ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۲۱ تا ۶۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۰۷ مورد.
۶۲۱.

ارائه مدل ساختاری رفتارهای پرخطر بر مبنای حس انسجام و شفقت به خود با نقش میانجی خودآگاهی هیجانی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۱۱۰
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارائه ی مدل ساختاری رفتارهای پرخطر بر مبنای حس انسجام و شفقت به خود با نقش میانجی خودآگاهی هیجانی بود. روش: این پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم شهر قم بود که از بین آنها 200 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه ی رفتارهای پرخطر، پرسش نامه ی حس انسجام، پرسش نامه ی خودآگاهی هیجانی و پرسش نامه ی شفقت به خود بود. به منظور تحلیل مدل پژوهش از مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS-24 استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که حس انسجام، شفقت به خود و خودآگاهی هیجانی اثر منفی و معنی داری بر رفتارهای پرخطر داشتند. همچنین، حس انسجام و شفقت به خود نیز اثر مثبت و معنی داری بر خودآگاهی هیجانی داشتند. به علاوه، نتایج نشان داد که حس انسجام و شفقت به خود از طریق نقش میانجی گری خودآگاهی هیجانی اثر غیرمستقیم معناداری بر رفتارهای پرخطر داشتند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر ضرورت توجه به حس انسجام، شفقت به خود و خودآگاهی هیجانی را به عنوان عوامل تاثیرگذار در رفتارهای پرخطر برجسته می سازد.
۶۲۲.

بررسی اثربخشی درس «فلسفه معلمی در آموزش زبان انگلیسی» بر انگیزه شغلی دانشجو معلمان رشته دبیری زبان انگلیسی دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۳۲
این پژوهش کیفی با هدف بررسی میزان اثربخشی درس «فلسفه معلمی در آموزش زبان انگلیسی» بر انگیزه شغلی دانشجو معلمان دبیری زبان انگلیسی دانشگاه فرهنگیان استان مرکزی انجام شد. بدین منظور 91 نفر از دانشجو معلمان سال اول رشته دبیری زبان انگلیسی این دانشگاه به عنوان نمونه در دسترس انتخاب شدند. پیش از شروع اولین ترم تحصیلی، در یک مصاحبه ساختاریافته از آنها خواسته شد دلایل انتخاب حرفه معلمی را ذکر نمایند. بعد از برگزاری چهارده جلسه آموزشی، در مصاحبه دیگری از آنها خواسته شد تا در صورت انتخاب مجدد حرفه معلمی، دلایل انتخاب خود را بیان کنند. نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که آزمودنی ها، حرفه معلمی را به دلایل امتیازات شغلی (33%)، علایق شخصی (31%)، نقش اجتماعی معلم (%22)، توانمندی های شخصی (8%)، نقش خانواده (3%) و کارکرد معنوی معلمی (%3) انتخاب کرده بودند. همچنین آزمودنی ها میزان اثربخشی این درس را بر تقویت انگیزه شغلی شان موفقیت آمیز ارزیابی کردند و اذعان داشتند تحت تأثیر این درس در صورت داشتن فرصت مجدد، حرفه معلمی را به لایل نقش اجتماعی معلم (40%)، علایق شخصی (30%)، امتیازات شغلی (21%)، توانمندی های شخصی (5%) و کارکرد معنوی (4%) انتخاب خواهند کرد. بر اساس این یافته ها می توان نتیجه گرفت این درس در تقویت انگیزه شغلی دانشجو معلمان مؤثر است.
۶۲۳.

طراحی و اجرای برنامه ارزیابی، مداخله و پایش پیشگیری از خودکشی در سربازان ایرانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۲۴
اهداف خودکشی از مهم ترین علل مرگ در جهان است، به نحوی که دهمین علت مرگ در تمامی رده های سنی و سومین علت مرگ در بین افراد 15-24 سال است. خودکشی در محیط نظامی از جهات مختلف اهمیت دارد و این موضوع ضرورت اجرای برنامه پیشگیری از خودکشی برای این قشر را مضاعف می کند. در این مطالعه مقصود آن بوده که برای جامعه سربازان، برنامه پیشگیری از خودکشی بر مبنای مدل ارزیابی، مداخله و پایش خودکشی طراحی، پیاده سازی و ارزیابی گردد. مواد و روش ها در این مطالعه اقدام پژوهی، براساس مدل مذکور و با استفاده از بحث گروهی پنج نفر از خبرگان سلامت روان و افراد ذی ربط، برنامه ای در سه قسمت ارزیابی، مداخله و پایش تدوین شد و در یکی از پادگان های نظامی به مدت 1 سال به صورت آزمایشی اجرا گردید و با روش ترکیبی کمی/کیفی مورد ارزیابی قرار گرفت. داده های کمی با یک پادگان مشابه مقایسه شد. همچنین برای تعیین دقت سطح بندی خطر، در کنار مقیاس سنجش شدت خودکشی کلمبیا از مقیاس افکار خودکشی بک، مقیاس ناامیدی بک و پرسش نامه سلامت عمومی 28 استفاده شد. یافته ها در این مطالعه مشخص شد برنامه اجرا شده با مقیاس سنجش شدت خودکشی کلمبیا، با حساسیت بیشتری نسبت به روش سابق، می تواند خطر خودکشی را شناسایی کند و برحسب نظر افراد ذی ربط از نظر امکان پذیری، متناسب بودن، مقبولیت و اثربخشی شرایط قابل قبول دارد. نتیجه گیری مدل ارزیابی، مداخله و پایش خودکشی در صورتی که با شرایط محیط نظامی متناسب شود، برای کاهش خودکشی در سربازان مناسب خواهد بود و می توان در این مدل از مقیاس سنجش شدت خودکشی کلمبیا برای تعیین سطح تریاژ استفاده کرد.
۶۲۴.

نقش تعدیل کننده سبک فرزندپروری مقتدرانه در پیش بینی رفتارهای پر خطر بر اساس سه گانه تاریک شخصیت با میانجیگری تحمل پریشانی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۴۸
زمینه: در دوران نوجوانی، تمایل برای کسب تجارب جدید و آزمودن رفتارهای پرخطری که پیامدهای سوء برای نوجوان، خانواده و جامعه در بر دارد، زیاد است. به نظر می رسد رفتارهای نوجوانان روابط معناداری با ویژگی های شخصیتی و سبک های فرزندپروری دارد و این منجر به کاهش تحمل پریشانی و رفتارهای پرخطر در نوجوانان می شود. در مورد بررسی پیشایندهای تأثیرگذار بر رفتارهای پرخطر نوجوانان با میانجی گری متغیر تحمل پریشانی، خلا پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف از انجام این پژوهش، آزمون مدل علی گرایش به رفتارهای پرخطر نوجوانی بر اساس ابعاد تاریک شخصیت با توجه به نقش میانجی تحمل پریشانی و نقش تعدیل کنندگی سبک فرزندپروری مقتدرانه بود. روش: روش این پژوهش، توصیفی تحلیلی از نوع همبستگی و مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی نوجوانان 16 تا 20 ساله شهر اصفهان در سال تحصیلی 1403-1402 بود که بر حسب تعداد متغیرها و نظر کلاین (2023)، تعداد 476 نفر به عنوان نمونه آماری به روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها، پرسش نامه خطرپذیری نوجوانان ایرانی ( زاده محمدی و همکاران، 1387)، پرسش نامه سه گانه تاریک شخصیت (جانسون و وبستر،2010)، پرسش نامه اقتدار والدینی (بوری، 1991) و پرسش نامه تحمل پریشانی (سیمون و قاهر، 2005) بود. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون معادلات ساختاری برای سنجش برازش مدل و بررسی روابط مستقیم استفاده شد. هم چنین برای میانجی گری از روش بوت استرپ در برنامه مایکرو و هیز (2008) جهت سنجش روابط تعدیل گر با کمک نرم افزارهای SPSS-26 و AMOS26 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد مدل با داده ها از برازش خوبی برخوردار است (077/0 = RMSE، 923/0 =IFI و مقدار مجذور کای نسبی= 704/3) و تمام روابط مستقیم با رفتارهای پرخطر تأیید شد. یافته ها نقش میانجی گری تحمل پریشانی را در رابطه بین ابعاد تاریک شخصیت و رفتارهای پرخطر تأیید کردند (05/0 p<، 293/0- r=). هم چنین، نتایج حاکی از نقش تعدیل کنندگی سبک فرزندپروری مقتدرانه در رابطه بین ابعاد تاریک شخصیت با رفتارهای پرخطر نوجوانان بود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های مطالعه حاضر، می توان از متغیر های سه گانه تاریک، تحمل پریشانی و سبک فرزندپروری مقتدرانه، برای پیش بینی رفتارهای پرخطر نوجوانان استفاده کرد. هم چنین نتایج این پژوهش، جهت پیشگیری و آموزش مهارت های تحمل پریشانی و سبک های فرزندپروری در کلینیک های مشاوره و روان درمانی کاربرد دارد.
۶۲۵.

بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی پرسش نامه بین المللی اختلال سازگاری در دانشجویان شهر تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۸۰
اهداف پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی پرسش نامه بین المللی اختلال سازگاری شامل پایایی، روایی و تحلیل عاملی تأییدی در جمعیت دانشجویی انجام شده است. مواد و روش ها این مطالعه مقطعی بر روی ۴۹۵ دانشجوی ۱۸ تا ۵۰ ساله در شهر تهران از طریق نمونه گیری در دسترس انجام شد. داده ها به وسیله روش مداد-کاغذ در دانشگاه های شهر تهران و در بازه زمانی از ۲۰ دی تا ۲۲ اسفند سال ۱۴۰۲ جمع آوری شدند؛ شرکت کنندگان پس از اخذ رضایت آگاهانه، پرسش نامه بین المللی اختلال سازگاری (IADQ)، پرسش نامه بین المللی افسردگی (IDQ)، پرسش نامه بین المللی اضطراب (IAQ)، پرسش نامه بین المللی تروما (ITQ)، پرسش نامه بازبینی شده سوگ طولانی مدت (PG-13-R)، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و اختلال استرس پس از سانحه پیچیده (CPTSD) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS نسخه ۲۶ و Mplus نسخه ۸.۳.۲ تحلیل شدند. ساختار عاملی IADQ با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی (CFA) و به کارگیری روش های برآورد حداکثر درست نمایی مقاوم (MLR) و حداقل مربعات وزن دار مقاوم (WLSMV) بررسی شد؛ برازش مدل با ارزیابی شاخص های استاندارد مانند شاخص برازش تطبیقی (CFI)، شاخص تکرلویس (TLI)، ریشه میانگین مربعات خطای تخمین و شاخص ریشه میانگین مربعات باقیمانده استاندارد (SRMR) تعیین شد. روایی همگرا و افتراقی از طریق همبستگی با سایر پرسش نامه ها بررسی شده و پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ، ضریب اُمگا مک دونالد، میانگین همبستگی بین گویه ها (MIIC) و پایایی بازآزمون با ضریب همبستگی درون طبقه ای (ICC) ارزیابی گردید. یافته ها ضریب امگا برای کل مقیاس 0/94 به دست آمد. این مقیاس همبستگی مثبت و معنی داری با پرسش نامه های IDQ (0/49) ، PG-13-R (0/59) و IAQ (0/64) نشان داد. همچنین، همبستگی بین مقیاس IADQ و PTSD (0/14) و CPTSD (0/09) ضعیف گزارش شد. نتیجه گیری در مجموع یافته ها نشان داد نسخه فارسی پرسش نامه بین المللی اختلال سازگاری در جمعیت دانشجویی شهر تهران از روایی و پایایی مناسبی برخوردار است.
۶۲۶.

بررسی اثربخشی آموزش خودمراقبتی روان شناختی بر انعطاف پذیری شناختی و تحمل پریشانی در دانش آموزان پسر با آمادگی به اعتیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۰
هدف: پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی آموزش خودمراقبتی روان شناختی بر انعطاف پذیری شناختی و تحمل پریشانی در دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم که آمادگی بالایی به اعتیاد داشتند انجام شد. روش: پژوهش حاضر نیمه-آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم شهرستان هرسین در سال تحصیلی 1403- 1402 بود. در این پژوهش تعداد 30 دانش آموز با آمادگی به اعتیاد به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) گمارده شدند. آزمودنی های گروه آزمایش آموزش خودمراقبتی روان شناختی را طی 10 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش مقیاس انعطاف پذیری شناختی، مقیاس تحمل پریشانی و مقیاس گرایش به اعتیاد بود. داده های پژوهش با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش خودمراقبتی روان شناختی در جهت افزایش انعطاف پذیری شناختی و تحمل پریشانی دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم موثر واقع شد. نتیجه گیری: آموزش خودمراقبتی روان شناختی در مدارس پسرانه دوره متوسطه می تواند به افزایش انعطاف پذیری شناختی و تحمل پریشانی دانش آموزان کمک کند و احتمال گرایش دانش آموزان به اعتیاد را کاهش دهد.
۶۲۷.

Identification of Psychological Risk and Protective Factors of Obesity in Women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۲
Objective: Obesity is a complex, multifactorial, chronic, and progressive disease that has become a crucial public health problem worldwide. Therefore, it seems necessary to identify risk and protective factors to prevent obesity and treat obesity. This study aims to identify the risk and protective factors of obesity in women. Method: The study was descriptive-correlational. The research sample consisted of 429 overweight and obese women, selected through voluntary sampling. To collect data, a physical activity questionnaire, core beliefs of eating questionnaire, self-criticism questionnaire, shame and guilt scale, self-esteem scale, body image concern questionnaire, stress-anxiety-depression questionnaire, and weight self-efficacy questionnaire were used. The obtained data were analyzed using stepwise regression using SPSS 24. Results: The findings showed that among obesity risk factors (core beliefs of eating, self-criticism, shame and guilt, concern about body image, stress-anxiety-depression), the core beliefs of eating, stress, and depression can predict obesity. Also, the research results showed that among obesity protective factors (weight self-efficacy, self-esteem, and physical activity), weight self-efficacy can predict obesity improvement more than other variables. Conclusion: Based on the results of the present research, we can say that the variables of core beliefs about eating, stress, and depression as risk factors and the variable of self-efficacy as a protective factor can predict body mass index.
۶۲۸.

Presenting a Structural Model of the Effectiveness of Cognitive-Based Intervention on Fat and Cortisol Profiles with the Mediating Effect of Brain-Behavioral Systems, Cognitive Flexibility in Overweight People with High Stress(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۷۳
Objective : The present study aimed to present and investigate the structural model of the effectiveness of the cognitive-based intervention on cortisol and lipid profiles, with the mediating effect of cognitive flexibility and behavioral brain systems in overweight people with high stress. Method : The research design was experimental with a control group, pre-test-post-test, and follow-up design. Multivariate analysis of covariance was used to analyze the data. The statistical population of this research was all 190 people referred to the cosmetic surgery clinic in 2023. The research sample consisted of 30 people (15 for the experimental group and 15 for the control group) selected through the purposeful sampling method and according to the research inclusion and exclusion criteria. The respondents answered the Behavioral Activation / Inhibition Systems Scale (Carver & White, 1994) and Connor and Davidson’s Flexibility Questionnaire (2003). A semi-structured interview was used to measure stress. Results : The results of univariate covariance analysis showed a significant difference between the two experimental and control groups in the variables of brain-behavioral systems (F = 3.824, P = 0.035) and cognitive flexibility (F = 4.958, P = 0.032). Also, the effectiveness of the cognitive intervention on cortisol was 0.70. It means that 79% of the changes obtained in the post-test scores of the experimental group were due to the intervention. Conclusion : We can conclude that stress leads to an increase in overweight and a reduction in an individual's flexibility and positive attitude toward body image. Therefore, using Yoga, breathing exercises, cognitive therapy, and treating overweight people to manage their stress correctly is necessary.
۶۲۹.

ویژگی های روان سنجی فرم کوتاه پرسشنامه روان شناختی سبک های تفکر جنایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۵
این مطالعه با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی فرم کوتاه پرسشنامه روان شناختی سبک های تفکر جنایی (PICTS-L-SF) انجام شد. پژوهش حاضر از نوع پژوهش های کمی و توصیفی است که در جامعه آماری زندانیان مرد محکوم در زندان اردکان انجام شد. ۲۴۴ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل فرم کوتاه پرسشنامه روان شناختی سبک های تفکر جنایی (PICTS-L-SF) بود. از تحلیل عاملی تأییدی، همبستگی پیرسون و همسانی درونی برای بررسی روایی و پایایی استفاده شد. همسانی درونی از طریق محاسبه ضریب همبستگی هر یک از سؤالات با ابعاد مقیاس محاسبه شد و ضرایب مطلوب بودند. تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم از برازش مطلوبی برخوردار بود و نتایج نشان داد بارهای عاملی بالاتر از 0.40 است. مقدار آلفای کرونباخ برای تفکر جنایی فعال، واکنشی و نمره کل تفکر جنایی به ترتیب 0.89، 0.91 و 0.95 بدست آمد که نشان دهنده پایایی مطلوب پرسشنامه بود. بر اساس نتایج این مطالعه، فرم کوتاه پرسشنامه روان شناختی سبک های تفکر جنایی (PICTS-L-SF) ابزاری مناسب  برای سنجش افکار مجرمانه در زندانیان مرد است.
۶۳۰.

Examining the Mediating Role of Rumination in the Relationship Between Early Maladaptive Schemas and Job Performance

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۲
Background: Early maladaptive schemas (EMSs) and rumination have been recognized as significant factors influencing occupational performance; however, their direct and indirect interactions within the workplace have not been thoroughly investigated. This study aimed to analyze the effects of EMSs on job performance and the mediating role of rumination. Methods: A cross-sectional design was utilized, employing standardized questionnaires to evaluate EMSs, levels of rumination, and job performance among employees. Structural equation modeling (SEM) was used to ascertain the direct and indirect relationships between the variables. Results: The findings revealed that EMSs exerted a significant direct negative effect on job performance (β = -0.33) and indirectly diminished performance through rumination, which was strongly correlated with EMSs (β = 0.65; β = -0.51). These results are consistent with previous studies that emphasize the role of EMSs in triggering repetitive negative thinking patterns, thereby diminishing individuals' capacity to manage work-related stress. Conclusions: EMSs and rumination emerged as significant predictors of job performance. Interventions aimed at addressing rumination and fostering supportive organizational environments may alleviate the negative effects of EMSs and enhance employee productivity. The findings highlight the importance of identifying and managing these factors to promote mental health and organizational effectiveness.
۶۳۱.

اگوی هوش هیجانی، هوش معنوی و حمایت اجتماعی با خلاقیت و انگیزه دانش آموزان با نقش میانجی گری خودسازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۱۹۵
زمینه: حمایت اجتماعی قدرتمندترین نیروی مقابله ی دشواری برای رویارویی موفقیت آمیز و آسان در زمان درگیری با شرایط تنش زا شناخته شده و تحمل مشکلات را برای بیماران تسهیل می کند. هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر هوش هیجانی و معنوی و حمایت اجتماعی بر خلاقیت و انگیزه با نقش میانجی گری خودسازی بوده است. روش: پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دانش آموزان در درس هنر پایه ی چهارم ادبی استان المثنی به تعداد ٦٣٣ نفر بود، با استفاده از فرمول کوکران تعداد ٨٤١ نفر از آنان با روش نمونهگیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای جمعآوری داده_های پژوهش، از شش پرسشنامه استاندارد هوش هیجانی گلمن )2001(، هوش معنوی کینگ )2008(، حمایت اجتماعی زیمنت و همکاران)1988(، خودسازی کوپر )1997(، خلاقیت تورنس و انگیزه تحصیلی هارتر )1981( استفاده شد، روایی پرسشنامه به تایید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه هوش هیجانی ٩٨/٠، هوش معنوی ٤٨/٠، حمایت اجتماعی ٩٨/٠، خلاقیت ٧٨/٠، انگیزه تحصیلی ١٩/٠ و خودسازی ٩٧/٠ مورد تایید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد هوش هیجانی، معنوی، حمایت اجتماعی و خودسازی بر خلاقیت و انگیزه دانش آموزان تاثیر مثبت و معنی داری دارد، همچنین نتایج نشان داد که نقش میانجی خودسازی در تاثیر گذاری هوش هیجانی، معنوی و حمایت اجتماعی بر خلاقیت و انگیزه دانش آموزان مثبت و معنی دار می باشد. نتیجه گیری: حمایت اجتماعی، از طریق ایفای نقش واسطه ای میان عوامل تنش زای زندگی و بروز مشکلات جسمی و روانی و همچنین تقویت شناخت دانش آموزان، باعث کاهش تنش و افزایش انگیزه در دانش آموزان می شود.
۶۳۲.

شناسایی و تحلیل راهکارهای مدیریت انسانیت زدایی سازمانی در بخش دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۵
زمینه و هدف: انسانیت زدایی سازمانی به وضعیتی اشاره دارد که در آن سازمان ها، به ویژه از طریق رفتارها و سیاست هایشان، ارزش و کرامت انسانی کارکنان خود را نادیده می گیرند. این امر می تواند منجر به کاهش انگیزه، بهره وری و رضایت شغلی کارکنان شود و حتی تأثیرات منفی بر سلامت روان آنها داشته باشد. این مطالعه با هدف شناسایی و تحلیل راهکارهای موثر بر مدیریت انسانیت زدایی سازمانی در بخش دولتی ایران انجام گرفت. روش : روش پژوهش آمیخته (کیفی-کمی) بود. جامعه هدف پژوهش خبرگان آگاه به موضوع تحقیق بودند که برحسب انتخاب هدفمند در دسترس تا مرحله اشباع، تعداد 13 نفر بعنوان نمونه تحقیق مشخص گردید. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه های نیمه ساختاریافته و پرسشنامه های مقایسه زوجی بود، داده های کیفی جهت شناسایی راهکارهای موثر بر مدیریت انسانیت زدایی سازمانی با شیوه تحلیل -تماتیک مبتنی بر مدل براون و کلارک و داده های کمی با استفاده از تکنیک دیمتل تحلیل شد و برای این منظور از نرم افزارهای Maxqda10 و Excel2016 استفاده گردید. یافته ها: بعداز تحلیل داده ها، 200 مفهوم اولیه درقالب 35 تم فرعی و 15 تم اصلی موثر بر مدیریت انسانیت زدایی سازمانی دسته بندی شدند. نتایج نشان داد، راهکار «تقویت مشارکت» بیشترین اثرگذاری را بر سایر راهکار ها داراست، در مقابل راهکار «توسعه شغل» کمترین مقدار را به خود اختصاص داده است که به شدت تحت تاثیر راهکار های دیگر قرار دارد. نتیجه گیری: تقویت مشارکت کارکنان در سازمان، نقش حیاتی در موفقیت و پویایی آن دارد. مشارکت فعال کارکنان منجر به افزایش بهره وری، نوآوری و رضایت شغلی می شود و در نهایت به بهبود عملکرد کلی سازمان کمک می کند.
۶۳۳.

مدل مفهومی تفکر انتقادی مبتنی بر منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۵۳
مقدمه و اهداف: تفکر انتقادی امروزه به عنوان یکی از مهارت های اساسی و حیاتی برای همه افراد در جوامع مختلف شناخته می شود و جایگاه ویژه ای در نظام های آموزشی سراسر جهان دارد. این مهارت به واسطه تأثیرگذاری بر توسعه مهارت های شناختی سطح بالا نظیر تأمل، خودآگاهی و تحلیل مسائل پیچیده، نقش مهمی در توانمندسازی افراد برای تصمیم گیری های منطقی و حل مسائل در زندگی شخصی و حرفه ای ایفا می کند.  در دنیای پرتحول امروز، تفکر انتقادی برای مواجهه با چالش های ساده و پیچیده اهمیت زیادی دارد، به ویژه در برابر پدیده هایی مانند اخبار جعلی و نظریه های توطئه در فضای مجازی که نیازمند تحلیل و مدیریت هوشمندانه اطلاعات است. تفکر انتقادی فرآیندی پیچیده و چندبعدی است که شامل تفکر منطقی، ارزیابی شواهد و تصمیم گیری بر پایه استدلال می شود. اندیشمندان آن را گاه تفکری معقول و بازتابی و گاه فرایندی هدفمند و خودگردان می دانند. از سوی دیگر، آموزه های دینی به ویژه قرآن و روایات اسلامی نیز تأکید زیادی بر تفکر و تعقل دارند. قرآن کریم در آیات متعددی انسان ها را به تأمل و نقد باورها و سنت های بی اساس دعوت می کند و آن ها را از پذیرش کورکورانه آموزه های گذشته بر حذر می دارد. این رویکرد در راستای پرورش عقل و جلوگیری از جمود فکری است. اندیشمندانی مانند مطهری و ابن سینا نیز بر اهمیت تفکر نقادانه تأکید داشته و آن را عاملی مؤثر در رشد عقلانی و دوری از تعصب و قضاوت های عجولانه دانسته اند. علی رغم وجود پژوهش های متعدد در حوزه تفکر انتقادی از منظر روان شناسی، تعلیم و تربیت و فلسفه، هنوز مدلی جامع و مشخص که مبتنی بر منابع اسلامی باشد و مؤلفه های تفکر انتقادی را به طور دقیق تبیین کند، ارائه نشده است. هدف این پژوهش، شناسایی مؤلفه های تفکر انتقادی از منابع اسلامی و تدوین مدل مفهومی کاربردی برای تقویت این مهارت است. این مدل با تأیید متخصصان می تواند زمینه ساز برنامه های آموزشی مؤثر و ارتقای تصمیم گیری منطقی در سطوح فردی و اجتماعی شود. روش: این پژوهش از نظر هدف، بنیادی و از نظر رویکرد، آمیخته است که شامل ترکیب روش های کیفی و کمّی به صورت متوالی اکتشافی می باشد. در بخش کیفی، برای شناسایی مفاهیم مرتبط با تفکر انتقادی در منابع اسلامی، از روش معناشناسی زبانی و تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. جامعه آماری شامل قرآن کریم و منابع روایی معتبر از کتب درجه «الف» و «ب» و آثار پیشوایان دینی تا سده پنجم هجری است. نمونه گیری به صورت غیرتصادفی و هدفمند انجام شده و داده ها با نظر کارشناسان تجزیه و تحلیل گردیده است. ابتدا با روش معناشناسی زبانی، مفاهیم مشابه تفکر انتقادی در قرآن و روایات شناسایی شد. سپس این داده ها با استفاده از تحلیل محتوای کیفی بررسی گردید تا مضامین اصلی استخراج شود. در تحلیل محتوا، داده ها به صورت نظام مند طبقه بندی شده و مفاهیم کلیدی شناسایی شدند. در بخش کمّی، برای ارزیابی روایی محتوایی مؤلفه ها از روش         توصیفی زمینه یابی استفاده شد. نظرات پنج کارشناس در مرحله مفاهیم و هفت کارشناس در مرحله مؤلفه ها به صورت هدفمند جمع آوری شد. شاخص روایی محتوایی (CVI) محاسبه و مفاهیمی که مقدار آن کمتر از 0.79 بود، حذف گردید. ویژگی های جمعیت شناختی کارشناسان شامل تحصیلات حوزوی و دانشگاهی نیز بررسی شد تا از تخصص آن ها اطمینان حاصل شود. درنهایت، روند مراحل پژوهش از آغاز تا پایان به صورت طرح نما ارائه شد تا سیر پژوهش و نحوه دستیابی به نتایج به روشنی مشخص شود. این فرآیند موجب افزایش دقت و اطمینان در یافته های پژوهش شده است. یافته ها: یافته های این پژوهش منجر به تدوین یک مدل مفهومی جامع برای تفکر انتقادی مبتنی بر منابع اسلامی شد. در مرحله نخست، با بهره گیری از روش معناشناسی زبانی و تحلیل محتوای کیفی، مفاهیم مرتبط با تفکر انتقادی استخراج شد. در این راستا، ابتدا ۱۴ مفهوم کلیدی شناسایی گردید که پس از ارزیابی روایی محتوایی توسط کارشناسان، هشت مفهوم اصلی شامل فکر نظام مند، حقیقت جویی، گشوده فکری، پرسشگری، شنونده فعال، استقلال فکری، انعطاف پذیری و فهم عمیق تأیید و انتخاب شد. مدل مفهومی طراحی شده، در سه بُعد ساختاربندی شد: بعد شرایطی: این بعد به عواملی اشاره دارد که زمینه ساز شکل گیری تفکر انتقادی هستند. مؤلفه هایی همچون فکر نظام مند (برنامه ریزی و نظم در اندیشه)، حقیقت جویی (جستجوی فعالانه حقیقت)، گشوده فکری (پذیرش دیدگاه های مختلف)، پرسشگری (طرح سؤالات بنیادین) و شنونده فعال (گوش دادن دقیق و تحلیلی) در این بعد قرار دارند. بعد هسته ای: این بعد به ماهیت و جوهره تفکر انتقادی پرداخته و شامل استقلال فکری (اتکای فرد به قضاوت شخصی)، قدرت پردازش اطلاعات (تحلیل و استنباط داده ها)، انعطاف پذیری (سازگاری با شرایط جدید) و فهم عمیق (درک عمیق از مسائل) است. بعد پیامدی: این بعد بر پیامدها و نتایج حاصل از تفکر انتقادی متمرکز است. مؤلفه هایی چون ارتباط سازنده (تعامل مؤثر با دیگران)، خودهشیاری (آگاهی از نقاط ضعف و قوت فردی)، بازنگری و ارتقای دانش (مرور و اصلاح آموخته ها)، تصمیم گیری منطقی و سخن مستندانه (استدلال بر اساس شواهد) در این بعد گنجانده شده اند. در مرحله کمّی، میزان روایی محتوایی این مؤلفه ها توسط هفت کارشناس حوزه علوم انسانی و روان شناسی بررسی شد. شاخص CVI برای تمامی مؤلفه ها بالاتر از 0.85 گزارش شد که نشان دهنده اعتبار بالای مدل ارائه شده است. این مدل قابلیت تبدیل به ابزارهای سنجش روان شناختی و برنامه های آموزشی برای ارتقای مهارت تفکر انتقادی را داراست.   شکل 1. مدل مفهومی تفکر انتقادی مبتنی بر منابع اسلامی           نتیجه گیری: فکر انتقادی به عنوان یک مهارت بنیادین، نقشی اساسی در رشد فکری، تصمیم گیری آگاهانه و حل مسائل پیچیده دارد. پژوهش حاضر با هدف طراحی یک مدل مفهومی از تفکر انتقادی مبتنی بر منابع اسلامی، نشان داد که آموزه های دینی می توانند چارچوبی جامع و کارآمد برای پرورش این مهارت ارائه دهند. مدل استخراج شده نشان می دهد که تفکر انتقادی نه تنها به مهارت های فردی محدود نمی شود، بلکه با مؤلفه هایی همچون حقیقت جویی و گشوده فکری، زمینه ساز تعامل مؤثر با محیط و پذیرش دیدگاه های متنوع است. استقلال فکری به افراد این توانایی را می دهد که از تعصب و تقلید کورکورانه دوری کرده و با تحلیل منطقی به نتایج قابل اعتماد دست یابند. همچنین انعطاف پذیری و فهم عمیق به آن ها کمک می کند تا در شرایط متغیر، تصمیم گیری های منطقی و هوشمندانه داشته باشند. از منظر آموزه های اسلامی، تأکید بر تفکر، تعقل و تدبر، نشان دهنده اهمیت بالای تفکر انتقادی در ارتقای سطح فکری و اخلاقی انسان است. این آموزه ها بر پرهیز از تعصب، دعوت به پرسشگری و بررسی عمیق امور تأکید دارند. به ویژه در عصر اطلاعات که انسان با انبوهی از داده ها و اخبار جعلی مواجه است، بهره گیری از تفکر انتقادی می تواند مانع از گمراهی و تصمیم گیری های نادرست شود. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که با به کارگیری این مدل مفهومی می توان برنامه های آموزشی مؤثری برای تقویت مهارت تفکر انتقادی طراحی کرد. این مدل می تواند به عنوان یک الگوی علمی برای پرورش تفکر نقادانه در سطوح مختلف آموزشی و فرهنگی مورد استفاده قرار گیرد. در نهایت، توصیه می شود این مدل در قالب ابزارهای سنجش و برنامه های آموزشی مورد آزمون و بازنگری قرار گیرد تا ضمن ارتقای دقت آن، امکان به کارگیری مؤثر آن در تربیت نسل هایی با توانمندی تفکر نقادانه فراهم شود. همچنین پژوهش های آینده می توانند با تمرکز بر مقایسه این مدل با سایر الگوهای بین المللی، نقاط قوت و کاستی های آن را شناسایی و اصلاح کنند.
۶۳۴.

بازشناسی مفهومی مؤلفه های روانشناختی ذهن آگاهی در نهج البلاغه؛ پاسخی به کم معناسازی ذهن آگاهی غربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۴۸
 مقدمه و اهداف: در سال های اخیر، ذهن آگاهی به عنوان یکی از مفاهیم محوری روان شناسی سلامت و درمان های موج سوم جایگاه ویژه ای یافته است. این مفهوم به معنای آگاهی فعال و بی قضاوت از لحظه حال تعریف می شود و در کاهش استرس، ارتقای تاب آوری و بهبود سلامت روانی مؤثر شناخته شده است؛ با این حال، بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که رویکرد غالب به ذهن آگاهی در روان شناسی غربی، ماهیتی سکولار و فردگرایانه دارد و از ریشه های معنوی و اخلاقی خود فاصله گرفته است. چنین نگرشی ابعاد وجودی، اخلاقی و اجتماعی ذهن آگاهی را کم رنگ کرده و آن را به ابزاری برای خودتنظیمی تقلیل داده است. در نقطه مقابل، سنت اسلامی و به ویژه نهج البلاغه امام علیj ظرفیت های غنی برای بازتعریف ذهن آگاهی در چارچوبی معنوی، اخلاقی و الهیاتی دارد. این پژوهش با هدف بازشناسی مؤلفه های روان شناختی ذهن آگاهی در نهج البلاغه و بررسی هم راستایی آن با ادبیات علمی معاصر انجام شد. انتظار می رود نتایج این تحقیق زمینه ساز تدوین چارچوبی بومی برای طراحی مداخلات روان شناختی مبتنی بر آموزه های اسلامی و تلفیق روان شناسی مدرن با میراث دینی شود. روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به روش تحلیل مفهومی انجام گرفت. در گام نخست، مرور نظام مند منابع علمی حوزه ذهن آگاهی صورت پذیرفت و پنج مؤلفه کلیدی شامل توجه آگاهانه به لحظه حال، پذیرش بدون قضاوت، مشاهده گری ذهنی، خودآگاهی هیجانی و شفقت نسبت به خود و دیگران شناسایی شد. این مؤلفه ها چارچوب تحلیلی مطالعه را تشکیل دادند. سپس متن نهج البلاغه (ترجمه دشتی و شهیدی) با روش تحلیل محتوای قیاسی بررسی و بخش های مرتبط کدگذاری شد. هر عبارت هم راستا با مؤلفه های ذهن آگاهی علامت گذاری و در جداول تطبیقی ثبت شد. برای افزایش اعتبار درونی، تحلیل ها با نظر متخصصان روان شناسی اسلامی و علوم قرآنی بازبینی و اصلاح گردید. این فرایند موجب شفافیت مفهومی، انسجام نظری و جلوگیری از سوگیری شخصی شد. درنهایت داده های کدگذاری شده مورد تحلیل تفسیری و مقایسه ای قرار گرفتند تا وجوه اشتراک و تمایز میان آموزه های علوی و ادبیات روان شناسی مدرن آشکار شود. نتایج: یافته ها نشان دادند که مؤلفه های پنج گانه ذهن آگاهی با آموزه های نهج البلاغه کاملاً هم راستا هستند. امام علیj در حکمت ها و نامه های مختلف به حضور آگاهانه در لحظه اکنون، درنگ پیش از واکنش های هیجانی، مشاهده گری بی طرفانه نسبت به حالات درونی، خودآگاهی اخلاقی و شفقت نسبت به خویشتن و دیگران تأکید کرده است؛ برای نمونه در حکمت ۲۷۹ بر اهمیت بهره گیری از فرصت حال تأکید شده که با حضور ذهنی و توجه به اکنون در روان شناسی مدرن همخوانی دارد. همچنین در نامه ۳۱، امام علیj به خودآگاهی هیجانی و معیار قرار دادن نفس برای تنظیم روابط اجتماعی اشاره می کند؛ افزون بر این، مفاهیم دیگری همچون تذکر، مراقبه، تقوا و احسان نیز در متن نهج البلاغه برجسته است که ابعاد اخلاقی و الهیاتی ذهن آگاهی را غنی تر می سازد؛ ابعادی که در رویکردهای سکولار کمتر دیده می شوند. بدین ترتیب ذهن آگاهی در سنت علوی نه صرفاً یک فن روان شناختی، بلکه سلوکی اخلاقی و معنوی می باشد که مسئولیت پذیری، رشد درونی و پیوند با امر قدسی را دربرمی گیرد. بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان دادند که نهج البلاغه افزون بر پوشش مؤلفه های شناخته شده ذهن آگاهی در روان شناسی مدرن، ابعاد الهیاتی و اخلاقی تازه ای به آن می افزاید؛ از این منظر، ذهن آگاهی در سنت اسلامی تنها به کاهش استرس یا بهبود تمرکز محدود نمی شود، بلکه به مثابه شیوه ای از زیست معنوی و مسئولانه مطرح است. این تفاوت، فرصت ارزشمندی برای طراحی الگوهای بومی ذهن آگاهی فراهم می آورد؛ الگوهایی که هم اثربخشی روان شناختی دارند و هم با بافت فرهنگی و اعتقادی جوامع اسلامی سازگارند. چنین رویکردی می تواند در تربیت معنوی، آموزش مهارت های زندگی و مداخلات روان شناختی مبتنی بر ارزش های اسلامی به کار گرفته شود؛ با این حال، محدودیت هایی همچون تفسیری بودن تحلیل مفهومی و استفاده از تنها یک متن دینی وجود دارد که ضرورت پژوهش های تکمیلی با متون دیگر مانند قرآن و صحیفه سجادیه را برجسته می سازد. درمجموع، این پژوهش گامی نخست برای پیوند میان روان شناسی نوین و معارف اسلامی است و می تواند زمینه ساز توسعه مدل های نظری و کاربردی ذهن آگاهی اسلامی گردد. تعارض منافع: نویسنده اعلام می دارد که هیچ تعارض منافعی در این پژوهش وجود ندارد.
۶۳۵.

مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار و شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی بر عدم تحمل بلاتکلیفی در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۸
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار و شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی بر عدم تحمل بلاتکلیفی در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی شمال و شمال غرب شهر تهران در سال 1402 بود. در مرحله اول تعداد 45 نفر با نمره 10 و بالاتر در مقیاس اختلال اضطراب فراگیر انتخاب و سپس به شیوه تصادفی ساده در 2 گروه آزمایش (هر گروه 15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. سپس بیماران گروه های آزمایش تحت درمان هیجان مدار و شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از مقیاس اختلال اضطراب فراگیر (GAD-7) اسپیتزر و همکاران (2006) و مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (IUS-27) سکستون و داگاس (2009) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 28 با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور تاثیر معناداری بر کاهش عدم تحمل بلاتکلیفی داشته اند (0/05>p). نتایج آزمون تعقیبی بن فرونی نشان داد که درمان هیجان مدار تاثیر بیشتری دارد (0/05>p). می توان نتیجه گیری کرد که علاوه بر اثربخش بودن هر دو درمان، تقدم استفاده در درمان مشکلات بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر با درمان هیجان مدار است.
۶۳۶.

روابط ساختاری خشم و تصمیم گیری اخلاقی با میانجی گری همدلی و بازداری رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۶
این پژوهش با هدف بررسی روابط ساختاری خشم و تصمیم گیری اخلاقی با میانجی گری همدلی و بازداری رفتاری انجام شد. طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش تمامی افراد بزرگسال شهر تبریز در سال 1403 بودند که از میان آن ها، نمونه ای به حجم 286 نفر به شیوه دردسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از نسخه تجدیدنظر شده تکلیف تصمیم گیری اخلاقی روزمره (روزن و همکاران، 2015)، خرده مقیاس رگه خشم پرسشنامه حالت- رگه خشم (اسپیلبرگر، 1999)، مقیاس همدلی اساسی (جولیف و فارینگتون، 2006) و خرده مقیاس بازداری مقیاس سیستم های مغزی- رفتاری (کارور و وایت، 1994) استفاده شد. برای تحلیل داده ها نیز از ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها نشان داد خشم با همدلی رابطه مثبت و با بازداری رفتاری رابطه منفی دارد (0/01>p). همچنین بین همدلی و بازداری رفتاری با تصمیم گیری اخلاقی رابطه مثبت برقرار بود (0/05>p). بین خشم و تصمیم گیری اخلاقی رابطه مستقیم معناداری وجود نداشت (0/05<p)؛ اما اثر غیرمستقیم خشم بر تصمیم گیری اخلاقی به واسطه همدلی و بازداری رفتاری معنی دار بود (0/05>p). مبتنی بر یافته ها استنباط می شود که همدلی و بازداری رفتاری در رابطه خشم و تصمیم گیری اخلاقی نقش واسطه ای دارند و توجه به این عوامل می تواند به منظور ارتقای تصمیم گیری اخلاقی سودمند باشد.
۶۳۷.

پیش بینی سلامت اجتماعی براساس علائم اختلال وسواسی - اجباری: نقش واسطه ای شفقت به خود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۸
سلامت اجتماعی می تواند متأثر از سلامت روان شناختی باشد. ویژگی های وسواسی ازجمله اختلال های روانی هستند که ممکن است به سلامت اجتماعی آسیب وارد کنند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف پیش بینی سلامت اجتماعی براساس علائم اختلال وسواسی- اجباری با نقش میانجی شفقت به خود انجام گرفته است. این مطالعه توصیفی ازنوع همبستگی و مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری 20 هزار و 997 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز بود که براساس جدول کریسی- مورگان، ۳۸۰ نفر به عنوان نمونه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردید. ابزارهای گردآوری داده ها شامل، سیاهه وسواس هاجسون و راچمن (۱۹۷۷)، مقیاس سلامت اجتماعی کییز و شاپیرو (۲۰۰۴) و مقیاس شفقت به خود نف (۲۰۰۳) بود. داده ها توسط نرم افزار SPSS و AMOSE نسخه 24 تحلیل شد. یافته ها نشان داد بین علائم وسواسی- اجباری، شفقت به خود و سلامت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد (01/0P<). به طور کلی، ۸۱ درصد از واریانس سلامت اجتماعی توسط علائم وسواسی تبیین شد. علائم وسواسی و شفقت به خود اثر مستقیم معناداری بر سلامت اجتماعی داشتند (001/0P<) و مسیر غیرمستقیم علائم وسواسی بر سلامت اجتماعی با میانجی گری شفقت به خود نیز معنادار بود (01/0P<). درنتیجه، مدل مفهومی پژوهش دارای برازش آماری مطلوب بود. نتیجه گیری می گردد، افراد دارای ویژگی های وسواسی معمولاً از سطح پایینی از شفقت به خود برخوردارند که می تواند از عوامل تضعیف سلامت اجتماعی آنان باشد.
۶۳۸.

رابطه سرزندگی ذهنی و همجوشی شناختی با خستگی ذهنی در افراد مبتلا به سوءمصرف مواد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۶
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه سرزندگی ذهنی و همجوشی شناختی با خستگی ذهنی در افراد مبتلا به سوءمصرف مواد شهر اصفهان در سال 1403 انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه اعضای فعال مراکز ترک اعتیاد ( براساس درمان نگهدارنده), در شهر اصفهان تشکیل داد. این پژوهش نمونه گیری در دسترس ۸۰ نفر فعال در مرکز ترک اعتیاد همگام در نظر گرفته شد که به دلیل ریزش و پاسخ ندادن افراد نمونه به پرسشنامه ها، تعداد آن ها به ۶۶ نفر رسید. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه همجوشی شناختی گیلاندرز و همکاران(2010)، پرسشنامه سرزندگی ذهنی رایان و فردریک (1997) و مقیاس خستگی چالدر (1993)، بود. یافته های پژوهش نشان داد که بین متغیرهای همجوشی شناختی و خستگی ذهنی همبستگی معنادار و مستقیم وجود دارد. همچنین بین سرزندگی ذهنی با خستگی همبستگی معکوس و معنی دار وجود دارد (P<05/0). با توجه به یافته های پژوهش سرزندگی ذهنی و همجوشی شناختی، توان پیش بینی خستگی ذهنی در افراد مبتلا به سوءمصرف مواد زا دارا می باشند.بنابراین با آموزش سرزندگی ذهنی و مدیریت همجوشی شناختی، می توان خستگی ذهنی افراد دارای اختلال سوءمصرف مواد را کاهش داد.
۶۳۹.

مدل علّی اعتیاد به اینترنت بر اساس بدرفتاری والدین با نقش میانجی قلدری در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۴
زمینه و هدف: اعتیاد به اینترنت به عنوان یکی از مشکلات اصلی سنین نوجوانی به شمار می رود. بدرفتاری والدین و قلدری نوجوانان در تبیین مشکلات نوجوانان می توانند نقش قابل ملاحظه داشته باشند. بدین ترتیب مطالعه حاضر با هدف بررسی مدل علّی اعتیاد به اینترنت بر اساس بدرفتاری والدین با نقش میانجی قلدری در دانش آموزان انجام شد. روش: پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی بود و از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شده است. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه یکم شهر اهواز در سال تحصیلی 1403- 1402 و حجم نمونه انتخاب شده برابر با 235 دانش آموز از جامعه آماری بیان شده با استفاده از روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس بود. برای گردآوری داده ها از نسخه اعتباریابی شده در ایران پرسشنامه های بدرفتاری والدین (دیمیر،2000)، مقیاس قلدری (ایلی نویز، 2001) و پرسشنامه اعتیاد به اینترنت (یانگ،1980) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس در محیط SPSS-24 و AMOS-25 انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که بدرفتاری والدین (001/0> P، 40/0= β)، و قلدری (001/0> P، 27/0= β) اثر مستقیم و مثبتی بر اعتیاد به اینترنت دارند. مسیر مستقیم بدرفتاری والدین بر قلدری نیز مثبت و معنادار است (001/0> P، 39/0= β). همچنین بدرفتاری والدین به صورت غیرمستقیم و با نقش میانجی قلدری می تواند اعتیاد به اینترنت را پیش بینی کند (001/0> P، 105/0= β). نتیجه گیری: با توجه به شیوع روزافزون اعتیاد به اینترنت در نوجوانان و پیامدهای منفی آن، طراحی و اجرای برنامه های پیشگیرانه مبتنی بر خانواده، همراه با آموزش مهارت های زندگی به نوجوانان، ضرورتی اجتناب ناپذیر به نظر می رسد. این اقدامات می توانند نقش مؤثری در کاهش گرایش نوجوانان به مصرف افراطی اینترنت و ارتقای سلامت روانی و اجتماعی آنان ایفا کنند.
۶۴۰.

اثربخشی بازی وارسازی آموزش ضرب و تقسیم بر اضطراب ریاضی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۴
زمینه و هدف: یکی از موانع یادگیری ضرب و تقسیم در دوره ابتدایی، اضطراب ریاضی است. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی بازی وارسازی در آموزش ضرب و تقسیم بر اضطراب ریاضی در کودکان انجام شد. روش : روش پژوهش شبه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با یک گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر شاغل به تحصیل در پایه سوم ابتدایی ورامین در سال تحصیلی 1403-1404 بود که تعداد 56 دانش آموز با روش نمونه گیری در دسترس و با رعایت ملاک های ورود و خروج به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند و در دو گروه گواه و آزمایش (هر گروه 28 دانش آموز) جایدهی شدند. مداخله آموزش بر روی دانش آموزان گروه گواه و آزمایش طی 20 جلسه 45 دقیقه ای انجام شد. تدریس ضرب و تقسیم برای گروه آزمایش با استفاده از بازی وارسازی و برای گروه گواه روش سنتی و غیر بازی وار انجام شد. ابزارگردآوری داده ها پرسشنامه اضطراب چیو و هنری (1990) بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک چندمتعغیره یکراهه تحلیل شد. نرم افزار مورد استفاده برای تحلیل داده ها SPSS-23 بود. یافته ها: نتایج نشان داد بازی وارسازی آموزش ریاضی موجب کاهش اضطراب ریاضی (67/10 F=)، اضطراب ارزیابی (13/4F=)، اضطراب یادگیری (18/25 F=)، اضطراب رفتار معلم در تدریس (45/1F=) می شود(01/0>P). با این حال نتایج نشان می دهند که بازی وارسازی تأثیر معناداری در کاهش اضطراب حل مسئله (34/5F=، 001/0 P > ) ندارد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، بازی وارسازی آموزش می تواند به ایجاد جوّ کلاسی ایمن و خوشایند و به تبع آن، به کاهش اضطراب دانش آموزان کمک کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان