ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴۱ تا ۶۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۰۷ مورد.
۶۴۱.

مرورنظام مند نارسایی های شناختی در بیماران مالتیپل اسکلروزیس وارائه الگوی جامع نارسایی های شناختی در این: مطالعه مروری (مرور نظام مند)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۱۷
مولتیپل اسکلروزیس (ام. اس) یک بیماری التهابی مزمن دستگاه عصبی مرکزی است که نشانه های این اختلال شامل دامنه گسترده ای از علایم بالینی از جمله اختلال شناختی می باشد. هدف پژوهش حاضر، ارائه الگویی جامع از نارسایی های شناختی افراد مبتلا به این بیماری است. این پژوهش که مطالعه ای بنیادی و مبتنی بر روش مرور نظام مند است، به بررسی مطالعات داخلی و خارجی در مورد نارسایی های شناختی و انواع آن در بیماری ام. اس پرداخته است. پایگاه های داده های معتبر انگلیسی مانند ساینس دایرکت و اسکوپوس در بازه زمانی سال های 2015 تا 2023 و پایگاه های داده های داخلی مانند مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و بانک اطلاعات نشریات کشور در بازه زمانی سال های 1394 تا 1402 به طور نظام مند مورد بررسی قرار گرفتند. پس از استخراج 2250 مقاله و انجام سه مرحله غربالگری شامل مطالعه مقدمه، چکیده و نتیجه گیری مقالات، 153 مقاله مرتبط باقی مانده و مورد بررسی کامل قرار گرفتندمقالات به زبان های انگلیسی یا فارسی و در بازه های زمان ذکر شده و مرتبط با نارسایی شناختی در این پژوهش وارد شدند.و معیار خروج آن ابتلا به سایر اختلالات سالمندی و رشدی و بالینی غیر مرتبط با بیماری ام.اس در نظر گرفته شد.تحلیل این مقالات نهایی منجر به شناسایی چهار متغیر اصلی نارسایی شناختی شامل حافظه، توجه، سرعت پردازش اطلاعات و خستگی شناختی شد. الگو جامع نارسایی های شناختی در بیماران ام. اس بر اساس این متغیرها ارائه شد. با توجه به دامنه گسترده اختلالات و نارسایی های شناختی ناشی از بیماری ام. اس، این مطالعه توانست به مهم ترین و اصلی ترین نارسایی ها دست یابد و با ارائه الگوی جامع، توجه محققان را به عوامل اصلی در تدوین و برنامه ریزی درمان های شناختی جلب کند.
۶۴۲.

اثربخشی آموزش تربیت سازنده(Triple-P) به مادران، بر مشکلات و توانایی های کودکان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۵۴
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش تربیت سازنده به مادران بر مشکلات رفتاری و توانایی های کودکان است. روش: پژوهش حاضر از نوع آزمایش، با طرح شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری تحقیق، تمامی مادران کودکان 6 تا 12 ساله با مشکلات رفتاری در مرکز مشاوره رازی در سال 1401، در شهرستان پاکدشت تهران بودند. 30 نفر از مادران که پایین ترین نمره در پرسشنامه مشکلات و توانایی کودکانSDQ) ) دریافت کرده بودند به عنوان نمونه در دو گروه کنترل و آزمایش (هر گروه 15 نفر) به صورت تصادفی قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 2 ساعته تحت آموزش برنامه تربیت سازنده که به عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته شده بود، قرار گرفتند و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکردند. در نهایت هر دو گروه مورد پس آزمون قرار گرفتند. داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل کواریانس مورد تحلیل قرار گرفت و از نرم افزار 22 SPSSبرای این کار استفاده گردید. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش برنامه تربیت سازنده بر روی مادران بر کاهش مشکلات رفتاری (p<0.001) و افزایش توانایی های کودکان(p<0.001) مؤثر است. نتیجه گیری: شاخص های توصیفی و آماری نتایج تحقیق نشان دهنده تأثیر مثبت آموزش برنامه تربیت سازنده بر کاهش مشکلات رفتاری کودکان شامل مشکلات هیجانی، بیش فعالی، مشکلات سلوک و مشکلات با همسالان و افزایش توانایی های کودکان شده است. این مطالعه اهمیت آموزش رویکرد تربیت سازنده بر کاهش مشکلات و افزایش توانایی های کودکان را نشان می دهد و در برگیرنده مفاهیمی برای بهبود مشکلات رفتاری کودکان است.
۶۴۳.

نقش واسطه ای خودباوری های خلاق در تأثیر باورهای معرفت شناختی بر ریسک پذیری فکری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۸
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش واسطه ای خودباوری های خلاق در تأثیر باورهای معرفت شناختی بر ریسک پذیری فکری دانش آموزان انجام شد. روش تحقیق توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهرستان مهاباد به تعداد 1850 نفر بود. نمونه ای شامل 352 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و به صورت آنلاین انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد باورهای معرفت شناختی (شومر، 1993)، ریسک پذیری فکری (بگتو، 2009) و مقیاس خودکارآمدی خلاق (کارووفسکی و همکاران، 2013) استفاده گردید. تحلیل داده ها با مدل معادلات ساختاری در نرم افزار ایموس انجام شد. نتایج نشان داد اثر مستقیم باورهای معرفت شناختی «ثبات دانش» و «ساده بودن دانش» بر ریسک پذیری فکری مثبت و معنادار بود. اثر مستقیم باور معرفت شناختی «یادگیری سریع» بر ریسک پذیری فکری منفی و معنادار گزارش شد. همچنین، خودکارآمدی خلاق و هویت شخصی خلاق دارای اثر مستقیم مثبت و معنادار بر ریسک پذیری فکری بودند. اثر غیرمستقیم «ثبات دانش» و «ساده بودن دانش» بر ریسک پذیری فکری ازطریق خودکارآمدی خلاق و هویت شخصی خلاق نیز مثبت و معنادار بود. همچنین، اثر غیرمستقیم «یادگیری سریع» بر ریسک پذیری فکری ازطریق خودکارآمدی خلاق منفی و معنادار بود. اثر غیرمستقیم «یادگیری سریع» و «توانایی ذاتی» بر ریسک پذیری فکری ازطریق هویت شخصی خلاق نیز منفی و معنادار گزارش شد. مطابق با یافته های پژوهش، باورهای معرفت شناختی و خودباوری های خلاق دانش آموزان می توانند نقش مهم و مؤثری در میزان ریسک پذیری فکری آن ها ایفا کنند. بنابراین، توجه به تقویت این باورها می تواند به ارتقای مهارت های تفکر انتقادی و خلاقیت در دانش آموزان کمک شایانی نماید.
۶۴۴.

طراحی الگوی شکل گیری واماندگی استعدادها در سازمان های دولتی؛ با روش مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) (مورد مطالعه: سازمان های دولتی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۰
هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی شکل گیری واماندگی استعدادها در سازمان های دولتی؛ با روش مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت و روش، توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، مدیران ارشد و مدیران حوزه منابع انسانی سازمان های دولتی هستند که تعداد 20 نفر از آن ها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. ابزارگردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه است که روایی و پایایی آن ها با استفاده از روش محتوایی و روایی نظری و پایایی درون کدگذار و میان کدگذار تایید شد. دراین پژوهش داده های کیفی با روش تحلیل محتوا و نرم ا فزار مکس- کیو- دی- ای 2020 و نتایج کمی با روش مدلسازی ساختاری تفسیری تحلیل شد. یافته های این پژوهش مشتمل بر عوامل موثر بر شکل گیری پدیده ی واماندگی استعدادها و ارائه مدل آن است. نتایج پژوهش مشتمل بر طراحی الگوی شکل گیری واماندگی استعدادها است، مدل واماندگی استعدادها در این پژوهش در چهار سطح اصلی و براساس بسترهای شکل گیری، ابعاد واماندگی استعدادها، عوامل مداخله جو و همبسته آن و پیامدهای واماندگی استعدادها تدوین شده است.درواقع نتایج حاصل از این پژوهش می تواند درک و شناخت مدیران را در خصوص پدیده وامان دگی اس تعدادها و عوامل مؤثر ب ر شکل گیری آن را در س ازمان ه ای دولتی بهبود بخشد و همچنین، مبنایی برای تصمیمات مدیران و برنامه ریزان سازمان های دولتی در راستای مقابله با با این پدیده می باشد
۶۴۵.

مقایسه اثربخشی روان درمانی پویشی کوتاه مدت و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر کاهش احساس تنهایی هیجانی افراد مبتلا به آسم دارای طرحواره محرومیت هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۱۶
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی روان درمانی پویشی کوتاه مدت و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر کاهش احساس تنهایی هیجانی افراد مبتلا به آسم دارای محرومیت هیجانی بود که در راستای دو تحقیق پیشین پژوهشگر بر روی بیماران آسمیک صورت گرفت. روش پژوهش شبه آزمایشی از نوع طرح گسترش یافته پیش آزمون – پس آزمون چندگروهی بود. جامعه آماری شامل کلیه افراد مبتلا به آسم دارای طرحواره محرومیت هیجانی است. نمونه شامل 45 نفر از افراد مبتلا به بیماری آسم دارای محرومیت هیجانی است که به صورت هدفمند انتخاب و سپس به صورت تصادفی ساده در 3 گروه روان درمانی پویشی کوتاه مدت، گروه درمان مبتنی بر ذهنی سازی و گروه کنترل گمارده شدند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه طرحواره محرومیت هیجانی (یانگ، 1991) و احساس تنهایی (راسل و همکاران،1980) استفاده شد. داده ها با روش تحلیل کوواریانس تک متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. روان درمانی پویشی کوتاه مدت و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر احساس تنهایی هیجانی افراد مبتلا به آسم تأثیر معناداری داشت (0/77=F=70/315, η 2 ). همچنین تأثیر درمان مبتنی بر ذهنی سازی نسبت به روان درمانی پویشی کوتاه مدت در کاهش احساس تنهایی هیجانی افراد مبتلا به آسم بیشتر بود (0/05>p). می توان از روان درمانی پویشی کوتاه مدت و درمان مبتنی بر ذهنی سازی در کاهش احساس تنهایی هیجانی افراد مبتلا به آسم دارای طرحواره محرومیت هیجانی بهره برد.
۶۴۶.

گستره پژوهی مفهوم زیبایی شناسی بصری در یادگیری الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۱۱
ادبیات فراوانی در مورد زیبایی شناسی، اصول طراحی بصری و تئوری طراحی گرافیک وجود دارد. اما در مورد روند یادگیری الکترونیکی و دوره های آنلاین از نظر زیبایی شناسی بسیار اندک بحث شده است. یکی از موانع اصلی دستیابی به دانش مورد نیاز در این زمینه عدم درک تعاریف کاربردی و ایده های مفهومی در این حوزه است. استفاده مناسب از مفاهیم زیبایی شناسی می تواند در پذیرش سیستم یادگیری از نظر قابلیت و سهولت استفاده، فراتر رفتن از ویژگی های ابزاری و توجه به ویژگی های غیرابزاری مانند جنبه های عاطفی، زیبایی شناسی و انگیزشی طراحی یادگیری الکترونیکی با توجه به نیازهای یادگیرندگان اثربخش باشد و از یک سو باعث یادگیری و رضایت مندی آنها و ازسوی دیگر باعث افزایش کارایی سیستم آموزش گردد و در نهایت به یک تجربه یادگیری باارزش منجر شود. هرچند تعریف زیبایی شناسی در یادگیری الکترونیکی پیچیده و تاحدی ذهنی است اما می توان گفت شامل ظاهر قابل قبول، رابط بصری جذاب و محتوای منظم و ترکیبی از هر سه عنصراست که تجربه یادگیرنده را افزایش داده و نتایج یادگیری را تقویت می کند و بر کل سیستم تأثیرگذار است. بنابراین هدف پژوهش حاضر تبیین مفاهیم و فرآیند استفاده از زیبایی و زیبایی شناسی بصری برای بهبود تجربه یادگیری الکترونیکی و گسترش دانش زیبایی شناسی بصری در این حوزه با استفاده از روش گستره پژوهی می باشد.
۶۴۷.

تاثیر برنامه توانمندسازی مبتنی بر خودمراقبتی بر تاب آوری سالمندان مبتلا به بیماری مزمن انسدادی ریه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۲
زمینه و هدف: بیماری مزمن انسدادی ریه از شایع ترین بیماری های دوران سالمندی است که با کاهش عملکرد و افت کیفیت زندگی همراه است. سالمندان مبتلا به این بیماری، به دلیل مواجهه با مشکلات جسمی و روانی، نیازمند تقویت تاب آوری و ارتقای مهارت های خودمراقبتی هستند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر برنامه توانمندسازی مبتنی بر خودمراقبتی بر تاب آوری سالمندان مبتلا به بیماری مزمن انسدادی ریه انجام شد. روش: این مطالعه تجربی بر روی ۶۰ سالمند مبتلا به بیماری مزمن انسدادی ریه در بیمارستان های وابسته به دانشگاه آزاد اسلامی تهران انجام گرفت. شرکت کنندگان به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار داده شدند. برنامه توانمندسازی مبتنی بر خودمراقبتی برای گروه مداخله اجرا شد و داده ها با استفاده از پرسش نامه ویژگی های دموگرافیک و مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (۲۰۰۳)، پیش و پس از مداخله گردآوری و با نرم افزار SPSS نسخه 26 تحلیل شدند. یافته ها: میانگین نمره تاب آوری در گروه مداخله پس از اجرای برنامه به طور معناداری افزایش یافت (p>0/001)، در حالی که در گروه کنترل تغییر معناداری مشاهده نشد. همچنین، پس از مداخله، تفاوت آماری معناداری در سطح تاب آوری بین دو گروه وجود داشت. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان داد که برنامه توانمندسازی مبتنی بر خودمراقبتی می تواند موجب افزایش تاب آوری سالمندان مبتلا به بیماری مزمن انسدادی ریه شود. اجرای این گونه برنامه ها با ارتقای آگاهی، خودکارآمدی و احساس کنترل در بیماران، نقش مؤثری در بهبود سازگاری روانی و کیفیت زندگی آنان ایفا می کند.
۶۴۸.

مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای خودتنظیمی و مهارت های حل مسئله بر ابعاد خلاقیت دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۵
هدف این پژوهش، مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای خودتنظیمی و مهارت های حل مسئله بر ابعاد خلاقیت دانش آموزان دختر بود. پژوهش از نوع کاربردی به روش آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و با دوره پیگیری دوماهه انجام شد. جامعه آماری، تمامی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر همدان در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای ۶۰ نفر از دانش آموزان انتخاب و در سه گروه، گمارش تصادفی شدند. گروه اول آموزش راهبردهای خودتنظیمی و گروه دوم مهارت های حل مسئله را آموزش دیدند. گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکردند. برای گردآوری داده ها از آزمون خلاقیت تصویری تورنس (برگه الف) استفاده شد. تحلیل داده ها با آزمون آماری اندازه گیری مکرر و آنوای دوعاملی آمیخته با نرم افزار SPSS24 صورت گرفت. یافته ها نشان داد که پیش آزمون خلاقیت با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (05/0> P) و بین دو مداخله تفاوت معناداری وجود نداشت. اما اندازه اثر آنها متفاوت بود و خلاقیت هریک از گروه های آزمایش در پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل تفاوت معنادار وجود داشت (05/0> P). آموزش مهارت های حل مسئله در مرحله پیگیری افزایش داشته و پایدارتر از آموزش راهبردهای خودتنظیمی است. با آموزش راهبردهای خودتنظیمی و مهارت های حل مسئله، خلاقیت دانش آموزان را ارتقا بخشید.
۶۴۹.

بررسی نقش میانجی خوش بینی و انعطاف پذیری روان شناختی در رابطه میان اضطراب کرونا و سلامت روان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۲۱
هدف: هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه اضطراب کرونا و سلامت روان با میانجی گری خوش بینی و انعطاف پذیری روان شناختی بود. روش شناسی: این پژوهش از نوع کمی و روش تحقیق در این پژوهش همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، افراد 18 تا ۶۰ساله ساکن در شهر اصفهان در سال 1400 بودند که از این میان، تعداد 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسش نامه های اضطراب کروناویروس (CDAS)، نسخه تجدیدنظر شده آزمون جهت گیری زندگی (LOT – R) (خوش بینی) شییر و کارور، پرسش نامه سلامت عمومی (GHQ) و پرسش نامه پذیرش و عمل (نسخه دوم) جمع آوری شد. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه به شیوه گام به گام و روش مدل سازی معادلات ساختاری با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS و AMOS استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر، بیانگر آن بود که اضطراب کرونا دارای ضریب رگرسیونی معنادار در پیش بینی سلامت روان است، همچنین اضطراب کرونا با میانجی گری انعطاف پذیری روان شناختی توانست سلامت روان را به شکل معناداری به صورت غیرمستقیم پیش بینی کند. در نهایت اضطراب کرونا با اثرگذاری مستقیم بر انعطاف پذیری روان شناختی و اثرگذاری غیرمستقیم بر خوش بینی با میانجی گری انعطاف پذیری روان شناختی توانست سلامت روان را به طور معناداری پیش بینی کند. نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر می تواند در حوزه سلامت روان به پژوهشگران، سیاست گذاران و درمانگران جهت حمایت های روانی اجتماعی در دوران همه گیری کرونا یاری رساند.
۶۵۰.

Comparison of the Effectiveness of Cognitive-Behavioral Interventions in Two Approaches: Coaching and Self-Learning on Marital Satisfaction and Intimacy of Couples(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۵۹
Objective: This study aimed to compare the effectiveness of cognitive-behavioral interventions using coaching and self-learning methods on marital satisfaction and couple intimacy. Methods and Materials: This semi-experimental study followed a pre-test–post-test design with a control group and two experimental groups (coaching and self-learning). The statistical population consisted of couples who visited family counseling centers in District 8 of Tehran in 2022 and reported low levels of marital satisfaction and intimacy. A purposive sampling method was used to select 45 participants, who were equally divided into three groups of 15. The coaching group received eight 90-minute cognitive-behavioral sessions, while the self-learning group was given a structured 73-page manual to follow independently over two months. The control group received no intervention. Data were collected using the ENRICH Marital Satisfaction Questionnaire and the Thompson and Walker Marital Intimacy Scale. Analysis of covariance (ANCOVA) and multivariate analysis of covariance (MANCOVA) were used to analyze the results. Findings: ANCOVA results indicated that cognitive-behavioral interventions using the coaching method significantly improved marital satisfaction (η² = 0.30, p < .01) and couple intimacy (η² = 0.372, p < .01), compared to the control group. Similarly, the self-learning method showed significant improvement in marital satisfaction (η² = 0.19, p < .01) and intimacy (η² = 0.23, p < .01), although the effect sizes were smaller. Conclusion: Cognitive-behavioral interventions, particularly through coaching, are effective in enhancing marital satisfaction and intimacy. The presence of a coach facilitates deeper understanding, accountability, and behavioral change, making it a more impactful approach compared to self-directed learning.
۶۵۱.

تأثیر بازی های مبتنی بر جنبه های روانشناختی، ادراکی-رشدی و اجتماعی بر مسئولیت پذیری اجتماعی، اضطراب امتحان و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دارای ناتوانی های یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۷۵
هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر بازی های مبتنی بر جنبه های روانشناختی، ادراکی-رشدی و اجتماعی بر مسئولیت پذیری اجتماعی، اضطراب امتحان و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دارای ناتوانی های یادگیری بود. این مطالعه نیمه تجربی با طرح دوگروهی به شیوه قبل، بعد و پیگیری بود که بر روی 30 دختر پایه پنجم که دارای اختلال ریاضی بودند، در سال تحصیلی 1401-1400 در مدارس ابتدایی شهر بیرجند انجام گردید. مداخله 8 جلسه ای با دستورالعمل انتخاب شده از کتاب چهل بازی آپارتمانی نظام آبادی و پیشیاره و با در نظر گرفتن اصل جنبه های روانشناختی، ادراکی-رشدی و اجتماعی صورت گرفت. برای گروه کنترل مداخله ای انجام نگردید. داده ها با استفاده از پرسشنامه مسئولیت پذیری کردلو (1389) و پرسشنامه اضطراب امتحان اسپیلبرگر (1980) و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی جینک و مورگان (1999) در سه مرحله قبل، بعد و سه هفته بعد جمع آوری شدند و با استفاده از آمار توصیفی مانند میانگین، فراوانی و انحراف معیار و آما استنباطی مانند آنالیز واریانس تک متغیره در نرم افزار SPSS نسخه 18 در سطح معناداری 05/0 p<تجزیه وتحلیل شدند. نتایج حاکی از آن بود که بعد از مداخله، بهبود معناداری در نمرات مسئولیت پذیری اجتماعی، اضطراب امتحان و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به دست آمد (001/0P<). این مطالعه اهمیت استفاده از مداخلات توأم با بازی های مبتنی بر جنبه های روانشناختی، ادراکی-رشدی و اجتماعی در بهبود مسئولیت پذیری اجتماعی، اضطراب امتحان و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دارای ناتوانی های یادگیری را آشکار ساخت. لذا، پیشنهاد می گردد تا این گونه مداخلات در برنامه های آموزشی مدارس موردتوجه مدیران، معلمان و مشاوران روانشناختی قرار گیرد.
۶۵۲.

تاثیر تناسب فرد-سازمان و تناسب فرد-شغل بر وفاداری سازمانی معلمان: نقش واسطه گری جاافتادگی شغلی (مورد مطالعه: معلمان شهر کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۲
مقدمه: وفاداری سازمانی، مفهومی است که اخیراً توجه فراوانی را در محیط های آموزشی به خود جلب کرده است. دلیل تاکید روزافزون بر این مفهوم را می توان نقشی دانست که در تحقق اهداف سازمانی ایفاء می نماید. تحقق وفاداری سازمانی مستلزم وجود متغیرها و سازه های متعددی است. لذا هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر تناسب فرد-سازمان و تناسب فرد-شغل بر وفاداری سازمانی معلمان با نقش واسطه گری جاافتادگی شغلی بود. روش: پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی-همبستگی و جامعه آماری پژوهش، شامل معلمان شهر کاشان به تعداد 3358 نفر بود که حجم نمونه با استفاده از الگوی مونت-کارلو و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، 405 نفر بدست آمد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های تناسب فرد–سازمان، تناسب فرد-شغل، وفاداری سازمانی و جاافتادگی شغلی بود. پایایی پرسشنامه ها از طریق ضریب آلفای کرونباخ برای تناسب فرد-سازمان (71/0)، تناسب فرد-شغل (87/0)، جاافتادگی شغلی (76/0) و وفاداری سازمانی (77/0) بدست آمد. یافته ها: نتایج نشان داد میانگین هر چهار متغیر تناسب فرد-سازمان (50/60±0/3)، تناسب فرد-شغل (65/22±0/3)، جاافتادگی شغلی (55/41±0/3) و وفاداری سازمانی (55/18±0/3) بالاتر از نمره ملاک 3 بود. ضریب مسیر متغیرها نشان داد تناسب فرد-سازمان با (463/0=Beta)، تناسب فرد-شغل (276/0=Beta) و جاافتادگی شغلی (253/0=Beta) روی وفاداری سازمانی معلمان، تأثیر مثبت و معنادار دارند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از پژوهش، به مسئولان آموزش و پرورش پیشنهاد می شود با درک عوامل موثر بر تناسب سازمانی و شغلی معلمان، فرایند استخدام و انتخاب معلمان را به گونه ای برنامه ریزی نمایند که افراد انتخاب شده، توانایی پاسخگویی به چالش های شغل معلمی را داشته باشند.
۶۵۳.

تدوین بسته آموزشی خودراهبری یادگیری و تعیین اثر بخشی آن بر انگیزش تحصیلی فراگیران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۲
پژوهش حاضر با هدف تدوین بسته ی آموزشی خودراهبری یادگیر ی و تعیین اثربخشی آن بر انگیزش تحصیلی فراگیران به صورت طرح نیمه آزمایشی (پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری یک ماهه همراه با گروه آزمایشی و گروه کنترل) و کاربست روش کیفی به شیوه ی اکتشافی انجام شده است. جامعه آماری بخش کمی شامل کلیه ی دانش آموزان دختر دوره ی متوسطه ی اول شهر تهران در سال تحصیلی 01 -1400است. دو مدرسه از منطقه 5 شهر تهران به شکل هدفمند از میان مدارس متوسطه اول مناطق 19 گانه ی شهر تهران به دلیل دسترسی بهتر پژوهشگر انتخاب شدند. بعد از انتخاب مدارس و هماهنگی با مدیران این مدارس در مرحله ی غربالگری اولیه از میان دانش آموزان پایه هفتم، هشتم و نهم این مدارس بر اساس فرمول ارائه شده توسط تابانچیک و فیدل (2014) و همچنین پالانت (2020) برای طرح های آزمایشی در مجموع 30 دانش آموز انتخاب و به شکل تصادفی ساده در دو گروه آزمایش (N=15) و کنترل (N=15) قرار گرفتند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس آمیخته و تحلیل مضمون استفاده شد. یافته ها حاکی از آن است که صرف نظر از گروه در طول زمان، متغیر خودراهبری یادگیری و مولفه های آن به غیر از ارتباطات بین فردی در دانش آموزان دختر دوره ی اول بهبود یافته است. به علاوه میانگین گروه آموزش خودراهبری یادگیری در مرحله ی پیگیری به صورت معناداری بالاتر از میانگین گروه گواه است.
۶۵۴.

Loneliness as a Public Health Issue: Implications, Challenges, and Future Directions(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۷
Introduction and Objective: Loneliness, a subjective feeling of social isolation and disconnection, has emerged as a significant public health concern with wide-ranging implications. This review aims to comprehensively examine loneliness as a public health issue, exploring its associated health risks, underlying mechanisms, and potential interventions. Research Methodology: A systematic literature review was conducted using various databases, including PubMed, PsycINFO, and Scopus. Studies investigating the health implications of loneliness, its underlying mechanisms, and potential interventions were included. Findings: The review highlights a strong association between loneliness and increased mortality risk, comparable to that of smoking and obesity. Loneliness is also linked to a heightened risk of various physical and mental health problems, including cardiovascular disease, dementia, depression, and anxiety. The underlying mechanisms linking loneliness to poor health outcomes involve dysregulation of the stress response system, impaired immune function, and unhealthy lifestyle behaviors. Interventions targeting social connection and support have shown promise in reducing loneliness and improving health outcomes. Discussion and Conclusion: Loneliness represents a significant public health challenge with serious consequences for individuals and society. Addressing loneliness requires a multi-faceted approach encompassing public awareness campaigns, community-based interventions, and healthcare provider training. Future research should focus on identifying effective interventions and tailoring them to diverse populations. It is imperative to recognize loneliness as a public health priority and implement comprehensive strategies to promote social connection and well-being.
۶۵۵.

اثر بخشی پروتکل درمان مبتنی برتحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای(tDCS) بر کاهش شدت درد ، اضطراب و افسردگی در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۳
مقدمه: با وجود پیشرفت در مدیریت بیماری های روماتیسمی، بسیاری از بیماران علاوه بر درد، اضطراب و افسردگی همراه با آرتریت روماتوئید را تجربه می کنند. هدف: در این پژوهش فرض بر این بود که تحریک قشری توسط (tDCS) شدت درد در بیماران آرتریت روماتویید را کاهش داده و به دنبال آن اضطراب و افسردگی بهبود می یابد. روش: پژوهش حاضر طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون _ پس آزمون و گروه کنترل بود که 6 ماهه اول 1403 در بخش روماتولوژی بیمارستان خانواده و شریعتی تهران انجام شد. 30 بیمار مبتلا به آرتریت روماتوئید به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. از tDCS آنودال جهت تحریک M1 یا( C3-C4) و کاتودال قشر سوپرااوربیتال SO یا (FP1-FP2) استفاده شد. شرکت کنندگان پیش_ پس از مداخله توسط شاخص درد مزمن مک گیل، مقیاس افسردگی بک و مقیاس اضطراب بک مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد tDCS بر شدت درد ، اضطراب و افسردگی موثر بوده است (۰۰۱/۰>p، ۸۳.۳=F) .مقدار این تاثیر (eta2) در متغیرهای شدت درد، اضطراب و افسردگی به ترتیب ۳۴/۰، ۶۶/۰ و ۷۱/۰ می باشد. نتیجه گیری: بر طبق یافته ها، پروتکل درمانی طراحی شده برای درمان آرتریت روماتوئید، به طورمعناداری شدت درد را در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید کاهش داد همچنین اضطراب و افسردگی آنها را بهبود بخشید. این درمان به عنوان درمان مکمل می تواند با سایر استراتژی های توانبخشی ترکیب شود.
۶۵۶.

بررسی اثربخشی مداخله فرزندپروری مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیکی: کارآزمایی بالینی کنترل شده تصادفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۲
اهداف هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخله فرزندپروری مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیکی بر روی مراقبان اولیه نوجوانان دچار رفتار خودآسیب رسانی در استان تهران است. مواد و روش ها مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی تصادفی با طرح پیش آزمون/پس آزمون است. 32 زوج (مراقب اولیه و نوجوان) واجد ملاک های ورود به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در 2 گروه آزمایش (دریافت مداخله فرزندپروری مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیکی توسط مراقبان اولیه) و کنترل (لیست انتظار) قرار گرفتند. در مطالعه حاضر نوجوانان هیچ مداخله ای دریافت نکردند. داده ها در دو دسته تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم مداخله بر روی مراقبان اولیه و نوجوانان جمع آوری شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه های دشواری در تنظیم هیجان، پرسش نامه سبک ها و ابعاد فرزندپروری، مقیاس 21 سؤالی افسردگی، اضطراب و استرس، پرسش نامه پنج بعدی ذهن آگاهی، پرسش نامه رفتار تعارض و پرسش نامه کوتاه شده فشار مراقب بود. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون کوواریانس ناپارامتری چهارگانه استفاده شد. یافته ها نتایج آزمون تحلیل کوواریانس ناپارامتریک حاکی از تفاوتی معناداری در سبک فرزندپروری مقتدرانه، افسردگی و اضطراب، فشار مراقب برای گروه والدین بود. علاوه براین متغیرهای مربوط به نوجوانان نیز نشانه های مانند افسردگی، اضطراب، شدت افکار خودکشی و رفتار تعارض با والدین بین گروه های آزمایش و کنترل ازنظر آماری تغییرات معناداری نشان دادند. نتیجه گیری نتایچ پژوهش حاضر نشان داد مداخله فرزندپروری مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیکی بر سبک فرزندپروری، نشانه های استرس و افسردگی و ذهن آگاهی در مراقبان اولیه و همچنین شدت احتمال خودکشی، نشانه های اضطراب و افسردگی و رفتار تعارض در نوجوانان دچار رفتار خودآسیب رسان اثربخش است. بنابراین مداخله مذکور می تواند به عنوان یک درمان مستقل یا مکمل در کنار رفتاردرمانی دیالکتیکی نوجوانان به کار گرفته شود.
۶۵۷.

تدوین مدل ساختاری گرایش به عهدشکنی زناشویی بر اساس ناگویی هیجانی و ترومای کودکی با توجه به نقش میانجی عملکرد جنسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۵
زمینه: عهدشکنی زناشویی به عنوان یکی از چالش های عمده در روابط زناشویی، می تواند تحت تأثیر عوامل روانشناختی و تجربیات گذشته قرار گیرد. ناگویی هیجانی، به عنوان ناتوانی در شناسایی و بیان هیجانات، و ترومای کودکی، به عنوان تجربیات آسیب زای دوران کودکی، می توانند به طور مستقیم یا غیرمستقیم از طریق تأثیر بر عملکرد جنسی، گرایش به عهدشکنی زناشویی را افزایش دهند. با این حال، پژوهش های پیشین کمتر به بررسی رابطه میان این متغیرها و نقش میانجی عملکرد جنسی پرداخته اند. هدف: هدف از انجام این پژوهش تدوین مدل ساختاری برای پیش بینی گرایش به عهدشکنی زناشویی بر اساس ترومای کودکی و ناگویی هیجانی با نقش میانجی عملکرد جنسی زنان بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع مطالعات همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی و درمانی شهر شهرکرد در سال 1402 بود که از میان آن ها 220 نفر با استفاده از روش در دسترس انتخاب و به پرسشنامه های نگرش به عهدشکنی زناشویی (مارک واتلی، 2006)، آزار کودکی (برنشتاین و همکاران، 2003)، ناگویی هیجانی (تیلور و همکاران، 1994) و شاخص عملکرد جنسی زنان (روزن و همکاران، 2000) پاسخ دادند. داده ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS نسخه 25 و AMOS نسخه 22 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که الگوی ارائه شده از شاخص های برازش مناسب برای تبیین ارتباط بین متغیرهای پژوهش برخوردار است و مدل ساختاری نقش واسطه ای عملکرد جنسی زنان در پیش بینی گرایش به عهدشکنی زناشویی بر اساس ترومای کودکی و ناگویی هیجانی تأیید شد (05/0 >P). همچنین نقش واسطه عملکرد جنسی زنان در پیش بینی گرایش به عهدشکنی زناشویی بر اساس ترومای کودکی و ناگویی هیجانی تأیید شد (05/0 >P). نتیجه گیری: یافته های این مطالعه می تواند به متخصصان حوزه خانواده و زوج درمانی کمک کند تا با شناسایی عوامل روانشناختی و تجربیات کودکی مؤثر بر عهدشکنی زناشویی، مداخلات هدف مندتری را طراحی کنند. بهبود عملکرد جنسی و افزایش توانایی افراد در مدیریت هیجانات می تواند به کاهش گرایش به عهدشکنی و تقویت پایه های روابط زناشویی منجر شود.
۶۵۸.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و شفقت درمانی بر تعارض زناشویی و تمایزیافتگی زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۴۴
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و شفقت درمانی بر تعارض زناشویی و تمایزیافتگی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی انجام شد. این مطالعه از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون و دو گروه درمانی بود که در آن ۴۰ زن آسیب دیده به طور تصادفی در دو گروه طرحواره درمانی و شفقت درمانی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های معتبر تعارض زناشویی و تمایزیافتگی خود جمع آوری و با تحلیل کوواریانس چندمتغیره مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که هر دو روش درمانی در کاهش تعارض زناشویی و افزایش تمایزیافتگی مؤثر بوده و تفاوت معناداری بین دو گروه وجود داشت. طرحواره درمانی در بهبود ابعاد خاصی از تعارض زناشویی تأثیر بیشتری داشت، در حالی که شفقت درمانی تأثیر قوی تری بر ابعاد تمایزیافتگی نشان داد. این یافته ها بیانگر نقش مهم مداخلات تخصصی روان درمانی در بازسازی سلامت روانی و ارتقای کیفیت روابط زوجی در زنان آسیب دیده از خیانت است و تأکید می کند که انتخاب رویکرد درمانی باید مبتنی بر نیازها و ویژگی های فردی بیماران باشد. همچنین، نتایج این پژوهش زمینه ای علمی برای استفاده تلفیقی و هدفمند از این دو رویکرد درمانی در مراکز مشاوره و روان درمانی فراهم می آورد.
۶۵۹.

بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر همدلی عاطفی، انطباق پذیری، نارسایی هیجانی و کارکرد زوجی در زوج های جوان ناسازگار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۲۷
اهداف ناسازگاری در زوج های جوان و عدم حل آن، از علل اصلی جدایی عاطفی و طلاق است که طبعات شخصی و اجتماعی زیادی دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر همدلی عاطفی، انطباق پذیری، نارسایی هیجانی و کارکرد زوجی در زوج های جوان ناسازگار بود. مواد و روش ها در این پژوهش کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده، از طرح تحقیق دو گروهی همراه با پیش آزمون و پس آزمون همراه با یک پیگیری 6 ماهه استفاده شد. نمونه پژوهش از میان زوج های جوان ناسازگار شهرستان یزد بود که در سال 1402 به مراکز مشاوره و طلاق این شهر مراجعه کرده بودند. باتوجه به معیارهای ورود براساس روش نمونه گیری تصادفی ساده 52 زوج (104 نفر) انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (ACT) و کنترل قرار گرفتند. شرکت کنندگان پیش از اجرای مداخله و پس از آن به وسیله ابزارهای «پرسش نامه همدلی مهرابیان و اپستین (EES)، پرسش نامه انطباق پذیری و همبستگی اولسون (FACES-III)، پرسش نامه نارسایی هیجانی تورنتو (TAS-20) و پرسش نامه کارکرد زوجی اینریچ (ECS)» مورد سنجش قرار گرفتند. گروه آزمایش پروتکل مشخص درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به صورت 8 جلسه 60 تا 90 دقیقه ای در هر هفته دریافت کردند. گروه کنترل نیز توسط مجری طرح، در هر هفته پیگیری شد اما پروتکل درمانی خاصی برای آن ها اجرا نشد و بعد از مرحله پیگیری، پروتکل درمان برای آن ها نیز اجرا شد. درنهایت داده ها به وسیله نرم افزار SPSS نسخه 29 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نتایج تحلیل کواریانس نشان داد بین میانگین نمرات گروه آزمایش و کنترل در متغیرهای همدلی عاطفی، انطباق پذیری، نارسایی هیجانی و کارکرد زوجی در مراحل پیش آزمون و پس آزمون تفاوت معناداری وجود داشت (01/P<0). به طور مشخص، زوج هایی که در گروه آزمایش و تحت مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) قرار گرفتند، پس از پایان مداخله افزایش معناداری در میزان همدلی عاطفی و بهبود در انطباق پذیری و کارکرد زوجی نشان دادند، درحالی که میزان نارسایی هیجانی آن ها به طور معناداری کاهش یافت. نتیجه گیری براساس نتایج به دست آمده، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) می تواند به عنوان یک رویکرد مؤثر برای افزایش همدلی عاطفی، کاهش نارسایی هیجانی و بهبود انطباق پذیری و کارکرد زوجی در زوج های جوان ناسازگار مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین، پیشنهاد می شود مراکز مشاوره و مراکز پیشگیری از طلاق از این رویکرد درمانی برای ارتقای کیفیت روابط زوجین و کاهش تعارضات زناشویی بهره مند شوند.
۶۶۰.

نقش میانجی گر نظم جویی هیجانی در رابطه بین جو عاطفی خانواده و سازگاری تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۳۷
زمینه: اعتقاد بر این است که یکی از تأثیرگذارترین عوامل موفقیت نوجوان، سازگاری تحصیلی است و پیامدهای مهمی در توانایی های نوجوانان برای موفقیت در مدرسه و بزرگسالی دارد. ساختار و جو عاطفی خانواده در کنار آموزش مهارت های تنظیم هیجانی به نوجوان می تواند زمینه را برای سازگاری هیجانی، تحصیلی و اجتماعی فراهم کند؛ بنابراین انجام یک مطالعه در جهت عوامل تأثیرگذار بر سازگاری دانش آموزان یک ضرورت اساسی در دوران نوجوانی است. هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی گرنظم جویی هیجان در رابطه بین جو عاطفی خانواده و سازگاری تحصیلی بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی که به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1403-1402 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 315 نفر از دانش آموزان دوره دوم شهر خرم آباد بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس جو عاطفی خانواده هیل برن (1964)، مقیاس تنظیم هیجان گراس و جان (2003) و مقیاس سازگاری تحصیلی بیکر و سریاک (1984) استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS.22 با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و نرم افزار Smart PLS.3 برای مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد تمام ابعاد جو عاطفی خانواده و نظم جویی هیجان با نمره کل سازگاری تحصیلی رابطه مثبت و معنی داری دارند (05/0 >P). نتایج حاصل از مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که جو عاطفی خانواده اثر مستقیم و معنی داری بر سازگاری تحصیلی ندارد؛ بلکه از طریق نقش میانجی گر نظم جویی هیجانی رابطه غیرمستقیم خوبی با سازگاری تحصیلی دارد (05/0 >P). نتیجه گیری: بنابراین با آموزش مهارت های تنظم جویی هیجانی به والدین و دانش آموزان می توان نقش سایر عواملی که منجر به ناسازگاری و عدم انطباق دانش آموزان می شود را به نسبت تعدیل کرد. لذا به مسئولین آموزش و پرورش پیشنهاد می شود تا آموزش روابط والد- فرزند و مهارت های نظم جویی هیجانی را در یک الگوی متقابل والدین و دانش آموزان در دستور کار قرار دهند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان