ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۷۲۱.

تدوین برنامه خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی بر اساس فرهنگ ایرانی و تعیین اثربخشی آن بر کاهش افسردگی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۸۵
زمینه و هدف: فرضیه زیربنایی درمان مبتنی بر دلبستگی این است که تعاملات اعضای خانواده می تواند در شرایط صدمات دلبستگی، عملکرد ترمیمی داشته باشد؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر تدوین برنامه خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی متناسب با فرهنگ ایرانی و تعیین اثربخشی آن بر کاهش افسردگی نوجوانان است. روش: روش پژوهش حاضر از نوع آمیخته (کیفی: روش دلفی و کمّی: شبه تجربی) بود. در بخش کیفی جهت ساخت برنامه و تأیید مؤلفه های آن از نظرات 10 متخصص روان شناسی و مشاوره دانشگاه های علامه طباطبایی، گیلا،ن و مراکز مشاوره شهرستان رشت با راهبرد تحلیل مضمون استفاده شد. جهت تأیید مؤلفه ها از نسبت روایی محتوا و شاخص روایی محتوا استفاده شد. در بخش کمّی، برنامه ساخته شده روی 48 نوجوان با اختلال افسردگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر رشت بر اساس برنامه غربالگری انتخاب و به صورت تصادفی اجرا شد. بدین ترتیب این نوجوانان در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه شامل 24 نفر) جایدهی شدند و برنامه مداخله ای ساخته شده روی گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد، ولی گروه گواه هیچ مداخله ای در طی مراحل پژوهش دریافت نکرد ولی به آنها اطمینان داده شد که در پایان اجرای مطالعه، خلاصه ای از برنامه مداخله ای را دریافت کنند. برای اندازه گیری میزان افسردگی نوجوانان از آخرین نسخه اعتباریابی شده در ایران پرسشنامه افسردگی، اضطراب، تنیدگی (لویبند و لویبند، 1995) استفاده شد. برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش های شاخص روایی محتوا و نسبت روایی محتوا و در بخش کمی از تحلیل کوواریانس تک متغیری استفاده شد. یافته ها: بر اساس محتوای برنامه خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی و دیدگاه ها و تجربه های خبرگان در نشست اولیه، محورها، و بخش های سازنده برنامه بومی مورد تأیید قرار گرفت و در مراحل دلفی و محاسبه نسبت و شاخص روایی محتوا ، 15 مؤلفه و 98 شاخص برای برنامه خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی به دست آمد. همچنین نتایج نشان داد مداخله در کاهش معنادار افسردگی گروه آزمایش مؤثر بوده است (05/0>P). نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل از این پژوهش می توان نتیجه گرفت که برنامه مداخله ای تدوین شده با تأکید بر نظریه دلبستگی و بهبود رابطه بین نوجوانان و والدین شان، باعث کاهش افسردگی در نوجوانان شده است.
۷۲۲.

مقایسه اثربخشی زندگی درمانی و آموزش گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری بر تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۱۹
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی زندگی درمانی و آموزش گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری بر تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 شهر ساری در سال 1403 بود. 45 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس از مجتمع تخصصی باغبان (طوبی) انتخاب و در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس تاب آوری (CD-RS؛ کانر و دیویدسون، 2003) استفاده شد. گروه های آزمایش هر یک برای 8 جلسه 90 دقیقه ای مداخله را به صورت گروهی دریافت کردند. تحلیل داده ها به روش آماری تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج مقایسه زوجی نشان داد که فقط در گروه های مداخله بین نمرات پیش آزمون با پس آزمون و پیگیری تفاوت وجود داشت (05/0>P)؛ علاوه بر این نتایج مقایسه زوجی نشان داد که زندگی درمانی نسبت به آموزش گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری به طور معنادار تا مرحله پیگیری دارای اثربخشی بیشتری بر تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 بوده است (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که زندگی درمانی نسبت به آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری تاثیر بیشتری بر افزایش تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 داشته است.
۷۲۳.

بررسی رابطه تنظیم هیجان و پردازش هیجانی با ناگویی هیجانی در مردان با سوء مصرف مواد در شهر اصفهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۶۸
هدف پژوهش حاضر، بررسی ارتباط بین تنظیم هیجانی، پردازش هیجانی و ناگویی هیجانی در افراد مبتلا به سوء مصرف مواد است. روش این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این مطالعه را کلیه معتادانی که از سال ۱۴۰۲-۱۴۰۳ به کلینیک های ترک اعتیاد اصفهان مراجعه کرده اند تشکیل می دهند. تعداد ۵۰ نفر از مردان دارای سوء مصرف مواد به روش در دسترس از میان افراد در حال سم زدایی در کلینیک در شهر اصفهان، انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه راهبردهای تنظیم هیجان گراس، پرسشنامه پردازش هیجانی باکر و پرسشنامه الکسی تایمیا تورنتو استفاده شد. داده های پژوهش با نرم افزار SPSS ویرایش ۲۴ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که اثر پردازش هیجانی و تنظیم هیجانی بر روی ناگویی هیجانی معنادار ولی معکوس بوده است. هم چنین بین متغیرهای پردازش هیجان کل و ناگویی هیجانی همبستگی معنادار و معکوس وجود دارد و بین تنظیم هیجانی کلی با ناگویی هیجانی همبستگی وجود دارد و نهایتا بین پردازش هیجان کلی و تنظیم هیجان کلی نیز همبستگی وجود دارد.
۷۲۴.

Effectiveness of Compassion-Focused Therapy (CFT) and Schema Therapy on Psychological Well-Being and Sense of Psychological Coherence in Infertile Women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۲۴۴
Objective: This study aimed to compare the effectiveness of compassion-focused therapy (CFT) and schema therapy on psychological well-being and sense of coherence among infertile women. Methods and Materials: A quasi-experimental, pretest-posttest-follow-up design with a control group was used. Thirty infertile women referring to Saarem Hospital in Tehran during the first half of 2024 were randomly assigned to three groups: CFT (n=10), schema therapy (n=10), and waitlist control (n=10). The CFT group received eight sessions, and the schema therapy group received ten sessions. Psychological well-being was assessed using the 18-item Ryff Psychological Well-Being Scale, and sense of coherence was measured with the Flensborg et al. (2006) Sense of Coherence Questionnaire. Data were analyzed using multivariate analysis of covariance (MANCOVA) and Bonferroni post-hoc tests. Findings: MANCOVA results showed significant differences between groups on both psychological well-being and sense of coherence at posttest (Wilks’ Lambda = .350, F(4,54)=18.76, p<.001). Univariate tests indicated significant group effects on psychological well-being (F(2,27)=18.45, p<.001) and sense of coherence (F(2,27)=22.13, p<.001). Post-hoc analyses revealed that CFT significantly improved psychological well-being compared to schema therapy and control at posttest (p<.05), while schema therapy led to greater improvements in sense of coherence compared to CFT and control (p<.05). Both interventions maintained their effects at the one-month follow-up. Conclusion: The findings suggest that compassion-focused therapy is more effective in enhancing psychological well-being, whereas schema therapy is more effective in strengthening sense of coherence among infertile women. Both interventions showed sustained benefits over time, highlighting the importance of incorporating structured psychological treatments into infertility care to promote adaptive functioning and resilience.
۷۲۵.

نقش میانجی شفقت به خود در رابطه بین رضایت زناشویی و نشانگان افسردگی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۵
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی شفقت به خود در رابطه بین رضایت زناشویی و نشانگان افسردگی معلمان بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری معلمان مقطع ابتدایی شهر بیستون در نیمه دوم سال 1402 بودند که از بین آن ها 296 معلم با بهره گیری از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب گردید. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس رضایت از زندگی زناشویی انریچ (1989، EMSS)، مقیاس افسردگی بک (1996، BDI) و مقیاس شفقت به خود نف (2003، SCS) بود. داده ها به روش تحلیل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان دهنده برازش مطلوب داده ها با الگوی پیشنهادی پژوهش بود. همچنین نتایج نشان دادند رضایت زناشویی و شفقت به خود بر نشانگان افسردگی اثر مستقیم و معناداری داشتند (001/0>P). همچنین، رضایت زناشویی با میانجی گری شفقت به خود بر نشانگان افسردگی اثر غیرمستقیم و معنادار داشتند (001/0>P). در مجموع می توان گفت رضایتمندی زناشویی و شفقت به خود منجر به بهبود سلامت روان و کاهش مشکلات روان شناختی همچون نشانگان افسردگی در معلمان می شود.
۷۲۶.

استعدادیابی و پرورش استعداد در دانش آموزان با نیازهای ویژه: مطالعه مروری روایتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۸۰
زمینه و هدف: دانش آموزان با نیازهای ویژه برای شکوفایی توانایی های خود به آموزش های ویژه و خدمات حمایتی نیاز دارند، با وجود این، روی آوردهای سنتی آموزشی بیشتر بر نواقص و کشاکش های این دانش آموزان تمرکز داشته اند و کمتر به شناسایی و پرورش استعدادهای بالقوه آنان پرداخته اند. هدف این پژوهش، بررسی و تحلیل چهارچوب علمی استعدادیابی و پرورش استعداد در دانش آموزان با نیازهای ویژه است. روش : پژوهش حاضر یک مرور روایتی است که به بررسی چهارچوب علمی مرتبط با استعدادیابی و پرورش استعداد در دانش آموزان با نیازهای ویژه پرداخته است. جستجوی مقالات در پایگاه های معتبر علمی از جمله Google Scholar، Elsevier، PubMed، Scopus و پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID) با استفاده از کلیدواژه های مرتبط انجام شد. راهبرد جستجو شامل ترکیب عملگرهای بولی و محدودیت زمانی برای مقالات منتشرشده بین سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۵ بود. مقالات بر اساس معیارهای دقیق ورود و خروج بررسی شد که شامل انتشار در مجلات معتبر علمی، ارتباط مستقیم با موضوع پژوهش، و استفاده از روش های کمّی، کیفی، ترکیبی، و مروری بود. به منظور افزایش دقت و اعتبار تحلیل ها، از چارچوب استاندارد PRISMA برای شناسایی، غربالگری و انتخاب مطالعات استفاده شد. داده های حاصل از مقالات منتخب بر اساس اصول تحلیل مطالعات مرور روایتی طبقه بندی شدند تا چهارچوب علمی در حوزه استعدادیابی و پرورش استعداد استخراج شود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که روی آورد مبتنی بر نقاط قوت با تکیه بر مفاهیم تنوع عصبی و دوسو استثنایی، ظرفیت های کمتر دیده شده افراد با نیازهای ویژه را شناسایی و تقویت کرده و در ارتقای تحول شناختی، مهارت های اجتماعی، بهزیستی روان شناختی، و کیفیت زندگی آنها مؤثر بوده است. مدل های نظری مانند مدل بونتینکس، هورن، کوپر و همکاران و سوباتنیک و همکاران نیز بر غنای این حوزه افزوده است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش بر ضرورت تغییر نگرش در سیستم های آموزشی و سیاست گذاری های مرتبط با دانش آموزان با نیازهای ویژه تأکید دارد. مطالعات آینده باید بر توسعه و اجرای برنامه های آموزشی مبتنی بر توانمندی و استعدادیابی متمرکز شوند.
۷۲۷.

مقایسه اثربخشی درمان خود شفقت ورزی آگاهانه و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر تکانشگری نوجوانان دارای رفتارهای خودجرحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۱۲
مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان خود شفقت ورزی آگاهانه و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر تکانشگری نوجوانان دارای رفتارهای خودجرحی انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری یک ماه بود. جامعه آماری این پژوهش را نوجوانان دارای رفتارهای خودجرحی مراجعه کننده به هسته مشاوران اداره آموزش و پروش مناطق 8 و 13 شهر تهران در سال 1403 تشکیل داد. 45 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگذاری شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس تکانشگری بارات (BIS-11؛ پاتون و همکاران ، 1995) استفاده شد. خود شفقت ورزی آگاهانه و درمان مبتنی بر ذهنی سازی هر یک طی هشت جلسه 90 دقیقه ای به صورت گروهی اجرا شده است. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها نشان داد که در مقایسه با گروه کنترل دو مداخله درمان خود شفقت ورزی آگاهانه و درمان مبتنی بر ذهنی سازی تا مرحله پیگیری به طور معنادار بر کاهش تکانشگری موثر بوده است (05/0>P). همچنین یافته ها نشان داد که مداخله خود شفقت ورزی آگاهانه به طور معنادار نسبت به درمان مبتنی بر ذهنی سازی تاثیر بیشتری بر کاهش تکانشگری داشته است (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که درمان خود شفقت ورزی آگاهانه نسبت به درمان مبتنی بر ذهنی سازی اثر بیشتر بر کاهش تکانشگر نوجوانان دارای رفتارهای خودجرحی داشته است.
۷۲۸.

شناسایی فرصت ها و تهدیدهای ساختار سازمانی انجمن معتادان گمنام: با تأکید بر استراتژی های سازمانی، مکانیسم های بازتوانی و شیوه های درمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۷۴
هدف: پژوهش حاضر به شناسایی نقاط ضعف و نقاط قوت استراتژی های سازمانی و شیوه های درمانی انجمن معتادان گمنام پرداخت. روش: پژوهش حاضر کیفی مبتنی بر روش زمینه ای بود. جامعه پژوهش شامل صاحب نظران و اعضای انجمن با تعداد سال های پاکی بالا بود. بر اساس نمونه گیری هدفمند از نوع نظری و با استفاده از روش مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته تا حد اشباع دادهها و اشباع نظری، 18 نفر انتخاب شدند. بنابراین، با استفاده از کدگذاری های پیشنهادی استراوس و کربین، تحلیل داده ها بر اساس مدل سوآت انجام شد. یافته ها: تحقق اهداف انجمن در گرو حفظ تعادل نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها است. علی رغم تاکید بر برابری و دموکراسی مشورتی، قهرمان پروری ایدئولوژیک شخص محور بقای سازمانی را تهدید می کند. در مقابل، کمیته محوری و تلاش برای بازتولید نظم گروهی بر اساس فهم مشترک کنشگران کارکرد مناسبی برای انجمن دارد. به علاوه، شکل گیری تعلق خاطر افراطی به انجمن، اگرچه موجب انسجام درونی شده، نوعی تعصب که مانع از اعمال تغییرات منطبق با مقتضیات زمان در انجمن می شود را نسبت به اساسنامه ایجاد کرده است. همچنین، بروز گزینش گری های سلیقه ای انجمن را به سمت فرقه ای شدن سوق داده که پیامد آن ظهور دو نگرش تقابل جویانه است: انحصارگرایی در تخصصِ درمان اعتیاد و طرد سایر روش های درمانی. نتیجه گیری: انجمن معتادان گمنام با بهره گیری از معنادرمانی، بدنبال تغییر نگرش فرد و بازاجتماعی کردن او از طریق ایجاد بینشی جدید نسبت به خود است. این ساختار در کنار استفاده از روش های پرهیزمدار و گروه درمانی، موفقیت چشمگیری داشته است. هرچند با چالش هایی نظیر طرد سایر رویکردهای درمانی و نقد جایگزینی وابستگی از مواد مخدر به وابستگی به انجمن روبروست، اما همچنان بستری فرصت ساز برای بهبود اعضا فراهم می کند.
۷۲۹.

مدل یابی بخشش بر اساس هوش اخلاقی، هوش معنوی و رشد اجتماعی با میانجی گری احساس گناه در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۷۴
هدف: هدف پژوهش حاضر، مدل یابی بخشش بر اساس هوش اخلاقی، هوش معنوی و رشد اجتماعی با میانجی گری احساس گناه بوده است. روش شناسی: جامعه آماری پژوهش توصیفی-تحلیلی حاضر، شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی به تعداد 10000 دانشجو که در سال تحصیلی 1401-1402 در دانشگاه مشغول تحصیل بوده اند. تعداد نمونه آماری این پژوهش (24*20)، 480 نفر از دانشجویان در نظر گرفته شده است. برای جمع آوری داده های موردنیاز از مطالعات کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است.ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه هوش معنوی عبدالله زاده (1387)، هوش اخلاقی لنیک و کیل (2005)، رشد اجتماعی وایلند (1953)، بخشش هارتلند (2005)، احساس گناه گوکلر و جونز (1988) بوده است. آزمون های مورد استفاده شامل تحلیل عاملی تأییدی، نیکویی برازش، ضرایب مسیر و معنی داری، شاخص های نیکویی برازش، آزمون کولموگروف اسمیرنوف، ضریب همبستگی پیرسون و شاخص های نیکویی برازش بود. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داده است: بین هوش اخلاقی، هوش معنوی و رشد اجتماعی با احساس گناه رابطه منفی وجود دارد. بین هوش اخلاقی، هوش معنوی و رشد اجتماعی با بخشش رابطه مثبت وجود دارد. بین احساس گناه با بخشش رابطه مثبت وجود دارد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که هوش اخلاقی، هوش معنوی و رشد اجتماعی به طور مثبت بر بخشش تأثیر دارند، در حالی که احساس گناه نقش میانجی در این رابطه ایفا می کند.
۷۳۰.

ارزیابی مدل مفهومی گروه درمانی تعلل ورزی نوجوانان ایرانی با استفاده از رویکرد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۰۰
تعلل ورزی یکی از چالش های مهم در زندگی روزمره و تحصیلی نوجوانان است که موجب نگرانی های روان شناختی و کاهش عملکرد آنها می شود. این پژوهش به ارزیابی مدل مفهومی گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد جهت کاهش تعلل ورزی در نوجوانان ایرانی پرداخته بود. روش پژوهش از نوع توسعه ای با طرح آمیخته اکتشافی متوالی انجام شد. بخش کیفی با مصاحبه های نیمه ساختاریافته از ۱۷ نفر از استادان دانشگاه و مشاوران و بخش کمّی با توزیع پرسشنامه محقق ساخته ۳۵ سؤالی به ۴۰ نفر از خبرگان انجام شد. داده ها با استفاده از تحلیل مضمون و تحلیل عامل تأییدی در نرم افزار PLS تحلیل شد. مدل مفهومی شامل 5 بعد (مهارت های خودیاری، بستر اجرایی گروه درمانی، ذهن آگاهی، تعهد و ارزش گذاری، حمایت گروهی) و 35 مضمون پایه بود. مقادیر روایی همگرا برای تمامی ابعاد بالاتر از حد قابل قبول بوده و صرفاً نیاز به حذف دو گویه وجود داشت. یافته ها نشان می دهد که گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند به عنوان یک رویکرد مؤثر در کاهش تعلل ورزی نوجوانان مورد استفاده قرار گیرد. پیشنهاد می شود که این رویکرد در مدارس و مراکز مشاوره به منظور افزایش مسئولیت پذیری و خودکنترلی نوجوانان به کار گرفته شود.
۷۳۱.

پارادوکس درمانی به روش PTC برای درمان مشکلات شخصیتی: یک گزارش موردی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۱ تعداد دانلود : ۲۸۵
ویژگی های مشکل ساز شخصیتی، همانند اختلال های شخصیتی، محدودیت ها و هزینه های بسیاری را بر فرد، خانواده، اجتماع و نظام بهداشت و سلامت جامعه تحمیل می کنند. این دسته از مشکلات و اختلال های شخصیتی همواره برای درمانگران چالش برانگیز بوده اند. در این پژوهش، پارادوکس درمانی به روش PTC برای ویژگی های مشکل ساز شخصیتی معرفی می شود. در این مقاله، پارادوکس درمانی به روش PTC برای یک دختر 28 ساله (KB) که از مشکلات شخصیتی رنج می برد به طور کامل گزارش می شود. مقیاس سلامت روانی (MHI-28)، مقیاس استحکام من (ESS) و مقیاس درجه بندی ذهنی نتایج درمان (TOSRS) توسط بیمار تکمیل شد. نتایج چهار جلسه پارادوکس درمانی مشکلات شخصیتی خانم KB به روش PTC نشان داد که این مدل درمانی بسیار کارآمد و اثربخش بود. تغییرات و پیشرفت های درمانی در حد بالای 90% ارزیابی شد. نتیجه پی گیری سه ساله نشان داد که تغییرات درمانی در طول زمان رضایت بخش، مستمر و پایدار بوده و عودی هم صورت نگرفته است. بر اساس یافته های به دست آمده در مورد درمان مشکلات شخصیتی این مراجع، می توان نتیجه گرفت که پارادوکس درمانی به روش PTC برای اختلال ها و مشکلات شخصیتی، درمانی کارآمد و اثربخش است. نتایج پی گیری و تایید پایداری و استمرار تاثیرات درمانی در طول زمان نیز از عمق و گستردگی تاثیرگذاری این روش حمایت می کند. پارادوکس درمانی به روش PTC در عین حال درمانی بسیار کوتاه مدت و مقرون به صرفه است. کاربرد این مدل نوین پارادوکس درمانی برای اختلال ها و ویژگی های مشکل ساز شخصیتی پیشنهاد می شود.
۷۳۲.

روایت پژوهی تجربه زیسته زنان آسیب دیده از زندگی با همسران وابسته به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف: این پژوهش با هدف فهم عمیق و جامع از چگونگی شکل گیری، تداوم و تغییر تجربه زیسته زنان از زندگی با همسر وابسته به مواد مخدر در طول زمان است. روش: این پژوهش کیفی و از نوع روایت پژوهی است. جامعه آماری شامل همه زنان ساکن در شهر جونقان استان چهار محال و بختیاری بود که بطور متوسط 4 تا 5 سال با همسر وابسته به مواد خود زندگی کرده اند. از این بین، دوازده زن دارای همسر وابسته به مواد از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع معیار محور و با اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه روایتی جمع آوری شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل روایت و جهت اعتباریابی پژوهش از دو استراتژی بازخورد همتایان و روش کنترل اعضا استفاده شد. یافته ها: تجربه زیسته زنان از زندگی با همسر وابسته به مواد را می توان در چهار مرحله اصلی دسته بندی کرد: 1) مرحله پیش از اعتیاد 2) مرحله آغاز اعتیاد 3) مرحله بحرانی و 4) مرحله تصمیم گیری، که هر یک از این مراحل ویژگی ها، چالش ها و پیامدهای خاص خود را دارند. نتیجه گیری: تجربه زیسته زنان از زندگی با همسران وابسته به مواد یک فرآیند رشد و تغییر است که در هر مرحله مستلزم اقدامات و حمایت های اجتماعی مناسب است.
۷۳۳.

آینده روان درمانی: بررسی ادغام و پیامدهای هوش مصنوعی در شیوه های درمانی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۱ تعداد دانلود : ۲۰۴
هدف: این مطالعه با هدف بررسی ادغام و پیامدهای هوش مصنوعی در شیوه های درمانی معاصر انجام شده است. روش شناسی: در این پژوهش مروری ابتدا جستجوی مقالات انگلیسی و فارسی زبان نمایه شده در فاصله سال های 2015 تا 2025 در پایگاه های اطلاعاتی معتبر ملی و بین المللی شامل SID, PubMed, Science Direct, Web of Science و نیز موتور جستجوی Google Scholarبا استفاده از واژگان کلیدی روان درمانی، هوش مصنوعی، اختلالات روانی،شیوه های درمانی معاصر،اینترنت صورت گرفت. مقالات بازیابی و مرور شدند، سپس پیامدهای هوش مصنوعی در شیوه های درمانی معاصر استخراج و تحلیل گردید. در انجام این مطالعه اسنادی کلیه موارد اخلاقی شامل استناد بی طرفانه، اصالت متون و حفظ امانتداری رعایت شده است. یافته ها: این رویکرد می تواند شکاف موجود در استفاده از فناوری های هوش مصنوعی در مقایسه با سلامت جسمی را پر کرده و نقش مهمی در بهبود سلامت روان ایفا کند. نتیجه گیری: به نظر می رسد که تحقیقات بیشتری برای ارزیابی عوامل تعدیل کننده و تغییرات روان درمانی با ادغام هوش مصنوعی برای کارایی بیشتر آن مورد نیاز است. لذا، بر اساس مرور انجام شده یک دستور کار تحقیقاتی آینده پیشنهاد می شود تا بستری برای پژوهش های بیشتر در جامعه ایران در این زمینه ایجاد گردد.
۷۳۴.

شناسایی علل سازش و انصراف از طلاق در زوجین متقاضی طلاق توافقی: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۲۴۳
زمینه: با اینکه طلاق توافقی راهی است که زوجین به شیوه ای صلح آمیز، منطقی و خودخواسته به رابطه زناشویی خود پایان می دهند؛ اما برخی از زوج های درخواست کننده طلاق توافقی، علیرغم تمامی مشکلات موجود و تجارب ناخوشایند؛ همچنان تمایل به حفظ و ادامه زندگی زناشویی خود دارند و در فرایند انجام مراحل قانونی طلاق و مشاوره اجباری که لازمه طلاق توافقی است از تصمیم خود منصرف شده و مسیر سازش انتخاب می کنند. هدف: هدف از پژوهش حاضر شناسایی علل سازش و انصراف از طلاق در زوجین متقاضی طلاق توافقی است. روش: روش: روش پژوهش کیفی و از نوع داده بنیاد بود. جامعه آماری پژوهش 18 نفر از زوج هایی که در سال های 1400-1401 در جریان مشاوره طلاق در مرکز مشاوره سلامت غرب تهران از طلاق منصرف شده بودند، به شیوه هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. یافته ها: تحلیل مصاحبه ها با روش استراوس و کربین (1990)، منجر به استخراج 127 کد ثانویه،31 مفهوم اصلی، 17 مقوله و شناسایی مقوله مرکزی (سازش با شرایط موجود و ادامه زندگی مشترک)، شرایط علی (منابع مالی و اقتصادی، مسئولیت پذیری در قبال فرزندان، فرصت مجدد، ترس از تنهایی و انزوا، عدم وجود حامی و عدم تصمیم قطعی)؛ شرایط زمینه ای (شخصیت وابسته، تعارض با خانواده اصلی، شک و ابهام در تصمیم گیری)؛ شرایط مداخله گر (مسائل فرهنگی و اجتماعی، محدودیت فرصت ها و عدم استقلال فردی) شد. نتیجه گیری: براساس یافته ها؛ مجموعه ای از عوامل در تصمیم زوجین به انصراف از طلاق توافقی و سازش دخیل هستند؛ اما بهبود کیفیت زندگی و ثبات روابط زناشویی پس از انصراف از طلاق، مستلزم راهکارهایی است که زوجین برای حفظ زندگی زناشویی خود بکار می گیرند.
۷۳۵.

مرورنظام مند نارسایی های شناختی در بیماران مالتیپل اسکلروزیس وارائه الگوی جامع نارسایی های شناختی در این: مطالعه مروری (مرور نظام مند)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۷۱
مولتیپل اسکلروزیس (ام. اس) یک بیماری التهابی مزمن دستگاه عصبی مرکزی است که نشانه های این اختلال شامل دامنه گسترده ای از علایم بالینی از جمله اختلال شناختی می باشد. هدف پژوهش حاضر، ارائه الگویی جامع از نارسایی های شناختی افراد مبتلا به این بیماری است. این پژوهش که مطالعه ای بنیادی و مبتنی بر روش مرور نظام مند است، به بررسی مطالعات داخلی و خارجی در مورد نارسایی های شناختی و انواع آن در بیماری ام. اس پرداخته است. پایگاه های داده های معتبر انگلیسی مانند ساینس دایرکت و اسکوپوس در بازه زمانی سال های 2015 تا 2023 و پایگاه های داده های داخلی مانند مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و بانک اطلاعات نشریات کشور در بازه زمانی سال های 1394 تا 1402 به طور نظام مند مورد بررسی قرار گرفتند. پس از استخراج 2250 مقاله و انجام سه مرحله غربالگری شامل مطالعه مقدمه، چکیده و نتیجه گیری مقالات، 153 مقاله مرتبط باقی مانده و مورد بررسی کامل قرار گرفتندمقالات به زبان های انگلیسی یا فارسی و در بازه های زمان ذکر شده و مرتبط با نارسایی شناختی در این پژوهش وارد شدند.و معیار خروج آن ابتلا به سایر اختلالات سالمندی و رشدی و بالینی غیر مرتبط با بیماری ام.اس در نظر گرفته شد.تحلیل این مقالات نهایی منجر به شناسایی چهار متغیر اصلی نارسایی شناختی شامل حافظه، توجه، سرعت پردازش اطلاعات و خستگی شناختی شد. الگو جامع نارسایی های شناختی در بیماران ام. اس بر اساس این متغیرها ارائه شد. با توجه به دامنه گسترده اختلالات و نارسایی های شناختی ناشی از بیماری ام. اس، این مطالعه توانست به مهم ترین و اصلی ترین نارسایی ها دست یابد و با ارائه الگوی جامع، توجه محققان را به عوامل اصلی در تدوین و برنامه ریزی درمان های شناختی جلب کند.
۷۳۶.

شناسایی و تحلیل راهکارهای مدیریت انسانیت زدایی سازمانی در بخش دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۳۲
زمینه و هدف: انسانیت زدایی سازمانی به وضعیتی اشاره دارد که در آن سازمان ها، به ویژه از طریق رفتارها و سیاست هایشان، ارزش و کرامت انسانی کارکنان خود را نادیده می گیرند. این امر می تواند منجر به کاهش انگیزه، بهره وری و رضایت شغلی کارکنان شود و حتی تأثیرات منفی بر سلامت روان آنها داشته باشد. این مطالعه با هدف شناسایی و تحلیل راهکارهای موثر بر مدیریت انسانیت زدایی سازمانی در بخش دولتی ایران انجام گرفت. روش : روش پژوهش آمیخته (کیفی-کمی) بود. جامعه هدف پژوهش خبرگان آگاه به موضوع تحقیق بودند که برحسب انتخاب هدفمند در دسترس تا مرحله اشباع، تعداد 13 نفر بعنوان نمونه تحقیق مشخص گردید. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه های نیمه ساختاریافته و پرسشنامه های مقایسه زوجی بود، داده های کیفی جهت شناسایی راهکارهای موثر بر مدیریت انسانیت زدایی سازمانی با شیوه تحلیل -تماتیک مبتنی بر مدل براون و کلارک و داده های کمی با استفاده از تکنیک دیمتل تحلیل شد و برای این منظور از نرم افزارهای Maxqda10 و Excel2016 استفاده گردید. یافته ها: بعداز تحلیل داده ها، 200 مفهوم اولیه درقالب 35 تم فرعی و 15 تم اصلی موثر بر مدیریت انسانیت زدایی سازمانی دسته بندی شدند. نتایج نشان داد، راهکار «تقویت مشارکت» بیشترین اثرگذاری را بر سایر راهکار ها داراست، در مقابل راهکار «توسعه شغل» کمترین مقدار را به خود اختصاص داده است که به شدت تحت تاثیر راهکار های دیگر قرار دارد. نتیجه گیری: تقویت مشارکت کارکنان در سازمان، نقش حیاتی در موفقیت و پویایی آن دارد. مشارکت فعال کارکنان منجر به افزایش بهره وری، نوآوری و رضایت شغلی می شود و در نهایت به بهبود عملکرد کلی سازمان کمک می کند.
۷۳۷.

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر نشخوار خودانتقادی و احساس شرم و گناه مادران دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۹۸
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر نشخوار خودانتقادی، احساس شرم و گناه مادران دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اتیسم انجام شد. پژوهش حاضر به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش مادارن دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اتیسم شهر بوشهر در سال 1403 بودند که به روش در دسترس 24 نفر انتخاب و در دو گروه آزمایش (12 نفر) و کنترل (12 نفر) به صورت تصادفی قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس نشخوار خودانتقادی (SCRS؛ اسمارت و همکاران، 2016) و مقیاس احساس گناه و شرم (GASP؛ کوهن و همکاران، ۲۰۱۱) استفاده شد. گروه آزمایش طی 8 جلسه 90 دقیقه ای (هفته ای دو جلسه) به صورت گروهی تحت مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند. تحلیل داده ها به روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره انجام شد. یافته ها نشان داد که با کنترل پیش آزمون بین میانگین پس آزمون نشخوار خودانتقادی، احساس شرم و گناه در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. در مجموع می توان نتیجه گرفت که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی یک درمان موثر بر کاهش نشخوار خودانتقادی و احساس شرم و گناه در مادران دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اتیسم بود.
۷۳۸.

مطالعه مروری چالش ها و فرصت های استفاده از هوش مصنوعی در مشاوره و روان درمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۲۱
مقدمه: در دهه های اخیر، هوش مصنوعی به عنوان یکی از پیشرفت های کلیدی فناوری، در حوزه های مختلف ازجمله سلامت روان و خدمات مشاوره ای نفوذ یافته است و با توجه به گسترش کاربردهای آن، بررسی ابعاد مختلف بهره گیری از هوش مصنوعی در مشاوره و روان درمانی ضرورت می یابد. هدف: هدف این پژوهش بررسی فرصت ها و چالش های مرتبط با استفاده از هوش مصنوعی در حوزه مشاوره و روان درمانی، و تحلیل پیامدهای احتمالی آن بر ساختارهای حرفه ای و انسانی این عرصه است. روش: این مطالعه از نوع مرور نظام مند بوده و با جست وجو در پایگاه های گوگل اسکالر، اسکوپوس و پاب مد در بازه زمانی ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ انجام شد. در گام نخست، ۹۵ مقاله شناسایی گردید که پس از ارزیابی دقیق معیارهای روش شناختی، کیفیت پژوهشی و ارتباط موضوعی، ۱۴ مقاله دارای بالاترین سطح اعتبار و هم راستایی باهدف پژوهش برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. یافته ها: یافته ها نشان دادند که هوش مصنوعی می تواند موجب افزایش دسترس پذیری خدمات، رفع محدودیت های زمانی و مکانی، ارتقای دقت تشخیص، و ارائه مدل های نوین مشاوره مجازی شود. بااین حال، چالش هایی نظیر تهدید امنیت داده ها، احتمال افشای اطلاعات شخصی، تضعیف تعامل انسانی اصیل، کمبود تحلیل های عمیق و چندوجهی، و مسائل اخلاقی و نظارتی همچنان پابرجاست. نتیجه گیری: نتایج پژوهش بر ضرورت تدوین چارچوب های اخلاقی و فرهنگی متناسب باارزش های جامعه ایرانی، نظارت میان رشته ای متخصصان، و انجام پژوهش های کنترل شده کمی و کیفی تأکید دارد. به کارگیری هوش مصنوعی در مشاوره و روان درمانی تنها در صورتی می تواند مؤثر و انسانی باقی بماند که با ملاحظات فرهنگی، دینی و اخلاقی همساز گردد.
۷۳۹.

پیش بینی معنای زندگی بر اساس انعطاف پذیری روان شناختی و بهزیستی معنوی در زنان متأهل(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۰
تحقیق حاضر با هدف پیش بینی معنای زندگی بر اساس انعطاف پذیری روان شناختی و بهزیستی معنوی در زنان متأهل شهر قم صورت گرفت. این تحقیق از حیث هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری، کلیه زنان متأهل شهر قم بودند که بر اساس فرمول تاباچنیک و فیدل، 250 نفر از زنان متأهل با روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس معنای زندگی استایگر و فرایزر، مقیاس پذیرش و عمل (انعطاف پذیری روان شناختی) بوند و همکاران و مقیاس بهزیستی معنوی دهشیری و همکاران بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون هم زمان با کمک نرم افزار spss 24 صورت گرفت. یافته ها نشان داد بین انعطاف پذیری روان شناختی و معنای زندگی و نیز بین بهزیستی معنوی و معنای زندگی رابطه معنادار وجود دارد. انعطاف پذیری روان شناختی، بیشتر و بهتر از بهزیستی معنوی توانست تغییرات متغیر معنای زندگی را پیش بینی کند. این یافته ها می تواند علاوه بر کاهش تناقضات قبلی درخصوص پیشینه تحقیق، پژوهشگران و روان شناسان را بیش ازپیش به سمت توجه به مؤلفه دین در انجام پژوهش های مرتبط و نقش آموزه های دینی، انعطاف پذیری روان شناختی و بهزیستی معنوی در افزایش معنای زندگی سوق دهد.
۷۴۰.

Testing a Causal Model of Mathematics Academic Boredom Based on Metacognitive Strategies and Achievement Goal Orientation with the Mediating Role of Academic Procrastination(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۶
Objective: Academic boredom, as one of the key negative emotions in educational environments, particularly in mathematics, can lead to numerous effects. The present study was conducted with the aim of examining the model of mathematics academic boredom based on metacognitive strategies and goal orientations, mediated by academic procrastination, among high school students. Method: This research was descriptive in nature and employed path analysis. The statistical population included all female high school students in public schools in Tehran during the academic year 2024-2025, from which 400 individuals were selected using multi-stage cluster sampling. Data collection tools included the Academic Boredom Questionnaire (Pekrun et al., 2002), Self-Regulated Learning Questionnaire (Bouffard et al., 1995), Goal Orientations Questionnaire (Bouffard et al., 1998), and Academic Procrastination Questionnaire (Solomon & Rothblum, 1984). The data were analyzed using path analysis in SPSS 24 and AMOS 2024 software. Results: The results indicated that the proposed model has a good fit. metacognitive strategies (β=-0.13) and mastery goal orientation (β =-0.29), performance goal orientation (β= 0.19), and avoidance goal orientation (β= 0.05) had a direct and significant effect on mathematics academic boredom. Furthermore, academic procrastination mediated the relationship between goal orientations and academic boredom. Conclusions: These findings can inform the design of effective educational interventions to reduce academic boredom, emphasizing the strengthening of metacognitive strategies and promotion of mastery goal orientations as key self-regulatory tools. Such approaches not only mitigate academic procrastination but also enhance overall motivation and academic performance.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان