ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴۱ تا ۵۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۰۷ مورد.
۵۴۱.

نقش میانجیگر دلبستگی به خدا در رابطه پریشانی روان شناختی و سلامت روان شناختی با بخشش(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۵۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجیگر دلبستگی به خدا در رابطه پریشانی روان شناختی و سلامت روان شناختی با بخشش انجام شد. جامعه آماری را بزرگسالان شهر تهران تشکیل دادند. نمونه شامل ۴۰۷ نفر (339 خانم و 68 آقا) در دامنه سنی ۱۸ ۵۷ سال بود که به صورت در دسترس انتخاب شدند. آزمودنی ها پرسش نامه اطلاعات دموگرافیک، پرسش نامه دلبستگی به خدا (AGS)، مقیاس سلامت روانی (MHI-28)، پرسش نامه اضطراب، افسردگی، استرس (Dass-14) و مقیاس بخشش هارتلند (HFS) را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری و آزمون سوبل استفاده شد. یافته ها نشان داد که بخشش بر روی سلامت روانی و دلبستگی به خدا و همچنین دلبستگی به خدا بر سلامت روانی اثر مثبت و معنی داری دارند؛ همچنین همبستگی معکوس و معنی دار بین سلامت روانی و افسردگی، اضطراب و استرس نیز دیده شد. بررسی اثر میانجی دلبستگی به خدا بر رابطه بخشش و سلامت روانی نشان داد که دلبستگی به خدا می تواند اثر میانجی معنی داری داشته باشد. شاخص های ارزیابی مدل نیز نشان داد که مدل ساختاری برازش لازم برای هدف تعیین میانجیگری و پیش بینی را داراست و می توان با تقویت دلبستگی به خداوند، رابطه بین بهزیستی روان شناختی و بخشش را تحکیم کرد.
۵۴۲.

The Effectiveness of ACT on Negative Affect, Emotional Processing, and Psychological Hardiness in Women Experiencing Domestic Violence(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۲۱
Objective: This study aimed to evaluate the effectiveness of Acceptance and Commitment Therapy (ACT) in reducing negative affect, improving emotional processing, and enhancing psychological hardiness in women experiencing domestic violence. Methods and Materials: A randomized controlled trial was conducted with 30 participants, divided equally into intervention and control groups. The intervention group underwent eight 90-minute ACT sessions over eight weeks, while the control group received no treatment. Outcomes were assessed at pre-intervention, post-intervention, and five-month follow-up stages using validated tools for Negative Affect, Emotional Processing, and Psychological Hardiness. Data were analyzed using repeated-measures ANOVA and Bonferroni post-hoc tests, with SPSS-27. Findings: Significant improvements were observed in the intervention group across all variables. For Negative Affect, mean scores decreased from 3.52 (SD = 0.45) at pre-intervention to 2.89 (SD = 0.39) post-intervention and 2.45 (SD = 0.33) at follow-up (F(1,28) = 30.19, p = 0.001, η² = 0.52). Emotional Processing scores increased from 3.20 (SD = 0.40) to 3.80 (SD = 0.37) post-intervention and 4.25 (SD = 0.31) at follow-up (F(1,28) = 34.38, p = 0.001, η² = 0.55). Psychological Hardiness improved from 3.15 (SD = 0.38) to 3.95 (SD = 0.35) post-intervention and 4.10 (SD = 0.32) at follow-up (F(1,28) = 36.57, p = 0.001, η² = 0.58). The control group showed minimal changes across all measures. Conclusion: ACT was highly effective in reducing negative affect, improving emotional processing, and enhancing psychological hardiness in women experiencing domestic violence. The results suggest that ACT is a valuable therapeutic approach for this population, with sustained benefits over time.
۵۴۳.

The Effectiveness Based on Mindfulness Cognitive Therapy on Internalized Shame, Marital Disaffection and Tendency to Divorce in Unfaithful Couples(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۰۶
Objective: The present study aimed to investigate the effectiveness of mindfulness-based cognitive therapy on internalized shame, marital disaffection, and inclination toward divorce in couples who had experienced infidelity. Methods: This research was conducted using a quasi-experimental design with pre-test and post-test and a control group. The statistical population of this study consisted of all couples who, due to experiencing infidelity by their spouses, referred to licensed counseling and psychotherapy centers of the Iranian Psychological and Counseling Organization, the State Welfare Organization, or psychiatrists licensed by the Iranian Medical Council (Anis Andisheh Clinic) in District 3 of Tehran, during the first quarter of 2024. In this study, the sample size for each of the experimental groups and the control group was 16 people (8 women and 8 men), and a total of 32 individuals were selected. According to the quasi-experimental design, they were chosen through convenience sampling from among volunteers and then randomly assigned to the experimental and control groups by lottery. Data collection instruments included the Internalized Shame Scale by Cook (1993), the Marital Disaffection Scale by Kaiser (1993), and the Inclination Toward Divorce Scale by Rusbult et al. (1986). In this study, mindfulness-based cognitive therapy consisted of eight weeks of two-hour sessions based on the mindfulness-based cognitive therapy protocol by Crane. Findings: The results of data analysis indicated that mindfulness-based cognitive therapy had an effect on internalized shame, marital disaffection, and inclination toward divorce in couples who had experienced infidelity. Conclusion: Considering the results, it can be stated that mindfulness-based cognitive therapy influences the research variables. It is suggested that further studies be conducted in this area to enhance external validity.
۵۴۴.

اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر تحمل پریشانی، نشخوار فکری و افسردگی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۸
زمینه: مادران دارای فرزند کم توان ذهنی با چالش های روانی متعددی از جمله تحمل پریشانی پایین، نشخوار فکری و افسردگی مواجه هستند. این عوامل می توانند بر کیفیت زندگی و عملکرد مراقبتی آن ها تأثیر منفی بگذارند. درمان مبتنی بر شفقت به عنوان یک رویکرد روان درمانی نوین، بر افزایش خودشفقتی و کاهش انتقاد از خود تمرکز دارد و ممکن است به بهبود این متغیرها کمک کند. با این حال، مطالعات محدودی به بررسی اثربخشی این درمان بر تحمل پریشانی، نشخوار فکری و افسردگی در این گروه خاص پرداخته اند. هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر تحمل پریشانی، نشخوار فکری و افسردگی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی تحت پوشش اداره بهزیستی مرند بود که برای فرزندان خود پرونده مراقبت و حمایت داشتند و از میان آن ها با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 40 نفر از مادران دارای فرزند کم توان ذهنی انتخاب شد و به پرسشنامه های افسردگی (بک و همکاران، 1996)، مقیاس تحمل پریشانی (سیمون و گاهر، 2005) و پرسشنامه نشخوار فکری (نولن هوکسما و مارلو، 1991) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس در نرم افزار SPSS نسخه 26 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد رویکرد شفقت درمانی به طور معناداری باعث کاهش افسردگی در مادران دارای فرزند کم توان ذهنی شد (05/0 >P). همچنین این روش درمانی در کاهش نشخوار فکری و پریشانی روانی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی به طور معناداری اثر داشت (05/0 >P). نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که رویکرد درمان مبتنی بر شفقت می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر در جهت ارتقای سلامت روان و کیفیت زندگی این مادران به کار گرفته شود. استفاده از این درمان در مراکز مشاوره و خدمات روان درمانی می تواند به کاهش بار روانی و بهبود عملکرد مراقبتی این گروه کمک کند.
۵۴۵.

عوامل فردی و بافتی پیش بینی کننده قربانی قلدری: یک مطالعه مدل یابی چند سطحی در آزمون پرلز 2021(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۶
قلدری و قربانی شدن در مدرسه توجه زیادی را در سال های اخیر از سوی رسانه ها و مردم و همچنین معلمان، مسئولان مدارس، محققان، درمانگران و قانون گذاران جلب کرده است. هدف مطالعه حاضر بررسی عوامل فردی و بافتی پیش بینی کننده قربانی قلدری بود. جامعه پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پایه چهارم ایرانی، معلمان و مدیران آن ها در سال تحصیلی 1400-1399 شمسی بود که تعداد کل حجم جامعه ایران طبق گزارش مرکز مطالعات بین المللی پرلز 2021 برابر با 43697 مدرسه و 1348842 دانش آموز پایه چهارم بود که از این تعداد 6262 دانش آموز و والدینشان از 218 مدرسه (218 معلم و مدیر) به عنوان نمونه انتخاب شدند. از روش نمونه گیری خوشه ای دومرحله ای طبقه بندی شده در آزمون پرلز استفاده شده است. نتایج تحلیل چندسطحی نشان داد در سطح دانش آموز متغیرهای خودپنداره خواندن و خودکارآمدی دیجیتال رابطه ی منفی معنی دار و وضعیت اجتماعی-اقتصادی رابطه مثبت و معنی داری با قربانی شدن داشت. دختران بیشتر از پسران مورد قلدری قرار گرفتند. در سطح مدرسه، نظم و امنیت مدرسه، میزان تأکید بر موفقیت تحصیلی و منطقه ی مدرسه رابطه ی منفی معنی دار و تعداد دانش آموزان کلاس و کمبود فضای آموزشی رابطه ی مثبت و معنی داری با قربانی شدن داشت. پیش بین های سطح دانش آموز 13 درصد از واریانس قربانی شدن را در سطح دانش آموز و پیش بین های سطح مدرسه 43 درصد از واریانس قربانی شدن را در سطح مدرسه تبیین نمودند.
۵۴۶.

بررسی برنامه درسی بازی محور در دوره پیش دبستانی بر مبنای نظریه مونته سوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۴۴
هدف از پژوهش حاضر، بررسی برنامه درسی بازی محور در دوره پیش دبستانی با تأکید بر رویکرد و نظریه مونته سوری است. اهمیت توجه به بازی، به عنوان بستر اصلی و طبیعی یادگیری کودکان در سنین پیش از دبستان، در سال های اخیر مورد توجه بسیاری از نظریه پردازان حوزه آموزش قرار گرفته است. نظریه مونته سوری با تأکید بر یادگیری فعال، آزادی انتخاب، احترام به تفاوت های فردی و محیط یادگیری آماده، چارچوبی غنی برای تدوین و پیاده سازی برنامه درسی بازی محور فراهم می آورد. در این پژوهش، با استفاده از رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای اسناد و متون معتبر، مهم ترین ابعاد و مؤلفه های مورد نیاز در طراحی چنین برنامه درسی شناسایی شده است. یافته ها نشان داد که مؤلفه هایی از جمله فراهم سازی محیط یادگیری متناسب، ابزار آموزشی عملی، آزادی در انتخاب فعالیت ها، نقش هدایت کننده مربی، تعامل اجتماعی مثبت، و ارزیابی تکوینی، از الزامات تحقق برنامه درسی بازی محور بر اساس نظریه مونته سوری هستند. بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که بهره گیری از مؤلفه های مذکور می تواند زمینه ساز رشد همه جانبه، ارتقای مهارت های شناختی، اجتماعی و عاطفی، و تسهیل فرآیند یادگیری کودکان پیش دبستانی شود.
۵۴۷.

نقش حمایتی هوش مصنوعی در مشاوره و سلامت روان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۶۶
هوش مصنوعی (AI) به سرعت در حال دگرگونی حرفه مشاوره و خدمات روان شناسی است. این فناوری نه به عنوان جایگزینی برای مشاوران انسانی، بلکه به عنوان ابزاری قدرتمند برای تقویت و حمایت از ارائه خدمات، افزایش دسترسی و بهبود نتایج مراجعین عمل می کند.با توجه به افزایش جهانی نیاز به خدمات سلامت روان و موانع عمده ای مانند کمبود متخصص، هزینه های بالا، انگ اجتماعی و محدودیت های جغرافیایی، هوش مصنوعی (AI) به عنوان یک ابزار حمایتی قدرتمند در حال ظهور است. این مقاله به بررسی نقش مکمل و توانمندسازهوش مصنوعی در تقویت نظام های مشاوره و سلامت روان، با تمرکز بر افزایش دسترسی، بهبود کیفیت مراقبت و پشتیبانی از متخصصان می پردازد. این مطالعه مروری نظام مند با جستجو در پایگاه های PubMed، Scopus، IEEE Xplore و PsycINFO (2019-2024) " انجام شد .هوش مصنوعی با ایفای نقش حمایتی در مشاوره و سلامت روان، پتانسیل دگرگونی دسترسی به مراقبت ها، شخصی سازی درمان و توانمندسازی متخصصان را دارد. با این حال، پیاده سازی موفق مستلزم: - توسعه چارچوب های اخلاقی برای مدیریت سوگیری و حریم خصوصی - تحقیقات طولی مدت برای ارزیابی اثربخشی بلندمدت - طراحی مدل های ترکیبی انسان-AI با حفظ محوریت رابطه درمانی ادغام مسئولانه این فناوری می تواند گامی حیاتی در تحقق مراقبت های سلامت روان عادلانه، مقرون به صرفه و مبتنی بر شواهد باشد. کلیدواژه های "هوش مصنوعی"، "مشاوره "، "سلامت روان"، "چت بات درمانی
۵۴۸.

رابطه گرایش به رفتارهای پرخطر و ناگویی هیجانی با نقش واسطه ای کنش تاملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۲
هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط گرایش به رفتارهای پرخطر و ناگویی هیجانی با میانجیگری کنش تاملی بود. روش پژوهش همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان مقطع متوسطه شهر همدان بود که نمونه ای به حجم 386 نفر با استفاده از روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو(TAS) (1994)، مقیاس گرایش به رفتارهای پرخطر (RTBS) زاده محمدی و همکاران (1390) و مقیاس کنش تاملی (RFQ) فوناگی و همکاران (2016) بود. جهت ارزیابی روابط بین متغیرها از روش تحلیل معادلات ساختاری در قالب نرم افزارهای Spss27و Lisrel8.8 استفاده شد. نتایج نشان داد اثر ناگویی هیجانی بر عدم اطمینان از حالات ذهنی (01/0p<)، اطمینان از حالات ذهنی (01/0p<) و گرایش به رفتارهای پرخطر (01/0p<) معنادار است. اثر عدم طمینان از حالات ذهنی (01/0p<) و اطمینان از حالات ذهنی (01/0p<) بر گرایش به رفتارهای پرخطر نیز معنادار بود. همچنین اثرات غیرمستقیم ناگویی هیجانی از طریق عدم اطمینان و اطمینان از حالات ذهنی (01/0p<) بر گرایش به رفتار پرخطر معنادار بودند. بر اساس نتایج ناگویی هیجانی و کنش تاملی بر گرایش به رفتارهای پرخطر دانش آموزان موثر هستند و در زمینه کاهش رفتارهای پرخطر این متغیرها می توانند نقش قابل توجهی داشته باشند.
۵۴۹.

رابطه شفقت با خود و انعطاف پذیری روانشناختی با فرسودگی تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۶۴
هدف پژوهش حاضر رابطه شفقت با خود و انعطاف پذیری روانشناختی با فرسودگی تحصیلی دانشجویان بود .این پژوهش از لحاظ هدف بنیادی و از نظر روش پژوهش توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد موسسه آموزش عالی سراج در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که از این جامعه با توجه به جدول مورگان و به روش نمونه گیری در دسترس به تعداد 321 نفر انتخاب شدند و مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه فرسودگی تحصیلی برسو و همکاران، پرسشنامه انعطاف پذیری روانشناختی بوند و همکاران و مقیاس شفقت به خود نف استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه (گام به گام) انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که بین شفقت به خود و مؤلفه های مهربانی با خود، اشتراک انسانی و ذهن آگاهی و انعطاف پذیری روانشناختی با فرسودگی تحصیلی دانشجویان رابطه منفی و معناداری وجود دارد. همچنین بین قضاوت در مورد خود، انزوا و بزرگ نمایی با فرسودگی تحصیلی در دانشجویان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای خودمهربانی، انزوا، بزرگ نمایی و ذهن آگاهی و انعطاف پذیری روانشناختی قادرند تغییرات فرسودگی تحصیلی را در دانشجویان پیش بینی کنند (05/0>P). بنابراین توجه به شفقت به خود و انعطاف پذیری روانشناختی نقش مهمی در کاهش فرسودگی تحصیلی دانشجویان دارند.
۵۵۰.

تأثیر معنا درمانی بر بحران میانسالی والدین میانسال دارای فرزند مبتلا به اوتیسم: مطالعه مورد منفرد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۰
والدین دارای فرزند مبتلا به اوتیسم با چالش ها و نگرانی های بسیاری روبرو هستند. این نگرانی ها در دوره میانسالی به خاطر ارزیابی مجدد و نگرانی از آینده فرزند در این والدین بیشتر است و باعث می شود با بحران میانسالی روبرو شوند؛ بدین سبب نیازمند مداخلات روان شناختی هستند که سطح معنا و هدف آن ها را در زندگی افزایش دهد؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر معنا درمانی بر بحران میانسالی والدین میانسال دارای فرزند مبتلا به اوتیسم در مهرماه سال 1402 در شهر تبریز انجام شد. این مطالعه به روش مورد منفرد (A-B-A) به روش نمونه گیری هدفمند بر روی چهار والد میانسال دارای فرزند مبتلا به اوتیسم انجام گردید. مداخله معنا درمانی به مدت 8 جلسه 60 دقیقه ای اجرا شد و اثربخشی آن بر بحران میانسالی مورد ارزیابی قرار گرفت. بحران میانسالی با پرسشنامه بحران میانسالی اولس (1994) ارزیابی شد. ای تجزیه و تحلیل داده ها از درصد داده های همپوش و غیرهمپوش، تفاوت خط پایه میانگین، درصد داده های عبور از خط روند استفاده شد. نتایج نشان داد که مداخله معنا درمانی باعث کاهش بحران میانسالی والدین میانسال دارای فرزند مبتلا به اوتیسم شده است (PND=100). همچنین نتایج آزمون پیگیری نشان داد که اثرات مداخله بعد از گذشت یک ماه از اجرای آخرین جلسه معنا درمانی، همچنان ادامه داشته است؛ بنابراین متخصصان سلامت روان می توانند از معنا درمانی به عنوان یکی از درمان های روان شناختی برای بهبود بحران میانسالی والدین دارای فرزند مبتلا به اوتیسم استفاده نمایند.
۵۵۱.

سبک های دلبستگی، مشکلات بین فردی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در خودشیفتگی: یک مدل معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۲۹
این مطالعه به بررسی مدل ساختاری روابط بین سبک های دلبستگی، مشکلات بین فردی و استراتژی های تنظیم هیجان شناختی در افراد با ویژگی های شخصیتی خودشیفته پرداخته است. این تحقیق به صورت توصیفی-همبستگی و کاربردی انجام شده و از مدل یابی معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شده است. نمونه پژوهش شامل ۲۰۰ دانشجوی با ویژگی های شخصیتی خودشیفته در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب در سال تحصیلی 1402-1403 بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای تحقیق شامل پرسشنامه شخصیت خودشیفته، پرسشنامه مشکلات بین فردی، پرسشنامه تنظیم هیجان شناختی و مقیاس دلبستگی بزرگسالان بود. نتایج نشان داد که سبک های دلبستگی امن، اجتنابی و اضطرابی، اثر مستقیم معناداری بر مشکلات بین فردی دارند. همچنین، استراتژی های تنظیم هیجان سازگارانه اثر مستقیم منفی، و استراتژی های غیرسازگارانه اثر مستقیم مثبت بر مشکلات بین فردی داشتند. دلبستگی امن از طریق استراتژی های تنظیم هیجان سازگارانه، و به طور غیرمستقیم بر مشکلات بین فردی اثر داشت، در حالی که دلبستگی های اجتنابی و اضطرابی، از طریق استراتژی های غیرسازگارانه و به طور غیرمستقیم بر مشکلات بین فردی اثر داشتند. نتایج این مطالعه نشان داد که سبک های دلبستگی به میانجی گری استراتژی های تنظیم شناختی هیجان، می تواند بر مشکلات بین فردی افراد با ویژگی های شخصیتی خودشیفته اثر داشته باشد.
۵۵۲.

مقایسه دیدگاه مرتضی مطهری و جان هیک درباره شرور و دلالت های تربیتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۱
دیدگاه های متفاوت در ارتباط با شرور، حاکی از کارکرد دوگانه آن مبنی بر دو وجهه مثبت و منفی است. با پذیرش این کارکرد دوگانه، مسئله اساسی که در اینجا مطرح می شود این است که در نظام های تربیتی ما، رویکرد مواجهه با شرور تاکنون، یک رویکرد اجتنابی و پرهیز از شرور بوده؛ لذا به شر از دیدگاه مواجهه ای که می تواند دارنده زمینه ای تربیتی باشد نگاه نشده است؛ به همین دلیل این پژوهش با هدف مقایسه دیدگاه مرتضی مطهری و جان هیک به منظور دریافت دلالت های تربیتی در مورد شرور انجام شده است. در انجام این پژوهش با استفاده از روش چهار مرحله ای جرج زد. اف. بردی که شامل چهار مرحله توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه است. ابتدا مبانی شر از دیدگاه هر دو اندیشمند توصیف، تبیین و تفسیر، سپس با هم مقایسه و مورد نقد و ارزیابی قرار گرفت و در نهایت دلالت های تربیتی ارائه شد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که نظرات دو چهره اندیشمند دینی درباره شرور دارای رویکرد غنی تری نسبت به رویکردهای قدیم تر از جمله رویکرد تقدیرگرایانه و مبارزه طلبانه است. رویکرد آنها در این زمینه با عنوان رویکرد مواجهه با شرور به مثابه موقعیت تربیتی شناسایی شد. این رویکرد انسان را به جای گریز، مبارزه و انفعال در برابر شرور، در مواجهه سازنده با آنها قرار داده و از موقعیت عارض شدن شرور به عنوان موقعیتی تربیتی بهره می گیرد. در این رویکرد تهدیدهای ناشی از شرور به فرصت های تربیتی سازنده تبدیل می شود که می تواند در پرورش روح و فضیلت های اخلاقی انسان کارساز باشد.
۵۵۳.

تحلیل نقش تربیتی معناداری زندگی در مقابل پوچی، از منظر نظریه فرانکل و تأثیر کاربست آن در نظام تعلیم و تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۵
پژوهش حاضر با هدف بررسی معناداری زندگی و اهمیت تربیتی آن نگاشته شده، چون تعلیم و تربیت معنادار را عامل ایجاد درک معنای زندگی می داند. هدف اصلی این پژوهش تحلیل مفهوم زندگی معنادار در رویکرد معناگرایی فرانکل در راستای تدوین هدف های تربیتی است و مفروضه های مهم و اثرگذار معناگرایی در خصوص زندگی معنادار و تعلیم و تربیت اثرگذار و مؤلفه های اصلی انسان تربیت شده از منظر معناگرایی فرانکل بیان شده است. این پژوهش در رده پژوهش های کیفی است و با توجه به ماهیت فلسفی موضوع حاضر، بدیهی است که روش تحقیق آن از نوع توصیفی_تحلیلی هست، ابتدا مفهوم «معنای زندگی» از دیدگاه معناگرایی فرانکل توصیف و سپس به تحلیل مفهوم آنها پرداخته شد؛ و پس از تبیین و توصیف معنای زندگی درصدد کشف دلالت هایی برای تعلیم و تربیت می باشد؛ و پس از تبیین و تحلیل و تطبیق مفاهیم یادشده با استفاده از روش استنتاجی به استنباط دلالت های تربیتی از دیدگاه معناگرایی پرداخته است؛ و متناظر با سه سؤال پژوهش به ترتیب از روش های توصیفی_ تحلیلی، تطبیقی و استنتاجی بهره گرفته شده، اطلاعات پژوهش از طریق اسنادی_کتابخانه ای جمع آوری شده است.
۵۵۴.

بررسی ساختارمند مفهوم استرس در طراحی: تحلیلی بر ادبیات پژوهشی موجود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۵
مقدمه: درک استرس در فعالیت های طراحی امری حیاتی است، زیرا می تواند بر تجربه شناختی طراحان و کیفیت نتایج طراحی تأثیر بگذارد. با وجود تلاش هایی که برای روشن ساختن این موضوع انجام شده، تاکنون این موضوع همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد. بنابراین پرداختن به این مسئله می تواند خلاء موجود در این راستا را تا حدودی پرنماید. این پژوهش، با هدف ابهام زدایی از مفهوم استرس در مطالعات طراحی بر اساس یافته های حاصل از اولین مرور نظامند مطالعات موجود در این زمینه انجام شده است. روش کار: این پژوهش از نظر رویکرد کیفی به روش توصیفی_تحلیلی و از طریق مرور نظام مند و نظریه داده بنیاد صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش مقالات حوزه مطالعاتی طراحی می باشد که به موضوع استرس پرداخته اند. ابزار جمع آوری داده ها نیز سیاهه وارسی از کلید واژه های منتخب برای جستجو در پایگاه های علمی بین المللی معتبر است. یافته ها: در این پژوهش، با به کارگیری روش مرور ساختارمند و تحلیل محتوای کیفی، مقالات علمی مرتبط با حوزه طراحی که به موضوع استرس پرداخته بودند، شناسایی و بررسی شدند. در مجموع ۲۱ مقاله واجد شرایط انتخاب و داده های آنها طی سه مرحله کدگذاری تحلیل شدند. با استفاده از نمودار توزیع فراوانی نسبی این نتیجه حاصل شد که تمامی مطالعات در حوزه موضوعی استرس طراحی قرار دارند و بیشتر تمرکز مطالعات بر روی استرس ذهنی در فرآیند طراحی و خلاقیت طراحی بوده است. نتیجه گیری: تئوری حاصل از این پژوهش یک رابطه پیچیده بین استرس و طراحی را نشان می دهد که از تعامل بین فشارهای روانی، ذهنی، فیزیکی، رفتاری و هیجانی ناشی از فرآیند طراحی و الزامات خلاقیت و نوآوری شکل می گیرد. این استرس می تواند تأثیرات منفی بر سلامت روانی و عملکرد حرفه ای طراحان داشته باشد. در نتیجه، پژوهش حاضر تأکید می کند که درک استرس طراحی مستلزم یک رویکرد چندوجهی است که به شناسایی همچنین، بینش های به دست آمده می توانند به ترویج فرهنگی حرفه ای کمک کنند که بر شناخت، مدیریت و ارتقای سلامت روانی و فیزیکی طراحان تأکید دارد و در نهایت به بهبود تجربه طراحی و سلامت طراحان منجر شود.
۵۵۵.

اثر بخشی درمان مبتنی بر رویکرد خودشفابخشی بر تاب آوری و شفقت ورزی در مردان وابسته به مواد مخدر در حال ترک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۱
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی درمان مبتنی بر رویکرد خودشفابخشی بر تاب آوری و شفقت ورزی در مردان وابسته به مواد مخدر در حال ترک بود. روش: پژوهش حاضر نیمه-آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آ زمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مردان مصرفکننده مواد مخدر مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر زاهدان در سال 1403 بود. نمونه ای به حجم 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. شرکت کنندگان هر دو گروه در مراحل پیش آزمون و پس آزمون، مقیاس تاب آوری و مقیاس شفقت ورزی را تکمیل کردند. درمان خودشفابخشی طی 10 جلسه 90 دقیقه ای روی گروه آزمایش اجرا شد. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد درمان مبتنی بر رویکرد خودشفابخشی باعث افزایش تاب آوری و شفقت ورزی در گروه آزمایش شد. نتیجه گیری: پیشنهاد می گردد برای افزایش مهارت های خودمراقبتی در افراد وابسته به مواد در ترک اعتیاد از آموزش خود شفابخشی استفاده شود.
۵۵۶.

اثربخشی آموزش فرزندپروری مثبت بر استرس والدگری و خودکارآمدی والدینی مادران دارای کودک مبتلا به بیش فعالی/ نقص توجه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۱۷
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش فرزندپروری مثبت بر استرس والدگری و خودکارآمدی والدینی مادران دارای کودک مبتلا به بیش فعالی/ نقص توجه انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی مادران دارای کودک مبتلا به بیش فعالی/ نقص توجه مراجعه کننده به کلینیک ها و مراکز مشاوره منطقه 2 شهر تهران در سال 1403-1402 تشکیل دادند. از بین آنها 30 نفر از مادران دارای کودک مبتلا به بیش فعالی/ نقص توجه به شیوه هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارده شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه استرس والدگری آبیدین-فرم کوتاه (1995PSI-SF, )، و خودکارآمدی والدینی دومکا و همکاران (1996 PSAM,) بود. آموزش فرزندپروری مثبت در 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای دو بار به صورت گروهی برای گروه آزمایش اجرا شد. درحالی که که گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با بهره گیری از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد بین گروه ها در پس آزمون و پیگیری استرس والدگری و خودکارآمدی والدینی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P)، و آموزش فرزندپروری مثبت دارای ماندگاری اثر در دوره پیگیری بود (05/0>P). درنتیجه آموزش فرزندپروری مثبت می تواند به عنوان روشی کارآمد در افزایش خودکارآمدی والدینی و استرس والدگری مادران دارای کودک بیش فعال/نقص توجه مورد استفاده قرار گیرد.
۵۵۷.

Prevalence of Internet Addiction among Psychology, Accounting, and Management Students at Islamic Azad University of Bandar Anzali

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۱۲
 Objective: Internet addiction has become a global problem due to its high incidence, rapid growth rate, and serious adverse consequences. The aim of the present study was to investigate the prevalence of Internet addiction among students of psychology, accounting, and management at Islamic Azad University, Bandar Anzali Branch.Methods: This study was a descriptive study. The statistical population of the study included all students of psychology, accounting, and management at Bandar Anzali International Azad University in the academic year 1402-1403. Of these, 150 were selected using convenience sampling. Then, the Internet Addiction Questionnaire (IAT; Yang, 2005) was administered to them, and the data were analyzed using SPSS software.Results: The obtained frequency and percentage showed that 64 (43.2%) of the subjects were regular users without dependence or addiction to the Internet. 75 (46.8%) of the subjects were exposed to Internet addiction (had Internet dependence) and 11 (6%) of the subjects had Internet addiction.Conclusion: There was a small amount of Internet addiction among students, but a high percentage of students had Internet dependence, which justifies the need to pay attention to teaching students about the optimal use of cyberspace.
۵۵۸.

رابطه عزت نفس با عدم صداقت تحصیلی با نقش میانجیگری شادکامی در دانش آموزان متوسطه دوم شهر ایلام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۷۳
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه عزت نفس و عدم صداقت تحصیلی با نقش میانجیگری شادکامی در دانش آموزان متوسطه دوم شهر ایلام است. روش تحقیق توصیفی- همبستگی، جامعه آماری دانش آموزان متوسطه دوم شهر ایلام بود. 371 نفر با استفاده از فرمول تعیین حجم نمونه کوکران به روش خوشه ای مرحله ای انتخاب، اطلاعات از طریق پرسشنامه های عزت نفس کوپر اسمیت، عدم صداقت تحصیلی استفنز و گلباچ و شادکامی آکسفورد جمع آوری، تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS22 صورت پذیرفت. روش آماری مورد استفاده تحلیل داده ها، ضریب همبستگی پیرسون، بارون و کنی و بوت استرپ بود. نتایج رابطه معنا دار بین عزت نفس و عدم صداقت تحصیلی بر اساس نقش میانجیگری شادکامی در دانش آموزان مورد مطالعه نشان داد. ضریب همبستگی بین عزت نفس با عدم صداقت تحصیلی 66/0-، بین عزت نفس با شادکامی 58/0 و بین شادکامی با عدم صداقت تحصیلی73/0- بود. دستاوردهای پژوهش می تواند به صورت برنامه های مدیریتی مناسب به منظور جلوگیری از عدم صداقت تحصیلی دانش آموزان متوسطه دوم طراحی و اجرا شود.
۵۵۹.

Comparison of the Effectiveness of Unified Transdiagnostic Treatment and Compassion-Based Approach on Suicidal Ideation and Spiritual Well-Being in Women Victims of Domestic Violence(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۲۳
Objective: The present study aimed to compare the effectiveness of Unified Transdiagnostic Treatment and the Compassion-Based Approach on suicidal ideation and spiritual well-being in women victims of domestic violence. Methods: This study is applied in terms of its purpose and quasi-experimental in nature and method, utilizing a pre-test, post-test, and two-month follow-up design with a control group. The study population comprised all women victims of domestic violence who sought help from social emergency centers and family counseling clinics in Tehran during the second half of 2023. The sample consisted of 51 participants who were selected through purposive sampling and randomly assigned to experimental and control groups. The first experimental group received an eight-session (90-minute each) Compassion-Based Therapy intervention program, while the second experimental group received a ten-session (60-minute each) Unified Transdiagnostic Treatment program at these centers. The control group did not receive any intervention. Data collection tools included the Violence Against Women Questionnaire by Haj-Yahya (2001), the Beck and Steer Suicidal Ideation Scale (1991), and the Spiritual Well-Being Scale by Paloutzian and Ellison (1982). The obtained data were analyzed using repeated measures analysis of covariance (ANCOVA) and Bonferroni post hoc test with SPSS 27 software. Findings: The study findings indicate that both Compassion-Based Therapy and Unified Transdiagnostic Treatment led to a reduction in suicidal ideation and an increase in spiritual well-being in the experimental groups. Additionally, considering the mean difference, Unified Transdiagnostic Treatment had a greater effect than the Compassion-Based Approach in reducing suicidal ideation and enhancing spiritual well-being (p < .05). Conclusion: Based on the findings of this study, Compassion-Based Therapy and Unified Transdiagnostic Treatment are effective approaches for improving spirituality and reducing suicidal ideation in women victims of domestic violence. Psychologists and family specialists are encouraged to utilize these findings to enhance the quality of family life.
۵۶۰.

Strategies and Consequences of Non-Marriage among Men: A Grounded Theory Study(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۴۰
Objective: The aim of this study is to examine the strategies and consequences of non-marriage among single men. Methods and Materials: The study was carried out using a qualitative approach and grounded theory methodology. The study population consisted of men whose age ranged between 33 and 45 years, considering the average age of marriage for men in the city of Kazerun in 2023 was 30.9 years. All participants were residents of Kazerun County in Fars Province. Sampling was conducted using purposive sampling based on inclusion/exclusion criteria until theoretical saturation was reached (15 participants). Data were collected through semi-structured interviews and analyzed using Strauss and Corbin's (1998) grounded theory approach, including open, axial, and selective coding. Findings: In the open coding phase, out of 232 identified codes, 33 open codes related to strategies and 56 open codes related to consequences were extracted. These codes were categorized into different concepts during axial coding. Finally, in the selective coding phase, the main categories and related outcomes of non-marriage were identified. The most significant strategies for not pursuing marriage included improving economic conditions, enhancing mental and physical well-being, developing alternative relationships, and seeking emotional or financial bonds. On the other hand, mental and psychological consequences, objective consequences, and environmental consequences were among the major outcomes associated with prolonged singlehood in men. These included negative emotions such as depression, isolation, wasted time and energy, and economic and social problems. Conclusion: This study revealed that the decision not to marry among men is the result of a combination of psychological, social, cultural, and economic factors that influence individual choices. Based on the findings, it is recommended that social and cultural policies aimed at supporting youth and facilitating marriage are essential. Moreover, identifying and thoroughly examining cultural and social barriers to marriage could help reduce the rate of singlehood and increase the willingness to marry among young people.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان