فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۳۶۱ تا ۳٬۳۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
امروزه پدیده دموکراسی به یک امری جهانی و همه گیر تبدیل شده، اما با وجود این تعدادی از کشورها هنوز وارد این جرگه نشده و تعدادی هم که به این پدیده پیوسته اند، از سطح رشد و شکوفایی دموکراسی به یک اندازه برخوردار نیستند. عوامل متعددی در پیدایش، رشد و شکوفایی دموکراسی و نگرش به آن مؤثر هستند؛ یکی از این عواملِ تأثیرگذار، «هویت جمعی» است. هدف تحقیق حاضر بررسی رابطه بین هویت جمعی و نگرش به دموکراسی است. برای دستیابی به این هدف از مجموعه داده های پیمایش جهانی «اینگلهارت» طی سال های 2020-2017م. استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش کشورهای اروپای غربی (آلمان، سوئد و اسپانیا)، کشورهای خاورمیانه(ایران، عراق و مصر) و کشورهای نوظهور آسیایی (ترکیه، کره جنوبی و مالزی) می باشد. نتایج پژوهش نشان داد که نوع غالبِ هویتِ جمعی، نگرش و شناخت به دموکراسی را تحت تأثیر قرار می دهد؛ هم چنین نتایج پژوهش بیانگر نگرش متفاوت به دموکراسی در بین سه گروه از کشورهای مذکور است. طبق این نتایج کشورهای اروپای غربی از نمره بالاتر، بعد از آن کشورهای خاورمیانه و سپس کشورهای نوظهور آسیایی قرار دارند؛ هم چنین نتایج پژوهش نشان می دهد برخی از متغیرهای شاخص دموکراسی با ساختار فرهنگی و ارزشی جوامع در تناقض است.
تجربه مادری و چالش های فرزندآوری زنان شاغل: مطالعه کیفی در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نزدیک به دو دهه است که میزان باروری کل در ایران، در سطح جانشینی و پایین تر از آن قرار گرفته است. از منظری دیگر، در بستر تحولات اجتماعی دهه های اخیر در ایران، در میان نسل های جدید جامعه ایرانی، روند مشارکت زنان در سطوح عالی آموزش و نیز در بازار کار، افزایش یافته است. در چنین شرایطی، در نگاه زنان، تحصیلات و اشتغال عاملی در تزاحم و گاهی در تعارض با فرزندآوری نمایان می شود. این مقاله با رویکرد پژوهش کیفی، چالش های فرزندآوری زنان شاغل را واکاوی کرده است. افراد مطالعه شده، شامل 22 زن ازدواج کرده شاغل در شهر تهران بودند که ازطریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و از آنها مصاحبه شد. گردآوری داده ها در بهمن سال 1401 تا اردیبهشت 1402 با ابزار مصاحبه عمیق و تحلیل داده ها با تکنیک تحلیل مضمون انجام شد. یافته های مطالعه حاکی از آن است که اهم چالش های مرتبط با فرزندآوری زنان شاغل شرکت کننده در این مطالعه، در 10 خرده مضمون و 4 مضمون اصلی احصاشدنی است که عبارت اند از: چالش های شغلی (محیط کار)، فرزندپروری، اقتصادی و آموزش فرزندان. برآیند این شرایط، تمایل زنان شاغل مشارکت کننده در این پژوهش را به داشتن فرزند کمتر، به عنوان یکی از راه های اجتناب از این تعارض ها و چالش ها سوق داده است. با این اوصاف، به نظر می رسد که طراحی برنامه ها و سیاست ها در جهت کاهش این تعارض ها و چالش ها، راهبرد مؤثری برای افزایش فرزندآوری زنان شاغل باشد.
بررسی کهن الگوی سایه یونگ در هفت پیکر نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقادی مبتنی بر تحلیل های روانشناسی، علم به نسبت جدیدی است که می توان با آن به معرفت شناسی و هستی شناسی آثار و افکار شعرای زبان فارسی پرداخت. در این پژوهش محقق در صدد است هفت پیکر نظامی را با استفاده از رویکرد تحلیلی روانشناسانه سایه مورد واکاوی قرار دهد. این پژوهش، از نوع توصیفی- تحلیلی است. نمونه مورد مطالعه، داستان هفت پیکر نظامی است که بر مبنای نظریه سایه یونگ مورد تحلیل قرار می گیرد. سایه در هفت پیکر نظامی با خصلت هایی مانند زودباوری، حرص و طمع، شهوت و میل به رابطه خارج از ازدواج با زنان، غرور و خودبزرگ بینی و تکبر، نمود پیدا کرده است. نظامی راه خلاص از این صفات بد (سایه) را در تفکر و گفتگو و صداقت (داستان دوم)، پرهیزگاری و فروتنی (داستان بشر و ملیخا)، کسب علم و دانش (داستان بانوی حصاری)، پاکی و حسن نیت و توبه (داستان ماهان و دیوان)، پاک نهادی (داستان خیر و شر) و پذیرش خطا و توبه (داستان هفتم)، معرفی می کند. تمام قهرمانان هفت داستان، افرادی درست کردار و در ظاهر امین و پاک نهاد بوده اند؛ اما در بزنگاه های زندگی پای آن ها لغزیده و گرفتار بلا و مصیبت شده اند. نظامی در این منظومه با نشان دادن امکان خطا و لرزش برای همه افراد، حتی افراد با ویژگی های انسانی مثبت، نشان می دهد که در نهایت این افراد به دلیل همان ذات نیکویی که دارند، بر سایه خود فایق آمده و از خطایی که کرده اند و بلایی که در آن گرفتار شدند، نجات پیدات می کنند.
سالاری در دین زردشتی و مشابهت های آن با انواع سرپرستی در فقه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۷۳
59 - 72
حوزههای تخصصی:
در هر دو دیانت زردشتی و اسلام، خانواده گروهی اجتماعی به حساب می آمد و همین امر اقتضا می کرد مقامی آن را هدایت کند. این مسئولیت به پدر/شوهر محول شده بود و وی به عنوان سالار یا سرپرست خانواده محسوب می شد. بررسی مسئله فوق در دو دین زردشتی و اسلام نشان می دهد که وجوه مشترک چشمگیری بین دو دیانت یادشده در این زمینه وجود دارد. بر این اساس، مسئله اصلی پژوهش حاضر بررسی تطبیقی سالاری یا سرپرستی در دین زردشتی و اسلام است. نتایج حاصله از پژوهش نه تنها به تبیین و تحلیل موضوع سالاری یا سرپرستی در هرکدام از این دو دین خواهد انجامید، بلکه وجوه اشتراک و افتراق دو دین را نیز در این زمینه روشن خواهد کرد.
همبستگی و تضاد در روابط فرزندان بزرگ سال و والدین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۷۳
91 - 106
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، با استفاده از روش تحلیل طبقه پنهان و نرم افزار Mplus به گونه شناسی روابط فرزندان بزرگ سال و والدین پرداخته ایم. جامعه آماری پیمایش، زنان و مردان هجده سال و بالاتر شهر تهران بودند که حداقل یک والد زنده داشتند و با والدین خود هم سکنا نبوده اند. ابزار به کارگرفته شده پرسش نامه بوده و به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، نمونه ۱۰۰۰نفری از 30 حوزه شهر تهران انتخاب شده است. نتایج نشان داده: الگوی روابط فرزندان بزرگ سال با پدر و مادر تقریباً یکسان بوده و چهار گونه رابطه هماهنگ، عاطفی، اجباری، و ناسازگار شناسایی شده که متأثر از شرایط ساختاری بوده اند. روابط هماهنگ بیش از ۵۰ درصد و روابط عاطفی بیش از ۳۰ درصد را به خود اختصاص داده اند. روابط اجباری در سطح پایین و در مادران بیش از پدران (۵/۵ در برابر ۵/۳) بوده و روابط ناسازگار نیز در سطح پایین و در پدران بیش از مادران بوده است (۶/۸ در برابر ۷/۳). با افزایش فاصله جغرافیایی شانس قرارگرفتن در گونه های عاطفی و ناسازگار افزایش یافته است. روابط ناسازگار در افرادی که پدرانشان طلاق گرفته یا بدون همسر بوده اند، بیش از دیگر گونه ها گزارش شده است. کیفیت رابطه با والدین، در گونه هماهنگ و عاطفی، بالاتر از گونه اجباری و به ویژه گونه ناسازگار بوده است. به طور کلی می توان گفت در روابط میان فرزندان بزرگ سال و والدین در شهر تهران، همبستگی نسلی غالب بوده و تضاد نسلی شایع نیست.
Identifying and Evaluating the Effective Educational Factors on the Development of Entrepreneurial Talents(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Entrepreneurship plays an effective role in creating and increasing employment, and the development of entrepreneurial talents is effective in this field. As a result, the aim of this study was to identifying and evaluating the effective educational factors on the development of entrepreneurial talents. Methodology: The method of this research was of mixed exploratory type (qualitative and quantitative). The population of the qualitative part of this research was the Iranian academic and electrical industry experts, which according to the principle of theoretical saturation, 20 people of them were selected by purposive sampling method and were subjected to semi-structured interviews. The population of the quantitative part of this research was the employees of specialized parent companies, which 218 people of whom were selected by multi-stage cluster random sampling method and answered the researcher-made questionnaire. The validity and reliability of the tools of both qualitative and quantitative parts were examined and confirmed and the data obtained from their implementation were analyzed by open, axial and selective coding methods in MAXQDA-V2020 software and exploratory factor analysis and one sample t-test in SPSS-V23 and LISREL-V8 software. Findings: The findings of this study in the qualitative part showed that the effective educational factors on the development of entrepreneurial talents had 66 indicators, 16 components and 2 categories; So that the category of effective educational factors has 8 components including the psychological characteristics of the teacher, social intelligence, organizational coordination, encouraging talents to entrepreneurship, leadership and management style, educational content, space and educational equipment and teaching methods and the category of development of entrepreneurial talents has 8 components including risk-taking, locus of control, need to success, mental health, pragmatism, ambiguity tolerance, dreaming and discovering and exploiting from opportunities. Also, the findings of this study in the quantitative part showed that the effective educational factors on the development of entrepreneurial talents had 66 items and 16 components in 2 dimensions of effective educational factors and development of entrepreneurial talents; So that all the items had a factor load of higher than 0.40, all components had a content validity ratio of higher than 0.70, all of them had an average extracted variance of higher than 0.50, and all of them had a Cronbach's alpha of higher than 0.70. In addition, the average of all components of effective educational factors and development of entrepreneurial talents except mental health significantly was higher than the hypothetical average (P<0.05). Conclusion: According to the results of this study for improvement and development of entrepreneurial talents can be establish the field for the realization of effective educational factors on it including the psychological characteristics of the teacher, social intelligence, organizational coordination, encouraging talents to entrepreneurship, leadership and management style, educational content, space and educational equipment and teaching methods.
بررسی نشانه- معناشناختی تبلیغات گردشگری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بازنمایی نمادین مقاصد گردشگری ایران می پردازد و تلاشی برای رمزگشایی از شیوه های تبلیغاتی برای به چالش کشیدن رقبا در یک بافت نمادین است. به این منظور پنج ویدئوی تبلیغات گردشگری ایرانی بر پایه اصول نشانه-معناشناسی بررسی شدند. هدف این مقاله پاسخ به این سوال بود: مقاصد گردشگری در ایران چگونه نمایش داده می شوند؟ تجزیه و تحلیل نشان داد که ویدئوهای تبلیغاتی گردشگری بر نوعی خود شرق شناسی تمرکز دارند. این تمرکز تا حدودی نشان دهنده نگاه نهادی است که در مواد تبلیغاتی گردشگری ایران نفوذ کرده است. این نگاه تصویری از ایران به عنوان یک کشور شرقی مسلمان بازتولید می کند که با استراتژی های گردشگری دهه های آینده مطابقت ندارد. این نوع تبلیغات هنگام تلاش برای اعتلای کشور در چندین زمینه مشکل ایجاد می کند و علاوه بر آن همه فعالیت های گردشگری را در بر نمی گیرد. بر مبنای تحلیل ارائه شده، پیشنهاداتی برای روندهای تبلیغاتی آتی ارائه شده-است.
ظرفیت های اقتباس برای نویسندگی در کتاب صوتی (مطالعه موردی روی کتاب قطار به موقع رسید از هاینریش بُل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۱)
163 - 177
حوزههای تخصصی:
امروزه کتاب صوتی به کمک انسان معاصر آمده است. بنابراین باید به عنوان یک رسانه مستقل عمل کند. رسانه جدید، باید روایت جدیدی ارائه دهد. اینجا اهمیت نویسنده کتاب صوتی مشخص می شود. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی و مطالعه موردی بنابر نظریه لیندا هاچن انجام شده ا ست. هاچن، به پهنه مطالعات اقتباس وسعت بیشتری می دهد، و رابطه خطی و سلسله مراتبی اقتباس را کنار می گذارد و مدل جدیدی به نام بینامتنیت مطرح می کند. هاچن مسئله ارزش گذاری را از موضوع اقتباس حذف می کند و اقتباس را، نه به عنوان محصول نهایی که اتفاق افتاده، بلکه یک فرایند می بیند. به نظر می رسد تجربیات رسانه رادیو برای تولید کتاب صوتی کمک کننده است. بنابراین، کتاب صوتی به جایگاه اندیشمندانه تری دست می یابد. اقتباس مقوله ای است که در عرصه های ادبی، هنری و رسانه ای ورود کرده، و کتاب های صوتی ظرفیت های شگرفی در این زمینه دارند. اقتباس در سطوح مختلف صورت می گیرد. به عبارتی، اقتباس در وهله نخست با تغییر ماده اتفاق می افتد، چون فرایندی است که از یک رسانه به رسانه دیگر صورت می گیرد. بنابراین می تواند پا را فراتر بگذارد. همچنین کتاب صوتی برای جذب مخاطب و حفظ جایگاه خود، باید دست به بازآفرینی بزند. نویسنده اقتباس شنیداری، با پرواز تخیل خود در راستای طرح داستان، بازآفرینی می کند. پایه و اساس بازآفرینی، تخیل است. اثر بازآفریده، اثری است مستقل و تازه. وقتی به کتاب صوتی، موسیقی، افکت اضافه می شود، اثر خودبه خود رنگ و بوی اقتباس می گیرد. در نتیجه اقتباس در سراسر کتاب صوتی جاری است، از شروع گرفته تا پایان.
تأثیر رهبری تحول آفرین بر تاب آوری سازمانی با نقش واسطه ای رفاه ذهنی در پلیس +10 شهر کرمانشاه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۹۱
۲۵۱-۲۱۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تاب آوری سازمانی یک موضوع روان شناختی است که با کارایی و عملکرد کارکنان گره خورده است که از طریق رهبری تحول آفرین به واسطه عاملی کلیدی با عنوان رفاه ذهنی می توان آن را بهبود بخشید. بنابراین، هدف این مطالعه بررسی تأثیر رهبری تحول آفرین بر تاب آوری سازمانی با نقش واسطه ای رفاه ذهنی در پلیس +10 شهر کرمانشاه است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- پیمایشی از نوع علی است. حجم نمونه شامل 157 نفر از کارکنان پلیس +10 در شهر کرمانشاه بود که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های رهبری تحول آفرین باس و آولیو (2000)، تاب آوری سازمانی پرایاگ و همکاران (2018) و رفاه ذهنی (محقق ساخته) بود. تحلیل داده ها با آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آزمون کلموگروف- اسمیرنوف با استفاده از نرم افزار SPSSver.26 و مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار Amos24 انجام گرفت. یافته ها: رهبری تحول آفرین بیش از یک سوم (34 درصد) از تغییرات تاب آوری سازمانی را پیش بینی می کند. همچنین رهبری تحول آفرین به میزان 35 درصد رفاه ذهنی کارکنان را تبیین و تفسیر می کند. درنهایت رفاه ذهنی به میزان 23 درصد تغییرات تاب آوری سازمانی را پاسخ داد. یافته های حاصل از فرضیه کلی پژوهش با استفاده از آزمون سوبل نشان داد که رهبری تحول آفرین از طریق متغیر رفاه ذهنی بر تاب آوری سازمانی اثر معنادار و مثبتی دارد. بحث: برای بهبود تاب آوری سازمانی می توان از رهبری تحول آفرین بهره جست که به واسطه رفاه ذهنی این امر تسریع بیشتری می یابد.
تعیین کننده های بقای ازدواج اول زنان مطلقه در ایران: مطالعه ای در میان زنان بدون تجربه زندگی مشترک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه انجمن جمعیت شناسی ایران سال ۱۸ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۵
305 - 362
حوزههای تخصصی:
شناسایی عوامل زمینه ساز تعارض زوجین به ویژه زنان قبل از آغاز زندگی مشترک به منظور پیشگیری از گسست قانونی و همچنین افزایش رضایت زناشویی در مراحل بعدی ازدواج ضروری به نظر می رسد. هدف مطالعه حاضر، بررسی عوامل مؤثر بر بقای ازدواج اول 279 زن مطلقه بدون تجربه زندگی مشترک است که اطلاعات آن ها در پیمایش مقطعی طلاق سازمان ثبت احوال کشور در پاییز 1396-1397 جمع آوری گردیده است. در این مطالعه، ابتدا مهم ترین تعیین کننده های بقای ازدواج با استفاده از رویکرد ناپارامتری جنگل بقا انتخاب و سپس عوامل مؤثر با استفاده از روش های تحلیل بقای پارامتری با شکنندگی های فردی و مشترک شناسایی شدند. به ترتیب 17.9 و 30.1 درصد از زنان بقای ازدواج کمتر از یک سال و 1 تا 2 سال داشتند. با استفاده از کارآترین الگوریتم جنگل بقا در پیش بینی، متغیرهای پیش بین انتخاب و مدل زمان شکست شتابیده وایبل با شکنندگی مشترک به عنوان مدل نهایی بقای ازدواج اول برازش یافت. براساس این مدل، متغیرهای تعداد سال های تحصیل (0.001=p-مقدار) و تعداد سال های آشنایی غیررسمی (0.013=p-مقدار) و رسمی (0.007=p-مقدار) روی بقای ازدواج تأثیر معنی دار داشتند. بنابراین، اتخاذ سیاست هایی متناسب به منظور فراهم کردن امکان اشتغال زنان تحصیل کرده، افزایش طول مدت آشنایی رسمی و کاهش طول مدت آشنایی غیررسمی با هدف ماندگاری ازدواج زنان در دوران قبل ازدواج ضروری است.
رابطه میزان هوش فرهنگی و قوم گرایی؛ مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه ملایر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو، باهدف سنجش میزان هوش فرهنگی و تشریح رابطه آن با میزان قوم گرایی در بین دانشجویان ساکن در خوابگاه های دانشگاه ملایر به روش پیمایشی و با بهره گیری از پرسشنامه انجام شده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برابر با 350 نفر است و نمونه به شیوه نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. در این پژوهش، دانشجویان در سطح متوسط به بالا (43/73) از هوش فرهنگی برخوردار هستند. همچنین، میزان قوم گرایی آن ها پایین تر از سطح متوسط (49/56) به دست آمد. نتایج آزمون همبستگی، نشان از معنادار و معکوس بودن رابطه بین هوش فرهنگی (50/0-) و میزان قوم گرایی دارد. به علاوه، هم بستگی معناداری میان ابعاد هوش فرهنگی (شناختی، فراشناختی، انگیزشی و رفتاری) با قوم گرایی تأیید گردید. علاوه بر این، نتایج رگرسیونی حاکی از آن است که از بین متغیرهای مستقل ابعاد هوش فرهنگی، متغیرهای هوش فرهنگی رفتاری با مقدار بتای 29/0 و هوش فرهنگی شناختی با مقدار بتای 27/0، بیشترین سهم را در تبیین متغیر وابسته داشته اند. درنهایت، مجموع متغیرهای واردشده در الگوی رگرسیونی توانسته اند که 4/32 درصد از واریانس و یا تغییرات میزان قوم گرایی دانشجویان را تبیین کنند.
در جستجوی الگویی برای نظام جبران خدمات قضات مبتنی بر الزامات آموزش و بهسازی سرمایه انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استقرار عدالت در یک کشور، در درجه نخست تابع سلامت قوه قضاییه است و این امر مستقیماً به سلامت قضات آن بستگی دارد. در این راستا، رعایت شأن و منزلت قضات در چارچوب یک نظام جبران خدمات جامع برای دستگاه قضایی کشور، امری کاملاً ضروری و اجتناب ناپذیر است؛ چرا که به نظر می رسد، توسعه سیاست نظام جبران خدمات قضات در فرآیند جذب و به کارگماری، آموزش و بهسازی، انگیزش و نگهداری ایشان در راستای اهداف راهبردی تعیین شده، همچنان یکی از حلقه های مفقوده است. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی نظام جبران خدمات قضات مبتنی بر الزامات آموزش و بهسازی سرمایه انسانی و اعتبارسنجی آن انجام شده است. طرح تحقیق، کیفی و پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر چگونگی گردآوری اطلاعات از نوع مطالعه موردی است. مشارکت کنندگان شامل 15 نفر از خبرگان و قضات با تجربه قوه قضاییه با رزومه عالی بودند. نمونه گیری با روش هدفمند از نوع گلوله برفی انجام شد و به صورت نیمه ساختاریافته از ایشان مصاحبه به عمل آمد. داده ها به کمک نرم افزار MAXQDAv2020 و به روش تحلیل مضمون مورد تحلیل قرار گرفته و کدگذاری شد و برای اعتباریابی الگوی پژوهش از شاخص های مقبولیت اشتراوس و کوربین؛ تکنیک بازدید توسط اعضاء و رویکرد خود بازبینی توسط محقق استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان داد که مهم ترین ابعاد الگوی جبران خدمات قضات مبتنی بر الزامات آموزش و بهسازی سرمایه انسانی عبارتند از انگیزاننده های مرتبط با فرد، انگیزاننده های مرتبط با عملکرد، انگیزاننده های مرتبط با شغل، انگیزاننده های علمی، انگیزاننده های پایه.
نقش زنان ایثارگر در انقلاب اسلامی
منبع:
شاهد اندیشه دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۷)
213 - 228
حوزههای تخصصی:
از همان ابتدای تاریخ اسلام زنان سرچشمه ایثار گذشت و نجابت بودند. تاریخ دنیا کم نیست از وجود بانوان فداکاری که برای حفظ اسلام و اشاعه آن از جان و فرزندان خود هم گذشته اند و در راه اسلام از هیچ امری دریغ نکرده اند. ایثار و فداکاری های حضرت زینب و بانوان فداکار و شجاع حاضر در قیام کربلا جلوه عظیمی از روح شهادت طلبی و ایثار زنان مسلمان در تاریخ است و حالا زنان غیور ایرانی باالگو گرفتن از فداکاری های حضرت زینب (س)، در جریان رهایی از ظلم و ستم و استبداد پهلوی، رشادت های بی نظیری از خود بر جای گذاشتند و در کنار مردان و حتی جلوتر از آنان از آزمون صبر و استقامت و فداکاری سربلند بیرون آمدند. زنان در این انقلاب در بسیاری از فعالیت ها و رویدادهای مهم شرکت داشتند. آن ها به عنوان فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در اعتراضات و تظاهرات شرکت کردند و نقش بسیار مؤثری در تحولات سیاسی این دوران بودند. زنان در ترویج ارزش های دینی و فرهنگی نیز نقش مهمی داشتند و در تحولات فرهنگی انقلاب همراه با مردان به عنوان مدافعان انقلاب به شمار می رفتند. این مقاله در خصوص این است که گوشه ای از فعالیت ها و فداکاری های زنان را در جریان انقلاب اسلامی به عنوان یکی از مهم ترین وقایع این سرزمین بیان کند.
متافیزیک سیاست در جهان بینی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه های اجتماعی متفکران مسلمان سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
158 - 173
حوزههای تخصصی:
سیاست چه نسبتی با متافیزیک دارد؟ آیا می توان برای سیاست، مبانی یا بنیادهایی متافیزیکی در نظر گرفت که بتواند به ما در توصیف ماهیت امر سیاسی کمک کند؛ یا اینکه همان طور که در سیاست به معنای جدید طرح می شود، سیاست فاقد بنیادهای فلسفی، نظری یا متافیزیکی است؟ این پژوهش به سراغ این پرسش رفته است که سیاست در جهان بینی اسلامی بر چه بنیادهای نظری یا متافیزیکی استوار است؟ به نظر می رسد برای پاسخ به این پرسش مهم باید ابتدا به سراغ تقسیم بندی های اولیه از دانش در بین مسلمین یعنی حکمت نظری و عملی رفت. با بررسی سیر دانش از این منظر و ارتباط میان این دو می توان گفت «فلسفه به معنای خاص» یا «الهیات»، آبشخور اصلی گزاره های متافیزیکی مؤثر بر سیاست در جهان بینی اسلامی است، گزاره هایی که به یک معنا ماهیت متفاوتی به سیاست در جهان بینی اسلامی بخشیده است.
روشهای بصیرت افزای امام رضا علیه السلام در مواجهه با فتنه و دلالتهای آن برای جامعه امروز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسلام دین آگاهی ودانایی است وسراسر آیات قرآن و احادیث شریف، فراخوان دانایی و شناخت است.بنابراین اصل تردید ناپذیر درهر کار، نخست شناخت ابعاد جامع آن است.به گواهی تاریخ بصیرت عاملی است که بیش از هر عامل دیگری درموفقیت ویا ناکامی جریانات نقش داشته است.بنا به فرموده امام رضا(ع)یکی از خصائلی که موجب کمال می شود بصیرت است.لذابا توجه به جایگاه خطیر بصیرت و آثارو پیامدها و نقش آن درعبورسالم از فتنه های آخرالزمان، این پژوهش با هدف شناسایی روشهای بصیرت افزا از منظر امام رضا (ع) و نحوه الگوگیری از آن در جامعه امروز با رویکردکیفی انجام شددر بخش اول به شیوه پژوهش تاریخی از طریق تحلیل اسنادی و دربخش دوم جهت مشابهت یابی وقایع فتنه دوران امام رضابا شرایط جامعه امروز وارائه الگوی راهبردی، به شیوه تطبیقی استنتاجی صورت پذیرفت دراین پژوهش ابتدا با مراجعه به منابع و روایات، نوع مواجهه امام رضا (ع) در برابر فتنه های زمان خویش به خصوص فتنه واقفیه،شناسایی گردی و ملاحظه شد که تمامی این روشها در آیات و روایات درزمره مولفه های بصیرت آفرین است:تبیین جایگاه امامت و ولایت، تبیین و تاکید برتولی وتبری، ایجاد شبکه تبلیغی دارای خط فکری قدرتمند، تاکید بر نشر احادیث مستند وبرپایی حلقه های حدیث،جلسات مناظره و دعوت به تفکر و تعقل و تمسک به قرآن سپس با مشابهت یابی دوران امام رضا(ع) و زمان حال راهکارهای متناسب با مواضع امام رضا(ع) در دوران خویش برای جامعه امرو ارائه گردید که می توان گفت تمامی راهبردهای شناسایی شده ذیل مفهوم محوری "جهاد تبیین" قابل جمع است
پژوهش به مثابه برساخت: چهارچوب روش شناختی نظریه کنشگر-شبکه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۵۰)
131 - 153
حوزههای تخصصی:
نظریه کنشگرشبکه دلالت های روش شناختی مهمی دارد و در چند سال اخیر به ویژه در رشته های علوم اجتماعی بسیار مورد استفاده قرار گرفته است. پژوهشگران زیادی با علایق گوناگون به عناصر روش شناختی (و هستی شناختی) این نظریه توجه کرده اند. با این حال، همواره ابهاماتی در این که این چارچوب دقیقاً چیست و چگونه در پژوهش های کیفی کاربرد دارد، وجود داشته است و به ابهامات و پرسش هایی در این باره دامن زده است. ما در این مقاله سعی می کنیم عناصر این چهارچوب را روشن کنیم. دروهله نخست عناصر هستی شناختی کلیدی نظریه کنشگرشبکه استخراج خواهیم کرد و بر اساس آن برخی از قواعد کلی روش شناختی آن را بر اساس منابع اصلی این نظریه طرح می کنیم. سپس با استفاده از ابزارها یا مفاهیمی از نشانه شناسی، پدیدارشناسی، و قوم نگاری، چارچوبی روش شناختی چهار مرحله ای را برای پژوهش های کیفی مبتنی بر ای ان تی به همراه راهبردها، روش ها و ابزارهای آن ها پیشنهاد می کنیم و به برخی از پرسش های آن ها پاسخ خواهیم داد.
Caste in Goa: Glimpses of Transition from Caste to Class(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The caste system has undergone many changes, many people have predicted its soon demise, but it has proven to stay. Many theories such as Sanskritization by M.N. Srinivas have been written about the caste system and many studies showed that caste has retreated, though not disappeared, from several spheres of life. A delinking of occupation and caste, increased inter-caste and interreligious marriages and the status of a person is increasingly measured not by traditional hereditary factors such as caste but individual parameters such as wealth, job security and career chances, that are factors which can individually be acquired. Thus, researchers said that class will supplant caste, but recent research has shown that it would be better not to see these two as opposed to each other and rather study the similarities. We have researched in rural and urban areas with in purposefully selected areas in Goa with people from many different social backgrounds, religions, caste, and as well tribal background. We have opted to use mainly qualitative research. The open-ended informal interview or semi-structured interview with an interview guide was mostly used as it provides best insight in how people perceive their life and changes. Due to social changes such as democratization after Liberation from the Portuguese colonial rule in 1961, the Land Tiller’s Act which transferred the land from the owners to the tillers and migration, which offered especially to the former working class higher incomes, caste markers have undergone changes as well. A significant change to individual choices from inherited traditional caste rules could be observed, which depended on individually acquired characteristics. Hereditary traditional factors such as caste, which are non-personal, retreated to the background. As caste is seen by many as discrimination, people try to get rid of it or hide it as much as possible. That means that obvious caste markers such as names of wards indicating one’s profession or caste background cannot be used anymore, as the composition of castes in wards have changed as well. Profession and caste have been decoupled, the sitting order in the church does not indicate caste anymore and other traditional caste markers have become obsolete. Thus, people have found out new markers to orient themselves in their social world. These factors were for instance language. The accent of course could be changed, as certain accents were related to specific varnas and as well jaatis. As ward names have changed, the setting and look of wards became important, such as the space in front of the house and the absence or presence of agricultural tools or harvest versus flower beds and expensive children’s toys were gauged. The style of the house, how many stories and the style of color and decoration were considered as well. The behavior and demeanor became very important as well as the style of clothes and jewelry one was wearing. As well how feasts and parties were celebrated. These individual factors of gauging the status of a person did have significant influences and repercussions on social set up in urban and very strong as well in rural areas. The member composition or formal and informal meetings and local NGOs are due to personal interest and skills. Thus, hot issues in villages are decided by expected personal gain and interest. Professions get a new ranking according to career chances and income, dining with others depends on personal liking. Despite this emerging class character, we should not see class and caste dichotomous, as people use either of them in different situations depending on what they feel might get them better chances to advance to their goals. Seeing caste and class as complimentary and not dichotomous helps
بررسی جامعه شناختی فرصت ها و محدودیت های تنوع قومیتی مؤثر بر احساس تعلق به اجتماع ملی (مورد مطالعه کلانشهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۹
1347 - 1388
حوزههای تخصصی:
احساس تعلق به اجتماع ملی، یکی از مهم ترین موضوعاتی است که کشورهای دارای تنوع قومیتی با آن مواجه اند. برای شکل گیری همبستگی، اتحاد و دلبستگی ملی، در هر جامعه ای به وجود احساس تعلق به اجتماع ملی و ارزش های مشترک در میان افراد آن جامعه نیازمند است. هدف اصلی در این پژوهش بررسی جامعه شناختی فرصت ها و محدودیت های تنوع قومیتی مؤثر بر احساس تعلق به اجتماع ملی بوده است. روش تحقیق توصیفی پیمایشی بوده و جامعه آماری این پژوهش کلیه سرپرستان خانوار ساکن در کلانشهر اهواز بوده است. نمونه آماری با استفاده از نرم افزار سمپل پاور تعداد 500 نفر با روش نمونه گیری خوشه ایی به عنوان حجم نمونه انتخاب گردیدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه 98 سوالی محقق ساخته استفاده شد. روایی آن از طریق تحلیل عاملی تأییدی و پایایی از طریق آلفای کرونباخ(75/0=α) تایید گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای spss و amos و با تحلیل مدل معادلات ساختاری در دو سطح توصیفی و استنباطی صورت گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که به ترتیب فرصت های تنوع قومیتی با ضریب مسیر(874/0) و محدودیت های تنوع قومیتی با ضریب مسیر(561/0-) در سطح(001/0) تاثیر معنی داری بر احساس تعلق به اجتماع ملی دارند.
ارزش های خانواده ایرانی اسلامی در شبکه های اجتماعی (با تاکید بر اینستاگرام)
منبع:
مطالعات دینی رسانه سال پنجم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۰
146 - 168
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله درصدد شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید شبکه های اجتماعی با تاکید بر اینستاگرام بر ارزش ها در خانواده ایرانی-اسلامی و تعیین راهبردهای بهر ه گیری از این شبکه ها برای خانواده در راستای پیشگیری از معضل سست شدن بنیان خانواده است.روش شناسی پژوهش : این مقاله بر اساس روش توصیفی-تحلیلی و از نوع کاربردی، طبق تحلیلSWOT (سوات) انجام شده است.یافته ها: مهم ترین یافته های این تحقیق به شرح زیر ارائه می گردد: نقاط قوت شامل: ایجاد فرصت برای معرفی فرهنگ اصیل خانواده ایرانی-اسلامی و گسترش آن در بین کاربران، اشاره به ارزش های اخلاقی در خانواده ایرانی، نشر خلاقیت ها، ایده ها و ابتکارها. همچنین آشنایی خانواده با اطلاعات جدید روان شناسی و علم خانواده و نحوه برخورد با فرزندان، عضویت در شبکه ها و کانال های اینستاگرامی مرتبط با نظام خانواده، حضور و مشارکت قوی اعضای خانواده در مسائل اجتماعی و سیاسی و کمک به تکوین جامعه پذیری اعضای خانواده. نقاط ضعف شامل: تخریب ارتباطات اجتماعی خانواده، روابط غیراخلاقی، ترویج فساد، بهره برداری نکردن از فرصت های آموزشی و ضعف در شناسایی فرصت های شبکه های اجتماعی. فرصت ها شامل: گسترش آموزش های مجازی، توسعه ارتباطات علمی، تجارت الکترونیک. تهدیدها شامل: ترویج فرهنگ غیرایرانی و تغییر تدریجی سبک زندگی ایرانی-اسلامی، ترویج روحیه مصرف گرایی و مدگرایی در بین اعضای خانواده، ترویج روابط نابهنجار اجتماعی و مدنی، اعتیاد الکترونیک، کاهش انگیزه تحصیلی و بحران هویت.بحث و نتیجه گیری: با توجه به شناسایی عناصر چهارگانه تحلیل SWOT (سوات)، شایسته است راهبردهایی برای استفاده بهینه از رسانه های نوظهور به منظور حفظ ارزش های خانواده در بعد زیرساخت ها، محتوا، حمایتی توسط دولت و آموزشی و پژوهشی طراحی شود.
واکاوی تأثیر شبکه های اجتماعی بر برندینگ گردشگری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش انحرافات و مسائل اجتماعی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۰
151 - 182
حوزههای تخصصی:
امروزه برندینگ گردشگری، ضرورت و لازمه صنعت گردشگری محسوب می شود. در این راستا وقتی کشوری در صنعت گردشگری دارای برند می شود، آن برند در میان گردشگران نهادینه شده، آن کشور شاهد رونق صنعت گردشگری خواهد بود و در این میان توسعه جامعه در ابعاد مختلف از جمله اقتصادی و به ویژه تحول فرهنگی رقم می خورد. در این مقاله تلاش شده است تا عواملی از شبکه های اجتماعی که باعث ارتقای برندینگ گردشگری در ایران می شود، شناسایی و تجزیه و تحلیل شود. جامعه آماری این پژوهش را گردشگران و دست اندرکاران حوزه گردشگری تشکیل می دهد. در این مطالعه از پرسشنامه و مصاحبه برای جمع آوری داده ها و از مدل یابی معادلات ساختاری برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است. یافته ها نشان داد که چهار عامل در تأثیر شبکه های اجتماعی بر برندینگ گردشگری در ایران (برندینگ، بازاریابی گردشگری، جذب گردشگر (عوامل درونی و بیرونی مقصد) و حوزه عمومی)، تأثیرگذار است. نتایج نشان داد که متغیر بازاریابی گردشگری از طریق شبکه اجتماعی، بیشترین تأثیر را بر برندسازی گردشگری دارد و متغیر های انعکاس حوزه عمومی (بنگاه های گردشگری) از طریق شبکه های اجتماعی، عوامل بیرونی و درونی مقصد بر برندسازی گردشگری و برندسازی گردشگری در درجه های بعدی اهمیت قرار دارند.