ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۸۱ تا ۷۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۰۷ مورد.
۶۸۱.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تنظیم شناختی هیجان و کیفیت زندگی زنان با اختلال سوگ طولانی از منظر فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۱۸
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تنظیم شناختی هیجان و کیفیت زندگی زنان با اختلال سوگ طولانی از منظر فر هنگی بود. جامعه آماری تمامی زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره و درمان غرب شهر تهران در سال1402 بود. نمونه پژوهش 30 نفراز جامعه مذکور بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15نفر) وکنترل (15نفر) جایگزین شدند. روش پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود.آزمودنی ها به پرسشنامه علائم اختلال سوگ طولانی توسط پریگر سون و همکاران(2021)، پرسشنامه کیفیت زندگی وارو و شربون (1992) و پرسشنامه تنظیم هیجان گرانفسکی و همکاران (2002)، قبل و بعد از انجام مداخله پاسخ دادند. مداخله شامل 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بود که بر روی گروه آزمایش انجام شد و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. داده ها به روش تحلیل کوواریانس چند متغیره وتک متغیره تحلیل شدند. نتایج تحلیل داده ها نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، بر نمرات تنظیم شناختی هیجان و کیفیت زندگی شرکت کنندگان در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل تغییرات معنی داری به وجود آورد. بر این اساس می توان نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در بهبود تنظیم شناختی هیجان و کیفیت زندگی زنان با اختلال سوگ طولانی تأثیر دارد و می توان از آن به عنوان یک مداخله ی اثربخش فرهنگی و مناسب بهره گرفت.
۶۸۲.

راهبردهای اقتصادی - اجتماعی جلب مشارکت سازمان های مردم نهاد در پیشگیری همگانی از اعتیاد با رویکرد اجتماع محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۸
هدف: مقاله حاضر با واکاوی چالش های سازمان های مردم نهاد به ارائه راهبردهای اقتصادی- اجتماعی جلب مشارکت آنان در زمینه ی پیشگیری از اعتیاد پرداخت. روش: داده های پژوهش با روش نظریه داده بنیاد و مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته با 20 نفر از مؤسسان، کارشناسان و فعالان سمن های استان اصفهان به شیوه ی نمونه گیری نظری و هدفمند گردآوری شد. یافته ها: تحلیل رونوشت متن مصاحبه ها و با انجام سه مرحله کدگذاری منجر به شناسایی 80 کد توصیفی، 16 مقوله محوری و 4 مقوله هسته ای با عنوان چالش های اقتصادی- اجتماعی و راهبردهای اقتصادی-اجتماعی شد. به طور خاص، 8 مؤلفه ی چالش برانگیز اقتصادی- اجتماعی مشارکت سمن ها در پیشگیری از اعتیاد عبارت بودند از: عدم پایداری منابع تأمین مالی و وابستگی به کمک های دولت، چالش های جذب و نگه داشت سرمایه های انسانی، عدم کفایت سرمایه های علمی و مهارت تخصصی، فقدان نظام حقوق و مزایای مشخص و مستمر، اعتماد ناکافی جامعه و دولت به سمن ها، ناهمگرایی دولت و عدم حمایت قانونی از سمن ها، گرایش ضعیف به همکاری داوطلبی و نظارت و کنترل سخت گیرانه انتظامی-امنیتی. همچنین، 8 راهبرد جلب مشارکت سمن ها عبارت بودند از: حمایت و تأمین مالی از محل بودجه عمومی، تصویب قوانین و تسهیل اعطای وام های بلاعوض، اعطای کمک های غیرنقدی، تسهیل دریافت کمک های بین المللی، تصمیم سازی سمن ها در سیاست گذاری های اجتماعی، بسترسازی همگرایی جامعه و دولت با سمن ها، انعکاس و انتشار اثربخشی عملکرد سمن ها و فرهنگ سازی اعتماد به سمن ها. نتیجه گیری: سمن ها در زمینه ی پیشگیری از اعتیاد دیگر یک وسیله جانبی برای دولت نیستند بلکه یک ضرورت هستند که دولت می بایست قابلیت های آن ها را پرورش و تقویت نماید.
۶۸۳.

اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر هنر درمانی بیانی بر تنظیم هیجانی و سلامت روان دانشجویان دارای اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۳۱
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر هنر درمانی بیانی بر تنظیم هیجان و سلامت روان دانشجویان دارای اضطراب اجتماعی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی، با طرح پیش از آزمون- پس از آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر متشکل از تمامی دانشجویان دارای اضطراب اجتماعی دانشگاه آزاد تربت جام در سال تحصیلی 1402-1401 بود که از بین آن ها تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صوت تصادفی در دو گروه 15 نفره کنترل و آزمایش جای دهی شدند. جهت جمع آور داده ها از پرسشنامه اضطراب اجتماعی جرابک (1996، JASA)، پرسشنامه تنظیم هیجانی گراس و جان (2003، ERQ)، پرسشنامه سلامت روان گلدبرگ (1978، GHQ) و پروتکل هنر درمانی بیانی طی 8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت دو جلسه در هفته استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون تنظیم هیجان و سلامت روان در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. در نتیجه می توان عنوان داشت هنر درمانی بیانی از قابلیت عملی خوبی برای تنظیم هیجانی و سلامت روان برخوردار بوده و می تواند به عنوان یک گزینه درمانی از سوی روانشناسان مورد استفاده قرار گیرد؛ و بدین طریق نقش مؤثری را بر افزایش توانمندی های روان شناختی دانشجویان دارای اضطراب اجتماعی به جا گذارد.
۶۸۴.

Effects of Cognitive-Behavioral Therapy on Academic Anxiety of Children with Learning Disorders

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۴۰
 Objective: Reports showed that a cognitive-behavioral therapy effectively helps patients overcome a wide variety of maladaptive behaviors such as anxiety. The aim of the present study was to further examine this issue by exploring the effects of a cognitive-behavioral therapy on academic anxiety of children with learning disorders.Methods: The quasi-experimental research design was pretest-posttest with a control group. The statistical population included 32 children (9-13 years) with academic anxiety (mild, moderate and severe) who were selected by convenience sampling method and randomly (using a coin-throwing method) assigned to two experimental and control groups. The standard School Anxiety Scale questionnaire was used to measure academic anxiety. The behavioral-cognitive therapy program was implemented for 12 sessions, 3 sessions of 45 minutes each week for the experimental group. After the intervention, all participants participated in posttest. Paired sample t test, independent t test, and analysis of covariance were used to analyze data.Results: The average of academic anxiety before the intervention in the experimental and control groups was 23.94±2.18 and 22.87±3.64, respectively, and the independent t-test did not show a significant difference (P=0.39). The average of the groups shows that the academic anxiety scores of the experimental group have decreased compared to the pre-test scores (t=16.58, P<0.001). Finally, the results of ANCOVA showed that a cognitive-behavioral therapy has led to a reduction in academic anxiety (P<0.001).Conclusion: Reconstructing children’s thoughts and beliefs helps them to identify their wrong thoughts about the exam and gradually replace them with correct beliefs and thoughts. Therefore, teachers and practitioners can use cognitive-behavioral therapy to help children with learning disorders to have less anxiety without feeling hurt from the negative evaluation of others. 
۶۸۵.

مقایسه اثربخشی درمان گروهی متمرکز بر شفقت و درمان گروهی هیجان مدار بر خود سرزنشگری مادران دارای فرزند مبتلا به ناتوان جسمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۱
هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان گروهی متمرکز بر شفقت و درمان گروهی هیجان مدار بر خود سرزنشگری مادران دارای فرزند مبتلا به ناتوان جسمی بود. این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل با پیگیری دو ماه بود. جامعه آماری مادران دارای فرزند ناتوان جسمی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی بهزیستی شهرستان ایذه در بازه زمانی شش ماهه اول سال 1403 بودند. در پژوهش حاضر نمونه ای به حجم 36 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و سپس به صورت تصادفی ساده در سه گروه 12 نفری گمارده شدند. مقیاس سطوح خودسرزنشگری تامپسون و زوروف (LOSC، 2004) جهت جمع آوری داده ها اجرا شد. هر یک از گروه های مداخله طی 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت درمان گروهی قرار گرفتند. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها نشان داد که نمره خودسرزنشگری در گروه های مداخله در مقایسه با گروه کنترل نسبت به پیش آزمون در پس آزمون و پیگیری به طور معنی دار در سطح خطای 05/0 کاهش یافته است؛ اما بین دو گروه درمانی در نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0>P). یافته های این پژوهش نشان داد که هر دو درمان بر کاهش خود سرزنشگری در مادران دارای فرزند مبتلا به ناتوان جسمی موثر بوده است.
۶۸۶.

The Effectiveness of Play Therapy Training on Improving Social Skills in Children with Autism Spectrum Disorder

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۸۶
  Objective : Autism spectrum disorder is a complex neurodevelopmental disorder characterized by communication problems, limited social interactions, and repetitive behaviors. The present study aimed to investigate the effectiveness of play therapy education with a parent-child approach in improving social skills in children with autism spectrum disorder. Methods: This study was a quasi-experimental study with a pre-test-post-test design, a control group, and a follow-up phase. The statistical population of the study included children with autism at the Justice Center in Isfahan. The sample of the present study included 30 children with autism, including 30 children with autism, who were selected using purposive sampling and were divided into two experimental and control groups. The research instrument used was the Autism Social Skills Profile (ASSP), and play therapy education sessions with a parent-child approach were implemented in ten 90-minute sessions once a week on the experimental group. The research data were analyzed using repeated measures analysis of variance and Bonferroni post hoc test and SPSS version 24 software. Results: The research findings showed that the difference between the experimental and control groups in terms of the mean scores of social skills variables in all stages of the experiment was significant (P<0.001). Conclusion: The results of this study show that play therapy education with a parent-child approach can help improve children's social skills. Therefore, its use is recommended to strengthen social skills in children with autism spectrum disorder. Objective : Autism spectrum disorder is a complex neurodevelopmental disorder characterized by communication problems, limited social interactions, and repetitive behaviors. The present study aimed to investigate the effectiveness of play therapy education with a parent-child approach in improving social skills in children with autism spectrum disorder. Methods: This study was a quasi-experimental study with a pre-test-post-test design, a control group, and a follow-up phase. The statistical population of the study included children with autism at the Justice Center in Isfahan. The sample of the present study included 30 children with autism, including 30 children with autism, who were selected using purposive sampling and were divided into two experimental and control groups. The research instrument used was the Autism Social Skills Profile (ASSP), and play therapy education sessions with a parent-child approach were implemented in ten 90-minute sessions once a week on the experimental group. The research data were analyzed using repeated measures analysis of variance and Bonferroni post hoc test and SPSS version 24 software. Results: The research findings showed that the difference between the experimental and control groups in terms of the mean scores of social skills variables in all stages of the experiment was significant (P<0.001). Conclusion: The results of this study show that play therapy education with a parent-child approach can help improve children's social skills. Therefore, its use is recommended to strengthen social skills in children with autism spectrum disorder.
۶۸۷.

اثربخشی بازی درمانی بر اضطراب، افسردگی و تصویر بدنی کودکان مبتلا به سرطان بستری در بیمارستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۳۶
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین اثربخشی بازی درمانی بر اضطراب، افسردگی و تصویر بدنی کودکان مبتلا به سرطان بستری در بیمارستان بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کودکان 7 تا 10 سال بستری شده در بخش سرطان بیمارستان کودکان مفید شهر تهران در پاییز سال 1402 بود که از این جامعه تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری غیر تصادفی در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس اضطراب آشکار کودکان (RCMS) (رینولدز و همکاران، 1978)، افسردگی کودکان و نوجوانان (CDS-A) (لانگ و همکاران، 1978) و روابط چند بعدی بدن- خود (MBSRQ) (کش، 1985) را تکمیل کردند. پس از آن گروه آزمایش مداخله بازی درمانی در 8 جلسه 45 دقیقه و هفته ای دوبار دریافت کردند. داده های پژوهش، به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد در متغیر اضطراب تفاوت بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون (05/0>p، 86/8=d) و پیش آزمون پیگیری (05/0>p، 34/6-= d) معنادار است. در متغیر افسردگی نیز تفاوت بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون (05/0>p، 75/7=d) و پیش آزمون و پیگیری (05/0>p، 06/5-=d) معنادار گزارش شد؛ همچنین در متغیر تصویر بدنی نیز تفاوت بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون (05/0>p، 36/9-=d) و پیش آزمون پیگیری (05/0>p، 5934/4= d) معنادار گزارش شد. بر این اساس می توان گفت استفاده از بازی درمانی می تواند در بهبود اضطراب، افسردگی و تصویر بدنی کودکان مبتلا به سرطان بستری در بیمارستان موثر باشد.
۶۸۸.

نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه بین ناگویی هیجانی و نوموفوبیا در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۷
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه بین ناگویی هیجانی و نوموفوبیا در دانشجویان بود. این پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی در سال 1404 تشکیل دادند؛ 233 نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس در این مطالعه مشارکت داشتند و به یک نظرسنجی آنلاین پاسخ دادند. به منظور سنجش متغیرهای پژوهش از مقیاس آگاهی ذهن آگاهانه (MAAS؛ براون و رایان، 2003)، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو-20 (TAS-20؛ بگبی و همکاران، 1994) و پرسشنامه نوموفوبیا (NMP-Q؛ یلدریم و کوریا، 2015) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدلیابی معادلات ساختاری با حداکثر درست نمایی انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد که ناگویی هیجانی به طور مثبت و ذهن آگاهی به طور منفی بر نوموفوبیا اثر معنادار داشت (05/0>P). یافته دیگر نشان داد که ناگویی هیجانی بر ذهن آگاهی اثر منفی و معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه بین ناگویی هیجانی و نوموفوبیا معنادار بود (05/0>P). از یافته های این پژوهش، اینگونه می توان نتیجه گرفت که ذهن آگاهی می تواند رابطه بین ناگویی هیجانی و نوموفوبیا را میانجی گری کند.
۶۸۹.

تبیین الگوی برنامه روی آوری و بازداری (تشویق و تنبیه) بر اساس منابع اسلامی برای والدگری معنوی خداسو(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۸۹
پژوهش حاضر با هدف دستیابی به الگوی برنامه روی آوری و بازداری (تشویق و تنبیه) بر اساس منابع اسلامی برای والدگری معنوی خداسو صورت گرفته است. این پژوهش از نوع کیفی و با روش تحلیل محتوا انجام شده است. برای رسیدن به این هدف حوزه معنایی والدگری بر اساس کتب لغت و متون دینی استخراج شد و علاوه بر آن از کتب حدیثی استفاده شد. با استفاده از واژگان و منابع حدیثی این حوزه واحدهای تحلیل مرتبط با موضوع مشخص شد. به منظور بررسی روایی محتوایی مؤلفه ها و مستندات مربوطه در اختیار 3 نفر از کارشناسان قرار گرفت و نظر کارشناسان نیز بررسی و یافته ها نسبت به میزان مطابقت با مستندات و همچنین نسبت به میزان ضروری بودن مقوله ها با 100% تأیید شد. طبق نتایج به دست آمده الگوی برنامه روی آوری و بازداری در چهار قسم تقسیم بندی شدند. برنامه روی آوری، دو قسم تقویت تصریحی و تقویت تلویحی و برنامه بازداری، دو قسم تأدیب تلویحی و تأدیب تصریحی را تشکیل می دهد. همچنین نتایج نشان داد که برنامه نهفته از روی آوری (ترغیب) جلب خشنودی خداوند و برنامه نهفته از بازداری (ترهیب) دفع غضب الهی است که می توان در تمام حوزه های ادراکی مبدأ، خود، هستی عینی و غایت به کار برد.
۶۹۰.

تدوین برنامه آموزشی کارکردهای اجرایی و ارزیابی اثربخشی آن بر بهبود بازداری پاسخ و حافظه کاری کودکان پیش دبستانی: پژوهش مورد منفرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۹
هدف: پژوهش حاضر با هدف تدوین برنامه آموزشی کارکرد های اجرایی و ارزیابی اثربخشی آن بر بهبود بازداری پاسخ و حافظه کاری در کودکان پیش دبستانی انجام شد. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع مورد منفرد و طرح A-B با پیگیری بود. جامعه آماری این پژوهش را کودکان عادی ۵ تا ۶ ساله شهرستان کرج در سال ۱۴۰۱ تشکیل می دادند که از این جامعه، تعداد سه کودک از طریق نمونهگیری دردسترس و بر اساس ملاک های ورود انتخاب شدند. برنامه مداخله ای تدوین شده در ۱۶ جلسه به-صورت انفرادی اجرا شد. برای جمع آوری داده ها از آزمون برو/ نرو جهت ارزیابی بازداری پاسخ و آزمون ان- بک (N- BACK) برای ارزیابی حافظه کاری استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، از نمودار های تحلیل دیداری، ارزیابی محفظه ثبات و روند تغییر، ناهمپوشی داده ها و درصد بهبودی استفاده شد. یافته ها: نتایج مبتنی بر تحلیل دیداری و همچنین درصد داده های ناهمپوش (PND) نشان داد که برنامه آموزشی کارکرد های اجرایی بر بهبود بازداری پاسخ و حافظه کاری هر سه آزمودنی اثربخش بوده است. نتیجه گیری: برنامه آموزشی کارکرد های اجرایی را می توان از سنین پیش از دبستان جهت ارتقا سطح این کارکرد ها به کار برد و این برنامه می تواند توسط والدین، معلمان و درمانگران حیطه کودک مورد استفاده قرار گیرد.
۶۹۱.

بررسی ویژگی های روان سنجی آزمون قضاوت موقعیتی به منظور سنجش شایستگی شغلی کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۶
هدف : هدف از پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی آزمون قضاوت موقعیتی به منظور سنجش شایستگی شغلی کارکنان است. آزمون های قضاوت موقعیتی از ابزارهای مهم در سنجش شایستگی های رفتاری است. استفاده از این آزمون ها در سال های اخیر رو به افزایش است. آزمون های قضاوت موقعیتی دارای یک بدنه و تعدادی گزینه پاسخ است که همانند سایر آزمون های موجود، این شیوه نیز فرایند استانداردسازی را طی می کند و برای ساخت آن مهارت و تخصص ویژه ای نیاز دارد.   روش : این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش شناسی در زمره پژوهش های توسعه ابزاری است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارشناسان ستادی در شرکت های غیردولتی ایرانی بود که از این بین تعداد 300 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار استفاده شده در این پژوهش شامل آزمون قضاوت موقعیتی محقق ساخته به منظور سنجش شایستگی های مسئولیت پذیری، پیگیری و ارتباط مؤثر بود. جهت تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS-23 Jmetrik-V4.0.5 و Lisrel 8.8 استفاده شد. جهت بررسی پایایی این ابزار از روش آلفای کرونباخ، جهت بررسی ویژگی های روان سنجی از درجه دشواری و قدرت تمیز و جهت بررسی روایی سازه آن از تحلیل عاملی تائیدی استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان داد این آزمون دارای پایایی و روایی مناسبی است و نمرات هنجار شده برای جامعه آماری موردنظر ارائه شد.   نتیجه گیری : نتیجه آنکه آزمون قضاوت موقعیتی ابزاری مناسب جهت شناسایی و ارزیابی شایستگی های رفتاری کارکنان است و پیشنهاد می شود از این ابزار به منظور غربالگری اولیه و ثانویه انتخاب کارکنان استفاده شود.
۶۹۲.

Life-Based Therapy (LBT): Applying a New Approach to Positive Psychology and Psychotherapy

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۵
  Objective: The present study aimed to propose Life-Based Therapy as a novel approach within the fields of positive psychology and psychotherapy. Life-Based Therapy, also known as Life Therapy, is a therapeutic method that addresses core issues related to one's Life. It emphasizes a deeper understanding of existence, passion for life, hope for the future, and overall longevity. The goal is to enhance well-being, effectiveness, and personal value by focusing on key life elements such as motivation, interest, desire, tension, fulfillment, attachment, love, passion, and well-being. Methods: This study employed a descriptive and exploratory research design. The statistical population consisted of theories, techniques, studies, and research conducted in the fields of psychotherapy and counseling. Life-Based Therapy was formulated and refined based on the author's extensive professional, academic, and consultative experience, incorporating relevant theories and existing research within the domain. Findings: Life Therapy provides a framework for understanding the complexities and challenges of life. It encourages individuals to view each moment as an opportunity for existence, growth, and self-realization. By forming a comprehensive picture of a client's life and its multiple domains, the therapist can help the client avoid inefficiencies and wasted time. The therapy supports individuals in defining various areas of life and actively working toward meaningful goals in each of those areas. Conclusion: Life-Based Therapy offers an innovative and structured approach to psychotherapy, focused on enhancing awareness and consciousness of life. It empowers individuals to adapt to life's challenges in a constructive and efficient manner. This method promotes purposeful living and aligns therapeutic intervention with the broader aim of achieving balance, passion, and fulfillment in all aspects of life.
۶۹۳.

چگونه توانستم با استفاده از آموزش سواد رسانه تفکر انتقادی را در دانش آموزان کلاسم تقویت کنم؟

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۴۷
اقدام پژوهی حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش سواد رسانه ای برای بهبود مهارت های تفکر انتقادی دانش آموزان پایه چهارم شامل 39 نفر، دبستان دخترانه شهید محمدعلی قمی واقع در ناحیه1 در سال تحصیلی 1404 1403 انجام شده است. مدل پژوهش کیفی و رویکرد آن توصیفی تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات، پرسشنامه، مصاحبه، مطالعه و مشاهده عملکرد دانش آموزان در مورد میزان تفکر انتقادی بود که مورد پژوهش قرار گرفت. در این پژوهش، پس از مشاهده ضعف دانش آموزان در مهارت های تفکر انتقادی، برنامه آموزش سواد رسانه ای در یک دوره ۱2 جلسه ای طراحی و اجرا شد. این برنامه آموزش مهارت های تحلیل پیام های رسانه ای، شامل شناسایی اطلاعات پنهان، منابع ارزیابی، و تشخیص اطلاعات نادرست بود. برای جمع آوری داده ها از روش های مشاهده، مصاحبه، آزمون تفکر انتقادی و بررسی عملکرد دانش آموزان استفاده شده است. نتایج نشان داد که آموزش سواد رسانه ای بر مهارت های تفکر انتقادی دانش آموزان تأثیرگذار و معنادار بوده است. بهبود تفکر انتقادی در دانش آموزان برای تحلیل، استنباط، ارزشیابی و استدلال پیام های دریافتی از رسانه ها پس از گذراندن دوره آموزش سوادرسانه ای مشاهده شد. همچنین، دانش آموزان را در تشخیص اطلاعات نادرست و ارزیابی اعتبار منابع مهارت پیدا کردند. این یافته ها اهمیت گنجاندن آموزش سواد رسانه ها در برنامه درسی مدارس را برای تقویت مهارت های تفکر انتقادی دانش آموزان نشان می دهد.
۶۹۴.

UPSC Grit: How Societal and Parental Influences Shape Aspirants' Pursuit of Excellence

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۰
Grit, defined as the relentless pursuit of long-term goals through passion and perseverance, has emerged as a crucial adaptive resource associated with success across various domains. Despite its acknowledged significance, limited research has examined the social and contextual determinants of grit, particularly in non-Western contexts. This study addresses this gap by exploring two potential social antecedents – perceived social support and parenting styles – among students preparing for the Union Public Service Commission (UPSC) examination. The results revealed significant associations between students' grit scores and both their perceived social support and parenting styles included in the study. Furthermore, parenting styles also emerged as significant predictors of grit. These findings not only highlight the complex relationship between social factors and grit but also offer valuable insights for promoting grit in the demanding context of UPSC exam preparation. This research contributes to the understanding of grit's social antecedents and suggests directions for future research in this domain.
۶۹۵.

Loneliness in Emerging Adults: A Meta-synthesis(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۱
Introduction and Objective: Emerging adulthood is a critical developmental period where individuals are particularly vulnerable to loneliness, a condition with significant mental health risks. While quantitative research has documented its prevalence, a synthesized understanding of the lived experience remains fragmented. This study aimed to address this gap by conducting the first meta-synthesis of qualitative research to develop a comprehensive, multi-layered model of the loneliness experience in emerging adults. Research Methodology: Following PRISMA guidelines, a systematic search of international and Iranian databases was conducted. From an initial pool of documents, nine primary qualitative studies met the inclusion criteria. The findings of these studies were analyzed and integrated using Thomas and Harden's thematic synthesis approach. Findings: The analysis yielded 11 descriptive themes and four higher-order analytical themes, revealing that the experience of loneliness is: (1) complex and ambiguous, (2) a fluctuating phenomenon, (3) characterized by diverse pathways, and (4) deeply intertwined with sociocultural pressures. Conclusion: Loneliness in emerging adults is a dynamic experience shaped by both intrapsychic factors and formidable social norms. This finding underscores the need for holistic interventions that move beyond social skills training to address relationship quality and the capacity to cope with normative pressures.
۶۹۶.

شناسایی رفتارهای پر خطر رانندگی در ایران مبتنی بر دیدگاه های رانندگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۲۱
زمینه: تصادفات جاده ای یکی از چالش های جدی و مداوم در سطح جهان است که به خسارات جانی و مالی گسترده ای منجر می شود. اگرچه عوامل متعددی در وقوع تصادفات جاده ای دخیل هستند، اما نقش عوامل انسانی، به ویژه رفتارهای پرخطر رانندگی و جنبه های روانشناختی آن، به عنوان یکی از مؤلفه های کلیدی در تعیین سطح ایمنی جاده ها شناخته شده است. در ایران، کمبود پژوهش های جامع و هدفمند که به طور خاص به رفتارهای پرخطر رانندگی و عوامل مؤثر بر آن بپردازد، به عنوان یک شکاف پژوهشی جدی احساس می شود. هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی و دسته بندی رفتارهای پرخطر رانندگی رانندگان ایرانی بر اساس دیدگاه های خودگزارشی آنان انجام شد. روش: جامعه آماری این مطالعه کلیه رانندگان سطح کشور می باشند که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. بدین منظور ابتدا رفتارهای پرخطر رانندگی بر اساس مطالعات پیشین و رفتارهای رایج در میان رانندگان ایرانی شناسایی شد. سپس پرسشنامه ای شامل اطلاعات فردی، رفتارهای پرخطر و سوابق تصادفات رانندگان طراحی و به صورت آنلاین در سراسر ایران توزیع شد. پس از ارزیابی های اولیه، پرسشنامه های ۲۳۸۷ نفر از رانندگان با روش کمی مورد تجزیه و تحلیل نهایی قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی انجام یافته بر روی داده ها نشان داد که رفتارهای پرخطر رانندگی در پنج دسته اصلی قابل تقسیم اند: رانندگی سهل انگارانه و ناهماهنگ با قوانین، رانندگی همراه با حواس پرتی، رانندگی پرخاش گرانه، رانندگی با سرعت زیاد و رانندگی در شرایط سخت. همچنین، همبستگی مثبت و معنی داری بین ابعاد رفتارهای پرخطر رانندگی مشاهده شد (05/0 >P) که نشان دهنده روایی همزمان مناسب ابزار است. اعتبار ابزار از طریق آلفای کرونباخ برای هر پنج عامل بالاتر از 7/0 محاسبه شد که حاکی از قابلیت اعتماد مطلوب ابزار است. نتیجه گیری: این مطالعه با شناسایی و تحلیل رفتارهای پرخطر رانندگی در میان رانندگان ایرانی تلاش دارد تا مبنایی علمی برای طراحی مداخلات روانشناختی و تدوین سیاست های پیش گیرانه فراهم کند. نتایج این تحقیق می تواند به بهبود ایمنی جاده ها و کاهش آمار تصادفات در کشور کمک شایانی نماید.
۶۹۷.

رابطه ناسازگاری دوران کودکی با رفتارهای خود آسیبی غیرخودکشی در نوجوانان با میانجیگری تاب آوری روانشناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۵
مقدمه: رفتارهای خودآسیبی در دوران نوجوانی، یکی از موضوعات قابل تامل است که میزان شیوع آن در حال افزایش است و به یک مشکل بهداشت عمومی گسترده تبدیل شده است و شناسایی عوامل موثر بر آن از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای تاب آوری روان شناختی بین بدرفتاری با کودک و خودآسیبی غیرخودکشی نوجوانان بود. روش: روش پژوهش حاضر همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری مطالعه حاضر تمامی تمامی دانش آموزان مشغول به تحصیل مقطع متوسطه دوم شهر سردشت در سال تحصیلی 1404-1403 بود که با توجه به جامعه آماری حداقل حجم نمونه 330 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شد. ابزارهای مورد استفاده مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (2003)، پرسشنامه رفتارها و کارکردهای خودجرحی (خانی پور، 1393) و فرم کوتاه پرسشنامه ترومای دوران کودکی (CTQ) بود. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر و نرم افزار SPSS-25 و AMOS-25 استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که ناسازگاری دوران کودکی با خودآسیبی غیرخودکشی همبستگی مثبت دارد (05/0>P). ناسازگاری دوران کودکی اثرات پیش بینی غیرمستقیم قابل توجهی بر خودآسیبی غیرخودکشی از طریق تاب آوری روانشناختی (157/0=β ، 001/0>P) داشت. نتیجه گیری: نتیجه گیری می شود که نقش واسطه ای تاب آوری در رابطه ناسازگاری دوران کودکی و خودآسیبی غیرخودکشی را برای کودکان و نوجوانانی که از ناسازگاری دوران کودکی رنج می برند حائز اهمیت است، و نوجوانان علی رغم تجربیات آسیب زا در دوران کودکی در صورت اکتساب و بهبود تاب آوری، توانایی تنظیم هیجان را دارا خواهند بود و کمتر اقدام به رفتارهای خودآسیبی می کنند.
۶۹۸.

تفاوت راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و نارسایی های شناختی در افراد با تشخیص طیف اسکیزوفرنیک و افراد عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۹۲
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی تفاوت راهبرد های تنظیم شناختی هیجان و نارسایی های شناختی در افراد با تشخیص طیف اسکیزوفرنیک و افراد عادی صورت گرفت. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع علی- مقایسه ای می باشد. جامعه آماری افراد با تشخیص طیف اسکیزوفرنیک مراجعه کننده به کلینک های دولتی و خصوصی شهر زاهدان و همچنین افراد عادی ساکن این شهر در سال 1402 بود. نمونه پژوهش 15 بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی و 15 فرد عادی بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه تنظیم شناختی هیجانی (CER) گارنفسکی و کراج (2006) و پرسشنامه نارسایی شناختی (CFQ) برودبنت (1982) استفاده شد. داده های به دست آمده با روش آماری تحلیل واریانس چند متغیره با نرم افزار SPSS 25 تحلیل شدند. یافته ها : نتایح نشان داد که افراد مبتلا به اسکیزوفرنی نسبت به افراد عادی بیشتر از سبک های تنطیم هیجان ناسازگارانه استفاده می کنند (0.05>P) و در استفاده از سبک های تنظیم هیجانی سازگارانه ببن دو گروه تفاوت معناداری وجود ندارد (0.05<P). همچنین بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی نارسایی شناختی بیشتری نسبت به افراد عادی نشان دادند (0.05>P). نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که افراد مبتلا به اسکیزوفرنی در استفاده از راهبردهای سازگارانه تفاوت معناداری با افراد عادی ندارند، اما نقص های شناختی و تمایل بیشتر به راهبردهای ناسازگارانه در آن ها اهمیت مداخلات تقویتی در بهبود تنظیم هیجان و ارتقاء کیفیت زندگی این بیماران را برجسته می کند.
۶۹۹.

نقش میانجی صفات اولیه خودشیفتگی در رابطه روابط موضوعی و نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۵
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی صفات اولیه خودشیفتگی در رابطه روابط موضوعی و نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی ساختاری بود. جامعه آماری شامل انشجویان 18 الی 24 سال دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1403-1402بود که به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای خوشه ای 350 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه خود گزارشی علائم اختلال نافرمانی مقابله ای بزرگسالان (ASROS-5) جانستون و همکاران (2020)، پرسشنامه شخصیت خودشیفته (40-NPI) راسکین و هال (1981) و پرسشنامه روابط موضوعی و واقعیت آزمایی بِل (BORRTI) بل (1995) بود. از تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج بیانگر معناداری اثر مستقیم روابط موضوعی بر صفات اولیه خودشیفتگی و نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای و همچنین اثر مستقیم صفات اولیه خودشیفتگی بر نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای بود (01/0>P). همچنین نتایج بیانگر اثر غیرمستقیم روابط موضوعی بر نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای با میانجی گری صفات اولیه خودشیفتگی بود (01/0>P). این نتایج نشان می دهد که صفات اولیه خودشیفتگی با توجه به نقش روابط موضوعی می تواند تبیین کننده نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای دانشجویان باشد.
۷۰۰.

طراحی و اعتباریابی برنامه بازی درمانی حسی حرکتی مبتنی بر فلسفه دلوز-گتاری برای کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم: یک پژوهش کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۷۰
اهداف در فضای آموزشی درمانی کودکان استثنایی، وجود مجموعه متنوعی از مداخلات برای پاسخگویی به نیازهای همه کودکان حیاتی است.هدف از انجام این پژوهش طراحی یک برنامه بازی درمانی حسی حرکتی مبتنی بر فلسفه دلوز و گتاری برای کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم بود. مواد و روش ها این مطالعه پژوهشی کیفی با رویکرد تحلیل محتوای استقرایی بود. جامعه پژوهشی را تمامی متون چاپ شده بین سال های 1953 تا 2023 به قلم دلوز و گتاری یا مفسران فلسفه آنان تشکیل داد و نمونه گیری از آن به روش هدفمند انجام شد. حجم نمونه، مبتنی بر داده ها بوده و در فرایند مطالعه تا اشباع داده ها نمونه گیری ادامه یافت. در مرحله بعد داده های گردآوری شده تفسیر و تحلیل و جهت تدوین چارچوب محتوایی برنامه بازی درمانی استفاده شد و برنامه تدوین شده جهت بررسی روایی صوری و محتوایی (بررسی ضریب نسبی روایی محتوا (CVI)و شاخص روایی محتوا (CVR)) به متخصصان سپرده و نتایج تحلیل شد. یافته ها براساس نتایج، تحلیل محتوای فلسفه دلوز -گتاری و با عطف نظر به ویژگی های اختلال طیف اوتیسم، مؤلفه های درون ماندگاری، زندگی، مجموعه، دید افقی، بدن بدون اندام، صیرورت/ شدن، ریزوم، استراتا(لایه ها)، عمل در برابر بیان، ادراک دیگری، هموار کردن، قلمروزدایی باز قلمروسازی، فضای مواجهه و تکرار تشخیص داده و استخراج شد. این مؤلفه ها به منظور استفاده در طراحی برنامه بازی درمانی در سه گروه قالب، محتوا و روند دسته بندی و براساس این مؤلفه ها برنامه بازی درمانی حسی حرکتی در 12 جلسه طراحی شد. مقادیر دو شاخص CVR و CVI نشان دهنده اعتبار مناسب برنامه بود. نتیجه گیری تحلیل محتوای فلسفه دلوز-گتاری نشان دهنده ظرفیت های این چارچوب فلسفی جهت استفاده در کار بالینی با اختلال طیف اوتیسم می باشد. در این پژوهش یک برنامه بازی درمانی حسی حرکتی براساس فلسفه دلوز – گتاری با قابلیت اجرا برای کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم طراحی شد و از نظر متخصصان با اعتبار مناسب ارزیابی شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان