فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۱۸۱ تا ۱۱٬۲۰۰ مورد از کل ۷۶٬۸۵۷ مورد.
منبع:
صلح پژوهی اسلامی سال اول زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
37-70
حوزههای تخصصی:
انسان همواره بر مبنای عقل و فطرتش به صلح می اندیشیده است. ادیان الهی نیز همواره در پی رسیدن بشریت به صلحی پایدار و همیشگی بوده اند. همان طور که اسلام ناب پیام آور صلح و محبت است، مسیحیت ناب نیز چنین است. بررسی و مقایسه کتب آسمانی و عملکرد پیروان سه آئین الهی (یهودیت، مسیحیت و اسلام) روشن می سازد گرچه پیامبران آن ها، پیام آوران صلح و رحمت بوده اند، ولی در میان پیروان آن ها در طول تاریخ شاهد وقوع جنگ های خونی، طولانی و پی در پی بوده ایم. لذا در این نوشتار نقش مسیحیت و پیروان این دین در رفتار با پیروان مذاهب دیگر مورد تحلیل قرار می گیرد. بررسی روابط بین الملل در آئین مسیحیت نشان می دهد که آنان همواره معتقدند که شریعت الهی حق، همان شریعت مسیح بوده و به جز مسیحیان هیچ گروهی اهل نجات نخواهند بود و با چنین بینشی روشن است که آن ها نمی توانسته اند با ملت های غیر مسیحی روابط دوستانه داشته باشند. نکته قابل توجه دیگر، برتری جویی و نژاد پرستی مسیحیان است چنان چه در آیاتی از قرآن کریم به این مسأله اشاره شده است. از جمله آن جا که ادعا می کنند ما فرزندان خدا هستی. مسیحیان، همه انسان ها را موظف به عمل بر اساس عهد جدید می دانند و همه مخالفان را دشمن خدا می دانند و در صورت رسیدن به قدرت، کمترین حقوقی برای آنان قائل نبوده اند. از نظر حضرت مسیح (ع) آن چنان که در متون موجود به ایشان نسبت داده شده است، احسان و محبت باید شامل دشمنان نیز بشود با این حال، حوادث تاریخی مسیحیت بیانگر این نکته است که آنان هیچ گاه به دستور حضرت مسیح (ع) مبنی بر محبت و دوستی نسبت به همه،ک حتی دشمنان عمل نکره اند.
بررسی ساحات وجودی آدمی از نظر موسی دلئون و یاکوب بومه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۱
115-142
حوزههای تخصصی:
انسان ابعاد و ساحات مختلفی دارد که فهم آن ها می تواند در شناخت ماهیت او نقش مهمی ایفا کند. به لحاظ اهمیت شناخت انسان تصمیم گرفته شد تا به روش توصیفی مقایسه ای، ابعاد وجودی انسان در دیدگاه دو عارف مطرح یهودی و مسیحی بررسی گردد. موسی دلئون، عارف یهودی، و یاکوب بومه، عارف مسیحی، از زوایای مختلف ساحات انسان را بررسی کرده اند. دلئون انسان را تجلی خداوند می داند که از طریق سفیره ها واسطه بین خدا و جهان است. او به ابعاد سه گانه روح انسان، منشأ و روابط آن ها اشاره کرده و رستگاری انسان را نتیجه اعمال او در جهان معرفی می کند. دلئون اتحاد انسان و خدا را امری موقتی دانسته و در توصیف آن از نماد های عاشقانه استفاده کرده است. به نظر بومه، انسان از جسم و نفس و روح تشکیل شده، جسم از زمین، نفس از صورت های فلکی و روح از خداست. جسم، نفس، روح و ذهن انسان با یکدیگر ارتباط دارند و هر جنبه از ساحت های وجودی انسان بر دیگر جنبه ها تأثیر می گذارد. انسان می تواند به مدد فیض الهی در مبارزه با خواهش های نفسانی به نجات دست یابد. با اینکه بومه از لفظ اتحاد عرفانی استفاده نکرده، به زندگی خدا در انسان اذعان می نماید؛ که این امر نوعی اتحاد عرفانی انسان و خداست.
تبیین مفهوم زیبایی در اندیشه ابن سینا با تکیه بر لذت شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابن سینا مسئله لذت را عمیق تر و گسترده تر از زیبایی بیان کرده است. او در برخی از مهمترین تالیفاتش تلاش کرده تصویر روشنی از موضوع لذت ارائه دهد. عباراتی که ابن سینا در کتاب های مختلفش در مورد لذت آورده اگر چه از جهاتی مشترک اند اما در هر کدام می توان جزئیاتی یافت که نقش مهمی در تبیین مفهوم کلی لذت دارند. یکی از مسائلی که او در تبیین مسئله لذت به آن پرداخته است زیبایی است. عبارات ابن سینا نشان دهنده رابطه عمیق میان لذت و زیبایی است. موضوعی که در پژوهش های زیبایی شناسانه در اندیشه ابن سینا به آن چندان توجهی نشده و در بسیاری از آنها صرفا به تبیین عبارات ابن سینا در مورد جمال کفایت شده است. به نظر می رسد اگر موضوع زیبایی را در فرآیند لذت شناسی ابن سینا قرار دهیم امکان تبیین جدیدی از زیبایی شناسی ابن سینا خواهیم داشت. از همین رو در این پژوهش به جایگاه زیبایی در موضوع لذت و تبیین چگونگی ارتباط زیبایی و لذت پرداخته شده است. یافته های این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است نشان می دهد؛ بر اساس لذت شناسی ابن سینا، زیبایی یا همان جمال در حقیقت کمال و خیر قوه مدرکه باصره یا سامعه است. به عبارت دیگر می توان گفت که زیبایی ملائم این دو قوه می باشد.
مدلول قرآن در فرایند عرضه حدیث؛ بر پایه کاربرد معیار عرضه توسط معصومان(علیهم السلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳۲
239 - 263
حوزههای تخصصی:
جعل حدیث، خطا و اشتباه برخی راویان در سماع، فهم و یا نقل حدیث، حکایت از ضرورت نقد روایات جهت اطمینان از درستی یا نادرستی آن ها دارد. برای مقابله با این آسیب ها، پربسامدترین توصیه معصومانM ، نقد محتوایی با محوریت عرضه حدیث بر قرآن است. با این حال، علی رغم کاوش درباره چیستی و اعتبار روایات عرض، تا کنون پیرامون مدلول قرآن در فرایند عرضه بر پایه موارد کاربرد این معیار توسط ائمهM و با محوریت نگاه حدیثی، مطالعه ای صورت نگرفته است. این جستار با روش توصیفی تحلیلی و با هدف واکاوی این موضوع، به تحلیل متن روایات عرض و نمونه روایات عرضه شده بر قرآن توسط امامانM پرداخته است. بر اساس نمونه های روایی عرضه، گستره مدلول قرآن در فرایند عرضه، الگویی مرکب از حداقل یکی از نص، ظاهر، اصول، گفتمان و مدلول تأویلی باطنی قرآن (به شرط عدم مخالفت با سایر مدلول ها) است. اصول قرآنی در این تحقیق، گزاره ها و مؤلفه های ثابت و پذیرفته شده قرآنی است که یک یا چند آیه قرآن به آن صراحت دارد و مراد از گفتمان قرآن، مجموعه ای از آموزه های نهادینه شده قرآن در موضوعات مختلف است که شاید به صورت جداگانه، مفهوم مدّنظر را نتوان از آن ها برداشت نمود؛ ولی در کنار یکدیگر، مفهوم خاصی را به خواننده منتقل می کند.
بررسی عصمت یوسف علیه السلام در روایات امامیه با نگاهی به قرآن و عهد عتیق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ زندگی پیامبران الهی، در برخی موارد دچار تحریف شده و روایات نادرست و افسانه هایی وارد آن شده است. این نوشتار با رویکرد مجموعه نگری درصدد است تا عصمت حضرت یوسف علیه السلام را از منظر روایات امامیه بررسی کند و با عرضه آن به قرآن و نیز مقایسه آن با عهد عتیق، عصمت آن حضرت را اثبات کند. این نوشتار از این جنبه و جنبه های دیگر که در پیشینه بحث آمده بدیع و تازه بوده و از نوشته های مشابه متمایز است. ازآنجایی که براهین عقلی مقدم بر نقل هستند و عصمت پیامبران نیز با براهین عقلی اثبات می شود، آیات و روایات متشابه که پندار عدم عصمت حضرت یوسف علیه السلام را به وجود آورده اند، بازبینی شدند. چهار لغزش به یوسف علیه السلام نسبت داده شده است که به ترتیب مربوط به آیات 23، 24، 42، 70، 99 و 100 است. مورد اول قصد زنای محصنه، مورد دوم توسل به غیرخدا، مورد سوم دروغ، و مورد چهارم کوتاهی در احترام به پدر است؛ که با بررسی تطبیقی در این نوشتار، تمام این موارد رد می شوند و ساحت حضرت یوسف علیه السلام از این اتهامات پاک می شود.
اوصاف شیعیان واقعی در وصایای امام محمدباقر علیه السلام (10)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال بیست و نهم آبان ۱۳۹۹ شماره ۲۷۵
5-10
حوزههای تخصصی:
این مقال شرحی است بر وصایای امام محمدباقر علیه السلام به جابربن یزید جعفی، در باب اوصاف شیعیان واقعی. آن حضرت می فرمایند: با از بین بردن طمع، پایداری عزت را بجوی و خواری طمع را با عزت ناامیدی از خیر دیگران از خود دور ساز و عزت ناامیدی را با همت بلند به دست آور. مفهوم حرص و طمع در این نکته اشترک دارند که انسان مبتلا به این دو زذیله، دوست دارد داشته ها و اموالش را زیاد کند. اما کسی که طمع دارد، می خواهد مال و بهره های مادی را از راه دستیابی به اموال دیگران زیاد کند. طمع، مقابل این حالت روحی است که انسان دوست دارد مستقل باشد و روی پای خود بایستد. بنابراین، احساس عزت یکی از نیازهای فطری انسان است که در مقابل احساس ذلت، خواری و چشم به اموال دیگران قرار دارد.راه رهایی از این صفت زذیله این است که حسن ناامیدی از کمک دیگران را در خود تقویت کنیم و خود نیازهایمان را بدون کمک از دیگران برطرف کنیم و اعتماد به نفس را تقویت و به توکل به خدا کنیم.
راهکار وحدت امّت همراه با ویژگی هدایت، در نگاه قرآن و سنّت
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم، مسلمانان را به وحدت دعوت کرده است. پیامبر ص، پیش بینی کرده بودند که پس از ایشان، بین امّت، اختلاف هایی ایجاد شود. ازاین رو قرآن کریم و پیامبرص، راهکار حفظ وحدت و رهایی از اختلاف را بیان فرمودند. پیروی از کتاب و سنّت، تضمین کننده سعادت امّت بوده و همان گونه که در گذشته می توانست نجات بخش از اختلافات باشد، امروزه نیز کارآیی دارد. تاکنون درباره وحدت امّت اسلامی مباحث بسیاری مطرح شده است. ریشه های اختلاف، راهکارهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی رفع اختلاف، اشتراکات امّت اسلامی، وحدت در دفاع از مشترکات و موضوعاتی از این دست، شاکله نگاشته های پیشینی را می سازد. نگاشته کنونی وحدت را به دو گونه «همراه با هدایت» و «بدون هدایت» تقسیم کرده است. آنگاه راهکار وحدت همراه با ویژگی هدایت را تبیین می کند. در این مقاله ابتدا پیش بینی قرآن کریم و پیامبرص درباره اختلاف میان امّت، مطرح شده، سپس انگیزه ها و ویژگی های اختلاف افکنان بر اساس نصوص، ذکر می شود. بخش سوم به تبیین چاره کتاب و سنّت برای رهایی از اختلاف، اختصاص دارد.
"قافله الضّیاع" لبدر شاکر السّیّاب، بین السّردانیّه وبناء النّصّ الشّعریّ العربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یدور هذا البحث حول فکرهٍ مرکزیّهٍ أولى هی السّردانیّه فی قصائد الشّاعر بدر شاکر السّیّاب، وعلى وجه الخصوص فی قصیدته "قافله الضّیاع". وتتجلّى أهمّیّه البحث فی کونه یتناول لغه شاعرٍ عربیٍّ ذی شهرهٍ واسعه، ویتناول السّردانیّه بوصفها أسلوبًا متاحًا فی الشّعر الحدیث. والهدف من ذلک لیس فقط الإضاءه على الشّاعر أو على شعره أو على الحقبه الزّمنیّه الّتی عبّر عنها، إنّما بالإضافه إلى ذلک التّوصّل إلى تصوّرٍ یحدّد للقارئ الفروقات والحدود الّتی لا بدّ أن تمیّز اللّغه الشّعریّه عن اللّغه السّردیّه. ویکون ذلک من خلال تتبّع الأسلوبین فی النّصّ الواحد على الرّغم من تداخلهما خدمهً للإبداع وللمعنى. أمّا فی منهجیّه الدّراسه، فیعتمد البحث الألسنیّه السّلوکیّه – التّوزیعیّه الّتی أتى بها العالم اللّغویّ الأمیرکیّ بلومفیلد، وطبّقها فی نصوصٍ سردیّه. ویبرز هذا المنهج قادرًا على تحقیق غایه البحث، فنرى التّوزیع عاملًا مهمًّا فی سبک العنوان، کما نرى التّرتیب السّلوکیّ أساسیٌّ فی المسار الدّلالیّ المطروح. وفی سبیل تحقیق الأهداف المرجوّه ضمن المنهج المعتمد، جاءت عناوین البحث الأساسیّه: 1 العنوان، 2 الأفعال (دراسه سلوکیّه)، 3 القصص الدّینیّه والتّاریخیّه، 4 الحوار.أمّا فی النّتائج، فقد أظهرت هذه الدّراسه المختصره ارتکاز القصیده على السّردانیّه والشّعریّه معًا. على المستوى السّردیّ لم تغب عناصر النّوع القصصیّ بأغلبها، وهی الأحداث، والإطار الزّمانیّ المکانیّ، والشّخصیّات، والحوار، والصّوت السّردیّ. وعلى المستوى الشّعریّ لم یبخل الشّاعر بالرّمزیّه وبالمجاز. بَیْد أنّ الفصل بینهما یکمن فی الفصل بین الواقع والمتخیَّل، فیتأرجح التّعبیر بین نقل الواقع الحقیقیّ واختلاق الصّوره الشّعریّه النّاطقه بتفاصیل العالم النّفسیّ الصّارخه. وهذا یُفضی إلى ترابطٍ بین الاثنین وتأثّرٍ وتأثیر، فالواقع هو الضّاغط على الحاله النّفسیّه حتّى تفجّر العاطفه، والعاطفه تصوّب قوّتها نحو العالم کی تؤثّر فیه. وقد تکون الغلبه لأحد الأسلوبین على حساب الآخر فی بعض جنبات النّصّ، لکن یبدو أنّ کلًّا منهما وسیلهٌ وغایه فی آنٍ معًا.
وحدت وجود اسمائی از دیدگاه ابن عربی؛ تبیین، کارکردها و تطبیق آن با روایات
حوزههای تخصصی:
یکی از نظریات بدیع ابن عربی، نظریه واحد کثیر یا احدیت کثرت است. این نظریه مرتبه الوهیت و اسماء الهی است و به این معناست که ذات واحد در عین وحدت می تواند اسماء کثیر داشته باشد. این نظریه در حقیقت تبیین وحدت وجود در دیدگاه ابن عربی است که علاوه بر بعد عرفانی آن، مطابق دیدگاه شیعه در توحید صفاتی است. واحد کثیر را می توان تقریر عرفانی عینیت ذات و صفات دانست. در این مقاله با روش توصیفی، تحلیلی و استنباطی علاوه بر تبیین وحدت وجود اسمایی، به صورت مختصر به تطبیق آن با توحید صفاتی کلام می پردازیم و در نهایت مویداتی از احادیث برای این دیدگاه بیان می شود.در این مقاله ادله ابن عربی استقراء و به سبکی نو صورت بندی قیاسی می شود و با تاملات پژوهشی در احادیث متناظر نظریه و ادله ابن عربی مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفته است که از نوآوری های مقاله محسوب می شوند.
تیسیر اللغه الناتجه عن الحذف والتخفیف فی العلاقات القائمه بین أل والتنوین والنداء والإضافه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲۲
131 - 146
حوزههای تخصصی:
تتناول هذه الدراسه العلاقات القائمه بین ألْ وبین التنوین والنداء والإضافه وتُبیّن دور هذه العلاقات وتأثیرها فی تیسیر اللغه العربیه ضمن البحث حول ظاهرتی الحذف والتخفیف، معتمده على المنهج الاستقرائی الوصفی، مشیره إلى آراء علماء النحو قدیمه وحدیثه، تهدف إلى استخراج آرائهم بالنسبه إلى العلاقات القائمه بین "ألْ" وثلاث من العلائم المشهوره للاسم. والهدف الرئیس ترسیم شکل حقیقی من شبکه هذه الترابطات للکشف عن حقیقهٍ قد خُفِیت وراء تلک العلاقات، والتی تجلب التیسیر والتسهیل للغه والأداء النطقی. تدلُّ النتائج الحاصله على أنّ ه هناک علاقه أخرى بین علاقه التخارج (العلاقه القائمه بین "ألْ" والتنوین، و"ألْ" والإضافه)، وعلاقه البدلیه (العلاقه القائمه بین "ألْ" والمنادى)؛ وهی علاقه التخفیف بأنّه عندما نقوم بخروج التنوین من الکلمه المُحلاّه ب "ألْ" أو نحذف "ألْ" التعریف من المضاف أو ما یتعرّض للنداء، فی الحقیقه حذفناها تخفیفاً وتیسیراً لعملیه أداء الکلمه فی اللغه، وأیضاً بما کشفنا عنه من دراسه التخفیف فی الإضافه؛ یمکننا أن نضیف صفه التخفیف إلى فوائد الإضافه المعنویه، علاوه على التخصیص أو التعریف
تحلیل انتقادی حکم جواز تغییر جنسیت در ترانس سکشوال ها(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه سال بیست و هفتم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
178 - 205
حوزههای تخصصی:
تغییر جنسیت و مسائل مرتبط با آن در فقه ، دیریست که مورد بررسی و مداقّه قرار گرفته است. آنچه در این رابطه جای بازنگری و دقتِ نظر دارد و تا کنون بهای لازم از نظر پژوهش های فقهی به آن داده نشده است ، بررسی حکم تغییر جنسیت در اشخاصی است که دارای نارضایتی جنسی هستند؛ این عارضه از جمله اختلالات روانی و رفتاری به حساب می آید و مبتلایان آن از نظر تقسیم بندی های زیستی ، در زمره یک جنس معین قرار می گیرند. با استناد به فتوای مشهور فقها ، شکی در مجازبودن تغییر جنسیت واقعی و تبدیل شدن مرد به زن و برعکس و همچنین تغییر جنسیت در اشخاص خنثی وجود ندارد ، اما آنچه در این پژوهش و به سبک تحلیلی ۔ توصیفی مورد بازنگری قرار گرفته است، بررسی موضوعی تغییر جنسیت در ترانس سکشوال هاست که آیا وارد در موضوع حکم جواز تغییر جنسیت می شوند ، یا نه؟ در این مقاله، با استناد به فرایند تشخیص موضوع و همچنین استخراج قرائن مرتبط با آن از میان فتاوا و روایات ، عدم جواز تغییر جنسیت در ترانس ها حاصل می شود؛ این در حالیست که در جمهوری اسلامی ایران که قوانین آن - بر اساس اصل چهارم قانون اساسی - باید بر اساس موازین اسلامی تنظیم شده باشد ، سال هاست که این عمل با مجوّز دستگاه های قضایی و نظارت آنها بر روی تعداد قابلِ توجهی از این بیماران در حال اجراست 1. این مقاله بر گرفته از رساله دکتری با عنوان (تأثیر تغییر جنسیت در امور کیفری از نظر فقه امامیه) است.
جایگاه احادیث معصومان(ع) در تفسیر نمونه؛ (مطالعه موردی سوره آل عمران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال یازدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۱
99 - 126
حوزههای تخصصی:
بی شک یکی از مهم ترین منابع تفسیری بعد از قرآن کریم، بهره گیری از احادیث معصومان(ع) می باشد. در هر دوره ای میزان بهره گیری مفسرین از این احادیث دارای فرازوفرودهایی بوده است. در دوران معاصر بهره گیری از احادیث در تفسیر با توجه به پرسش های جدید، از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. ازجمله تفاسیری که با این رویکرد به تفسیر قرآن کریم پرداخته است، تفسیر نمونه می باشد. حال، این پرسش مطرح است که کمیّت و کیفیّت بهره گیری این تفسیر از احادیث معصومان(ع) تا چه اندازه ای است. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی با نگاهی به تفسیر نمونه و مطالعه موردی سوره مبارکه آل عمران، این نتیجه حاصل گردید که ایشان در موارد ذیل از احادیث معصومان(ع) بهره گرفته است: بیان فضایل و اهمیت موضوع سوره و آیه، شأن نزول آیات، تأیید دیدگاه تفسیری مفسر، تعیین و توسعه معنای واژه، بیان مصادیق آیه، رفع ابهام از آیه و بهره گیری از احادیث در ترجیح یک تفسیر، بوده است. ایشان با بهره گیری از این احادیث توانسته است غذای معنوی و فکری مناسب و مفیدی برای نسل کنونی فراهم آورد.
چگونگی شکل حکومت دینی با تحلیل حکومت انبیاء در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شکل حکومت دینی به عنوان یکی از مسائل پرچالش در حوزه اندیشه سیاسی اسلام همواره مورد اختلاف نظر واقع شده است، دانشورانی که دخالت دین در سیاست را پذیرفته و حتی معتقدند دین در مبانی و اصول حکومت توصیه هایی را بیان داشته در مورد شکل حکومت با یکدیگر هم فکر و هم نظر نیستند گروهی از ایشان معتقدند شکل حکومت نیز همانند دیگر عناصر سیاست منصوص بوده و توسط خدای متعال به گونه ای ثابت و لایتغیر مشخص شده است برخلاف گروه دوم که معتقدند خدای متعال در مورد شکل حکومت اظهار نظری نداشته و در این باره سکوت کرده است، بهرحال هر دو گروه برای اثبات مدعی خود به ادله ای استناد کرده اند ازجمله یکی از این ادله چگونگی یادکرد قرآن کریم از حکومت انبیاء گذشته است که به موجب آن مشخص می شود خدای متعال ساختار هرمی قدرت را برای حکومت دینی ثابت کرده و یا اینکه چنین نکرده و قائل به شکل خاصی برای حکومت نیست، این نوشته با تحلیل همین دلیل و با روش تفسیری [اجتهادی] و استمداد از روایات و نقل های تاریخی به داوری بین این دو دیدگاه پرداخته و به این نتیجه فائق آمده است که هیچ گونه شاهدی مبنی بر ثبات شکل حکومت و ساختار ثابتِ هرمی آن در داستان انبیاء در قرآن کریم وجود ندارد، و برای اثبات این مدعا قابل استفاده نیست.
سازوکار نگرش الهی در تحقق شادی و سلامت معنوی از دیدگاه قرآن با تاکید بر آیه فضل و رحمت الهی (یونس/58)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال یازدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۳
175 - 199
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از نیازهای بشر، شادی و سلامت معنوی است. شادی و سلامت معنوی متکی به کیفیت شناخت، گرایش و رفتار و به نوع نگرش فرد بستگی دارد. شادی و سلامت معنوی از عوامل مختلف؛ از جمله نگرش انسان به عالم هستی، اثر می پذیرد. هدف اصلی این مقاله؛ بررسی سازوکار تأثیر نگرش الهی بر تحقق شادی و سلامت معنوی از منظر آیات و روایات است. روش تحقیق در این نگارش توصیفی- تحلیلی بوده و روش گردآوردی اطلاعات کتابخانه ای می باشد. یافته های تحقیق نشان داد؛ از نظر قرآن کریم، نگرش الهی عامل مهم سلامت روانی و شادی انسان بوده که با رضایت از گذشته و ایجاد اطمینان به آینده، شادی حال را رقم می زند. بحث و نتیجه گیری: آدمیان یا اندوه گذشته را می خورند یا نگران آینده ای نیامده هستند. از این رو در الگوی شادی معنوی، مومنان آینده و گذشته ی خویش را تحت اراده و تدبیر خدای می بینند و هیچ اندوهی از گذشته و ترسی از آینده ندارند «أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ»؛«إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا» و به آنچه خدا اراده نموده آرام و خشنودند. آخرین کتاب آسمانی، شادی عمیق انسان را به فضل عام الهی بر همه ی انسان ها و رحمت خاص الهی بر مومنان منحصر و وابسته نموده «قُلْ بِفَضْلِ اَللّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمّا یَجْمَعُونَ». است. به این ترتیب تمام ابعاد شخصیت یک مؤمن و حالات و هیجانات او از جمله شادی، تحت عملکرد ایمان قرار گرفته و آرامشی الهی و شادی معنوی و الهی نصیب وی می گردد.
نسخه خوانی (23) از شِقّ بم تا سوق قم / حکایت یک تصحیف و ماجراهای بعدی
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۱ آذر و دی ۱۳۹۹ شماره ۵ (پیاپی ۱۸۵)
105 - 110
حوزههای تخصصی:
نویسنده در نوشتار حاضر، بر اساس نسخه نسب نامه ای در کتابخانه مسجد اعظم، نسب امامزاده ناصرالدین در شهر قم را با امامزاده ای به همین نام در شهر بم، مورد واکاوی قرار می دهد.
تبیین روش شناسی پژوهش استنتاجی ضرورت عقلی در فلسفه تعلیم وتربیت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روش استنتاج ضرورت عقلی در پژوهش های فلسفی تعلیم وتربیت اسلامی از با ارزش ترین موضوعاتی است که کانون آگاهی برخی از پژوهشگران این گستره از علوم انسانی قرار گرفته است؛ نوشتار پیش رو بر پایه این پرسش که در استنتاج مدلول های تربیتی از مبانی فلسفی در فلسفه تعلیم وتربیت اسلامی از چه نوع روشی و چگونه می توان بهره برد؟ و با هدف بررسی و تبیین روش پژوهش استنتاجی ضرورت عقلی در استنتاج مدلول های تربیتی از مبانی و گزاره های فلسفی و دینی نگاشته شده است. نویسنده در این نوشتار از روش توصیفی تحلیلی و استنتاجی با به کارگیری منابع کتابخانه ای[1] در توصیف مفاهیم، تحلیل و تبیین مسئله بهره جسته است. نگارنده مقاله این گونه نتیجه می گیرد که روش استنتاجی ضرورت عقلی[2] در مقایسه با قیاس منطقی با ضریب اطمینان بیشتری می تواند در استنتاج مدلول های تربیتی مورد بهره برداری قرار گیرد. فیلسوف تربیتی می تواند در استنتاج مدلول های تربیتی از مبانی متافیزیکی و هستی شناختی، شناخت شناختی، ارزش شناختی، انسان شناختی و الهیاتی بهره جوید. همچنین استنتاج مدلول های تربیتی نیز بر پایه رابطه ضروری میان مبانی و مؤلفه های تربیتی بر پایه فرمان عقل به چنین ضرورتی است. [1]. در این نوشتار از منابع فلسفه تعلیم وتربیت اسلامی و غربی، حکمت متعالیه، فلسفه اسلامی و روش شناسی پژوهش در فلسفه تعلیم وتربیت استفاده شده است. [2]. در این نوشتار منظور از روش استنتاجی ضروت بالقیاس الی الغیر همان روش استنتاجی ضرورت عقلی است.
تربیت اخلاقی بر مدار هم گرایی باورها و ارزش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال سیزدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۴۸
۱۶۳-۱۸۲
حوزههای تخصصی:
نوشتار پیش رو، با مروری بر جهان بینی اسلامی، همگرایی باورها و ارزش ها و نقش آن در تربیت اخلاقی روشن و موجَه می گردد. در برداشت رایج، ارزش ها تابعی از باورها به شمار می روند و بدین ترتیب، همگرایی باورها و ارزش ها امری طبیعی می نماید. از باب مثال، توحیدباوری، ارزشِ تربیت اخلاقی توحیدبنیان و گریزان شدن از اخلاق شرک آلود را روشن می سازد. براساس هماهنگی مزبور، باید با شناخت خداوند و ایمان به وحدانیت او، به تربیت اخلاقی توحیدبنیان مجهز شد؛ لذا در چارچوب درک توحید فطری و حکمت الهی، نظر به رابطه تنگاتنگی که مابین باورها و ارزش ها برقرار است، با اتکا به هر یک از دو قلمرو کافی است تا توجه به قلمرو دیگر تداعی شود. این نوع هم گرایی به ویژه در قلمرو اخلاق، به دلیل رابطه تعاملی اخلاق و باورها، مدار تربیت اخلاقی قرار می گیرد و موجب حرکت استکمالی انسان و استحکام و کارآمدی بیشتر تربیت اخلاقی می گردد.
رابطه فقه القرآن و تربیت جسمانی
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال دوم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۴)
34 - 55
حوزههای تخصصی:
تربیت فرایند پرورش دادن و به فعلیت درآوردن استعدادهای گوناگون انسان در ابعاد مختلف آن با اصول و برنامه ای از پیش تعیین شده است، به گونه ای که انسان ها در حرکتی آزادانه و آگاهانه با پذیرش درونی، رشد و بالندگی خویش را در مسیر حرکت به کمال و ارزش های مطلوب استمرار بخشند. تربیت از منظرهای گوناگون به انواعی تقسیم می شود که یکی از آنها تربیت جسمانی است. پرسش اصلی این است که چه رابطه ای میان احکام فقهی قرآنی و تربیت جسمانی وجود دارد؟ به بیان دیگر آیا احکام فقهی قرآنی به گونه ای تشریع شده اند که در راستای تربیت جسمانی هم باشند یا تنها به تربیت روحی و عقلانی توجه کرده اند. پژوهش پیش رو به روش توصیفی- تحلیلی و براساس منابع کتابخانه ای به این پرسش پاسخ می دهد و به این نتایج دست یافته است: 1. فقه القرآن سه مبنا دارد: اختیار تکوینی، توانایی فردی و سرشت تشخیص خوبی از بدی و درستی از نادرستی. 2. قرآن کریم در سه بُعد تغذیه، بهداشت و ورزش احکامی را در راستای تربیت جسمانی مطرح کرده است. 3. از دیدگاه قرآن طیب بودن و ضررنداشتن تغذیه معیار تغذیه برای تربیت سالم جسمانی است؛ بنابراین احکامی که موجب ضرر به جسم باشد، از دیدگاه قرآن وجود ندارد، به جز موارد تزاحمِ با اهم مانند جهاد. رویکرد فقهی - قرآنی می تواند بیانگر نوآوری و اهمیت پژوهش پیشِ روی باشد.
اصول روش اجتهادی قرآن محور در قرائت علامه طباطبایی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
روش تفسیر اجتهادی جامع، به اقتضای روش ها و گرایش های تفسیری رایج، می تواند تحلیل و تعریف خاص خود را بیابد و حسب غایات و مقاصد خویش، اصول نظری و عملی ویژه ای داشته باشد؛ از جمله با محوریت روش قرآن گرایانه با الهام از تجربه نسبتاً موفق علامه طباطبایی در المیزان می توان روش تفسیر اجتهادی قرآن محور را تعریف کرد. برجسته ترین اصول این تفسیر را می توان در سه دسته دنبال کرد: الف) اصول نظری (مبانی نظری) شامل: 1. قلمرو خاص تفسیر نسبت به دیگر دانش های دینی قرآنی؛ 2. محوریت قرآن در میان منابع معرفتی دین؛ 3. سازگاری و همخوانی درونی آیات قرآن؛ 4. مرجعیت قرآن نسبت به معرفت های انسانی؛ ب) اصول عملی (قواعد کلی) شامل: 1. تثبیت حجیت و اعتبار روش قرآن گرایانه در پرتو ادله روایی و سیره عملی معصومان؛ 2. جست وجوی آیات هم مضمون به لحاظ لفظی و معنایی؛ 3. یافتن اصول کلیدی و کلی حاکم بر مفاهیم و معارف قرآن؛ 4. اهتمام به قرائن سیاقی قرآنی؛ 5. انسجام یابی آیات متناظر (محکم و متشابه، عام و خاص، مطلق و مقید، مجمل و مبین، و منسوخ و ناسخ)؛ 6. توجه به اصول توسعه دلالی در مفاهیم قرآن؛ و ج) اصول غایی با عنوان عام تفسیر در خدمت هدایت های دینی.
تحلیل و بررسی دیدگاه ابن ابی الحدید درباره جعل حدیث در زمان امویان شاخه سفیانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابن ابی الحدید معاویه را به کفر و الحاد متهم کرده و با ذکر شواهدی نشان می دهد که او به نبوت پیامبر اسلام(ص) هیچ باوری نداشته است و معتقد است که او با استخدام گروهی از منافقین و دین به دنیا فروشان، دست به جعل حدیث زده و چنان در این میدان اسب تاخته که دوران خود را به دوران اوج جعل حدیث تبدیل کرده است این دیدگاه او نسبت به معاویه، حق طلبی و کمتر بودن تعصب او نسبت به اکثریت علمای اهل سنت را نشان می دهد معاویه با صدور نامه های پی در پی به کارگزارانش و در یک سیاست چهارمرحله ای و با کمک گرفتن از برخی صحابه و تابعین، ابتدا مردم را از نقل فضائل اهلبیت(ع) بازداشت و مردم را از معاشرت با آنها نهی کرد، سپس سعی کرد شیعیان آنها را در انزوا قرار دهد، لذا دستور داد در مجامع عمومی آنها را راه ندهند و حتی شهادت آنها را نپذیرند. در مرحله سوم دشمنا