فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۱۰۱ تا ۳٬۱۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۱۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۷۰
63 - 94
حوزههای تخصصی:
اهمیت یافتن بیش از پیش فضای مجازی و رسانه های اجتماعی در میان کاربران کودک و نوجوان خصوصاً در دوران کرونا موضوعی نیازمند توجه در فضای علوم ارتباطات است. کشورهای گوناگون سالهاست درصدد فهم تجربه این گروه سنی در فضای آنلاین برآمدند. در ایران منابع نظری در این خصوص به شدت محدود است، بر این اساس هدف مقاله پیش رو تبیین ابعاد و رویکردهای نظری پشتیبانی کننده زیست مجازی کودکان و نوجوان با رویکردی توصیفی- تحلیلی است. این مقاله با تشریح مفاهیم محوری مرتبط الگویی برای تبیین چگونگی رفتار ارتباطی کودکان و نوجوانان در فضای رسانه های اجتماعی با نگاهی همه جانبه نگر و در نظر گرفتن رویکردهای مختلف نسبت کودکان و رسانه (کودک محور و رسانه محور) و همچنین رویکردهای مختلف به فناوری های نوین ارتباطی (از جمله دیدگاه های جبرگرا، ابزارگرا، مطالعات فرهنگی و شکل گیری اجتماعی رسانه) طراحی کرده است. و در نهایت با تبیین جنبه های مختلف به این نتیجه رسیده است که در سطح خرد، ارتباط مقولات دسترسی به رسانه های اجتماعی، الگوی تعاملات و یادگیری در رسانه های اجتماعی با چگونگی هویت یابی در این فضا می تواند منجر به شکل گیری خود رسانه ای کودکان و نوجوانان شود.
فرآیند هویت یابی «تقلیل یافته» نسل زد در شبکه های اجتماعی: مطالعه موردی دختران نوجوان در شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۷۱
135 - 162
حوزههای تخصصی:
این پژوهش تلاش دارد تا با واکاوی فرایند تولید-مصرف رسانه ای نوجوانان در شبکه ها ی اجتماعی، به نقش شبکه های اجتماعی در فرآیند هویت یابی نوجوانان و توصیف چنین فرآیندی در عصر شبکه ای بپردازد.برای این منظور از روش کیفی و تکنیک مصاحبه روایی و اپیزودیک استفاده شده است. 12 مصاحبه با دختران نوجوان 15 تا 18 ساله کاربر شبکه های اجتماعی و در حال تحصیل در مدارس برگزیده مشهد، صورت گرفت و داده های حاصل از آن با روش تحلیل مضمون پردازش شده و شبکه مضامین با 40 مضمون پایه، 6 مضمون سازمان دهنده و یک مضمون محوری ترسیم شد.یافته ها، نشان دهنده تغییر از «زندگی با شبکه های اجتماعی» به «زندگی در شبکه های اجتماعی» ست. دختران نوجوان علی رغم عاملیت بالا در جستجوگری آنلاین، «کاوش هویتی گسترده و سطحی» دارند. آن ها از «قدرت عاملیت در اجرای آنلاین هویت» نیز برخوردارند که منجر به ساخت دلبخواهی میدان ارتباطی و خود شده است. قدرت عاملیت و امکان کنترل مخاطبان اجرای هویتی، موجب «نگاه شی انگارانه به مخاطب» شده است. محتوا و دسترسی بدون محدودیت زمینه ساز «ظهور هنجارهای خود مبنا و شبکه ای شده» می شود. «تلاقی خواسته و یا ناخواسته ی دو زمینه ی آنلاین و آفلاین» مرز میان این زمینه ها را ناپدید کرده و بدین جهت آن ها همیشه «اضطراب ناشی از رویت پذیری ناخواسته» را تجربه می کنند. روایت های دختران نوجوان از کاربری شبکه های اجتماعی همه ی عناصر یک فرآیند هویت یابی را در بر می گیرد اما آن ها به واسطه ی ظرفیت های شبکه های اجتماعی و قدرت عاملیت، هر موقعیت بغرنج یا نامطلوبی را کنترل کرده و یا از آن اجتناب می کند. بنابراین فرآیند هویت یابی به مرتبه ای پایین تر تقلیل می یابد.
اثربخشی برنامه آموزشی ابراز وجود بر تاب آوری و نشانه های بالینی دانش آموزان دارای علائم اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
205 - 214
حوزههای تخصصی:
هدف: اختلال اضطراب فراگیر دارای پیامدهای منفی زیادی از جمله کاهش تاب آوری است. بنابراین، هدف این پژوهش اثربخشی برنامه آموزشی ابراز وجود بر تاب آوری و نشانه های بالینی دانش آموزان دارای علائم اختلال اضطراب فراگیر بود.روش شناسی: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش دانش آموزان پسر 16 تا 18 ساله دوره دوم متوسطه شهر کرج در سال تحصیلی 99-1398 بودند که از میان آنها 50 نفر با روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 25 نفری شامل گروه های آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 60 دقیقه ای تحت برنامه آموزشی ابراز وجود قرار گرفت و در این مدت گروه کنترل آموزشی ندید. داده ها با مقیاس تاب آوری (Connor and Davidson, 2003) و پرسشنامه اختلال اضطراب فراگیر (Spitzer, Kroenke, Williams and Lowe, 2006) گردآوری و با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری در نرم افزار SPSS نسخه 24 تحلیل شدند.یافته ها: یافته ها نشان داد که گروه های آزمایش و کنترل از نظر متغیرهای تاب آوری و نشانه های بالینی اختلال اضطراب فراگیر تفاوت معنی داری داشتند. به عبارت دیگر، برنامه آموزشی ابراز وجود باعث افزایش تاب آوری (001/0, P<25/41=F) و کاهش نشانه های بالینی اختلال اضطراب فراگیر (001/0, P<34/28=F) در دانش آموزان شد.بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان دهنده اثربخشی برنامه آموزشی ابراز وجود بر تاب آوری و نشانه های بالینی اختلال اضطراب فراگیر بود. بنابراین، مشاوران و درمانگران می توانند از برنامه آموزشی ابراز وجود در کنار سایر روش ها و برنامه های آموزشی جهت افزایش تاب آوری و کاهش نشانه های بالینی اختلال اضطراب فراگیر استفاده کنند.
Sociological Explanation of the Role of Knowledge Industry and Culture Industry on Tendency to Sport among Youth of BandarAbbas city(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Sport plays an important role in health and therefore, it is necessary to examine the tendency to sport based on knowledge industry and culture industry. As a result, the aim of this study was to sociological explanation of the role of knowledge industry and culture industry on tendency to sport among the youth of BandarAbbas city. Methodology: This study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was mixed (qualitative and quantitative). The research population in the qualitative part was the elites of the fields of sociology, sociology of sports, media and education, which number of 20 people of them were selected as a sample with using the purposive sampling method. The research population in the quantitative part was the youth of BandarAbbas city, which number of 400 people of them were selected as a sample with using the multi-stage cluster sampling method. The research tool in the qualitative part was depth and semi-structured interview and in the quantitative part was researcher-made questionnaire (42 items), which their validity and reliability were confirmed. To analyze data in the qualitative part were used the open, axial and selective coding method in MAXQDA software, and in the quantitative part were used the exploratory factor analysis and structural equation modeling in SPSS and LISREL software. Findings: The findings of the qualitative part showed that for the sociological explanation of the role of knowledge industry and culture industry on tendency to sport were identified 42 indicators, 11 components and 3 dimensions of the knowledge industry (with 3 components of training and fosterage, introduction and make known of sports and sports scientific materials), the culture industry (with 5 components of television sports programs and competitions, radio sports programs, sports virtual pages, sports press and television sports documentaries) and the tendency to sport (with 3 components of physical and mental health, quality of life and leisure and pleasure). The findings of the quantitative part showed that the factor load of all factors was higher than 0.40, the average variance extracted of all them was higher than 0.50 and the reliability of all them was higher than 0.70. Also, the sociological explanation model of the role of knowledge industry and culture industry on tendency to sport had a good fit, and both the knowledge and culture industry had a direct and significant effect on the tendency to sport among the youth of Bandar Abbas city (P<0.001). Conclusion: Based on the results of this study, it is suggested that in order to improve the tendency to sport among youth people, planning should be done in the field of knowledge industry and culture industry, and the identified components and indicators for them should be promoted.
بررسی عوامل مرتبط با رفتار یاریگرانه در سازمان بهزیستی استان گیلان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۳ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۸۹
۳۳۸-۲۸۹
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مطالعه حاضر با هدف شناسایی عوامل اثرگذار بر کاهش رفتار یاریگرانه شهروندان با سازمان بهزیستی انجام شد. روش: این مطالعه با روش توصیفی و در قالب یک طرح پس رویدادی انجام شد. داده های این مطالعه از 408 نفر از شهروندان 20 سال به بالای استان گیلان جمع آوری شدند. این افراد با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها عبارت بودند از: مقیاس اعتماد بزرگسالان (ATS)؛ مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده (MSPSS)؛ مقیاس هنجار تقابل (NRS)؛ شاخص شبکه اجتماعی (SNI)؛ پرسشنامه مسئولیت اجتماعی (SRQ)؛ پرسشنامه احساس همدلی (SEQ)؛ پرسشنامه تجدید نظر شده مشارکت شهروندان در تصمیم گیری سازمانی (CPQ-R)؛ پرسشنامه شفافیت سازمانی (OTQ)؛ پرسشنامه محقق ساخته آگاهی شیوه های یاریگری و میزان یاریگری. یافته ها: تفاوت معناداری میان افراد با رفتار یاریگری ضعیف، متوسط و بالا از نظر اعتماد اجتماعی؛ حمایت اجتماعی؛ شبکه ها و پیوندهای اجتماعی؛ هنجار تقابل اجتماعی؛ هنجار مسئوولیت اجتماعی؛ احساس همدلی؛ باور به عدم درگیرساختن شهروندان در تصمیم گیری های سازمان بهزیستی؛ آگاهی شهروندان از شیوه های یاریگری؛ باور به عدم شفافیت عملکرد سازمان بهزیستی؛ و رفتار نوعدوستانه مشاهده شد. بحث: نارسایی در متغیرهای اجتماعی بعنوان ریسک فاکتورهای کاهش یاریگری با سازمان بهزیستی عمل می کنند. لازم است اقدامات مداخله ای برای تقویت متغیرهای اجتماعی روانی با هدف ارتقای سطح یاریگری شهروندان با سازمان بهزیستی انجام شوند.
تحلیل مضامین متناسب و مغایر با فرهنگ ایرانی اسلامی در پرمخاطب ترین انیمیشن های تلویزیونی گروه سنی «ج»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انیمیشن ها با محتوا و مضمون مثبت و پسندیده، می توانند آینده ای مطلوب برای نسل های بعدی رقم زنند و با محتوا و مضمون نامناسب، نسلی ناپسند تربیت کنند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی مضامین متناسب و مغایر با فرهنگ ایرانی اسلامی، گفت وگوها، شخصیت ها و صحنه های پرمخاطب ترین انیمیشن های گروه سنی «ج» است. این پژوهش با رویکرد کیفی و توصیفی، از نوع پیمایشی و تحلیل محتوای عرفی و تلخیصی است. جامعه آماری آن نیز دانش آموزان دختر پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی (گروه سنی ج) در سال تحصیلی 1401-1400 مدارس دولتی ناحیه 2 شهر یزد است.براساس جدول مورگان و کرجسی، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 502 دانش آموز برای گروه نمونه انتخاب شدند و ابزارهای پژوهش نیز پرسشنامه محقق ساخته و مشاهده انیمیشن ها بوده است. واحد تحلیل انیمیشن ها «صحنه» انتخاب و از بین پانزده انیمیشن پرمخاطب ، چهار مورد بررسی شده است. داده ها نیز با استفاده از نرم افزار Excel2019 و کدگذاری مشاهدات، مبتنی بر تحلیل محتوای عرفی و تلخیصی، تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که از میان پانزده انیمیشن پرمخاطب، دوازده مورد، خارجی و تنها سه مورد، داخلی هستند. با این حال، انیمیشن داخلی «مهارت های زندگی» با 180 فراوانی، بیشترین مخاطب را داشته است. گفت وگوها، شخصیت ها و صحنه های مثبت، بیش از موارد و مضامین منفی است. مضامینی مانند اهمیت جایگاه خانواده، تلاش و استمرار در کسب مهارت، اهمیت کتاب و کتاب خوانی، راستی و صداقت، صله رحم، ایثار و فداکاری، همکاری و همیاری و... دیده می شود که مثبت و متناسب با فرهنگ ایرانی اسلامی است و مضامینی مانند بی احترامی، خودبرتربینی، عدم رعایت قوانین و مقررات، توسّل به جادو و... نیز دیده می شود که منفی و مغایر با فرهنگ ایرانی اسلامی است.
شهر به مثابه اثر هنری: تبیین نظری رویکرد حق به شهر لوفور در برنامه ریزی و توسعه شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
5 - 33
حوزههای تخصصی:
توسعه شهری فراتر از درک شهر به عنوان یک محصول فیزیکی و اقتصادی است. نظریه حق به شهر لوفور، فراخوانی برای درک شهر فراتر از محصولی مادی است که معتقد است توسعه شهری مستلزم تحولات اجتماعی-فضایی شهری است که هم متعلق و هم نتیجه ساکنان آن است. روش تحقیق حاضر از نوع تحلیل محتوای کیفی جهت دار است که به عنوان رهیافتی جهت بسط چارچوب نظری در ارتباط با موضوع پژوهش بکار گرفته شده. شیوه گردآوری داده ها، از نوع اسنادی و به لحاظ هدف، بنیادی-توسعه ای است. لذا در این تحقیق با استفاده از عدسی نظریِ حق به شهر لوفور، به مثابه چارچوبی تحلیلی جهت تبیین پیرامون توسعه شهری استفاده شده است. توسعه شهری از منظر تولید فضا، از سه فضای عینی، ذهنی و اجتماعی تشکیل شده است که ازنظر لوفور، سه حق بنیادین با جهت گیری های دیالکتیکی را شکل می دهند که عبارت اند از: حق به تصاحب (تصاحب در تولید و در مصرف) حق به مشارکت (مشارکت دگرگون کننده و بازتولیدی) و حق به تفاوت (اجتماعی و فضایی). ترجمه و تفسیر حق به شهر لوفور سه اصل عدالت فضایی، دموکراسی و سرزندگی شهری را شامل می شود که برای کاربست پذیری در توسعه شهری به ترتیب بعد محتوایی، رویه ای و تشخیصی را تشکیل می دهند. توسعه شهری مبتنی بر حق به شهر امری یکپارچه از لحاظ عینی، ذهنی و حسی است که هم زمان به نکوهش ارزش مبادله و اولویت بخشی به ارزش استفاده از فضای شهری اشاره دارد. این چارچوب نظری ما را قادر می سازد که، مؤلفه های مربوط به هر قلمرو شهر را به صورت دیالکتیکی شناسایی کنیم و به سمت «شهرها برای مردم" حرکت کنیم "نه برای سوداگری» و این یک آغاز است. نقطه ای برای تغییر خودمان از طریق تغییر شهر.
تحلیل گفتمان انتقادی مناظره های تلویزیونی سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران (1400)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این تحقیق بررسی انتقادی اظهارات نامزدهای سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران است.روش شناسی پژوهش: روش انجام این تحقیق تحلیل گفتمان انتقادی با رویکرد نورمن فرکلاف است. بدین ترتیب، در سطح توصیف، گفتمان در سه سطح خرد (گفتمان به مثابه متن) بررسی شده است. در این سطح عناصر گفتمانی واژگان، قطب بندی، استعاره ها یا تلویحات و انسجام کلی بررسی شده است. در سطح تفسیر، گفتمان در سطح میانی (گفتمان به مثابه فرایند) تحلیل شده است.یافته ها: با توجه به یافته ها، گفتمان نامزدها در ابعاد اقتصادی، فرهنگی - اجتماعی و سیاسی و خط فکری و رویکرد و سوابق اجرایی آنها بررسی شد و گفتمان های نامزدها در این مناظره ها بر اساس دو جریان فکری و گفتمان «انقلابی» و «اصلاح طلب» تفکیک شده است.بحث و نتیجه گیری: نتایج یافته ها نشان می دهد که محورهای گفتمانی جریان انقلابی حول انتقاد به دولت روحانی و اصلاح طلبان، باور به قدرت درونی کشور و تکیه بر توانمندی های داخلی، رویکرد جهادی در حل مسائل مردم، عدالت اجتماعی و... تأکید دارد. کاندیداهای اصلاح طلب نیز بر بیشتر محورهای گفتمانی لزوم تعامل با خارج، آزادی مدنی و... را تأکید کردند.
تصویر کودکان از کووید ۱۹: خط سیر مسائل تجربه شده از بستری شدگان در بیمارستانهای کودکان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
167 - 191
همه گیری بیماری کووید-19 در سراسر جهان تبدیل به یک مسئلیه اجتماعی-پژشکی شده و افراد بسیاری از جمله کودکان را مبتلا کرده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربیه زیستیه کودکان مبتلاشده به کووید-19 انجام شده است. کودکانی که به دلیل وخامت و شدت بیماری، تجربیه بستری کوتاه مدت یا میان مدت در بیمارستان را داشته اند. جهت دستیابی به هدف تحقیق از روش کیفی با رویکرد پدیدارشناسانیه تفسیری استفاده کرده است. به این منظور با 14 نفر از کودکان مبتلا شده مصاحبه هایی نیمه ساختاریافته و عمیق انجام شد، و برای گزینش آن ها روش نمونه گیری هدفمند به کار گرفته شد. یافته-های حاصله از پژوهش در سه مقولیه اصلی پیش از ابتلا (ناشناختگی ویروس و تفاوت در اهمیت دهی)، حین ابتلا (بستری با تأخیر، تجربیه درد فزاینده، احساس ترس زیاد و ناراحتی فزاینده) و پس از ابتلا (تشدید انزواگرایی، الزام آوری رعایت نکات بهداشتی، انگ اجتماعی، احساس بی قدرتی سوبژکتیو، احساس ناامنی روانی در اثر پوشش خبری-رسانه ای، گسست های روانی، مرکزیت توجهات مادرانه و تشکیک در عدالت خداوندی) دسته بندی و تشریح شدند. با توجه به یافته های تحقیق، می بایست مدل های کارآمدی همچون بازتوانی به ویژه بازتوانی جسمانی و عاطفی-روانی جهت تسکین، تعدیل، جبران و ترمیم اثرات نامطلوب کووید- 19 در کودکان مبتلا شده را به کار بست تا زندگی آنان به حالت عادی و حالت ماقبل تجربیه بیماری برگردد.
سنخ شناسی فعالیت روحانیون شیعه ایرانی در اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ظهور رسانه های جمعی، مصرف رسانه ها تغییر بسیاری کرده است. مخاطبان رسانه های جمعی، به ویژه تماشاگران تلویزیون، پیش از وب2 مخاطبان منفعل محسوب می شدند، اما با گسترش رسانه های اجتماعی، مخاطبان به کاربران رسانه تبدیل شدند که علاوه بر مصرف، محتواهایی را برای دیگر کاربران تولید و بارگذاری کردند. ارتباط نهاد دین و رسانه های اجتماعی، پیوند مهمی در عرصه ارتباطات دینی است. از طرفی، ارتباطات دینی در ایران، مانند دیگر انواع ارتباطات، با گسترش دسترسی به اینترنت، تلفن های هوشمند و رسانه های اجتماعی در دهه اخیر تغییر و توسعه یافته است. براین اساس گسترش دسترسی کاربران به شبکه های اجتماعی، دسترسی روحانیون شیعه به این رسانه ها را نیز افزایش داد. این روحانیون علاوه بر تولید محتوای دینی، موضوعات غیرمذهبی را نیز برای جذب دیگر کاربران یا دنبال کنندگان ارائه داده اند. براین اساس سؤالات این پژوهش عبارت اند از: 1. فراوانی صفحات روحانیون شیعه در اینستاگرام چقدر است؟ 2. مضامین اصلی فرسته های روحانیون مطالعه شده چیست؟ 3. نسبت نمونه های مورد مطالعه با فعالیت اینستاگرامی چیست؟ 4. بازنمود ظاهری روحانیون از خود در اینستاگرام چگونه است؟ در این پژوهش از مفاهیم «اقتصاد توجه» و «سلبریتی اینترنتی» نیز برای توصیف بازنمود روحانیون شیعه ایرانی در اینستاگرام استفاده شده است.روش این پژوهش، کمی است. به منظور درک فعالیت روحانیون شیعه ایرانی در اینستاگرام، فعالیت 112 روحانی در دو بازه مناسبتی و غیرمناسبتی با روش تحلیل کمی، مطالعه و تحلیل شد.یافته ها نشان می دهد روحانیون شیعه در دوره های زمانی مناسبتی، مطالب بیشتری از بازه زمانی غیرمناسبتی در اینستاگرام بارگذاری کرده اند. 82 روحانی در ایام مناسبتی و 69 روحانی در بازه غیرمناسبتی فعالیت اینستاگرامی داشتند. همچنین روحانیون مطالعه شده محتواهایی با مضمون دینی یا ترکیبی از مضمون دینی با مضامین سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و... داشته اند.روحانیون مطالعه شده سعی کرده اند مسائل دینی و غیرمذهبی یا تلفیقی از مسائل دینی را همسو با مضامین سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و... منتشر کنند. آن ها ساختار نمایشی اینستاگرام را برای بازنمود خود و فعالیت هایشان پذیرفته اند. از این رو سعی در برساخت هویتی فردگرا و برکنده از نهاد روحانیت شیعه ایران دارند که به تضعیف رفتارهای ساختارمند روحانیون منجر شده است
انتظارات از آینده در کودکان و نوجوانان کار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۶
313 - 346
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی انتظارات از آینده درکودکان و نوجوانان کار انجام شد. روش: روش پژوهش کیفی بود و از تحلیل مضمون برای تحلیل داده ها استفاده شد. جامعه متشکل ازکودکان و نوجوانان کار در شهر ساری در سال 1400-1399 بود و نمونه گیری به صورت هدفمند و تا اشباع نظری مصاحبه ها انجام شد. در نهایت 12 نفر به شیوه نیمه ساختاریافته مورد مصاحبه قرار گرفتند و مصاحبه ها با استفاده از تحلیل مضمون تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد مقوله های مربوط به انتظارات از آینده در پنج بعد جبران گذشته برای فرزندان، تلاش درعین قناعت، توکل، برنامه ریزی برای آینده و بدبینی طبقه بندی می شود. ارتباط بین مقوله ها با یک الگو نشان داده شد که تلاش در عین قناعت در محور آن قرار گرفت. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد مشکلات اقتصادی که کودکان کار دارند، انتظار آن ها از آینده را تحت الشعاع قرار می دهد و بیشتر این کودکان در نظر دارند زندگی خود را به نوعی پیش ببرند که فرزندانشان چنین زندگی را تجربه نکنند. برخی از کودکان با هدف گزینی مناسب، برنامه داشتن برای آینده و توکل به خداوند به این باور رسیده بودندکه می توانند آینده بهتری را برای خودشان رقم بزنند. کلید واژه: انتظارات از آینده، کودکان کار، نوجوانان کار، هدف گزینی
وضعیت نوآوری در حکمرانی و رهبری دانشگاه های سطح یک ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال ۱۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۱
155 - 188
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، گزارش وضعیت نوآوری در حکمرانی و رهبری دانشگاه های سطح یک ایران است. در این پژوهش کیفی با مرور اسناد علمی و تلفیق الگوی دانشگاه نوآور برتون کلارک و چارچوب راهنمای دانشگاه های نوآور اروپا، یک چارچوب راهنما و مدل مفهومی در 17 بُعد طراحی شده، سپس، داده ها و اطلاعات مورد نیاز از دانشگاه های سطح یک تهران، شهید بهشتی، شریف، تربیت مدرس، امیرکبیر، علامه طباطبائی، علم و صنعت ایران، خواجه نصیرالدین طوسی جمع آوری شده است. داده های واقعی نشان می دهد که دانشگاه های ایران به طور عام و دانشگاه های سطح یک به طور خاص، علی رغم برخی مسائل، کاستی ها و کژکارکردی ها، سرشار از تحولات مثبت و نوآوری های کوچک، متوسط و بزرگ و تدریجی و بنیادی اند. نوآوری دانشگاه های سطح یک در حوزه حکمرانی و رهبری «متوسط» ارزیابی شده است. از میان ابعاد و عناصر نوآوری در حکمرانی و رهبری، بُعد «راهبری هیئت امنایی» دارای کمترین امتیاز و در «وضعیت خیلی ضعیف» و بُعد «ساختار و تشکیلات» و بُعد «برنامه ریزی و پایش» دارای بیشترین امتیاز و در «وضعیتِ عالی» ارزیابی شده است. بر اساس یافته های این پژوهش، تلاش برای نوآوری در کارکرد های آموزشی، پژوهشی و فرهنگی اجتماعی، کارآفرینی، توسعه دانشجو و استاد در دانشگاه های سطح یک ضروری است و این دانشگاه ها و نظام آموزش عالی در برخی ابعاد اساسی حکمرانی و رهبری علمی نظیر راهبری هیئت امنایی و توسعه فرهنگ علمی، نیازمند نوآوری های جدی هستند.
رابطه قضاوت اخلاقی و پایبندی اعتقادی با گسست در نهاد خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحکیم نهاد خانواده و برقراری رابطه صمیمی بین اعضای آن، به سلامت نهاد خانواده کمک می کند و به ویژه در جامعه اسلامی، از جایگاه ارزشمندی برخوردار است؛ ولی عوامل متعددی وجود دارند که بنیان خانواده و دوام آن را تحت تأثیر قرار می دهند، کارکردهای آن را دچار اختلال می کنند و حتی به گسست خانواده منجر می شوند. این پژوهش با هدف بررسی رابطه قضاوت اخلاقی و پایبندی اعتقادی با گسست در نهاد خانواده، انجام شده است. روش تحقیق، پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها ، پرسش نامه است. جامعه آماری، افراد متأهل ساکن در سه منطقه از مناطق ده گانه شهر تبریزند که براساس فرمول کوکران، 384 نفر از آنها به عنوان نمونه آماری به روش نمونه گیری خوشه ای بررسی شدند . نتایج نشان داد بین قضاوت های اخلاقی افراد با گسست خانواده رابطه مستقیمی وجود دارد. همچنین، پایبندی اعتقادی با گسست خانواده، رابطه معکوس و معنی داری دارد. به عبارتی در نهاد خانواده هرچه سهم قضاوت های فردی درباره موضوعات اخلاقی، بیشتر به عنوان ملاک های اخلاقی مدنظر قرار گیرد و استدلال های اخلاقی بر پایه قضاوت های شخصی جای عقلانیت اخلاقی را بگیرد، احتمال وقوع تعارض و در نتیجه احتمال وقوع گسست در خانواده بیشتر می شود و هرچقدر پایبندی اعتقادی زوجین در زندگی زناشویی بالا باشد، احتمال وقوع گسست در نهاد خانواده کمتر می شود.
رابطه تعهد اجتماعی و ترک موفق اختلال مصرف مواد مخدر و روان گردان ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
359 - 375
حوزههای تخصصی:
مقدّمه و هدف: اختلال مصرف مواد یک الگوی آسیب شناختی است که با نقص کنترل، افت کارکرد اجتماعی، مصرف پر خطر، و تداوم مصرف مشخص می گردد. پژوهش حاضر تلاش کرده است رابطه تعهد اجتماعی و ترک موفق اختلال مصرف مواد مخدر را در شهر اصفهان مورد بررسی قرار دهد. روش و داده ها: این پژوهش از نوع علی- مقایسه ای است که طی آن دو گروه؛ 1) معتادان با ترک موفق و 2) معتادان با ترک ناموفق، مورد مقایسه قرار گرفتند. در مجموع 444 نفر شامل 222 نفر با ترک موفق و 222 نفر با عود مجدد، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. ابزار تحقیق جهت سنجش تعهد اجتماعی، پرسشنامه محقق ساخته بود که با استفاده از تحلیل عاملی تعیین اعتبار و با استفاده از همسانی درونی به روش ضریب آلفای کرونباخ، تعیین پایایی گردید. یافته ها: میانگین تعهد اجتماعی و ابعاد دوگانه آن، در گروه ترک موفق به طور معناداری بیشتر از گروه ترک ناموفق است. براساس نتایج رگرسیون لوجستیک، متغیر تعهد اجتماعی با مقادیر (Cox & Snell= 0.2; EXP(B) = 1.8; P £ 0.001; Wald=122.6; B=0.2)، عضویت در گروه ترک موفق را 1.8 برابر می کند و قادر است 0.6 تغییرات متغیر وابسته را تبیین می کند. به این صورت که هرچه تعهد اجتماعی و مؤلفه های آن در پاسخگویان افزایش یابد، احتمال ترک موفق اختلال مصرف مواد افزایش می یابد. بحث و نتیجه گیری: عوامل اجتماعی (تعهد اجتماعی و مولفه های آن تعهد فردی و تعهد جمعی) در درمان اختلال مصرف مواد مخدر مؤثرند و با توجه جدّی تر به آن ها می توان به تسکین یکی از معضلات اساسی جامعه، کمک کرد. پیام اصلی: اگرچه، در ترک اختلال مصرف مواد مخدر به طور عمده بر رویکرد زیستی پزشکی تاکید می شود اما عوامل اجتماعی از جمله تعهد اجتماعی نیز می تواند نقش مهمی در ترک موفق اختلال مصرف مواد داشته باشند.
زندگی به مثابه مقاومت: تجربه زیسته رانندگان شوتی شهر بانه از قاچاق کالا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی ایران سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
133 - 157
حوزههای تخصصی:
قاچاق کالا از دیرباز یکی از مسائل مهم اجتماعی بوده و مطالعات زیادی حول آن صورت گرفته است؛ اما عمده مطالعات با نگاهی آسیب شناختی به این موضوع ورود کرده اند. در این مطالعه سعی کرده ایم به کمک روش پدیدارشناسی تفسیری و مصاحبه روایی سراغ تجربهزیسته افرادی برویم که به صورت مستقیم درگیر قاچاق کالا هستند. به این منظور با 15 نفر از رانندگان شوتی شهر بانه، مصاحبه کرده ایم. در روایت ها، زمینه برآمدن قاچاق کالا، مخاطرات این شغل، استراتژی های مقابله با این مخاطرات و ادراک از قاچاق استخراج گردید. یافته ها نشان می دهند هر چند عوامل زمینه ای بستر مناسبی برای ورود به این شغل فراهم کرده است اما عواملی از قبیل سود زیاد، عدم تناسب مجازات و جرم، احتمال کم دستگیری و استراتژی های مقابله با خطر سبب ماندگاری و بازگشت مجدد به این شغل شده است. کلیت قاچاق کالا را می توان نوعی مقاومت در برابر ساختارهای نابرابر دانست. این مقاومت برای دو گروه از شوتی ها متفاوت بود که یکی را مقاومت منفعلانه و دیگری را مقاومت فعالانه نامیدیم. مقاومت منفعلانه، کنشی است که در برابر فقدان فرصت های شغلی و در واقع در برابر شرایط نابرابر داخلی صورت می گیرد و اگر کنشگر شغل مناسبی پیدا کند از این کار دست می کشد؛ مقاومت فعالانه، مربوط به کنشگرانی است که حاضر به ترک این شغل نیستند. برای این گروه که اکثریت را شامل می شوند، هر چند ورود به این شغل ناشی از نابرابری ها و فقدان فرصت های شغلی بوده است اما چنان با این شغل انس گرفته اند که هویت آن ها جدای از رانندگی شوتی معنا ندارد. مقاومت این گروه هم در برابر زمینه نابرابر داخلی است و هم در برابر روش های مشروع کسب موفقیت در زندگی امروز.
پرورش ابعاد اجتماعی نظام شخصیت جوانان مبتنی بر توسعه اجتماعی: تأکید بر تربیت نخبگان در سمپاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۷
125 - 170
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر، به منظور تحلیل شخصیت جوانان، به مثابه عاملان مؤثر در توسعه اجتماعی کشور، به ویژه نخبگان جوان تنظیم شده است. نظریه اصلیِ این مقاله، نظریه تلفیقی و چندبُعدی «نظم اجتماعی» به روایت چلبی است؛ زیرا در آن، ملازم با بهگشت (توسعه) اجتماعی، پرورش شخصیت پیشرفته تحت نظام های خانواده، هم چنین آموزشی و آموزشگاهی (PCK) لحاظ شده است. روش انجام پژوهش، روش تلفیقیِ «سنجش اجتماعی» است. البته عمده گزارش این مقاله براساس نتایج کمّی است؛ که با تکیه بر شواهد کیفی مورد تأیید و توصیف قرار گرفته اند. نمونه آماری متشکل از 250 دانش آموز از شهر مشهد است. گردآوری و تحلیل داده ها در وجه کمّی به روش پیمایش و تکنیک های آماری؛ و در وجه کیفی، با بهره گیری از تکنیک های مشاهده و مصاحبه عمیق انجام شده است. نتایج نشان می دهد که دانش آموزان مدارس عادی در ابعاد اجتماعیِ شخصیت پیشرفته، اعم از تحمّل اجتماعی، تعهّد تعمیم یافته، وابستگی عاطفیِ عام و هوش اجتماعی، به طور معنادار از دانش آموزان مدارس سمپاد جلوتر هستند. هم چنین، مطابق مدل های رگرسیون، سهم مراکز آموزشی در مقایسه با خانواده در تبیین تغییرات شخصیت پیشرفته در میان جوانان بیشتر است. بطوری که متغیرهای همدلی در مدرسه، روابط معلم-شاگرد و انتظارات عام گرایانه معلم در شکل گیری شخصیت این جوانان نقش تقویت کننده ایفا می کنند؛ در حالیکه روابط صمیمی با مدیر مدرسه نقش تضعیف کننده در شکل گیری ابعاد اجتماعیِ شخصیت آنان دارا می باشد.
نظریه های انحطاط تمدن اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی تاریخی سال ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
236-189
حوزههای تخصصی:
برآمدن و برافتادن تمدن های گوناگون بشری از حوادثی بوده که توجه بسیاری از اندیشمندان در حوزه تاریخ، تمدن پژوهی و جامعه شناسی را به خود معطوف کرده است. تمدن اسلامی نیز که در سده هایی از تاریخ، از درخشش خیره کننده علمی برخوردار بود، اما در ادامه حیات خویش به افول علمی دچار شد، اذهان اندیشمندان و پژوهشگران را به پرسش در چگونگی و چرایی علت افول یا انحطاط آن درگیر ساخت. پرسش قابل طرح این است که آیا در بررسی انحطاط تمدنی اسلام، جدای از علل و عواملی که استدلال شده، نظریه یا نظریه هایی مطرح شده است؟ هدف این مقاله، ارائه و دسته بندی نظریه های انحطاط تمدن اسلامی از خلال علل و عوامل گوناگونی است که در این باره مطرح شده است. یافته پژوهش نشان داده است که از دیدگاه های مطرح شده در چرایی افول تمدن اسلامی می توان نظریه هایی را برساخت که یا نگاه به عوامل درون تمدنی دارند یا به عوامل برون تمدنی نظر کرده اند.
الگوی مطلوب اثرگذاری رسانه های جمعی بر توسعه صنعت نفت و گاز در استان بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رسانه ها به عنوان ابزارهای مهم برقراری ارتباط و تبلیغات اهمیت ویژه ای دارند. تجربه کشورهای توسعه یافته نشان می دهد استفاده از رسانه ها در تحقق توسعه نقش کلیدی ایفا می کند. صنعت نفت و گاز در ایران، به عنوان یک بخش استراتژیک به لحاظ اقتصادی فعال است، و رسانه ها می توانند برای تسریع و تسهیل روند توسعه در خدمت این صنعت باشند. هدف از این پژوهش یافتن الگوی مطلوب اثرگذاری رسانه های جمعی برای توسعه صنعت نفت و گاز در استان بوشهر است. روش تحقیق گراندد تئوری و مشارکت کنندگان پژوهش 3 گروه از صاحب نظران رسانه و روابط عمومی شامل 16 تن از خبرگان رسانه و صنعت هستند. داده ها با مصاحبه نیمه ساختاریافته حاصل شد و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی الگوی مطلوب موردنظر ارائه شده است. در این الگو شرایط زمینه ای (30 درصد) مانند آموزش و برنامه ریزی و قدرت مدیریت روابط عمومی و موجبات علّی (24 درصد) شامل نگاه جهانی بر اساس منافع ملّی، بهره گیری از قدرت رسانه و داشتن پیوست رسانه ای طرح ها بالاترین نقش را دارند و با توجه به نقش بسیار کم عوامل مداخله گر (2 درصد) مانند معضلات زیر بنایی در منطقه و مقاومت در برابر توسعه بدون وجود عوامل کنترل کننده رسانه ها می توان رویکرد تحول گرایانه را با 11 درصد تاثیر برای همگرایی رسانه و صنعت نفت ترسیم کرد که در آن پاسخگویی مسئولانه، مدیریت صحیح ارتباط با رسانه ، مرجعیت در مسائل جامعه پیرامون صنعت و افزایش سواد رسانه ای مدیران ضرورت می یابد. اجرای الگوی به دست آمده در این تحقیق می تواند نتایج مثبت مانند جلب بازار هدف برای صنعت نفت با توجه به تحریم اقتصادی ایران، تعالی سازمانی و توسعه پایدار را در پی داشته باشد و در صورت نادیده گرفتن آن شاهد پیامدهای منفی مانند اختلال در روند توسعه، تقابل صنعت با جامعه محلی و نهایتاً ورشکستگی صنعت نفت و تغییر کارکرد رسانه ها خواهیم بود.
تأثیر مخارج مستمری صندوقهای بازنشستگی بر فقر و نابرابری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۹۱
۱۷۹-۱۴۵
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مسئله فقر و نابرابری از دیرباز موردتوجه سیاست مداران و اندیشمندان بوده است و تلاشهای گسترده ای برای رفع آن انجام شده است. از مهم ترین برنامه هایی که با هدف کاهش فقر و نابرابری طرح ریزی و اجرا شده است، برنامه های تأمین اجتماعی به ویژه بیمه های بازنشستگی است. در ایران اکثر مستمری بگیران، تحت پوشش دو صندوق بازنشستگی کشوری و سازمان تأمین اجتماعی هستند. سؤال اساسی این است که این دو صندوق تا چه اندازه می توانند در کنترل فقر و نابرابری مؤثر باشد. روش: در این مطالعه به بررسی رابطه مخارج مستمری دو صندوق بزرگ بازنشستگی کشور با فقر و نابرابری در دوره 1394 تا 1398 پرداخته شده است. داده های این پژوهش از نوع تابلویی است و برای تخمین از روش حداقل مربعات تعمیم یافته استفاده شده است. یافته ها: نتایج این مطالعه نشان می دهد که رابطه مخارج مستمری سازمان تأمین اجتماعی با شاخصهای فقر و نابرابری رابطه ای منفی بوده است ولی مخارج مستمری صندوق بازنشستگی کشوری و شاخصهای فقر و نابرابری هم جهت بوده اند. بحث: علت تفاوت در تأثیرگذاری این دو صندوق بر فقر و نابرابری را می توان در وضعیت مالی این دو صندوق در سالهای اخیر جستجو کرد. در صندوق بازنشستگی کشوری بر خلاف سازمان تأمین اجتماعی، مخارج بیشتر از درآمدها است و دچار کسری مالی است و بخش عظیم این کسری توسط دولت پرداخت می شود؛ این مسئله با ماهیت صندوقهای بازنشستگی در تضاد است. دولت بخشی از بودجه رفاهی را به صندوقهای بازنشستگی که دچار کسری مالی هستند پرداخت می کند درنتیجه بودجه حقیقی سایر برنامه های حمایتی دولت از نیازمندان کاهش یافته است.
بررسی و تحلیل نقش خوانین و کدخدایان محلی در تأسیس و گسترش مدارس نوین چهارمحال و بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی تاریخی سال ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
۳۵۱-۳۱۷
حوزههای تخصصی:
تا اواسط دوران قاجار نظام آموزشی بیشتر با رویکرد سنتی منطبق بود و پس از آن با تأسیس دارالفنون، تشکیل انجمن معارف و توجه روشنفکران به مسئله آموزش و پرورش گام های بنیادین در این زمینه برداشته شد. با برقراری آموزش نوین در جامعه ایران، در زمینه تعلیم و تربیت تحول اساسی رخ داد و طی آن مدارس به سبک جدید در مناطق گوناگون احداث شد. در منطقه چهارمحال و بختیاری به علت بافت غالب عشایری و روستایی، پیاده سازی آموزش نوین توسط حکومت با چالش جدی مواجه بود. بر این اساس خوانین و کدخدایان محلی به عنوان کنشگران و اثرگذاران در سطح جامعه بختیاری با تکیه بر جایگاه اجتماعی سیاسی خود در عرصه آموزش ورود مؤثری داشتند. این پژوهش مبتنی بر روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر اسناد، تاریخ شفاهی و مطالعات کتابخانه ای به این پرسش خواهد پرداخت که خوانین و کدخدایان محلی در تأسیس مدارس نوین در منطقه چهارمحال و بختیاری چه نقشی داشتند و در این مسیر با چه چالش هایی مواجه شدند. دستاوردهای حاصل از پژوهش نشان می دهد که خوانین بختیاری تحت تأثیر جامعه ضمن آن که فرزندان خود را به تحصیل عالیه سوق می دادند، در جهت افزایش سطح سواد به تأسیس مدارس حتی با هزینه شخصی مبادرت ورزیدند. کدخدایان محلی نیز که واسطه حکومت و مردم بودند نیز در زمینه احداث، بازسازی و تأمین هزینه های مدارس نقش تأثیرگذاری داشتند و موجبات رشد و گسترش آموزش عالی را فراهم کردند.