فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴۱ تا ۶۶۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
از عوامل مهم و تأثیرگذار بر بسیاری از وقایع و تحولات سیاسی- اجتماعی ایران معاصر، فعّالیّت احزاب و سازمان ها است. از این رو شناسایی احزاب و فرایندهای سیاسی آنها برای اهل تأمل و تعمق در اوضاع سیاسی ایران امری ضروری می نماید. سازمان اصلاحات لارستان در جریان ملی شدن صنعت نفت، با تلاش و همکاری شخصیت های برجسته ملی مذهبی در سال 1330 تأسیس شد. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی و با استفاده از اسناد و منابع کتابخانه ای درصدد پاسخ به این سؤال می باشد که چه عواملی باعث شکل گیری و انحلال سازمان اصلاحات لارستان شد؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که سازمان اصلاحات لارستان به منظور حمایت از نهضت ملی شدن صنعت نفت و دولت دکتر مصدق و انجام اصلاحات اجتماعی محلی تشکیل و با کودتای 28 مرداد 1332 منحل شد. اهمیت پژوهش حاضر ازاین روست که می تواند اطلاعات درخور توجهی در خصوص شکل گیری و فعّالیّت سازمان های سیاسی تاریخ منطقه ای ایران در عصر پهلوی دوم ارائه می دهد.
نسبت سنجی استقلال سیاسی و قدرت نظامی در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱
238 - 288
حوزههای تخصصی:
ایرانیان در جریان جنگ های ایران و روسیه برای نخستین بار، متوجه عقب افتادگی جامعه خود شدند. به عبارت بهتر، نیروهای مسلح ایران نخستین بخش از کشور بودند که نشانه های این عقب افتادگی، در آنها مشاهده شد. ازآن پس تلاش های دولتمردان ایران در دولت قاجار و سپس پهلوی در راستای افزایش توان نیروهای نظامی ایران متمرکز شد. به رغم تلاش های انجام شده در این زمینه، شکست های نظامی ایران، اشغال کشور و مداخلات خارجی در این دوران نشان می دهد که این تلاش ها نتایج مطلوبی درپی نداشته است، لیکن این امر مهم در ایرانِ پس از انقلاب اسلامی روند متفاوتی را طی کرده است. این مقاله در همین راستا قصد دارد با بهره گیری از تحلیل واقع گرایی تأثیر وجود/ عدم استقلال سیاسی را بر افزایش/ کاهش قدرت نظامی بررسی کند. پرسش مقاله این است که بین استقلال سیاسی و روند افول و احیای قدرت نظامی در تاریخ معاصر ایران چه ارتباطی وجود دارد؟ یافته های مقاله با توجه به اسناد و متون معتبر تاریخی نشان داد که استقلال سیاسی در ایرانِ پس از انقلاب اسلامی در مقایسه با دوره های قبل، باعث تقویت و توسعه قدرت نظامی ایران شده و همین قدرت نظامی به حفظ و تداوم استقلال سیاسی کمک کرده است.
تصویر پرتغالی ها از خلیج فارس؛ واکاوی انگیزه های استعماری پرتغال در ترسیم نقشه های خلیج فارس (سده های شانزدهم و هفدهم میلادی/ دهم و یازدهم قمری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۲
31 - 65
حوزههای تخصصی:
استعمار در آسیا، با ورود پرتغالی ها به خلیج فارس در سده شانزدهم میلادی/دهم قمری آغاز شد. پرتغالی ها با بهره گیری از ناوگان دریایی، فناوری های پیشرفته و احداث استحکامات کنترل تجارت دریایی را به دست گرفتند. این رویدادها تأثیر عمیقی بر تاریخ خلیج فارس گذاشت و آن را به دو دوره پیشااستعماری و پسااستعماری تقسیم کرد. پرتغالی ها با استفاده از روش های نقشه نگاری نخستین نقشه های دقیق از خلیج فارس را تهیه کردند که شامل ترسیم جزئیات خطوط ساحلی، جزایر و بنادر بود. این نقشه ها نه تنها ابزاری جغرافیایی، بلکه بازتابی از اهداف استعماری پرتغال در منطقه به شمار می روند. هدف این پژوهش بررسی نقشه های پرتغالیِ سده های شانزدهم و هفدهم میلادی/ دهم و یازدهم قمری به کمک روش تحقیق تاریخی برای درک مفاهیم کلیدیِ مرتبط با تاریخ خلیج فارس و دریافت ارتباط آن ها با اهداف استعماری پرتغال است. این پژوهش درصدد پاسخ به این پرسش است که انگیزه های اصلی پرتغالی ها از تهیه نقشه های دقیق از خلیج فارس چه بود و این نقشه ها چگونه بازتاباننده اولویت های نظامی- اقتصادی پرتغال در منطقه بوده اند؛ به نظر می رسد در این اسناد و در راستای منافع پرتغال در هند از جمله کنترل مسیرهای تجاری، برخی نقاط همچون هرموز در شرق خلیج فارس مورد توجه قرار گرفتند و نقاط کرانه و پس کرانه نادیده گرفته شده اند که نشان دهنده کاربرد نقشه ها به عنوان ابزاری در خدمت منافع سیاسی و استعماری پرتغال در آن مقطع در بستری از گفتمان استعماری اولیه است.
بررسی چالش های میسیون پرزبیتری آمریکا با کردها در ایران طی سال های (1834-1904 م./1249-1322ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
میسیونرهای آمریکایی فرقه کانگرگیشنالیست اولین گروه تبشیری آمریکایی بودند که در اوایل قرن نوزدهم زمینه آشنایی جامعه ایرانی با آمریکا را فراهم کردند. میسیونرهای این فرقه در1870م/1286ق به دلایلی جای خود را به میسیونرهای پرزبیترین در ایران دادند و آنها نیز به واسطه اقدامات آموزشی، فرهنگی و بهداشتی توانستند توجه جامعه ایرانی را به سوی خود جلب کنند. فعالیت های میسیون پرزبیتری در دوره قاجاریه، با چالش های متعددی از جمله کردها نیز مواجه بود که این موضوع موانعی بر سر راه آنها ایجاد می نمود. نوشتار حاضر سعی دارد به این سوال پاسخ دهد که کردها چرا و چگونه فعالیت های تبشیری میسیونرهای آمریکایی در ایران را با مانع مواجه می ساختند؟ این نوشتار با رویکرد و روش تاریخی و با استفاده از منابع کتابخانه ای می کوشد به نقش کردها در ایجاد موانع در برابر فعالیت های میسیون آمریکا در ایران عصر قاجاریه بپردازد. فرضیه پژوهش پیش رو بر این موضوع استوار است که مواجهات سلبی کردها با مسیحیان غرب ایران زمینه شورش و ناامنی را در این مناطق به همراه داشت که در این میان حمایت های میسیونرها از مسیحیان، آنان را با چالش های گوناگونی از سوی کردها مواجه می ساخت. یافته های پژوهش نشان می دهد تلاش میسیون آمریکایی برای حمایت از مسیحیان غرب ایران آنان را وادار به تعامل با کردها نمود اما بیگانه ستیزی کردها و نیز تلاشی که میسیون برای مسیحی کردن آنان به انجام رساند پس از شکست شورش شیخ عبیدالله چالش های متعددی را برای میسیون پدید آورد.
نگاهی بر کتاب «کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او» نوشته غلامرضا رشید یاسمی
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴
216 - 251
حوزههای تخصصی:
کتاب «کُرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او» نوشته غلامرضا رشید یاسمی است، که آن را در سال 1316 به درخواست وزرات فرهنگ ایران به رشته تحریر درآورده است. موضوع کتاب چنانکه از عنوان آن پیداست، به تاریخ و مسائل تباری و نژادی قوم کُرد مربوط می گردد. در زمان سلطنت رضاشاه دستگاه فرهنگی حکومت بر اساس یک تمایل شدید و مرموز، غلامرضا رشیدیاسمی، مردوخ کُردستانی و ولادیمیر مینورسکی را مأمور تدوین تاریخ کُرد و تعیین منشأ نژادی و اثبات ایرانی بودن این قوم نمود. نگارنده در مطالعات خود به نکته قانع کننده ای در باره علل این اشتیاق برنخورده است. به عنوان یک احتمال عمده می توان معتقد بود این تمایل شدید حکومت نژادگرا و آریایی باز پهلوی برای اثبات همریشگی نژادی برخی اقوام ساکن در ایران با فارس زبانان، ریشه در علاقه این حکومت برای یارگیری از اقوام غیر ترک ایرانی، جهت طرح ادّعای غلبه جمعیّتی مردم فارس زبان و برادران نژادی آنها در مقابل جمعیّت ترک بوده است. شاید غرض آینده نگرانه ای برای طرح دعاوی ارضی نسبت به اراضی کُردنشین کشورهای همسایه هم در این اشتیاق دخیل بوده باشد. دعوی ارضی نسبت به سرزمین های کُردنشین عثمانی در ادعانامه استرداد اراضی تسلیم شده به کنفرانس صلح پاریس از طرف هیئت ایرانی در مارس 1919 و تأکید بر ایرانی نژاد و ایرانی زبان بودن این قوم شاهد دیگری است، که این گمان را تقویت می کند.
نویسندگان سه گانه مذکور به عنوان مؤلّفانی پروژه کار در قبال دریافت اجرت، اسناد و امکانات تحقیق به تدوین تاریخ کُرد بر اساس اصول و معیارهای تعیین شده از طرف حکومت پهلوی پرداخته و تاریخی مشوّش و مجعول برای قوم مذکور ساختند. اساس کار در تدوین این تاریخ بر اثبات ایرانی بودن اکراد بر اساس تعریف خاص نخبگان حکومت از مفهوم ایرانی بودن، اثبات آریایی بودن کُرد و اشتراک نژادی کُرد و فارس، اثبات حضور کُرد در همه جای فلات ایران، ادغام کُرد در جامعه آریایی و فارسی، زیر مجموعه فارسی قرار دادن زبان کُردی، منتسب ساختن برخی سلسله های پادشاهی ایران به اکراد و در نهایت منتسب ساختن کُرد به سلسله یا تمدّن ماد استوار بود. تألیف کتاب «کُرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او» در شرایط خلأ فرهنگی و فقدان آثار مکتوب در موضوع مذکور به انجام رسید و مطالب این کتاب با وجود معایب و اغلاط بسیار، در سایه تبلیغ و پیرایه بندی دیگران قبول عام یافت.
متأسّفانه در سایه سوء استفاده مسئولان فرهنگی حکومت پهلوی از موقعیّت خاص تاریخی و خلأ فرهنگی برای تدوین آثار مکتوب بر اساس اصول و علائق آریایی محور و فارسی محور خود و تلاش های بعدی دستگاه های فرهنگی این حکومت در جهت به کرسی نشاندن تاریخ های دست ساز و مجعول خود و استمرار این رویه در دوران بعد از انقلاب اسلامی، این قبیل نوشته های غیر علمی و غیر مستند در جایگاه کتب مرجع نشسته و ساختار فکری و نگرشی جامعه روشنفکری و دانشگاهی ایران را شکل داده و به منابعی برای تدوین کتب بعدی در موضوع خود بدل شدند.
نقش چریک های فدایی خلق در تبدیل مسئله ارضی به مسئله ملی در غائله گنبد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال ۳۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۳۳)
126 - 150
حوزههای تخصصی:
سازمان چریک های فدایی خلق ایران به عنوان گروهی مبارزاتی با ایدئولوژی چپ مارکسیستی که خود را در گرفتن سهم مناسبی از قدرت سیاسیِ پس از پیروزی انقلاب ناکام می دید، از فترت به وجودآمده از زمان سقوط رژیم پهلوی تا تثبیت جمهوری اسلامی استفاده کرد و توانست با ایجاد سازمان هایی با ایدئولوژی مارکسیستی و تمایلات جدایی طلبانه در منطقه ترکمن صحرا، بخشی از فعالان و مردم ناراضی منطقه ترکمن صحرا را به سمت غائله ای سوق دهد که به دو جنگ معروف گنبد در سال های ابتدایی انقلاب ختم شد.
هدف: روشن کردن ریشه های اقتصادی غائله گنبد و چگونگی دگردیسی آن به سمت مطالبات جدایی طلبانه و قوم گرایانه توسط چریک های فدایی خلق.
دستاوردهای این پژوهش که با روش درون نگر و براساس فهم انگیزه های درونی عوامل دخیل در غائله گنبد انجام شده است حاکی است که انباشت نارضایتی تاریخی مردم منطقه گرگان و دشت (دشت های باز اطراف گرگان) و ترکمن صحرا از مسئله ارضی و غصب زمین های حاصلخیز کشاورزی شان در سال های متمادی، خصوصاً در دوره پهلوی، سبب بدبینی آن ها به حکومت های مرکزی و تمایلات گریزازمرکز بین آن ها شده بود. شرایط دوسویه مسئله ارضی و تمایلات گریزازمرکزِ قوم ترکمن، با شرایط مبارزاتی ایده آل در آموزه های چپ جهانی یعنی «حرکت از مسئله ارضی به مسئله ملی» در جوامع دهقانی، کاملاً منطبق بود و سازمان چریک های فدایی خلق نیز به عنوان یک سازمان مبارزاتی کمونیستی در ایران به آن پایبند بود و همین عامل کلید فهم چرایی و چگونگی حضور سازمان در غائله گنبد است.
بازنمایی شاه اسماعیل یکم به مثابه شاهِ آرمانی: الگوی ایرانشهریِ حبیب السیر خواندمیر در مشروعیت بخشی به بنیان گذار دولت صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صفویان با زور شمشیر قزلباشان بر اریکه قدرت ایران جلوس کردند؛ بااین حال به دلیل آنکه برپایی حکومت دیرپایی را در سر داشتند، دعاوی فرهنگی ویژه ای را درراستای مشروعیت بخشیدن به حکومتشان مطرح ساختند. متون تاریخ نویسی، ابزار مهم تولید و توجیه مشروعیت سیاسی در ایران بود که برای ترسیم جلوه مطلوبِ شاه و دولت در میان رعایای زیردست به کار برده می شد. در همین راستا می توان کتاب حبیب السیر خواندمیر را ارزیابی کرد که در بزنگاه مخاطره آمیز بنیان گذاری دولت صفوی و درراستای تضمین مشروعیت آن نگاشته شد. بر این اساس، این مقاله با روش مطالعات تاریخی و رویکرد توصیفی و تحلیلی نشان می دهد، برخلاف برخی نظرات که بر مثلث مشروعیت بخش شیعی، صوفیانه و ایرانشهری متون تاریخی عصر صفوی تأکید دارد، بازاندیشی و بازخوانی متن حبیب السیر چنین می نمایاند که خواندمیر در کنار توجه به عناصر شیعی و صوفیانه، نگاه ویژه ای به برساخت شاهی آرمانی ایرانی با بهره گیری از الگوی اندیشه ایرانشهری داشته است. تفاخر بر تبار والای شاه و خاندان صفوی، ترسیم شخصیت فرهمند از بنیان گذار حکومت، تشبیه و الگوسازی بین شاه اسماعیل و پادشاهان ساسانی یعنی شکست ناپذیری، اتحاد دین و دولت و منجی سازی دلایل مقاله حاضر برای تأیید این ادعاست. شایان توجه است که سیطره مضامین ایرانشهری بر ذهن خواندمیر، به معنای نادیده انگاشتن عناصر مهم شیعی و صوفیانه نیست؛ چراکه این مؤلفه ها در کنار مقولات اندیشه ایرانشهری در طرح اندازی های روایی حبیب السیر به کار گرفته شده است.
تطور وعظ از حقله های قصه خوانان تا مجالس واعظان از آغاز تا سده 6 قمری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۴
123 - 150
حوزههای تخصصی:
وعظ از اوایل دوره اسلامی از قالب های مؤثر در انتقال تعالیم و آموزه های اسلامی بوده است. واعظان با به کاربردن انواع شیوه های وعظ ، استفاده از آرایه های ادبی و بهره بردن از مضامین گوناگون، مجالس وعظ خویش را با جذابیت فوق العاده ای برگزار می کردند و اقشار گوناگون مردم و حکمرانان را به خود جلب کرده، شهرت فزاینده ای کسب می-کردند. این نوشتار با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی بران است، تا ابعاد وعظ را از لحاظ انواع ، شیو ه ها و اشکال وعظ گویی تا سده 6 ق بررسی کرده و آنگاه آشکار سازد که مفاهیم مرتبط با وعظ چه پیوند یا تفاوتی با یکدیگر داشته اند. یافته ها حکایت از آن دارد که وعظ باید در دو مفهوم عام و خاص مورد بررسی قرار گیرد، مفهوم عام آن از همان صدر اسلام وجود داشته و در قالب های گوناگونی مانند قصه خوانی، ذکر، خطبه خوانی و ... نمایان می شد اما در مفهوم خاص، وعظ و به تبَع، واعظان حرفه ای و ملقب به صفت «واعظ»، در حدود نیمه سده 3ق پدید آمد و تا سده 6ق بر آداب وعظ افزوده شد.
نقش طبقه زمین دار در انتخابات مجلس چهاردهم شورای ملی (۱۳۲۲ ش/ ۱۹۴۳ م)؛ مورد مطالعه: حوزه انتخابیه شهرضا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به دنبال اشغال ایران توسط متفقین در شهریور ۱۳۲۰ ش/ آگست ۱۹۴۱ م، طبقه زمین دار، ضعف دولت مرکزی در فضای آشفته جنگ جهانی دوم را غیمت شمرد تا به تحکیم موقعیت اجتماعی خود پرداخته و سهم بیشتری در مناسبات قدرت کسب کند. نمود بارز این پدیده در انتخابات مجلس چهاردهم شورای ملی به وقوع پیوست، جایی که با استعفای رضاشاه و تفویض سلطنت به ولیعهد جوان، خلاء استبداد متمرکز پیشین، فضا را برای ظهور مجدد خان سالاری های پراکنده و نقش آفرینی ملاکان محلی در انتخابات مجلس مهیا کرده بود. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی- تحلیلی و تلفیق دو روش کیفی و کمی، بر پایه اسناد منتشر نشده آرشیو مجلس شورای اسلامی، نشان می دهد که چگونه سرنوشت انتخابات مجلس چهاردهم، در بسیاری از حوزه ها به دست ملاکین افتاد و چهره هایی جدید از طبقه زمین دار برای نخستین بار به نمایندگی مجلس رسیدند. این مقاله با مطالعه موردی حوزه انتخابیه شهرضا بر پایه اسناد منتشر نشده آرشیو مجلس شورای اسلامی، به ارائه تحلیل آماری از نحوه توزیع تعرفه و اخذ رای در این حوزه انتخابیه می پردازد. مسئله اصلی این پژوهش آن است که چگونه نامزد شهرضا با داشتن جمعیت رای دهنده کمتر نسبت به نامزد مردم لنجان به مجلس شورای ملی راه یافت. یافته ها موید این فرضیه تحقیق است که طبقه زمین دار محلی شهرضا، با دخالت های فراقانونی برای پیروزی کاندیدای مورد نظر خود، نه تنها آزادی های حداقلی و سلامت انتخابات را مخدوش نمود، بلکه عملاً بخش عمده ای از رای دهندگان منطقه لنجان را نیز، از حق طبیعی مشارکت در انتخابات محروم ساخت.
نقد و معرفی کتاب ابن حوقل (مطالعه ای تاریخی در کتاب صورة الارض او)
منبع:
تاریخ و فرهنگ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱۲
127 - 133
حوزههای تخصصی:
نسبت هویت دیداری و دینی در آیین های سوگواری محرم (مطالعه موردی: عَلَم برداری و نخل گردانی)
منبع:
مطالعات ایران شناسی سال ۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۲۳)
110 - 137
حوزههای تخصصی:
هویت ایرانی در آیین های مختلف جامعه ازجمله مناسک دینی نمود یافته که بخش مهمی از آن در آیین های سوگواری محرم تجلی پیدا کرده است. مسئله این مقاله از چگونگی تناظر هویت دیداری این آیین ها با هویت دینی آنها نضج می گیرد و ما را با این پرسش اصلی مواجه می سازد که نسبت هویت دیداری و هویت دینی آیین های عَلَم گردانی و نخل گردانی چیست؟ براین اساس، تبیین هویت دیداری و دینی در آیین های علم برداری و نخل گردانی هدف این مقاله بوده است. برای دستیابی به این هدف، عناصر و نماد های بصری آیین های مذکور، به روش توصیفی- تحلیلی مطالعه و با ابعاد پنج گانه هویت دینی (عاطفی، اعتقادی، مناسکی، دانشی و پیامدی) نسبت یابی شده اند. یافته ها نشان می دهد که زبان بصری به کار رفته در شبکه عناصر، نمادها و سازه های دیداری نخل و علم عمدتاً نشانگر دو بعد «اعتقادی» و «دانشی» است. زمانی که علم و نخل، با حضور مشارکت کنندگان (عزاداران) تبدیل به مناسک یعنی علم برداری و نخل گردانی می شوند، دو بعد «عاطفی» و «پیامدی» را فرامی خوانند. درواقع، نظام بصری علم و نخل به طور مستقیم این دو بعد را نشان نمی دهند، بلکه در مناسک علم برداری و نخل گردانی بروز و ظهور می یابند.
قلعه توس نوذر دژی ناشناخته از اسماعیلیان در کوه خرازان شهرستان تفرش(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
115 - 145
حوزههای تخصصی:
قلعه توس نوذر بر روی برونزدی صخره ای در میانه دره ای به نام برف چال که در جهت شمالی جنوبی کشیده شده در دهستان خرازان و بر مسیر راه تفرش به ساوه مکانیابی و ساخته شده است. به گمان علت و چرایی ایجاد قلعه توس نوذر در ادوار مختلف تاریخی و بعد آن را بایستی در وضعیت جغرافیایی و اجتماعی این منطقه جستجو کرد. این قلعه و پیرامون آن برای دستیابی به اطلاعات صورت پیمایشی بررسی شد. قلعه توس نوذر دارای دو بخش اصلی یعنی ارگ که در بخش فوقانی برونزد صخره ای ایجاد شده و به سختی قابل دسترس است. این بخش قلعه که ارگ اصلی قلعه روی آن بنا شده شامل اتاق های متعددی است، از مصالح لاشه سنگ و گچ نیم کوب و آجر ساخته شده اند. به علت کمبود سطح قابل استفاده این بخش دارای بافت معماری فشرده ای است و سازندگان و معماران برای بسترسازی و ایجاد فضاها ناچار بوده اند ابتدا با ساخت وسازهایی شیب قسمت فوقانی صخره را گرفته و سپس بر روی آنها فضاهای مورد نظر را ایجاد کنند. در قسمت جنوبی در بستر صخره ای چند مخزن و آب انبار مستطیلی شکل در جهت شمالی جنوبی ایجاد شده است. بخش پائین دست شامل دامنه های برونزد صخره ای است که در برگیرنده بناهای ساکنان عادی و دیگر تأسیسات مربوط به این بخش قلعه است. این قلعه بر اساس داده های باستان شناسی در دوره اشکانیان بنیاد گذاشته شده و در دوره ساسانیان همچنان مورد استفاده بوده است. در دوره اسماعیلیان این قلعه با توجه به موقعیت خاص آن دوباره مورد توجه و بازسازی قرار می گیرد. در معماری و ساخت این این قلعه تمامی شاخصه هایی که در ساخت و مکانیابی قلعه های اسماعیلی که در مناطق دیگر ایجاد شده اند، به کار گرفته شده است. داده های سطحی نیز نشان دهنده استفاده و حیات این قلعه در دوره تاریخی و همچنین حضور آغازین اسماعیلیان تا پایان آنها و انهدام قلعه توسط مغولان است. بنابراین، در این مقاله ضمن ارائه مقدمه ای، به متون تاریخی و همچنین توصیف و تحلیل قلعه توس نوذر و داده های به دست آمده از آن پرداخته شده است.
سیاست متحد الشکل کردن لباس و هویت رسمی جدید ایرانی در جامعه عرب خوزستان (عصر پهلوی اول)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاست متحدالشکل کردن لباس ایرانیان به عنوان یکی از ارکان نمادین برساختن هویت جدید ایرانی در سرتاسر دوره پهلوی اول دنبال شد. اجرای این سیاست در مناطق مختلف کشور و در قبال اقوام مختلف، رویه های خاصی را ایجاب می کرد. جامعه ی عرب خوزستان یکی از حوزه های قومی بود که در معرض این سیاست قرار گرفت. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که این سیاست در جامعه عرب خوزستان با کدام تدابیر و شیوه های عملی دنبال شد و چه واکنش هایی را از سوی این جامعه ی قومی در پی داشت؟ تحقیق حاضر با روش تاریخی و استفاده از منابع دست اول مانند اسناد و نشریات صورت گرفته است. یافته های تحقیق حکایت از آن دارد که کارگزاران حکومت درزمینه ی اجرا و پیشبرد اقدامات خود به دو روش متوسل شدند؛ نخست استفاده از سازمان آموزش رسمی و دستگاه های اداری و دوم جلب نظر شیوخ و نخبگان جامعه ی موردنظر. آن ها بنا به ملاحظات و موقعیت اجتماعی و منافع مادی با این سیاست همراهی هایی نشان دادند. درواقع کارگزاران می دانستند که بدون جلب نظر و همراهی این شیوخ نمی توانند برنامه های موردنظر خود را در منطقه پیاده سازند. به علاوه نتایج این تحقیق نشان می دهد که جامعه عرب خوزستان علاوه بر روش های نافرمانی جمعی، با تن دادن به مهاجرت به کشور همسایه عراق، در قبال این سیاست از خود واکنش نشان دادند. بدین ترتیب نتایج تحقیق این مهم را آشکار ساخت که سیاست متحدالشکل کردن لباس مردم عرب خوزستان نه تنها به پیشبرد سیاست هویت جدید و رسمی یاری نرساند، بلکه آن را با چالش تازه ای نیز روبرو ساخت.
سیاست های منطقه ای ایران در عراق بر پایه اسناد ساواک (از سقوط پادشاهی تا قدرت گیری حزب بعث)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی جایگاه و اهمیت ایران در منطقه خلیج فارس در دوره جنگ سرد در سال های 1337-1347ش/1958-1968م می پردازد که در آن دهه تبدیل به عرصه کارزار و رویارویی دو جبهه شرق و غرب شده بود. سازمان تازه تأسیس ساواک در این کارزار رصدکننده فعالیت های عوامل شوروی در منطقه و مجری سیاست های دولت مرکزی ایران بود و کشور عراق تبدیل به مهم ترین عرصه این کارزار شده بود. عراق پس از کودتای عبدالکریم قاسم در سال 1338ش، از یک هم پیمان بلوک غرب تبدیل به پایگاه گسترش نفوذ شوروی شد، بنابراین ساواک نقش مهمی در رصد، خنثی سازی و عکس العمل متقابل نسبت به این تهدیدات داشت. این پژوهش ابتدا به چگونگی فعالیت اطلاعات خارجی ساواک بر پایه اسناد موجود پرداخته و روند سریع تحولات عراق را در جمهوری اول (عبدالکریم قاسم) و جمهوری دوم (عبدالسلام و عبدالرحمن عارف) بر این مبنا مورد تحلیل قرار داده است. این تحولات پرشتاب که آینه تمام نمایی از تغییر در مناسبات قدرت در دوره جنگ سرد در منطقه خلیج فارس و غرب آسیا بود با نقش آفرینی محمدرضا پهلوی، جمال عبدالناصر و رژیم صهیونیستی در عراق بسیار پرالتهاب و تنش دنبال می شد. پژوهش حاضر در گام بعدی به چیستی و چرایی سیاست های منطقه ای ایران در قبال تحولات عراق و ارزیابی موفقیت یا عدم موفقیت آن سیاست ها پرداخته و نقش ساواک را در این میان موردبررسی قرار می دهد. به عبارت دیگر، شناخت استراتژی مهار بدون درگیری نظامی و استفاده از عنصر کُردی در تغییر مناسبات داخلی عراق با همکاری سرویس اطلاعاتی رژیم صهیونیستی (موساد)، به رغم عدم همراهی ایالات متحده در بدو امر، همگی از جوانب مختلفی هستند که رابطه میان تدوین اطلاعات و اجرای سیاست ها توسط ساواک در هریک این موضوعات موردبررسی قرار خواهد گرفت.
An Impressed Grey Vessel of Chaltasian: A New Socio-Economic Evidence of Iron Age Societies of the Iranian Central Plateau(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۳, Issue ۲ - Serial Number ۱۰, August ۲۰۲۴
1 - 15
حوزههای تخصصی:
Studying and understanding the social, economic, and political structures of Iron Age communities is a significant aspect of archaeological research of this period. Until now, much of the archaeological research on the Iron Age in Iran has focused largely on the typological study and comparison of findings from cemetery excavations, with less attention given to the study and reconstruction of the various aspects of the social, economic, and political structures of communities from this period. Most researchers to date have regarded the people of the Iron Age in Iran as communities lacking organized administrative and political structures, and based on the limited number of settlement sites, have described them as nomadic herders. However, the study, interpretation, and analysis of findings from settlement sites of this period in Central Iran have revealed new perspectives on the presence of socio-economic and political institutions and organizational structures. The discovery of a piece of grey pottery with a cylinder seal impression at Chaltasian Tepe, Varamin, alongside other evidence from significant and large settlement sites of the Iron Age, provides us with evidence of socio-economic institutions during the Iron Age
The Role of the Ambassadors of Iran and the Netherlands in the Formation and Consistency of Political-Economic Relations between the Two Countries in the Safavid Era(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۳, Issue ۳ - Serial Number ۱۱, December ۲۰۲۴
15 - 27
حوزههای تخصصی:
The Safavid era in Iran coincides with the growth of international trade relations and interaction with European East India companies. The Safavid kings wanted to establish relations with the East India Company, especially the Dutch East India Company, for various reasons. The Dutch were able to surpass their European counterparts in their dealings with the Safavid government by using economic, commercial and sometimes political initiatives, and what kept the Dutch ahead of their other European rivals was the commercial approach of the Dutch ambassadors and political representatives in their dealings with Iranian representatives and officials, the Dutch ambassadors and political representatives tried to spend on commercial activities and the opening of trade House in the ports of the Persian Gulf, so that they could monopolize the trade of the East. Accordingly, the purpose of this study is to study the role of the ambassadors of Iran and the Netherlands in the formation and consistency of political-economic relations between the two countries. The research method in this article is descriptive-analytical. The findings of the research show that the expansion of Iran's foreign relations with the Dutch government during the reign of Shah Abbas and the gradual access of the political representatives of this government to Iran, led to the prosperity of Iran's foreign trade. Iran's geographical position, was a suitable arena in which ambassadors and businessmen of different countries could pursue their trade goals in the shortest time and at the lowest cost.
روابط مَعنیان با شیعیان: واکاوی سیاست های فخرالدین دوم مَعنی (حک: 993- 1043ق) در رویارویی با خاندان های شیعیِ جَبَل عامِل، جَبَلِ لُبنان، بَعلبَک و بِقاع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوره عثمانی سیاست ها و اقدامات حکومت های محلی دست نشانده آنان بر ضدّ جوامع محلی شیعی در شام اوج گرفت. معنیان(آل معنی) از جمله این حکومت های محلی بوده اند که تحت حمایت عثمانیان سیاست ها و راهبردهای ضد شیعی گسترده ای را در پیش گرفتند. بیش از همه امیران معنی، فخرالدین دوم به واسطه یورش های مستمر به مناطق شیعیِ جبل عامل، جبل لبنان، بعلبک و بقاع نامبردار گشته است. این مقاله پس از بررسیِ علل و پیامدهایِ حملات فخرالدینِ دوم معنی به مناطق شیعی نشینِ مذکور و نقش عثمانیان در آن، بدین نتیجه دست یافته که او با هدف دستیابی به خودمختاری در لبنان، ناگزیر به سرنگونی دولت عثمانیان می اندیشید و از این رو، برای نیل به مقصود در مواجهه با شیعیان سیاستی دوسویه اتّخاذ کرد؛ وی از یک سو با تفرقه افکنی میان خاندان های شیعی و کشتار بزرگان آنان، کوچاندن مارونیان به سکونت گاه های شیعیان، استقرار پادگان های نظامی و اسکان طوایف سنی در مناطق مذکور جهت پایشِ تحرّکات شیعیان، رضایت عثمانیان را تامین می کرد و از سوی دیگر می کوشید با قبضه امارت های صَفَد، بیروت، صِیدا و کَسرُوان و هم پیمانی با دول اروپایی لبنان را از زیر سلطه عثمانیان به درآورد. در فرجام، به رغم سرکوب های گسترده شیعیان توسّط فخرالدین به همدستی پاشاهایِ شام، وی پس از افشای انعقاد قرارداد تجاری- نظامیِ محرمانه اش با ایتالیا و توسکانی بر ضدّ عثمانیان نه تنها به اهداف خود نرسیده، بلکه خاندان های شیعی از سرنگونی اش برای بازیابی قدرت از دست رفته بهره بردند.
خاستگاه هند و اروپایی بن مایهل گاهانی آتش سوزی فرجام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۹
33 - 58
حوزههای تخصصی:
گاهان به مثابه مهم ترین بخش از متون اوس تایی که خاستگاه آن گفتارها و اندیشه های خود زرتشت محسوب می شد، همواره از سوی پژوهشگران برای بازیابی اندیشه های حقیقی این پیامبر ایرانی مورد توجه بوده است و به باور ایشان، نوآوری های اندیشه گاهانی که موجب دگرگونی عمیق در جهان بینی مزدیسنی شده بود، مهم ترین ویژگی این متن کهن است. دگرگونی که طی آن نگاه به فلسفه هستی و ماهیت تاریخی نیز دچار تغییر شد و تاریخ که در اندیشه هندوایرانیان چرخه ای از ادوار نامتناهی بود به مسیری خطی مختوم به رخداد سرانجام هستی یا فرشکرت تبدیل شد؛ با وجود این نوآوری و دگرگونی ها، نکته قابل توجه اما وجود الگوها و بن مایه های همسان میان متون گاهانی و اساطیر فرجام شناسانه دیگر اقوام هنداروپایی است. از جمله این الگوهای همسان، بن مایه آتش سوزی سرانجام است که در اندیشه گاهانی همچون رخدادی مهم در آزمون بشر و نیز باززایی هستی مورد توجه قرار گرفته است؛ همسان با این باور گاهانی نیز آتش سوزی سرانجام در اندیشه دیگر اقوام هندواروپایی جایگاهی ویژه در باززایی هستی دارد. بر این مبنا نیز مسئله این پژوهش، بررسی خاستگاه های هندواروپایی بن مایه آتش سوزی سرانجام در اندیشه گاهانی است. این پژوهش با رویکرد تحلیلی- مقایسه ای و بر اساس متون و شواهد تاریخی، زبان شناسی و اسطوره شناسی گاهانی به بررسی این مسئله پرداخته است و به این نتیجه دست یافته است که زرتشت در تبیین و تکوین اندیشه های خود در برساخت مفهوم سرانجام از بن مایه ها و الگوهای آخرت شناسانه هندواروپایی به ویژه بن مایه آتش سوزی سرانجام بهره برده است.
نگاهی به تاریخچه و تطول اچمیادزین و کارکرد آن در دوره حکومت قاجار بر اساس منابع تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ و فرهنگ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱۳
83 - 103
حوزههای تخصصی:
اچمیادزین به عنوان یک نهاد دینی در تاریخ ارمنستان، یگانه عامل پیونددهنده مردم ارمنی و مانع ازهم پاشیدگی و واسطه امور فی مابین دولت قاجار و ارامنه ساکن در قلمرو جغرافیایی ایران گردید. به دلیل اعتمادی که از سوی ارامنه و دولت قاجار به اچمیادزین وجود داشت؛ این نهاد دینی مسیحی در طول دوره زمامداری شاهان قاجار درحل اختلاف و سامان دادن به مسائل ارامنه وآزادی مذهبی آن ها نقش مهم وکلیدی را بر عهده داشت. این پژوهش درصدد است با نگاهی تحلیلی به بررسی تاریخچه و تطول اچمیادزین درمنابع تاریخی بپردازد. لذا در پی پاسخ گویی به این سوال ها است: 1- اچمیادزین چه جایگاه و کارکردی در میان مردم وحکومت ها داشته است ؟ 2-دولت ها درسیر تغییر و تحول عنوان اچمیادزین چه نقشی داشته اند؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که اچمیادزین به دلیل داشتن اعتماد و جایگاه بالا از سوی ارامنه و دولت قاجار عامل اتحاد و عدم اضمحلال مردم ارمنی در طول تاریخ بوده است. عوامل متعددی باعث تحول در اطلاق عناوین مختلف به اچمیادزین بوده است. حکومت ها در تحول عنوان اچمیادزین نقش مهمی داشته اند.
بازنمایی هژمونی در سیاست مذهبی کریم خان زند، بر مبنای آرای گرامشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۴
177 - 203
حوزههای تخصصی:
مذهب تشیع که با تشکیل دولت صفویه به عنوان عامل و مولفه اساسی در نحوه ارتباط گیری حاکمان با پیروان دیگر مذاهب اسلامی و اقلیت های دینی نقش مهمی ایفاء می نمود، در دوره زندیه و حکومت کریم خانی نیز از این مهم مستثنی نبود. هدف مقاله حاضر، بررسی سیاست مذهبی کریم خان زند، بر مبنای آرای «آنتونیو گرامشی»، مفهوم پرداز نظریه «هژمونی» است؛ طرحی که بر سلطه فرهنگی و ایدئولوژیک تکیه داشته و بر قدرت اندیشه و اراده آدمی در دگرگونی سلطه اجتماعی پای می فشارد و استراتژی خود را بر ایجاد تغییر در نظام استیلا به سوی رضایت عمومی مبتنی می داند. این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی و با تکیه بر روش کتابخانه ای و اسنادی به بررسی وجوه بازنمایی هژمونی کریم خان زند در زمینه ی سیاست مذهبی می پردازد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که، کریم خان کوشید تا با تکیه بر هژمونی، به تولید و باز تولید رضایت عمومی بپردازد. وی در تعامل با اقلیت های دینی و مذهبی و علمای شیعه، به عنوان مهم ترین کنش گران سیاسی و مدنی کشور، به بازنمایی هژمونی خود پرداخت و در بیشتر موارد به جای اعمال خشونت، از قدرت هژمونیک برای متقاعد نمودن افراد وگروه های اجتماعی برای پذیرش باورها، اعتقادات و ارزش های مورد نظر حکومت خود بهره گرفت.