ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۰۱ تا ۷۲۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۷۰۱.

مقایسه اثربخشی روان درمانی وجودی و درمان مبتنی بر شفقت بر تحمل پریشانی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی روان درمانی وجودی و درمان مبتنی بر شفقت بر تحمل پریشانی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس مراجعه کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس شهر تهران در تابستان سال 1403 بودند. سپس تعداد به روش نمونه گیری هدفمند تعداد 45 زن بیمار تشخیص داده شده بر اساس پزشک متخصص انتخاب و در گام دوم این تعداد به صورت تصادفی ساده در دو گروه شامل گروه آزمایشی روان درمانی وجودی (15 زن)، گروه درمانی مبتنی بر شفقت (15 زن) و یک گروه کنترل (15 زن) قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش اول تحت 10 جلسه 90 دقیقه ای روان درمانی وجودی و گروه آزمایش دوم تحت10 جلسه 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر شفقت قرار گرفتند. در این مدت گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از مقیاس تحمل پریشانی (DTS) سیمونز و گاهر (2005) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی استفاده شد. نرم افزار تحلیل داده ها SPSS نسخه 28 بود. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور در مرحله پس آزمون و پیگیری اثربخشی معناداری بر تحمل پریشانی داشته است (0/05>P). همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که درمان مبتنی بر شفقت اثربخشی بیشتری نسبت به روان درمانی وجودی بر افزایش تحمل پریشانی دارد (0/05>P). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که روان درمانی وجودی و درمان مبتنی بر شفقت می توانند به عنوان شیوه های درمانی مناسب برای افزایش تحمل پریشانی در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس در مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی به کار برده شوند و تقدم استفاده در افزایش تحمل پریشانی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس با درمان مبتنی بر شفقت است.
۷۰۲.

ارزشیابی و واکاوی قابلیت استفاده اپلیکیشن شاد در یادگیری سیار: یک مطالعه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۱
پژوهش حاضر با هدف ارزشیابی قابلیت استفاده ی اپلیکیشن شاد در یادگیری سیار از دو منظر مکمل «قابلیت استفاده آموزشی» و «قابلیت استفاده رابط کاربری» انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، «آمیخته با طرح تبیینی متوالی» بود. در بخش کمی، روش توصیفی-پیمایشی و همبستگی به کار رفت که جامعه ی آماری آن شامل کلیه ی 276 معلم مقطع ابتدایی شهرستان خلخال (بخش مرکزی) در سال تحصیلی 1404-1403 بود که به روش سرشماری شرکت کردند. در بخش کیفی، جهت تبیین دقیق تر یافته های کمی، مصاحبه هایی با 8 نفر از خبرگان همین جامعه (انتخاب شده به روش هدفمند) انجام شد. ابزار گردآوری داده ها در بخش کمی، پرسشنامه ی استاندارد (CECAM) ناوارو و همکاران (2024) و در بخش کیفی، مصاحبه ی نیمه ساختاریافته بود. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تی تک نمونه ای، مدل سازی معادلات ساختاری (برای تایید مدل اندازه گیری و آزمون مدل ساختاری) و تحلیل مضمون انجام شد. یافته ها نشان دهنده ی ماهیت دوگانه ی قابلیت استفاده ی شاد است؛ این اپلیکیشن در خرده مقیاس های «طراحی»، «ناوبری» و «سفارشی سازی» (رابط کاربری) و «تعامل اجتماعی» (آموزشی) عملکردی بالاتر از حد متوسط داشت. در مقابل، در خرده مقیاس های «شخصی سازی»، «فعالیت ها»، «چندرسانه ای»، «محتوا» (آموزشی) و «بازخورد» (رابط کاربری) با ضعف های جدی مواجه بود. یافته های کیفی ضمن تأیید نتایج کمی، تبیین کرد که این ضعف ها ریشه در چالش هایی همچون «انعطاف ناپذیری مسیر یادگیری»، «فقدان بازخورد سیستمی و آنی»، «ماهیت منفعل تکالیف»، «فقر زیبایی شناختی» و «ضعف در طراحی پیام» دارد. نتایج نشان می دهد شاد برای تبدیل شدن به ابزار یادگیری مؤثر، نیازمند بازنگری راهبردی در قابلیت های آموزشی است. با توجه به محدودیت نمونه به یک منطقه، تعمیم نتایج به کل کشور باید با احتیاط صورت گیرد.
۷۰۳.

ویژگی های روان سنجی مقیاس مدیریت تعهدات هویت اوترخت (U-MICS): مطالعه اعتبارسنجی در میان جمعیت نوجوان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۱۱
مقیاس مدیریت تعهدات هویت اوترخت (U-MICS) ابزاری ضروری برای ارزیابی شکل گیری هویت در جمعیت های نوجوان است. این مطالعه ویژگی های روان سنجی U-MICS را در میان 240 نوجوان از شهر اراک مورد بررسی قرار داد. هدف پژوهش ارزیابی شاخص های اندازه گیری، قابلیت اطمینان و روایی بود. از طریق تحلیل آماری نتایج، مطالعه به بررسی یکپارچگی ساختاری و قابلیت مقایسه بین گروهی مقیاس پرداخت. نتایج نشان داد که U-MICS دارای ویژگی های روان سنجی قوی، شامل سازگاری درونی بالا و برقراری تغییرناپذیری پیکربندی، متریک و تک مقیاسی جزئی در جمعیت موردمطالعه است. این یافته ها از قابلیت اطمینان و روایی مقیاس به عنوان ابزاری بین فرهنگی برای اندازه گیری تعهدات هویت در تحقیقات توسعه نوجوانان حمایت می کند. این مطالعه به درک روش شناختی ابزارهای سنجش هویت کمک کرده و شواهد تجربی برای کاربرد U-MICS در تحقیقات هویت نوجوانان ارائه می دهد. با تأیید ویژگی های روان سنجی، این پژوهش به محققان و متخصصان بالینی ابزاری اعتبارسنجی شده برای کاوش فرایندهای شکل گیری هویت در جمعیت های متنوع نوجوانان می دهد.
۷۰۴.

اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر تحمل پریشانی، نشخوار فکری و افسردگی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۹۶
زمینه: مادران دارای فرزند کم توان ذهنی با چالش های روانی متعددی از جمله تحمل پریشانی پایین، نشخوار فکری و افسردگی مواجه هستند. این عوامل می توانند بر کیفیت زندگی و عملکرد مراقبتی آن ها تأثیر منفی بگذارند. درمان مبتنی بر شفقت به عنوان یک رویکرد روان درمانی نوین، بر افزایش خودشفقتی و کاهش انتقاد از خود تمرکز دارد و ممکن است به بهبود این متغیرها کمک کند. با این حال، مطالعات محدودی به بررسی اثربخشی این درمان بر تحمل پریشانی، نشخوار فکری و افسردگی در این گروه خاص پرداخته اند. هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر تحمل پریشانی، نشخوار فکری و افسردگی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی تحت پوشش اداره بهزیستی مرند بود که برای فرزندان خود پرونده مراقبت و حمایت داشتند و از میان آن ها با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 40 نفر از مادران دارای فرزند کم توان ذهنی انتخاب شد و به پرسشنامه های افسردگی (بک و همکاران، 1996)، مقیاس تحمل پریشانی (سیمون و گاهر، 2005) و پرسشنامه نشخوار فکری (نولن هوکسما و مارلو، 1991) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس در نرم افزار SPSS نسخه 26 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد رویکرد شفقت درمانی به طور معناداری باعث کاهش افسردگی در مادران دارای فرزند کم توان ذهنی شد (05/0 >P). همچنین این روش درمانی در کاهش نشخوار فکری و پریشانی روانی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی به طور معناداری اثر داشت (05/0 >P). نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که رویکرد درمان مبتنی بر شفقت می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر در جهت ارتقای سلامت روان و کیفیت زندگی این مادران به کار گرفته شود. استفاده از این درمان در مراکز مشاوره و خدمات روان درمانی می تواند به کاهش بار روانی و بهبود عملکرد مراقبتی این گروه کمک کند.
۷۰۵.

مقایسه سخت رویی، رضایت از زندگی و امیدواری در دانشجویان دختر و پسر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۱۲
پژوهش حاضر با هدف مقایسه سرسختی روان شناختی، رضایت از زندگی و امیدواری در دانشجویان دختر و پسر انجام شد. طرح پژوهش از نوع علی مقایسه ای بود. تعداد 50 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز (25 دختر و 25 پسر) در سال تحصیلی 1403-1402 به روش خوشه ای انتخاب شدند. گردآوری داده ها با پرسشنامه سرسختی کوباسا (HQ)، مقیاس رضایت از زندگی (SWLS) و مقیاس امید اسنایدر (SHS) انجام شد. تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که دانشجویان پسر در سرسختی روان شناختی و رضایت از زندگی نمرات بالاتری نسبت به دانشجویان دختر کسب کردند، در حالی که امیدواری در دانشجویان دختر بیشتر از پسران بود (0.05>P). این یافته ها بر تأثیر تفاوت های جنسیتی بر ویژگی های روان شناختی تأکید می کند و اهمیت بررسی عوامل فرهنگی و اجتماعی در تبیین این تفاوت ها را مورد تأکید قرار می دهد. پیشنهاد می شود که تحقیقات آتی با استفاده از نمونه های بزرگ تر و متنوع تر انجام شود تا درک بهتری از این متغیرها و تأثیرات طولی آن ها حاصل گردد.
۷۰۶.

پیش بینی رفتارهای فرزندپروری بر اساس نشانگان افت روحیه در مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال طیف اوتیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۵
زمینه و هدف: مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال اوتیسم، به علت شرایط و نیازهای مراقبتی خاص کودک، با استرس های زیادی در زندگی روزمره مواجه هستند که ممکن است ادراک آن ها از فرزندپروری، معناهای زندگی و پیش بینی شان از آینده را تغییر داده و زمینه را برای بروز آزردگی های روانی، از جمله نشانگان افت روحیه آماده کند. این امر می تواند به نوبه خود باعث افزایش احتمال درگیرشدن آن ها در یک چرخه مزمن، منفی شود که متعاقباً رفتارهای ناسازگار کودک را تشدید و بر دشواری های فرزندپروری بیفزاید. این مطالعه با هدف پاسخ به این سؤال که آیا رفتارهای فرزندپروری بر اساس نشانگان افت روحیه در مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال طیف اوتیسم قابل پیش بینی است، انجام شد. روش: طرح پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی بر پایه یک طرح همبستگی بوده است. با مراجعه حضوری به مدارس کودکان استثنائی و مؤسسات توان بخشی مستقر در چهار جهت جغرافیایی شهر تهران و جلب همکاری مدیران و مادران، 130 نمونه از بین مادران دارای فرزند مبتلا به اوتیسم در رده سنی 6 تا 12 سال ساکن شهر تهران که شدت و سطح اختلال فرزندشان بر اساس مقیاس گارز-3 منطبق با معیارهای شمول بود، به روش نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. جمع آوری داده ها در زمستان 1401 انجام پذیرفت. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: پرسش نامه «رفتارهای فرزندپروری - نسخه اختلال طیف اوتیسم»، آزمون «گارز-3» و پرسش نامه «نشانگان افت روحیه». داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-22 برای محاسبه رگرسیون خطی بین متغیرهای پیش بینی و ملاک پردازش شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که نشانگان افت روحیه می تواند به ترتیب 6 درصد، 8 درصد،  13/6 درصد و 4/5 درصد از تغییرات در مؤلفه های فرزندپروری مثبت، انضباط، قوانین و تحریک رشد را پیش بینی کند نتیجه گیری: مادرانی که شدت نشانگان افت روحیه بیشتری را گزارش کرده بودند، رفتارهای انضباطی بیشتری از خود نشان داده، اما در مؤلفه های فرزندپروری مثبت، قوانین و تحریک رشد، نمرات کمتری به دست آوردند.
۷۰۷.

رابطه جنسیت و سطح تحصیلات معلمان با نگرش آن ها نسبت به استفاده از هوش مصنوعی در آموزش (مطالعه موردی: منطقه ضیاءآباد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۵
در سال های اخیر، هوش مصنوعی به یکی از مؤلفه های کلیدی تحول در نظام های آموزشی تبدیل شده است. با این حال، میزان پذیرش و بهره گیری از آن در محیط های آموزشی، به ویژه در مناطق کمتر برخوردار، همچنان با چالش های متعددی مواجه است. هدف این پژوهش، بررسی عوامل مؤثر بر عدم استفاده معلمان منطقه ضیاءآباد از هوش مصنوعی در فعالیت های آموزشی است که با تاکید بر مولفه جنسیت و تحصیلات و با بهره گیری از رویکرد کمی و روش پیمایشی، بر اساس مدل پذیرش فناوری (TAM)، انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه معلمان مدارس منطقه ضیاءآباد به تعداد ۳۸۶ نفر بوده که به روش سرشماری مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه استاندارد مدل دیویس (1989) شامل مؤلفه های فایده مندی درک شده، سهولت استفاده درک شده، نگرش نسبت به فناوری و تمایل رفتاری بود. روایی و پایایی ابزار با استفاده از نظرات خبرگان و ضریب آلفای کرونباخ (0.89) تأیید شد. داده ها با استفاده از آزمون t، تحلیل واریانس و رگرسیون چندمتغیره تحلیل شدند. نتایج نشان داد که میان متغیرهای فردی (جنسیت، سطح تحصیلات)، محیطی (دسترسی به اینترنت)، و مؤلفه های مدل TAM با میزان پذیرش و استفاده از هوش مصنوعی، رابطه معناداری وجود دارد. همچنین مؤلفه های فایده مندی و سهولت استفاده درک شده، پیش بینی کننده نگرش معلمان بودند و نگرش نیز به طور معناداری تمایل رفتاری را پیش بینی می کرد. یافته ها نشان می دهد که پذیرش هوش مصنوعی در آموزش، نیازمند توجه همزمان به عوامل فناورانه، فرهنگی و سازمانی است. بر اساس نتایج، پیشنهادهایی جهت توسعه زیرساخت ها، آموزش معلمان، و ارتقای حمایت نهادی در مناطق کم برخوردار ارائه شد.
۷۰۸.

تاثیر بدرفتاری روانشناختی و تمایزیافتگی خود بر اضطراب اجتماعی با نقش واسطه ای انعطاف پذیری روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۲۰۲
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بدرفتاری روانشناختی و تمایزیافتگی خود و اضطراب اجتماعی با نقش واسطه ای انعطاف پذیری روانشناختی انجام شد. روش شناسی: این یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل تمامی افراد بزرگسال زن و مرد با میانگین سنی ۱۸-۴۰ سال مراجعه کننده به کلینیک درمانی مهر البرز و کلینیک دانشگاه تهران واقع در استان تهران بین سال های ۱۴۰۰-۱۴۰۱ بودند. حجم نمونه با استفاده از جدول جرسی و مورگان تعداد ۱۴۸ نفر برآورد و نمونه ها به روش نمونه گیری هدفمند و با توجه به معیار های ورود به مطالعه انتخاب شدند. داده ها با استفاده از ۴ پرسشنامه استاندارد شامل: پرسشنامه مقیاس بدرفتاری روانشناختی (AMI24)، مقیاس تمایزیافتگی خود (DSI)، مقیاس انعطاف پذیری روانشناختی (CFI)، مقیاس اضطراب اجتماعی (LSAS) جمع آوری شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی (فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (معادلات ساختاری) انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-26 و نرم افزار Smart PLS-3.3 انجام شد. یافته ها: در این مطالعه ۱۴۸ نفر (۱۱۷ مرد، ۳۱ زن) مورد مطالعه قرار گرفتند که از این میان ۱/۷۹٪ آن ها مرد بودند. همچنین از نظر سطح تحصیلات ۷/۲۷٪ افراد دارای سطح تحصیلات زیر دیپلم، ۵۲٪ دیپلم و ۳/۲۰٪ آن ها دارای سطح تحصیلات کاردانی بودند. بر اساس نتایج مقدار R2 برای اضطراب اجتماعی (۶۶۹/۰) و انعطاف پذیری روانشناختی (۳۱۸/۰) بسیار بالا بود. اثر غیرمستقیم تمایزیافتگی خود روی اضطراب اجتماعی از طریق انعطاف پذیری روانشناختی (۳۷۱/۲t=، ۲۱۴/۰=ضریب بتا) معنی دار است. همچنین بدرفتاری روانشناختی بر انعطاف پذیری روانشناختی (۹۶/۱t>، ۸۰۳/۵=ضریب بتا) اثر مثبت و معنی داری دارد. بدرفتاری روانشناختی با ضریب بتا استاندارد ۸۰۳/۵ دارای تاثیر معنی دار مثبت بر انعطاف پذیری روانشناختی است (۹۶/۱<t). همچنین انعطاف پذیری روانشناختی با ضریب بتا استاندارد ۸۲۵/۵ تاثیر معنی دار مثبت بر اضطراب اجتماعی دارد (۹۶/۱<t). مقدار t غیرمستقیم حاصل از آزمون سوبل برای سنجش معناداری میانجی ۱۱۱/۴ بود. بحث و نتیجه گیری: تمایزیافتگی می تواند بر بدرفتاری روانشناختی و انعطاف پذیری روانشناختی تاثیر مثبت داشته باشد. همچنین انعطاف پذیری روانشناختی می تواند رابطه تمایزیافتگی و بدرفتاری روانشناختی را میانجی گری نماید.
۷۰۹.

اثربخشی درمان بین فردی بر نگرانی های وجودی و نشانه های افسردگی در سالمندان افسرده با تجربه آزاردیدگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۱۷
زمینه: افسردگی در سالمندان یکی از چالش های مهم سلامت روان است. علی رغم پژوهش های گسترده درباره افسردگی در سالمندان، خلأ قابل توجهی در بررسی نقش نگرانی های وجودی، به ویژه در سالمندانی که تجربه آسیب دیدگی دارند، و اثربخشی درمان های مبتنی بر بهبود روابط بین فردی در کاهش این مشکلات وجود دارد. درمان بین فردی به عنوان یک رویکرد روان درمانی مبتنی بر بهبود روابط بین فردی و کاهش نشانه های افسردگی، پتانسیل مؤثری در کاهش این مشکلات دارد. هدف: بنابراین پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی درمان بین فردی بر نگرانی های وجودی و نشانه های افسردگی در سالمندان باتجربه آزاردیدگی انجام شد. روش: روش این پژوهش از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی سالمندان افسرده باتجربه آزاردیدگی ساکن شهر قزوین در سال 1402 بود. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 20 سالمند افسرده باتجربه آزاردیدگی ساکن شهر قزوین که بر اساس نمره برش 21 در پرسش نامه افسردگی بک و نمره برش 4 و بالاتر در پرسش نامه سالمند والک و سنگ استاک (1987) و مصاحبه بالینی شناسایی شدند و در گروه آزمایش درمان بین فردی و گروه گواه با همتاسازی جنسیت جای دهی شدند (هر گروه 10 نفر). در پژوهش حاضر از پرسش نامه های پرسش نامه افسردگی (بک،1994) و نگرانی های وجودی (بروگن و همکاران،2017) استفاده شد. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه درمان بین فردی کلرمن و وایزمن را دریافت کردند. جهت تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار SPSS-26 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان بین فردی بر نگرانی های وجودی و نشانه های افسردگی تأثیر (001/0 <P) داشته و این تأثیر در دوره پیگیری نیز پایدار بود (001/0 >P). نتیجه گیری: یافته های این پژوهش اهمیت درمان بین فردی را به عنوان یک روش مؤثر در بهبود وضعیت روانی و اجتماعی سالمندان افسرده مورد تأکید قرار می دهد و پیشنهاد می شود که این روش در برنامه های درمانی برای این گروه سنی گنجانده شود.
۷۱۰.

مدل علّی اعتیاد به اینترنت بر اساس بدرفتاری والدین با نقش میانجی قلدری در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۶۹
زمینه و هدف: اعتیاد به اینترنت به عنوان یکی از مشکلات اصلی سنین نوجوانی به شمار می رود. بدرفتاری والدین و قلدری نوجوانان در تبیین مشکلات نوجوانان می توانند نقش قابل ملاحظه داشته باشند. بدین ترتیب مطالعه حاضر با هدف بررسی مدل علّی اعتیاد به اینترنت بر اساس بدرفتاری والدین با نقش میانجی قلدری در دانش آموزان انجام شد. روش: پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی بود و از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شده است. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه یکم شهر اهواز در سال تحصیلی 1403- 1402 و حجم نمونه انتخاب شده برابر با 235 دانش آموز از جامعه آماری بیان شده با استفاده از روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس بود. برای گردآوری داده ها از نسخه اعتباریابی شده در ایران پرسشنامه های بدرفتاری والدین (دیمیر،2000)، مقیاس قلدری (ایلی نویز، 2001) و پرسشنامه اعتیاد به اینترنت (یانگ،1980) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس در محیط SPSS-24 و AMOS-25 انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که بدرفتاری والدین (001/0> P، 40/0= β)، و قلدری (001/0> P، 27/0= β) اثر مستقیم و مثبتی بر اعتیاد به اینترنت دارند. مسیر مستقیم بدرفتاری والدین بر قلدری نیز مثبت و معنادار است (001/0> P، 39/0= β). همچنین بدرفتاری والدین به صورت غیرمستقیم و با نقش میانجی قلدری می تواند اعتیاد به اینترنت را پیش بینی کند (001/0> P، 105/0= β). نتیجه گیری: با توجه به شیوع روزافزون اعتیاد به اینترنت در نوجوانان و پیامدهای منفی آن، طراحی و اجرای برنامه های پیشگیرانه مبتنی بر خانواده، همراه با آموزش مهارت های زندگی به نوجوانان، ضرورتی اجتناب ناپذیر به نظر می رسد. این اقدامات می توانند نقش مؤثری در کاهش گرایش نوجوانان به مصرف افراطی اینترنت و ارتقای سلامت روانی و اجتماعی آنان ایفا کنند.
۷۱۱.

تأثیر بازی های مبتنی بر جنبه های روانشناختی، ادراکی-رشدی و اجتماعی بر مسئولیت پذیری اجتماعی، اضطراب امتحان و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دارای ناتوانی های یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۱۵۳
هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر بازی های مبتنی بر جنبه های روانشناختی، ادراکی-رشدی و اجتماعی بر مسئولیت پذیری اجتماعی، اضطراب امتحان و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دارای ناتوانی های یادگیری بود. این مطالعه نیمه تجربی با طرح دوگروهی به شیوه قبل، بعد و پیگیری بود که بر روی 30 دختر پایه پنجم که دارای اختلال ریاضی بودند، در سال تحصیلی 1401-1400 در مدارس ابتدایی شهر بیرجند انجام گردید. مداخله 8 جلسه ای با دستورالعمل انتخاب شده از کتاب چهل بازی آپارتمانی نظام آبادی و پیشیاره و با در نظر گرفتن اصل جنبه های روانشناختی، ادراکی-رشدی و اجتماعی صورت گرفت. برای گروه کنترل مداخله ای انجام نگردید. داده ها با استفاده از پرسشنامه مسئولیت پذیری کردلو (1389) و پرسشنامه اضطراب امتحان اسپیلبرگر (1980) و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی جینک و مورگان (1999) در سه مرحله قبل، بعد و سه هفته بعد جمع آوری شدند و با استفاده از آمار توصیفی مانند میانگین، فراوانی و انحراف معیار و آما استنباطی مانند آنالیز واریانس تک متغیره در نرم افزار SPSS نسخه 18 در سطح معناداری 05/0 p<تجزیه وتحلیل شدند. نتایج حاکی از آن بود که بعد از مداخله، بهبود معناداری در نمرات مسئولیت پذیری اجتماعی، اضطراب امتحان و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به دست آمد (001/0P<). این مطالعه اهمیت استفاده از مداخلات توأم با بازی های مبتنی بر جنبه های روانشناختی، ادراکی-رشدی و اجتماعی در بهبود مسئولیت پذیری اجتماعی، اضطراب امتحان و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دارای ناتوانی های یادگیری را آشکار ساخت. لذا، پیشنهاد می گردد تا این گونه مداخلات در برنامه های آموزشی مدارس موردتوجه مدیران، معلمان و مشاوران روانشناختی قرار گیرد.
۷۱۲.

اثربخشی بازی درمانی بر توجه اشتراکی کودکان با اختلال طیف اتیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۱۲
زمینه و هدف: کودکان با اختلال طیف اتیسم در توسعه مهارت های ارتباطی و تعاملات اجتماعی با چالش های قابل توجهی مواجه هستند. یکی از مشکلات اساسی در این کودکان، ضعف در توجه اشتراکی است که به عنوان یک مؤلفه کلیدی در برقراری ارتباط مؤثر شناخته می شود. بازی درمانی به عنوان یک روش مداخله ای، با هدف بهبود مهارت های اجتماعی و ارتقای توجه اشتراکی طراحی شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی بازی درمانی بر توجه اشتراکی در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم انجام شده است. روش: پژوهش حاضر یک مطالعه آزمایشی از نوع کیفی و با استفاده از طرح تک آزمودنی A-B به صورت پیش آزمون پس آزمون انجام شد. به منظور اجرای مداخله، چهار کودک 3 تا 4 ساله (سه پسر و یک دختر) به شیوه تصادفی انتخاب شدند. پیش از آغاز مداخله، ارزیابی اولیه با استفاده از مقیاس روابط اجتماعی نخستین که توسط ماندی و همکاران(2013) توسعه یافته است، دو مرتبه برای هر کودک انجام شد. مداخله شامل آموزش های انفرادی بازی درمانی در طی 10 جلسه و به مدت پنج هفته (دو بار در هفته؛ هر جلسه 60 دقیقه) ارائه گردید. ارزیابی های تکمیلی پس از جلسات دوم، پنجم، هشتم و دهم جمع آوری شد و داده ها با استفاده از اندازه اثر D کوهن مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که مداخله بازی درمانی تأثیر معناداری بر بهبود مؤلفه های توجه اشتراکی در کودکان با اختلال طیف اتیسم داشته است. به طور مشخص، نتایج حاکی از افزایش معنادار در آغازگری توجه اشتراکی و پاسخ دهی به توجه اشتراکی در کودکان شرکت کننده پس از دوره مداخله بود ( P < 0/05 ). نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که بازی درمانی به عنوان یک رویکرد اثربخش در توجه اشتراکی است. بنابراین، می توان از بازی درمانی به عنوان یک مداخله درمانی برای افزایش توجه اشتراکی کودکان با اختلال طیف اتیسم استفاده نمود.
۷۱۳.

اثربخشی بازی درمانی آدلری بر پرخاشگری و تنظیم هیجان کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۴۰
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی بازی درمانی آدلری بر پرخاشگری و تنظیم هیجان کودکان مبتلا به اختلال بی اعتنایی مقابله ای بود. روش پژوهش حاضر، طرح تک آزمودنی از نوع چند خط پایه (ABA) بود. چهار دانش آموز پنجم ابتدایی مبتلا به اختلال بی اعتنایی مقابله ای بین سنین 11 سال و 3 ماه و 12 سال و 6 ماه که در دبستان شهید محمودیان شهر تبریز، در سال تحصیلی 1403-1402 در حال تحصیل بودند، براساس مقیاس درجه بندی اختلال نافرمانی مقابله ای انتخاب شدند. دانش آموزان با استفاده از طرح پژوهش تک آزمودنی با چندین خط پایه (ABA) به مدت 10 جلسه به صورت جداگانه، مداخله بازی درمانی آدلری را دریافت کردند. سه هفته پس از مداخله نیز مورد پیگیری قرار گرفتند. در نهایت داده های به دست آمده در مراحل خط پایه، مداخله و پیگیری، با استفاده از روش تحلیل دیداری نمودارها، روش درصد داده های ناهمپوش (PAND)، اندازه اثر و درصد بهبودی مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد بازی درمانی آدلری موجب کاهش پرخاشگری و افزایش تنظیم هیجان کودکان مبتلا به اختلال بی اعتنایی مقابله ای می شود.
۷۱۴.

Impact of a Forgiveness-Based Intervention on Marital Commitment and Trust Restoration(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۲۳۲
Objective: This study aimed to evaluate the effectiveness of a forgiveness-based intervention in enhancing marital commitment and restoring trust among married individuals experiencing relational distress. Methods: A randomized controlled trial was conducted with 30 married participants from Indonesia, randomly assigned to either an intervention group (n = 15) or a control group (n = 15). The intervention group received six structured forgiveness-based therapy sessions over six weeks, while the control group received no intervention. Standardized measures of marital commitment and trust were administered at three time points: pre-test, post-test, and five-month follow-up. Data were analyzed using repeated measures analysis of variance (ANOVA) and Bonferroni post-hoc tests, with SPSS version 27. Findings: Results from repeated measures ANOVA revealed significant time × group interaction effects for marital commitment (F(2, 54) = 17.12, p < .001, η² = .39) and trust (F(2, 54) = 19.68, p < .001, η² = .42). Bonferroni post-hoc analyses indicated that both marital commitment and trust significantly increased from pre-test to post-test (p < .001) and were maintained at the five-month follow-up (p < .001), with no significant decline between post-test and follow-up (p > .05). Conclusion: The therapeutic gains were not only immediate but also sustained over time, supporting the use of structured forgiveness interventions in marital counseling settings. These findings highlight the potential of forgiveness as a valuable tool in relationship repair and emotional healing.
۷۱۵.

اثربخشی آموزش درمان مبتنی بر شفقت بر اجتناب شناختی و نشخوار فکری در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۴۸
زمینه: بیماران مبتلا به دیابت نوع دو اغلب با چالش های روانشناختی مانند اجتناب شناختی و نشخوار فکری مواجه هستند که می توانند مدیریت بیماری را دشوارتر کنند. آموزش درمان مبتنی بر شفقت (CFT) به عنوان یک رویکرد روانشناختی نوظهور، پتانسیل کاهش این مشکلات را دارد. با این حال، مطالعات محدودی به بررسی اثربخشی این روش در بیماران دیابتی پرداخته اند، که نشان دهنده شکاف پژوهشی در این حوزه است. هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش درمان مبتنی بر شفقت بر اجتناب شناختی و نشخوار فکری در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شهر اراک انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 (غیر وابسته به انسولین) شهر اراک در مهر ماه سال 1401 بود که تعداد 40 نفر از بیماران، به شیوه نمونه گیری هدفمند، انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 N=) و گواه (20 N=) گمارش شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه نشخوار فکری (نولن- هوکسیما و مارو، 1991) و اجتناب شناختی (سکستون و داگاس، 2008) بود. برای گروه آزمایش، درمان مبتنی بر شفقت به صورت هشت جلسه گروهی هفته ای دوبار به مدت 80 دقیقه برگزار شد و گروه گواه، مداخله ای دریافت نکرد. در این پژوهش، جهت تحلیل داده ها، از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 25 استفاده شد. یافته ها: یافته های مطالعه حاضر نشان داد که آموزش درمان مبتنی بر شفقت به طور معناداری باعث کاهش اجتناب شناختی (05/0 P<) و نشخوار فکری (05/0 P<) در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شد. همچنین، این بهبودی در دوره پیگیری نیز پایدار و معنادار بود (05/0 P<). نتیجه گیری: یافته های این مطالعه حاکی از آن است که آموزش درمان مبتنی بر شفقت می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر در کاهش مشکلات روانشناختی بیماران دیابتی مورد استفاده قرار گیرد. این رویکرد می تواند در برنامه های مراقبت جامع دیابت ادغام شود تا به بهبود کیفیت زندگی و مدیریت بهتر بیماری کمک کند.
۷۱۶.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر شفقت بر رشد پس از سانحه در بین بیماران قلبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۳۲
زمینه: اگرچه درمان شناختی-رفتاری به عنوان روشی مؤثر در بهبود رشد پس از سانحه در بیماران قلبی شناخته شده، تأثیر درمان مبتنی بر شفقت بر این متغیر کمتر بررسی شده است. مطالعات موجود عمدتاً بر کاهش علائم روانشناختی متمرکز بوده اند، درحالی که مقایسه مستقیم این دو روش در ارتقای رشد پس از سانحه به ویژه در بیماران قلبی، یک شکاف پژوهشی محسوب می شود. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر شفقت بر رشد پس از سانحه در بین بیماران قلبی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد با بیماری گرفتگی رگ قلب مراجعه کننده به بیمارستان ها، کلینیک ها، مراکز و مطب های تخصصی قلب شهر شیراز در سه ماهه سوم سال 1402 بود که از میان آن ها 45 نفر به عنوان نمونه آماری با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به 3 گروه با حجم 15 نفر در هر گروه گمارش شدند. داده های مورد نظر با استفاده از پرسشنامه رشد پس از سانحه تدسچی و کالهون (1996) گردآوری شد. درمان شناختی–رفتاری بر اساس پروتکل (رضائیان و همکاران، 1393) و درمان مبتنی بر شفقت بر اساس پروتکل خودشفقتی (گیلبرت، 2009) اجرا شد. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد، بین اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر شفقت بر مؤلفه های رابطه با دیگران، قدرت شخصی، ارزش زندگی و تغییرات معنوی در بین بیماران قلبی تفاوت وجود دارد (05/0 >P) و در هر چهار مؤلفه، اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بیشتر از درمان شناختی رفتار هست (05/0 >P). نتیجه گیری: برای بهبود رشد روانشناختی بیماران قلبی، استفاده از درمان مبتنی بر شفقت به جای درمان شناختی-رفتاری توصیه می شود، چرا که این روش در تقویت روابط بین فردی، افزایش احساس توانمندی، غنای زندگی و تحول معنوی مؤثرتر عمل می کند. متخصصان سلامت روان و تیم های درمانی می توانند این رویکرد را در برنامه های توان بخشی قلبی بگنجانند.
۷۱۷.

مقایسه اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس و روان درمانی مثبت گرا بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۴
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس و روان درمانی مثبت گرا بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی انجام شد. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه این پژ وهش شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهر لاهیجان در سال 1403 بود که از بین آن ها، 52 دانش آموز به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل تخصیص یافتند. ابزار این پژوهش شامل پرسشنامه خوش بینی (اسچنن- موران و همکاران، 2013، AOS) بود. همچنین جهت مداخلات، درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی و روان درمانی مثبت گرا، هر کدام 8 جلسه 90 دقیقه ای، هفته ای یک بار و به صورت گروهی اجرا شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد. یافته ها نشان داد که نمرات پیش آزمون خوش بینی تحصیلی با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (05/0>P). همچنین بین دو گروه مداخله برای این متغیر، تفاوت معنادار وجود نداشت. بنابراین، می توان نتیجه گرفت اثربخشی هر دو مداخله بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال اضطراب اجتماعی از تفاوت معناداری برخودار نبود.
۷۱۸.

مدل ساختاری رابطه بین نارسایی هیجانی و تحصیل گریزی دانش آموزان: نقش میانجی باورهای انگیزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۶
هدف از انجام پژوهش حاضر پیش بینی تحصیل گریزی دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم بر اساس نارسایی هیجانی با نقش میانجی باورهای انگیزشی بود. روش پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر خرم آباد در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود. از بین این افراد، تعداد ۲۰۰ نفر با روش نمونه گیری در دسترس و با توجه به ملاک های ورود و خروج براساس فرمول سوپر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه رفتارهای آداب گریز تحصیلی (AIQ) کلارک و همکاران (۲۰۱۵)، مقیاس نارسایی هیجانی تورنتو (TAS-20) بگبی پارکر و تیلور (۱۹۹۴) و پرسشنامه راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (MSLQ) پینتریج و دی گروت (۱۹۹۰) بود. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از طریق مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که داده ها با مدل مفهومی برازش قابل قبولی داشته و مورد تایید قرار گرفت. همچنین مطابق با مدل ساختاری پژوهش اثرات مستقیم نارسایی هیجانی بر تحصیل گریزی (۲۰۰/۰B=، ۰۱/۰>P)، و بر باورهای انگیزشی (۳۲۱/۰-B=، ۰۱/۰>P)، و باورهای انگیزشی بر تحصیل گریزی (۶۰۵/۰-B=، ۰۱/۰>P) معنادار بود. همچنین اثر غیر مستقیم نارسایی هیجانی بر تحصیل گریزی از طریق باور های انگیزشی (۱۹۴/۰B=، ۰۱/۰>P) نیز معنادار بود. با توجه به این نتایج با شناسایی و غربالگری دانش آموزان تحصیل گریز و برگزاری مداخلات روانشناختی مبتنی بر ابعاد شناختی، فراشناختی، انگیزشی و رفتاری در سطح فردی و خانوادگی می تواند سهم قابل توجهی از پیشایندهای (تحصیل گریزی) را کاهش و میزان رغبت و انگیزه تحصیلی را افزایش دهد.
۷۱۹.

ساخت، طراحی و ویژگی های روان سنجی پرسشنامه تسهیل گرهای مشارکت والدینِ دانش آموزان در دوره های آموزش خانواده مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۸۷
زمینه: مدارس اصلی ترین نهاد تعلیم و تربیت قلمداد می گردند و عملکرد موفق این نهاد بدون حضور پررنگ و مشارکت همه جانبه والدین قابل تحقق نمی باشد. از سوی دیگر والدین اولین معلمان کودکان به شمار می آیند و اهمیت مشارکت و توانمندسازی آن ها در دوره های آموزشی بر هیچ یک از متخصصان امر آموزش و پرورش و سیاست گذاران آموزشی پوشیده نیست. هدف: هدف پژوهش حاضر، ساخت، طراحی و بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه تسهیل گرهای مشارکت والدین در دوره های آموزش خانواده بود. روش: روش پژوهش از نوع آمیخته اکتشافی بود که در مرحله اول پژوهش کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام شد و در مرحله کمی یک مطالعه توصیفی از نوع توسعه ای- کاربردی طراحی و اجرا شد. جامعه آماری در بخش کیفی کلیه متخصصان حوزه روانشناسی خانواده و روان سنجی استان زنجان بود؛ نمونه پژوهش 12 نفر از متخصصان نامبرده بودند که به روش نمونه گیری در دسترس تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمّی کلیه والدین دانش آموزان شهر زنجان در سال تحصیلی 1400-1399 بود. نمونه پژوهش 2217 نفر از والدین دانش آموزان بود که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی، با استفاده از نرم افزار SPSS.26 و AMOS.24 انجام شد. یافته ها: نتایج روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به صورت کیفی و کمّی تأیید شد. همچنین، با انجام تحلیل عاملی اکتشافی به روش مؤلفه های اصلی روی گویه های این پرسشنامه، پنج عامل با نام های «تسهیل گرهای شخصی و خانوادگی»، «تسهیل گرهای مربوط به مدرسه»، «تسهیل گرهای مربوط به مدرّس و محتوای دوره ها»، «ترجیحات و نیازهای والدین»، «انگیزه های بیرونی والدین» استخراج و نام گذاری شدند. همسانی درونی پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ برای هر کدام از مؤلفه ها بالاتر از 60/0 بود. یافته های تحلیل عامل تأییدی نیز نشان داد که پرسشنامه تسهیل گرهای مشارکت والدین برازنده داده هاست (001/0p<). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که پرسشنامه مذکور به عنوان ابزاری معتبر و پایا می تواند مورد استفاده پژوهشگران حوزه خانواده و تعلیم و تربیت قرار گیرد.
۷۲۰.

مدل فرایندی تفکر آینده نگر در نوجوانان 12- 16 ساله بر پایه نظریه داده بنیاد(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۲۱
پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های روان شناختی تأثیرگذار بر شکل گیری تفکر آینده نگر در نوجوانان و تدوین مدلی فرایندی در چارچوب نظریه داده بنیاد انجام شد. این مطالعه از نوع کیفی بوده و با استفاده از رویکرد نظام مند استراوس و کوربین طراحی گردید. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۷ نوجوان ۱۲ ۱۶ ساله در بستر کانون های فرهنگی قم گردآوری شد. مشارکت کنندگان با روش نمونه گیری نظریه ای و بر اساس اصل اشباع نظری انتخاب شدند. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد و اعتبار یافته ها از طریق تطبیق با اعضا و ممیزی توسط همکاران تأیید گردید. نتایج نشان داد تفکر آینده نگر بر پایه سه دسته عامل شکل می گیرد: عوامل تعاملی (نقش محیط، تجارب زیسته، نیازها)، عوامل شناختی (توانمندی های شناختی، باورها) و عوامل انگیزشی (انگیزه ها و تمایلات، ملاک ها و ارزش ها). مقوله «آرزومداری» به عنوان پدیده مرکزی (مقوله هسته) در مدل استخراج شد. مدل پارادایمی حاصل، با ترسیم شرایط علّی (ارزش ها و ملاک ها، نیاز ها و انگیزه ها)، زمینه ای (محیط و تجارب زیسته)، واسطه ای (توانمندی های شناختی باورها)، راهبرد (برنامه ریزی) و پیامدهای روان شناختی (تحقق انگیزه ها و برآورده شدن نیازها)، چارچوبی منسجم برای فهم سازوکارهای تفکر آینده نگر در نوجوانان ارائه می دهد. این مدل می تواند زمینه ساز مداخلات آموزشی و بالینی مبتنی بر آینده نگری در دوره نوجوانی باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان