ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۸۱ تا ۱٬۵۰۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
۱۴۸۱.

نظریه اخلاق به مثابه همکاری در ایران: اعتباریابی نسخه فارسی پرسشنامه اخلاق به مثابه همکاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۳
نظریه اخلاق به مثابه همکاری ارزش های اخلاقی را مشتمل بر هفت حوزه می داند که عبارت از خانواده، گروه، مقابله به مثل، قهرمان گرایی، تسلیم، انصاف و مالکیت هستند. نظر به اخیر بودن این نظریه و کم بودن داده های تجربی آزمون کننده آن از کشورهای غیر از محل تولد آن، این مطالعه با هدف بررسی پایایی و روایی نسخه فارسی پرسشنامه مرتبط با این نظریه، یعنی پرسشنامه اخلاق به مثابه همکاری، در نمونه ای 552 نفره از ایرانیان انجام شد. به منظور ارزیابی روایی همگرا و واگرای این پرسشنامه، از مجموعه ای از مقیاس های بیرونی با موضوع ارزش ها استفاده شد. براساس یافته های تحلیل عاملی تأییدی، مدل هفت عاملی همبسته و نیز مدل دوعاملی سلسله مراتبی فردگرایانه-پیوندگرایانه از برازش خوبی برخوردار بودند، بخصوص به طور مجزا برای بخش های ارتباط و قضاوت پرسشنامه. ضرایب آلفای کرونباخ در خرده مقیاس های بخش ارتباط پرسشنامه بالاتر از بخش قضاوت آن بود. اکثر خرده مقیاس های پرسشنامه، بخصوص در بخش قضاوت، به طور معنادار و قوی ترین با مقیاس های بیرونی مرتبط با خودشان همبستگی داشتند که بیانگر روایی همگرای مطلوب این پرسشنامه است. به علاوه، پرسشنامه اخلاق به مثابه همکاری، بخصوص بخش قضاوت آن، اکثر مقیاس های بیرونی مرتبط را ورای پرسشنامه بنیادهای اخلاقی پیش بینی نمود که بیانگر روایی پیش بین و افزایشی مطلوب این پرسشنامه است. مقاله حاضر با مشخص نمودن خرده مقیاس های پرسشنامه اخلاق به مثابه همکاری که بیشترین نیاز را به بهبود همسانی درونی یا اصلاح محتوا دارند و نیز ارائه پیشنهادهایی در این راستا به پایان می رسد.
۱۴۸۲.

سواد اخلاقی: معنا، مبانی و موانع

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۰
مسئله اصلی این مقاله تحلیل مفهومی «سواد اخلاقی» و امکان تلقی معلومات اخلاقی به مثابه نوعی سواد (سوادانگاری علم اخلاق) است. بحث نه تنها به چگونگی آموزش اخلاق، بلکه مهم تر از آن به اصل تعلیم پذیری اخلاق و امکان آن بازمی گردد. می دانیم که از «عصر سواد» به «عصر سوادها» گذر کرده ایم، هرچند این گذار به معنای پایان سواد کلاسیک نیست. مدارس در جهان غرب عموماً با احتیاط بسیار با مسئله آموزش اخلاق مواجه می شوند؛ از همین رو در نخستین کاربردهای محدود اصطلاح «سواد اخلاقی»، نوعی تسامح یا حتی جنبه تفننی مشهود است. سواد اخلاقی، همانند سایر گونه های سواد، مستلزم یادگیری و تمرین است؛ یعنی یادگیری اصول یا قواعدی عینی است. پذیرش این مفهوم با قبول چند پیش فرض فرااخلاقی همراه است: اخلاق قابل انتقال و آموزش است؛ اخلاق امری غیرشخصی و غیرخصوصی است که در موقعیت های متعارض اخلاقی امکان داوری و صدور حکم بر مبنای معیارهایی مشخص و عینی وجود دارد. چهار مانع اصلی در مسیر بحث عمومی و سوادانگاری اخلاق قابل شناسایی است: نخست، تصور عدم توافق مردم بر سر راه حل مسائل اخلاقی؛ دوم، تصور ناتوانی در قضاوت نسبت به دیگران؛ سوم، تلقی اخلاق به مثابه امری کاملاً خصوصی؛ و چهارم، نسبی انگاری فرهنگی. بر پایه یافته های مقاله، می توان دو رویکرد اصلی درباره محتوای قابل انتقال در قالب سواد اخلاقی از یکدیگر بازشناخت: رویکرد هنجاری و رویکرد مهارتی.
۱۴۸۳.

نزهه المجالس و علاءالدین فریبرز شروانشاه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۹۵
مجموعه رباعیات نزههالمجالس که به همت جمال خلیل شروانی در نیمه اول قرن هفتم در منطقه شروان گرد آمده، دربردارنده حدود چهار رباعی کهن فارسی است. این رباعی نامه گرانقدر، طبق آنچه در قصیده آخر نسخه خطی دیده می شود، برای مجلس خاص علاءالدین شروانشاه فراهم شده است. اغلب محققان، این شروانشاه را علاءالدین فریبرز فرزند گرشاسب نامیده اند؛ ولی برخی دیگر، او را علاءالدین فرامرز فرزند گشتاسب معرفی کرده اند. در مقاله حاضر، به تعیین هویت مُهدی الیه کتاب بر اساس سکه های به دست آمده از دوران حکومت حاکم شروان در نیمه اول قرن هفتم پرداخته ایم. طبق این اسناد، آن کسی که در فاصله 622 تا 652 قمری حاکم شروان بوده، علاءالدین ابوالمظفر فریبرز بن گرشاسب بن فرخزاد نام داشته است. در سکه هایی که به نام او ضرب شده، نام سه تن از خلفای بنی عباس، یعنی الناصر لدین الله (575-622 ق)، المستنصر بالله (623-640 ق) و المستعصم بالله (640-656 ق) دیده می شود. طبق این اسناد، فرامرز و گشتاسب، دگرگشته فریبرز و گرشاسب محسوب می شود و چنین افرادی در سلسله شروانشاهان وجود خارجی نداشته اند. به احتمال زیاد، نزههالمجالس بعد از 632 قمری به علاءالدین فریبرز اهدا شده است.  
۱۴۸۴.

دیوِ صاحب نگین (جستجوی خاتم سلیمان نبی در تاریخ و ادب)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۸
این نوشتار، جستجویی است در منابع ادبی و تاریخی و تفسیری و عرفانی متقدم درباب منشأ وماهیت و روایات داستان «انگشتری یا خاتم سلیمان نبی». در متون متقدم ادب فارسی و نیز در بعضی متون تاریخی و تفسیری و عرفانی کهن (اعم از فارسی و عربی)، به «خاتم» سلیمانِ نبی اشاره بسیار و روایات و حکایاتی نیز در پیوست و شرح واقعه «خاتم و سلیمان و دیو» نقل شده است. در این منابع، در بابِ «منشأ روشن و نخستینِ» اصل ماجرای «خاتم سلیمان» و چگونگی راه یافتن «روایت وحکایت های آن» به متون ادبی و تفسیری و تاریخی، اشاراتی مستقیم و اظهاراتی صریح بیان نشده است. در قرآن کریم و کتاب مقدس نیز که اصیل ترین و مقدس ترین منابع دینی و تفسیری اند، نامی از خاتم سلیمان به میان نیامده است و دقیقاً هم معلوم نیست اساس روایات و حکایاتی که درباره نگین سلیمان و جزئیات آن نگین در منابع کهن تاریخی و تفسیری و ادبی بیان می شود، از چه مأخذ یا مآخذی نقل شده است. این مقاله، تلاشی است در پی بردن به پاسخ همین پرسش.  
۱۴۸۵.

طومار(11) نردبان شکسته (4): تحلیل انتقادی مصادر اسطوره حفظ کتاب شمائل البخاری ابوجعفر ورّاق(1)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۷
  عادل عزازی، در کتاب «طعون و شبهات الشیعه الإمامیه حول صحیح البخاری و الرد علیها» به حافظه بی نظیر بخاری در حفظ حدیث باورمند است، و این ویژگی را به عنوان افتخاری بی همتا برای بخاری در میان حفّاظ حدیث مطرح می کند. اخبار نویسنده ای به نام ابوجعفر ورّاق در کتاب «شمائل البخاری»، مستند اصلی عزازی و همفکران پیشین وی همچون عبدالسلام مبارکفوری، عبد الستار شیخ و عبد الغنی عبد الخالق در ادعای بی نظیر بودن حافظه حدیثی بخاری هست. سنجشِ اعتبار و وثاقت کتاب «شمائل البخاری» با رویکرد نقد تاریخی مدرن، مسئله اصلی این مقاله است. برای این هدف، چارچوب نظری پژوهش در محورهایی چون «نقد تاریخی منابع: مفهوم و ضرورت، گونه شناسی مصادر اسطوره حفظ، معیارهای اعتبار سنجی کتاب «شمائل البخاری» و اصل شهرت مولف اثر» تبیین شده است. به دلیل گستردگی بحث، این مقاله به تحلیل معیارهای ارزیابی «شهرت مولفِ» کتاب «شمائل البخاری» اختصاص یافته است، امکان، ضرورت و چگونگی این ارزیابی بررسی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که عزازی در استناد به کتاب «شمائل البخاری»، رویکرد نقد مصادر تاریخی را رعایت نکرده است، برای او احراز و اثبات شهرت ابوجعفر ورّاق به عنوان مولف کتاب «شمائل البخاری» مسئله نبوده است از این رو به جای تحقیق در این مسئله به تقلید از مبارکفوری و دیگران بسنده کرده است. این امر، بنا نهادن انگاره اسطوره حفظ بر خلاف موازین نقد تاریخی مدرن است، چرا که شهرتِ مولف، نخستین اصل در اعتبار سنجی منابع تاریخی کهن است. رویکرد عزازی، آسیب جدی به اعتبار ادعای او درباره حافظه حدیثی بخاری وارد ساخته و جایگاه کتابش را از یک پژوهش علمی به یک اثر تبلیغی و ترویجی تنزل داده است.  
۱۴۸۶.

تحلیل کنش گری سیاسی-امنیتی مصر در جنگ و مقاومت 12 روزه غزه در سال 2021 میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۳۵
هدف مقاله حاضر بررسی کنشگری مصر و نقش عبدالفتاح سیسی رئیس جمهور، در پایان دادن به جنگ 12 روزه بین رژیم صهیونیستی و گروههای مقاومت اسلامی فلسطینی در سال 2021 میلادی می باشد. در بیش از یک دهه اخیر منطقه غرب آسیا شاهد پنج منازعه موشکی بین گروه های مقاومت فلسطینی با محوریت جنبش «حماس» و رژیم صهیونیستی در نوار غزه و سرزمین های اشغالی بوده که؛ علی رغم محدود بودن گستره جغرافیایی جنگ های مزبور، تاثیرات راهبردی قابل توجهی داشته است. روش تحقیق در این مقاله از حیث هدف، بنیادی و با روش تحلیل محتوا انجام شده است. در این نوشتار ضمن بررسی موضوع از منظر علمی و استفاده از منابع معتبر در این زمینه، از منابع خبری 24 رسانه عربی و بین المللی شامل شبکه های تلویزیونی، روزنامه، خبرگزاری در قالب بیش از 170 خبر و گزارش خبری از زمان شروع جنگ و احصاء گزاره های مشترک و مقایسه فراوانی آن ها استفاده شده است و برای کشف مؤلفه های مد نظر بر اساس چهارچوب نظری پراگماتیسیم داده های پژوهش تحلیل محتوایی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که؛ کنش گری سیاسی-امنیتی مصر در جنگ اخیر غزه با صرف نظر از نتایج و پیامدهای آن برای طرفین فلسطینی و اسرائیلی، منجر به تقویت جایگاه مصر و ارتقاء نقش سیسی در سطح منطقه و جامعه بین الملل شده و سیسی توانسته خود را به رئیس جمهور وقت آمریکا، جو بایدن نزدیک نماید و با چرخشی توأم با انعطاف، خود و مصر را به عنوان بهترین گزینه برای تثبیت راهبرد آمریکای در منطقه غرب آسیا و متحد غرب و آمریکا معرفی نماید.
۱۴۸۷.

بررسی و تحلیل منابع و ماخذ خلیفه بن خیاط در کتاب تاریخ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۲۳
کتاب «تاریخ» خلیفه بن خیاط به عنوان یکی از نخستین نمونه های تاریخ نگاری عمومی در سنت اسلامی، واجد ارزشی دوگانه است؛ از یک سو سندی تاریخی در ثبت تحولات سیاسی و اجتماعی صدر اسلام و از سوی دیگر نمونه ای روش مند از تلفیق سنت حدیثی با تاریخ نگاری نگارشی. این پژوهش با رویکردی تحلیلی به واکاوی دقیق منابع و مآخذی می پردازد که خلیفه بن خیاط در تدوین اثر خود بدان ها تکیه داشته است. یافته ها نشان می دهد که وی با بهره گیری از طیف متنوعی از راویان حدیث، مورخان هم عصر، آثار مکتوب پیشین نظیر سیره، مغازی و انساب و نیز با التزام به نقل زنجیره ای و ساختار سال شمارانه توانسته است روایاتی مستند، منسجم و قابل اتکا ارائه کند. تحلیل آماری ساختار روایت ها و جغرافیای راویان، وابستگی چشم گیر او به حوزه های علمی بصره و کوفه را آشکار می سازد. این مقاله با برجسته سازی جایگاه خلیفه بن خیاط در زنجیره تحول تاریخ نگاری اسلامی نشان می دهد که اثر وی نه فقط منبعی کهن بلکه الگویی روشمند برای مورخان نسل های بعدی است. خلیفه در این اثر از گونه های مختلف منابع از جمله روایت های شفاهی برای غنای محتوایی بهره برده است اما بررسی آماری نشان می دهد تکیه او بر تک نگاری ها و منابع مکتوب چون سیره و مغازیِ اواخر قرن اول و دوم هجری بیش از استفاده اش از تاریخ شفاهی بوده است.
۱۴۸۸.

اصول روش شناسی مطالعه تمدن بر اساس رویکرد اخلاقی مارشال هاجسن(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۹۵
رویکرد مورخ در مطالعات تمدنی، باید بر اساس اصولی باشد که به تحلیل او از جریان های تاریخی جهت دهد. با توجه به اینکه رویکرد مورخ ریشه در عوامل مختلفی دارد، نوع مواجهه او با پدیده تمدن و پیوند آن با دیگر عناصر تمدنی نیز متفاوت است. مارشال هاجسن تمدن پژوهی است که در مطالعات تمدنی، رویکرد اخلاقی را بر اساس ماهیت تمدن تلاشی برای رسیدن به درک جایگاه واقعی تمدن ها می داند. چنین رویکردی نشئت گرفته از روحیه دلسوزانه اوست که صلح جهانی را از گذر تمدن های همدل دنبال می کند. عمده کار هاجسن بر تمدن اسلامی، به مثابه الگوی جهانی تمدن دینی است. رویکرد او بر اساس اصولی بنا شده است که واقع گرایی را به مثابه مبدئی برای شروع تحلیل، اصل مهمی می داند و با انتقاد از انحصارگرایی غربی به تحلیل نحوه کنش دین در تمدن می پردازد. در این مقاله از روش توصیفی - تحلیلی استفاده شده است.
۱۴۸۹.

أثر التعليم عن بعد القائم على مبادئ التعلم المستند إلى الدماغ في تطوير مةارة المحادثة العربية لطلبة البكالوريوس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۸
الإقبال المتزاید على التعلیم فی البیئه الافتراضیه، یتطلب ضروره الاهتمام بها، على ضوء متطلبات التربیه والتعلیم الحالیه التی ترکز على تنمیه المهارات المیتامعرفیه والاهتمام بتعلم الدماغ الطبیعی وتفعیل کلا جانبی الدماغ، کعنصر مهم فی التعلیم والتعلم. انطلاقاً من ذلک، یستهدف هذا البحث توظیف مبادئ التعلم المستند إلى الدماغ، والتی ترکز على عمل الدماغ والمؤثرات فی التعلم الطبیعی للدماغ، کالإستراتیجیات التعلیمیه والمناهج الدراسیه والمحتوى والعوامل البیئیه فی صفوف الأونلاین لمهاره المحادثه العربیه، لتکشف عن مدى فاعلیه هذه المبادئ فی تطویر مهاره المحادثه فی البیئه الافتراضه. استخدم البحث المنهج شبه التجریبی بالمجموعتین الضابطه والتجریبیه، وخطه الاختبار القبلی والبعدی. المجتمع الإحصائی تکوّن من طلبه اللغه العربیه وآدابها فی الفصل الجامعی الأول لماده المحادثه العربیه بجامعات طهران. تم سحب العینات من المجتمع عشوائیاً، فتکونت من 3۴ طالبه فی الفصل الأول لمرحله البکالوریوس، سنه 2022م، بجامعه الخوارزمی الحکومیه نموذجاً. تم تقسیم العینه إلى المجموعتین الضابطه 17 طالبه، والمجموعه التجریبیه 17 طالبه، على طریقه أخذ العینات العشوائیه، ترکیزاً على أرقامهم الطلابیه. تم تحلیل البیانات الحاصله من الاختبارین القبلی والبعدی عبر البرنامج الإحصائی (spss). من أجل تقدیر وتعمیم النتائج الحاصله من حجم العینه على المجتمع الإحصائی، وکذلک تقییم بیانات البحث ودراسه السؤال المطروح، تم استخدام تحلیل التباین المشترک أو اختبار المقاییس المتکرره (GLMRM). تشیر النتائج إلى التأثیر ذی المعنى لمبادئ وطرق ثلاثه التعلم المستند إلى الدماغ فی صفوف الأونلاین لمهاره التحدث العربی. نسبه تأثیر التعلم المستند إلى الدماغ لمهاره التحدث فی المجموعه التجریبیه، تساوی 80%، مما یعنی أنه هناک فروق کبیره بین المجموعتین، حیث لوحظ تطور کبیر فی مهارات التکلم بالعربی، والطلاقه، والمقدره التواصلیه، والمهارات الاجتماعیه التی تعد من مؤکدات التعلم المستند إلى الدماغ.
۱۴۹۰.

تحليل الانزياح الدلالي في دعاء أبي حمزة الثمالي(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۸
تشکّل ظاهره الانزیاح أحد الأرکان الأساسیه فی میدان الدراسات الأسلوبیه الحدیثه، حیث تتسم بدورها الممیز کعامل تمییز للخطاب الأدبی. تلعب هذه الظاهره دوراً بارزاً فی جذب انتباه القارئ والتأثیر العمیق علیه. یُعَدُّ دعاء أبی حمزه الثمالی کنموذج، یمثّل الانزیاح بشکل بارز، حیث تتحرک دلالاته عن معانیها المألوفه، وتختفی الدلالات الاعتیادیه، لتستبدل بمعانٍ جدیده وغیر تقلیدیه. تهدف هذه المقاله، بالاعتماد علی المنهج الوصفی التحلیلی، إلى استکشاف ظاهره الانزیاح الدلالی فی دعاء أبی حمزه الثمالی، من خلال الترکیبات المجازیه، والاستعاریه، والکنائیه. یتناول البحث استکشاف أغوار هذا الدعاء الشریف، بهدف کشف النقاب عن الجوانب الفنیه والإبداعیه المتنوعه التی یتضمّنها. أظهرت الدراسه نتائج، تشیر إلى أنَّ المجاز والاستعاره یعتبران من الوسائل البیانیه الرئیسه فی دعاء أبی حمزه الثمالی. ویتضح أنَّ للانزیاح الدلالی تأثیراً فاعلاً فی تعزیز جمالیه الدعاء والمساهمه فی تقدیمه بطریقه فنیه وتشکیله بشکل متنوع دلالی کبیر. یعمل هذا الدعاء، من خلال استخدام أشکال الانزیاح الدلالی، کالمجاز، والاستعاره، والکنایه، على جذب انتباه المتلقی والتأثیر فیه، مما یُسهم فی ترسیخه فی ذهنه بشکل فعّال.
۱۴۹۱.

الإحالة النصية كعنصر اتساقي في خطب الإمام الباقر (ع) في ضوء نظرية حسن وهاليداي(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۱
تعدّ الإحاله من العناصر الرئیسه فی تماسک النصوص، خاصه الأدبیه منها فی اللسانیات النصیه، وتلعب دوراً تواصلیاً مشترکاً بین الکاتب والقارئ؛ لأنّها تقیم علاقات دلالیه وشکلیه بین الجمل المتتالیه، غیر أنها لیست أداه لغویه، تأتی للربط بین أجزاء الکلام فحسب، وإنّما تشکّل بناء تصوّر إدراکی لدى المتلقّی. هذه المسأله قد لفتت انتباه دارسی اللغه، خاصه هالیدای وحسن. فاهتمّوا بدراسه الروابط النصیه کجسر تواصلی بین أجزاء النصّ المتباعده والربط بین تلک الأجزاء ربطاً واضحاً، مثل: الضمائر، والموصولات، وأسماء الإشاره، وغیرها. وبالعوده إلى خطب الإمام الباقر (8)، نرى أنّ الأدوات النصیه فیها جاءت بشکل متمیّز، حیث لا تکاد تخلو منها جمله، ممّا یتطلب تسلیط الضوء علىها، والکشف عن أثرها فی تماسک خطبه. تهدف هذه الورقه البحثیه، بمنهجها الوصفی التحلیلی، إلى قراءه الإحالات النصیه فی خطب الإمام الباقر (8)، وفق نظریه حسن وهالیدای، لتقدّم عوناً للباحثین الذین یرغبون فی فهم خطبه. وفی نهایه المطاف، توصّلت الدراسه إلى بعض نتائج، منها: أنّ الإحالات عند الإمام الباقر (8)، تنقسم إلى: الإحاله النصیه قبلیه، وبعدیه؛ والأدوات الإحالیه هی: الضمیر، واسم الإشاره، واسم الموصول، وأدوات المقارنه؛ وذلک یعود للاضطرابات التی لوحظت فی الوضع السیاسی والاجتماعی، خاصه فی العقدین الأخیرین من حیاه الإمام (8)، حیث انتقلت السلطه من أسره إلى أخرى، ورافقت ذلک اضطرابات. کما اتّضح أن الإمام الباقر (8)، استخدم الإحاله القبلیه کثیراً فی خطبه أکثر بکثیر، مقارنه بالإحاله البعدیه.
۱۴۹۲.

تحلیل مقایسه ای مختصات انسان آرمانی در عرفان جلال الدین بلخی و آرانا کاستانیدا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۷
انسان آرمانی مهم ترین آموزه انسان شناسانه ای است که محور آرا و اندیشه های ادیان و مکاتب مختلف قرار گرفته است. در اسلام عارف بزرگ قرن ششم قمری، جلال الدین محمد بلخی معروف به مولوی، انسان آرمانی را دارای ویژگی هایی می داند که در دوره های بعد در میان بسیاری از جریان های معنوی امتداد یافت. مولوی انسان آرمانی را کیمیای کمیابی می داند که واسطه حق و خلق و مظهر تام حق، دارای قلب وسیع، سخاوت مند، عاقبت اندیش، برخوردار از ظرفیت پذیرش اسرار نهان، عشق به حق، سایه یزدان، محرم اسرار و فارغ از تعلقات دنیوی است. این در حالی است که آرانا کاستانیِدا معروف به کاستاندا به عنوان یکی از عناصر گفتمان ساز معنویت در جهان، با نگرش های آمیزه ای از ادیان مختلف، انسان آرمانی را برخوردار از ویژگی هایی چون عقل ستیزی، جنگجویی و استفاده از مواد روان گردان و بی اهمیت دانستن همه چیز می داند که نتیجه آن انسانی بدون تعبد از فرامین خدا و رسولان الهی است؛ انسان آرمانی کاستاندا انسانی طبیعت گرا و دارای مشخصه های سرخ پوستی است که خودکامگی، اتحاد با روح جهان، پوچ انگاری و... از مهم ترین شاخصه های اوست؛ اما انسان آرمانی مولوی انسانی است که صبغه ملکوتی دارد، واسطه فیض است، عقل را مهم می شمرد، حق مدار است و به حق تعالی عشق می ورزد.
۱۴۹۳.

نقدی تاریخی بر تبارشناسی سهروردی از آموزه بازگشت جاودانه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۱
سهروردی آموزه «بازگشت جاودانه» را به فلسفه های باستانیِ بابِل، هند، ایران، یونان، و مصر نسبت می دهد؛ و ادّعا می کند که خود دلیلی برایش بریافته است. آیا آن انتساب ها درست اند؟ و آیا این دلیل هیچ سابقه ای ندارد؟ «بازگشت جاودانه» در تمدّن مصر و بابِل یافت نمی شود، ولی دو آموزه دیگر سال بزرگ، و سیل و حریق جهان گیر را می توان در تمدّن بابِل یافت که بعدها به دست فیثاغورسیان با آموزه بازگشت جاودانه گره می خورد. در آیین زرتشت هم این آموزه وجود ندارد، ولی یک نگرش چرخه وار به تاریخ از آن قابل برداشت است که احتمالاً فیثاغورسیان آن را برگرفته و با افزودن مفاهیم «تکرار» و «عدم تناهی»، آموزه بازگشت جاودانه را برساخته اند. اندیشه هند باستان آشکارا دربردارنده این آموزه است. ولی در مورد یونان باستان باید قائل به تفکیک شد. آناکسیماندر، فیثاغورسیان، امپدوکلس، رواقیان، و فلوطین قطعاً به تقریری از این آموزه باور داشته اند. ولی هراکلیتوس معلوم نیست که به آن معتقد بوده؛ اتم باوران بیشتر به جهان های نامتناهیِ موازی باورمنده بوده اند، تا متوالی؛ افلاطون به وجودِ تنها یک جهان باور داشته؛ و ارسطو تنها در صورتی می توان پذیرفت که معتقد به بازگشت جاودانه بوده است که صحت انتساب رساله پرسمان ها به او اثبات شود. و امّا گوهره دلیل سهروردی نیز در انئادها ی فلوطین پیدا می شود، اگرچه می توان پذیرفت که جزئیّات آن افزوده سهروردی ست.
۱۴۹۴.

بازتاب ایدئولوژی در ترجمه ادبی: تحلیل ترجمهه امیرحسین الهیاری از رمان «القندس» با کاربست رویکرد حاتم و میسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۶۰
در ترجمه ادبی، به ویژه رمان، انتقال صرفِ واژگان نمی تواند منعکس کننده ی تمام ظرفیت های معنایی متن مبدأ باشد؛ چراکه معنا در این متون در پیوندی تنگاتنگ با گفتمان، فرهنگ و ایدئولوژی شکل می گیرد. پژوهش حاضر با تکیه بر رویکرد  تحلیلی حاتم و میسون  به بررسی بازتاب ایدئولوژی در ترجمه امیرحسین الهیاری از رمان "القندس" نوشته محمدحسن علوان می پردازد. در این چارچوب، مؤلفه هایی چون تفصیل، تقلیل، عینی سازی، تبدیل ساختار معلوم به مجهول و بالعکس، اسمی شدگی، تکرار و تغییر در عاملیت مورد تحلیل قرار گرفته اند. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و داده ها با روش بسامدگیری و استقراء تام، از طریق نمونه گیری هدفمند از کل رمان و ترجمه فارسی آن گردآوری و تحلیل شده اند. در مجموع، 1255 نمونه از مؤلفه های گفتمانی شناسایی گردید. نتایج نشان می دهند که الهیاری با بهره گیری از رویکردهایی نظیر عینی سازی و اسمی شدگی، گفتمان متن مبدأ را با حفظ هویت نحوی و معنایی به زبان مقصد منتقل کرده است. این یافته ها نشانگر آن است که ترجمه در چنین متونی نه یک بازتاب منفعل، بلکه کنشی فعال و ایدئولوژیک است.
۱۴۹۵.

تفویض حضانت در عقد نکاح با تأملی بر فقه و حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۸۱
جایگاه خانواده در سرپرستی و پرورش کودکان انکارناپذیر است؛ زیرا کودکان به دلیل ناتوان بودن در تأمین نیازهای جسمی و روحی و مالی خود نیازمند حمایت والدین خود هستند. جامعه نیز براساس این اماره که والدین کودکان، مناسب ترین افراد برای نگهداری و پرورش آن ها هستند، این وظیفه را متوجه والدین می کند؛ ازاین رو، حقوق بسیاری برای کودکان در نظام حقوقی ایران درنظر گرفته شده است که از بین آن ها می توان به حق حضانت اشاره کرد. بسیاری از فقها و حقوق دانان به جنبه حق و تکلیفی بودن نهاد حقوقی حضانت توجه کرده اند؛ درحالی که بیشتر نویسندگان درباره توافق درزمینه واگذاری و تفویض آن به دیگری، سکوت کرده، و به آن توجهی نکرده اند. این پژوهش قصد دارد به ابهامات اساسی درباره حضانت، تراضی زوجین برخلاف قواعد حضانت، امکان اسقاط حق حضانت فرزند و واگذاری آن پاسخ دهد. روش پژوهش این مقاله با توجه به هدف، از نوع نظری، و با توجه به ماهیت از نوع توصیفی تحلیلی است و گردآوری اطلاعات برپایه روش کتابخانه ای است. برهمین اساس، یافته های پژوهش نشان می دهد که ظاهراً حضانت برای مادر حق، و برای پدر حق و تکلیف است و زوجین می توانند درباره واگذاری حضانت به یکدیگر در زمان انحلال نکاح توافق کنند؛ به عبارت دیگر، هر دو می توانند با رعایت مصلحت طفل، حضانت فرزند را به دیگری واگذار کنند.
۱۴۹۶.

Sheikh Mufid’s Epistemological Views on Sensory Perception(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۱۴۱
Sensory perception is a fundamental component of Islamic epistemology, playing a crucial role in human understanding of the external world. Sheikh Mufid, a prominent Twelver theologian, adopts a reason-centered approach to this subject, arguing that the senses alone are insufficient to produce certain knowledge; rather, valid knowledge emerges only through their interaction with reason. By distinguishing between simple and composite sensory perception, he clarifies the role of reason in analyzing and affirming sensory data, emphasizing the necessity of filtering illusions and imaginations through rational scrutiny. Moreover, while he upholds direct realism in perception—affirming a direct connection between the perceiver and the perceived—he also acknowledges its limitations. The findings of this study indicate that Sheikh Mufid presents a systematic framework for understanding the interaction between the senses, reason, and revelation, maintaining a firm stance against epistemic relativism. His rationalist approach has not only shaped Shiite theological epistemology but also offers valuable insights for contemporary epistemological analysis.
۱۴۹۷.

The Role of Religion in the Formation of Knowledge from the Perspective of Abul Hasan Ameri(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۳۰
Ameri believes that knowledge is formed through matter and form. This matter either originates from religion or does not. If the matter comes from a religious source, it constitutes religious sciences in the specific sense, including disciplines such as hadith studies and similar fields. However, since religion requires not only matter but also form, and since the general form of all sciences is shaped by the universal intellect that is the source of religion—namely, the intellect of the Prophet—while their details are discovered by ordinary human intellects, it can be said that the true form of all sciences is religion and knowledge takes shape under a form called religion. In this sense, all real sciences,inasmuch as they correspond to reality,are religious, and it is religion, through its teachings, that leads to the existence of real sciences. In other words, since the combination of religion and human intellect, which is called wisdom, forms the structure of real sciences, it can be said that the main paradigm for the formation of real sciences is wisdom.
۱۴۹۸.

تحلیل مفهوم دعا در روایت امام صادق (ع) و رابطه آن با عبودیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۳۷
این مقاله به بررسی و تبیین مفهوم دعا پرداخته و به منظور روشن شدن حقیقت دعا بر اساس روایت امام صادق(ع) و ارتباط آن با مفهوم عبودیت انجام شده است. در این روایت، دعا نه در مفهوم خواندن، بلکه به معنای اجابت کردن پروردگار از جانب انسان آمده است و این اجابت به واسطه پذیرش الوهیت خداوند در دو مرتبه اعتقاد و عمل محقق می شود که این مفهوم با معنای عبودیت و بندگی و سریان آن در تمام زوایای زندگی انسان مطابقت دارد. با توجه به نتایج به دست آمده روشن می شود که دعا در حقیقت همان هدف زندگی و عبودیت در برابر پروردگار است که سبب می شود انسان به حیات طیبه دست یافته و با ذوب شدن در صفات حضرت حق به انسان «متأله» مبدل گردد. این پژوهش به صورت کتابخانه ای انجام شده و در آن از روش تحلیلی توصیفی استفاده شده است.
۱۴۹۹.

نقش اخلاق در سلوک عرفانی مکتب نجف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۲۲
علم اخلاق به معرفی و شناخت ارزش ها فضایل و رذایل در جهت اصلاح فرد و جامعه اهتمام دارد و برای اهداف متعدد دیگری نیز کارآیی دارد. از آنجا که عرفان به سیر و سلوک در جهت قرب الی الله نظر دارد از اخلاق نیز بهره برداری سلوکی می کند یعنی آن را در جهت تهذیب نفس در مقامات و احوال دنبال می کند. در این مقاله با روش تحلیل منطقی و شیوه کتابخانه ای با مراجعه به اسناد موجود به جایگاه اخلاق در مکتب عرفانی نجف پرداخته می شود و در ابتدا معرفی مختصری از مکتب نجف ارائه داده است و سپس اهمیت اخلاق در رابطه انسان با خود و با خدا پرداخته و در نهایت به راهکار اختصاصی مکتب نجف در سیر و سلوک عرفانی می پردازد که از عبادات شرعی و تهذیب اخلاقی و معرفت نفس نظریه ای استنتاج می گردد که شیوه ای جدید در عرفان اسلامی و تعلیم و تربیت اخلاقی به شمار می آید. در این مکتب، سلوک در چهارچوب شریعت و با کسب فضایل اخلاقی امکان پذیر می شود.
۱۵۰۰.

بررسی مؤلّفه های «شفقت» پل گیلبرت در «طفلی به نام شادی» از شفیعی کدکنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۰۷
گیلبرت گوهر و ماهیت شفقت را، مهربانی بنیادین همراه با آگاهی عمیق از رنج بردن خود و دیگر موجودات به همراه آرزو و تلاش برای تسکین آن می داند. از اینرو پژوهش حاضر با هدف بررسی مؤلّفه های «شفقت» پل گیلبرت در کتاب شعر «طفلی به نام شادی» اثر محمدرضا شفیعی کدکنی شکل گرفته است. این پژوهش به شیوه ی توصیفی تحلیلی به موضوع شفقت در کتاب طفلی به نام شادی بر اساس مؤلفه های روان شناسی گیلبرت پرداخته است. واکاوی این کتاب شعر نشان می دهد که مفاهیم مرتبط با شفقت از دیدگاه آرا و نظریات روان شناسی گیلبرت جایگاهی قابل اعتنا در این اثر مهم دارد. به بیان دیگر ابعاد و زیر مجموعه های دوازده گانه شفقت گیلبرت با غالب اشعار شفیعی کدکنی قابل انطباق است و با توجه به همزمانی شفیعی کدکنی با گیلبرت وجوه اشتراک معنایی زیادی در منظومه شفیعی کدکنی شایان تأمل و بررسی بیشتر و گسترده تر است. این مسئله حاکی از غنای فرهنگی و ادبی و روانشناسی شاعران معاصر است که متأسفانه کمتر مورد توجه قرار گرفته و در عوض علوم امروزه ی غربی و پیشرفته ی روان شناسی مؤید این نظریات است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان