحث معقول ثانی فلسفی در حکمت متعالیه ارائه شده است.
بازخوانی تقسیم جوهر و عرض بر اساس مبانی معرفت نفسیِ شیخ اشراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
127 - 152
حوزههای تخصصی:
یکی ازتقسیم بندی های رایج برای دسته بندی حقائق، تقسیم اشیاء به «جوهر» و «عرض» است. طبق قرائت سینوی و صدرایی با همه اختلافی که دارند، اما جوهر ماهیتی ست که یا در خارج بدون موضوع تحقّق دارد یا اگر در موضوع تحقّق دارد، موضوع هم برای تحقّق خود بدان محتاج است. در مقابل عرض، ماهیتی ست که همواره در موضوعی که از آن بی نیاز است، یافت می شود. این تقسیم بندی براساس قیام یا عدم قیام وجودی ماهیات است. نکته اینجاست که آیا چنین تقسیم بندی ای با همین ملاک در فلسفه شیخ اشراق اوّلاً و بالذّات مطرح است یا نه؟ نقطه شروع شیخ اشراق برای بحث از حقیقت، «من» و وجدان«من» است، نه وجود. در این نگاه، «من» یک حقیقت خودپیداست که به خود علم دارد و علم به غیر هم با اضافه اشراقیه و پرتوافکنی و ظهورِ غیر محقّق می شود. بنابراین آنچه در گام اوّلِ ظهور اشیاء، توجّه «من» را به خود جلب می کند، وجدان و خودیابی اشیاء است. سپس در گام دوّم از دریچه شهود، نحوه قیام اشیاء مورد توجّه «من» قرار می گیرد بدین ترتیب که اگر حقائق نورانی ای که خود سراسر حضور و نور هستند و خود را ادراک می کنند، قائم به خود یافت و وجدان شوند، «جوهر نورانی» بوده و اگر قائم به غیر یافت و وجدان شوند ، «عرض نورانی» هستند. همچنین در مقابل اگر حقائقی که از خود غائب یافت می شوند، مستقلّ از غیر یافت و وجدان شوند، «جوهر غاسق» بوده و اگر قائم به غیر، یافت و وجدان شوند، «عرض غاسق» نامیده می شوند.
کارکرد انسجام بخشی دین از دیدگاه علامه طباطبایی
منبع:
کاوشی در معرفت اجتماعی سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳
142-159
حوزههای تخصصی:
وحدت و همبستگی یکی از مواردی است که تداوم و پایداری نظام و ملت ها به آن بستگی دارد و به همین دلیل تمام ملت ها برای وحدت و همبستگی اهمیت خاصی قائل شده اند و برای حفظ این امر خطیر برخی امور را در فرهنگ خود مقدس و مهم شمرده و آنها را محور همبستگی خود قرار داده اند. نقش اجتماعی دین نیز اساساً در مجتمع کردن آن است: دین، چنان که از معنای آن بر می آید، پیوستگی های اعضای جوامع و الزامات اجتماعی را که به وحدت و یکپارچگی آنان کمک می کند ازدیاد می بخشد. چون ارزش هایی که زیرساخت سیستم های الزام اجتماعی هستند در بین گروه های دینی مشترکند، دین توافق و همبستگی گسترده یی را در سطح جامعه تضمی ن می کند، به علاوه، دین متمایل به حفظ ارزش های اجتماعی است. این حقی قت که ارزش های دینی مقدس هستند دلالت بر آن دارد که آنها در تغییرات مفاهیم دنی وی تغیی ر نمی کنند. علامه طباطبایی نیز بر اساس آموزه های قرآن بر نقش دین در ایجاد وحدت وانسجام اجتماعی تاکید داشته و جامعه مطلوب و پسندیده خود را منسجم و متحد و عاری از هرگونه تفرقه و تشتت می داند.
بخشش خطاهای اخلاقی در قرآن کریم و تبیین های تکاملی آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسان ها نسبت به انسان های دیگر انواع خطاهای اخلاقی انجام می دهند. یکی از واکنش های اخلاقی نسبت به این خطاها بخشش آن هاست. قرآن کریم توصیه نموده که برخی خطاها بخشیده شوند و برخی نشوند. نظریه تکامل به ویژه با انتخاب طبیعی تبیین هایی برای آن توصیه ها ارائه می کند. انتخاب طبیعی در سطوح مختلف عمل می کند. دو سطح مهم فرد و گروه است. بخشش به حفظ روابط ارزشمند زیستی با نزدیکان کمک می کند. بنابراین انتخاب فرد چنین بخشنده هایی را بر انتقام گیرندگان ترجیح می دهد. بخشش در آیات قرآن کریم فراتر از جبران است. تحقیقات در نظریه بازی هم نشان می دهد که چنین است، ولی در نهایت جبران را تقویت می کند. انتخاب گروه بین بخشش درونی ها و بیرونی ها، و بین درونی های رعایت کننده اخلاقیات گروهی و رعایت نکننده، و بین بیرونی های قابل درونی شدن و ناقابل تفکیک می نهد. توصیه های بخشش دشمن و خوبی کردن در برابر بدی او، یا نبخشیدن او را در قرآن کریم با این تفکیک ها بهتر می توان فهمید. انتخاب گروه فرهنگی هم گسترش توصیه های اخلاقی قرآن کریم درباره بخشش را تبیین می کند.