ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۶۱ تا ۶۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۰۷ مورد.
۶۶۱.

نقش انگیزه و انواع مشارکت والدین در پیش بینی انگیزه خودمختار دانش آموزان: رویکردی مبتنی بر نظریه خودتعیین گری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۵۳
زمینه: انگیزه خودمختار دانش آموزان یکی از عوامل کلیدی در ارتقای یادگیری عمیق، عملکرد تحصیلی و پایداری تلاش آنان محسوب می شود. با توجه به نظریه خودتعیین گری حمایت والدین از نیازهای روان شناختی پایه دانش آموزان، زمینه ساز افزایش انگیزه درونی و خودمختار آنان است با این حال، نقش دقیق انواع انگیزه والدین و ابعاد مختلف مشارکت آنان در پیش بینی انگیزه خودمختار دانش آموزان نیازمند بررسی های دقیق تر و کاربردی تر است. هدف: این پژوهش با هدف بررسی نقش انگیزه والدین و انواع مشارکت آنان در پیش بینی انگیزه خودمختار دانش آموزان بر اساس نظریه خودتعیین گری انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر و پسر پایه پنجم و ششم در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که در مدارس ابتدایی شهر سمنان مشغول به تحصیل بودند با استفاده از روش نمونه گیری چند مرحله ای تصادفی تعداد 415 دانش آموز انتخاب شدند و به پرسشنامه های انگیزه والد برای مشارکت (گرولنیک، 2015)، حمایت از خودمختاری در مقابل مشارکت کنترل کننده (لرنر و همکاران، 2022)، انگیزه خودمختار (ریان و کانل، 1989) پاسخ دادند. داده ها با رگرسیون سلسله مراتبی و به وسیله ی نرم افزار 26SPSS تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد مشارکت در فعالیت های شناختی بیشترین تأثیر مثبت را بر انگیزه خودمختار دانش آموزان داشت (001/0 >p، 204/0 β=) و 3/10 درصد واریانس آن را تبیین می کرد. پایه کلاسی نقش منفی و معنادار در انگیزه خود مختار داشت (14/0- =β). جنسیت و انگیزه کنترل شده والدین نقش غیرمعنادار داشتند. گرچه انگیزه خودمختار والدین در مدل های اولیه نقش مثبت و معناداری در پیش بینی انگیزه خودمختار دانش آموزان داشت، اما در مدل نهایی این نقش کاهش یافت (080/0 =p). نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده، افزایش مشارکت شناختی والدین نقش مهمی در تقویت انگیزه خودمختار تحصیلی دانش آموزان به ویژه در پایه های تحصیلی پایین دارد و می تواند به بهبود کیفیت یادگیری و تداوم تلاش تحصیلی کمک کند. انگیزه والدین اثر محدودی داشت.
۶۶۲.

اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر کمال گرایی، شرم از بدن و نشانه های اختلال بدریخت انگاری بدن در زنان متقاضی جراحی های زیبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۴۸
زمینه: نگرانی از شکل بدن و ترس از ظاهر جسمانی می تواند در اقدام به جراجی زیبایی مؤثر باشد. تاکنون اثربخشی شیوه های مختلفی بر متغیرهایی مانند شرم از بدن و نشانه های اختلال بدریخت انگاری بدن مورد بررسی قرار گرفته است ولی اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت مورد توجه پژوهشگران نبوده است. بنابراین ضروری است تاثیر این مداخله برای بهبود وضعیت روانشناختی در افراد متقاضی جراحی زیبایی بررسی شود. هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی برنامه آموزشی متمرکز بر شفقت بر کمال گرایی، شرم از بدن و نشانه های اختلال بدریخت انگاری بدن در زنان متقاضی جراحی های زیبایی بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان متقاضی جراحی زیبایی مراجعه کننده به کلینیک زیبایی در شهر تهران در 9 ماهه اول سال 1400 بودند که که از بین آن ها کلینیک فاطمه زهراء تهران به عنوان نمونه با شیوه در دسترس انتخاب شد و از میان مراجعه کنندگان به آن مرکز 30 نفر با توجه به معیارهای ورود به پژوهش انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت درمان متمرکز بر شفقت به مدت 8 جلسه 120 دقیقه ای قرار گرفت. تمامی شرکت کنندگان به وسیله پرسشنامه های چند بعدی کمال گرایی (هویت و فلت، 1991)، شرم از تصویر بدن (دوارت و همکاران، 2014) و ترس از بدریختی بدنی (لیتلتون و همکاران، 2005) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها از طریق نرم افزار SPSS-24 و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاکی از اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر کاهش کمال گرایی، شرم از بدن و نشانه های اختلال بدریخت انگاری بدن بود (05/0 p<). همچنین نتایج مربوط به اثر تعاملی بین زمان و گروه نشان می دهد که این اثر در تمامی متغیرها معنی دار است (05/0 >p). بنابراین بین سطوح مختلف زمان و سطوح مختلف گروه ها تعامل وجود دارد. نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت، لزوم تمرکز بر این درمان به عنوان یکی از درمان های کمکی، حمایتی و توانبخشی در کنار درمان دارویی در کاهش پیامدهای ناشی از کمال گرایی، شرم از بدن و نشانه های اختلال بدریخت انگاری پیشنهاد می شود.
۶۶۳.

تدوین چارچوب روان درمانی عرفانی مبتنی بر دیدگاه مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۳
هدف: هدف این پژوهش تدوین چارچوبی بومی برای روان درمانی عرفانی بر پایه آموزه های مولانا است؛ چارچوبی که با تکیه بر ظرفیت های عرفان ایرانی _ اسلامی، فهمی عمیق تر از ماهیت انسان، منشأ رنج روانی و مسیر درمان ارائه کند. ▐روش: مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و با بهره گیری از تحلیل مضمون انجام شد. ابتدا مفاهیم بنیادین نظریه های روان درمانی به عنوان مضامین اولیه (قیاسی) تعیین گردید. سپس شش دفتر مثنوی معنوی به عنوان منبع اصلی داده ها تحلیل شد و مضامین مرتبط با آموزه های مولانا، همراه با مضامین نوظهور، به صورت استقرایی استخراج گردید. در مجموع حدود ۶۰۰ کد اولیه به دست آمد که پس از تجمیع و سازمان دهی در قالب ۴۴ مضمون فرعی و ۱۱ مضمون اصلی دسته بندی شد. برای سنجش اعتبار، یافته ها توسط پنج متخصص روان شناسی و ادبیات عرفانی بررسی و تأیید شد و شاخص روایی محتوایی کل (S-CVI/Ave) بیش از 0.79 به دست آمد. ▐یافته ها: بر اساس دیدگاه مولانا، انسان دارای «خود اصیل» الهی و سالم است و در عین حال گرفتار «خودهای کاذب» ذهنی می شود که منشأ اصلی رنج روانی اند. مهم ترین آسیب ها شامل گرفتار شدن در هشیاری ذهنی، پندار کمال و دل بستگی به لذت های گذراست. سلامت روان در گرو رهایی از خودهای توهمی و بازگشت به حضور اصیل و تجربه یکتایی و یکپارچگی درونی است. در این چارچوب، تعارض های میان فردی ریشه در تعارض های درون فردی دارند و هدف نهایی درمان، آشکار شدن خود اصیل، دستیابی به هشیاری ناظر، تجربه آرامش و شادی اصیل درونی و تعالی انسانی است. ▐بحث و نتیجه گیری: چارچوب روان درمانی عرفانی مبتنی بر دیدگاه مولانا می تواند به عنوان رویکردی بومی و مکمل درمان های مرسوم، در ارتقای سلامت روان، مدیریت تعارض های درونی، افزایش خردمندی و رشد معنوی افراد مؤثر باشد. این چارچوب با تأکید بر خودشناسی، عبور از هویت های ذهنی و ارتقای هشیاری، ظرفیت فراهم کردن مبنایی برای توسعه مداخلات درمانی متناسب با فرهنگ ایرانی-اسلامی را دارد.
۶۶۴.

نقش میانجی شفقت به خود در رابطه بین رضایت زناشویی و نشانگان افسردگی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۳
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی شفقت به خود در رابطه بین رضایت زناشویی و نشانگان افسردگی معلمان بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری معلمان مقطع ابتدایی شهر بیستون در نیمه دوم سال 1402 بودند که از بین آن ها 296 معلم با بهره گیری از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب گردید. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس رضایت از زندگی زناشویی انریچ (1989، EMSS)، مقیاس افسردگی بک (1996، BDI) و مقیاس شفقت به خود نف (2003، SCS) بود. داده ها به روش تحلیل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان دهنده برازش مطلوب داده ها با الگوی پیشنهادی پژوهش بود. همچنین نتایج نشان دادند رضایت زناشویی و شفقت به خود بر نشانگان افسردگی اثر مستقیم و معناداری داشتند (001/0>P). همچنین، رضایت زناشویی با میانجی گری شفقت به خود بر نشانگان افسردگی اثر غیرمستقیم و معنادار داشتند (001/0>P). در مجموع می توان گفت رضایتمندی زناشویی و شفقت به خود منجر به بهبود سلامت روان و کاهش مشکلات روان شناختی همچون نشانگان افسردگی در معلمان می شود.
۶۶۵.

رابطه خود خاموشی و سوگیری تفسیری با ایده پردازی خودکشی در زنان متأهل با نشانگان افسردگی: نقش میانجی پریشانی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۲۲
هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش میانجی پریشانی روان شناختی در رابطه بین خود خاموشی و سوگیری تفسیری با ایده پردازی خودکشی در میان زنان متأهل با نشانگان افسردگی بود. روش پژوهش توصیفی همبستگی و از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری پژوهش متشکل از زنان متأهل ۱۸ تا ۵۰ ساله ی شهرستان میاندوآب با نشانگان افسردگی در سال 1403 بودند. 350 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس مورد بررسی قرار گرفتند و به پرسشنامه افکار خودکشی (BSSI؛ بک و همکاران، 1979)، سیاهه افسردگی (BDI-II؛ بک، 1961)، مقیاس خود خاموشی (STSS؛ جک و دیل، 1992)، پرسشنامه سوگیری تفسیری (AST-D؛ برنا و همکاران، 2011) و پرسشنامه پریشانی روان شناختی (KPDS؛ کسلر، 2002) پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل مسیر انجام شد. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی پژوهش از برازش مطلوب برخوردار بود. همچنین یافته ها نشان داد خود خاموشی، سوگیری تفسیری و پریشانی روان شناختی اثر مستقیم مثبتی بر ایده پردازی خودکشی داشتند (01/0> p). خود خاموشی و سوگیری تفسیری اثر مستقیم مثبتی بر پریشانی روان شناختی داشتند (01/0> p). هم چنین نتایج آزمون بوت استراپ نشان داد پریشانی روان شناختی بین خود خاموشی و سوگیری تفسیری با ایده پردازی خودکشی به طور مثبت و معنادار (01/0> p) نقش میانجی داشت. این نتایج نشان می دهد که خود خاموشی و سوگیری تفسیری با توجه به نقش مهم پریشانی روان شناختی می توانند تبیین کننده ی ایده پردازی خودکشی در زنان دارای نشانگان افسردگی باشند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های کاهش خودکشی ضروری است.
۶۶۶.

مقایسه اثربخشی زندگی درمانی و آموزش گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری بر تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۱
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی زندگی درمانی و آموزش گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری بر تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 شهر ساری در سال 1403 بود. 45 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس از مجتمع تخصصی باغبان (طوبی) انتخاب و در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس تاب آوری (CD-RS؛ کانر و دیویدسون، 2003) استفاده شد. گروه های آزمایش هر یک برای 8 جلسه 90 دقیقه ای مداخله را به صورت گروهی دریافت کردند. تحلیل داده ها به روش آماری تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج مقایسه زوجی نشان داد که فقط در گروه های مداخله بین نمرات پیش آزمون با پس آزمون و پیگیری تفاوت وجود داشت (05/0>P)؛ علاوه بر این نتایج مقایسه زوجی نشان داد که زندگی درمانی نسبت به آموزش گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری به طور معنادار تا مرحله پیگیری دارای اثربخشی بیشتری بر تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 بوده است (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که زندگی درمانی نسبت به آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری تاثیر بیشتری بر افزایش تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 داشته است.
۶۶۷.

تدوین بسته آموزشی تقویت رابطه والد -کودک بر مبنای نظریه ذهنی سازی و سنجش اثر بخشی آن بر ظرفیت تاملی والدین، تنظیم هیجانی والدین و همچنین استرس فرزندپروری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۳
زمینه و هدف: آموزش فرزندپروری نقش کلیدی در ارتقای آگاهی، مهارت های والدین و کودکان و در نهایت سلامت روان فردی و اجتماعی ایفا می کند. پژوهش حاضر با هدف طراحی و ارزیابی اثربخشی یک بسته آموزشی مبتنی بر رویکرد والدگری تأملی (ذهنی سازی) صورت گرفته است؛ رویکردی که با تکیه بر ویژگی های مادران موفق و نظریه ذهنی سازی، به بهبود ابعاد کلیدی رابطه والد–کودک می پردازد. این بسته آموزشی هشت جلسه ای به صورت آنلاین برگزار شد و تمرکز آن بر ارتقای ظرفیت تأملی والدین، بهبود مهارت های تنظیم هیجانی، و کاهش استرس والدگری بود. مواد و روش ها: طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با گروه کنترل (لیست انتظار) بود. گروه آزمایش شامل 13 مادر بود که طی هشت جلسه هفتگی در مداخله شرکت کردند و 14 مادر دیگر در گروه کنترل قرار گرفتند. هر دو گروه در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. شرکت کنندگان از میان مادران دارای کودکان 5 تا 12 سال که به مرکز مشاوره مهرروان در تهران مراجعه کرده بودند و با مشکلات رفتاری و هیجانی کودک خود مواجه بودند، انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه ظرفیت تأملی والدین، چک لیست تنظیم هیجانی والدین، و نسخه کوتاه شاخص استرس فرزندپروری بود. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس نشان داد که بسته آموزشی مبتنی بر ذهنی سازی منجر به بهبود معنادار ظرفیت ذهنی سازی در رابطه والد–کودک و مهارت های تنظیم هیجانی مادران در گروه آزمایش شده است. با این حال، کاهش استرس فرزندپروری به مداخله های چندبعدی یا مکمل نیاز دارد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش گامی مؤثر در جهت توسعه مداخلات مبتنی بر ذهنی سازی در حوزه فرزندپروری و انطباق آن با بافت فرهنگی ایران محسوب می شود، و می تواند به غنای ادبیات نظری و کاربردی این حوزه کمک کند
۶۶۸.

تدوین مدل علی حس انسجام بر اساس سرمایه های روانشناختی با میانجی گری کمال طلبی و خودشناسی انسجامی در بیماران سرطانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۷
مقدمه: با افزایش جهانی عوامل خطر وشیوع روز افزون پراسترس ترین بیماری بشر یعنی سرطان، لزوم توجه به مشکلات روانشناختی و کیفیت زندگی این بیماران بیش از گذشته احساس می شود. بنابراین هدف از این پژوهش تدوین مدل علی حس انسجام بر اساس سرمایه های روانشناختی با میانجی گری کمال طلبی و خودشناسی انسجامی در بیماران سرطانی بود. روش: این پژوهش از لحاظ هدف بنیادی و ازنظرگردآوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری آن کلیه بیماران سرطانی مراجعه کننده به مراکز درمانی استان مرکزی بود که ۲۰۰ نفر از آنها به صورت هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای سنجش پرسشنامه حس انسجام آنتونووسکی (۱۹۹۳)، پرسشنامه کمال گرایی هویت و فلت (۱۹۹۹)، پرسشنامه خودشناسی انسجامی قربانی (۲۰۰۸) و پرسشنامه سرمایه های روانشناختی (لوتانز، 2008) بود. روش تحلیل داده ها مدل یابی معادله های ساختاری با نرم افزارهایSmart-PLS 4 , SPSSv 26   بود. برای سنجش اثر غیر مستقیم نیز از روش بوت استراپ استفاده شد. یافته ها: در این پژوهش اثرعلی و مستقیم سرمایه های روانشناختی بر خودشناسی انسجامی به صورت مثبت (155/0= β ) و برکمال طلبی به صورت منفی.( 225/0-= β) در سطح P<0.01 ) ) معنادار شد. اثر مستقیم کمال طلبی بر حس انسجام  به صورت منفی (360/0-= β) و اثر خودشناسی انسجامی برحس انسجام نیز به صورت مثبت (428/0 = β) در سطح P < 0.01 ) ) معنادار شدند . اثرغیر مستقیم سرمایه های روانشناختی از طریق خودشناسی انسجامی(066/0) و کمال طلبی بر حس انسجام نیز معنادار بود (08/0). نتیجه گیری: مدل بدست آمده از این پژوهش، توجه پژوهشگران حوزه سلامت را به این نکته که سرمایه های روانشناختی به صورت مستقیم قادر به پیش بینی حس انسجام نیست ولی می توان با کاهش کمال گرایی و یا افزایش خودشناسی انسجامی حس انسجام را در بیماران سرطانی بهبود بخشید، معطوف می دارد.
۶۶۹.

تدوین و ارزیابی اثربخشی برنامه مداخلات روانشناختی خانواده محور بر پایه نشاط معنوی بر مدیریت اضطراب و کاهش قند خون در بزرگسالان مبتلا به دیابت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۸
مقدمه: مطالعه حاضر به منظور تدوین و ارزیابی اثربخشی برنامه مداخلات روان شناختی خانواده محور بر پایه نشاط معنوی بر مدیریت اضطراب و کاهش قند خون در بزرگسالان مبتلا به دیابت انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری تمامی افراد مبتلا به دیابت نوع 2 بودند که به خانه دیابت شهر اردبیل در سال 1403 مراجعه کردند که از این تعداد 40 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و در دو گروه 20 نفری آزمایش و کنترل به صورت تصادفی جایگذاری شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه اضطراب صفت حالت (STAI) و تست هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) استفاده شد. گروه آزمایش 8 جلسه 75 دقیقه ای به صورت گروهی و هفته ای یک جلسه مداخلات روان شناختی خانواده محور بر پایه نشاط معنوی دریافت کردند. تحلیل داده ها با آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره (MANCOVA) و کواریانس تک متغیره (ANCOVA) با بهره گیری از نرم افزار آماری SPSS22 صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که برنامه مداخلات روان شناختی خانواده محور بر پایه نشاط معنوی تاثیر معناداری بر کاهش اضطراب (اضطراب صفت- حالت) (01/0>P) و قند خون (01/0>P) در بزرگسالان مبتلا به دیابت داشت. نتیجه گیری: این نتایج نشان داد درمان روان شناختی خانواده محور اگر بر پایه نشاط معنوی اجرا گردد می تواند بر کاهش اضطراب و استرس و علایم فیزیولوژیک افراد مبتلا به اختلال دیابت تاثیرات بهبودی داشته باشد و از این نظر مشاوران و درمانگران می توانند از یافته های پژوهش حاضر در راستای مداخلات بالینی و درمانی استفاده نمایند.
۶۷۰.

پیش بینی رشد پس آسیبی در نوجوانان دارای تجربه خشونت خانگی براساس انعطاف پذیری شناختی و خودکارآمد پنداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۰
این پژوهش باهدف پیش بینی رشد پس آ سیبی در نوجوانان دارای تجربه خشونت خانگی براساس انعطاف پذیری شناختی و خودکارآمدپنداری انجام شد. پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی نوجوانان باتجربه خشونت خانگی دارای پرونده در بهزیستی مشهد در سال 1402 بود، که از بین آن ها و با نمونه گیری در دسترس و براساس فرمول پلنت (8M + 50 ≤ N) تعداد 180 نفر انتخاب شد. برای گردآوری اطلاعات از چک لیست اطلاعات دموگرافیک-فرم پژوهشگر ساخته از پرسشنامه رشد پس آسیبی (تدسچی و کالهون، 1996)، پرسشنامه انعطاف2 پذیری شناختی (دنیس و وندروال، 2010) و پرسشنامه خودکارآمدی عمومی (شرر و مادوکس، 1982) استفاده شد. تحلیل داده ها با آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با نرم افزار آماری SPSS-v26 انجام شد. نتایج نشان داد که بین خودکارآمدپنداری (0/629=r و 0/05>p) و هر یک از ابعاد آن با رشد پس آسیبی در نوجوانان با تجربه خشونت خانگی، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. این رابطه بین انعطاف پذیری شناختی (0/589=r و 0/05>p) و هر یک از ابعاد آن با رشد پس آسیبی در افراد نمونه، مثبت و معنادار بود. نتایج رگرسیون نیز نشان داد که متغیرهای پیش بین باهم توان تبیین 31 درصد از واریانس رشد پس آسیبی در نوجوانان با تجربه خشونت خانگی را داشته اند. با توجه به نتایج می توان استنباط کرد که انعطاف پذیری شناختی و خودکارآمدپنداری بر رشد پس آسیبی تأثیر دارند و با آموزش و مداخلاتی که شامل بهبود خودکارآمدی و انعطاف پذیری شناختی گردند، می توان میزان رشد پس آسیبی را در نوجوانان با تجربه خشونت خانگی را ارتقا بخشید.
۶۷۱.

مقایسه اثربخشی روان درمانی وجودی و درمان مبتنی بر شفقت بر تحمل پریشانی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۷
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی روان درمانی وجودی و درمان مبتنی بر شفقت بر تحمل پریشانی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس مراجعه کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس شهر تهران در تابستان سال 1403 بودند. سپس تعداد به روش نمونه گیری هدفمند تعداد 45 زن بیمار تشخیص داده شده بر اساس پزشک متخصص انتخاب و در گام دوم این تعداد به صورت تصادفی ساده در دو گروه شامل گروه آزمایشی روان درمانی وجودی (15 زن)، گروه درمانی مبتنی بر شفقت (15 زن) و یک گروه کنترل (15 زن) قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش اول تحت 10 جلسه 90 دقیقه ای روان درمانی وجودی و گروه آزمایش دوم تحت10 جلسه 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر شفقت قرار گرفتند. در این مدت گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از مقیاس تحمل پریشانی (DTS) سیمونز و گاهر (2005) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی استفاده شد. نرم افزار تحلیل داده ها SPSS نسخه 28 بود. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور در مرحله پس آزمون و پیگیری اثربخشی معناداری بر تحمل پریشانی داشته است (0/05>P). همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که درمان مبتنی بر شفقت اثربخشی بیشتری نسبت به روان درمانی وجودی بر افزایش تحمل پریشانی دارد (0/05>P). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که روان درمانی وجودی و درمان مبتنی بر شفقت می توانند به عنوان شیوه های درمانی مناسب برای افزایش تحمل پریشانی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس در مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی به کار برده شوند و تقدم استفاده در افزایش تحمل پریشانی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس با درمان مبتنی بر شفقت است.
۶۷۲.

نقش میانجی خودکارآمدی دررابطه بین سلامت سازمانی و نگرش شغلی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۸
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه بین سلامت سازمانی و نگرش شغلی معلمان بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری معلمان مقطع ابتدایی و متوسطه شهر بیستون در نیمه دوم سال 1401 بودند که از بین آن ها 300 معلم با بهره گیری از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب گردید. ابزارهای این پژوهش شامل پرسش نامه نگرش به شغل معلمی آستنر و همکاران (2009، ATTPT)، پرسش نامه سلامت سازمانی مدارس هوی و فلدمن (1996، OHI) و پرسش نامه خودکارآمدی شرر و همکاران (1982، SEQ) بود. داده ها به روش تحلیل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان دهنده برازش مطلوب داده ها با الگوی پیشنهادی پژوهش بود. همچنین نتایج نشان دادند سلامت سازمانی بر نگرش شغلی و خودکارآمدی بر نگرش شغلی اثر مستقیم و معناداری داشتند (001/0>P). همچنین، سلامت سازمانی با میانجی گری خودکارآمدی بر نگرش شغلی اثر غیرمستقیم و معنادار داشتند (001/0>P). در مجموع می توان گفت سلامت سازمانی و خودکارآمدی منجر به نگرش شغلی مثبت در معلمان و افزایش انگیزه برای تلاش و کوشش در زمینه آموزش دانش آموزان می شود و پیشرفت عملکرد تحصیلی و به دنبال آن رشد و اعتلای نظام آموزشی را به دنبال دارد.
۶۷۳.

اثربخشی درمان فرا تشخیصی یکپارچه نگر بر شایستگی اجتماعی و همجوشی شناختی نوجوانان مبتلا به اختلال رفتاری- هیجانی برونی سازی شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۶
اختلال رفتاری- هیجانی برونی سازی شده با نمود رفتارهای قانون شکنانه و پرخاشگرانه سبب تخریب عملکرد تحصیلی یا اجتماعی نوجوان می شود. این نوجوانان بر رفتار خود کنترل کمی داشته که این روند توانایی های آنان را مختل می کند. بر این اساس این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر بر شایستگی اجتماعی و همجوشی شناختی نوجوانان مبتلا به اختلال رفتاری- هیجانی برونی سازی شده انجام شد. پژوهش حاضر کاربردی، از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دارای مشکلات رفتاری- هیجانی برونی سازی شده بود که در دوره اول متوسطه در سال تحصیلی 1402-1401 در شهر اصفهان مشغول به تحصیل بودند. در پژوهش حاضر 35 دانش آموز مبتلا به اختلال رفتاری- هیجانی برونی سازی شده با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با شیوه تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جای دهی شدند (18 دانش آموز در گروه آزمایش و 17 دانش آموز در گروه گواه). دانش آموزان گروه آزمایش درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر را طی ده هفته در ده جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. در این پژوهش از سیاهه رفتاری- هیجانی کودکان و نوجوانان (CABEI) (آخنباخ و رسکورلا، 2001)، پرسشنامه شایستگی اجتماعی (SCQ) (فلنر، لیاس و فیلیپس، 1990) و پرسشنامه همجوشی شناختی (CFQ) (گیلاندرز و همکاران، 2014) استفاده شد. داده ها با تحلیل واریانس آمیخته با استفاده از نرم افزار آماری SPSS 23 تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که درمان ذهن آگاهی نوجوان محور بر شایستگی اجتماعی (0/0001>P؛ 0/69=Eta؛ 74/11=F) و همجوشی شناختی (0/0001>P؛ 0/56=Eta؛ 39/71=F) نوجوانان مبتلا به اختلال رفتاری- هیجانی برونی سازی شده تأثیر معنادار دارد. بر اساس یافته های پژوهش حاضر، درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر با بهره گیری از شناختن هیجان ها، آموزش آگاهی هیجانی، بازارزیابی شناختی، شناسایی الگوهای اجتناب از هیجان و بررسی رفتارهای ناشی از هیجان می تواند به عنوان یک درمان کارآمد جهت بهبود شایستگی اجتماعی و کاهش همجوشی شناختی نوجوانان مبتلا به اختلال رفتاری- هیجانی برونی سازی شده مورد استفاده قرار گیرد.
۶۷۴.

اثربخشی برنامه یادگیری اجتماعی- هیجانی بر پذیرش اجتماعی و ادراک شایستگی در نوجوانان مبتلا به اختلال یادگیری خاص

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۰
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه یادگیری اجتماعی- هیجانی بر پذیرش اجتماعی و ادراک شایستگی در نوجوانان مبتلا به اختلال یادگیری خاص بود. این پژوهش با روش نیمه آزمایشی با پیش آزمون - پس آزمون و با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشآموزان مبتلا به اختلال یادگیری خاص مشغول به تحصیل در دوره دوم ابتدایی استان آذربایجان غربی در نیمسال اول سالتحصیلی 04-1403 بودند. تعداد افراد نمونه برای هر یک از گروههای آزمایش و گروه کنترل 18 نفر و در مجموع 36 نفر بود که بصورت در دسترس انتخاب و بصورت تصادفی ساده جایگزین شدند. جهت گردآوری دادهها در این پژوهش از پرسشنامههای پذیرش اجتماعی مارلو و کراون (1960) و ادراک شایستگی هارتر (1985) استفاده شد. در این پژوهش پروتکل جلسات یادگیری اجتماعی- هیجانی براساس کتاب آموزش مهارت های اجتماعی هیجانی صدری دمیرچی (۱۳۸۹) و توسط صدری دمیرچی و اسماعیلی قاضی ولوئی (1395) در 12 جلسه 1 ساعته اجرا شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که برنامه یادگیری اجتماعی- هیجانی به میزان 0.31 واحد بر پذیرش اجتماعی تاثیر داشت. همچنین، برنامه یادگیری اجتماعی- هیجانی به میزان 0.17 واحد بر ادراک شایستگی تاثیر داشت. یافته ها نشان داد که برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی موجب بهبود پذیرش اجتماعی و ادراک شایستگی در نوجوانان مبتلا به اختلال یادگیری خاص شد. این نتایج بیانگر اثربخشی این مداخله در ارتقای مهارت های اجتماعی و خودادراکی این گروه از دانش آموزان است.
۶۷۵.

نقش ضربه عشق و دشواری در تنظیم هیجان در پیش بینی خودزنی غیرخودکشی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۳
زمینه: عوامل متعددی مانند کارکرد خانواده، نشخوار خشم، قلدری سایبری، تاب آوری، خود شفقت ورزی، صفات شخصیت مرزی، پریشانی روانشناختی با خودزنی غیرخودکشی مرتبط هستند. ضربه عشق و دشواری در تنظیم هیجان دو عامل دیگری هستند که می توانند پیش بینی کننده این رفتار باشند. باوجوداین بررسی ادبیات پژوهش نشان می دهد که توجه اندکی به ضربه عشق به عنوان یکی از پیش بینی کننده های خودزنی غیرخودکشی شده است. هدف: هدف اصلی این پژوهش بررسی نقش ضربه عشق و دشواری در تنظیم هیجان در پیش بینی خودزنی غیرخودکشی دانشجویان بود. روش: این پژوهش بنیادی و توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان کاردانی، کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد نیشابور در سال 1402 بود. نمونه پژوهش شامل 200 نفر است که به روش نمونه گیری خوشه ای از بین دانشجویان دانشکده ادبیات و علوم انسانی، علوم پزشکی و مهندسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نیشابور انتخاب شدند. ابزارهای بکار رفته در این پژوهش شامل پرسشنامه خود آسیب رسانی آگاهانه و تعمدی (گراتز، 2001)، سیاهه ضربه عشق (راس، 1999)، فرم کوتاه مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (کافمن و همکاران، 2016) استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل رگرسیون گام به گام و نرم افزار SPSS نسخه 26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که ضربه عشق و مؤلفه دشواری در کنترل تکانه مقیاس دشواری در تنظیم هیجان پیش بینی کننده خودزنی غیرخودکشی هستند (05/0 >p) و روی هم 9 درصد واریانس آن را تبیین می کنند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که ضربه عشق و دشواری در کنترل تکانه نقش مهمی در خودزنی غیرخودکشی دانشجویان دارند. توجه به آن ها می تواند برای تمام سطوح پیشگیری مفید باشد.
۶۷۶.

مدل پارادایمی برانگیزاننده های فرهنگی و اجتماعی رفتار پرخطر جنسی در نوجوانان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۰۷
مقدمه: هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل و پیامدهای فرهنگی-اجتماعی رفتار پرخطر جنسی در نوجوانان شهر تهران بوده است. روش: روش مورداستفاده در این پژوهش از نوع کیفی با راهبرد نظریه زمینه ای است. مشارکت کنندگان پژوهش شامل 24 نفر از نوجوانان دارای رفتار پرخطر جنسی در شهر تهران بوده که با استفاده از نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده اند. داده ها با استفاده از روش مصاحبه عمیق جمع آوری، و به کمک روش کدگذاری نظری (باز، محوری و انتخابی) تجزیه وتحلیل شده اند. یافته ها: به طورکلی در فرآیند تجزیه وتحلیل داده ها، 38 مقوله فرعی و 13 مقوله اصلی خلق شد. یافته های کلی حاکی از آن است که فقدان هدف و بیش کنترل گری به عنوان شرایط علّی، مهاجرت، فقر ادراک شده و فضای مجازی به عنوان شرایط زمینه ای، برچسب خوردن و محدودیت های دینی و فرهنگی به عنوان شرایط مداخله گر در بروز رفتار پرخطر جنسی استخراج شدند. جست وجوی مکان امن و خلوت و تلاش برای صمیمت زیاد با دوستان به عنوان راهبردهای به کاررفته شده توسط نوجوانان و نگرانی از گیر افتادن توسط پلیس، ترس از برخوردها و تنبیه های شدید خانواده و نگرانی از افشا نیز به عنوان پیامدهای این نوع رفتارها شناسایی شده اند. نتیجه گیری: تأثیر متقابل شرایطی مانند مشکلات اقتصادی، مهاجرت، فضای مجازی و محدودیت های دینی و فرهنگی در شکل گیری رفتار پرخطر جنسی در نوجوانان مشخص گردید. لذا پیشنهاد می شود که برای کاهش این رفتارها، اقداماتی در جهت افزایش صمیمیت در خانواده ها و آموزش و ارتقای سواد رسانه ای والدین و نوجوانان انجام شود.
۶۷۷.

مقایسه اثربخشی دو روش آموزش والدین با رویکرد آدلری و رفتاری بر مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نقص توجه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۵۱
هدف اصلی در این پژوهش مقایسه اثربخشی دو روش آموزش والدین با رویکرد آدلری و رفتاری بر مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی و نقص توجه بود. پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، والدین کودکان مبتلا به نقص توجه و بیش فعالی شهر تهران در سال 1402 بود که از بین آن ها به طور در دسترس 60 نفر به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه 20 نفره جایگذاری شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه رفتاری کودکان راتر (1964، RCBQ) بود. پس از اجرای پیش آزمون در هر سه گروه، گروه های آزمایش به مدت 10 جلسه، هفته ای یک جلسه، تحت آموزش و مداخله گروهی قرار گرفتند. سپس میزان مشکلات رفتاری در هر دو گروه آزمایش و همچنین گروه کنترل مجدداً مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین پس آزمون گروه های مداخله (آدلری و رفتاری) و گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (05/0P<). بنابراین آموزش والدین چه با رویکرد آدلری و چه با رویکرد رفتاری بر مشکلات رفتاری کودکان مؤثر است. همچنین نتایج دو گروه آزمایش آدلری و رفتاری با یکدیگر تفاوت معناداری نداشتند (05/0P>). بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت آموزش والدین با دو رویکرد آدلری و رفتاری اثربخشی یکسانی بر مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی و نقص توجه دارد.
۶۷۸.

مقایسه اثربخشی بسته آموزشی مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد با معنا درمانی بر سرزندگی تحصیلی دانش آموزان افسرده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۱۶۲
زمینه: افسردگی مسئله ای است که باعث به وجود آمدن مشکلات زیادی در دانش آموزان می شود و این مشکلات باعث جلوگیری از رشد استعدادهای آن ها می گردد و همچنین دانش آموزان افسرده معمولاً علاقه به درس و مطالعه ندارند و این امر در عملکرد تحصیلی آن ها تأثیرگذار است. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی بسته آموزشی مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد با معنا درمانی بر سرزندگی تحصیلی دانش آموزان افسرده مقطع دوم متوسطه انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان افسرده دبیرستان های دخترانه دوره دوم متوسطه شهر خمین بودند که به مرکز مشاوره و روان شناختی مدیریت آموزش وپرورش شهر خمین در سال تحصیلی 1401-1400 مراجعه کرده بودند. 45 نفر، به عنوان نمونه با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب به صورت تصادفی در 3 گروه 15 نفری (دو گروه آزمایش و گواه) جایگذاری شدند. از پرسشنامه سرزندگی تحصیلی (دهقانی زاده و حسین چاری، 1391) برای گردآوری داده ها استفاده شد. همچنین از بسته آموزشی مبتنی بر رویکرد پذیرش و تعهد محقق ساخته و پروتکل معنا درمانی هوتزل (2002) برای مداخله استفاده گردید. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و با نرم افزار Spss26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بسته آموزشی مبتنی بر پذیرش و تعهد و معنا درمانی توانستند نمرات دانش آموزان افسرده در سرزندگی تحصیلی را افزایش دهند (01/0>p) و اثربخشی درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بیشتر از معنا درمانی بود. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که بسته آموزشی مبتنی بر پذیرش و تعهد رویکردی مؤثرتر در ارتقا سرزندگی تحصیلی در دانش آموزان افسرده است و لزوم توجه به این نکته در درمان افسردگی دانش آموزان حائز اهمیت است.
۶۷۹.

تحلیل عملکرد جنسی مردان نابارور: پیامدهای ناباروری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۲۶
هدف: اگر چه ناباروری به عنوان یک بیماری تهدیدکننده ی زندگی طبقه بندی نمی شود، اما یک بحران در زندگی است که پیامدهایی را در زمینه های روانی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی به دنبال دارد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی و تبیین پیامدهای ناباروری بر مردان نابارور با تأکید بر عملکرد جنسی انجام شد. روش کار: پژوهش حاضر از نوع کیفی و با روش داده بنیاد انجام شد. از این رو با 14 نفر از مردان ناباروری که در طول سال 1402 به دنبال درمان ناباروری خود بودند با روش نمونه گیری هدفمند مصاحبه ی نیمه ساختاریافته ای انجام شد و یافته های آن به ترتیب با روش استراوس و کوربین (1999) و سه روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: تحلیل داده ها منجربه شناسایی 25 کد باز و 4 مقوله ی اصلی شد که در 2 کد محوری ره آوردهای فردی و ره آوردهای زوجی دسته بندی شدند. یافته ها نشان داد که ناباروری تأثیر منفی بر عملکرد جنسی مردان نابارور نابارور دارد و این تأثیر منفی پیامدهای فردی و زوجی را برای این افراد به همراه دارد. ره آوردهای زوجی ناباروری بر مردان نابارور شامل رنج ها و دشواری های عاطفی- رابطه ایِ متأثر از زندگی عاری از فرزند و درماندگی در مدیریت تعارضات جنسی زوجی بود. همچنین ره آوردهای فردی شامل سختی ها و مشکلات جنسی متأثر از زندگی عاری از فرزند و اندوه ناشی از نارضایتی جنسی بود. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که ناباروری پیامدهای منفی بر عملکرد جنسی مردان نابارور دارد. نتایج پژوهش همچنین نشان داد که ناباروری منجر به بروز اختلالاتی همچون کاهش میل جنسی، انزال زودرس و اختلال در نعوظ در مردان نابارور می شود. همچنین کاهش کیفیت رابطه ی جنسی و کاهش فراوانی مقاربت از پیامدهای دیگر ناباروری بر عملکرد جنسی در بعد فردی بود که مجموعه ی این چالش ها در عملکرد جنسی، منجر به نارضایتی جنسی و به تبع آن غم و اندوهی در مشارکت کنندگان در پژوهش شده بود. تجربه ی رنج ها و دشواری های عاطفی-رابطه ای و درماندگی در مدیریت تعارضات زوجی، ره آوردهای زوجی شناسایی شده در پژوهش حاضر بود. یافته های پژوهش حاضر می توانند به عنوان پیشنهاداتی برای ارجاع افراد یا زوج های نابارور به یک متخصص سلامت جنسی و روابط جنسی مورد استفاده قرار گیرد.
۶۸۰.

اثربخشی آموزش فرزندپروری باکفایت مبتنی بر رویکرد طرحواره درمانی بر بهزیستی روان-شناختی مادران و کاهش شدت علائم اختلال طیف اوتیسم کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۲
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش فرزندپروری باکفایت مبتنی بر رویکرد طرحواره درمانی بر بهزیستی روان شناختی مادران و کاهش شدت علائم اختلال طیف اوتیسم کودکان انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه پژوهش را مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال طیف اوتیسمی مراجعه کننده به مرکز آموزشی و توانبخشی عاطفه در شهر رفسنجان در سال 1402 تشکیل دادند که از بین آن ها به صورت هدفمند 30 نفر به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. به گروه آزمایش آموزش فرزندپروری باکفایت مبتنی بر رویکرد طرحواره درمانی به صورت 8 جلسه هفتگی 45 دقیقه ای ارائه شد. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف (PWB؛ 1989) و مقیاس سنجش علائم اوتیسم گیلیام (GARS؛ 1994) بود. روش تحلیل این پژوهش، آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری بود. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون علائم اوتیسم کودک دو گروه تفاوت معناداری در سطح 01/0 وجود دارد در حالی که بین میانگین پس آزمون بهزیستی روان شناختی مادران دو گروه تفاوت معناداری مشاهده نشد. د ر نتیجه گیری می توان گفت آموزش فرزندپروری باکفایت مبتنی بر رویکرد طرحواره درمانی می تواند به والدین کمک کند تا شیوه های تربیتی موثرتری برای کاهش کاهش علائم اوتیسم در کودکان خود به کار بگیرند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان