فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۰۱ تا ۷۲۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمین لرزه های باستانی همواره تهدیدی بالقوه برای سکونتگاه های نه چندان مقاوم در مناطق لرزه خیز محسوب شده اند؛ طبق نتایج مطالعات باستان شناسی یکی از الگوهای رفتاری بشر در مقابل این پدیده غیرقابل پیش بینی، تغییر دائمی محل سکونت خود بوده است. نظر به واقع شدن بخش عمده فلات ایران در یکی از پهنه های لرزه خیز کره زمین موجب می شود تا تحقیق و بررسی راجع به تأثیر این رخداد های طبیعی بر شیوه زیست انسان خصوصاً در دوران پیش ازتاریخ مورد مطالعه بیشتر قرار گیرد. در این راستا و با هدف میزان تأثیر این پدیده طبیعی در زاگرس مرکزی و به منظور آگاهی از نحوه واکنش انسان ها به این پدیده پرداخته شده است؛ پرسش اصلی در این پژوهش حول این محور است که، اساساً زمین لرزه های کهن در بافتارهای باستان شناسی چگونه و براساس چه شواهدی قابل شناسایی است ؟ و تأثیرات این پدیده مخرب بر تغییر الگوهای زیستی مردم در دوران پس از رخداد چگونه بوده است؟ برای گردآوری اطلاعات در این زمینه به یافته های مستند باستان شناسی حاصله از دو کاوش گودین تپه، کنگاور و تپه باباکمال تویسرکان از دوران مفرغ و تا پایان عصر آهن III پ.م. استناد شده است. در ادامه برمبنای شواهد ناشی از شدت تخریب ناشی از زمین لرزه سعی شده است تا نسبت به بازسازی مقیاس شدت زمین لرزه ها براساس مقیاس مرکالی اقدام گردد و در نتیجه نهایی مشخص گردید که وقوع زمین لرزه های مخرب با شدت بیش از 6 درجه در مقیاس ریشتر در منطقه مورد بررسی خصوصاً در عصر مفرغ و آهن بی ارتباط با تأثیر تغییرات اقلیمی ناشی از شدت ذوب یخچال ها و تغییر شرایط هیدرولوژی کره زمین نبوده است، ولی نهایتاً پس از دوره مفرغ متأخر عملا حوداث ناشی از این رخداد موجب فروپاشی نسبی بسیاری از استقرارها تا دوره آهن III گردیده است و عملاً در این برهه زمانی میزان جمعیت منطقه به حداقل ممکن کاهش یافته بود.
ایده بیناسوبژکتیو: حل معضل تعامل ابژه و سوبژه در مرمت آثار نقاشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۹
۴۳۳-۴۱۱
حوزههای تخصصی:
رویکردهای سوبژکتیو و ابژکتیو در بازه های زمانی مختلف در تاریخ سعی داشته اند تا مبتنی بر ادعای خود برای فهم آثار هنری و هم چنین تغییر طبع مرمتگران و مخاطبان هنر، حقانیت خود را به اثبات برسانند؛ اما هر یک در بستر خود دارای نقصان هایی هستند که وجوهی از اثر هنری را در روند مرمت، تحت تأثیر قرار می دهد. بر این اساس، پژوهش حاضر سعی دارد به روش تحقیق بنیادی نظری و با تکیه بر داده های کتابخانه ای و نمونه آثار مرمتی به بررسی سه دوره فکری مختلف در مرمت آثار نقاشی بپردازد. برای نیل به این هدف، در سه خوانشی متفاوت: آرای نگره کلاسیک نگاه داشت، نگره نگاه داشت علمی در نیمه اول سده 20م.، و درنهایت نگره معاصر نگاه داشت در اواخر سده 20 و آغار سده 21م. پرداخته می شود؛ لذا مهم ترین پرسش های موجود بدین شرح خواهد بود: معضل تقابل رویکردهای سوبژکتیو و ابژکتیو در نگره کلاسیک نگاه داشت، نگره علمی نگاه داشت و معاصر در چیست و چگونه می توان به تفاهمی مشترک میان آن ها دست یافت؟ چگونه می توان با خوانش آرای هابرماس براساس ایده بیناسوبژکتیو به حل معضل نقصان های دو رویکرد سوبژکتیو و ابژکتیو دست پیدا کرد؟ بر این اساس رهیافت معضل تقابل رویکردهای سوبژکتیو و ابژکتیو و تلاش برای نیل به تفاهمی مشترک میان سوبژه ها در ایده بیناسوبژکتیو جستجو می شود. هدف اصلی پژوهش بررسی و ارائه ایده بیناسوبژکتیو در مرمت برای حل معضل نقصان های دو رویکرد مذکور است. در پایان این پژوهش با خوانش آرای «هابرماس»، سعی دارد تا ایده بیناسوبژکتیو را تبیین و نیاز جهان اجتماعی پیرامون و جهان مشترک سوبژه ها را در قالبی مشخص پیشنهاد دهد. نتیجه اصلی حاصله نشان دهنده آن است که، ایده بیناسوبژکتیو که در این پژوهش به آن اشاره شد، درواقع رهیافتی است که تلاش دارد به حل معضل تقابل سوبژه و ابژه و تعامل سازنده سوبژه های شناسا در مرمت دست یافت. این ایده با مطرح ساختن ایده مثلث بندی هابرماس به این نکته اشاره دارد که می توان براساس جهان مشترک سوبژه ها، جهانی اجتماعی بر پایه «نگاه داشت معانی» مشترک انسان ها یافت.
ساختار جبهه روحانیت مبارز استان بوشهر در انقلاب اسلامی به روایت اسناد (1342- 1357)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱
179 - 211
حوزههای تخصصی:
در دوره مبارزات مردم استان بوشهر علیه طاغوت پهلوی، سازمان دهی و تشکیل «جبهه روحانیت مبارز استان بوشهر»، اساسی ترین راهبرد علمای مبارز بومی در پیشبرد نهضت امام خمینی و فراگیر ساختن آن ، در استان بوده است. پژوهش، با هدف معرفی ساختار این جبهه، به بررسی ترکیب سازمانی و نحوه ارتباط آنها با هم در بسیج مردم علیه رژیم پهلوی می پردازد. مسئله اصلی پژوهش این است؛ «چگونه توسط علمای مبارز بومی بوشهر، اعضای جبهه روحانیت استان، باوجود خاستگاه جغرافیایی متفاوت، در طول دوران نهضت اسلامی در استان، سازمان یافته، و مردم را گام به گام تا پیروزی انقلاب اسلامی، پیش برده است؟». تحقیق، از نوع کیفی بوده و به شیوه «توصیفی-تحلیلی» صورت می گیرد. همچنین، جمع آوری اطلاعات با تکیه بر منابع اسنادی ساواک و مصاحبه های شفاهی حاصل می شود. یافته ها نیز ارکان جبهه روحانیت استان را در چهار گروه و یا رکن «روحانیون مبارز بومی»، «روحانیون مبارز اعزامی تبلیغی»، «روحانیون مبارز معاود» و «روحانیون مبارز تبعیدی»، روشن ساخته، و نشان می دهد که این جبهه، مؤثرترین عامل بیداری و هدایت مردم به رهنمودهای رهبری نهضت و همبستگی پایدار آن ها، در مراحل گوناگون انقلاب اسلامی در استان بوشهر بوده است.
چهارده نقاشی از قلاع اطراف اورمیه دوران ناصرالدین شاه ( 1305 ق) اثر ابوالحسن نقاش باشی اورموی
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶
355 - 418
حوزههای تخصصی:
مردمان شهر اورمیه بعنوان یکی از مهمترین شهرهای آذربایجان نقش فراوانی در خلق آثار فرهنگی، هنری و معماری دارند. به سبب موقعیت استراتژیک این شهر و همجواری با مراتع پرآب و علف، این شهر و کلا غرب آذربایجان همواره محل طمع عشایر رمه گردان کوهستان بوده و هر سال بصورت منظم و نامنظم با یورش به شهر و روستاهای واقع در دشت اورمیه علاوه بر غارت محصولات کشاورزی و غذایی اهالی، باعث رکود توجه اهالی به فرهنگ و هنر عمومی می شدند. تاسیس حکومت خان نشین افشار اورمی از اواخر صفویه همچون تاسیس سایر دولتها مانند تیموری، صفوی، افشاری و قاجاری، نقطه عطفی در استقرار امنیت و به تبع آن رشد فرهنگ و هنر منطقه شد. با طغیان اکراد به رهبری شیخ عبیدالله، ابوالحسن نقاشباشی بعنوان مهندس توپخانه در سرکوب طغیان اکراد عشایر در غرب آذربایجان شرکت داشت و بنا به دستور ناصرالدینشاه قاجار تابلوهای 14 گانه از استحکامات اورمیه و کلا غرب آذربایجان را نقاشی و ترسیم نمود. خانواده وی در نقاشی چیره دست بودند و جدش الهوئردی نقاش و عموی پدرش به نام علی اشرف نقاش از نقاشان بنام اورمیه و آذربایجان بودند. جد ابوالحسن نقاشباشی، الهوئردی از خاندان افشار قاسملو ، از نقاشان دربار عباس میرزا در تبریز بود.
بررسی و تحلیل نقش امیران سلجوقی در تداوم جنگ های جانشینی (میان سلطان برکیارق و ملک محمد) بر اساس نظریه انتخاب عقلانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۳۰)
78 - 92
حوزههای تخصصی:
«انتخاب عقلانی»، مدلی ساده و پرکاربرد در تبیین رفتار آدمی است که در این پژوهش برای بررسی عملکرد امیران سلجوقی در جنگ های جانشینی که میان فرزندان سلطان ملکشاه روی داد، به کار رفته است. فهم نقش مسلط این امیران در بحران آفرینی سیاسی با تلقی آن ها به عنوان تصمیم گیرندگان عاقل امکان پذیر می گردد. امیران سلجوقی، کنشگران هدف مندی بودند که با استقلال طلبی در حکومت ولایات خویش، به مرور پتانسیل لازم را برای دخالت در امور سیاسی به دست آوردند. این پژوهش، با به کا رگیری روش توصیفی تحلیلی در پی آزمون این پرسش است که نقش منفعت طلبی امیران سلجوقی در تداوم جنگ های جانشینی میان سلطان برکیارق و ملک محمد چه بود؟ نفع طلبی امیران، موجب چیرگی عقلانیت ابزاری بر عقلانیت ارزشی آن ها گردید و این امر، بر تصمیم گیری جمعی (مدل بازی) و فردی این امیران در تقابل جبهه دو برادر سلطان برکیارق و ملک محمد ، راهبرد های جنگ و نتایج آن تاثیر گذاشت. این رفتارهای بیش خواهانه، تداوم بحران های جانشینی را به صورت جنگ های پنج گانه به دنبال داشت.
جای گزینِ الکسیس کارِل برای علوم تمدن غربی بازفهم پیام اصلی انسان موجود ناشناخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ و فرهنگ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱۲
11 - 39
حوزههای تخصصی:
کتاب انسان، موجود ناشناخته اثر الکسیس کارِل یکی از پرخواننده ترین آثار سده 20میلادی است که پس از انتشار در سال ۱۹۳۵م/ 1314ش، در سراسر جهان ازجمله ایران مورد توجه قرار گرفت. شهرت نویسنده به عنوان برنده جایزه نوبل پزشکی اعتبار ادعاهای کتاب را افزود و سبب شد جریان های فکری مختلف با اندیشه های متنوع به محتوای آن استناد کنند. تا پایان سده 20میلادی، این کتاب همچنان موضوع بحث های جهانی بود و شواهدی از تأثیر گسترده آن هنوز در برخی نقاط جهان، ازجمله ایران، مشاهده می شود. با گذشت حدود ۹۰ سال از انتشار کتاب، اختلاف نظرها در فهم پیام اصلی آن ادامه دارد. حامیان و منتقدان پیام هایی را برجسته کرده یا نادیده گرفته ، و مثلاً برخی مترجمان فارسی بخش هایی از محتوا را تحریف کرده اند. در قیاس با ابهامات موجود از یک سو و حجم بزرگ استنادات به کتاب از دیگر سو، تلاش کمی برای شناخت ایده های بنیادی کتاب صورت گرفته، و زمینه فرهنگی شکل گیری کتاب، پی آمدهای اجتماعی و فرهنگی انتشار آن در سطح جهانی، و نقدهای مختلف بر محتوای اثر نیز کم تر تحلیل شده است. در این مطالعه همچون تلاشی آغازگرانه برای پیشبرد این اهداف بناست با تحلیل استنباطی و مفهومی محتوای کتاب و آثاری که در پیوند با آن نوشته شده اند به درک دقیق تری از افکار بنیادی نویسنده دست یابیم.
اولین فولکلوریست آذربایجان – بابا کوهی باکوو ی
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵
80 - 106
حوزههای تخصصی:
در آذربایجان در زمینه جمع آوری و انتشار متون فولکلور کارهای زیادی انجام شده است. با این حال، تحقیقات بسیار کمی در مورد اولین فولکلورهای ما و فعالیت های آنها انجام شده است. اگرچه در مورد خلاقیت های علمی و هنری باباکوهی باکوی تحقیقات گسترده ای صورت گرفته است، اما فعالیت فولکلور او به دلایلی نادیده گرفته شده است. با این حال بسیاری از آثار او را می توان اولین نمونه مطالعات فولکلور ما دانست. اگرچه این آثار به زبان عربی نوشته شده بود، اما بابا کوهی باکوی بصورت حرفه ای ، متون فولکلوریک را جمع آوری کرده، اطلاعات گسترده ای در مورد راویان ارائه می کرد و گاه نیز تاریخچه ای را که جمع آوری و نوشته بود نشان می داد. نمونه آن اثر «بدایه حال الحلاج » است که از آنجا درمی یابیم که بابا کوهی باکوی حقانیت متفکر بزرگ صوفی منصور حلاج (858-م921) را در حالی که در شهر بود، روایت کرده است.
روایات گردآوری شده توسط بابا کوهی باکوی اولین و حتی بسیار ارزشمند در عالم علم درباره منصور حلاج به شمار می رود. این اثر از منظر تاریخ فولکلور ما ارزشمند است زیرا نکاتی در مورد اینکه توسط چه کسی، کجا و چه زمانی جمع آوری شده است وجود دارد.
سیاست های احداث خانقاه برای طریقت های چشتیه، کازرونیه، سهروردیه و کبرویه در ایران و شبه قاره هند (سده های هفتم تا نهم ه.ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ تمدن اسلامی سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
249 - 274
حوزههای تخصصی:
خانقاه به عنوان یکی از مکان های استقرار صوفیان در تاریخ تصوف، نقش مهمی ایفا کرده است. در بسیاری از حکایات مرتبط با صوفیان به این مکان ها پرداخته شده است. طریقت های صوفیانه چشتیه، کازرونیه، سهروردیه و کبرویه در قرون هفتم تا نهم هجری در ایران و شبه قاره هند به خانقاه بسیار وابسته بودند. درواقع، ایجاد طریقت و بنای خانقاه از قرن ششم به بعد، رابطه تنگاتگی با یکدیگر دارند. بنابراین، بهره برداری از خانقاه ایجاب می کرد که چنین مکان هایی در خلال چندین قرن، اندک اندک احداث شوند. پژهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش هاست که خانقاه های صوفیان طریقت های یادشده در ایران و شبه قاره هند را چه کسانی می ساختند و نقش صوفیان، سلاطین، درباریان و بازرگانان در احداث خانقاه به چه صورت بوده است؟ رویکرد این پژوهش، توصیفی-تحلیلی است و داده ها به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده اند. یافته های پژوهش نشان داده است که ساخت خانقاه از سوی صوفیان در این طریقت ها از نظم و نسق مشخص و خاصی پیروی نمی کرده و تابع سیاست معینی نبوده است. سیاست سلاطین و درباریان درباره احداث خانقاه نیز یا به منظور بهره بردن از حمایت طریقت ها یا برای مهار نفوذ اجتماعی آنها بوده است. از جانب بازرگانان نیز، تقریباً به صورت یکسانی با این پدیده برخورد می شد که برآمده از ماهیت تصوف در ایران و شبه قاره هند در قرون هفتم تا نهم هجری و جایگاه اجتماعی آن بوده است.
The Beginnings of Colonization
منبع:
Sinus Persicus, Volume ۱, Issue ۲, July ۲۰۲۴
63 - 77
حوزههای تخصصی:
Most colonialism-related studies in the world have primarily focused on the 15th century onward when some European countries embarked on their conquests and colonialism and established colonial empires. The powerful naval forces of Portugal and Spain in the 15th century began identifying new lands and then colonizing and enslaving the people there. Few studies have deeply investigated colonialism but if there are studies available in this field, there are two separate trends with no association with each other. In addition, most of these studies have focused on the past centuries i.e. British colonialism The present study investigates the old colonial perspective and its influence on colonialism in the modern era.
تبیین و تحلیل الگوهای سیاست عربی اردشیر بابکان و شاپور یکم و تداوم آن در دوره ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۵
183 - 207
حوزههای تخصصی:
با تشکیل شاهنشاهی ساسانی (224 م.) مناسبات اعراب با جهان ایرانی وارد مرحله تازه ای شد. اردشیر بابکان مؤسس این سلسله به تسخیر برخی از مناطق و شاهزاده نشین های عربی نظیر میشان پرداخت و در خاک بحرین واقع در کرانه های جنوبی خلیج فارس پیشروی کرد. جانشین وی شاپور یکم نیز با تداوم سیاست جهان گشایی سلف خود، شاهزاده نشین فتح ناشدنی الحضر را به زانو درآورد و به مناسبات مساعد با دولت عربی حیره در شمال شبه جزیره عربی ادامه داد. ارتباطات و روابط این دو فرمانروا با اعراب با توجه به اهدافی صورت گرفت که تا آخرین روزهای حیات سلسله ساسانی پابرجا ماند. به همین سبب شیوه برخورد بسیاری از شاهان بعدی این دودمان با طوایف و دولت های عربی در مواردی برگرفته از همان الگوی ارتباطی اردشیر و شاپور بود. این پژوهش بر آن است با بهره گیری از منابع مکتوب و شیوه پژوهش توصیفی،تحلیلی؛ پس از تبیین و تشریح روابط اردشیر بابکان و شاپور یکم با اعراب، درستی این فرضیه را نیز در بوته آزمایش قرار دهد، به ویژه آن که تحقیق در باب مناسبات شاهنشاهی ساسانی در زمان فرمانروایی نخستین شاهان این سلسله، کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
بررسی تطبیقی جغرافیای اقتصادی جهان اسلام در دو کتاب اشکال العالم (منسوب به جیهانی) و مسالک و ممالک اصطخری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ تمدن اسلامی سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
157 - 178
حوزههای تخصصی:
دانش جغرافیا از قرون اولیه اسلامی با فتوحات مسلمانان و گشوده شدن مرزهای سیاسی، اهمیت بسیاری یافت و اندیشمندان مسلمان، به ویژه در قرن سوم و چهارم هجری به نگارش آثاری مستقل درباره جغرافیای جهان اسلام پرداختند. این پژوهش با شیوه تحلیلی - تطبیقی و بر اساس منابع کتابخانه ای، کوشیده است وجوه مشترک و تفاوت جغرافیای اقتصادی جهان اسلام را در دو کتاب جغرافیایی مسالک اصطخری و اشکال العالم بررسی کند. نتیجه پژوهش نشان داده است که شرایط جغرافیایی و تاریخی مناطق مختلف جهان اسلام در حیات دو نویسنده در فراز و فرود اندیشه و توجه آنان به جغرافیای اقتصادی جهان اسلام برای انتخاب و نقل روایات بیشتر یا کمتر عاملی مهم و أثر گذار بوده است. نویسنده اشکال العالم به جغرافیای اقتصادی مناطقی، چون سیستان و ماوراءالنهر و اصطخری به جغرافیای اقتصادی شمال و غرب جهان اسلام توجه داشته و گزارش های متعددی را ارائه کرده اند.
تحلیل مضمونی هویت در نمایشنامه مزارشریف، با رویکرد تاریخ فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۲
97 - 129
حوزههای تخصصی:
تاریخ فرهنگی گفتمانی میان رشته ای است که برای فهم تاریخ، خوانش فرهنگی متون هنری و ادبی را پیشنهاد می دهد؛ بر اساس این رویکرد متون ادبی می توانند داده هایی از تجربه زیسته مردم و تحولات اجتماعی را ارائه دهند. مسئله پژوهش حاضر آن است که چگونه می توان از رهگذر تحلیل مضمونی متون نمایشی، به بازنمایی مفهوم «هویت» در بستر تاریخ فرهنگی پرداخت؟ هدف این پژوهش بررسی نمایشنامهه مزارشریف نوشته محمد عارف است؛ اثری که در آن تقابل میان «انسان» و «جنگ» در افغانستان، از منظری فرهنگی و انسانی واکاوی شده است. روش تحقیق، تحلیل مضمون (نقد تماتیک) با الگوی براون و کلارک است. داده ها از دل گفت وگوها، کنش ها و نمادهای روایی استخراج و کدگذاری شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که مضمون محوری نمایشنامه «گم گشتگی هویت» در بستر جنگ، خیانت، مهاجرت و بیگانگی فرهنگی است. این مضامین در قالب شخصیت هایی چون ملامحمد و شکوه به تصویر کشیده شده اند. دریافت های پژوهش نشان می دهد نمایشنامه مزارشریف می تواند به عنوان متنی نمایشی، در تاریخ نگاری فرهنگی افغانستان و ایران مورد استفاده قرار گیرد و مقایسه آن با آثار نویسندگان افغان می تواند به واکاوی دقیق تری از تحولات هویتی منجر شود
جایگاه سید علی اکبر بحرینی در سپهر سیاسی ایران دوران مظفر الدین شاه قاجار(ح:1313-1324 ق.)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۵
132 - 154
حوزههای تخصصی:
سلاطین قاجاری از جمله حکمرانان ایران بودند که با برقراری ارتباطات نزدیک با علما و وعاظ دین، سعی در کسب هرچه بیشتر مشروعیت مردمی و مقبولیت عمومی داشتند. بررسی زندگی و احوال شاهان قاجار نشان می دهد که هر یک از آن ها به نوبه خود با یک یا چند تن از عالمان یا وعاظ زمان خویش ارتباط نزدیکی داشتند. مظفرالدین شاه (ح: ۱۳۱۳-۱۳۲۴ ق.) نیز از این قاعده مستثنی نبود و به سید علی اکبر بحرینی بسیار علاقه و بلکه ارادت داشت. این ارتباط، ضمن دلالت بر توجه شاه به مذهب و ظواهر آن، زمینه تأثیرگذاری سید را نیز در سپهر سیاسی ایران آن روز فراهم می آورد. هدف از نگارش این مقاله، بررسی این موضوع است که آیا با مطالعه زندگی سید علی اکبر بحرینی می توان به نقش پیدا و ناپیدای افرادی با شهرت کمتر اما مؤثر در تصمیم سازی های عهد مظفری دست یافت. پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد زمینه شناسی تاریخی و با هدف بازشناسی و واکاوی یکی از عناصر مؤثر، و در عین حال کمتر مورد توجه قرار گرفته، در دربار مظفری، به گزارش برخی از نمونه ها به تأثیر او در سیاست ورزی آن دوران می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که بحرینی، با وجود اینکه از افراد مشهور آن زمان نبود، اما با گذشت زمان و نزدیکی به شاه و نیز رجال دربار، از جمله صدراعظم، موفق شد نفوذ کلام و در نتیجه قدرت اقتصادی فراوانی برای خود به دست آورد.
مطالعه آثار شیشه ای زرین فام دوران اسلامی و تطابق آن با دستورالعمل های «الدرة المکنونه»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۹
۲۱۱-۱۸۹
حوزههای تخصصی:
زرین فام، نقاشی مینایی بر روی شیشه و یا لعاب است که پخت آن در کوره با محیط احیاء انجام می گیرد و پس از تکمیل فرآیند پخت، تشکیل لایه درخشان با جلای فلزی را می دهد. این تلألو و جلای فلزگونه می تواند در طیف های رنگی مختلفی هم چون طلایی و یا قرمز مسی باشد که توسط نانو ذرات مس و نقره ایجاد می گردد. اولین آثاری که از اجرای تکنیک زرین فام به دست آمده است بر روی ظروف شیشه ای می باشد؛ اما این تکنیک براساس نظریه اکثر محققین از قرن سوم هجری قمری بر روی سفالینه های لعاب دار به کار گرفته شد و ادامه یافت. از طرفی در منابع تاریخی در نسخه خطی الدرهالمکنونه به دستورالعمل های زرین فام برروی آبگینه پرداخته شده است. در پژوهش حاضر سعی شده است تا به این پرسش پاسخ دهد که چه نقاط اشتراکی بین آثار شیشه ای زرین فام با دستورالعمل های رساله الدره المکنونه وجود دارد؟ پژوهش حاضر از نوع بنیادی است و اطلاعات علمی و اسناد تاریخی مورد پژوهش به صورت اسنادی جمع آوری و سپس از روش تحقیق تاریخی-تحلیلی مورد بررسی و تبین قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که عناصر به کاررفته در زرین فام شیشه های دوره های نخست اسلامی با دستورالعمل های الدرهالمکنونه تطابق دارد؛ هم چنین در شیوه و اجرای رنگ آمیزی و همین طور در تنوع رنگی بین آثار شیشه ای زرین فام و دستورالعمل های الدرهالمکنونه تطابق وجود دارد.
از کارآموزی تا کنشگری برای ملی سازی صنعت نفت: صداهای گمشده در هیاهوی ملی شدن نفت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارآموزان آموزشگاه های فنی که نخستین هنرجویان آکادمیک صنعت نفت بودند، از آنجا که شور جوانی را با رنج تحقیر استادان اروپایی شرکت نفت همزمان تجربه کرده بودند گمان داشتند با ملی شدن نفت، زمانه با آنان که اولین گروههای متخصص ایرانی نفت بودند، شایسته تر خواهدساخت. در کشاکش اعتراضات ملی شدن نفت به میدان آمدند و حادثه خیزترین روزهای نبرد با شرکت نفت و حکومت نظامی خوزستان را رقم زدند. اما پس از ملی شدن نفت حتی به مراتب کمتر از کارگران صنعت نفت دیده شدند و هم چون رعد وبرق صدایشان خاموش شد. در روایت های تاریخی نقش کارگران باتجربه و اتحادیه های کارگری پررنگ تر نشان داده شده و به نقش کارآموزان و دانش آموزان به اندازه کافی پرداخته نشده است. این مقاله به کارآموزان به عنوان فرودستان و به حاشیه راندگان در این رخداد می نگرد. پرداختن به نقش کارآموزان به عنوان یک گروه کمتر مطالعه شده در تاریخ ملی شدن نفت - استفاده دقیق از اسناد آرشیوی بعنوان ابزار مستندسازی ادعاها و تقویت اعتبار پژوهش و همچنین رویکرد چند بعدی مقاله در بررسی انگیزه ها، روش ها و پیامدهای موضوع مورد بحث از ویژگی های این پژوهش است.
مشروح مذاکرات علیمردان خان توپچوباشوف، نماینده جمهوری خلق آذربایجان (1918 -1920م) با مقامات ایران در استانبول
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴
200 - 215
حوزههای تخصصی:
با وقوع جنگ جهانی اول و عقب نشینی روسها از ایران و آذربایجان، سیاستمداران آذربایجان شمال ارس استقلال خود را اعلام کرده و نام کشور را جمهوری آذربایجان نهادند. نامگذاری جمهوری به نام آذربایجان با واکنش منفی تهران مواجه شد. پس از پایان جنگ، دول درگیر جنگ در پاریس گردهم می آیند تا درباره امور صلح گفتگو نمایند. هیئت نمایندگی ایران و آذربایجان در استانبول اقامت می گزینند و در طی این اقامت 4 فقره گفتگو مابین روسای دو کشور انجام می گیرد. در یکی از این گفتگوها دولت ایران پیشنهاد اتحاد دو کشور را می دهد که حائز اهمیت بود. این مقاله به ریز مذاکرات ریاست دو هیئت می پردازد.
نقش حکومت در اشاعه فرهنگی در ترکیه دوره مصطفی کمال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ و فرهنگ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱۲
99 - 125
حوزههای تخصصی:
تأثیرپذیری فرهنگ ها امر طبیعی و تا حدودی غیرقابل اجتناب است و معمولاً فرایندی است که از طریق هم جواری و گسترش ارتباطات رخ می دهد. چنانچه در جهان اسلام معاصر ازجمله در ترکیه عثمانی به وضوح می توان گسترش فرهنگ غربی را در این فرایند مشاهده نمود. با روی کار آمدن کمال آتاترک (1881-1938م) در ترکیه با پدیده ای مواجهیم که خود حکومت با برنامه و دستور درصدد تسریع اشاعه فرهنگی است و می توان از آن به اشاعه دستوری یاد نمود. پدیده اشاعه دستوری هرچند کم وبیش در تمام قلمرو جهان اسلام مشاهده می شود، اما پیشتاز این امر ترکیه زمان کمال آتاترک است که به صورت گسترده تمامی عرصه های فرهنگ سنتی - اسلامی در این زمان دستخوش تحول اساسی شد. وی توانست به خصوص در عرصه آموزش جدید، ادبیات، هنر و ارتباطات تغییر نسبتا جدی را ایجاد نماید که در این نوشتار با روش توصیفی - تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. برخلاف جاهای دیگر که برنامه اشاعه دستوری با شکست مواجه شد، در ترکیه به علت هم جواری با غرب و زمینه های سیاسی موجود به موفقیت نسبی انجامید. تلاش های مصطفی کمال در این عرصه هرچند در موارد بسیاری مثبت و همگام با اقتضائات زمان بوده است، اما بدان سبب که این امر صرفا تقلیدی بوده و ریشه ازخودبیگانگی می گرفت، آسیب های فرهنگی زیادی نیز به همراه داشت. به همین خاطر نمی توان آن را یک حرکت اصلاحی محض در راستای بهبود فرهنگ جامعه اسلامی قلمداد نمود.
بررسی نقش ابزارها و عوامل موروثی و جادویی در داستان داراب نامه طرسوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
385 - 407
حوزههای تخصصی:
زمینه/هدف: در داستان هایی که دارای مایه های اساطیری-رمزی و حماسی هستند، قهرمانان «رسالت محوری» دارند که برای پیشبرد اهداف خود و رستن از تنگناها، از ابزارها، اشیا و عوامل جادویی و گاه موروثی بهره می برند که از طریق واسطه هایی بدانان اعطا می شود.
روش/رویکرد: این جستار با روش توصیفی-تحلیلی-اسنادی از طریق مطالعه منابع کتابخانه ای و بهره گیری از داده های پایگاه های اینترنتی درپی آن است تا دریابد که گذارنده، گزارنده و گیرنده این ابزارها و عوامل چه کسی/ کسانی هستند، نوع ابزارها چیست، نقش این ابزارها در پیشبرد اهداف گیرنده چیست، چه تفسیرهایی از این ابزارها می توان به دست داد و چه نوع دسته بندی ای از این ابزارها می توان گزارش کرد.
یافته ها/نتایج: پس از بررسی دریافتیم که بیشتر گذارندگان این ابزارها شخصیت های حماسی و سپس دینی-مذهبی هستند، گزارنده یا واسطه ها ارباب معرفت (زاهد و پارسا، حکیم یا فیلسوف) هستند، گیرنده شخصیتی حماسی و گاه تاریخی است که رسالتی دارد و نکته همین جاست که تنها قهرمانان رسالت محور از این ابزارها دریافت می کنند. نوع ابزارها بیشتر سلاح های جنگی و رزمی است که به دلیل جادوی «مسری/ مجاورت» خاصیت اثرگذاری شگرف یافته است. جدای از سلاح های رزمی، «کلام/ کلمه» یا دعاها هم کارگشا هستند. از برخی از این ابزارها می توان تفسیر روان شناسانه هم به دست داد؛ مثلاً گرز، شمشیر و به ویژه کمان می تواند نماد «مردی» و قدرت نرینگی هم باشد و این که این ابزارها و عوامل را در سه دسته تقسیم کردیم: نخست ابزارهای جنگی و رزمی مانند زره، کمان، نیزه، رکاب و عمود، دُدیگر عناصر طبیعی مثل سنگ، یاقوت، گندم، خاک، پر سیمرغ و سدیگر عوامل معنوی-فرهنگی (کتاب/ کلمه/ لوح)، مانند لوح مسی تهمورث.
A Cylindrical Seal from Susa IVA(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Persica Antiqua, Volume ۴, Issue ۷, July ۲۰۲۴
37 - 45
حوزههای تخصصی:
In archaeological finds, seals are generally considered as one of the most important data bearing important economic, political and even artistic information of relevant time periods. Moreover, the iconography of seals plays an informative role to explore the main characteristics of seals or sealing in order to better understand the social, economic or even the administrative contexts of the societies to which they belonged to. Different styles in the different space and times are known in terms of pictography that can help researchers understand the characteristics of a time period better in the absence of sufficient information. The ancient city of Susa with a rich collection of seals related to different historical-cultural periods is one of the most important ancient sites in Iran which have been used as clues to decipher or interpret that can guide researchers in the stylistics and iconology of seals from its neighboring areas. The cylindrical seal No. 1841 has been registered in the catalogue of the National Museum of Iran with an “unknown” location. The similarity of the image engraved on this seal to those found on seals obtained from Susa was the reason the author came up with this article in order to introducethe seal and specify iconography and stylistics and finally its date and origin with a comparative study. The present study tries to answer the research questions: “What style and time period can be considered for the iconography of the cylindrical seal in the National Museum?” and “Is it possible to prove that it belongs to the city of Susa according to the iconography of the image of the relevant seal?” Studies that have been conducted with the comparative method and with the approach of the image analysis, the IVA style of Susa is considered for it leading to the conclusion that this seal probably belonged to Susa itself.
توصیف، طبقه بندی و گونه شناسی سفال دوره های نوسنگی و مس و سنگ انتقالی (چشمه علی) تپه پهلوان در گستره شمال شرق فلات ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۷
7 - 36
حوزههای تخصصی:
شمال شرق ایران و به خصوص دشت جاجرم در خراسان شمالی ازنظر جغرافیایی به صورت دالان و مسیر های ارتباطی بین حاشیه دشت کویر، بخش شرقی رشته کوه البرز و فلات ایران با مناطق آسیای مرکزی قرار دارند و از این نظر همیشه در مسیر تبادلات تجاری و فرهنگی جوامع انسانی از گذشته تا به امروز بوده اند؛ از این رو نتایج کاوش های تپه پهلوان به لحاظ شناخت تبادلات و سنت های فرهنگی منطقه ای و فرامنطقه ای در طول دوره های نوسنگی جدید و مس وسنگ انتقالی (چشمه علی) می توان حائز اهمیت ویژه ای باشد. در این پژوهش با روشی توصیفی-تحلیلی به توصیف، طبقه بندی و گونه شناسی مجموعه سفال های تپه پهلوان و به طور کل مقایسه آن در بستر محلی و منطقه ای پرداخته می شود تا بخشی از چگونگی سنت سفالگری این محوطه را در بستر دوره های نوسنگی جدید و مس وسنگ انتقالی در شمال شرق ایران مشخص کند و به پرسش هایی هم چون سنت سفالگری تپه پهلوان تحت تأثیر کدام سنت یا سنت های فرهنگی منطقه است؟ و چگونگی رابطه آن با چارچوب گاهنگاری منطقه ای است پاسخ بگوید. مجموعه سفال های این محوطه نشان از هم بستگی آن با سنت سفالگری طبقات 1 و 2 سنگ چخماق شرقی و محوطه های حوزه شاهرود در بازه زمانی 5800-5300پ.م. و دوره نوسنگی جدید دارد. سفال این دوره شامل انواع: کاسه، خمره، سینی و سبو ساده و منقوش است. بعد از ظهور تغییرات گسترده ای در جنبه های مختلف مواد فرهنگی محوطه های نوسنگی جدید چخماق/جیتونی در شمال شرق ایران درنهایت شاهد حضور سنت فرهنگی چشمه علی در توالی استقراری محوطه های این دوره در منطقه، ازجمله در تپه پهلوان هستیم. سفال این دوره در تپه پهلوان توأمان دارای ویژگی های فنی مشترک سفالگری با محوطه های فلات مرکزی ایران و از جنبه فرم و نقش مایه از تنوع کمتری نسبت به آن ها در طی بازه زمانی 4800-5200پ.م. است؛ به طورکلی، براساس سنت سفالگری، محوطه پهلوان نشان از تعاملات فرهنگی منطقه ای در دوره نوسنگی و فرامنطقه ای در مرحله اول دوره مس وسنگ انتقالی شمال شرق ایران با فلات مرکزی و نواحی شمالی کوپه داغ دارد.