ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۰۱ تا ۷۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۰۷ مورد.
۷۰۱.

اعتباریابی نسخه فارسی مقیاس انگیزش اجتماعی در افراد دارای ناتوانی جسمی-حرکتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۶
پژوهش حاضر با هدف اعتباریابی مقیاس انگیزش اجتماعی در افراد دارای ناتوانی جسمی-حرکتی انجام شد. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع اعتباریابی بود. جامعه آماری شامل افراد دارای ناتوانی جسمی-حرکتی شهر یزد در سال 1403 بود. 226 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس انگیزش اجتماعی (SMS، فلیپس و همکاران، 2021)، پرسشنامه کفایت اجتماعی (SCQ، پرندین و همکاران، 1385)، و مقیاس احساس تنهایی (LS، دهشیری و همکاران، 1387) بود. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی از ساختار 5 عاملی مقیاس حمایت کردند. نتایج روایی همگرا نشان داد که بین مقیاس انگیزش اجتماعی با کفایت اجتماعی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (05/0>P). همچنین نتایج روایی واگرا نشان داد بین مقیاس انگیزش اجتماعی با احساس تنهایی رابطه منفی و معنادار وجود دارد (05/0>P). نتایج پایایی به روش همسانی درونی با محاسبه ضریب آلفا کرونباخ برای نمره کل و مؤلفه های آن شامل خودکارآمدی اجتماعی و انتظار پیامد، تشخیص بیان هیجانی، پیوند اجتماعی، برانگیختگی، و قدرت/رهبری به ترتیب برابر با 86/0، 94/0، 87/0، 88/0، 89/0، 82/0 بدست آمد. با توجه به نتایج پژوهش می توان نتیجه گرفت که مقیاس انگیزش اجتماعی در افراد دارای ناتوانی جسمی-حرکتی از روایی و پایایی مطلوب برخوردار است و می تواند به عنوان ابزار پژوهشی در مطالعات روانشناسی و بالینی مورد استفاده قرار گیرد.
۷۰۲.

اثربخشی برنامه مبتنی بر ذهن آگاهی بر پریشانی روانشناختی، نظم جویی هیجانی و ترس از پیشرفت بیماری در زنان مبتلا به سرطان پستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۴
زمینه: سرطان پستان شایع ترین نوع سرطان در زنان به شمار می رود و این زنان اغلب با مشکلات روانشناختی مواجه هستند که می تواند بر کیفیت زندگی آن ها تأثیر منفی بگذارد. ترس از پیشرفت بیماری، پریشانی روانشناختی و نظم جویی هیجانی از جمله مشکلات مهمی هستند که زنان مبتلا به سرطان پستان با آن مواجه می شوند و روان درمانی هایی می تواند در این زمینه مؤثر باشد که بیمار بتواند این مشکلات را بهتر مدیریت کند. هدف: پژوهش حاضر به دنبال بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی بر پریشانی روانشناختی، نظم جویی هیجانی و ترس از پیشرفت بیماری در زنان مبتلا به سرطان پستان بود. روش: طرح پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و آزمون گروه گواه و پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی زنان مبتلا به سرطان پستان بالای ۲۰ سال در شهرهای بابل و ساری از بهمن ماه سال ۱۴۰۰ تا مردادماه سال ۱۴۰۱ است که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس ۳۰ نفر از بین مراکز درمانی شامل بیمارستان روحانی بابل، بیمارستان یحیی نژاد بابل، بیمارستان امام خمینی ساری و بیمارستان بوعلی ساری گروه نمونه انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند و پرسشنامه پریشانی روانشناختی (کسلر، ۲۰۰۲)، مقیاس دشواری های نظم جویی هیجانی (گراتز، ۲۰۰۴) و ترس از پیشرفت بیماری (هرشباخ و همکاران، ۲۰۱۱) را تکمیل کردند. شرکت کنندگان گروه آزمایش تحت ۸ جلسه هفتگی ۹۰ دقیقه ای آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی قرار گرفتند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه مکرر و نرم افزار ۲۴-SPSS استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که شرکت کنندگان گروه آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی نسبت به گروه کنترل در مرحله پس آزمون نمرات کمتری در پریشانی روانشناختی و ترس از پیشرفت بیماری و نمرات بالاتری در نظم جویی هیجانی گزارش کردند (۰۰۱/۰ >p). همچنین بهبودی در پریشانی روانشناختی، نظم جویی هیجانی و ترس از پیشرفت بیماری زنان مبتلا به سرطان پستان در گروه آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی در مرحله پیگیری نیز دیده شد (۰۰۱/۰ >p). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده در پژوهش حاضر به نظر می رسد مداخله ذهن آگاهی درمان مؤثری برای کاهش مشکلات روانشناختی از جمله پریشانی روانشناختی، نظم جویی هیجانی و ترس از پیشرفت بیماری در زنان مبتلا به سرطان پستان است. یافته های پژوهش می توانند به متخصصان بهداشت روانی و روان درمانگران کمک کنند تا مداخله مؤثر برای مدیریت پریشانی، نظم جویی هیجانی و ترس از پیشرفت بیماری در زنان مبتلا به سرطان پستان را شناخته و اجرا کنند. مداخل ه ای که می توانند بهبود روانی زنان مبتلا به سرطان پستان را تسهیل کرده و به کاهش عوارض روانی مرتبط با بیماری کمک کنند.
۷۰۳.

پیش بینی مشکلات هیجانی و رفتاری نوجوانان بر اساس جو عاطفی خانواده و شفقت به خود: نقش واسطه ای امنیت روانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۴۹
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مدل ساختاری مشکلات هیجانی و رفتاری نوجوانان براساس جو عاطفی خانواده و شفقت به خود با نقش واسطه ای امنیت روانی انجام شد. روش پژوهش، توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه شهرستان آبیک در سال تحصیلی 1403-1402 بود که از بین آنها با روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای 360 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس خودگزارشی آخنباخ (YSR، آخنباخ، 1991)، پرسشنامه جو عاطفی خانواده FECQ) ، هیل برن، 1964)، پرسشنامه شفقت به خودFPQ) ، نف، 2003) و پرسشنامه امنیت روانی (MSQ، مازلو، 2004) بودند. روش تحلیل این پژوهش، مدل یابی معادلات ساختاری بود. نتایج تحلیل معادلات ساختاری، حاکی از برازش مناسب مدل بود. سایر یافته های پژوهش نشان داد متغیرهای جو عاطفی خانواده و شفقت به خود، اثر مستقیم و معناداری بر کاهش مشکلات هیجانی و رفتاری نوجوانان دارند (05/0>P). همچنین اثر غیرمستقیم امنیت روانی در رابطه بین جو عاطفی خانواده و شفقت به خود و مشکلات هیجانی و رفتاری معنادار بود (05/0>P). بنابراین آموزش مؤلفه های شفقت به خود و تقویت جو عاطفی خانواده با در نظر داشتن امنیت روانی می تواند از مشکلات هیجانی و رفتاری نوجوانان بکاهد.
۷۰۴.

نیازسنجی و طراحی محتوای آموزش محکومین به جرائم مواد مخدر در زندان با هدف ارتقاء سلامت روان در رفتار آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۱۵۹
زمینه: یک عامل مهم در ارزیابی و درمان محکومین به جرائم مواد مخدر، بررسی سلامت روان آن ها است.آموزش و توانمندسازی محکومین به جرائم مواد مخدر در زندان می تواند به صورت پیشگیرانه عمل کرده و از تداوم بروز جرم و اعتیاد پس از آزادی آن ها جلوگیری کند. در مورد طراحی بسته آموزشی جهت ارتقای سلامت روان در رفتار محکومین به جرائم مواد مخدر، خلا پژوهشی وجود دارد. هدف: این پژوهش با هدف نیازسنجی و طراحی محتوای آموزشی ویژه محکومین به جرائم مواد مخدر در زندان قزلحصار با هدف ارتقا سلامت روان در رفتار آن ها انجام شد. روش: این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ نوع داده ها، آمیخته از نوع اکتشافی و تحلیل محتوا بود. جامعه آماری پژوهش شامل اسناد و مدارک علمی منتشر شده در حوزه سلامت روان زندانیان از سال 2012 تا 2024 میلادی و خبرگان دانشگاهی و سازمانی به تعداد 18 نفر بودند که با استفاده از اصل اشباع نظری و روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها در بخش خبرگان، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. برای تجزیه و تحلیل داده های این پژوهش از روش تحلیل مضمون (مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر) و نرم افزار Maxqda استفاده شد. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد، نیازهای آموزشی محکومین به جرائم مواد مخدر در زندان قزلحصار شامل آگاهی درباره اعتیاد و اثرات آن، مهارت های ارتباطی، مهارت های اجتماعی، مهارت های مدیریت خشم و احساسات، مهارت حل تعارض، مهارت های مقابله با استرس، مهارت افزایش تاب آوری روانی و مهارت های حل مسئله و تصمیم گیری بود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، برگزاری برنامه های آموزشی در قالب گروه های گفتگو و کارگاه های متمرکز بر آگاهی از اعتیاد، مهارت های ارتباطی و اجتماعی برای محکومین به جرائم مواد مخدر می تواند سلامت روان در رفتار آن ها را ارتقا دهد.
۷۰۵.

نقش میانجی گر انعطاف پذیری روان شناختی در رابطه بین فرزندپروری ادراک شده و خودشکوفایی در زنان و مردان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۰ تعداد دانلود : ۲۰۱
زمینه: خودشکوفایی که تعداد بسیار اندکی از افراد موفق به دستیابی به آن می گردند، می تواند منجر به احساس خوشبختی و رضایت از زندگی گردد. این مرحله رشدی مبتنی بر ادراک افراد از کیفیت فرزندپروری که تجربه کرده اند و عواملی که به طور غیر مستقیم در شکل گیری آن نقش دارند می-باشد. زنان و مردان متأهل در جایگاه والدین فعلی یا آینده، در پرورش افراد خودشکوفا سهم بسزایی دارند. با این وجود عوامل زمینه ساز خودشکوفایی در آنان به عنوان مهمترین الگوی تربیتی تاکنون شناسایی نشده است، بنابراین در این پژوهش مورد مطالعه قرار گرفته اند. هدف: این پژوهش با هدف ارزیابی برازش مدل ساختاری از روابط بین فرزندپروری ادراک شده، انعطاف پذیری روانشناختی و خودشکوفایی در زنان و مردان متأهل انجام شد. روش: روش این پژوهش پژوهش توصیفی- همبستگی بود که با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه پژوهش شامل تمامی زنان و مردان متأهل شهر شیراز در سال 1401 بود. حجم نمونه شامل 409 نفر بوده که به شیوه نمونه گیری طبقه ای نسبی انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها پرسشنامه های خودشکوفایی اهواز اسماعیل خانی (1380)، فرزندپروری ادراک شده گرولنیک و همکاران (1997) و انعطاف پذیری روانشناختی بن ایتژاک و همکاران (2014) و به منظور تحلیل داده ها، نرم افزارهای SPSS و AMOS مورد استفاده قرار گرفتند. یافته ها: بر مبنای یافته ها، مسیر مستقیم حمایت والدین از خودپیروی بر انعطاف پذیری روانشناختی، مهرورزی والدین و انعطاف پذیری روانشناختی بر خودشکوفایی معنادار شد. همینطور بر اساس نتایج آزمون بوت استراپ، حمایت والدین از خودپیروی با نقش میانجی انعطاف پذیری روانشناختی بر خودشکوفایی اثر غیر مستقیم و معنادار داشته است (05/0 P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، به منظور پرورش افراد خودشکوفا در جامعه پیشنهاد می گردد نهادهای تربیتی به ویژه اداره های آموزش و پرورش، علاوه بر برنامه ریزی درون سازمانی، برنامه ری
۷۰۶.

اثربخشی درمان شناختی رفتاری جنسی بر خودپنداره جنسی، خودابرازی جنسی، اختلال نعوظ و کمبود میل جنسی در بیماران مبتلا به کژکاری جنسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۱۸
مقدمه: هدف از این مطالعه بررسی اثربخشی درمان شناختی- رفتاری- جنسی بر خودپنداره جنسی، خودابرازی جنسی، اختلال نعوظ و اختلال کمبود میل جنسی در بیماران مرد مبتلا به کژکاری جنسی بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی بیماران مرد مبتلا به اختلال نعوظ و کمبود میل جنسی مراجعه کننده به  متخصصان اورولوژی  منطقه یک شهر تهران بود. از این جامعه نمونه ای به حجم 26 نفر به روش هدفمند، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (13 نفر) و  کنترل (13 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه ای را به مدت دو و نیم ماه دریافت کردند و گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفتند.  ابزارهای به کار برده شده در این مطالعه شامل پرسشنامه عملکرد جنسی مردان روزن و همکاران (1997)، پرسشنامه استاندارد خودپنداره جنسی اسنل (1995)، پرسشنامه خودابرازی جنسی اسنل، بلک، کلارک (1987) هستند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چند متغیره به علاوه آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که در مرحله پس آزمون، درمان شناختی رفتاری جنسی موجب افزایش معنی دار خودپنداره جنسی مثبت (P≤ 0.001)  و خود ابرازی جنسی (P≤ 0.001)  و کاهش معنی دار اختلال نعوظ (P≤ 0.001) و افزایش معنی دار میل جنسی (P≤ 0.001) در بیماران مرد مبتلا به اختلال کژکاری جنسی شد. نتیجه گیری: درمان شناختی- رفتاری- جنسی با بهره گیری از تکنیک های شناختی- رفتاری و آموزش رفتارهای جنسی می تواند به عنوان یک مداخله موثر جهت بهبود خودپنداره جنسی، خودابرازی جنسی، اختلال نعوظ و کمبود میل جنسی در بیماران مرد مبتلا به کژکاری جنسی مورد استفاده قرار گیرد.
۷۰۷.

شاخص های روانسنجی پرسشنامه آیین ها در روابط متعهدانه زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۴
هدف از پژوهش حاضر بررسی روایی و پایایی پرسشنامه آیین ها در روابط متعهدانه پیرسون، چایلد و کارمون (2010) بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان و مردان متأهل شهر اصفهان در سال 1403-1402بودند که با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس و با حجم نمونه 388 نفر که بر اساس نسبت تعداد نمونه به تعداد گویه های پرسشنامه محاسبه گردید، پژوهش اجرا شد. پرسشنامه پس از ترجمه و رواسازی توسط متخصصان، به صورت الکترونیکی و بخشی به صورت چاپی توزیع و تکمیل گردید. از ضریب آلفای کرونباخ برای به دست آوردن پایایی و از تحلیل عاملی تأییدی برای بررسی روایی پرسشنامه استفاده شد. نتایج نشان داد که برازندگی مدل و ساختار روابط درونی گویه ها در تحلیل عاملی مورد تأیید است. ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه آیین ها در روابط متعهدانه برابر با 988/0 و برای عامل های روال ها و وظایف روزمره (919/0)، آیین های خاص (952/0)، صحبت روزمره (963/0)، بیان صمیمیت (961/0) و آیین های زن و شوهری (971/0) به دست آمد. همچنین ساختار پرسشنامه حاکی از آن است که نتایج تحلیل عاملی برارزش قابل قبولی با داده ها را نشان داده و همچنین شاخص های نیکویی برارزشِ مدل را تأیید می کنند( 078/0 ,RMSEA= 924/0 ,NFI =917/0 IFI = و 946/0 CFI =). در نهایت روایی همگرایی براساس میانگین واریانس استخراج شده (AVE) پنج عامل ذکر شده است که حداقل مقدار آن 74/0 است و نشان دهنده همگرایی مناسب می باشد. بنابراین می توان نتیجه گرفت پرسشنامه می تواند ابزار مناسبی برای ارزیابی آیین ها در روابط متعهدانه زنان و مردان متأهل باشد و می توان از آن به عنوان ابزاری معتبر در پژوهش ها استفاده کرد.
۷۰۸.

تحلیل کیفی پدیده تقلب در بین داوطلبان کنکور سراسری با تأکید بر سرمایه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۶
هدف: پژوهش حاضر باهدف مطالعه کیفی پدیده تقلب و فریبکاری تحصیلی در بین داوطلبان کنکور سراسری سال ۱۳۹۸-۱۴۰۲ با تأکید بر سرمایه اجتماعی انجام گرفته است. روش پژوهش: روش اصلی مورداستفاده در این پژوهش روش تلفیقی می­باشد. این روش به دو بخش کمی و کیفی تقسیم شده که در بخش کیفی با روش نظریه داده بنیاد به جمع­آوری و تجزیه‌وتحلیل داده­های پژوهش پرداخته­ شد روش نمونه­گیری در بخش کیفی به شکل سهمیه­ای بوده است، همچنین در بخش کمی با تکنیک پیمایش و با ابزار پرسشنامه و با روش نمونه­گیری طبقه­ای تعداد ۳۸۳ نفر از داوطلبان متخلف مصاحبه به عمل آمده است. یافته‌ها: یافته­های بخش کیفی نشان داد که با استفاده از تکنیک نظریه زمینه­ای پدیده تقلب و فریبکاری تحصیلی بر اثر شرایط علی (فشار اجتماعی، احساس نابرابری و الگویابی غلط) ظهور یافته و بستر حاکم بر آن در قالب شرایط زمینه­ای چون (سن، جنس، تحصیلات، شغل، درآمد) شرایط را برای این امر فراهم کرده است، که طراحان آزمون در مواجهه با آن استراتژی مقابله­ای (تکثر و پراکندگی آموزشی) را به کار گرفته و شرایط مداخله­گر (رسانه محرک، عدم پایبندی به مبانی اخلاقی و ضعف در کنترل اجتماعی) بر پدیده تقلب و فریبکاری تحصیلی اثر گذاشته و در نهایت پیامد آن (دوگانگی درک تقلب) بوده است. در بخش کمی نیز تأثیر متغیر سرمایه اجتماعی و ابعاد آن بر پدیده تقلب و فریبکاری تحصیلی مورد سنجش قرار گرفت که ارتباط بین متغیر سرمایه اجتماعی و اعتماد اجتماعی با متغیر تقلب تحصیلی معنادار و بین دو بعد مشارکت و حمایت اجتماعی با پدیده تقلب و فریبکاری تحصیلی رابطه معناداری مشاهده نگردید. نتیجه‌گیری: با توجه به یافته­های به دست آمده از داده­های پژوهش در بخش کمی رویکردهای نظری همسو با یافته­های پژوهش بوده و در بخش کیفی نیز یافته­ها با تحقیقات پیشین همخوانی دارد، با توجه به این امر هرگاه شرایط اجتماعی و محیطی در یک جامعه به شکلی باشد که افراد جامعه احساس آنومی و بی­هنجاری داشته باشند، در انجام رفتارهای کج­روانه نظیر تقلب و فریبکاری تحصیلی ترسی به خود راه نداده و به‌راحتی آن را انجام می­دهند.
۷۰۹.

مقایسه تنظیم شناختی هیجان، سیستم های مغزی-رفتاری وخودکنترلی بین زنان وابسته به مت آمفتامین و زنان عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۸
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه تنظیم شناختی هیجان، سیستم های مغزی-رفتاری و خودکنترلی بین زنان وابسته به مت آمفتامین و زنان عادی انجام شد. روش : پژوهش حاضر یک مطالعه علی-مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش شامل دو گروه زنان وابسته به مت آمفتامین مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد اردبیل و زنان عادی بود. از بین این جامعه، 40 نفر از زنان وابسته به مت آمفتامین و 40 نفر از زنان عادی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکتکنندگان پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان، مقیاسهای سیستم های بازداری و فعالساز رفتاری و مقیاس خودکنترلی را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس تک و چند متغیره تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تفاوت های آماری معناداری بین دو گروه در متغیرهای مورد مطالعه وجود داشت. به طور خاص، زنان وابسته به مت آمفتامین دارای نمرات بالاتری در تنظیم شناختی منفی هیجان، سیستم بازداری و فعال ساز رفتاری و نمرات کمتری در تنظیم شناختی مثبت هیجان و خودکنترلی داشتند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش می تواند به مشاوران، مراقبین سلامت و برنامه ریزان اجتماعی در درمان اعتیاد و بهبود تنظیم شناختی هیجان، سیستم های مغزی-رفتاری و خودکنترلی در زنان وابسته به مت آمفتامین کمک نماید.
۷۱۰.

مسائل ویژه مدیریت و رهبری در تحقق رسالت های نوین مدارس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۹۲
زمینه و هدف: تحولات سریع اجتماعی، فناوری، و آموزشی در قرن بیست و یکم، مدارس را به مأموریت های نوینی همچون پرورش دانش آموزان خلاق، مسئولیت پذیر و نوآور سوق داده است. در این راستا، مدیریت و رهبری آموزشی به عنوان عوامل کلیدی در تحقق این مأموریت ها مطرح می شوند. پژوهش حاضر به بررسی چالش های ویژه مدیریت و رهبری و استراتژی های مؤثر در راستای تحقق این مأموریت های نوین پرداخته است. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل مدیران مدارس و کارشناسان آموزشی بود که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که مهم ترین چالش های مدیران شامل محدودیت منابع، نیاز به توسعه حرفه ای معلمان، مقاومت نسبت به تغییر، عدم مشارکت ذینفعان، و کمبود آمادگی در مواجهه با بحران ها است. استراتژی های پیشنهادی برای مقابله با این چالش ها شامل تخصیص استراتژیک منابع، ارائه برنامه های توسعه حرفه ای منظم، تقویت همکاری با ذینفعان، برنامه های مدیریت تغییر و تدوین چارچوب های آمادگی برای بحران ها می باشد. همچنین، ادغام فناوری به عنوان ابزاری ضروری برای تحول آموزشی شناسایی شد. نتیجه گیری: مدیریت و رهبری مؤثر در مدارس نیازمند ترکیبی از برنامه ریزی استراتژیک، مشارکت ذینفعان، توسعه حرفه ای، و تقویت فرهنگ نوآوری است. این پژوهش پیشنهاد می کند که رهبران مدارس باید با بهره گیری از استراتژی های نوآورانه و سازگار، مدارس را به محیط های یادگیری پیشرو و پاسخگو تبدیل کنند. یافته ها می توانند به سیاست گذاران و رهبران آموزشی در تدوین راهبردهای عملیاتی برای بهبود کیفیت آموزشی و تحقق مأموریت های نوین کمک کند.
۷۱۱.

ویژگی های روان سنجی مقیاس نگرش کلی به هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۵۴
هدف پژوهش حاضر محاسبه ویژگی های روانسنجی مقیاس نگرش کلی به هوش مصنوعی در نمونه ی ایرانی بود روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع پیمایشی بود. برای جمع آوری داده ها تعداد 414 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه نگرش کلی به هوش مصنوعی شپمن و رادوی (2020) و مقیاس آمادگی برای پذیرش فناوری چن و همکاران (2014) استفاده گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها علاوه بر آمار توصیفی، از آزمون همبستگی پیرسون، ضریب آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی، دو عامل نگرش مثبت و نگرش منفی به هوش مصنوعی را تائید کرد. نتایج تحلیل ضریب همبستگی پیرسون برای بررسی روایی هم زمان دو خرده مقیاس نگرش کلی نسبت به هوش مصنوعی با چهار خرده مقیاس آمادگی برای پذیرش فناوری همبستگی مثبت و معناداری را نشان داد. پایایی بازآزمایی مقیاس نگرش نسبت به هوش مصنوعی براساس نتایج دو بار اجرای آزمون محاسبه و با ضرایب همبستگی 69/0 و 74/0مورد تائید قرار گرفت. بنابراین، مقیاس نگرش کلی به هوش مصنوعی برای سنجش این سازه در نمونه ی ایرانی از روایی و پایایی لازم برخوردار است.
۷۱۲.

تدوین مدل افکار خودکشی با میانجی گری سلامت معنوی بر اساس انعطاف پذیری روانشناختی و نظم جویی هیجانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۵
هدف پژوهش حاضرباهدف تدوین مدل افکار خودکشی با میانجی گری سلامت معنوی براساس انعطاف پذیری روانشناختی و نظم جویی هیجانی انجام شد.روش:روش پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر روش پژوهش توصیفی همبستگی می باشد.جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار در سال تحصیلی 1403-1404که شامل 3000 نفرهستند میباشد.نمونه براساس جدول مورگان تعداد 332 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند.داده ها با استفاده از پرسشنامه افکارخودکشی بک(1991)،انعطاف پذیری روانشناختی بوند و همکاران(2011)،سلامت معنوی پالوتیزان و الیسون (1982)،نظم جویی هیجانی گراس و جان (2003)،جمع آوری و در نرم افزار SPSS (نسخه22) تحلیل شد.یافته ها:نتایج نشلن دادند سلامت معنوی در رابطه افکار خودکشی با انعطاف پذیری روانشناختی و نظم جویی هیجانی نقش میانجی دارد.نتیجه گیری:با توجه به نتایج پژوهش با بالا بردن سلامت معنوی ، انعطاف پذیری روانشناختی و نظم جویی هیجانی می توان افکار خودکشی را کاهش داد.
۷۱۳.

اثربخشی پروتکل یکپارچه درمان فراتشخیصی بر فرانگرانی و انعطاف پذیری هیجانی نوجوانان دختر با علائم سندروم روده تحریک پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۶
پژوهش حاضر با هدف اثربخشی پروتکل یکپارچه درمان فراتشخیصی بر فرانگرانی و انعطاف پذیری هیجانی نوجوانان دختر با علائم سندروم روده تحریک پذیر انجام شد. روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون _ پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی نوجوانان دختر دارای علائم سندروم روده تحریک پذیر مدارس دولتی مقطع متوسطه دوم شهر زاهدان در سال تحصیلی1403-1402 بود، که تعداد 32 نفر از نوجوانان دختر بر اساس شاخص علائم سندروم روده تحریک پذیر و سیستم نمره گذاری شدت سندروم روده تحریک پذیر به روش تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند و به روش همتا کردن در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 14 جلسه، هفته ای یک بار و به مدت یک ساعت ونیم درمان گروهی پروتکل یکپارچه فراتشخیصی را دریافت کردند. پرسشنامه افکار اضطرابی ولز و مقیاس انعطاف پذیری هیجانی رشید و بیات به عنوان ابزار ارزشیابی مورد استفاده قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد پروتکل یکپارچه درمان فراتشخیصی موجب کاهش فرانگرانی و افزایش انعطاف پذیری هیجانی شده است. در نتیجه پیشنهاد می شود درمانگران حوزه سلامت روان از پروتکل یکپارچه درمان فراتشخیصی برای کاهش فرانگرانی و همچنین افزایش انعطاف پذیری هیجانی نوجوانان بهره ببرند.
۷۱۴.

تبیین پدیدارشناسانه چالش های والدگری در والدین کودکان با نیازهای ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۶۰
والدین دارای فرزند با نیازهای ویژه تجارب رنج آور و دغدغه های بسیاری را پیرامون مراقبت از فرزند ناتوان خود تجربه می کنند . این پژوهش بر اساس رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد و هدف از اجرای آن، بررسی چالش های والدگری از دیدگاه مادران دارای فرزندان با نیازهای ویژه مشغول به تحصیل در سال 1404-1403 بود. بازه زمانی اجرا پژوهش آذرماه تا دی ماه سال تحصیلی بود. حجم نمونه سیزده نفر بود و ملاک های اصلی برای انتخاب شرکت کنندگان داشتن حداقل یک فرزند با نیازهای ویژه و داوطلب بودن برای شرکت در پژوهش بود. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده و تجربه های زندگی شرکت کنندگان بررسی شد. برای تحلیل مصاحبه ها از روش کلایزی استفاده شد. نتایج مصاحبه ها پس از استخراج موضوعی و طبقه بندی، در 2 مقوله اصلی چالش های والدگری در بدو تولد و چالش های والدگری در طول زندگی و 13 مقوله فرعی طبقه بندی شدند. در مجموع، واکاوی چالش های والدگری در والدین دارای فرزندان با نیازهای ویژه نشان داد آنها در ابعاد مختلفی تحت تاثیر وضعیت فرزند خود قرار می گیرند. بنابراین از این مقوله ها می توان به منظور تدوین برنامه های آموزشی و روانشناختی برای والدین دارای کودکان با نیازهای ویژه استفاده کرد.
۷۱۵.

مدل یابی اعتیاد به بازی های رایانه ای بر مبنای ویژگی های روانشناختی و سبک های والدگری با میانجی گری نگرش به تحصیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۹
مقدمه: اعتیاد به بازهای رایانه ای به عنوان استفاده بیش از حد از آن ها تعریف شده است که به مشکلات اجتماعی و عاطفی منجر می شود و کاربر با وجود این مشکلات، قادر به کنترل این استفاده نیست. هدف: هدف این پژوهش ارائه مدل ساختاری اعتیاد به بازی های رایانه ای بر مبنای ویژگی های روانشناختی و سبک های والدگری با میانجی گری نگرش به تحصیل بود. روش: روش این پژوهش توصیفی-همبستگی برمبنای معادلات ساختاری بود. جامعه ی آماری تمامی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر شیراز در سال تحصیلی 1404 - 1403 بود که 250 نفر از آن ها به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه های اعتیاد به بازی های رایانه ای زندی پیام و همکاران (1394)، فقدان لذت جویی اسنیت و همکاران (۱۹۹۹)، تحمل پریشانی سیمون و گاهر (۲۰۰۵)، سبک والدگری دیانا بامریند(1972) و پرسشنامه نگرش تحصیلی اکبری (۱۳۸۳) را تکمیل نمودند. تحلیل داده ها با استفاده از مدلیابی معادلات ساختاری با نرم افزارهای SPSS نسخه26و Amos نسخه 24 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که ضرایب مسیرهای مستقیم ویژگی روانشناختی (55/0β= ، 004/0= P) و سبک های والدگری به نگرش به تحصیل (43/0β= ، 008/0= P)، ویژگی روانشناختی (31/0β= ، P < 0.001)، سبک های والدگری(46/0β= ، P < 0.001) و نگرش به تحصیل به اعتیاد به بازی های رایانه ای (27/0β= ، P < 0.001)، معنی دار بود. نتایج اثرات غیرمستقیم نیز نشان داد که نگرش به تحصیل در این مدل نقش میانجی گری دارد(P < 0.005). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که ویژگی روانشناختی و سبک های والدگری از طریق میانجی گری نگرش به تحصیل بر اعتیاد به بازی های رایانه ای اثر می گذارند؛ بنابراین برگزاری کارگاه هایی با هدف کاهش و پیشگیری از اعتیاد به بازی های رایانه ای توصیه می شود.
۷۱۶.

اثربخشی آموزش به روش داستان گویی مبتنی بر پویانمایی بر یادگیری درس ریاضی دانش آموزان پایه اول ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۶
هدف پژوهش بررسی اثربخشی آموزش به روش داستان گویی مبتنی برپویانمایی بر یادگیری درس ریاضی بود. تحقیق از لحاظ هدف کاربردی واز لحاظ روش نیمه آزمایشی با گروه آزمایش و کنترل بود.روش ها : جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر پایه اول ابتدایی شهر الیگودرز در سال تحصیلی1403-1402، به تعداد898 نفر بود. دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 28 نفر) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای آموزش داستان گویی مبتنی بر پویانمایی از بسته آموزشی میشا و کوشا استفاده شد. برای سنجش یادگیری درس ریاضی از نمره های آزمون های محقق ساخته برای هر مبحث استفاده شد. پایایی آزمون ها با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ 956/0 (پایایی مطلوب)بدست آمد. یافته ها: : نتایج نشان داد، روش آموزش داستان گویی مبتنی بر پویانمایی بر یادگیری درس ریاضی(381/0 = ضریب اتا، 000/0=P ، 32.610=F )، بر یادگیری مبحث شمارش(132/0 = ضریب اتا، 8.082= F)، بر یادگیری مبحث عدد نویسی(133/0 = ضریب اتا، 8.164= F)، بر یادگیری مبحث الگویابی(432/0 = ضریب اتا، 40.360= F) ، یر یادگیری مبحث سودوکو(087/0 = ضریب اتا، 0.019= F) ، بر یادگیری مبحث جمع و تفریق(062/0 = ضریب اتا، 3.479= F)، بر یادگیری مبحث ارزش مکانی(298/0 = ضریب اتا، 22.518= F)، بر یادگیری مبحث محور درس ریاضی (343/0 = ضریب اتا، 27.672= F)و بر یادگیری مبحث حل مسئله درس ریاضی(231/0 = ضریب اتا، 15.940= F) در دانش آموزان دختر پایه اول ابتدایی اثر بخش است.نتیجه گیری: چون دانش آموزان کلاس اول ابتدایی در دوران کودکانه خود به سر می برند؛ اگر معلمان با نرم افزارهای آموزشی به تدریس درس ریاضی بپردازند، دانش آموزان با دقت بیشتری به درس توجه می کنند و فرآیند یادگیری ریاضی در آنها بهتر شکل می گیرد. پیشنهاد می شود؛ مدارس هوشمندسازی شوند و معلمان به استفاده از سی دی های آموزشی تشویق وترغیب شوند.
۷۱۷.

نقش میانجی اعتیاد به بازی های آنلاین در رابطه خشم و خلاقیت بدخواهانه در نوجوانان با نشانه های اختلال نارسایی توجه -بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۵
هدف پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی اعتیاد به بازی های آنلاین در رابطه میان خشم و خلاقیت بدخواهانه در نوجوانان با نشانه های اختلال نارسایی توجه -بیش فعالی بود. روش پژوهش توصیفی -همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دارای نشانه های اختلال نارسایی توجه-بیش فعالی مقطع متوسطه دوم ناحیه 1 شهر رشت در سال تحصیلی 1403-1402 بود که به روش هدفمند، 240 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل سیاهه علائم مرضی کودکان (CSI-4) گادو و همکاران (1984)، مقیاس رفتار خلاقیت بدخواهانه (MCBS) هاو و همکاران (2016)، سیاهه خشم و پرخاشگری کودکان (ChIA) نیلسون و فینچ (2000)، و سیاهه اعتیاد به بازی های آنلاین (OGAI) وانگ و چانگ (2002) بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری انجام شد. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج ضرایب اثرات مستقیم نشان داد که خشم اثر مستقیم و معناداری بر خلاقیت بدخواهانه و اعتیاد به بازی های آنلاین داشت و اعتیاد به بازی های آنلاین نیز اثر مستقیم و معناداری بر خلاقیت بدخواهانه داشت (01/0>p). نتایج آزمون بوت استرپ بیانگر اثر غیرمستقیم خشم بر خلاقیت بدخواهانه با میانجی گری اعتیاد به بازی های آنلاین بود (05/0>p). نتایج این پژوهش نشان داد افزایش خشم در افزایش خلاقیت بدخواهانه نقش دارد؛ همچنین این رابطه توسط اعتیاد به بازی های آنلاین میانجی گری می شود. درواقع می توان بیان کرد اعتیاد به بازی های آنلاین و خشم می توانند تبیین کننده خلاقیت بدخواهانه باشند.
۷۱۸.

مقایسه اثربخشی درمان چند سیستمی و طرحواره درمانی مبتنی بر آموزش مادران بر واکنش پذیری بین فردی در نوجوانان دختر دارای رفتارهای جامعه ستیز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۵
زمینه و هدف: پژوهش های اخیر حاکی از آن است که نوجوانان جامعه ستیز در واکنش پذیری بین فردی دچار مشکل هستند. بدین ترتیب، پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان چندسیستمی و طرحواره درمانی مبتنی بر آموزش مادران بر واکنش پذیری بین فردی در نوجوانان دختر دارای رفتارهای جامعه ستیز انجام شد. روش: این پژوهش از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پایه های دهم و یازدهم 4 مدرسه دولتی دخترانه شهرکرج در سال تحصیلی 1402_ 1403 بود. از میان 520 دانش آموز این مدارس، 30 نوجوان دارای رفتارهای جامعه ستیز براساس نمره برش 27 در پرسشنامه جامعه ستیزی لونسون به عنوان نمونه پژوهش با روش در دسترس، انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه (در هر گروه 10 نفر) جایدهی شدند. گروه آزمایش یکم به مدت 12 جلسه هفتگی درمان چندسیستمی و گروه آزمایش دوم به مدت 12 جلسه هفتگی طرحواره درماتی به صورت گروهی شرکت کردند، در حالی که گروه گواه آموزش های معمول مرکز آموزشی خود را دریافت می کردند. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس خودسنجی جامعه ستیزی (لونسون، ۱۹۹۵) و مقیاس واکنش پذیری بین فردی (دیویس، ۱۹۸۳) بود. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری و آزمون تعقیبی بن فرونی با نرم افزار SPSS-24 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو روش درمان چندسیستمی و طرحواره درمانی مبتنی بر آموزش مادران در مقایسه با گروه گواه در واکنش پذیری بین فردی مؤثر بوده است (001/0>p). با این وجود، درمان چندسیستمی بیشتر از طرحواره درمانی بر بهبود واکنش پذیری بین فردی در نوجوانان دختر جامعه ستیز اثر داشته است (001/0>p). نتیجه گیری: براساس نتایج به دست آمده، درمان چندسیستمی روش مؤثرتری برای مقابله با پیامدهای روان شناختی دانش آموزان با رفتارهای جامعه ستیز است. بنابراین از این درمان ها می توان به عنوان یک روش مکمل در کنار سایر روش های دیگر در درمان و برنامه های پیشگیرانه استفاده کرد.
۷۱۹.

مدل مفهومی تاب آوری معنوی بر اساس دعای هفتم صحیفه سجادیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۸۹
مقدمه و اهداف: تاب آوری یکی از مهم ترین مفاهیم روان شناسی معاصر است که به توانایی افراد برای رویارویی با مشکلات، حفظ ثبات روانی و بازگشت به شرایط عادی پس از تجربه بحران اشاره دارد (ماستن، ۲۰۱۴). بخش زیادی از پژوهش های موجود در این زمینه در بستر فرهنگی غرب انجام شده، و بیشتر بر منابع فردی یا اجتماعی تمرکز دارد؛ با این حال در جوامع اسلامی، دین و معنویت نقش محوری در تجربه زیسته افراد ایفا می کنند و می توانند به عنوان منبعی مهم برای ارتقای تاب آوری به شمار آیند (پارگامنت و ساندرز ، ۲۰۰۷).  متون دعایی و عبادی اسلام (به ویژه صحیفه سجادیه)، افزون بر ارزش های عبادی و اخلاقی، ظرفیت بالایی برای بازنمایی سازوکارهای روان شناختی سازگاری دارند. دعای هفتم صحیفه سجادیه از امام سجادj که در شرایط سختی و گرفتاری ها خوانده می شود، نمونه ای بارز از متنی است که می تواند چارچوبی مفهومی برای تاب آوری معنوی ارائه دهد. با توجه به خلأ موجود در مطالعات بومی و نیاز به الگوهایی متناسب با فرهنگ دینی جامعه ایرانی، پژوهش حاضر با هدف کشف و صورت بندی مراحل و مؤلفه های تاب آوری معنوی در دعای هفتم صحیفه سجادیه انجام شد؛ در این راستا پژوهش سه هدف اصلی را دنبال کرد: نخست، شناسایی مضامین کلیدی مرتبط با تاب آوری در متن دعا؛ دوم، ارائه مدلی مفهومی از فرایند تاب آوری معنوی براساس محتوای دعای هفتم و سوم، بررسی میزان انسجام و اعتبار مدل استخراج شده از طریق معیار «تراکم ظنون (QCq-K)». انتظار می رود نتایج این پژوهش بتواند به توسعه ادبیات نظری تاب آوری معنوی یاری رساند و همچنین کاربردهای عملی برای حوزه های مشاوره، روان درمانی و مدیریت بحران را فراهم سازد. روش: این پژوهش از نوع کیفی بوده، با روش تحلیل نظام مند متن انجام شد. متن مورد مطالعه دعای هفتم صحیفه سجادیه بود که به دلیل محتوای آن در زمینه گرفتاری ها و سختی ها انتخاب شد. فرایند پژوهش در پنج مرحله اساسی صورت گرفت؛ در مرحله نخست، متن دعا بارها با رویکرد مشاهده نظام مند قرائت شد تا پژوهشگر با زبان و فضای معنوی آن انس بگیرد؛ در مرحله دوم، داده ها استخراج و واحدهای معنایی مرتبط با تجربه بحران، طلب یاری، امید و بازسازی روانی شناسایی شد؛ در مرحله سوم، فرایند کدگذاری باز و تحلیل قیاسی استقرایی اجرا شد و مفاهیم اولیه به مقوله های اصلی و فرعی سازمان یافتند؛ مرحله چهارم به اعتبارسنجی اختصاص یافت، بدین منظور از شاخص «تراکم ظنون (QCq-K)» استفاده شد که میزان همپوشانی و تکرار مضامین در متن را بررسی می کند و بدین شیوه انسجام درونی مدل مفهومی سنجیده می شود و درنهایت در مرحله پنجم، یافته ها بارها بازبینی و با ادبیات موجود مقایسه و با دریافت بازخورد از صاحب نظران، مدل مفهومی نهایی تثبیت شد. ویژگی برجسته این روش، ماهیت اکتشافی آن است؛ یعنی پژوهشگر به جای آزمون فرضیات از پیش تعیین شده، تلاش کرد ساختارهای نهفته در متن دعا را آشکار کند؛ بدین ترتیب رویکرد پژوهش با سنّت پژوهش های کیفی همخوان است و نیز نوآوری روش شناختی در استفاده از معیار «تراکم ظنون» برای اعتبارسنجی یافته ها را نشان می دهد.   نتایج: تحلیل محتوای دعای هفتم صحیفه سجادیه نشان داد که مفهوم تاب آوری معنوی در این متن براساس یک چرخه پنج مرحله ای شکل می گیرد؛ نخستین مرحله، «پذیرش بحران و ضعف انسانی» است که در آن امام سجادj گرفتاری ها، مشکلات و ناتوانی انسان در برابر سختی ها را بیان می کند. این مرحله با اذعان به محدودیت های بشری و نیاز مبرم به یاری الهی آغاز می شود؛ مرحله دوم، «جستجوی منبع معنوی» است که در آن دعا به روشنی توکل و پناه بردن به خداوند را به عنوان تنها راه برون رفت از مشکلات مطرح می کند؛ مرحله سوم، «کنش فعال در مسیر اصلاح» است که شامل طلب مغفرت، تصمیم به بازگشت و توبه و تلاش برای تغییر مثبت در رفتار است؛ در مرحله چهارم، «حفظ ارزش های بنیادین» نمود می یابد؛ یعنی تأکید بر استمرار عبادت، ارتباط با خدا و پایبندی به اصول معنوی و سرانجام در مرحله پنجم، «بازگشت به امید و آرامش» تحقق می یابد که در آن فرد با اعتماد به رحمت الهی به آرامش و اطمینان قلبی دست می یابد. افزون بر این مراحل، شاخص «تراکم ظنون» نشان داد که مضامین مربوط به تاب آوری در فرازهای فراوان دعا با بسامد بالا تکرار می شوند و این موضوع انسجام و قدرت مدل مفهومی را تأیید می کند؛ بر این اساس می توان نتیجه گرفت که دعای هفتم نه تنها به عنوان متنی عبادی، بلکه به عنوان چارچوبی روان شناختی عمل می کند و قابلیت به کارگیری در حوزه های متنوع فردی و اجتماعی دارد. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که دعای هفتم صحیفه سجادیه الگویی نظام مند از تاب آوری معنوی را ارائه می دهد که از پذیرش و اذعان به بحران آغاز می شود و با جستجوی منبع معنوی، اقدام اصلاحی، حفظ ارزش ها و درنهایت بازگشت به امید و آرامش ادامه می یابد. این الگو با برخی مدل های روان شناسی معاصر از جمله نظریه «رشد پس از سانحه» (تدسچی و کالهون، ۲۰۰۴) و الگوهای «مقابله دینی» (پارگامنت، ۲۰۰۷) شباهت دارد؛ با این تفاوت که در دعای هفتم، محوریت رابطه عاشقانه و توکل کامل به خداوند، بعدی متمایز و بومی به مدل می بخشد. کاربردهای عملی این مدل فراوان است. در مشاوره و روان درمانی اسلامی می تواند مبنای طراحی مداخلات بومی قرار گیرد. در توان بخشی بیماران و مددجویان، این مدل راهی برای بازسازی امید و معنا فراهم می کند؛ همچنین در آموزش و تربیت دینی، به ویژه برای نسل جوان می تواند الگویی عینی از نحوه مواجهه با دشواری ها ارائه دهد. در سطح اجتماعی نیز در مدیریت بحران ها و بلایای طبیعی، این الگو توان ارتقای تاب آوری جمعی را دارد. با وجود این، پژوهش محدودیت هایی نیز داشت؛ از جمله تمرکز صرف بر یک متن خاص و استفاده از رویکرد کیفی که تعمیم پذیری یافته ها را محدود می کند. بنابراین پیشنهاد می شود در مطالعات آینده، مدل ارائه شده در زمینه های بالینی و جمعیت های مختلف آزمون گردد و ابزارهای سنجش بومی برای تاب آوری معنوی طراحی شود. در مجموع پژوهش حاضر نشان داد دعای هفتم صحیفه سجادیه نه تنها منبعی معنوی، بلکه الگویی کاربردی برای ارتقای تاب آوری در سطح فردی و اجتماعی به شمار می رود..
۷۲۰.

اثربخشی دانش افزایی مهارت محور بر بهبود کارکردهای هیجانی و ارتباطی والدین دارای فرزند نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۸
پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه دانش افزایی مهارت محور بر بهبود کارکردهای هیجانی و ارتباطی والدین دارای فرزند نوجوان (12 تا 16 سال) بود. در این راستا، از جامعه والدین دانش آموزان شهر تبریز در سال 1399، تعداد 60 نفر از طریق غربالگری با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته «میزان آگاهی والدین از بلوغ جسمی و جنسی فرزندان» انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 30 نفر) جایگزین شدند. برای گروه آزمایش، برنامه دانش افزایی مهارت محور طی 12 جلسه 45 دقیقه ای اجرا شد، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ) و پرسشنامه مهارت های ارتباطی کویین دام در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون جمع آوری شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره نشان داد که برنامه دانش افزایی مهارت محور بر بهبود راهبردهای انطباقی و غیرانطباقی تنظیم هیجان، کاهش اضطراب، و ارتقای مهارت های ارتباطی (شامل توانایی تبادل پیام، کنترل عاطفی، مهارت گوش دادن، بینش به فرایند ارتباط، ارتباط قاطع، دانش نقش ها، ارتباطات، پاسخگویی عاطفی، همراهی عاطفی، کنترل رفتار، حل مسئله و کارکرد کلی) در والدین اثر مثبت و معنی داری دارد (p < 0/05).

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان