ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۲۱ تا ۶۴۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۶۲۱.

اثربخشی مداخله حل مسئله بر خودکارآمدی و انگیزه پیشرفت دانش آموزان دوره دوم متوسطه دارای وسواس فکری و عملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۵
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارت حل مسئله بر خودکارآمدی و انگیزه پیشرفت دانش آموزان دوره دوم متوسطه دارای علائم غیربالینی اختلال وسواس فکری_عملی بود. این مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۱ اجرا شد. جامعه آماری شامل ۲۳۷ دانش آموز مراجعه کننده به مرکز مشاوره روشن در خرم آباد بود که از میان آنها، ۲۴ نفر واجد شرایط به صورت در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۲ نفر) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه وسواسی_جبری مادزلی، پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شرر و پرسشنامه انگیزه پیشرفت هرمنس بود. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه ۳۰ تا ۶۰ دقیقه ای آموزش حل مسئله گروهی شرکت کرد. داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که آموزش حل مسئله به طور معناداری خودکارآمدی (در ابعاد میل به آغازگری و ادامه تلاش) و انگیزه پیشرفت را در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل افزایش داد و این اثرات در پیگیری دو ماهه پایدار ماند. این یافته ها بر اثربخشی مداخلات شناختی_رفتاری در بهبود مؤلفه های روان شناختی و حمایت از سلامت روان دانش آموزان در نظام آموزشی تأکید دارد.
۶۲۲.

روابط ساختاری خود بزرگ بینی با تجارب آسیب زای دوران کودکی: نقش میانجی قلدری سایبری در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۱
تجارب آسیب زای دوران کودکی می توانند تأثیرات بلندمدتی بر ویژگی های شخصیتی و رفتارهای اجتماعی افراد داشته باشند. پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط ساختاری بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و ویژگی خودبزرگ بینی، با نقش میانجی قلدری سایبری در نوجوانان انجام شد. این پژوهش از نوع همبستگی با روش تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان مقاطع متوسطه اول و دوم ناحیه دو شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بود. نمونه ای به حجم ۳۹۰ نفر با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شد. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه قلدری سایبری آنتیادو و همکاران (۲۱۰۶)، پرسشنامه ترومای دوران کودکی برنستاین و همکاران (۲۰۰۳) و مقیاس خودبزرگ بینی راسکین و تری (۱۹۸۸) بود. داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزارهای spss ۲۶ و Amose24 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که تجارب آسیب زای دوران کودکی تأثیر مستقیم و معناداری بر قلدری سایبری (β=.51) و خودبزرگ بینی (β=58.) دارد. همچنین، قلدری سایبری تأثیر مستقیم و معناداری بر خودبزرگ بینی (β=.71) داشت. نتایج تحلیل میانجی نشان داد که قلدری سایبری نقش میانجی معناداری در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و خودبزرگ بینی ایفا می کند (β=.58، P<.001). شاخص های برازش مدل (RMSEA=.063، CFI=.964) نشان دهنده تناسب مطلوب مدل بودند. نتایج پژوهش نشان داد که تجارب آسیب زای دوران کودکی می توانند از طریق افزایش رفتارهای قلدری سایبری، ویژگی خودبزرگ بینی را در نوجوانان تقویت کنند. این یافته ها بر اهمیت شناسایی و مداخله زودهنگام در مورد تجارب آسیب زای دوران کودکی و طراحی برنامه های آموزشی و روان شناختی برای کاهش رفتارهای قلدری سایبری تأکید دارند.
۶۲۳.

اثربخشی آموزش یکپارچگی حسی- حرکتی بر کارکردهای اجرایی، عزت نفس و روابط با همسالان دانش آموزان با اختلال یادگیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۸
مقدمه: اختلال یادگیری از چالش برانگیزترین اختلالات در زمینه روانشناسی و آموزش ویژه است. هدف: هدف پژوهش حاضر، اثربخشی آموزش یکپارچگی حسی- حرکتی بر کارکردهای اجرایی، عزت نفس و روابط با همسالان دانش آموزان با اختلال یادگیری بود. روش: این پژوهش از نوع ، نیمه آزمایش ی ب ا طرح پیش آزمون و پس آزم ون ب ا دو گ روه آزمایش و کنت رل بود. جامع ه آم اری شامل تمام ی دانش آم وزان ب ا ناتوان ی یادگ یری مراجعه کنن ده ب ه مرک ز آموزش ی و توانبخش ی مش کلات وی ژه یادگی ری ژرفای ذهن ش هر سنندج در س ال 1403-1402 بود که تعداد 30 دانش آم وز پسر با روش نمونه گی ری در دس ترس انتخاب و در 2 گ روه آزمایش ی (15 نف ر) و گ واه (15 نف ر) تقس یم شدند. ابزار گردآوری داده ها عبارت بودند از: پرسشنامه های استاندارد کارکردهای اجرایی، عزت نفس و روابط با همسالان و برگزاری دوره اثربخشی یکپارجگی حسی- حرکتی. داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 26 و به کمک تحلیل کواریانس چندمتغیره تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش یکپارچگی حسی- حرکتی بر ارتقای کارکردهای اجرایی، عزت نفس و روابط با همسالان دانش آموزان با اختلال یادگیری تاثیرگذار می باشد ، (001/0>P). به طوری که کارکردهای اجرایی از ۵/۴۲ به ۶/۸۵، عزت نفس از ۲۵/۳۳ به ۴۳/۶۲ و روابط با همسالان از ۱۰۳/۸ به ۷۷/۲۷ رسیده است. نتیجه گیری: نتایج بیانگر این بود که مداخله یکپارچگی حسی- حرکتی با ایجاد تجربه جدید به کارکردهای اجرایی، عزت نفس و روابط با همسالان را در بین دانش آموزان با اختلال یادگیری کمک کرده و می تواند به عنوان مداخله سودمند برای کاهش مشکلات دانش آموزان با اختلال یادگیری به کار گرفته شود.
۶۲۴.

ساخت و اعتباریابی مقیاس سنجش نگرش نسبت به فرزند آوری (ATCHS)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف این پژوهش، ساخت و اعتباریابی مقیاسی برای سنجش نگرش نسبت به فرزندآوری در زنان شاغل بدون فرزند بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان شاغل در شهر گلپایگان در سال های ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۲ بود که در بخش های دولتی و خصوصی اشتغال داشتند. نمونه گیری به روش در دسترس انجام شد و ۲۳۹ نفر از این زنان در مطالعه شرکت کردند. پرسشنامه سنجش نگرش به فرزندآوری، پس از بررسی روایی صوری و محتوایی و حذف ماده های تکراری یا مشابه، در قالب نسخه ای ۷۶ سؤالی طراحی گردید. با اجرای تحلیل عاملی، ۱۵ عامل اصلی استخراج شد که درمجموع، 86/79 درصد از واریانس کل پرسشنامه را تبیین کردند. در ادامه، با به کارگیری چرخش واریماکس و حذف یک عامل، ساختار نهایی ابزار شامل ۱۴ عامل با بارهای عاملی بالاتر از ۰/۵۰ مورد تأیید قرار گرفت. ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 96/0 به دست آمد که بیانگر هماهنگی درونی بسیار مطلوب گویه ها و اعتبار بالای ابزار است. همچنین، اعتبار بازآزمایی مقیاس ازطریق ضریب همبستگی 74/0 تأیید شد که نشان دهنده ثبات و همسانی مناسب پاسخ ها در طول زمان است.
۶۲۵.

تحلیل کتاب سنجی روند پژوهش های کاربرد هوش مصنوعی در آموزش ریاضی (از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۳۷
این پژوهش با هدف تحلیل و بررسی کتاب سنجی مطالعات مرتبط با کاربرد هوش مصنوعی در آموزش ریاضی انجام شده است. این مطالعات در نشریات معتبر نمایه شده در نمایه استنادی علوم اجتماعی از پایگاه داده Web of Science و با بهره گیری از نرم افزار VOS viewer مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج مورد انتظار شامل شناسایی نشریات فعال در این حوزه، بررسی توزیع زمانی و جغرافیایی مقالات، شناسایی نویسندگان برجسته، مجلات تأثیرگذار، موضوعات کلیدی، کاربردهای هوش مصنوعی، گروه های نمونه منتخب، روش های پژوهش استفاده شده و نیز بررسی نقش ها و الگوریتم های محبوب هوش مصنوعی بود. پژوهش به شیوه تحلیل کمّی و با مراحلی از گردآوری داده ها، تحلیل کمّی، تحلیل شبکه و استفاده از نرم افزار انجام گرفت. منابع بررسی شده بر پایه دو معیار اصلی انتخاب و ارزیابی شدند: نخست، استفاده از یک تکنیک مشخص هوش مصنوعی به عنوان ابزاری برای بهبود فرایند یادگیری یا آموزش، و دوم، برخورداری از شواهد تجربی مؤثر یا بررسی های جامع، و در یک بازه زمانی معین (۲۰۰۰-۲۰۲۴) انجام گرفت. یافته های پژوهش در قالب جداول، نمودارها و نقشه های علمی ارائه گردید تا تفسیر آسان تر و ایجاد درک عمیق تری از این حوزه علمی را امکان پذیر سازد.
۶۲۶.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با زوج درمانی هیجان مدار بر رضایت جنسی زنان دارای تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۵
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با زوج درمانی هیجان مدار بر رضایت جنسی زنان دارای تعارض زناشویی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل زنان دارای تعارض زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره خانواده سازمان بهزیستی شهر تهران در سال 1404 بود که 45 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. ابزار پژوهش تعارضات زناشویی ثنایی (1379،MCQ ) و رضایت جنسی هادسون و همکاران (1981،ISS ) بود. مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و زوج درمانی هیجان مدار در 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یک بار به صورت گروهی برای دو گروه آزمایش اجرا شد. داده ها با بهره گیری از تحلیل واریانس آمیخته تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد بین گروه زوج درمانی هیجان مدار و گروه کنترل در پس آزمون و پیگیری رضایت جنسی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P)، اما این تفاوت در گروه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و کنترل، معنادار نبود (05/0<P). نتایج نشان داد زوج درمانی هیجان مدار نسبت به درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به طور معناداری بر رضایت جنسی زنان دارای تعارضات زناشویی اثربخش تر بود و بین دو درمان تفاوت معنادار مشاهده شد (05/0<P). بنابراین می توان از زوج درمانی هیجان مدار بر بهبود رضایت جنسی در زنان دارای تعارضات زناشویی به عنوان یک درمان حمایتی بهره برد.
۶۲۷.

The Efficacy of Emotion-Focused Couple Therapy on Self-efficacy, Body Image Concerns, and Couple Burnout in Women with Sexual Dysfunction(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۰۰
Objective: This study examines the effectiveness of Emotion-Focused Couple Therapy (EFT) in addressing self-efficacy, body image concerns, and couple burnout among women experiencing sexual dysfunction. Methods:  The study utilized a semi-experimental pre-test-post-test design with a control group. The target population consisted of women diagnosed with sexual dysfunction in Ardabil City in 2024. Purposive sampling was employed to select 34 participants, divided equally into experimental (n=17) and control (n=17) groups. The experimental group participated in nine 90-minute Emotion-Focused Couple Therapy (EFT) sessions, while the control group received no intervention. Data collection involved administering several measures: the Female Sexual Function Index, General Self-efficacy Scale, Body Image Concern Inventory, and Couple Burnout Scale. Statistical analysis was conducted using multivariate analysis of covariance in SPSS-27. Results: The findings demonstrated significant improvements in several domains among women receiving EFT compared to the control group. Specifically, EFT led to substantial decreases in body image concerns (F=60.62), physical exhaustion (F=71.82), emotional exhaustion (F=44.34), and mental exhaustion (F=54.22), alongside notable increases in self-efficacy (F=59.40) (P<0.001). Conclusion: These results underscore the importance of integrating therapeutic approaches that consider both individual and relational dynamics in the treatment of sexual dysfunction.
۶۲۸.

نقش علائم اختلال شخصیت مرزی، روابط ابژه و ناگویی هیجانی در پیش بینی فرسودگی زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۰
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش علائم اختلال شخصیت مرزی، روابط ابژه و ناگویی هیجانی در پیش بینی فرسودگی زناشویی بود. روش پژوهش توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری شامل زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روانشناسی شیراز در سال 1404 بود. 250 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامه های فرسودگی زناشویی پاینز (CBM، 1996)، شخصیت مرزی لیشنرنیگ (BPI، 1999)، روابط ابژه بل (BORI، 1995) و ناگویی هیجانی تورنتو (TAS، 1994) پاسخ دادند. داده ها با آزمون تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شد. یافته ها نشان داد که علائم اختلال شخصیت مرزی، روابط ابژه و ناگویی هیجانی پیش بینی کننده مثبت و معنادار فرسودگی زناشویی هستند (001/0p<). همچنین نتایج نشان داد که علائم اختلال شخصیت مرزی، روابط ابژه و ناگویی هیجانی در مجموع 62 درصد از نمرات فرسودگی زناشویی را تبیین می کنند. این یافته ها نشان می دهد که تعامل میان سازه های شخصیتی و عاطفی، از جمله علائم اختلال شخصیت مرزی، الگوهای روابط ابژه و ناگویی هیجانی، نقش تعیین کننده ای در تبیین فرایند فرسودگی زناشویی دارد.
۶۲۹.

نقش میانجی همجوشی شناختی در رابطه بین اجتناب شناختی و بدشکلی بدن: مطالعه ای روی متقاضیان جراحی زیبایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۶۰
مقدمه: نتایج تحقیقات مختلف نشان داده است که متقاضیان جراحی زیبایی با مشکلات روانشناختی متعددی روبرو هستند به همین دلیل بررسی عوامل روانشناختی موثر بر این مشکلات از اهمیت بسزایی برخوردار است. هدف: هدف پژوهش حاضر نقش میانجی همجوشی شناختی در رابطه بدشکلی بدن با اجتناب شناختی در متقاضیان جراحی زیبایی بود. روش: طرح پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی و مبتنی بر تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل متقاضیان جراحی زیبایی در شهرهای زاهدان، مشهد و بجنورد در سال 1403-1402 بود که از بین آنها 261 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های همجوشی شناختی گیلاندرز و همکاران (2014)، اختلال بدشکلی بدن ربیعی و همکاران (2011) و اجتناب شناختی سکستون و دوگاس (2009) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر به کمک نرم افزارهای SPSS نسخه 24 و smart PLS نسخه 3 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: اجتناب شناختی تاثیر مثبت، غیر مستقیم و معنی داری بر اختلال بدشکلی بدن (01/0p<) داشت. اجتناب شناختی تاثیر مثبت، مستقیم و معنی داری بر عامل های همجوشی و گسلش داشت (01/0p<). عامل های همجوشی و گسلش تاثیر مثبت، مستقیم و معنی داری بر اختلال بدشکلی بدن (01/0p<) داشتند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن بود که همجوشی شناختی نقش واسطه ای معنی داری در رابطه اختلال بدشکلی بدن با اجتناب شناختی متقاضیان جراحی زیبایی داشت و پیشنهاد می گردد که تحقیقات بیشتری در این زمینه صورت گیرد تا نتایج دقیق تری به دست آید.
۶۳۰.

رابطه ی بین آزاردیدگی دوره ی کودکی با فرزندپروری فعلی مادران: نقش تعدیل گر تجربه های خیرخواهانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۲۰۰
مقدمه: آزاردیدگی دوره کودکی با پیامدهای متعددی همراه است و می تواند عملکرد فرد را در دوران بزرگسالی نیز تحت تاثیر قرار دهد. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیل گر تجربه های خیرخواهانه در رابطه ی بین آزاردیدگی دوره ی کودکی با فرزندپروری فعلی مادران بود. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران دارای فرزند 6 سال به بالای شهر کرمانشاه در سال 1400 بود. نمونه پژوهش شامل 269 مادر بود که از طریق نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه سبک های فرزندپروری (بامریند، 1991)، آزاردیدگی دوره کودکی (برنستاین و همکاران، 2003) و تجربیات خیرخواهانه (نارایان و همکاران، 2018) گردآوری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS-27 و Amos-24 و به روش ضریب همبستگی پیرسون، همبستگی جزئی و تحلیل مسیر انجام شد. یافته ها: نتایج ماتریس همبستگی نشان داد که میان تجربه آزاردیدگی دوره کودکی با فرزندپروری مقتدرانه رابطه منفی معنادار (28/0-r=)، و میان تجربه خیرخواهانه با فرزندپروری مقتدرانه رابطه مثبت معنادار (45/0r=) وجود دارد (05/0>P). شدت رابطه بین تجربه آزاردیدگی کودکی با فرزندپروری مقتدرانه فعلی مادران، پس از کنترل اثر تجربه خیرخواهانه به 10/0- تغییر نمود، که این رابطه به لحاظ آماری معنادار نیست. علاوه بر این، معناداری مسیر اثر تعاملی نیز نشانگر تائید نقش تعدیل گر تجربه خیرخواهانه بر شدت رابطه بین تجربه آزاردیدگی کودکی و فرزندپروری مقتدرانه فعلی مادران بود. نتیجه گیری: هرچه میزان تجارب خیرخواهانه بیشتر باشد شانس بکارگیری سبک فرزندپروری مطلوب یا مقتدرانه افزیش می یابد. علاوه برآن این تجارب می تواند از شدت اثرات نامطلوب تجربه آزاردیدگی کودکی نیز بکاهد. بنابراین پیشنهاد می گردد متخصصان بهداشت روان به نقش تجارب خیرخواهانه به عنوان یکی از راهکارهای پیشگیری و تعدیل اثرات نامطلوب تجربه ترومای کودکی در آموزش های والدین توجه ویژه ای مبذول دارند
۶۳۱.

الگوی عوامل مؤثر بر رفتارهای خودآسیب رسان در فضای مجازی: یک مطالعه آمیخته اکتشافی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۲۲۶
زمینه: رفتارهای خود آسیب رسان در بین نوجوانان به ویژه در ارتباط با فضای مجازی، در سال های اخیر شایع است و مشکلات متعددی را ایجاد کرده است؛ بنابراین بررسی این موضوع و تلاش برای ارتقای نوجوان، نیازمند درک جامع و عمیقی از رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی، متناسب با شرایط محیطی و فرهنگی هر کشور است. اگرچه در طول سال گذشته، افزایش رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی مورد توجه قرار گرفته است، اما تحقیقات بسیار کمی در مورد این موضوع حیاتی در ایران وجود دارد. هدف: پژوهش حاضر باهدف طراحی الگوی عوامل مؤثر بر رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی: یک مطالعه آمیخته اکتشافی انجام شد. روش: این پژوهش با رویکرد آمیخته (کمی و کیفی) و به شیوه اکتشافی در دو فاز انجام شده است. در فاز اول (بخش کیفی)، به منظور شناسایی رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی، از روش سه سویه سازی استفاده شد. جامعه آماری این بخش شامل خبرگان حوزه های درمان اختلال های روان شناختی ناشی از فضای مجازی، شامل روان شناسان، مشاوران و متخصصان مرتبط در سطح شهر تهران بود. نمونه گیری به روش هدفمند انجام شد و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری گردید. تجزیه وتحلیل داده های کیفی با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد و نتایج حاصل برای طراحی ابزار اولیه (پرسش نامه) مورد استفاده قرار گرفت. در فاز دوم (بخش کمی)، ابزار طراحی شده بر اساس نتایج بخش کیفی شامل پرسش نامه ای با محوریت اطلاعات فردی و رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی بود که به صورت آنلاین در سراسر ایران توزیع شد. جامعه آماری این بخش شامل والدین، معلمان، مشاوران و متخصصان مرتبط با حوزه پژوهش بود. نمونه گیری به روش دردسترس انجام شد و پرسش نامه های 400 نفر از افراد نمونه پس از ارزیابی های اولیه برای تجزیه وتحلیل نهایی انتخاب شد. داده های بخش کمی با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی و با کاربرد نرم افزار Smart PLS 3.8 مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: پژوهش حاضر نشان داد که رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی را می توان در دو مقوله اصلی دسته بندی کرد: عوامل فردی یا روان شناختی و عوامل اجتماعی. در ادامه، نتایج تحلیل عاملی تأییدی که بر روی داده ها انجام شد، برازش مناسب مدل دو عاملی رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی را تأیید نمود. همچنین، همبستگی مثبت و معناداری بین ابعاد عوامل فردی/روان شناختی و عوامل اجتماعی رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی مشاهده گردید (05/0 > P) که نشان دهنده روایی هم زمان مناسب ابزار است. اعتبار ابزار نیز از طریق محاسبه آلفای کرونباخ برای هر دو عامل بالاتر از 7/0 به دست آمد که حاکی از قابلیت اعتماد مطلوب ابزار می باشد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش می تواند مبنایی برای شناسایی و سنجش و مدیریت رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی در میان نوجوانان ایرانی و بهبود رفتارهای خود آسیب رسان در فضای مجازی در بین دختران متوسطه باشد.
۶۳۲.

بررسی تاثیر بازی های رایانه ای بر هیجان های پیشرفت و انگیزش تحصیلی با نقش میانجی راهبردهای شناختی در دانش آموزان پسر دبیرستانی دوره اول شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۹۰
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر بازی های رایانه ای بر هیجان های پیشرفت و انگیزش تحصیلی در میان دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول شهر تهران با نقش میانجی راهبردهای شناختی بود. روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی و با روش توصیفی-همبستگی (تحلیل مسیر) انجام شده است. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر دوره اول متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۰–۱۳۹۹ بود. نمونه گیری به روش تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انجام گرفت و ۳۵۶ نفر از چهار مدرسه پسرانه در منطقه ۶ شهر تهران انتخاب شدند. پس از پالایش داده ها، ۳۱۵ پرسشنامه معتبر تحلیل شد. ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامه انگیزش تحصیلی هارتر، پرسشنامه هیجانات پیشرفت پکران، پرسشنامه راهبردهای شناختی داوسون و مک اینری، و پرسشنامه محقق ساخته برای سنجش زمان بازی بود. داده ها با آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون و تحلیل میانجی گری به روش بوت استروپ (هایس) تحلیل شدند. یافته ها: بین استفاده از بازی های رایانه ای با هیجانات مثبت (r = -0.18)، انگیزش درونی (r = -0.23)، انگیزش بیرونی (r = -0.17)، راهبرد سازماندهی (r = -0.25) و بسط معنایی (r = -0.27) رابطه منفی و معنادار مشاهده شد. همچنین بین بازی های رایانه ای و هیجانات منفی رابطه مثبت معنادار وجود داشت (r = 0.22). نتایج رگرسیون نشان داد بازی های رایانه ای پیش بینی کننده منفی برای انگیزش درونی (β = -0.097، p = 0.041) و پیش بینی کننده مثبت برای هیجانات منفی (β = 0.158، p = 0.004) بودند. راهبرد سازماندهی نقش میانجی معناداری بین بازی و هیجانات مثبت (اثر غیرمستقیم = -0.13، p = 0.02)، هیجانات منفی (0.06، p = 0.04) و انگیزش درونی (-0.14، p = 0.02) ایفا کرد، اما در رابطه با انگیزش بیرونی معنادار نبود (p = 0.12). نتیجه گیری: نتایج نشان داد استفاده مفرط از بازی های رایانه ای به طور مستقیم و غیرمستقیم (از طریق کاهش راهبردهای شناختی) بر هیجانات تحصیلی و انگیزش دانش آموزان تأثیر منفی دارد.
۶۳۳.

بررسی تعیین تأثیر طلاق عاطفی و خشونت خانگی بر گرایش به روابط فرازناشویی با نقش میانجی گری پریشانی روان شناختی در زنان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۵۷
هدف از این پژوهش، تعیین تأثیر طلاق عاطفی و خشونت خانگی برگرایش به روابط فرازناشویی با نقش میانجی پریشانی روان شناختی بود. پژوهش حاضر ازلحاظ هدف کاربردی و ازلحاظ ماهیت و روش اجرا توصیفی از نوع همبستگی بود.جامعه آماری شامل تمامی زنان متأهل مراجعه کننده به کلینیک های مشاوره شهر تهران (470 نفر) که نمونه آماری 200 نفر از زن متأهل که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای حجم نمونه تعیین شد. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل مقیاس های طلاق عاطفی جان گاتمن (2000)، نگرش به خیانت مارک واتلی (2006)، پریشانی روانی سیمونز و گاهر (2005) و پرسشنامه خشونت علیه زنان حاج یحیی (2001) بود و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار استنباطی (مدل سازی معادلات ساختاری، تحلیل عامل اکتشافی، آزمون تی- استیودنت) به تناسب استفاده گردید. سطح معناداری 05/0 در ظر گرفته شد. جهت انجام تحلیل، از نرم افزار 20 -SPSS و24-AMOS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که خشونت خانگی اثر مثبت مستقیم بر پریشانی روان شناختی دارد.همچنین یافته های پژوهش نشان داد که طلاق عاطفی، پریشانی روان شناختی، خشونت خانگی و طلاق عاطفی اثر مثبت مستقیم بر پریشانی روان شناختی دارد و اثر مثبت مستقیم بر گرایش به روابط فرازناشویی دارد.
۶۳۴.

طراحی و اعتباریابی بسته معنادرمانی مبتنی بر دیدگاه آیت الله صفایی حائری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۳۸
خلأ معنا در زمره علل برخی از کژکاری هاست؛ از این رو معنادرمانی کمک به کشف معنای زندگی و خروج از خلأ هستی شناختی می باشد (براز، ساطع و فلسفی، 1402، ص39). دراین باره، گان و همکاران (2018) نشان دادند آموزش خودآگاهی مبتنی بر رویکرد معنادرمانی موجب افزایش میزان امید به زندگی در مبتلایان به سرطان سینه می شود؛ همچنین آگیونالدو و گازمن (2014) در پژوهش خود دریافتند معنادرمانی موجب افزایش هدفداری زندگی بیماران می شود. معنادرمانی از فنون قصد متضاد، بازتاب زدایی، اصلاح نگرش، حساس شدن، فراخوانی و گفتگوی سقراطی استفاده می کند. معنادرمانگران در غرب به دو گروه اصلی وجودگرایی و روان شناسی مثبت تقسیم می شوند. هر دو گروه با انتقادات جدی چون معناجویی منفعت طلبانه، غیرواقعی و سکولار (حسینی، 1402، ص ه) روبه رو هستند؛ همچنین دو رویکرد شاخص در ایران، توحیددرمانی و درمان معنوی خداسو به علت ساختارنایافته بودن (شریفی نیا، 1392، ص200) و طولانی بودن (اوصیاء، 1399) مورد انتقاد می باشند. با توجه به آنکه مبنای معنادرمانی انسان شناسی است؛ اگر انسان حی متأله (زنده خداجو) می باشد، پس حیات و خداباوری با هم گره خورده اند و درمان براساس ذات انسان که متأله است و براساس جایگاه وی (بندگی) شکل می گیرد (سلیمانی امیری و محمدی احمدآبادی، 1399، ص140)، اما اگر انسان موجودی محصور در بدن و مجبور در سرنوشت باشد، کاری جز خوراک، خواب و تلاوت تکرار ندارد (صفایی حائری، 1401، ص264). با توجه به تحقیقات انجام شده و گستره انتقادات به معنادرمانی های موجود، کشف مؤلفه های مبتنی بر دیدگاه آیت الله صفایی حائری به علت ابتنا بر انسان شناسی اسلامی و قرابت با فرهنگ ایرانی ضروری دانسته شد. افزون بر این، آیت الله صفایی حائری در زمان حیات خود مراجعان بسیاری داشته که توانسته است آنها را از بی معنایی رهانیده و به زندگی آنها حیاتی دوباره ببخشد؛ در این راستا پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی معنادرمانی مبتنی بر دیدگاه آیت الله صفایی حائری و اعتباریابی آن به انجام رسید. روش: پژوهش پیش رو به لحاظ هدف از نوع بنیادی و براساس ماهیت تحقیق از نوع ترکیبی مبتنی بر آمیختگی تحلیل محتوای قیاسی استقرائی بود. آثار           آیت الله صفایی حائری با تحلیل محتوای قیاسی و از زاویه معنادرمانی به صورت دقیق مطالعه و براساس آن مؤلفه های ناظر به ابعاد معنادرمانی شناسایی شد. واحد تحلیل داده ها از نوع تحلیل مضمون بود. داده ها در یک فرایند کدگذاری منظم در طبقات جایگذاری شدند. با توجه به دیدگاه های بدیع آیت الله صفایی حائری از روش استقرائی نیز استفاده شد؛ از این رو طبقات جدید تشکیل و پس از بررسی نهایی و اعمال نظر اصلاحی متخصصان روان شناسی و علوم اسلامی، مؤلفه های معنادرمانی و بسته آموزشی مبتنی بر آن تدوین شد. جامعه آماری، تمامی آثار مکتوب از آیت الله صفایی حائری بود. نمونه، هفت جلد از آثار ایشان (رشد، مسئولیت و سازندگی، انسان در دو فصل، حرکت، صراط، نامه های بلوغ و عوامل رشد، رکود و انحطاط) و کتاب اندیشههای پنهان که نگاه سیستمی به آثار ایشان دارد به صورت هدفمند انتخاب شد. اعتباریابی بسته معنادرمانی در دو مرحله انجام شد؛ در مرحله نخست، کاپا با رقم 78/0 در محدوده خوب تعیین گردید و در مرحله دوم، جهت به دست آوردن شاخص نسبت روایی محتوا از دیدگاه یازده تن از اساتید روان شناسی و علوم اسلامی استفاده شد. ضریب یادشده برای کلیه تکالیف بالای 63/0 به دست آمد و 22 فعالیت حذف شد. بسته آموزشی معنادرمانی حاضر در نُه جلسه 90 دقیقه ای به صورت خلاقانه و براساس روش های مداخلاتی معنادرمانی تنظیم شد. نتایج: آیت الله صفایی حائری زمینه های معنایابی را وسعت می بخشد و هشت طبقه اصلی را معرفی می کند که عبارت است از: 1. استعداد؛ 2. حرکت؛ 3. درک ترکیب؛ 4. درک وضعیت؛ 5. مرگ؛ 6. تنهایی؛ 7. رنج و 8. آرامش.
۶۳۵.

Effectiveness of Acceptance and Commitment Therapy on cognitive flexibility of Psychiatric Nurses: A Quasi-Experimental Study

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۱۴
Cognitive flexibility is critical for psychiatric nurses facing high-stress environments, yet effective interventions to enhance this skill are underexplored. This quasi-experimental study aimed to evaluate the impact of Acceptance and Commitment Therapy (ACT) on cognitive flexibility among psychiatric nurses. Sixty-two nurses from Razi and Saraye Ehsan psychiatric centers in Tehran were randomly assigned to experimental and control groups (n = 31 each). The experimental group participated in eight 90-minute group-based ACT sessions, adapted from Mohagheghi et al. (2015), incorporating interactive exercises, mindfulness practices, and homework to foster psychological flexibility. The control group received no intervention. Cognitive flexibility was assessed using the Cognitive Flexibility Inventory (CFI) at pretest and post test. Paired t-tests and analysis of covariance (ANCOVA) were employed to analyze within-group and between-group differences, controlling for pretest scores. The experimental group showed a significant increase in CFI scores (M_diff = 17.14, SD = 5.27; t(30) = 18.12, p < .001). ANCOVA revealed a significant group effect (F(1, 60) = 19.63, p < .001, η² = 0.71), with 71% of post test score variance attributed to the intervention. No significant demographic differences were found between groups. The findings suggest that ACT is an effective intervention for enhancing cognitive flexibility among psychiatric nurses, potentially improving their ability to cope with workplace stress. However, the small sample size and lack of long-term follow-up limit generalizability. Future research should explore ACT’s sustained effects and applicability across diverse healthcare settings.
۶۳۶.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تاب آوری و مولفه های اجتناب شناختی دانش آموزان دختر پرخاشگر با تاکید بر بستر فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۵۸
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تاب آوری و مولفه های اجتناب شناختی دانش آموزان دختر پرخاشگر با تاکید بر بستر فرهنگی بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان دختر پایه نهم شهر اهواز در سال 1402 بود. نمونه پژوهش 30 نفر از جامعه مذکور بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش(15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری بود. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه اجتناب شناختی سکستون و دوگاس (2008) و پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) بود. گروه آزمایش مداخله ی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، که شامل 8 جلسه 90 دقیقه ای و هفته ای دو جلسه بود را دریافت کردند و دوماه بعد مرحله پیگیری انجام شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس بااندازه گیری مکرر استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به طور معنی داری باعث افزایش تاب آوری و کاهش اجتناب شناختی در گروه آزمایش شده است. هم چنین نتایج این مطالعه نشان داد با به کارگیری درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و انطباق آن با نیازها و ویژگی های فرهنگی خاص، می توان وضعیت روانی و اجتماعی دانش آموزان دختر پرخاشگر را بهبود بخشید.
۶۳۷.

مدل یابی بی موبایل هراسی دانش آموزان بر اساس کیفیت رابطه والد- فرزند و سبک های دلبستگی: نقش میانجی احساس تنهایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۰۰
مقدمه: بی موبایل هراسی به ترس شدید یا اضطراب ناشی از دوری از تلفن همراه یا عدم دسترسی به آن اشاره دارد که می تواند بر سلامت روان و رفتار فرد تأثیر بگذارد. هدف: هدف پژوهش حاضر مدل یابی بی موبایل هراسی دانش آموزان بر اساس کیفیت رابطه والد – فرزند و سبک های دلبستگی با میانجی گری احساس تنهایی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه بود. روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و به شیوه معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی دانش آموزان دختر و پسر متوسطه دوم شهر خرم آباد در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۱ تشکیل دادند. از میان آن ها، تعداد ۲۹۹ نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و به پرسش نامه های بی موبایل هراسی یلدریم و کوریا (۲۰۱۵)، کیفیت رابطه والد- فرزندی فاین و همکاران (۱۹۸۳)، سبک های دلبستگی کولینز و رید (۱۹۹۰) و احساس تنهایی راسل (۱۹۹۶) پاسخ دادند. تحلیل داده های جمع آوری شده با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری در برنامه اسمارت پی ال اس نسخه ۳ انجام گرفت یافته ها: نتایج نشان دادند که کیفیت رابطه والد-فرزند با میانجی گری احساس تنهایی، اثری غیرمستقیم بر بی موبایل هراسی دانش آموزان داشت (β=0/481، p<0/01). همچنین، سبک های دلبستگی نیز از طریق احساس تنهایی، به طور غیرمستقیم بر بی موبایل هراسی دانش آموزان تأثیر معناداری داشت (β=0/481، p<0/01). کیفیت رابطه والد-فرزند (β=0/163، p<0/01) و سبک های دلبستگی (β=0/328، p<0/01) نیز به طور مستقیم بر بی موبایل هراسی دانش آموزان تأثیر معناداری داشتند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج، برگزاری کلاس های آموزشی برای والدین و دانش آموزان با هدف ارتقاء کیفیت رابطه والد–فرزند، آموزش سبک های دلبستگی و کاهش احساس تنهایی و در نتیجه کاهش بی موبایل هراسی در دانش آموزان پیشنهاد شد.
۶۳۸.

اثربخشی آموزش نظریه انتخاب بر پایستگی تحصیلی و نشاط ذهنی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۶۰
زمینه و هدف: دانش آموزان مهم ترین رکن نظام آموزش و پرورش کشور هستند. بررسی آموزش های روان شناختی با هدف ارتقای سطح سلامت روان دانش آموزان در تمامی جوامع توسعه یافته و در حال توسعه موضوعی بسیار مهم در نظر گرفته می شود. بدین ترتیب این پژوهش با هدف اثربخشی آموزش نظریه انتخاب بر پایستگی تحصیلی و نشاط ذهنی دانش آموزان انجام شد. روش : این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ شیوه اجرا از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر دوره دوم ابتدایی شهر تهران بود که از مرداد تا آبان 1403 برای مشاوره به دو مرکز خدمات روان شناختی شهر تهران مراجعه کرده بودند. حجم نمونه تعداد 34 نفر دانش آموز از جامعه آماری مذکور بود که به شیوه نمونه گیری دردسترس و با رعایت ملاک های ورود و خروج و داوطلبانه انتخاب شدند و به روش تصادفی ساده در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (17 نفر) جایدهی شدند. گروه آزمایش تحت آموزش برنامه نظریه انتخاب گلسر (1999) به مدت 10 جلسه قرار گرفتند در حالی که گروه گواه این آموزش را دریافت نکردند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه پایستگی تحصیلی (مارتین و مارش، 2008) و پرسشنامه نشاط ذهنی (رایان و فردری ک، 1997) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیری و با نرم افزار 25SPSS- انجام شد. یافته ها: بین دو گروه آزمایش و گواه از لحاظ پایستگی تحصیلی (518/14=F) و نشاط ذهنی (990/5 =F) در سطح 05/0 تفاوت معنادار آماری وجود دارد. نتیجه گیری: با توجه به این نتیجه از پژوهش حاضر می توان گفت نظریه انتخاب به دانش آموزان کمک می کند با اتخاذ انتخاب های سازنده تر به میزان بیشتری از پایستگی تحصیلی و نشاط ذهنی دست یابند.
۶۳۹.

اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر خستگی، خودشفقت ورزی و تاب آوری پرستاران خانگی سالمندان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۲۰۱
پرستاران خانگی سالمندان مشکلات روان شناختی از جمله خستگی و تاب آوری پایین را تجربه می کنند و برای بهبود این مشکلات به مداخلات روان شناختی نیاز است. بنابراین، هدف این مطالعه بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر خستگی، خودشفقت ورزی و تاب آوری پرستاران خانگی سالمندان بود. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه پرستاران خانگی سالمندان مراجعه کننده به سازمان بهزیستی شهرستان بابل در نیم سال دوم 1400 بود. حجم نمونه 30 نفر بود که به روش نمونه گیری در دسترس براساس معیارهای ورود به مطالعه، انتخاب و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. ابزار گردآوری داده ها مقیاس های خستگی اسمتس (MFI؛ 1996)، خودشفقت ورزی نف (SCS؛ 2003) و تاب آوری کانر و دیویدسون (RS، 2003) بود. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر شفقت را دریافت کردند. داده ها با تحلیل کوواریانس یک طرفه تحلیل شدند. نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر شفقت بر کاهش خستگی و بهبود خودشفقت ورزی و تاب آوری پرستاران خانگی سالمندان تأثیر داشت (0/01>p). بر اساس یافته های پژوهش می توان از درمان مبتنی بر شفقت برای کاهش خستگی و بهبود خودشفقت ورزی و تاب آوری پرستاران خانگی سالمندان سود جست.
۶۴۰.

نقش میانجی راهبردهای تنظیم هیجان در رابطه بین حس انسجام و معناسازی با تاب آوری در بیماران مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۱۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی راهبردهای تنظیم هیجان در رابطه بین حس انسجام و معناسازی با تاب آوری در بیماران مبتلا به سرطان انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه شامل افراد مبتلا به انواع سرطان انستیتو سرطان مجتمع بیمارستانی امام خمینی در سال ۱۴۰۳ در شهر تهران بود. در این پژوهش ۳۴۲ شرکت کننده از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های تاب آوری (۱۰CD-RISC ، کمپل-سیلز و اشتاین، ۲۰۰۷)، حس انسجام (SOC، آنتونوفسکی، ۱۹۹۳)، توانایی ادراک شده سازگاری با تروما (PACT، بونانو و همکاران، ۲۰۱۱)، پرسشنامه باورهای مرکزی (CBI، کان و همکاران، ۲۰۱۰) و تنظیم شناختی هیجان (CERQ، گارنفسکی و کرایج، ۲۰۰۶) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. نتایج نشان داد که حس انسجام، معناسازی و راهبردهای تنظیم هیجان بر تاب آوری اثر مستقیم و معنادار داشتند؛ همچنین اثر مستقیم معناسازی و حس انسجام بر راهبردهای تنظیم هیجان معنادار بود (۰۱/۰p<). نتایج آزمون بوت استرپ برای مسیرهای غیرمستقیم نیز نشان داد که راهبردهای تنظیم هیجان در رابطه بین حس انسجام و معناسازی با تاب آوری نقش میانجی داشت (۰۱/۰p<). بر این اساس می توان نتیجه گرفت که حس انسجام و معناسازی به صورت مستقیم و غیرمستقیم با میانجیگری حس انسجام بر تاب آوری تاثیر دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان