مطالب مرتبط با کلیدواژه

آکادمی


۱.

سرنوشت آکادمی مرتونی در عصر تجاری سازی و نئولیبرالیسم علمی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجاری سازی تحقیقات علمی نئولیبرالیسم‏ آکادمی نهاد علم نرم های مرتونی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۹ تعداد دانلود : ۳۷۰
عقبه تاریخی گفتمان تجاری سازی تحقیقات علمی در دنیا با پایان جنگ سرد گره خورده است. در این نقطه تاریخی، نهادهایی که در طول جنگ جهانی دوم و پس از آن در خلال جنگ سرد برای هدایت، بسترسازی و مدیریت فعالیت های علمی و فنّاورانه به وجود آمده بودند، به تدریج وارد دورانی از پیکربندی مجدد شدند. روایت افراطی نئولیبرال از این گفتمان از اواسط دهه 1980 میلادی همواره مطرح بوده و تغییرات عمیقی را در سازمان و عملکرد نهاد علم بر جا گذاشته است. واضح ترین این تحولات عقب گرد دولت ها از حمایت مالی وسیع از دانشگاه ها و پژوهشگاه های عمومی بوده است. همزمان با این عقب گرد، در دهه 80 در ایالات متحده، برای اولین بار در طول چند دهه، میزان حمایت بخش خصوصی از تحقیقات از حمایت دولت فدرال پیشی گرفت. مقاله حاضر نسبت موج نوین تجاری سازی تحقیقات علمی را با هنجارهایی می سنجد که توسط جامعه شناس مشهور آمریکایی، رابرت کِی مرتون، برای توصیف فضائل اساسی آکادمی مطرح شده است. تحلیل عمیق از این نسبت به ما نشان می دهد که ارزش های اخلاقی جدید ناشی از بازاری شدن علم در تقابلی جدی با هنجارهای مرتونی هستند و بنابراین همان قدر که موج تجاری سازی به پیش می راند، باید منتظر فروپاشی آکادمی به معنای مرتونی آن باشیم.
۲.

آموزش عالی در غارهای مکانیزه: روند پی جویی دانشگاه از افلاطون تا نظریه هولونیک(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: آکادمی آموزش عالی ژنومی شدن هولونیک تربیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۸
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف بازخوانی انتقادی تحولات مفهومی آموزش عالی از دوران افلاطون تا دوره معاصر، به نقد تکه تکه شدن نظام آموزشی مدرن از منظر فلسفه تأسیس آکادمی افلاطون می پردازد. با استناد به تمثیل غار، استدلال می شود که دانشگاه های معاصر به «غارهای مکانیزه» تقلیل یافته اند؛ فضایی که در آن، آموزش ژنومی (تخصص افراطی) جایگزین چشم انداز کل نگر و بین رشته ای دوران کلاسیک شده است. داده ها و روش ها: با اتکا بر روش شناسی مطالعات نظری-فلسفی، این پژوهش از ترکیب چهار رویکرد بهره می برد: ۱) تحلیل مفهومی مضامین کلیدی، ۲) روش شناسی تاریخی برای ردیابی تحول آکادمی از عصر افلاطون تا دانشگاه های مدرن، ۳) مرور انتقادی ادبیات مرتبط، و ۴) نظریه پردازی تطبیقی بین آرای افلاطون و نظریه هولونیک. یافته ها: افلاطون در بنیان گذاری آکادمی، هندسه را نه به مثابه دانشی تجریدی، بلکه به عنوان زبانی برای درک «کلیت هستی» می دانست و بر پیوند دانش با تجربه زیسته تأکید داشت. بااین حال، تقلیل گرایی حاکم بر دانشگاه های مدرن، به فرسایش اِدوکِره (پرورش تفکر خودبنیاد) و سیطره اِدوکَره (انتقال منفعلانه محفوظات) انجامیده است. این گسست، دانشجویان را در «غارهای تخصصی» محبوس کرده که فاقد ارتباط با شبکه پیچیده واقعیت است. نتیجه گیری: همسو با نظریه هولونیک که کل نگری افلاطونی را در قالب «هولارشی» (سلسله مراتب کل/جزء) بازتعریف می کند، این پژوهش خواستار بازگشت به الگوی آموزشی یکپارچه ای است که علوم انسانی، علوم و اخلاق را در گفتگویی پویا به هم پیوند می دهد. تنها از این رهگذر می توان از مکانیزه شدن آموزش جلوگیری کرد و دانشگاه را به «مجمع محققین» افلاطونی بازگرداند؛ جایی که پرورش اِدوکِره بر انتقال اِدوکَره ارجحیت دارد.