فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۱۸۱ تا ۳٬۲۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۳
121 - 137
حوزههای تخصصی:
این پژوهش مطالعه ای از نوع توصیفی تحلیلی به منظور بررسی رابطه انجام بازی های رایانه ای با مولفه های هوش هشتگانه گاردنر است. جامعه آماری این تحقیق دانشجویان سال آخر دانشگاه هنر اسلامی تبریز بودند که از بین آنها 100 نفر با استفاده از نمونه گیری تصادفی و طبقه بندی شده در هفت رشته تحصیلی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه گاردنر و پرسشنامه شامل متغیرهای مربوط به بازی های رایانه ای بود. داده ها با استفاده از نرم افزار اس پی اس و آزمون های ضریب همبستگی پیرسون، خی دو، آنالیز واریانس یکطرفه و تی مستقل مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد نوع بازی های انجامی با هوش منطقی و فضایی رابطه معنادار دارد. همچنین میزان ساعات انجام بازی های رایانه ای در طول روز با هوش فضایی رابطه خطی مثبت معناداری داشت ولی با سایر مولفه های هوش رابطه ای نداشت. بین نحوه انجام بازی های رایانه ای و مولفه های هوش هشتگانه رابطه ای مشاهده نشد. نتایج نشان داد ساعات و نوع باری های انجامی با جنسیت رابطه دارد و میانگین ساعات شبانه روزی انجام بازی های رایانه ای در بین پسران بیش از دختران است. ضمنا دختران بیشتر به تنهایی و به انجام بازی های سرگرم کننده و پسران بیشتر با دوستان و به انجام بازی های جنگی می پردازند. بین میزان ساعات روزانه صرف شده برای انجام بازی های رایانه ای و عملکرد تحصیلی دانشجویان نیز رابطه خطی منفی موجود بود.
هوش مصنوعی و الگوی بهینه مدیریت پخش تلویزیون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات در عرصه های مختلف رسانه ای، به ویژه گسترش پرشتاب هوش مصنوعی مدیریت پخش تلویزیون را در وضعیت چالش برانگیزی قرار داده است. هدف از تحقیق حاضر، ارائه الگوی مدیریت بهینه پخش تلویزیون، با اتکا به هوش مصنوعی است و به این پرسش پاسخ می دهد که الگوی نوین مدیریت پخش در پاسخ به تحولات نوین فنّاورانه چگونه باید باشد. روش تحقیق، با استفاده از روش دلفی و بهره گیری از آرای 20 تن از صاحب نظران (با انتخاب هدفمند) و طی دو مرحله انجام شد و داده های کیفی از نظر خبرگان (تا رسیدن به اشباع نظری) به دست آمده است. در گام نخست، شیوه و مؤلفه های مدیریت بهینه پخش تلویزیون، استخراج و الگوی اولیه پیشنهاد شده و سپس از نتایج استخراج شده از پرسش نامه ها، در راستای تأیید داده های کمّی نتایج و تأیید الگوی نهایی بهره برده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد ابعاد الگوی مدیریت بهینه پخش تلویزیون، شامل: تنظیم هوشمند داده های برنامه، مدیریت منابع، کاربرد سامانه همسان یاب برنامه تولیدی و آرشیوی، برنامه ریزی هوشمند، پیش بینی، تخصیص بهینه منابع، تصمیم گیری هوشمند و ارزیابی هوشمند است؛ در همین راستا هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی، با بهره گیری از الگوریتم های نظارت، یادگیری تقویتی و سامانه توصیه گر پالایش گروهی، داده ها را تنظیم می نماید؛ علاوه بر این سامانه هوشمند، انتخاب برنامه ها و تناسب برنامه مجاور را شناسایی و تنظیم نموده و نحوه چینش برنامه ها، شیوه قرارگیری پی درپی برنامه ها و راهبردهای توالی و تسلسل برنامه به صورت خودکار مدیریت می شود. در ارزیابی هوشمند، از تجربیات مدیران و بازخورد صریح و ضمنی مخاطب نیز به منظور اصلاح هوشمند جدول پخش مورداستفاده قرار می گیرد.
تبیین زیباشناسی سیاسی فارابی مبتنی بر سه عنصر سعادت، تخیل و کمال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فارابی به صورت خاص و مجزا به هنر و زیبایی نپرداخته است و به جز اثری تحت عنوان «موسیقی کبیر» که نگاهی علمی و ریاضی وار به موسیقی دارد، نگارش دیگری در این زمینه ندارد. عمده شهرت وی به دلیل نظرات خاصی است که در حوزه سیاست و فلسفه سیاسی مکتوب کرده است. او هدف از زندگی فردی و جمعی انسان ها را رسیدن به سعادت می داند. اما لازمه رسیدن انسان به سعادت را زندگی در جامعه کامل و فاضل می داند. انسان باید در چنین جامعه ای پرورش یابد و تعلیم ببیند تا به سعادت، که غایتی سیاسی و البته آن جهانی است، برسد. معلم و راهنما باید بتواند به واسطه قوه تخیل به عقل مستفاد راه داشته باشد. از همین مجرا است که در آرمان شهر فارابی هنرمندان نقشی کلیدی بازی می کنند و در مرتبه بعد از رئیس مدینه قرار می گیرند. دو انگاره تخیل و محاکات از یک سو در تعلیم شهروندان و از دیگر سو، در خلق آثار هنری، شأن و جایگاه اجتماعی سیاسی هنرمندان را برجسته می کند. تعریف فارابی از زیبایی مبتنی بر مفهوم کمال است. درواقع کمال همان زیبایی است، هچنان که کمال، سعادت است. با چنین نگرشی می توان گفت کد که کلیت فلسفه سیاسی فارابی صبغه زیباشناسانه دارد و از این طریق می توان لوازم و عناصر زیباشناسی سیاسی او را تدوین کرد. در این نوشتار با استفاده از گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی، عناصری چون سعادت، قوه متخیله و محاکات بررسی شده و به تعریفی پرداخته ایم که فارابی مبتنی بر کمال از زیبایی ارائه داده است.
تبیین جامعه شناختی عوامل مؤثر بر مزاحمت های خیابانی (مورد مطالعه: زنان ساکن شهر هرات-افغانستان )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مزاحمت های خیابانی، نقض حقوق شهروندی و یکی از اشکال خشونت جنسیتی است که بسیاری زنان، به خصوص زنان افغانستان با آن مواجه می شوند. مزاحمت های خیابانی علاوه بر اینکه باعث به وجود آوردن احساس ناامنی برای زنان می شوند، پیامدهای منفی دیگری را نیز برای زنان به وجود می آورند؛ از این رو تحقیق حاضر، با هدف تبیین جامعه شناختی عوامل مؤثر بر مزاحمت های خیابانی علیه زنان شهروند ساکن شهر هرات- افغانستان در سال 1398 انجام شده است. روش این تحقیق، پیمایش و ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته بوده است. جامعه آماری، زنان 16سال به بالای شهر هرات و حجم نمونه با استفاده از نرم افزار نمونه گیری Sample Power «350» نفر برآورد و تجزیه و تحلیل داده ها به وسیله نرم افزار Spss انجام شده است. متغیرهای مستقل شامل طرد اجتماعی زنان، عوامل محیطی و میزان پوشیدگی زنان است. آثار کل متغیرهای مستقل بر وابسته، با سطح معناداری حداقل 99درصد، نشان می دهد میزان پوشیدگی زنان با ضریب (0.322)، عوامل محیطی (0.312) و طرد اجتماعی (0.180)، بر میزان مزاحمت های خیابانی تأثیر داشته و این روابط معنادار بوده است. ضریب تعیین حاکی از آن است که 27.3درصد از واریانس وابسته، یعنی مزاحمت های خیابانی در نمونه بررسی شده، به وسیله واریانس این متغیرها تبیین می شود.
تأثیر رسانه های نوین بر انسجام اجتماعی در مناطق کمتر برخوردار شهر تهران (مورد مطالعه: واتساپ)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه رسانه های نوین به ویژه شبکه های اجتماعی تعاملی را می توان یکی از پدیده های ارتباطی دهه های اخیر در ایران و جهان دانست؛ رسانه هایی که با پررنگ نمودن نقش کاربران در روابط اجتماعی توانسته تغییرات محسوسی در حوزه فرهنگی، سیاسی و اقتصادی آنان ایجاد نماید. اما اینکه در کنار پررنگ شدن نقش کاربران، این شبکه ها در مناطق کمتر برخوردار که با شکاف های اجتماعی زیادی مواجهند می توانند بر انسجام اجتماعی نیز تاثیرگذار باشند مسئله ای است که پژوهش حاضر با هدف پاسخ به آن انجام شده است. با گردآوری نظرات جوانان کاربر واتساپ در مناطق کمتر برخوردار شهر تهران به روش گلوله برفی و تحلیل آماری داده ها با آزمون آماری پیرسون این نتیجه حاصل شد که استفاده از واتساپ با هر دو مولفه انسجام اجتماعی (پایبندی اجتماعی و برابری اجتماعی) رابطه مثبت و معناداری دارد و می تواند بر آنها اثرگذار باشد. البته در این بین در مولفه احساس برابری بیشتری رابطه را با احساس مشارکت و در مولفه پایبندی اجتماعی بیشترین رابطه را با احساس پذیرش دارد و نتوانسته بر احساس هم سطحی در این مناطق نیز تاثیری بگذارد. بنابراین در کنار تقویت نقش آفرینی فردی لازم است آثار انسجام بخشی این شبکه نیز در سیاستگذاری های عمومی مورد توجه قرار گرفته و از این ظرفیت برای کاهش هزینه اجرای سیاست های فرهنگی- اجتماعی بهره لازم برده شود.
مطالعه ای بر دانش بومی کشت، ریسندگی و بافندگی سنّتی پنبه مقدّس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش های بومی ایران سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۰
39 - 79
حوزههای تخصصی:
ریسندگی و بافندگی سنّتی در پی اغنای نیازهای اقلیمی، مادی و معنوی اقوام مختلف شکل گرفته است. عموماً منابع طبیعی هر منطقه به عنوان مواد اولیه بوم آورد اولین گزینه جهت تولید دست بافته ها انتخاب می شوند. پژوهش پیش رو، به معرفی یک منبع گیاهی ارزشمند با نام «پنبه ملّه» که در ناحیه خُوسفِ خراسان جنوبی احیا و بازکشت شده است، می پردازد. پنبه مَلّه نوعی پنبه قهوه ای رنگ و نرم و لطیف است که به دلیل خاصیت گرمابخشی در موسم سرما از سوی ساکنان محلّی «خوش یُمن و مقدّس» شمرده می شود. هدف این نوشتار حفظ میراث فرهنگی ناملموس «شیوه کشت، ریسندگی و بافندگی سنّتی پنبه مَلّه» است. مهمترین پرسش این پژوهش آنست که چه تفاوت ساختاری مابین پنبه ملّه و سفید وجود دارد؟ جهت یافتن پاسخی شایسته به پرسش مذکور از آنالیزهای متداول شناسایی FTIR و XRD استفاده شده است. روش پژوهش نیز به شیوه مطالعات میدانی، مصاحبه با افراد خبره و گردآوری اطلاعات بر اساس کتب و مستندات کتابخانه ای است. نتایج نشان می دهند که شیوه کشت پنبه ملّه مشابه پنبه سفید است، اما به دلیل داشتن درصد الیاف کوتاه بیشتر امکان ریسندگی و بافندگی آن به روش کاملاً دستی و سنّتی امکانپذیر است.
دژ سنگی طزره دامغان: سازه ای پدافندی و چند منظوره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش های بومی ایران سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۰
81 - 111
حوزههای تخصصی:
محدوده این پژوهش بررسی سازه ای برخوردار از موقعیت پدافندی و جایگاه ژئواستراتژیک در ایران است که با مولفه های ویژه خود چون: توان دفاعی، جغرافیای بازدارنده، اشراف محیطی و اتصال گذرگاهی، نقش مهمی در پدافندغیرعامل سکونتگاه های انسانی داشته است. قلعه باستانی طزره دامغان یکی از بناها و شبکه های پیشگیرانه پدافندی ایران است که ناشناخته باقی مانده است. این قلعه در پیوست با تحولات تاریخی و جغرافیایی، مانع آسیب پذیری جامعه انسانی و موجد تقویت امنیت محلی بوده است.هدف این تحقیق، با استفاده از روش مشاهدات میدانی و مطالعات تحلیلی، موقعیت سنجی و تفسیر مبانی پدافندی قلعه طزره دامغان و جهات اهمیت پدافند غیرعامل آن است. یافته های پژوهش حکایت از آن دارند که ویژگی چند وجهی و تدافعی این دژ ، آن را از جنبه عناصر پدافند غیرعامل مانند: مکان یابی جغرافیایی، پوشش و پنهان سازی تاسیسات، موانع تراشی و بهره مندی از دیواره های حفاظتی حائز اهمیت نموده است. به نحوی که لایه بندی دفاعی و تدابیر پدافندی، مکانیت قلعه را در موقعیتی برتر قرار داده است
تغییرات کالبدی فضایی ساختمان های مسکونی از منظر ارزش های بومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش های بومی ایران سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۰
113 - 151
حوزههای تخصصی:
بناهای تاریخی ایرانی جلوه هایی از جهان بینی و ساختار فرهنگی- اجتماعی- بوم شناختی است که مبتنی بر مفاهیم، اصول، ارزش های بومی، به تأمین نیازهای زمانی و مکانی کاربرانش همت گماشته است. دوری تاریخی روزگار معاصر از سیر تکامل دستاوردهای پیش کسوتان معماری و بعضاً تقلید سطحی از شکل و ظاهرگذشته معماری، بسیاری از معماران زمان حال را با دغدغه شکل گیری اثر معماری مواجه نموده است. سوال پژوهش این است که ویژگی های کالبدی فضایی ساختمان های مسکونی از منظر تحقق ارزش های بومی در طی گذشت زمان چه تغییری کرده است؟ پژوهش حاضر، مطالعه توصیفی- تحلیلی با هدف تبیین جایگاه ارزش های بومی در معماری ایرانی، به واکاوی تغییرات کالبدی فضایی ساختمان های مسکونی از منظر تحقق ارزش های بومی در گذشت زمان می پردازد. مقایسه نمونه های مطالعاتی، مبتنی بر معیارهای 4 گانه انجام گرفت. نتایج بر این مهم تأکید دارد که با بازشناسی ارزش های بومی خانه های تاریخی و واکاوی تغییرات کالبدی فضایی ساختمان های مسکونی از منظر ارزش های بومی در طی گذشت زمان می توان ساختمان های مسکونی زمان حال را همگام با ارزش های بومی شکل داد.
خودکنترلی؛ سازوکارهای رویش و عوامل زدایش آن از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامعه و نهادهای آن عرصه ی انواع رفتارهایی است که نقش اساسی در موفقیت یا شکست انسان ها دارد. یکی از مهم ترین ابزاری که می تواند رفتارهای انسان را در مسیر صحیح قرار داده و از انحراف آن جلوگیری کند، خودکنترلی است که در نیل انسان به اهداف والا نقش بارزی دارد. نظر به اهمیت این مسئله، در این تحقیق با کاربست روش توصیفی- تحلیلی، خودکنترلی در اجتماع و سازوکارهای رویش و عوامل زدایش آن از منظر قرآن کریم موردبررسی قرارگرفته است. در فرآیند دست یافتن به صفت مهم خودکنترلی، برخی از عوامل می تواند رفتار انسان را تصحیح کرده و انسان را در مسیر رشد و تعالی قرار دهد؛ درحالی که عواملی مانع تصحیح رفتارهای انسان است و باعث زدایش ویژگی خودکنترلی در انسان می شود. از نتایج تحقیق این است که مهم ترین سازوکارهای رویش خودکنترلی عبارت است از تقویت باورها، تقوا، تفکر، عزم، مراقبه و محاسبه؛ و مهم ترین عوامل زدایش آن عبارت است از پیروی از هوای نفس، خود فراموشی، تکبر و خودستایی و ضعف اراده.
پیام های شهیدان درباره حجاب با واکاوی از وصیت نامه هایشان
منبع:
شاهد اندیشه دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۷)
77 - 98
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله، پیام های شهیدان درباره حجاب با واکاوی از وصیت نامه هایشان است. نمونه آماری شامل 878 وصیت نامه شهیدان است که در دو مرحله مهر و آذر 1402 از منابع معتبر استخراج شد که عمدتاً از استان های اصفهان، گیلان، مازندران، تهران، قم، هرمزگان بود. کلیه مطالب و محتوای وصیت نامه های شهیدان به صورت تحلیل عملگرایانه و معنایی مورد شمارش قرار گرفت. درمجموع بعد از غربالگری و با عنایت به فراوانی واژگان کلیدی، 50 واژه که مربوط به حجاب بود استخراج و شمارش شد. اشتراک واژگان در وصیت نامه های شهیدان درباره حجاب و مضامین مربوط 6/76درصد بود. به طور متوسط در هر وصیت نامه 24/3 پیام ها مستقیماً با واحد حجاب و 36/2 واژگان با مضمون حجاب بود. به عبارتی، 9/57درصد از فراوانی های پیام ها فقط درباره حجاب و 1/42درصد به مضمون حجاب مربوط بود. 01/8درصد شهیدان به خواهران سفارش نموده اند، حضرت زهرا (س) و حضرت زینب (س) را الگوی خویش قرار دهند، در 6 درصد پیام های وصیت نامه ها آمده که رعایت حجاب مثل خون شهید است و 2 درصد اظهار داشته اند که حجاب مثل سنگر است. شهیدان افتخارآفرین جنگ تحمیلی که حدود 40 سال پیش وصیت نامه شان را نگارش نموده اند، تأکید داشتند که بانوان، حجاب، این دستور الهی را که در چندین آیه از قرآن مجید به صورت مستقیم و غیرمستقیم آمده رعایت کنند؛ اما برخلاف انتظار، عده ای به این حکم الهی کم توجه شده و ناخواسته تمایلشان به پوشش اسلامی کمرنگ شده است. لذا وظیفه آحاد تأثیرگذار جامعه است که نسبت به این موضوع حساس باشند و باهمت و غیرت خویش، راه و روش اسلامی را به این افراد تبیین نمایند. در این رهگذر از همه ابزارها موجود مانند دانش، رفتار، گفتار و رسانه ها و امثالهم به نحو مطلوب و مؤثر می توان بهره گرفت، حتی از شهیدان عزیز هم می توان استعانت جست؛ زیرا شهیدان شاهد هستند و به نوعی با جامعه ارتباطش برقرار است؛ بنابراین از جامعه اسلامی ایران به ویژه خواهران انتظار می رود که پیام های این عزت آفرینان را اجابت فرمایند و این شاخص ترین پیام شهیدان بود و گفته اند حجاب همچون سلاح و لباس رزم است.
تجربه زیسته چالش های پرورش فرزند ناشنوا از دیدگاه پدران شنوا: پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۶
599 - 613
حوزههای تخصصی:
فرزندپروری مؤثر باعث ارتقای سلامت جسمی، عاطفی، روانی و اجتماعی کودکان می شود. این پژوهش بر اساس رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد و هدف از اجرای آن، بررسی تجربه زیسته مشکلات پرورش فرزند ناشنوا از دیدگاه پدران شنوا بود. حجم نمونه هفت نفر بود و ملاک های اصلی برای انتخاب شرکت کنندگان، زندگی با همسر و فرزندان، داشتن حداقل یک فرزند با آسیب شنوایی شدید یا عمیق و حسی عصبی مادرزادی و داوطلب بودن برای شرکت در پژوهش بود. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده و تجربه های زندگی شرکت کنندگان بررسی شد. برای تحلیل مصاحبه ها از روش کلایزی استفاده شد. نتایج مصاحبه ها پس از استخراج موضوعی و طبقه بندی، در پنج مقوله اصلی تحت عنوان پذیرش کودک توسط والدین، موقعیت اجتماعی، آگاهی والدین، شبکه های حمایتی و چالش های زندگی طبقه بندی شدند. در مجموع، واکاوی تجربه زیسته والدین شنوای دارای کودک ناشنوا نشان داد آن ها به روش های مختلفی تحت تأثیر وضعیت ناشنوایی فرزند خود قرار می گیرند. بنابراین از این مقوله ها می توان به منظور تدوین برنامه های آموزشی و روان شناختی برای کودکان ناشنوای دارای والدین شنوا استفاده کرد.
بازاندیشی معنای فرزند از دیدگاه زنان متأهل (دارای فرزند و بدون فرزند) ساکن در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (علامه طباطبایی) بهار ۱۴۰۲ شماره ۱۰۰
1 - 44
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، بسیاری از مفاهیم خانواده دستخوش تغییرات معنایی شده است. ازآنجاکه فرزند کانون اصلی خانواده است، درک والدین و زنان از این مفهوم، تعیین کننده بسیاری از تصمیمات در حوزه باروری خواهد بود. لذا واکاوی «معنای فرزند» و بررسی درک زنان از این مفهوم ضروری است. این پژوهش با رویکرد کیفی به توصیف فهم کنشگر از معنای فرزند می پردازد. داده ها از طریق مصاحبه عمیق با بیست زن متأهل دارای فرزند و بدون فرزند در شهر تهران با نمونه گیری هدفمند جمع آوری و با استفاده از تکنیک شش مرحله ای اسمیت تحلیل شد. مضمون اصلی پژوهش نشان داد فرزند مفهومی است پویا، دینامیک و تأثیرگذار. در نگاه عاطفی مضامین «حس خوب»، «پرکننده صحنه زندگی» و «سختی و شیرینی» و در نگاه حمایتی مضامین «حمایت نسلی»، «حمایت سالمندی» و «حمایت معنوی» از یافته ها پدیدار گشت. فرزند به معنای شمشیر دو لبه است بدین معنا که هم مانعی است برای رشد و هم عاملی است برای خودشکوفایی و بالندگی. رشد و توسعه در حوزه فردی و زناشویی از مهم ترین معانی فرزند است. فرزند ظرفی است برای پُر کردن عاطفه که با تزریق حس خوب به ثبات و تداوم زناشویی کمک می کند. یافته های این مطالعه توانست به زعم خود تصویر روشنی از معنای فرزند ارائه دهد.
Validating and Presenting of the Curriculum Pattern of Multi-Grade Classes of Elementary School(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Considering the importance of curriculum for different classes, especially for multi-grade classes, the present research was conducted with the aim of validating and presenting the curriculum pattern of multi-grade classes of elementary school. Methodology: This study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was mixed. The population of the qualitative part of the current research was the documents related to the research field in scientific databases of internal (1391-1402) and external (2013-2023), which numbers of 27 document were selected as a sample with using the purposive sampling method. The population of the quantitative part of the current research was the experts familiar with the field of research, which numbers of 25 expert were selected as a sample with using the purposive sampling method. The research tool in the qualitative part was taking notes from the documents and in the quantitative part was answering about the validity of the designed pattern with the criteria of adaptability, comprehensibility, research process evaluation, generalizability, theory evaluation and control. The data of the qualitative part to present the curriculum pattern of multi-grade classes of elementary school were analyzed with the meta-synthesis method in MAXQDA version software, and the data of the quantitative part to validating the mentioned pattern were analyzed with the one sample t-test in SPSS version 23 software. Findings: The findings showed that the curriculum pattern of multi-grade classes of elementary school had 157 indicators in 28 components and 10 dimensions including the logic, purpose, content, learning methods, teacher, materials and resources, student, time, place and evaluation methods, which based on it, the pattern of dimensions and components of curriculum of multi-grade classes of elementary school were drawn. Other findings showed that the curriculum pattern of multi-grade classes of elementary school was valid based on the criteria of adaptability, comprehensibility, research process evaluation, generalizability, theory evaluation and control. Conclusion: The designed curriculum pattern of multi-grade classes of elementary school in the present research can help experts and planners in improving the curriculum status of multi-grade classes.
Presenting a Causal Model of Bias towards Drugs in Students based on the Academic Failure and Hyperactivity and Attention Deficit with the Mediating Role of Hopelessness Feelings(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Considering the decreasing age of addiction and the many problems faced by addicts, the present research was conducted with the aim of presenting a causal model of bias towards drugs in students based on the academic failure and hyperactivity and attention deficit with the mediating role of hopelessness feelings. Method: The current research in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was descriptive from type of correlation. The research population was all the junior and senior high school students of one district of Mashhad city in the 2020-2021 academic years, which number of 310 people of them were selected as a sample by cluster random sampling method. The tools of the current research were the questionnaires of addiction potential, academic failure, hyperactivity and attention deficit and hopelessness, which whose psychometric indicators were confirmed in previous researches and in this study. Data were analyzed by structural equation modeling method in SPSS version 24 and AMOS version 24 software. Results: The findings of the present study showed that the causal model of bias towards drugs in students based on the academic failure and hyperactivity and attention deficit with the mediating role of hopelessness feelings had a good fit. Also, the variable of academic failure on the hopelessness feelings and bias towards drugs, the variable of hyperactivity and attention deficit on the hopelessness feelings and the variable of hopelessness feelings on the bias towards drugs had a direct and significant effect (P<0.05), but the variable of hyperactivity and attention deficit on the bias towards drugs hadn’t a direct and significant effect (P>0.05). In addition, academic failure and hyperactivity and attention deficit had an indirect and significant effect on the bias towards drugs with the mediating of hopelessness feelings (P<0.05). Conclusion: The results indicated the effective role of academic failure and hyperactivity and attention deficit with the mediating of hopelessness feeling on bias towards drugs. Therefore, the planners and specialists of cultural and educational activities of adolescents in order reduce to bias towards drugs can seek to design and implement programs to reduce academic failure, hyperactivity and attention deficit and hopelessness feelings.
الگوی آموزش تکالیف شهروندی در مدارس و تأثیر آن در توسعه انتظام اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
29 - 62
حوزههای تخصصی:
کارکرد شهروندی، اداره جامعه مبتنی بر رعایت حقوق دیگران و تعهد به انجام وظایف بوده و آگاهی از تکالیف شهروندی، زمینه را برای انجام وظایف دوجانبه فراهم می کند. هدف پژوهش حاضر شناسایی الگوی آموزش تکالیف شهروندی در نظام آموزشی کشور، از نظر خبرگان بود.این پژوهش با رویکرد ترکیبی آمیخته اکتشافی انجام شد. جامعه آماری بخش کیفی، متخصصان و اساتید حقوق دانشگاه های سراسر کشور در حوزه حقوق و تکالیف شهروندی بود که تعداد 15 نفر مبتنی بر روش اشباع نظری با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و بررسی اسناد موجود در این زمینه بود. جامعه آماری بخش کمی، معلمان همه مقاطع تحصیلی آموزش و پرورش منطقه 5 شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1402 بودند که 267 نفر با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخته مبتنی بر داده های بخش کیفی بود. در بخش کیفی، داده ها با روش تحلیل مضمون و در بخش کمی، داده ها با روش تحلیل عامل تاییدی در نرم افزارهای SPSS و LISREL تحلیل شدند.تحلیل داده ها در بخش کیفی منتج به شناسایی الگوی نیاز به آموزشِ تکالیف شهروندی گردید که در قالب 6 مضمون سازمان دهنده اصلی که عبارتند از "تکالیف مالی و اقتصادی"، "تکالیف بهداشتی"، "تکالیف اخلاقی"، "تکالیف فرهنگی و اجتماعی"، "تکالیف قانونی"، "تکالیف سیاسی" سازمان دهی شدند. سپس تاثیر آموزش هریک از مضامین یاد شده در توسعه انتظام اجتماعی، از دیدگاه جامعه آماری مورد تحلیل قرار گرفت.برنامه ریزی برای آموزش تکالیف شهروندی در مدارس کشور، بر مبنای مضامین شناسایی شده ضروری است. لازم است برخلاف گذشته که فقط بحث حقوق شهروندی مطرح بوده، مسئولان نظام آموزشی کشور توجه و اهتمام بیشتری نسبت به آموزش تکالیف شهروندی و گنجاندن مطالب بیشتری از این تکالیف در برنامه درسی دانش آموزان داشته باشند.
ارائه الگوی بومی رابطه بین سرمایه فکری، ارزش بازار و مدیریت ذینفعان با عملکرد مالی در شرکت های غیر مالی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرمایه فکری عامل اصلی ایجاد ارزش در شرکتها می باشد و ش رکته ا در ح ال حرک ت ب ه سمت خلق ارزش از طریق سرمایه فکری موجود در سازمان می باش ند. بر این اساس تحقیق حاضر با هدف تعیین رابطه بین سرمایه فکری، ارزش بازار و مدیریت ذینفعان با عملکرد مالی در شرکت های غیر مالی طراحی شده است. روش تحقیق حاضر توصیفی از نوع علی-ارتباطی بوده است. واحد تحلیل شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشند. جامعه آماری پژوهش حاضر مدیران و کارشناسان مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در حدود 200 نفر بوده است. شیوه نمونه گیری تصادفی ساده و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران در حدود 132 نفر محاسبه شد. ابزار جمع آوری اطلاعات برای سنجش عملکرد مالی و ارزش بازار صورت های مالی شرکت ها از سال 1395 تا سال 1400 بود و برای سنجش سرمایه فکری و مدیریت ذینفعان پرسشنامه محقق ساخته است. ابزار تحلیل اطلاعات نرم افزار Spssنسخه 23 با روش تحلیل آماری رگرسیون بوده است. یافته های پژوهش نشان داد متغیرهای سرمایه فکری و مدیریت ذینفعان با 99 درصد اطمینان بر متغیر ارزش بازار اثر مثبت دارند و متغیرهای مدیریت ذینفعان و ارزش بازار بر متغیر عملکرد مالی اثر مثبت و معنی دار دارند. اما متغیر سرمایه فکری بر متغیر عملکرد مالی اثر معنی دار ندارد. به عبارت دیگر این پژوهش نشان داد سرمایه فکری به واسطه مدیریت ذینفعان می تواند بصورت غیر مستقیم عملکرد مالی شرکت ها را تحت تأثیر قرار دهد.
رابطه ساختاری والدگری ذهن آگاه و فرسودگی والدینی: نقش واسطه ای استرس والدگری مادران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۷۵
501 - 518
حوزههای تخصصی:
پژوهش های اندکی که در سال های اخیر به مطالعه تجربه فرسودگی والدین ایرانی پرداخته اند، اقدام قابل توجهی در خصوص تدوین و آزمون مدل های مفهومی و گمانه زنی درباره متغیرهای واسطه مرتبط با فرسودگی والدین انجام نداده اند.
ازهمین رو، مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای استرس والدگری در رابطه میان والدگری ذهن آگاه مادران با تجربه فرسودگی والدینی آن ها انجام شده است. پژوهش حاضر، یک مطالعه توصیفی مقطعی، و جامعه آماری آن شامل مادرانی بود که در س ال تحصیلی 1400-1399 دارای فرزند پیش دبستانی بوده اند. نمونه آماری نیز شامل 369 مادری است که با تکمیل پرسش نامه های آنلاین در این پژوهش مشارکت کرده اند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه فرسودگی والدینی (PBA)، فرم کوتاه شاخص استرس والدگری (PSI) و پرسش نامه والدگری ذهن آگاهانه (MIPQ) بود. برای بررسی مدل مفهومی پژوهش نیز از الگوی معادلات ساختاری استفاده شده است. یافته ها نشان داد که والدگری ذهن آگاه فقط با واسطه استرس والدگری مادران می تواند نزدیک به 78 درصد از واریانس فرسودگی والدینی را تبیین کند؛ اما دارای اثر مستقیم بر فرسودگی والدینی نیست. یافته های پژوهش حاضر علاوه بر فراهم کردن درک بهتری درباره فرسودگی والدینی، می تواند در مداخله های آموزشی یا درمانی معطوف به کاهش فرسودگی والدینی نیز سودمند باشند.
طرحی نو برای مشارکت اجتماعی دانشجویان ایرانی در دانشگاه (فرا ترکیب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۹۱)
23 - 42
مشارکت اجتماعی، از مفاهیم مهم جامعه شناسی محسوب می شود که امروزه نقش مهمی در جوامع بازی می کند؛ بنابراین، پژوهش حاضر تلاش می کند با فراترکیب مطالعات مرتبط با مشارکت اجتماعی، الگوی جدیدی را برای مشارکت دانشجویان در امور دانشگاه طراحی و معرفی کند. روش پژوهش از نوع فراترکیب و جامعه آماری آن، کلیه مقالات علمی و پژوهشی منتشرشده در ایران، با موضوع مشارکت دانشجویان در دانشگاه، در بازه زمانی 1390 تا پایان ۱۴۰۰ است. در کل تعداد 34 مقاله پژوهشی یافت شد که درنهایت پس از بررسی های مختلف، 20 مقاله برای بررسی نهایی انتخاب شد. یافته های تحقیق نشان داد 5 عامل اجتماعی، فردی، نگرش مشارکتی، فرهنگی و روانی بر مشارکت اجتماعی دانشجویان اثرگذارند که عامل اجتماعی شامل اعتماد اجتماعی، کارآمدی انجمن های علمی، مزایای عضویت در انجمن ها و نشاط اجتماعی، عوامل فردی شامل سن، جنس، تحصیلات، رشته تحصیلی، وضعیت اشتغال، عامل نگرش مشارکتی در بر گیرنده مشارکت اجتماعی، فعالیت مشارکتی و رفتار مشارکتی، عامل فرهنگی شامل رسانه، تلویزیون، شبکه های اجتماعی، دین داری، فرهنگ و عامل روانی هم در بر گیرنده احساس بی قدرتی، رضایت از زندگی، حرمت نفس، روحیه مشارکتی و مدارای اجتماعی است. نتایج نشان می دهد با افزایش و گسترش مشارکت دانشجویان در امور دانشگاه، همه ابعاد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی زندگی دانشجویی توسعه می یابد و موجب تقویت همبستگی، بهبود کیفیت زندگی دانشجویی و درنهایت بروز خلاقیت و خودباوری می شود.
بررسی جامعه شناختی پدیده کودکان کار (مورد مطالعه: کودکان کار شهرستان مهرستان (سیستان و بلوچستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۹۱)
65 - 84
پدیده کودکان کار، یکی از آسیب های اجتماعی است که بروز و گسترش آن معلولی از عوامل گوناگون و در هم پیچیده اجتماعی و اقتصادی است و از طرفی خود، مولد آسیب های اجتماعی دیگر نیز به شمار می رود. این مقاله با هدف بررسی جامعه شناختی پدیده کودکان کار در شهرستان مهرستان انجام شده است. جامعه آماری شامل کودکان کار در شهرستان مهرستان بود. 20 نفر از کودکان کار با روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به حد اشباع اطلاعات به عنوان نمونه آماری تعیین شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته و برای تجزیه و تحلیل آنها از روش تحلیل مضمونی استفاده شده است. داده ها در سه سطح کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. برای اعتباریابی نتایج پژوهش مرور همتا، مصاحبه شوندگان بازبینی کردند و بررسی انتقال پذیری را انجام دادند. نتایج نشان داد پدیده کودکان کار در شهرستان مهرستان با 8 تم اصلی شامل اعتیاد، نداشتن امنیت مالی، خشونت خانوادگی، مهاجرت، ناکارآمدی والدینی، تحصیلات، وجود خرده فرهنگ کار در شبکه خانوادگی، ضعف بنیادهای حمایتی و خدماتی شناسایی شدند. کمک به والدین در تأمین هزینه های خانواده با فراوانی 19(69/6) در رتبه اول و وضعیت شغلی والدین با فراوانی 13(63/6) در رتبه دوم و همچنین درآمد پایین خانواده و بی سرپرستی و بدسرپرستی خانواده با فراوانی 11(61/5) در رتبه سوم به عنوان مهم ترین عامل در ایجاد و گسترش پدیده کودکان کار در شهرستان مهرستان شناسایی شدند. نتیجه چنین بود که توجه به عوامل جامعه شناختی موجب کاهش کودکان کار در شهرستان مهرستان می شود و در این زمینه، بهبود اقتصادی خانواده های نیازمند و آموزش فرزندپروری و همچنین ایجاد اشتغال پایدار، توجه به صنایع دستی بومی در قالب بنگاه های اقتصادی کوچک، صنایع تبدیلی در حوزه کشاورزی، برقراری عدالت آموزشی، تدوین بسته آموزشی در جهت افزایش آگاهی والدین در فرزندپروری و تحت پوشش قرار دادن خانواده های نیازمند در سازمان های حمایتی در اولویت قرار دارند.
ارائه مدل توسعه جانشین پروری در سازمان های فرهنگی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۴۸
799 - 828
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به طراحی و ارائه مدل توسعه جانشین پروری در سازمان های فرهنگی کشور پرداخته است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، تلفیقی از نوع روش های کیفی و کمّی می باشد. در مرحله اول از روش کیفی تحلیل محتوا (قیاسی) جهت جمع آوری اطلاعات استفاده شده است، در پایان مرحله اول مدل کیفی توسعه جانشین پروری در سازمان های فرهنگی کشور در شش بُعد تقویت جانشین پروری در سازمان، تقویت فرهنگ جانشین پروری در سازمان، معرفی سازمان فرهنگی، ارتقای شایستگی های مدیران فرهنگی، توانمندسازی کارکنان سازمان های فرهنگی و تحول مدیریت سازمان های فرهنگی ارائه شد. در مرحله دوم تحقیق، جامعه آماری شامل کارکنان و مدیران سازمان های فرهنگی در شهر تهران می باشند که مطابق اطلاعات سامانه سازمان های فرهنگی شهر تهران درحدود 2500 نفر می باشند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 384 نفر برآورد شد و پس از گردآوری داده ها، تجزیه وتحلیل آماری داده های پژوهش در دو سطح توصیفی با استفاده از شاخص های آماری (نظیر فراوانی، درصد و میانگین) و سطح استنباطی تحلیل عاملی تأییدی، با استفاده از Spss 22 و Lisrel8.54 صورت گرفت. معناداری ضرایب و پارامترهای به دست آمده ابعاد مدل توسعه جانشین پروری در سازمان های فرهنگی کشور، نشان داد که تمامی ضرایب به دست آمده، معنادار می باشند. یافته های حاصل از تحلیل ابعاد بیانگر آن می باشد که از بین ابعاد مدل توسعه جانشین پروری در سازمان های فرهنگی کشور، بعد جانشین پروری با میانگین (92/0) بیشترین و بعد ارتقای شایستگی های مدیران با میانگین (79/0) کمترین تأثیر را در توسعه جانشین پروری در سازمان های فرهنگی کشور را دارد.