علوم روانشناختی

علوم روانشناختی

علوم روانشناختی دوره 23 زمستان (دی) 1403 شماره 142 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

پیش بینی نشانه های اضطراب بیماری بر اساس نگرانی، ناگویی هیجانی، تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و راهبردهای شناختی نظم جویی هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اضطراب بیماری نگرانی ناگویی هیجانی تحمل ناپذیری بلاتکلیفی نظم جویی هیجان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۱
زمینه: اختلال اضطراب بیماری، نوعی نگرانی در مورد وجود یا بروز بیماری های پزشکی است. نگرانی، ناگویی هیجانی، تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و راهبردهای شناختی نظم جویی هیجان می توانند جز عوامل مؤثر در ایجاد و تداوم اختلال اضطراب بیماری باشند. از آنجا که افراد دارای اختلال اضطراب بیماری دچار مشکلات بسیاری هستند، شناسایی عوامل اثرگذار و پیش بینی کننده این اختلال مهم شمرده می شوند. هدف: هدف از پژوهش حاضر پیش بینی نشانه های اضطراب بیماری بر اساس نگرانی، ناگویی هیجانی و تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و راهبردهای شناختی نظم جویی هیجان بود. روش: طرح پژوهش حاضر، از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه افراد ساکن در شهر تهران در بازه سنی 20 تا 60 سال در سال 1400 بود. تعداد 414 نفر (344 زن، 70 مرد) داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد مقیاس اضطراب بیماری (بشارت، 1390)، مقیاس نگرانی ایالت پنسیلوانیا (می یر و همکاران، 1990)، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (بگبی و همکاران، 1994)، مقیاس تحمل ناپذیری بلاتکلیفی (کارلتن و همکاران، 2007) و پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان (گارنفسکی و کرایج، 2007) را تکمیل کنند. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام به وسیله نرم افزار SPSS نسخه 27 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که نگرانی، ناگویی هیجانی، تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و راهبردهای سازش نایافته نظم جویی هیجان با نشانه های اضطراب بیماری همبستگی مثبت و معناداری داشتند (05/0 P<). اما راهبردهای سازش یافته نظم جویی هیجان با نشانه های اضطراب بیماری همبستگی منفی و معناداری داشتند (05/0 P<). راهبردهای شناختی نظم جویی هیجان به علت عدم قدرت پیش بینی از مدل خارج شد، اما نگرانی، تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و ناگویی هیجانی قابلیت پیش بینی نشانه های اضطراب بیماری را دارند. نتیجه گیری: براساس یافته های مطالعه حاضر می توان از متغییر های نگرانی، تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و ناگویی هیجانی برای پیش بینی نشانه های اضطراب بیماری بهره جست و نتایج این پژوهش می تواند در زمینه پیشگیری و تشخیص گذاری مناسب و اتخاذ روش های درمانی هدفمند برای اختلال اضطراب بیماری مفید باشد.
۲.

من چه کسی هستم؟ ارزیابی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس احساس خود(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مقیاس احساس خود ویژگی های روان سنجی خود شخصیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۱
زمینه: با توجه به اهمیت نقش مؤلفه احساس خود در ماهیت و شدت اختلال های شخصیت و نبود ابزار معتبری برای ارزیابی و سنجش میزان یکپارچگی احساس خود در کشور ایران، نیاز به ترجمه و اعتباریابی مقیاس احساس خود که در سایر کشورها ساخته و استاندارد شده، بیش از پیش احساس می شود. هدف: هدف از پژوهش حاضر ترجمه، اعتباریابی و بررسی ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی مقیاس احساس خود بود. روش: در پژوهش حاضر، روش پژوهش به لحاظ هدف جزو پژوهش های تحقیق و توسعه و به لحاظ شیوه گردآوری داده ها (طرح پژوهش) از نوع توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های دولتی شهر تهران (وابسته به وزارت علوم) در سال تحصیلی 1403-1402 بود که از میان آن ها 510 نفر با روش نمونه گیری در دسترس به عنوان گروه نمونه پژوهش انتخاب شدند. نسخه نهایی مقیاس احساس خود (فلری و ایکس، 2007) پس از فرایند ترجمه، بازترجمه و تأیید روایی محتوایی، همراه با مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (لوی باند و لوی باند، 1995) و پرسشنامه شخصیت مرزی (لیشنرنیگ، 1999) به شکل آنلاین توزیع شد. بعد از جمع آوری داده ها، از نرم افزارهای آماری SPSS-25 و LISREL-8 و از روش تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی برای تجزیه و تحلیل آماری داده ها استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از مطلوب بودن و برتری مدل دوعاملی نسبت به مدل تک عاملی بود. ضریب آلفای کرونباخ برای عامل اول 91/0 و برای عامل دوم 67/0 بود. همچنین، عامل احساس خود شکننده با افسردگی، اضطراب، استرس و رگه های شخصیت مرزی همبستگی مستقیم و معنی دار داشت و از سوی دیگر عامل احساس خود منسجم صرفاً با افسردگی، اضطراب و استرس همبستگی مستقیم و معنی دار داشت. نتیجه گیری: باتوجه به مطلوب بودن ویژگی های روانسنجی نسخه فارسی مقیاس احساس خود، می توان استفاده از آن با اهداف پژوهشی، تشخیصی و بالینی را به متخصصان حیطه روانشناسی پیشنهاد داد.
۳.

اثربخشی درمان تک جلسه راه حل محور بر میزان شفقت به خود، بخشایشگری و تعارض زناشویی زنان متأهل: مطالعه تک آزمودنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درمان تک جلسه ای راه حل محور شفقت به خود بخشایشگری تعارض زناشویی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۲
زمینه: شفقت به خود به میزان احساس دلسوزی نسبت به خود در مواجهه با نقص ها اشاره دارد و با کاهش اضطراب و افزایش رضایت از زندگی مرتبط است. مطالعات نشان داده اند که درمان های مختلف روانشناختی می توانند بر میزان شفقت به خود، بخشایشگری و تعارض زناشویی زنان متأهل مؤثر باشند. اما خلاء پژوهشی در حوزه ی درمان تک جلسه راه حل محور و همچنین مسائل روانشناختی زنان متأهل وجود دارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان تک جلسه ای راه حل محور روی میزان شفقت به خود، بخشایشگری و تعارض زناشویی زنان متأهل انجام شد. روش: روش پژوهش کاربردی و به روش طرح آزمایشی تک آزمودنی و از نوع خط پایه چندگانه (ABA) انجام شد. جامعه پژوهش را تمام زنان متأهل دارای تعارض زناشویی شهر تهران در سال 1402 تشکیل دادند. نمونه گیری پژوهش از طریق فراخوان و به صورت داوطلبانه انجام شد. پس از بررسی ملاک های ورود به پژوهش، در نهایت پنج نفر انتخاب و وارد مراحل خط پایه، مداخله و پیگیری شدند. شرکت کنندگان در این مراحل پرسشنامه شفقت به خود (نف، ۲۰۰۳) و پرسشنامه بخشش رنجش خاطر زناشویی (پالیری و همکاران، 2009) و پرسشنامه تعارضات زناشویی (ثنایی و همکاران، 1387) را تکمیل کردند. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که درمان تک جلسه راه حل محور بر افزایش میانگین شاخص درصد بهبودی شفقت به خود و بخشایشگری، همچنین کاهش میانگین شاخص درصد بهبودی تعارض زناشویی زنان متأهل در سطح معناداری 05/0 مؤثر بوده است. نتیجه گیری: تغییرات میانگین درصد بهبودی برای مداخله درمان تک جلسه راه حل محور بیانگر آن بود که این درمان می تواند منجر به تغییر ات فوری در میزان شفقت به خود، بخشایشگری و تعارض زناشویی زنان متأهل شود. از نظر کاربردی، این یافته ها می توانند به مشاوران و روانشناسان کمک کنند تا از روش های کارآمدتر و مؤثرتری برای مداخله در مشکلات زناشویی استفاده کنند.
۴.

اثربخشی طرحواره درمانی مبتنی بر ذهنیت بر علائم وسواس، تحمل پریشانی و احساس گناه بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-جبری: یک پژوهش تک موردی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طرحواره درمانی مبتنی بر ذهنیت اختلال وسواسی - جبری علائم وسواس تحمل پریشانی احساس گناه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : 0
زمینه: علائم وسواس گون، تحمل پریشانی پایین و احساس گناه بالا از جمله موارد شایع در بین جمعیت بالینی مبتلایان به اختلال وسواسی-جبری می باشد. این موارد باعث مزمن شدن این اختلال شده و سیر درمان را سخت تر و طولانی تر می کنند، و این مسئله اهمیت یافتن درمان مناسب برای اختلال وسواس-جبری را جدی تر می کند، زیرا مزمن شدن اختلال باعث آسیب بسیار جدی به روابط، عملکرد، شغل و زندگی شخص می شود. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی روش طرحواره درمانی مبتنی بر ذهنیت بر علائم وسواس، تحمل پریشانی و احساس گناه بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-جبری بود. روش: روش پژوهش حاضر از نوع مطالعه تک موردی با طرح ABA بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-جبری مراجعه کننده به مراکز روانشناختی شهر اهواز بود. روش نمونه گیری در پژوهش حاضر به شیوه هدفمند بود. نمونه این پژوهش شامل چهار بیمار مبتلا به اختلال وسواسی-جبری بود. ابزارهای مورد استفاده این پژوهش شامل مصاحبه ساختار یافته بر اساس DSM5-TR و مقیاس های علائم وسواس فکری-عملی ییل-برون (گودمن و همکاران، 1989)، تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005) و احساس گناه (کوگلز و جونز، 1992) بود. همچنین محتوای درمانی پژوهش حاضر بر اساس پروتکل طرحواره درمانی مبنی بر ذهنیت (فرل و همکاران، 2014) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از نمودار دیداری، درصد داده های ناهمپوش، درصد بهبودی و شاخص تغییر پایا استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که طرحواره درمانی مبتنی بر ذهنیت بر علائم وسواس، تحمل پریشانی و احساس گناه شرکت کنندگان در مراحل مداخله و پیگیری مؤثر واقع شده و دارای اثربخشی است. مقدار شاخص تغییر پایا نیز برای تمامی آن ها معنادار بود (05/0 >p). درصد بهبودی در مرحله پیگیری نیز در محدوده موفقیت درمان قرار داشته که این مسئله ثبات اثربخشی این درمان را نشان می دهد. نتیجه گیری: با توجه به سیر مختل کننده و مزمن بودن وسواس ضرورت یک درمان اثربخش و پایدار در مورد این بیماران حائز اهمیت است. همچنین با توجه به نتایج پژوهش حاضر و اثربخشی طرحواره درمانی مبتنی بر ذهنیت بر علائم وسواس، تحمل پریشانی و احساس گناه بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-جبری، استفاده از مداخلات و فنون خاص مداخله مبتنی بر ذهنیت های طرحواره ای به عنوان یک روش اصلی و مکمل در کنار سایر فنون و مفاهیم اصلی در درمان بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-جبری و نشانگان آن ها به درمان گران پیشنهاد می شود.
۵.

اثربخشی مشارکت در حلقه کندوکاو زوجی بر تاب آوری زوجین دارای تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نظریه «هرم عشق» بلوغ مراقبتی تاب آوری خانواده حلقه کندوکاو زوجی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
زمینه: تعارضات زناشویی تأثیرات عمیق منفی برروابط زوجین و خانواده می گذارد. تاب آوری ظرفیت خانواده را در برابر تعارضات افزایش می دهد. بازسازی رابطه عاطفی زوج، می تواند تاب آوری خانواده را بهبود ببخشد. تاکنون در ایران پروتکلی که بر اساس نظریات بومی به اصلاح رابطه عاطفی زوج برای افزایش تاب آوری خانواده بپردازد مورد بررسی قرار نگرفته است. هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی میزان اثربخشی پروتکل «حلقه کندوکاو زوجی» بر تاب آوری خانواده های درگیر تعارضات زناشویی بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری 6 ماهه بود. جامعه آماری تمامی زوجین درگیر تعارض زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در سال 1400 بودند که از این میان 16 زوج (32 همسر) مراجعه کننده به مرکز مشاوره به شیوه نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه در پژوهش شرکت کردند. هر زوج در ده الی پانزده جلسه «حلقه کندوکاو زوجی»(پروتکل مبتنی بر نظریه هرم عشق) مشارکت کردند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه تعارضات زناشویی (ثنایی ذاکر و براتی، 1387) و پرسشنامه تاب آوری خانواده (سیکبی، 2005) بود. داده ها با استفاده از آزمون پارامتریک t گروه های وابسته و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS-24 مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: بر اساس نتایج، تأثیر مشارکت در «حلقه کندوکاو زوجی» بر تمامی زیرمقیاس های تاب آوری خانواده به غیر از معنویت تأیید شد (05/0 P<). بررسی مقادیر اثر تی نشان داد که مداخله بیشترین تأثیر را بر مؤلفه روابط خانوادگی و بعد از آن بر مؤلفه توانایی معنایابی سختی ها داشت. نتایج مقایسه مداخله در آزمون تعقیبی بنفرونی نشان داد که این اثر بر تاب آوری خانواده شش ماه بعد همچنان معنی دار بوده است (001/0 P≤). نتیجه گیری: با توجه به نتایج تحقیق مشخص شد پروتکل حلقه کندوکاو زوجی، با احیای مؤلفه های بالغانه و مراقبتیِ رابطه عاطفی زوج، تاب آوری خانواده را بهبود می بخشد. بنابراین در مدیریت تعارضات زناشویی، استفاده از پروتکل های مبتنی بر اصلاح شناختی عاطفی زوج که همسو با فرهنگ خانواده محور ایران هستند پیشنهاد می شود.
۶.

بررسی روایی و پایایی پرسشنامه فرزندپروری یانگ (نسخه سوم) در نمونه ای از نوجوانان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نوجوان طرحواره های ناسازگار اولیه پرسشنامه فرزندپروری یانگ روایی پایایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
زمینه: تجارب نامطلوب دوران کودکی تأثیر مهم و دائمی بر سلامت و رفاه طولانی دوران زندگی دارند و ارتباط نزدیکی با تشکیل طرحواره های ناسازگار اولیه دارند. برای بررسی دقیق نقش روابط والد-کودک در این فرآیند، پرسشنامه فرزندپروری یانگ طراحی شد و از طریق نسخه های بعدی بهبود یافت. هدف: پژوهش حاضر، با هدف تعیین روایی و پایایی نسخه سوم پرسشنامه فرزندپروری یانگ در نمونه ای نوجوانان شهر تهران انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دبیرستانی شهر تهران بود که در سال تحصیلی 1402-1401 مشغول به تحصیل بودندکه از میان آن ها به شیوه در دسترس 922 نفر انتخاب شدند. روایی همگرا و واگرا با استفاده از پرسشنامه های پذیرش-طردوالدین (خالق و روهنر، 2002)؛ دلبستگی به والدین-همسالان (آرمسدن و گرینبرگ، 1987) افسردگی، اضطراب، استرس (لاویباند و لاویباند، 1995)، شرم درونی (کوک، 1993)، بهزیستی روانشناختی (ریف، 1995) و قدردانی (مک کالوک و همکاران، 2002)، ارزیابی شدند. پایایی نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، امگا، همبستگی بین آیتمی و دوبار اجرا اندازه گیری شد. یافته ها: همبستگی بین پرسشنامه فرزندپروی یانگ با پرسشنامه پذیرش و طرد والدینی و پرسشنامه دلبستگی به والدین و همسالان، پرسشنامه شرم درونی، و آیتم های افسردگی، اضطراب و استرس در پرسشنامه DASS همبستگی مثبت، و با پرسشنامه بهزیستی روانشناختی، پرسشنامه قدردانی همبستگی منفی داشت. نتایج آلفای کرونباخ برای کل سؤالات مربوط به پدر 94/0 و برای مادر 93/0 گزارش شد. نتایج بازآزمون نشان می داد که همبستگی بازآزمون 92/0 است که نشان دهنده ثبات در بازه زمانی بوده است. نتیجه گیری: نسخه سوم پرسشنامه فرزندپروری یانگ، دارای روایی و پایایی خوبی برخوردار بود. بدین خاطر، امکان استفاده از آن، با رعایت احتیاط های علمی، در گستره پژوهشی مرتبط با نوجوانان و گستره بالینی نوجوانان، فراهم شده است. هر چند پژوهش های آتی با پشت سر نهادن محدودیت های پژوهش کنونی، دورنمای بهتری از شرایط پرسشنامه را در جامعه ایران آشکار خواهند نمود.
۷.

اعتباریابی الگوی مدیریت اکولوژی سازمانی در آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش و پرورش الگوی پارادیمی اکولوژی سازمانی مدیریت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
زمینه: امروزه تغییرات محیطی و واکنش سازمان ها به این تغییر، از مشکلات اصلی درک رفتار سازمان ها است که روش مدیریتی جدیدی را می طلبد. لذا سازمان آموزش و پرورش نیز به منظور حفظ تعادل نیازهای درونی و نیز تطبیق با شرایط محیطی، به مدیریتی نیاز دارد که در آن شرایط علّی، زمینه ای، مداخله گر، پیامدها و راهبردهای مدیریت اکولوژی سازمانی به طور دقیق بررسی شود تا بتواند به بهتر شدن رفتار سازمانی و تعاملات بین اعضای سازمان و محیط طبیعی کمک کند. هدف: پژوهش حاضر با هدف اعتباریابی الگوی مدیریت اکولوژی سازمانی در آموزش و پرورش تهران انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر، همبستگی با روش تحلیل عامل تأییدی و مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش شامل تمامی مدیران آموزش و پرورش تهران در سال 1402 بود که 400 نفر از آن ها به روش در دسترس انتخاب شدند. بخش اندازه گیری مدل پارادایمی بر اساس تحلیل عامل تأییدی با نرم افزار AMOS و بخش ساختاری مدل با استفاده از معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مجذورات جزئی با نرم افزار PLS-3 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. همچنین در مدل پارادایمی مدیریت اکولوژی سازمانی، شرایط علّی بر پدیده محوری (001/0 P<، 817/0 β=)، پدیده محوری بر راهبردها (001/0 P<، 497/0 β=)، راهبردها بر پیامدها (001/0 P<، 361/0 β=)، شرایط مداخله گر بر پیامدها (001/0 P<، 284/0 β=) و عوامل زمینه ای بر پیامدها (001/0 P<، 337/0 β=) اثرگذار هستند. نتیجه گیری: مدیریت اکولوژی سازمانی راهکاری اساسی جهت توسعه تعاملات موفق و انعطاف پذیر کارکنان سازمان آموزش و پرورش با یکدیگر و با محیط است و مدیران باید با شناخت مؤلفه های مؤثر بر مدیریت اکولوژی سازمانی، در برنامه ریزی های خود به آن ها توجه نمایند.
۸.

بررسی مقایسه اثربخشی واقعیت درمانگری و درمان پذیرش و تعهد بر احساس تنهایی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: واقعیت درمانی درمان پذیرش و تعهد احساس تنهایی نوجوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۱
زمینه: نوجوانان در شرایط خاص و بحرانی ای قرار دارند و گاهی به خاطر تغییرات هورمونی و ظاهری ممکن است از اجتماعی فاصله بگیرند. این اجتناب می تواند احساس تنهایی را به وجود بیاورد. پژوهش بر روی نوجوانان از نیازهای مبرم هر جامعه ای محسوب می شود. چون نوجوانان نیروی انسانی فعال هر جامعه ای محسوب می شوند. هدف: مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان واقعیت درمانی و درمان پذیرش و تعهد بر احساس تنهایی نوجوانان انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهرستان ساری بودند که از این میان نمونه ای با حجم 45 نفر به شیوه تصادفی خوشه ای انتخاب شد. سپس به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه جایگزین شدند. گروه آزمایش اول واقعیت درمانی و گروه آزمایش دوم درمان پذیرش و تعهد را دریافت کردند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه احساس تنهایی (راسل، 1996) استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها: نتایج بررسی نشان داد واقعیت درمانی و درمان پذیرش و تعهد هر دو بر افزایش احساس تنهایی (001/۰ >p) مؤثر بودند. همچنین بین اثربخشی دو روش درمانی تفاوت معناداری وجود داشت (05/0 >p) و رویکرد واقعیت درمانی اثربخشی بیشتری را از خود نشان داد. نتایج آزمون پیگیری نیز نشان داد اثر درمان پذیرش و تعهد و درمان واقعیت درمانی بر احساس تنهایی نوجوانان ثابت مانده است. نتیجه گیری: در نتیجه هر دو شیوه ی درمان واقعیت درمانی و درمان پذیرش و تعهد در کاهش احساس تنهایی نوجوانان پسر اثر معناداری دارند. بااین حال، رویکرد واقعیت درمانی رویکرد اثربخشی تر است.
۹.

مقایسه اثربخشی آموزش مهارت های زندگی و درمان پذیرش و تعهد بر نگرش به زندگی دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول شهر کرج(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش مهارت های زندگی پذیرش و تعهد نگرش به زندگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۲
زمینه: متخصصان حوزه ی نوجوانان تأکید می کنند که برنامه های آموزشی می توانند در بهبود نگرش به زندگی کودکان و نوجوانان نقش مؤثری داشته باشند. از جمله ی این برنامه ها می توان به آموزش مهارت های زندگی و درمان پذیرش و تعهد بر نگرش اشاره کرد، اما تاکنون مطالعه ای به صورت مستقل به مقایسه ی اثربخشی این دو رویکرد در بهبود نگرش به زندگی دانش آموزان نپرداخته است؛ لذا باتوجه به خلأ پژوهشی در این زمینه و اهمیت متغیرهای مذکور، پژوهش در این زمینه ضروری به نظر می رسد. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی دو روش آموزش مهارت های زندگی و رویکرد درمانی مبتنی بر تعهد و پذیرش بر نگرش به زندگی دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول بود. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و از نوع پیش-پس آزمون با گروه گواه می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول شهرستان کرج به تعداد حدود ده هزار نفر بودند. تعداد 60 نفر از آن ها که نمرات پایینی در پرسشنامه نگرش به زندگی داشتند، انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه (هر کدام 20 نفر) جایگزین شدند. یکی از گروه های آزمایش در معرض ده جلسه 90 دقیقه ای، بسته آموزشی مهارت های زندگی (محمدخانی، 1394) و دومین گروه آزمایش در معرض 8 جلسه 90 دقیقه آموزش رویکرد درمانی مبتنی برتعهد و پذیرش (هیز، 2011) قرار گرفتند. یک هفته پس از اتمام جلسات هر دو گروه مورد مطالعه، مجدداً به پرسشنامه شاخص نگرش به زندگی باتیستا (۱۹۷۳) پاسخ دادند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری توصیفی و استنباطی از جمله تحلیل کواریانس چندمتغیره و آزمون تعقیبی بونفرنی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد دو روش آموزش مهارت های زندگی و رویکرد مبتنی برتعهد بر نگرش به زندگی دانش آموزان دختر تأثیرگذار هستند (05/0 >P). اما بین اثربخشی آموزش مهارت های زندگی با گروه پذیرش و تعهد بر نگرش به زندگی دانش آموزان تفاوت معنادار نمی باشد (05/0 <P). نتیجه گیری: با توجه به اثربخش بودن برنامه های آموزشی مهارت های زندگی و رویکرد درمانی مبتنی برتعهد و پذیرش، می توان از این رویکردها برای بهبود نگرش به زندگی دانش آموزان در مراکز مشاوره، مؤسسات روانشناختی و مراکز آموزشی ازجمله مدارس استفاده نمود
۱۰.

مدل معادلات ساختاری رضایت زناشویی بر اساس خودکارآمدی جنسی با میانجی گری ریتم های شبانه روزی در زنان پرستار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودکارآمدی جنسی رضایت زناشویی ریتم های شبانه روزی زنان پرستار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۱
زمینه: بدن انسان دارای قابلیت ها ی متفاوت رفتاری در طی شبانه روز می باشد که هر 24 ساعت تکرار می شوند. با توجه به تغییرات شبانه روزی نوبت کاری پرستاران، می توان انتظار داشت که میزان رضایت زناشویی آن به خاطر کیفیت خواب و خستگی ناشی از بیدار بودن در طول شب تحت تأثیر قرار گیرد. لذا در ارتباط با تأثیر این شاخص بر زندگی زناشویی پرستاران مطالعات کمی انجام شده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل معادلات ساختاری رضایت زناشویی بر اساس خودکارآمدی جنسی با میانجی گری ریتم های شبانه روزی در زنان پرستار انجام شد. روش: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش تمامی پرستاران زن متأهل شاغل در بیمارستان های دولتی شهر تهران در سال 1402 به تعداد 2361 نفر بود. افراد نمونه به تعداد 330 نفر و از طریق روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. از پرسشنامه خودکارآمدی جنسی (وزیری و لطفی کاشانی 1392)، مقیاس رضایت زناشویی (هادسون و همکاران، 1981) و مقیاس ریتم های شبانه روزی (جعفری رودبندی و همکاران، 1392) به عنوان ابزار گردآوری اطلاعات، استفاده شد. پس از تأیید نرمال بودن داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار SmartPLS3 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که شاخص های ذکر شده دارای مقدار t قابل قبول در سطح معناداری (05/0 p<) می باشند، بنابراین در تغییر رضایت زناشویی زنان پرستار مؤثر هستند. همچنین نقش میانجی ریتم های شبانه روزی بر این روابط تأیید شد. نتیجه گیری: بر اساس این نتایج می توان چنین نتیجه گیری کرد با آموزش به پرستاران در خصوص ریتم های شبانه روزی و بهبود کیفیت خواب می توان گام های مؤثری در بهبود رضایت زناشویی و خودکارآمدی جنسی که پایه اساسی استحکام روابط زوجین است برداشت.
۱۱.

بررسی اثربخشی مداخله تعدیل سوگیری شناختی و درمان شناختی-رفتاری اینترنتی بر ولع مصرف غذا در افراد متقاضی جراحی کوچک کردن معده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مداخله تعدیل سوگیری شناختی درمان شناختی-رفتاری اینترنتی ولع مصرف غذا افراد متقاضی جراحی کوچک کردن معده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : 0
زمینه: اگرچه آموزش تعدیل سوگیری شناختی و درمان شناختی رفتاری دو روش مؤثر برای کاهش ولع مصرف غذا در افراد چاق هستند، اما تا به امروز، هیچ کارآزمایی تصادفی سازی و کنترل شده مقایسه اثربخشی مداخله شناختی-رفتاری مبتنی بر اینترنت و تعدیل سوگیری شناختی را بر ولع مصرف غذا در افراد متقاضی جراحی کوچک معده ارزیابی نکرده است. هدف: هدف این مطالعه بررسی اثربخشی بسته درمانی تعدیل سوگیری شناختی در مقایسه با درمان شناختی-رفتاری اینترنتی بر ولع مصرف غذا بود. روش: این پژوهش از نوع نیمه تجربی و از سری طرح های پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری شامل افراد متقاضی جراحی کوچک کردن معده در سال 1402 بود که 18 ماه از جراحی آنان گذشته و ساکن شهر اصفهان بودند. از این تعداد 45 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه شناختی-رفتاری اینترنتی، تعدیل سوگیری شناختی و گواه (15 نفر در هر گروه) جای گذاری شدند. افراد گروه های مداخله تحت 42 جلسه مداخله در طول شش هفته قرار گرفتند، اما افراد گروه گواه در این مدت هیچ مداخله درمانی دریافت نکردند. شرکت کنندگان قبل و پس از اتمام جلسات مداخله و دو ماه پس از آن با پرسشنامه ولع مصرف غذا (سپدا-بنیتو و همکاران، 2000) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS.24 و با روش تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که که هر دو روش درمان بسته تعدیل سوگیری شناختی تثبیت وزن و درمان شناختی-رفتاری اینترنتی توانستند اثرات مثبتی بر کاهش ولع مصرف غذا و مؤلفه های آن داشته باشند (05/0 >p). همچنین در مؤلفه های نبود کنترل، اشتغال ذهنی، ولع هیجانی، احساس گناه و ولع خوردن کل، بسته تعدیل سوگیری شناختی تثبیت وزن اثربخشی معنادارتری نسبت به روش درمان شناختی-رفتاری اینترنتی داشت (05/0 >p). نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی آموزش تعدیل سوگیری شناختی و درمان شناختی رفتاری در کاهش ولع مصرف غذا پیشنهاد می شود از این مداخلات در کنار سایر مداخلات مبتنی بر شواهد دارویی و درمانی به عنوان مداخله روانشناختی در جهت تغییر باورها و نگرش های این افراد نسبت به ولع مصرف استفاده شود.
۱۲.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان مبتنی بر شفقت بر وسواس مرگ و توان خود مراقبتی در سالمندان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد درمان مبتنی بر شفقت وسواس مرگ توان خود مراقبتی سالمندان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۱
زمینه: ازآنجایی که سالمندان سرمایه های هر جامعه ای محسوب می شوند و مسائل مربوط به وسواس مرگ و توانایی خود مراقبتی می تواند مشکلات روحی و جسمی آن ها را ایجاد کند و ازآنجایی که مقایسه دو مداخله در زمینه وسواس مرگ و خودمراقبتی در سالمندان ایرانی تاکنون بررسی نشده است. بنابراین، این تحقیق به دنبال بهبود هر دو متغیر ذکر شده است. هدف: هدف از انجام این پژوهش مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان مبتنی بر شفقت بر وسواس مرگ و توان خود مراقبتی در سالمندان بود. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با دوگروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل سالمندان بهزیستی شهرستان بهشهر بود که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی ساده در 2 گروه آزمایشی و یک گروه گواه گمارش شدند. گروه اول درمان مبتنی بر شفقت (گیلبرت، 2009) را در 8 جلسه 90 دقیقه ای و گروه دوم درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (هیز و همکاران، 2013) را در 9 جلسه 120 دقیقه ای دریافت نمودند، اما گروه گواه هیچ گونه درمانی دریافت نکردند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل مقیاس توان خود مراقبتی سالمندان (یونسی و همکاران، 1399) و وسواس مرگ (عبدالخالق، 1998) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمارهای توصیفی و استنباطی، تحلیل کوواریانس چند متغیره و نرم افزار آماری SPSS 23 استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان مبتنی بر شفقت وسواس مرگ را کاهش و توان خود مراقبتی را افزایش داده بودند. همچنین در مقایسه اثر بخشی بین درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان مبتنی بر شفقت بر روی وسواس مرگ تفاوت معناداری نبود (05/0 p<) ولی اثربخشی شفقت درمانی بر روی توان خود مراقبتی در سالمندان بیشتر بود (05/0 p<). نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان به این نتیجه رسید که درمان مبتنی پذیرش و تعهد و درمان مبتنی بر شفقت بر روی وسواس مرگ و توان خود مراقبتی در سالمندان مؤثر بود، بنابراین، مراکز روان درمانی و خانه سالمندان می توانند از درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان مبتنی بر شفقت به عنوان یک رویکرد درمانی مؤثر در جهت بهبود وسواس مرگ و توان خود مراقبتی سالمندان استفاده کنند.
۱۳.

مطالعه ای مروری بر اساس مفاهیم روانشناختی مدل انتقادی اجتماعی وندایک درباره شناخت شناسی عقیده در رسانه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدل انتقادی اجتماعی وندایک شناخت عقیده رسانه مفاهیم روانشناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : 0
زمینه: رسانه ها به عنوان یکی از ابزارهای اصلی در شکل دهی به عقاید و بازنمایی ایدئولوژی های مسلط در جامعه نقش کلیدی دارند. مدل انتقادی وندایک به تحلیل گفتمان های رسانه ای و نقش آن ها در بازتولید قدرت و نفوذ ایدئولوژی ها می پردازد. در کنار آن، مفاهیم روانشناختی مرتبط با شناخت اجتماعی نشان می دهد که چگونه افراد به واسطه تعامل با این گفتمان ها، عقاید خود را شکل می دهند و بازتولید می کنند. با این حال، بررسی های میان رشته ای که به تحلیل همزمان ابعاد روانشناختی و انتقادی بپردازند، به ندرت انجام شده است. هدف: هدف پژوهش حاضر تحلیل چگونگی شکل گیری عقاید از طریق گفتمان های رسانه ای با استفاده از مفاهیم روانشناختی و مدل انتقادی اجتماعی وندایک بود. روش: روش پژوهش حاضر مروری از نوع مرور منظم اسناد بود. جامعه این مطالعه شامل تمامی منابع علمی و پژوهشی مرتبط با مفاهیم روانشناختی مدل انتقادی اجتماعی وندایک و شناخت شناسی عقیده در رسانه ها بود. این منابع شامل مقالات علمی، کتاب ها، گزارش های پژوهشی، و تحلیل های انتقادی منتشرشده در پایگاه های داده علمی معتبر و نشریات بین المللی بود. روش نمونه گیری در این مطالعه به صورت غیرتصادفی و هدفمند بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. یافته ها: نتایج نشان می دهند که رسانه ها با استفاده از استراتژی های زبانی و گفتمانی خاص، نحوه پردازش و انتخاب اطلاعات توسط مخاطبان را هدایت می کنند، به طوری که افراد تمایل دارند اطلاعاتی را که با پیش فرض های ذهنی آن ها سازگار است، به راحتی پذیرش کنند و اطلاعات متناقض با مقاومت مواجه شود. همچنین، تجربیات شخصی نقش مهمی در تفسیر و درونی سازی اطلاعات رسانه ای دارند، و تغییرات در باورها و نگرش ها معمولاً در بستر تجربیات شخصی و پیش فرض های موجود صورت می گیرد. نتیجه گیری: این پژوهش نشان می دهد که رسانه ها با استفاده از استراتژی های زبانی، نقش مهمی در شکل دهی به عقاید عمومی ایفا می کنند. ترکیب رویکردهای روانشناختی و انتقادی در تحلیل شناخت شناسی عقیده، به درک عمیق تری از نحوه نفوذ گفتمان های رسانه ای بر ذهن مخاطبان کمک می کند.
۱۴.

اثربخشی روان درمان گری مثبت نگر بر چشم انداز زمان و سرمایه روانشناختی مادران کودکان با اختلال یادگیری خاص(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روانشناسی مثبت نگر چشم انداز زمان سرمایه روانشناختی اختلال یادگیری خاص

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۱
زمینه: در زمینه مطالعه تأثیر پروتکل های روان درمانی، توجه به ابعاد متعدد رفاه روانی برای مادران کودکان با اختلال یادگیری خاص از اهمیت برخوردار است. مادران این کودکان غالباً با چالش های عاطفی و روانشناختی منحصربه فردی مواجه هستند که می تواند بر نگرش زمانی و سطوح سرمایه روانشناختی آن ها تأثیر گذارد. با این حال، مطالعات کمی به طور ویژه بر رویکردهای مثبت نگر در میان این گروه و تأثیرات بالقوه آن بر افق دید زمانی و سرمایه روانی آن ها تمرکز داشته اند. هدف: هدف از انجام این پژوهش بررسی تعیین اثربخشی روانشناسی مثبت نگر بر چشم انداز زمان و سرمایه روانشناختی مادران کودکان با اختلال یادگیری خاص بود. روش: این پژوهش از نوع مطالعات آزمایشی با طرح نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه مادران کودکان با اختلال یادگیری خاص شهر تهران در سال 1401 بود. حجم نمونه پژوهش با روش نمونه گیری تصادفی در دسترس برابر با 30 نفر در نظر گرفته شد. ابزار گردآوری داده ها در این تحقیق دو پرسشنامه سرمایه روانشناختی (لوتانز و همکاران، 2007) و سیاهه چشم انداز زمان (زیمباردو و بوید، 1999) استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از نسخه 21 نرم افزار (SPSS) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش روانشناسی مثبت نگر بر چشم انداز زمان و سرمایه روانشناختی مادران کودکان با اختلال یادگیری خاص تأثیر مثبت و معنادار دارد (05/0 >p). نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان دهنده تأثیر مثبت روان درمانی مثبت نگر بر افزایش سطوح سرمایه روانشناختی و بهبود چشم انداز زمانی در مادران دارای فرزندان با اختلال یادگیری خاص است. این یافته ها از کاربست و اهمیت استفاده از رویکردهای مثبت نگر در مداخلات روانشناختی حمایت می کنند، که می توانند به عنوان راهکاری مؤثر برای تقویت توانایی های مقابله ای و بهزیستی روانشناختی در این جامعه مورد استفاده قرار گیرند.
۱۵.

اثربخشی پروتکل درمانی تسریع واکاوی بر علائم بالینی اختلال وسواسی-جبری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تسریع واکاوی اختلال وسواسی - جبری تدوین پروتکل اعتباریابی پروتکل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
زمینه: اختلال وسواسی-جبری یکی از شایع ترین اختلالات ناتوان کننده عصب-روانشناختی است، که با ویژگی هایی چون وسواس های عودکننده یا اجبارها و یا هر دو مشخص می شود و زندگی فرد مبتلا را مختل می سازد. تاکنون اثربخشی درمان های مختلفی بر این اختلال مورد بررسی قرار گرفته است و نتایج آن ها گاهاً متناقض گزارش شده است؛ بنابراین نیاز به تغییر در رویه های موجود و تدوین پروتکل درمانی جدید وجود دارد. هدف: هدف این پژوهش تدوین و اعتباریابی پروتکل درمانی تسریع واکاوی و بررسی اثربخشی آن بر علائم بالینی اختلال وسواسی-جبری بود. روش: روش پژوهش حاضر تک آزمودنی با کنترل خط پایه چندگان ه ناهمزمان و پیگیری 6 هفته ای بود. جامعه آماری این پژوهش شامل همه بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-جبری مراجعه کننده به مرکز مشاوره آرامش در شهر ارومیه بودند که از بین آن ها 4 نفر از طریق مصاحبه تشخیصی و بالینی ساختاریافته بر اساس معیارهای ویراست پنجم تجدید نظر شده راهنمای تشخصیصی و آماری اختلالات روانی DSM-5-TR به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. بیماران پس از احراز معیارهای ورود و عدم احراز معیارهای خروج در پژوهش شرکت نمودند. اثربخشی پروتکل درمانی طی 3 مرحله (خط پایه، درمان و پیگیری) با استفاده از پرسشنامه بازنگری شده وسواسی-جبری (فوا و همکاران، 2002) مورد بررسی قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ترسیم نمودار دیداری، شاخص d کوهن و درصد بهبودی در نرم افزار SPSS نسخه 25 استفاده شد. یافته ها: با توجه به نتایج شاخص CVR به دست آمده، پروتکل تدوین شده قابلیت اجرا را داشته و براساس نتایج آماری گزارش شده می توان در جهت کاهش علائم بالینی اختلال وسواسی-جبری بیماران مبتلا به اختلال وسواس از آن بهره گرفت (0/05 >P). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده به نظر می رسد که درمان تسریع واکاوی کاهش علائم اختلال وسواسی-جبری را به همراه دارد که شایسته است در برنامه های مدیریت بهداشتی کلان مورد توجه سیاست گذاران حوزه بهداشت و درمان و همچنین روانشناسان قرار گیرد.
۱۶.

مقایسه اثربخشی درمان ترکیبی مبتنی بر واقعیت مجازی و ذهن آگاهی با مداخله ذهن آگاهی کوتاه مدت بر تنظیم شناختی هیجان و ذهن آگاهی در افراد مبتلا به اختلال وحشت زدگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درمان ترکیبی مبتنی بر واقعیت مجازی و ذهن آگاهی ذهن آگاهی کوتاه مدت تنظیم شناختی هیجان ذهن آگاهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : ۲
زمینه: اختلال پانیک و حملات پانیک دو مورد از رایج ترین مشکلاتی هستند که در دنیای روان پزشکی دیده می شوند. این اختلال یک بیماری با پیش آگهی خوب نیست و می تواند به طور قابل توجهی بر کیفیت زندگی تأثیر بگذارد و منجر به افسردگی و ناتوانی در انجام کارهای روزانه شود؛ بنابراین رویکردهای نوین روان درمانی در جهت مشکلات شناختی و هیجانی می تواند اثربخش باشد. هدف: هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی درمان ترکیبی مبتنی بر واقعیت مجازی و ذهن آگاهی با مداخله ذهن آگاهی کوتاه مدت بر تنظیم شناختی هیجان و ذهن آگاهی در افراد مبتلا به اختلال وحشت زدگی بود. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف یک پژوهش کاربردی و از نظر جمع آوری داده ها یک پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری 45 روزه با گروه گواه است. جامعه آماری پژوهش کلیه افراد دارای علائم اختلال وحشت زدگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره منطقه 6 و 11 شهر تهران در سال 1401 بودند. نمونه پژوهش 45 نفر، که به شیوه هدفمند انتخاب و بطور تصادفی در سه گروه (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. گروه های آزمایش؛ درمان ترکیبی و درمان ذهن آگاهی کوتاه مدت را به تفکیک، در طی ۸ جلسه دریافت و گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های تنظیم شناختی هیجان (گرانفسکی و کرایج، ۲۰۰۶) و ذهن آگاهی (تورنتو، ۲۰۰۶) بود. و داده ها با روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS-23 تحلیل شدند. یافته ها: اثربخشی هر دو درمان ترکیبی واقعیت مجازی و ذهن آگاهی و مداخله ذهن آگاهی کوتاه مدت در مرحله پس آزمون و پیگیری در تنظیم شناختی هیجان (راهبردهای سازگارانه و ناسازگار) و ذهن آگاهی معنی دار بود. اما درمان ترکیبی در متغیر ذهن آگاهی اثربخشی بیشتری نسبت به درمان ذهن آگاهی کوتاه مدت داشته است (05/0 >p). نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه، درمانگران می توانند در مداخله های روانشناختی از هر دو درمان، برای بهبود تنظیم شناختی هیجان و از درمان ترکیبی برای تسهیل ذهن آگاهی، در افراد مبتلا به اختلال وحشت زدگی استفاده نمایند.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۹۵