فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۷۸۱ تا ۳٬۸۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
71 - 102
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: شناسایی موانع موجود و مؤثر بر کیفیّت خدمات انتظامی و افزایش مطلوبیت اجتماعی یکی از ضرورت های فعلی فراجا است. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر شناسایی موانع ارائه خدمات مطلوب انتظامی در کلانتری و راهکارهای مانع زدایی از خدمات مطلوب انتظامی در کلانتری ها بود.روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت داده ها، کیفی است. جامعه آماری آن، رؤسای کلانتری های استان مازندران (افسران دارای خدمت بیش از ده سال خدمت) بود. نمونه گیری به صورت هدفمند و با اولویت رؤسای کلانتری های استان مازندران بوده است. نمونه گیری و انجام مصاحبه با مشارکت کنندگان تا رسیدن به اشباع نظری که حدود 23 نفر بوده، ادامه یافت. همچنین برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها براساس تکنیک های روش تحلیل مضمون با استفاده از نرم افزار MAXQDA صورت گرفت.یافته ها: یافته های حاصل از تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که موانع ارائه خدمات مطلوب انتظامی در کلانتری ها در چهار دسته موانع «قانونی و حقوقی، منابع انسانی، فناوری و تجهیزاتی و موانع ساختاری» طبقه بندی می شود و راهکارهای ارائه شده نیز شامل پنج گونه راهکار «حقوقی و قانونی، آموزشی، منابع انسانی، ساختاری و راهکار آماد و پشتیبانی» است.نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که راهکارهای آموزشی با توجه به تعداد مضامین استخراج شده به عنوان مهم ترین راهکار مطرح است که شامل سه عامل آموزش امور قضایی، آموزش تخصصی، توانمندسازی و آموزش همگانی بودند. هرکدام از عوامل مذکور شامل راهکارهایی مانند آموزش مستمر و مداوم نیروهای مشاور، ارائه آموزش های تخصصی و دوره ای، برگزاری آموزش های همگانی، نصب بَرنوشته های (بنر) آموزشی در سطح حوزه، ارتقای سطح دانش و معلومات مدیران و مجریان آموزشی، ایجاد فضای مناسب جهت ارائه مشاوره، بهبود دانش انتظاماتی و قضایی، جذب روانشناس برای کوپ ها و غیره است.
نقش دینداری در گذشت در میان دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۶۴)
437 - 472
حوزههای تخصصی:
نقش دینداری در گذشتدر میان دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر تهرانپژوهش حاضر با هدف بررسی نقش دینداری در گذشت در میان دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر تهران به انجام رسیده است. پژوهش از نوع علّی است و تکنیک آن پیمایش و ابزار اندازه گیری ، پرسشنامه است. جامعه آماری، شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر تهران( 249878 نفر) و حجم نمونه بر اساس جدول مورگان 384 نفر و به شیوه خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده است. یافته ها نشان داد، در دانش آموزان مورد مطالعه بعد اعتقادی گذشت بالاتر از ابعاد عاطفی ، شناختی و رفتاری قرار داشته و در مجموع وضعیت گذشت در دانش آموزان مورد مطالعه کمی بهتر از حد متوسط است. براساس نتایج پژوهش، ابعاد اعتقادی، عاطفی و پیامدی دینداری بیش از حد متوسط بوده ولی بعد مناسکی دین داری برای دانش آموزان کمتر اهمیت داشته است.نتایج نشان داد. بطور کلی دینداری با گذشت رابطه قوی دارد. بر اساس نتایج حاصل از پژوهش فقط بعد مناسکی از ابعاد دینداری (با اطمینان کافی) می تواند گذشت را پیش بینی نموده و سایر ابعاد دین داری اثری برگذشت ندارد. بدین صورت که تقیّد به مناسک در دینداری، "افرادی با گذشت" خواهد ساخت. لذا، با تقویت بّعد مناسکی دینداری در دانش آموزان، میزان گذشت و بخشش آنان نیز افزایش خواهد یافت.
چالش های مدیریت انتظامی در پیشگیری از جرائم مناطق حاشیه نشین بیرجند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
97 - 126
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با توسعه مهاجرت از روستابه شهر، توسعه حاشیه نشینی در مراکز شهری و افزایش جرائم و چالش های پلیس در پیشگیرى و کاهش جرائم در این مناطق مورد توجه بسیاری از صاحب نظران و مسئولان در چند دهه گذشته بوده است. هدف اصلی این تحقیق، بررسی چالش های مدیریت انتظامی در پیشگیری از جرائم مناطق حاشیه نشین شهر بیرجند بوده است.
روش : روش انجام پژوهش، کیفی از نوع اکتشافی می باشد. جامعه آماری شامل فرماندهان و مدیران انتظامی، قضات دادگستری و استادان شاغل در دانشگاه بیرجند بود که با روش نمونه گیری قضاوتی هدفمند با تعداد 19 نفر مصاحبه عمیق شد. در تحلیل مصاحبه ها از روش تحلیل مضمون و برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزار «مکس کیودا» نسخه 20/20 استفاده شد.
یافته ها: چالش های مهم مدیریت انتظامی در پیشگیری وضعی از جرائم در قالب چهار مضمون اصلی شامل عوامل مدیریتی، عوامل مرتبط با تجهیزات، عوامل مرتبط با مجرمان و عوامل شهری و شانزده مضمون فرعی شناسایی شدند. چالش های مهم مدیریت انتظامی در پیشگیری اجتماعی از جرائم در قالب پنج مضمون اصلی شامل عوامل ایمنی، عوامل شغلی، عوامل آموزشی، عوامل مدیریتی و عوامل ارتباطی و چهارده مضمون فرعی شناسایی شدند. چالش های مدیریت انتظامی در پیشگیری کیفری از جرائم در قالب سه مضمون اصلی شامل عوامل رفتاری، عوامل قانونی و عوامل سازمانی و نُه (9) مضمون فرعی شناسایی شدند.
نتیجه گیری: درصورتی که بسترهای قانونی و قضایی لازم برای پلیس فراهم شود و امکانات و منابع لازم تأمین و موانع اجرایی پلیس کاهش یابد، امکان موفقیت پلیس در پیشگیری از جرائم مناطق حاشیه نشین بسیار زیاد خواهد بود. با این وصف، این بسترها در اختیار قوای سه گانه و نیز منوط به همکاری مردم است؛ بنابراین، موفقیت پلیس برای پیشگیری از جرائم در شهر و مخصوصاً مناطق حاشیه نشین تا حدود زیادی مستلزم هماهنگی و همکاری مراکز برون سازمانی و مردم در سطح کلان و در حوزه داخلی رفع موانع درون سازمانی است.
توصیف کیفی تجارب دانشجویان از حضور در کلاس های درس دانشگاهی در دانشگاه اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کلاس درس، عرصه ای چندبعدی و در ساده ترین شکل، دریچه ای است برای فهم تحولات، تغییرات و به طورکلی، آنچه در دانشگاه ها می گذرد. هدف پژوهش حاضر، توصیف تجارب دانشجویان دختر مقطع کارشناسی رشته جامعه شناسی از حضور در کلاس های درس دانشگاهی در دانشگاه اصفهان است. این پژوهش با استفاده از روش توصیف کیفی بر 20 نفر از دانشجویانی انجام شد که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند. داده ها در اواخر دوره شیوع کرونا، با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته حضوری و آنلاین گردآوری و در ادامه با روش تحلیل مضمون، تجزیه و تحلیل شدند. بر اساس تحلیل داده ها، دو مضمون اصلی «به حاشیه رفتن یادگیری» و «به حاشیه رفتن تعاملات علمی» و شش مضمون فرعی به دست آمدند. یافته های پژوهش نشان می دهد به واسطه تحولاتی که در نظام دانشگاهی و جامعه انجام شده است، معنا و مفهوم و کارکردهای کلاس درس به مثابه یک فضای آموزشی و اجتماعی، چالش برانگیز شده است. این امر مستلزم توجه جدی به تغییر در ذائقه ها، عادت واره ها و کنش های دانشجویان و استادان و استفاده از روش های متنوع تر با هدف بهبود یادگیری دانشجویان و افزایش بازدهی آموزش عالی است.
عوامل اصلی مؤثر بر تجاری سازی صنایع فرهنگی
حوزههای تخصصی:
تجاری سازی بخش مهمی از فرآیند توسعه در تولید و توزیع صنایع فرهنگی است و یکی از الزامات ورود موفقیت آمیز به بازار مصرف به شمار می آید. لازمه تحقق این امر ایجاد بسترهایی مناسب است که در عین فراهم آوردن ارزش اقتصادی، ارزش های فرهنگی را در داخل و خارج از مرزهای کشور حفظ کرده و گسترش دهد. صنایع فرهنگی حامل ایده ها، نمادها و شیوه زندگی افراد جامعه بوده و نقش های مختلف اطلاع رسانی، سرگرم کنندگی، هویت سازی و اثرگذاری بر تجارب فرهنگی افراد جامعه دارد. در این پژوهش ضمن ارائه مفاهیم تجاری سازی صنایع فرهنگی، جهت تعادل بین قابلیت تجاری و حفظ ارزش محصولات فرهنگی در تجاری سازی صنایع فرهنگی به اخذ نظرات خبرگان پرداخته شده است. مشارکت کنندگان بخش کیفی شامل 10 نفر از خبرگان حوزه صنایع فرهنگی و خلاق بوده اند که از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته جهت گردآوری داده ها و روش تحلیل مضمون جهت تحلیل داده ها در بخش کیفی استفاده شده است. جامعه آماری بخش کمی نیز شامل صاحب نظران حوزه تجاری سازی صنایع فرهنگی و خلاق به تعداد 40 نفر است که از روش تحلیل عاملی تأییدی به منظور معنا دار بودن شاخص ها و بار عاملی اقدام شد. نتایج نشان می دهد که آموزش قوانین حقوقی و مالی، آموزش تنظیم قراردادها، سیاست های دولت و فراهم آوردن شرایط برای سرمایه گذاری مهم ترین عوامل در تجاری سازی صنایع فرهنگی است. همچنین همبستگی بالایی میان عوامل حقوقی و سیاسی، فرهنگی- اجتماعی و اقتصادی در تجاری سازی صنایع فرهنگی وجود دارد.
شیوه های مؤثر در کاربست دیپلماسی عمومی انقلاب اسلامی در رسانه های برون مرزی صداوسیما(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه رسانه بین الملل سال ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۱
109 - 135
حوزههای تخصصی:
امروزه کشورهای قدرتمند با استفاده از رسانه به تأمین منافع خود و پیشبرد سیاست خارجی از رهگذر تبلیغات سیاسی و شکل دهی به افکار عمومی می پردازند. ایران نیز از طریق رسانه های برون مرزی صداوسیما این سیاست را در سطح منطقه ای و فرامنطقه ای پیگیری می کند. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر تبیین دال های گفتمان سازی و شیوه های مؤثر در کاربست دیپلماسی عمومی انقلاب اسلامی در رسانه های برون مرزی سازمان صداوسیماست. روش پژوهش، آمیخته (کیفی-کمی) است. ابزار پژوهش در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی، تحلیل معادلات ساختاری بوده است. بدین منظور، داده های حاصل از تکمیل پرسشنامه توسط 25 صاحب نظر، در نرم افزار SPSS و PLS به منظور مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شده است. صاحب نظران به روش نمونه گیری هدفمند از میان خبرگان حوزه های دیپلماسی و رسانه که بر مفاهیم نظری انقلاب اسلامی نیز مسلط بودند، انتخاب شدند. تعداد آنها بر اساس معیار اشباع نظری یافته ها حاصل شده است. یافته های پژوهش نشان داد که عوامل غیریت سازی، اسطوره سازی، هژمونی کردن، هم ارزی، ساختارشکنی، به حاشیه رانی و برجسته سازی از شیوه های مؤثر در کاربست دیپلماسی عمومی در رادیو و تلویزیون های معاونت برون مرزی سازمان صداوسیما و سبک زندگی اسلامی، وحدت بخشی، رأفت اسلامی و خردورزی، استکبارستیزی، اندیشه های ضدسکولاریستی و جهل زدایی از دال های گفتمان سازی انقلاب اسلامی ایران در سطح بین المللی هستند. نتایج تحلیل معادلات ساختاری مؤید کاربست توأمان این عوامل و مؤلفه هاست.
طراحی الگوی مدیریت اثربخش در مدارس هزاره سوم (مطالعه موردی مدیران مدارس استان اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
137 - 146
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر، طراحی الگوی مدیریت اثربخش در مدارس هزاره سوم بود.روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا تلفیقی بود. جامعه پژوهش کیفی شامل اساتید دانشگاهی در سال تحصیلی 401-1400 بودند که به روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری 16 نفر انتخاب شدند. در بخش کمی نیز جامعه آماری شامل مدیران استان اردبیل بودند که تعداد 300 نفر با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش کیفی مصاحبه های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه بودند. برای اعتبار یافته ها در بخش کیفی از دیدگاه خبرگان و پایایی از ضریب توافق بین کدگذاران استفاده شد. در بخش کمی نیز از اعتبار صوری و پایایی با آلفای کرونباخ 89 درصد شد. برای تجزیه و تحلیل در بخش کیفی از کدگذاری و در بخش کمی از روش معادلات ساختاری با نرم افزار Pls Smart استفاده شد.یافته ها: نتایج نشان داد 237 کد اولیه، 32 کد محوری در قالب شرایط علّی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدها شناسایی شد. شرایط علّی پیش بین قوی (میزان استون-گایسر برابر 521/0) برای مدیریت اثربخش مدارس بود. همچنین، متغیرهای شرایط زمینه ای، مدیریت اثربخش مدارس و شرایط مداخله گر پیش بین قوی (میزان استون-گایسر برابر 732/0) برای متغیر راهبردها و راهبردها نیز پیش بین قوی (میزان استون-گایسر برابر 672/0) برای متغیر پیامدهای ناشی از مدیریت اثربخش مدارس بودند. بحث و نتیجه گیری: بر اساس نتایج می توان گفت مدل مدیریت اثربخش در مدارس هزاره سوم از برازش مناسبی برخوردار است و می توان آن را در سیستم های آموزشی (مدارس) اجرا و با حرکت به سوی این الگو، شاهد تغییر اساسی در توسعه مدیریت اثربخش در مدارس هزاره سوم شاهد بود.
تاثیر نابرابری آموزشی بر نابرابری توزیع درآمد در استان های ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۸۸
۲۳۰-۲۱۷
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نابرابرای شدید توزیع درآمدی به عنوان یکی از مسائل اقتصادی- اجتماعی کشورهای درحال توسعه از جمله ایران می باشد. یکی از راهکارهای مطرح شده برای مقابله با این پدیده، کاهش نابرابری آموزشی می باشد. هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر نابرابری آموزشی بر نابرابری درآمدی در استان های کشور طی سال های 1380 الی 1394 می باشد. روش: در این تحقیق از داده های تاریخی پانزده ساله استان های ایران جهت رسیدن به هدف به روش ترکیبی استفاده شد. داده های ضریب جینی درآمدی و آموزشی از سالنامه مرکز آمار ایران و محاسبات محقق و دیگر داده ها از سازمان برنامه و بودجه هر استان جمع آوری شد. نابرابری درآمدی به عنوان متغیر وابسته و نابرابری آموزشی، اندازه سهم درآمد مالیاتی از تولید ناخالص داخلی و درآمد سرانه بدون نفت به عنوان متغیرهای مستقل در نظر گرفته شدند. مدل با استفاده از تکنیک گشتاورهای تعمیم یافته و نرم افزار Eviews برآورد و تحلیل شد. یافته ها: برآورد مدل نشان داد که تأثیر نابرابری آموزشی بر نابرابری درآمدی U شکل است. یعنی وقفه اول نابرابری آموزشی تاثیر منفی و معناداری بر نابرابری درآمدی داشت و توان دوم وقفه اول نابرابری آموزشی تاثیر مثبت و معناداری بر نابرابری درآمدی را نشان داد. همچنین وقفه اول اندازه دولت بر شاخص نابرابری درآمدی، تاثیر مثبت و معنادار داشته است و وقفه درآمد سرانه و وقفه سهم مالیات بر تولید ناخالص داخلی استانی بر نابرابری درآمدی استان های ایران منفی و از لحاظ آماری معنادار بوده است. بحث: افزایش نابرابری آموزشی باعث کاهش نابرابری درآمدی در استان های ایران طی دوره پانزده ساله شده است، تاثیر نابرابری آموزشی از میزان حد آستانه ای 44/0 به بعد، بر نابرابری درآمدی افزایشی بوده است. این بدین معناست که نابرابری آموزشی از حد آستانه ای به بعد باعث افزایش نابرابری درآمدی (ضریب جینی) شده است.
نقش روابط عمومی و ارتباطات در کنترل تورم نظام سلامت
منبع:
جامعه شناسی ارتباطات سال ۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۴
64-51
حوزههای تخصصی:
در جهانی که به سرعت در حال تغییر و تحول است، نظام های سلامت با چالش های جدیدی مواجه هستند. ازجمله این چالش ها می توان به تورم اقتصادی اشاره کرد که می تواند تأثیرات عمیقی بر سلامت جامعه داشته باشد. ازاین رو، اهمیت تجارب و مفاهیم مدیریت تورم در نظام سلامت رو به افزایش است. مهار تورم در این حوزه نیازمند مدیریت اصولی، شفافیت، نظارت دقیق و مشارکت همه ذی نفعان است. افزایش هزینه های درمان، دارو و خدمات پزشکی، منجر به کاهش دسترسی عموم مردم به مراقبت های بهداشتی می شود. علاوه بر این، تورم در نظام سلامت می تواند باعث ایجاد نابرابری در دسترسی به خدمات، افت کیفیت درمان و درنهایت عدم رضایتمندی عمومی شود. نقش روابط عمومی در نظام سلامت به عنوان یک عنصر کلیدی در ارتباط و ارتقاء ارتباط میان نهادهای بهداشتی و جامعه تعریف می شود. این نقش بسیار گسترده و تأثیرگذار است. توانایی رسانه ها، افراد و نهادها به انتقال اطلاعات درست و موثق به مردم در مورد افزایش تورم و تأثیرات آن بر نظام سلامت بسیار اساسی است. در این شرایط روابط عمومی می تواند زمینه را برای مقابله اثربخش با چالش تورم فراهم کند. در این مقاله، تلاش می کنیم تا به تفسیر و بررسی نقش بسیار مهم روابط عمومی در کنترل تورم نظام سلامت پرداخته و به ویژه بر اهمیت این نقش در ارتقاء اقتصاد سلامت پایدار و عدالت اجتماعی اشاره نماییم. این مقاله می تواند به سیاستمداران و تصمیم گیران اقتصادی و بهداشتی کمک کند تا راهکارهای مناسبی برای مدیریت تورم در نظام سلامت ارائه دهند و به جامعه اطلاعات دقیق تری ارائه کنند تا تصمیمات بهتری اتخاذ شود.
تحلیل ساختاری بازی تعاملی رایانه ای «قصه بیستون» از منظر سطوح نه گانه روایت گری «ماری لوره رایان»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۸
41 - 68
حوزههای تخصصی:
در چند دهه اخیر، بازی های رایانه ای به دلیل ماهیت تعاملی شان بیشتر از سایر پلتفرم های دیجیتال، مخاطب را با خود درگیر کرده اند. توجه به بُعد سرگرمی و در نتیجه، فقدان روایت گری در اکثر این بازی ها باعث شده موضوع آموزش سبک زندگی به کودکان و نوجوانان مغفول واقع شود. این مقاله با تمرکز بر ضرورت روایت گری در جهت فرهنگ سازی و همچنین آموزش قشر کودک و نوجوان، بازی بومی «قصه بیستون» را از منظر روایت شناسیِ ماری لوره رایان- نظریه پرداز معاصر در حوزه بازی های رایانه ای- مورد واکاوی قرار داده است. پرسش اصلی پژوهش، چیستیِ نقش قصه و روایت در فرهنگ سازی و جهت دهی بازی های رایانه ای تعاملیِ حوزه کودک و نوجوان است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است و با هدف توسعه ای- کاربردی، به معنای الگوبرداری روایت گری در بازی های تعاملی رایانه ای انجام شده است. بر این مبنا، برای پاسخ دادن به پرسش هایی پیرامون ماهیت روایت در این بازی، به جمع آوری اطلاعات درباره مسئله روایت در بازی های رایانه ای توجه شده و سطوح نه گانه روایت گری در بازی رایانه ای قصه بیستون تحلیل شده است تا نقش مخاطب را به عنوان کنشگر روایت و هدایتگر بازی با استفاده از پی رنگ ها بررسی کند. نتایج پژوهش بیانگر این است که با وجود مزیت های بسیار پلتفرم های تعاملی در حوزه کودکان و نوجوانان، پژوهشگران معدودی از قابلیت های مهم و مزایای استفاده از این رسانه در جهت آموزش ارزش های فرهنگی اطلاع دارند. تحلیل این بازی نشان می دهد روایت در مرحله پایانی و سرنوشت نهایی بازی، با توجه به انتخاب های مخاطب در طول مسیر بازی صورت می گیرد و به این ترتیب، مخاطب، نقش کنشگر روایت و هدایتگر بازی را بر عهده دارد.
جایگاه رسانه در سیاست جنایی ناظر به جرایم و تخلفات انتخاباتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۱۳۳)
189 - 204
حوزههای تخصصی:
رسانه ها به عنوان آیینه تمام نمای اطلاعات مرتبط با انتخابات، از مظاهر اصلی جامعه شفاف هستند. در این بین موثرترین نقش در صیانت از آرای مردم، مدیریت شفاف و بی شائبه عوامل اجرایی و نظارتی است. اثر بیمارگونه جرایم ارتکابی از سوی عوامل موصوف، بر سلامت انتخابات و به تبع آن اعتماد عمومی مردم در گذر تاریخ به اثبات رسیده است. هدف مقاله حاضر آن است تا ضمن تأکید ضمنی بر واقعیت عدم کارکرد مناسب کیفر در تغییر نتایج و بازگرداندن اعتماد عمومی سلب شده، ضرورت تمسک به پیشگیری های اجتماعی با اولویت ورود رسانه به صورت جدی و واجدی را در مراحل مختلف انتخابات و ابعاد آن نشان دهد. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیل و ابزار کتابخانه ای دریافته است، پیشگیری رسانه محور با تقویت شفافیت و هماهنگ سازی تدابیر مؤثر پیشگیرانه نهادها و فرصت زدایی و دشوار یا ناممکن نمودن ارتکاب جرایم و تخلفات انتخاباتی، می تواند تا حد زیادی از ارتکاب جرایم و تخلفات در حوزه انتخابات بکاهد. به نظر می رسد که در ایران انتخابات جایگاه فعالیت آزادانه رسانه ها با ابهام و تردید جدی مواجه است و همین امر کارکرد آن ها به ویژه در پیشگیری از جرایم و تخلفات انتخاباتی را تحت تأثیر قرار داده است، مضافاً اینکه ریشه وقوع بسیاری از این جرایم و تخلفات در اطلاع نداشتن از ضوابط و تشریفات قانونی در انتخابات است. جایگاه رسانه حتی به شرط تقویت صراحت در اطلاع رسانی و هوشیارسازی شهروندان در ایران از ضعف اساسی برخوردار است.
تبیین تخلفات رایانه ای دانشجویان: کاربست تجربی نظریه انتخاب عقلانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
299 - 342
حوزههای تخصصی:
اینترنت و فناوری رایانه منبع بسیار مهم و گسترده ای است که تاثیر زیادی بر زندگی شخصی و حرفه ای افراد دارد. با توجه به افزایش شمار کاربران و نگرانی های فزاینده ای که در ارتباط با فناوری رایانه وجود دارد (مانند کلاهبرداری، آزار و اذیت، هک کردن، انتقال ویروس، دسترسی غیر مجاز به اطلاعات دیگران)، بررسی این مساله مهم است که میزان شیوع این رفتارها در میان کاربران به چه اندازه است و چرا افراد درگیر تخلفات مرتبط با رایانه می شوند. پژوهش حاضر با استفاده از نظریه انتخاب عقلانی درصدد بررسی تخلفات رایانه ای در میان دانشجویان دانشگاه مازندران است. روش پژوهش، پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها نیز پرسشنامه می باشد. جمعیت تحقیق شامل تمامی دانشجویان دانشگاه مازندران است که 400 نفر به صورت نمونه گیری طبقه بندی متناسب با حجم انتخاب شده و مورد مطالعه قرار گرفته اند. یافته های توصیفی تحقیق نشان می دهد که بیشترین میزان ارتکاب تخلفات رایانه ای به ترتیب برای بعد فرهنگی، جعل هویت و در نهایت علیه داده و سیستم می باشد. بیشترین تخلف صورت گرفته در بعد فرهنگی مربوط به " دیدن فیلم و یا تصاویر غیراخلاقی" است. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که، متغیرهای خودکنترلی، نیاز منفعت گرایانه، مجازات غیررسمی، باور، لذت ادراکی و هیجان، سرمایه گذاری و پیوستگی توانسته اند 32/0 درصد از تغییرات مربوط به تخلفات رایانه ای در میان دانشجویان دانشگاه مازندران را تبیین کنند. پیشگیری از وقوع جرم بر اساس نظریه انتخاب عقلانی، بر پایه کاهش فرصت ها و جذابیت جرایم خاص است و مجرمان دارای انگیزه به تنهایی برای ارتکاب جرم کافی نیست، بلکه بایستی یک سری فرصت ها نیز مهیا باشند. در این صورت است که مجرمان منافع حاصل از جرم را سهل الوصول و سودمند دیده و مرتکب جرم می شوند.
شناسایی مؤلفه های مؤثر در جرم یابی با تأکید بر پیشگیری از وقوع جرم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش انتظامی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۹۸)
106 - 124
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با پیچیده تر شدن جرائم، کشف سریع آنها به منظور دستگیری مجرمان برای جلوگیری از تکرار مجدد جرم و دست یابی به عواملی که این امر را محقق می بخشد، امری ضروری است. هدف این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر در جرم یابی با رویکرد پیشگیرانه است.روش: پژوهش از نظر هدف کاربردی، از حیث ماهیت داده ها کیفی-کمی و از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی - تحلیلی می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی نخبگان پلیس در حوزه های جرم یابی و پیشگیری از جرم هستند که با روش نمونه گیری هدفمند و اصل اشباع نظری، 16 نفر به عنوان نمونه انتخاب و ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود، داده های جمع آوری شده نیز در این بخش به روش تحلیل مضمون و با استفاده از نرم افزار"مکس کیودا" مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. در بخش کمی جامعه آماری 96 نفر مشتمل بر کارآگاهان و کارشناسان با تجربه در امر جرم یابی و پیشگیری از جرم هستند، همچنین ابزارگرد آوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته بود و تحلیل داده ها در این بخش با استفاده از نرم افزار "ایموس"صورت پذیرفت.یافته ها: یافته های پژوهش منجر به شناسایی3 مضمون اصلی و 37 مضمون فرعی مشتمل بر؛ در اختیار گذاردن نیروی کافی، ایجاد انگیزه در کارکنان و ... در قالب بعد انسانی، تعامل با واحدهای تخصصی درون سازمانی، تأمین منابع مالی و... درقالب بعد سازمانی و بهره برداری از سامانه های موجود، سرمایه گذاری در خرید تجهیزات فناورانه مدرن و... در قالب بعد فناورانه می باشد.نتیجه: اجرایی نمودن مؤلفه های شناسایی شده با رویکرد پیشگیرانه و توجه به تسریع در فرآیند های جرم یابی موجبات پیشگیری سومین در وقوع جرم را مهیا ساخته و باعث جلوگیری از تکرار جرم می شود.
بررسی تطبیقی مسؤولیت مدنی ناشی از اعمال حاکمیت نیروهای مسلح در حقوق ایران و ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش انتظامی سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۹۹)
301-325
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نیروهای مسلح به عنوان بازوهای اجرایی کشور در تأمین امنیت داخلی و خارجی مشغول انجام وظایف تعیین شده خود هستند. تخطی از این وظایف مسئولیت کیفری و مدنی برای آنان به همراه دارد. تحقیق حاضر با رویکرد تطبیقی، مسئولیت مدنی نیروهای مسلح در مقام اعمال حاکمیت را در نظام حقوقی ایران و ترکیه بررسی می کند.روش: تحقیق حاضر توصیفی–تحلیلی از طریق فیش برداری و رجوع به منابع موجود می باشدیافته ها: یافته های تحقیق بیانگر آن است که نیروهای مسلح در اعمال حاکمیت، از مصونیت نسبی برخوردارند، زیرا دامنه و نتایج حاصل از اعمال حاکمیتی نیروهای مسلح، فراتر از نیروهای مسلح و با امنیت و نظم عمومی جامعه گره خورده و براساس قوانین موضوعه، نیروهای مسلح در موارد اعمال حاکمیت، در صورت رعایت قوانین و مقررات مربوطه و عدم قصور و سهل انگاری و ورود خسارت، مسئولیت کیفری و مدنی ندارند. با وجود اینکه قوانین و مقررات مرتبط با مسئولیت نیروهای مسلح، در مواردی از قواعد مسؤولیت مدنی منصرف شده، لیکن قاطبه قوانین موجود بر جبران خسارات وارده تأکید نموده اند. در قوانین و مقررات کشور ترکیه نیز با تکیه بر قواعد عمومی مسئولیت مدنی، موادی از قانون اساسی و سایر قوانین آن کشور، نیروهای مسلح را در مقام اعمال حاکمیت در صورت تطبیق اقدامات آنان با قوانین و مقررات، مصون از مسئولیت کیفری و مدنی دانسته و در صورت ورود خسارت ناروا و غیر قانونی به شهروندان، دولت را مکلف به جبران خسارت وارده دانسته است.نتایج: با بررسی تطبیقی رویکرد نظام حقوقی دو کشور ایران و ترکیه به موضوع مسئولیت های مدنی ناشی از اعمال حاکمیتی نیروهای مسلح مشخص گردید، مهمترین چالش موجود در این زمینه در ایران، نبود قوانین مستقل و اختصاصی برای نیروهای مسلح با وجود گستردگی مأموریت های آنان در راستای اعمال حاکمیت است. به نحوی که اگر مقنن ایران بتواند همانند مقنن ترکیه، شرایط خاص نیروهای مسلح به خصوص مأموریت های آنان در بکارگیری سلاح و... را از قوانین عام مسئولیت تفکیک کرده و تابع ضوابط جدیدی قرار دهد، مسلماً باعث افزایش حمایت از نیروهای مسلح در مقام اعمال حاکمیت و افزایش سرعت و دقت رسیدگی به این پرونده ها توسط دستگاه قضایی خواهد شد.
تحلیل ادراک کودکانِ «نسل آلفا» از مشاغل آینده و دلالت های آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کودکان نسل آلفا به دلیل تجارب زیسته متفاوت و روندهای نوپدید جامعه، باورها و انتظارات کاملاً متفاوتی دارند. این نسل که متولدین بین سال های 2010 تا 2024 میلادی هستند، به عنوان جوان ترین نسل حال حاضر شناخته می شوند. آن ها در آینده ای نزدیک به محیط های کاری ورود پیدا خواهند کرد و جهانی متفاوت را رقم خواهند زد و به همین جهت شناخت ویژگی ها و ادراکات آن ها از مشاغل و محیط های کاری آینده ضرورت دارد. در این راستا، هدف این مقاله بررسی مفهوم شغل از دیدگاه نسل آلفا به عنوان مهم ترین نسل تأمین کننده نیروی کار آینده است که می تواند منبعی سودمند برای تصمیم گیری های مدیریتی در زمینه های مختلف، از جمله در نهادهای آموزشی و همچنین مدیریت منابع انسانی و فرهنگ سازمانی، در سازمان های آینده باشد. اطلاعات لازم در این مقاله با استفاده از روش های بنویس، نقاشی کن، نمایش بده و بگو جمع آوری و در نهایت با استفاده از تحلیل مضمون، تحلیل شدند. نتایج نشان داد که نسل آلفا دارای ویژگی های شخصیتی و رفتاری نظیر خلاقیت، پایبندی به ارزش های انسانی و اخلاقی، نگاه فراجنسیتی، ماجراجویی، رهبری و پیوند قوی با فناوری است. این نسل تمایل اندکی به مشاغل با حقوق ثابت دارند و بیشتر به سمت کارآفرینی، رهبری تیم های کاری و حرفه های مرتبط با فناوری مانند متاورس، رباتیک و هوش مصنوعی سوق خواهند یافت. در ادامه، دلالت های این نتایج برای نهادهای آموزشی و محیط های کاری آینده مورد بحث و بررسی قرار گرفته و راهبردهای پیشنهادی ارائه شده است.
مسئولیت مدنی والدین مبتلا به بیماری های خطرناک، موضوع تبصره ماده 23 قانون حمایت خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۷۴
297 - 325
حوزههای تخصصی:
حریم خصوصی افراد در حقوق، امری پذیرفته شده است و امکان دخالت حاکمیت، جز در موارد محدود قانونی وجود ندارد. یکی از مصادیق این مداخله در ماده 23 قانون حمایت خانواده و تبصره آن وجود دارد و بیانگر امکان مطالبه گواهی پزشکی، دال بر عدم اعتیاد به موادمخدر و عدم ابتلا به بیماری های موضوع ماده برای ثبت ازدواج است. به علاوه، تبصره ماده مذکور در صورت وجود بیماری های مسری و خطرناک، انجام مراقبت و نظارت که شامل منع تولید نسل هم می شود را لازم دانسته است. پرسش آن است که در صورت عدم رعایت این مقرره و تولید نسل، چه مسئولیتی برای والدینی که علی رغم هشدار به بچه دارنشدن، خواسته یا ناخواسته دارای فرزند شده اند وجود دارد؟ چراکه مطابق این ماده، در صورت وجود بیماری و توافق زوجین، نکاح و ثبت آن میسر است و در موارد امکان خسارت به جنین، به دلیل وجود بیماری، باید مراقب باشند فرزنددار نشوند؛ زیرا انتقال بیماری به فرزند آن ها احتمال بالایی دارد. با این حال، روشن نشده که اگر والدین بی توجه به این امر اقدام به فرزندآوری نمایند، آیا مسئولیتی خواهند داشت یا خیر و در صورت پاسخ مثبت، جبران خسارت به چه ترتیب باید باشد. به نظر می رسد با توجه به مبانی و مصالح موجود در این موضوع، می توان مسئولیت مدنی والدین را محرز دانست؛ زیرا این طفل به راستی متحمل زیان های مالی و معنوی می گردد. برای جبران می توان از روش های متناسب بهره برد و ضمناً روش پرداخت مستمری با توجه به خسارت مطرح در این موارد، پیشنهاد مناسبی به نظر می رسد.
الگوی مصرف رسانه های اجتماعی و انجام رفتارهای پر خطر در میان جوانان 18 تا 25 سال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استفاده از رسانه های اجتماعی با فرصت ها و تهدیدهایی از جمله بروز رفتارهای پرخطر همراه است. مطالعه حاضر با استفاده از نظریه استفاده و رضایتمدی و نظریه هنجارهای اجتماعی و همچنین تکیه بر ادبیات پیشین تحقیق درصدد شناخت رابطه بین الگوی مصرف رسانه های اجتماعی و انجام رفتارهای پرخطر در میان نوجوانان و جوانان است. در این پژوهش مقطعی که به صورت کمّی انجام شد، پس از بررسی روایی و پایایی پرسشنامه، 406 پاسخگوی 18 تا 25 ساله نسبت به تکمیل پرسشنامه آنلاین اقدام کردند. تحلیل کمی با استفاده از نرم افزار SPSS و ایموس انجام شد. از بین رسانه های مورد مطالعه، اینستاگرام، واتساپ، شاد و تلگرام بیشترین استفاده را داشته که کاربران به طور عمده شب ها و از طریق گوشی تلفن همرا به این رسانه ها دسترسی می یابند. بر اساس یافته های تحقیق، بروز رفتارهای پرخطر به طور کلی در بین پاسخگویان پایین گزارش شده است. سهولت استفاده از رسانه های اجتماعی با رفتارهای پرخطر دارای همبستگی معنا دار است. در بررسی تأثیر غیرمستقیم روابط بین متغیرهای نظریه استفاده و رضایتمندی از طریق هنجارهای اجتماعی، رابطه معناداری مشاهده نشد. این یافته ها می تواند در طراحی و اجرای برنامه های مداخله ای با هدف پرهیز از انجام رفتارهای پرخطر ناشی از استفاده رسانه های اجتماعی کمک کننده باشند.
Resilience, Loneliness, and Impulsivity among Adolescents: A Systematic Review of the Literature(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Individuals going through adolescence faced a significant number of changes from biological, and cognitive to social and emotional. Due to the changes experienced by adolescents, it is susceptible for adolescents to experience a high level of loneliness. The correlation between loneliness and impulsivity and the association between impulsivity and self-harm as well as self-injurious behaviors puts adolescents in a vulnerable position in performing undesirable acts or behaviors. On the other hand, resilience plays a significant role in an individual’s ability to cope with an adverse situation or bounce back quickly after the undesired situation in order to maintain or regain mental health. Therefore, the objective of this study is to run review research through contemporary studies to summarize accumulative documents in the area of resilience, loneliness, and impulsivity among adolescents to investigate the mediating role of resilience. Methodology: For this, a search was carried out on the Web of Science, Google Scholar, and PubMed. Thus, a set of keywords was used, followed by filtering main keywords, resulting in a review of 99 articles published a decade ago. Findings: The results demonstrated that the number of adolescents having mental illness increased significantly over the years, and adolescents aged 16 and above are at risk of mental disorders. Besides that, this research revealed that adolescents in Malaysia are at risk of peer and social rejection, which is highly associated with loneliness and also has a correlation with aggression and impulsivity. Conclusion: It was seen that loneliness and impulsivity are essential risk factors for adolescents’ mental health and resilience can consider effective cognitive and coping skills for adolescents. It was also perceived that most of the papers focus on the investigation of the correlation between loneliness, impulsivity, and resilience, being necessary to develop more experimental studies on the effectiveness of resilience therapy for adolescents’ enrichment. These results serve as a source of reference for future research.
تغییرات آب وهوا و جامعه کشاورزی (مطالعه ادراک کشاورزان استان اصفهان از پیامدهای مرتبط با تغییرات آب وهوا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه تغییرات آب وهوا به دلیل ماهیت جهانی آن، پیامدهای گسترده ای برای همه کشورها به همراه دارد. ایران به عنوان کشوری درحال توسعه، آسیب های زیادی از تغییرات آب وهوا دیده است. استان اصفهان به دلیل برخورداری از جغرافیای خشک، پدیده های آب وهوایی مانند خشکسالی را تجربه کرده است. یکی از آسیب پذیرترین گروه ها در برابر تغییرات آب وهوا، کشاورزان هستند. هدف از این مطالعه، بررسی ادراک کشاورزان از پیامدهای تغییرات آب وهوا در استان اصفهان است.پژوهش حاضر، کیفی و میدانی است. تکنیک پژوهش حاضر، مصاحبه های نیمه ساختاریافته است. در این پژوهش، 29 مصاحبه با نمونه گیری هدفمند و نظری انجام گرفت. داده ها با استفاده از تحلیل نظریه زمینه ای کدگذاری شدند.در این مطالعه «تغییرات آب وهوا به مثابه مخاطره چندبعدی» به عنوان مقوله اصلی استخراج شد. براساس ادراک و تفسیر کشاورزان، تغییرات آب وهوا زندگی کشاورزان را در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، روانی، محیط زیستی و کشاورزی تحت الشعاع قرار داده است.تغییرات اقلیمی تأثیرات جبران ناپذیری بر ساختار روستاها داشته است. حوزه های اجتماعی، اقتصادی، روانی، محیط زیستی و کشاورزی کاملاً به یکدیگر وابسته هستند و تغییر در هریک به تغییر در دیگری منجر می شود. کشاورزان ابتدا خطرات تغییرات آب وهوایی را از طریق ایستگاه های مختلف اطلاعات اجتماعی و شخصی درک می کنند. سپس با توجه به ادراک خطرات، پاسخ هایی می دهند که اثرات را موجی و آثار سطوح دیگر را گسترش می دهد. احیای سیستم های محلی مدیریت آب، افزایش آگاهی کشاورزان و اجرای قوانین مؤثر می تواند اثرات تغییرات آب وهوایی بر زندگی کشاورزان را کاهش دهد.
نقش واسطه ای هوش هیجانی در رابطه تعارض کار- خانواده و طرحواره عشق با نگرش به روابط فرازناشویی زوجینِ هر دو شاغل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۷۵
461 - 481
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش واسطه ای هوش هیجانی در رابطه تعارض کار خانواده و طرحواره عشق با نگرش به روابط فرازناشویی زوجینِ هردو شاغل انجام شد. روش پژوهش هم بستگی از نوع مدل یابی معادله های ساختاری بود. جامعه آماری زوجینِ هردو شاغل شهر تهران بودند. حجم نمونه 212 نفر بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس هوش هیجانی شات، مقیاس تعارض های کار خانواده کارلسون، مقیاس طرحواره عشق سینگلس و مقیاس نگرش به روابط فرازناشویی مارک واتلی بود. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-26 و AMOS-24 انجام شد. یافته ها نشان داد تعارض کار-خانواده و طرحواره عشق بی ثبات بر متغیر نگرش به روابط فرازناشویی، مثبت و معنا دار بود. اثر طرحواره عشق ایمن و هوش هیجانی بر متغیر نگرش به روابط فرازناشویی، منفی و معنادار بود، ولی طرحواره عشق چسبنده بر متغیر نگرش به روابط فرازناشویی، معنادار نبود. اثر طرحواره عشق ایمن، طرحواره عشق بی ثبات و تعارض کار خانواده بر نگرش به روابط فرازناشویی با نقش میانجی هوش هیجانی معنادار بود. طرحواره عشق چسبنده بر نگرش به روابط فرازناشویی، معنا دار نبود. زمانی که تعارض کار خانواده پدید می آید، فشار ناشی از یک نقش، بر کارکرد شخص در نقش دیگر اثر می گذارد.