فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۲۲۱ تا ۶٬۲۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۵)
317 - 347
حوزههای تخصصی:
خط مشی جمعیت در ایران پس از حدود سه دهه اجرای سیاست کنترل جمعیت و تنظیم خانواده، با ابلاغ سیاست های کلی جمعیت در سال 1393، جهت گیری معکوسی را آغاز کرده و با طی فراز و نشیب های فراوان، در نهایت با تصویب و اجرای قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت در سال 1400، به کلی تغییر کرد. مطالعه حاضر درصدد پاسخ به این سؤال کلی است که «چرا و چگونه خط مشی ملّی جمعیت در ایران تغییر کرد؟». این پژوهش درصدد است تا فرآیند تغییر این خط مشی را با یکی از چارچوب های مطرح در فرآیند خط مشی عمومی، یعنی چارچوب ائتلاف مدافع و با جهت گیری فلسفی پساتحصّل گرا، رویکرد پژوهشی کیفی و استراتژی مطالعه موردی تبیین کند. استفاده از این چارچوب، می تواند سبب بسط، تقویت و رفع اشکالات آن و توسعه نظری مطالعات خط مشی شود. یافته های پژوهش نشان داد که دو ائتلاف مدافع در بدنه خط مشی جمعیت در ایران ایجاد شده اند: (الف) ائتلاف مدافعان کنترل جمعیت و تنظیم خانواده، (ب) ائتلاف مدافعان افزایش جمعیت و فرزندآوری. بر اساس یافته ها می توان تغییر خط مشی از برنامه کنترل جمعیت و تنظیم خانواده به قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت را به سازوکارهای علّی این چارچوب یعنی «یادگیری خط مشی محور»، «التهابات و شوک های بیرونی»، «شوک های درونی» و همچنین به میزان کمتر «توافق مذاکره ای» نسبت داد. به خط مشی گذاران فهم بهتر فرآیند خط مشی گذاری در ایران و توجه به موضوع ائتلاف ها و اهمیت آنها و درس آموزی از توفیق ها و شکست ها در فرآیند خط مشی گذاری، پیشنهاد می شود.
شبکه های اجتماعی و گونه های کارکرد جمعی: مطالعه موردی شبکه اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هشتم بهار ۱۴۰۱شماره ۲۹
108 - 75
حوزههای تخصصی:
شبکه اجتماعی اینستاگرام به عنوان یکی از پرمخاطب ترین شبکه های اجتماعی نوین در جامعه ایرانی محسوب می شود که کاربران بسیاری آن را دنبال می کنند. وجود صفحات مختلف و متعدد در شبکه اجتماعی اینستاگرام نشان دهنده آن است که کاربران ایرانی با اهداف و مقاصد متفاوتی به ایجاد و پیگیری این صفحات می پردازند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف مطالعه جامعه شناختی شبکه اجتماعی اینستاگرام، ضمن نقادی پژوهش های پیشین، درصدد تحلیل محتوای صفحات کاربران ایرانی و دسته بندی آن ها بر اساس نوع کارکرد جمعی بر آمده است. نتایج نشان می دهد که این صفحات انبوه را می توان ذیل شش کارکرد جمعی دسته بندی کرد: خبری، آموزشی، بازاریابی، خدماتی، بلاگرها، و پیج های زرد. بدین-ترتیب، حوزه فعالیت شبکه اجتماعی اینستاگرام فراتر از ارتباط ساده اجتماعی است چراکه شبکه های اجتماعی جدید نظیر اینستاگرام با قابلیتی های متفاوتی که دارند بسیاری از حوزه های فردی و اجتماعی را تحت پوشش قرار می دهد و می تواند پاسخ گوی نیازهای متفاوت افراد در زمینه کسب وکار اقتصادی، دریافت اطلاعات ، سرگرمی، آموزش ، ارائه خدمات و غیره باشد. شبکه اجتماعی اینستاگرام همچنین موجب تقویت فرهنگ مشارکتی می گردد. چراکه کاربران و کنشگران در این شبکه در ایجاد و گردش محتوا جدید به طور فعالانه مشارکت می کنند.
تحلیل جنسیتی بازنشر خشونت در صفحات اینستاگرام سلبریتی ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هشتم بهار ۱۴۰۱شماره ۲۹
435 - 395
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو در پی تحلیل جنسیتی بازنشر خشونت علیه زنان از سوی سلبریتی ها در فضای اینستاگرام است و از منظر جنسیت به عملکرد سلبریتی ها در مواجه با خشونت بروز یافته علیه زنان در محتوای منتشر شده ی صفحات آنها می پردازد. اینستاگرام شبکه اجتماعی تصویر محوری است که امروز بستر مساعدی برای ارتباط بین سلبریتی ها و مخاطبین آنها فارغ از محدودیت های رسمی است. بااقبال عمومی مردم نسبت به این گروه وتاثیر عمل آنها در جهت دهی به افکارورفتار جمعی، عملکرد آنها در مواجهه با انواع خشونت بروز یافته برعلیه زنان قابل تامل است. دراین مطالعه باروش پژوهشی کیفی ورویکرد تحلیل محتوا پست های منتشر شده در حساب های کاربری این افراد با محوریت خشونت علیه زنان بررسی شد. به این منظور 145 صفحه سلبریتی های فعال در اینستاگرام رصد وسه موضوع پرتکرار اسید پاشی، خودسوزی و اعمال خشونت بر زنان انتخاب شدند. 74پست تصویری مرتبط با این مضامین در قالب های عکس، ویدئو و طرح گرافیکی با توجه به عنصر جنسیت در محتوا وصاحبان صفحه تحلیل محتوایی شد. نتایج نشان می دهد: بازنشر خشونت از سوی سلبریتی ها نوعی همراهی و همدلی با افکار عمومی وآگاهی بخشی به گروه های مختلف مخاطبین است و به نوعی می تواند بخشی از مسئولیت اجتماعی این گروه تلقی شود. سلبریتی ها با انتشار محتوای حاوی خشونت علیه زنان در پی بازتولید خط خشونت نیستند. خشونت مبتنی برجنسیت موجب حساسیت بیشتر سلبریتی های زن بوده و این گروه پست های بیشتری در این موضوعات منتشر کردند. تاکید بر عناصر جنسیتی در محتوای تصاویر منتشر شده ملموس است.
تبیین الگوی تعامل تبلیغی معاونت تبلیغ حوزهای علیمه با رسانه ملی براساس اندیشه های رهبر معظم انقلاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با وقوع انقلاب اسلامی، روحانیت نقش خود را در حدوث انقلاب بسیار برجسته و متمایز نشان داد؛ اما بعد از انقلاب، بررسی سازوکارهای تعامل مطلوب حوزه علمیه با سازمان ها، ازجمله رسانه ملی آنچنان که شایسته بوده، به صورت جدی مدنظر واقع نشده است. روحانیان به صورت انفرادی با رسانه ملی تعامل داشته اند، ولی این تعامل سازمان یافته نبوده و به همین سبب، مشکلاتی را به وجود آورده است. این پژوهش به دنبال تبیین الگوی تعامل رسانه ملی با معاونت تبلیغ حوزه های علمیه از منظر رهبر معظم انقلاب است. جهت گیری پژوهش حاضر کاربردی است و در زمره پژوهش های «کیفی» قرار دارد و از میان انواع راهبردهای پژوهش کیفی، راهبرد «نظریه پردازی داده بنیاد نظام مند» را انتخاب کرده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد ارتباط سازمانی میان رسانه ملی و حوزه علمیه مقوله ای محوری است و جلوگیری از ورود کارشناسان دینی کم سواد یکی از عوامل علّی؛ نهادینه سازی ایمان کارکنان رسانه ملی جزو عوامل زمینه ای؛ فقدان تعامل فکری گروهی یکی از عوامل مداخله گر؛ و سیاست گذاری آموزشی، تبلیغی، فرهنگی راهبردی تعاملی است که منجر به پیامدهایی، از جمله تبیین حقیقت دین همراه با هنر می گردد.
سرنوشت آکادمی مرتونی در عصر تجاری سازی و نئولیبرالیسم علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال پانزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۵۷
63 - 93
حوزههای تخصصی:
عقبه تاریخی گفتمان تجاری سازی تحقیقات علمی در دنیا با پایان جنگ سرد گره خورده است. در این نقطه تاریخی، نهادهایی که در طول جنگ جهانی دوم و پس از آن در خلال جنگ سرد برای هدایت، بسترسازی و مدیریت فعالیت های علمی و فنّاورانه به وجود آمده بودند، به تدریج وارد دورانی از پیکربندی مجدد شدند. روایت افراطی نئولیبرال از این گفتمان از اواسط دهه 1980 میلادی همواره مطرح بوده و تغییرات عمیقی را در سازمان و عملکرد نهاد علم بر جا گذاشته است. واضح ترین این تحولات عقب گرد دولت ها از حمایت مالی وسیع از دانشگاه ها و پژوهشگاه های عمومی بوده است. همزمان با این عقب گرد، در دهه 80 در ایالات متحده، برای اولین بار در طول چند دهه، میزان حمایت بخش خصوصی از تحقیقات از حمایت دولت فدرال پیشی گرفت. مقاله حاضر نسبت موج نوین تجاری سازی تحقیقات علمی را با هنجارهایی می سنجد که توسط جامعه شناس مشهور آمریکایی، رابرت کِی مرتون، برای توصیف فضائل اساسی آکادمی مطرح شده است. تحلیل عمیق از این نسبت به ما نشان می دهد که ارزش های اخلاقی جدید ناشی از بازاری شدن علم در تقابلی جدی با هنجارهای مرتونی هستند و بنابراین همان قدر که موج تجاری سازی به پیش می راند، باید منتظر فروپاشی آکادمی به معنای مرتونی آن باشیم.
تدوین الگویی برای توسعه مالی دانشگاه مبتنی بر نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال پانزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۵۷
137 - 165
حوزههای تخصصی:
تحقق کارکرد های مورد انتظار از دانشگاه، مستلزم تدوین سیاست های مناسب و توسعه یافتگی درون زا در وجوه مختلف ازجمله مالی است. به ویژه آنکه دانشگاه ها در سال های اخیر با چالش های مالی متعددی نظیر تأمین منابع و کارایی درونی مواجه بوده اند. هدف این پژوهش، ارائه الگویی برای توسعه مالی دانشگاه است تا بتوان با تکیه بر ظرفیت ها، نهادسازی و توانمندسازی، امکان تأمین، تخصیص و هزینه کرد منابع مالی را به نحو مطلوب فراهم آورد. این پژوهش مبتنی بر روش کیفی و نظریه داده بنیاد است و جامعه آماری، صاحب نظران توسعه مالی دانشگاه، پژوهشگران و مدیران دارای تجربه زیسته عمیق در این زمینه است. جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه اکتشافی نیمه ساختمند با 15 صاحب نظر بر اساس راهبرد نمونه گیری نظری انجام شد. پایایی یافته ها، از طریق بررسی های متقابل و کدگذاری مجدد ارزیابی شد و به منظور اعتباربخشی به نتایج، از چهار روش بازبینی مشارکت کنندگان، مثلث سازی داده ها، مثلث سازی بررسی کننده/ پژوهشگر و بازبینی همکاران استفاده شد. یافته ها شامل مدل مفهومی حاوی عوامل مؤثر بر توسعه مالی دانشگاه است و از پنج مؤلفه اصلی تأمین، تخصیص، کارایی، ترتیبات و ساختار های نهادی و عوامل محیطی تشکیل شده است. نتایج بیانگر آن است که دستیابی به توسعه مالی در دانشگاه فرایندی چندوجهی است و تنها با استقرار نگرشی جامع محقق می شود.
پدیدارشناسی نابینایی: از روایت نابینایان تا برساخت اجتماعی نابینایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، پدیده نابینایی از منظر افراد دارای آسیب بینایی واکاوی و نقش گفتمان های اجتماعی و پیش فرض های فرهنگی در درک و تفسیر این پدیده بررسی می شود. بدین منظور با پانزده نفر از افراد دارای آسیب بینایی که به روش نمونه گیری هدفمند و نظری انتخاب شدند، مصاحبه عمیق صورت گرفت. داده های به دست آمده با استفاده از شیوه کدگذاری سه مرحله ای تنظیم و به روش تحلیل پدیدارشناختی مطالعه شدند. مهم ترین مقوله های یافت شده پژوهش حاضر عبارت اند از: «طبیعی دانستن معلولیت»، «تحمیل معلولیت»، «بازیابی سلامت»، «احساس گناه»، «رنج تحمیلی»، «قضاوت های کلیشه ای»، «بی هویتی اجتماعی» و «بازتعریف معلولیت». نتایج نشان داد درک و تفسیر پدیده نابینایی از منظر بیشتر نابینایان با آنچه عموم مردم تصور می کنند، متفاوت است و در بسیاری از موقعیت ها، گفتمان های اجتماعی و فرهنگی رایج در میان مردم به پدیده نابینایی، احساسات نامطلوبی را در افراد نابینا برمی انگیزند و معمولاً رنج مضاعفی را به آن ها تحمیل می کنند. بر این اساس، آنچه موجب محدودیت افراد نابینا شده، تا حد زیادی ناشی از برساخت اجتماعی، انگاره ها و پیش فرض های فرهنگی شکل گرفته درمورد نابینایی است. به نظر می رسد چنین برساختی از جمله عواملی است که می تواند در موارد متعدد موجب به رسمیت نشناختن افراد نابینا از سوی جامعه و ظهور پدیده بی هویتی اجتماعی و ازدست رفتن اعتمادبه نفس در آنان شود. به این ترتیب آنچه می تواند افراد نابینا را از این موقعیت خارج کند، پدیده اعتماد است که اساسی ترین پایه آن را نخست می توان در پذیرش و همراهی خانواده و سپس در بینش و رفتار مناسب جامعه جست وجو کرد. این موضوع در افراد نابینا زمینه شکل گیری اعتمادبه نفس و توانایی بیان نیازهای فردی آن ها را به وجود می آورد. در این صورت، فرد نابینا ساختارهای محدودکننده معلولیت را که می تواند در او نوعی درماندگی آموخته شده یا ناتوانی و معلولیت ثانویه ایجاد کند، پذیرا نمی شود.
سیاست گذاری وضعیت اجتماعی زنان در ایران: بررسی رابطه سیاست های کلان و قوانین حوزه زنان با رویکرد مرجع(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
129 - 149
مقاله حاضر در صدد است خاستگاه سیاستی وضعیت اجتماعی زنان در ایران پس از انقلاب اسلامی را مورد کاوش قرار دهد. فرض مطالعه این است که رویکرد مرجع در نظام جمهوری اسلامی ایران در تمامی حوزه ها، رویکرد رهبران دوگانه انقلاب اسلامی است. بنابراین می توان از طریق فهم مضامین این مرجع و بررسی سیاست های کلان جمهوری اسلامی ایران در حوزه زنان، به این دو پرسش بنیانی پاسخ مبین داد که رویکرد مرجع جمهوری اسلامی ایران نسبت به وضعیت زنان چیست؟ و با توجه به رویکرد مرجع، سیاست گذاری وضعیت اجتماعی زنان چه وضعیتی دارد؟ مقاله با استفاده از روش تحلیل مضمون، سه حوزه بیانات رهبران جمهوری اسلامی ایران، ابلاغیه های شورای عالی انقلاب فرهنگی و مصوبات مجلس شورای اسلامی را مورد تحلیل قرار می دهد و ضمن توصیف وضعیت اجتماعی زنان، رویکرد این سه حوزه به زنان را مورد ارزیابی قرار می دهد. نتایج تحقیق از طریق ایجاد پیوند بین تحلیل توصیفی و تحلیل مضمون اثبات می کند، علی رغم وجود پتانسیل بالا در رویکرد مرجع در مسیر بهبود وضعیت اجتماعی زنان در ایران، نهادهای دوگانه فوق الذکر بهره روشنی از این ظرفیت نبرده اند. این دلیلی برای تحقق ضعیف تاثیر مطلوب رویکرد مرجع در جامعه ایران است. لذا نیازمند اصلاحات جدی در حوزه تقنینی و سیاستگذاری هستیم تا به واسطه ی آنها، عملکرد دولت ها تا حد زیادی قابلیت کنترل و ارزیابی داشته باشد.
تأثیر همدلی قومی–فرهنگی بر قلدری سایبری، نقش تعدیلگر ویژگی های شخصیتی در دختران متوسطه دوم شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال نوزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
218 - 191
حوزههای تخصصی:
با توجه به اقبال روزافزون از شبکه های اجتماعی از سوی نوجوانان و رشد فزاینده تنوع فرهنگی و به تبع آن توسعه همدلی قومی و فرهنگی در سپهر سایبر، چالش های رفتاری مثل قلدری می تواند در این فضا نیز توسعه یابد. اینکه تا چه اندازه قلدری تابعی از صفات شخصیتی است یا تحت تأثیر فضای همدلانه قرار می گیرد، محل تأمل است؛ بر این اساس، پژوهش حاضر به بررسی تأثیر همدلی قومی فرهنگی بر قلدری سایبری با نقش تعدیل گر ویژگی های شخصیتی در بین نوجوانان پرداخته است. روش پژوهش حاضر همبستگی است. همه دانش آموزان دختر متوسطه دوم اصفهان در سال تحصیلی 1400-1399 جامعه آماری این پژوهش را تشکیل دادند که380 نفر از طریق فرمول جامعه نامعلوم کوکران و نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. اطلاعات از طریق پرسشنامه استاندارد همدلی قومی فرهنگی وانگ و همکاران (2003)، پرسشنامه قلدری سایبری مینه سینی، نوسنتینی و کالوسی (2011) و پرسشنامه فرم کوتاه صفات پنج گانه شخصیتی (NEO) مک کری و کاستا (1985) گردآوری شد. اعتبار داده ها از طریق روایی صوری و محتوایی و ضریب آلفا برآورد و تجزیه تحلیل در سطح استنباطی با استفاده از مدل معادلات ساختاری از طریق نرم افزار AMOS انجام شد. نتایج تحلیل ها نشان داد که همدلی قومی فرهنگی قلدری سایبری را کاهش می دهد. روان نژندی و برون گرایی باعث افزایش قلدری سایبری می شوند؛ درحالی که سایر ویژگی ها همچون انعطاف پذیری، باوجدان بودن و دلپذیر بودن همچنان تأثیر منفی دارند. به طورکلی، همدلی قومی-فرهنگی تأثیر بیشتری بر کاهش قلدری دارد، اما این تأثیر با نقش تعدیل کننده صفات شخصیتی کمتر می شود.
مطالعۀ عوامل مؤثر بر بیگانگی شغلی: فراتحلیل پژوهش های بازه زمانی 1383 الی 1400(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیگانگی شغلی به معنی انفصال، جدایی، بی علاقگی و اشتیاق نداشتن فرد به انجام یک شغل یا وظیفه سازمانی است. در جامعه امروزه بیگانگی شغلی در حال افزایش است. هدف اصلی این پژوهش، مطالعه عوامل مؤثر بر بیگانگی شغلی بود. روش تحقیق از نوع فراتحلیل-کمی و با پرسشنامه معکوس در بازه زمانی 1383 تا 1400 بود. جامعه آماری، 45 پژوهش بود که 37 تحقیق با رعایت ملاک های ورود و خروج و با رعایت اعتبار و روایی انتخاب شدند. نتایج نشان می دهد، بین عوامل زمینه ای (میزان تحصیلات = 0.354، درآمد = 0.266، پایگاه اجتماعی-اقتصادی = 0.357، افزایش سابقه خدمت = 0.339، سن = 0.161)، اجتماعی (اعتماد اجتماعی = 0.292، مشارکت اجتماعی = 0.181، حمایت اجتماعی = 0.345، انسجام اجتماعی = 0.280، عدالت سازمانی = 0.269، رهبری تحول آفرین = 0.385، تعلق سازمانی = 0.429، فرهنگ سازمانی = 0.335)، شغلی (امنیت شغلی = 0.277، رضایت شغلی = 0.380، ارتقای شغلی = 0.251، استرس شغلی = 0.217) و عوامل فرهنگی (افزایش آگاهی و دانش علمی = 0.273، باورهای دینی = 0.352، اخلاق کار اسلامی = 0.183) با بیگانگی شغلی رابطه معنا داری وجود دارد.
مطالعه جامعه شناختی اثر انگیزش محافظت بر رفتارهای محیط زیستی در دوران پاندمی کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : بیماری کووید-19 چالشی جهانی در قرن بیست ویکم است که برای نخستین بار در شهر ووهان چین در دسامبر 2019 گزارش شد. به دلیل شیوع گسترده این بیماری در سراسر جهان از جمله ایران و تأثیر آن بر حوزه های مختلف زندگی انسان معاصر، پژوهش حاضر به بررسی تأثیر بیماری کووید-19 بر رفتارهای محیط زیستی شهروندان شهر تهران با استفاده از نظریه انگیزش محافظت پرداخته است. روش : روش تحقیق مطالعه حاضر پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق شهروندان تهران به تعداد 8,693,706 نفر و حجم نمونه 400 نفر است و به منظور دسترسی به افراد نمونه از روش نمونه گیری دردسترس استفاده شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه است که از روایی و پایایی لازم برخوردار است. یافته ها: یافته ها نشان داد انگیزش محافظت بر رفتار محیط زیستی اثر مستقیم و معناداری (بتا= 193/0 و 000/0 = Sig) دارد. واریانس تبیین شده 19 درصد است. همچنین در بین مؤلفه های انگیزش محافظت، بیشترین و کمترین درصد از میانگین نمره قابل اکتساب به ترتیب به ترس (88/79 درصد) و رفتار محیط زیستی (52 درصد) اختصاص داشته است. نتایج آزمون رگرسیون نشان داد بین متغیرهای تهدید درک شده (بتا= 257/0)، حساسیت درک شده (بتا= 225/0) و کارایی پاسخ (بتا= 351/0) با رفتار محیط زیستی رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد. نتیجه گیری : نتایج این مطالعه، نقش سازه های انگیزش محافظت (تهدید درک شده، حساسیت درک شده و کارایی پاسخ) و ترس را بر رفتارهای محیط زیستی تأیید می کند. این نتایج می تواند در هرگونه سیاست گذاری اطلاع رسانی و ترغیبی در زمینه کووید-19 و نیز آموزش های مرتبط بهداشتی مورد توجه جدی قرار گیرد.
بررسی نقش اعلام ثبت وقایع حیاتی در برنامه ریزی های سطح کلان؛ مطالعه موردی در استان کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۲
239 - 273
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، شناخت نقش اعلام ثبت وقایع حیاتی در برنامه ریزی ها و سیاست گذاری های سطح کلان استان کردستان است. پژوهش در مرکز استان و در سال 1399 با تکیه بر روش پیمایشی انجام گرفت، و داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته به صورت خوداظهاری جمع آوری شد. جامعه آماری شامل تمامی متخصصان، مدیران کل، معاونان و کارشناسان حوزه برنامه ریزی و توسعه شاغل در سازمان ها و ادارات استان کردستان بوده که 354 نفر از آنان به روش طبقه ای نامتناسب و در دسترس انتخاب شدند، و اطلاعات در بسته نرم افزاری SPSS مورد تحلیل قرار گرفت. پژوهش ضمن به تصویر کشیدن سودمندی آمارهای وقایع حیاتی در برنامه ریزی ها و سیاست گذاری ها، با اتکا بر نتایج آزمون تی یک نمونه ای نشان داد که میانگین مشاهده شده در مؤلفه های افزایش برابری، افزایش هماهنگی در سیاست گذاری ها و ارتقای برنامه های سیاست گذاری از لحاظ آماری معنادار بوده است (Sig=0.000). به عبارت دیگر، دستگاه های متولی برنامه ریزی در استان کردستان کمتر از حد مورد انتظار از آمارهای وقایع حیاتی به منظور برنامه ریزی های تحت اختیار خود بهره گرفته اند. همچنین نتایج حاصل از آزمون فریدمن، خلاء استفاده از ظرفیت این آمارها در برنامه ریزی های دستگاه ها و سازمان های متولی به ویژه در زمینه کاهش نابرابری در جامعه و وجود هماهنگی در برنامه ریزی ها را تأیید کرده است. پژوهش لزوم توجه جدی و استفاده از وقایع و آمارهای حیاتی ثبت شده را از طرف مسئولان در راستای برنامه ریزی ها و سیاست گذاری های منظم و دقیق تر در موارد مختلف گوشزد می کند.
بررسی مدل اقناعی کارل هاولند براساس ظرفیت شناسی انسان از منظر قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
هدف: در رسانه «اقناع» و «تغییر نگرش» در حوزه ذهنی برای تاثیرگذاری بر انسان بسیار مطرح است؛ درحالی که از دیدگاه قرآن، انسان به معنای «حی متاله» و مبتنی بر فطرت دارای ساحات متفاوتی است که ظرفیت متفاوتی نیز برای متاثر شدن دارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی تغییر نگرش از این دیدگاه در مدل اقناعی هاولند است و تلاش می شود به بررسی مراحل شش گانه و عناصر تغییر نگرش را بر این اساس بپردازد. روش شناسی: در این پژوهش ابتدا مدل اقناعی هاولند در نظر گرفته شده است. داده ها به روش اسنادی_کتابخانه ای جمع آوری شده و سپس با روش تحلیل منطقی تبیین می شود.یافته ها: مبتنی بر یافته های پژوهش از آنجا که منبع پیام در اسلام خداوند است و ساحات وجودی انسان بر اساس فطرت متشکل از چهار لایه وجودی (صدر، شغاف، قلب و فواد) است، تغییر نگرشی که منجر به ایجاد رفتاری شود، در لایه سوم وجودی انسان با دو قوه عقل (به معنای حد زدن) و تفکر (به منظور استنباط و استدلال) رخ داده و در چرخه معرفت توحیدی، تقوا زمینه ایجاد فرقان (قدرت تشخیص حق از باطل) را در او فراهم کرده و بصیرت را رقم می زند. نتیجه گیری: عناصر و مراحل شش گانه هاولند در حوزه منبع پیام، درک پیام، مخاطب پیام، محتوا و چگونگی تغییر نگرش از منظر قرآن کریم مخدوش است. به این معنا که وقتی منبع پیام، خداوند باشد، توجه و درک پیام نیز با توجه به انسان بر اساس مبنانی قرآنی، حوزه فطری او را درگیر می کند و روند اقناع و تغییر نگرش در این مسیر تعریف می شود.
Formulating the Academic Buoyancy Model Based on Life Expectancy with the Mediating Role of Happiness in Students
حوزههای تخصصی:
Purpose: Academic buoyancy is one of the effective variables in the academic field and learning environment of students. Therefore, the objective of this research was to design the academic buoyancy model based on life expectancy with the mediation of happiness in female high school students in Hamedan city. Methodology: The methodology of this research was correlational and SEM. The statistical population included all female students of the second secondary school in Hamedan city, and the statistical sample was selected based on the number of items used in the questionnaires as 370 people with the multi-stage cluster sampling method. Academic buoyancy (Hosseinchari and Dehghanizadeh, 2013), life expectancy (Hallajian, 2019), and Oxford happiness (Argyl et al., 1989) scales were used to collect data. For data analysis, a structural equation test was used in the PLS-3 software environment. Findings: The results showed that life expectancy has a direct and positive effect on academic buoyancy (β = 0.36, p <0.01) and happiness (β = 0.46, p < 0.01). Happiness also has a direct and significant effect on academic buoyancy (β = 0.34, p<0.01). Also, happiness has a significant mediating role in the relationship between life expectancy and academic buoyancy (β = 0.16, p<0.01). Conclusion: since life expectancy creates a more positive atmosphere, it can be effective in increasing the feeling of happiness, and happiness creates buoyancy in the academic environment, followed by an increase in academic buoyancy.
نگرشی آینده پژوهانه به تغییرات سازمان تأمین اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال نوزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۷۲
150 - 173
حوزههای تخصصی:
سازمان تأمین اجتماعی به عنوان بزرگ ترین سازمان ارائه دهنده بیمه های اجتماعی در کشور، مدام در حال تعامل با محیط درونی و بیرونی است. این موضوع، تأمین اجتماعی را به سوی تهیه و اجرای یک برنامه بلندمدت و بهینه رهنمون می کند. هدف از انجام این تحقیق بررسی جامعه شناختی، چشم اندازی نوین بر اساس تغییرات محیطی صورت پذیرفته و با رویکرد آینده پژوهانه است. تحقیق حاضر بر اساس نوع داده کمی- کیفی، با روش توصیفی-تحلیلی و بر اساس هدف تحقیق کاربردی است. جامعه آماری، مدیران، خبرگان و ارباب رجوع سازمان تأمین اجتماعی است که برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شد. با توجه به تعداد جامعه هدف، خبرگان سازمان 13 نفر بوده تعداد کارکنان، 60 نفر و تعداد ارباب رجوع نیز 300 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش دلفی، رویه تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی و برای تعیین راهبرد نیز از روش SWOT دیوید استفاده شده است. ابزار آماری روش های یاد شده نرم افزار spss است. نتایج تحقیق نشان می دهد سازمان تأمین اجتماعی جهت ارائه یک چشم انداز نوین، باید با در نظر گرفتن مؤلفه های ساختاری سازمان در دو بعد برون سازمانی که به درستی چشم انداز خود را در دو شاخص ساختاری و مشتری مداری مشخص کرده و در بعد درون سازمانی به شاخص های پرداخت مناسب، شرایط کاری امن، ایجاد فرصت برای رشد، حقوق افراد و مسئولیت اجتماعی توجهی نشده است. اقدامات عاجل صورت گیرد.
درباره دختران چادریِ مدرن: ظهور نسلِ «تری این وان» در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره چهارم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
38 - 24
حوزههای تخصصی:
در ایران، معمولاً وقتی به دختران باحجاب نگاه می کنیم تصور می کنیم که آنان کم و بیش شبیه همدیگر هستند و چادر، مهم ترین ویژگی آنان است. گویی چادرپوشی، بیشتر شباهت، و نه تفاوت، را به ذهن متبادر می کند. ولی در سال های اخیر به تدریج شاهد ظهور نسل جدیدی از باحجاب ها در ایران هستیم که ویژگی های متفاوتی دارند. آنان سعی می کنند بین حجاب و مد های روز اتصال برقرار کنند، اکسسوری های دخترانه شیک و لاکچری استفاده می کنند، آرایش مد روز دارند، کیف، کفش و عینک های مارک دار دارند، و معتقد به ست کردن این اقلام اند. این «شیک حجاب ها» نشانه ظهور نسل جدیدی هستند که در این مقاله «نسل تری این وان» نامیده شده اند. برای شناخت بیشتر ویژگی های این نسل، در این پژوهش با 14 نفر از این دختران مصاحبه شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که در بین باحجاب ها، چادریِ اجباری وجود دارد و همه آنان چادر را به اختیار، انتخاب نکرده اند. دخترانی که به اجبار چادرپوش شده اند به شکل های مختلف به مقاومت در برابر تحمیل می پردازند که برای مثال پوشیدن چادر های جلوباز از آن جمله است. همچنین بخشی از شیک حجاب ها با تلاش جهت اتصال مد و حجاب، و همچنین برند پوشی، تلاش می کنند تا نگاه جامعه به «چادری ها» را اصلاح کنند. در نسل تری این وان، تقابل بین «ما» و «دیگری»، نه نسبت به زنان بدحجاب (به تعبیر گفتمان رسمی) بلکه نسبت به زنان باحجابی وجود دارد که این گروه آنان را شلخته پوش و متحجر می داند. این مطالعه، همچنین الگوپذیری زیاد دختران باحجاب از صفحات مد و آرایش در اینستاگرام را تأثید می کند.
مدل پیش بینی رضایت زناشویی زنان بر مبنای مداخله والدینی، ادراک خانواده مبدأ، ازدواج والدین، تجربیات ناگوار کودکی، افسردگی و الگوهای ارتباطی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال هجدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۷۰
265 - 285
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، تدوین مدل پیش بینی رضایت زناشویی زنان بر مبنای مداخله والدینی، ادراک ازدواج والدین، تجربیات ناگوار کودکی، افسردگی و الگوهای ارتباطی بود. پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی بود که با روش مدل معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان و کارکنان زن شاغل در آموزش و پرورش شهر زنجان بود که 250 نفر از آنها به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسش نامه تجربیات ناگوار کودکی، پرسش نامه سلامت بیمار-2، پرسش نامه رضایت از ازدواج، ادراک ازدواج والدین، مقیاس الگوهای ارتباطی، و مداخله والدینی بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS-25 و AMOS-24 استفاده شد. یافته های همبستگی نشان داد که تجربیات ناگوار کودکی، افسردگی، و الگوی ارتباط و مداخله والدینی همبستگی منفی و معنی داری با رضایت زنان دارد و الگوی ارتباطی سازنده همبستگی مثبت معنی داری (بیشترین همبستگی) را با رضایت زنان دارد. داده های مدل نیز نشان داد که بیشترین ضریب تأثیر مستقیم به سمت رضایت زناشویی زنان، مربوط به مداخه والدینی بود. از این یافته ها نتیجه گرفته می شود که الگوی ارتباط سازنده و مداخله والدینی از مهم ترین عوامل موثر بر رضایت زناشویی هستند و آموزش الگوی تعامل سازنده و تفرد و تمایز و استقلال از والدین می تواند به رضایت بالاتر زنان کمک بسیاری کند.
عوامل اجتماعی تأثیرگذار بر عملکرد دانش آموختگان معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال یازدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۳
529 - 559
حوزههای تخصصی:
آموزش معماری امری چالش برانگیز است که از حساسیت زیادی برخوردار می باشد زیرا شکل-گیری توانایی های معمار و فراگیری مهارت های طراحی، وابسته به آن است. با نگاهی بر عملکرد دانش آموختگان معماری مشخص می گردد که آن ها موفقیت چندانی در ایفای نقش خود نداشته و با چالش ها و عواملی در جامعه روبرو هستند که می تواند بر عملکرد آن ها تأثیر بگذارد. بنابراین هدف این پژوهش مشخص کردن این عوامل بر اساس طرح تلفیقی و با استفاده از روش تحلیلی- اکتشافی می باشد. به طوریکه در ابتدا با استفاده از روش دلفی و تحلیل کیفی توسط MAXQDA پرسشنامه ای جهت نظرسنجی از دانش آموختگان و متخصصان تهیه گردید، سپس پاسخ ها به روش کمی با استفاده از تحلیل عاملی توسط SPSS و تحلیل موازی بررسی شد. در نهایت، موانع حمایتی، سیاسی، اقتصادی و زیر عوامل مهم آن ها نظیر حمایت اندک بخش دولتی از واحدهای تحقیقاتی و گسترش بخش حرفه ای، عدم حمایت بخش های حرفه ای و نهاد های میانجی و فقدان امنیت اقتصادی و سیاسی برای کارآفرینان و کسب و کارهای جدید، به عنوان عوامل بازدارنده عملکرد مؤثر دانش آموختگان معماری مشخص شدند. نتایج این پژوهش می تواند توسط سیاستگذاران کلان آموزش عالی، پژوهشگران، اساتید دانشگاه و کارآفرینان عرصه معماری مورد استفاده قرار بگیرد.
سالمندی و بازتولید طرد: مطالعه تجربه سالمندان شهر کرج از طرد در روابط خانوادگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی ایران سال شانزدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
27 - 53
حوزههای تخصصی:
تحولات ساختاری و ارزشی ایجادشده در جامعه، مناسبات درونی خانواده ازجمله نحوه مواجهه و مناسبات نسلی با سالمندان را دستخوش تغییر کرده است. با ابتنای بر این جریان، پژوهش حاضر به توصیف عمیق تجارب سالمندان از طردشدگی در روابط خانوادگی می پردازد. این پژوهش با روش شناسی کیفی، روش پدیدارشناسی توصیفی، روش نمونه گیری هدفمند با استراتژی حداکثر تغییرات و تکنیک مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با 12 نفر از زنان و مردان سالمند 60 سال و بالاتر شهر کرج انجام گرفت و مصاحبه ها با استراتژی پیشنهادی کولایزی تحلیل شدند. نتایج حاصل از تحلیل تجارب زیسته سالمندان از طردشدگی در روابط خانوادگی، در چهار تم نوظهور شامل «احساس حذف شدگی»، «تنهایی و فقدان حک شدگی اجتماعی»، «زندگی با استیگمای (داغ ننگ) سنی» و «رنج بُردن و ترس از سَربارشدن» به دست آمد. پدیده محوری تحقیق که دلالت بر ذات فراگیر تجربه طرد سالمندان در روابط خانوادگی دارد، سالمندی و بازتولید طرد بود که حاکی از آن است که طردشدگی سالمندان یک کلّیت با مجموعه ای از عناصر متداخل و با رابطه دیالکتیک و سیّال است که طردشدگی در یکی از ابعاد آن، سبب طردشدگی در سایر ابعاد هم می شود.
فرصتها و چالشهای تبلیغی جامعه المصطفی در عرصه بین الملل با تکیه بر دیپلماسی فرهنگی
حوزههای تخصصی:
مسائلی از قبیل جهانی شدن، افزایش وسایل ارتباط جهانی و پیوند زمان و مکان و... بحث درباره مباحث فرهنگی و ارتباطات و تعاملات فرهنگی را ضروری ساخته است به گونه ای که به نظر بسیاری از متفکران مباحث ارتباطات فرهنگی و توسعه، این ارتباطات و تعاملات فرهنگی در جهان معاصر را به عنوان مهم ترین عامل در فرآیند توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، انسانی و اخلاقی می دانند.انقلاب اسلامی بدین معناست که فرهنگ اسلامی در تمامی شئون فردی و اجتماعی، اصل، پایه و مبنا قرار گیرد؛ بنابراین نباید فراموش کرد که انقلاب اسلامی ایران حقیقتاً انقلاب فرهنگی است و چنین انقلابی نیازمند ابزار خاصی برای انجام هدف های خود در عرصه بین المللی است، از مهم ترین این ابزار می توان ابزار فرهنگی- تبلیغی را نام برد. جامعه المصطفی صلی الله علیه و آله نیز یکی از ابزارهای فرهنگی تبلیغی جمهوری اسلامی است و در این مقاله تلاش می شود تا فرصت ها و تهدید های پیش روی این نهاد علمی، فرهنگی و تبلیغی را در عرصه بین الملل مورد کنکاش قرار داده و در ادامه راهبردها و پیشنهاداتی را برای پیشبرد اهداف متعالی جامعه المصطفی صلی الله علیه و آله در عرصه بین المللی ارائه داده شود.