فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۶۱ تا ۶۸۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۴
51 - 74
حوزههای تخصصی:
نقش طبقات مختلف اجتماع در فرازوفرود تمدنی امری پوشیده نیست، از این رو تعیین نقش طبقات مختلف در این امور، مهم می نماید. این نوشتار بر آن است با روش توصیفی و تحلیلی به بررسی نقش طبقه اجتماعی سفله در انحطاط تمدنی از منظر روایات اسلامی بپردازد. سفله گری نوعی سبک زندگی است که از بی توجهی به معارف دینی شروع و تا انحرافات اخلاقی و سقوط هویتی امتداد پیدا می نماید. یافته ها حاکی از آن است که سفله اگر موفق به قرار گرفتن در جمع نخبگانی جامعه گردد انحطاط تمدنی را از راس هرم اجتماعی فراهم می آورد و اگر موفق به این مهم نگردد در سطح عوام به طبقه اجتماعی اوباش تبدیل خواهد شد و انحطاط تمدنی را از پایین هرم فراهم می نماید. علاوه بر این اتحاد این دو دسته در جوامع تمدنی می تواند انحطاط تمدنی را از طریق نابودی نظام سیاسی و نظام اخلاقی فراهم آورند.
بازآفرینی خانقاه رشیدی و شناخت موقعیت مکانی آن بر مبنای شناسایی ژئوفیزیکی پلان سازه بزرگ تپه شرقی ربع رشیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرچه رشیدیه توسط خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی در (7-8 ه.ق/ 13-14 م) در شمال شرقی شهرستان تبریز، ساخته شد. این شهرچه شامل دو بخش اصلی به نام هسته مرکزی (ربع رشیدی) و شهرستان رشیدی بود. یکی از مهمترین بخش های ربع رشیدی، خانقاه رشیدی بود که شامل سه بخش تابخانه، صفه و طنبی است. با این حال، به دلیل زلزله های ویرانگر و جنگ های حکومتی در تبریز، این مجموعه معماری در ادوار مختلف به شدت آسیب دیده و از بین رفته است؛ بنابراین مدارک موجود در حوزه شناخت ساختار معماری و موقعیت مکانی این مجموعه، محدود به وقفنامه ربع رشیدی (الوقفیه الرشیدیه) و یافته های باستان شناختی است. در این پژوهش سعی شده است به مطالعه فضایی و مکانی خانقاه به عنوان یکی از بخش های مهم در ساختار ربع رشیدی پرداخته شود. هدف اصلی پژوهش حاضر، شناخت ساختار معماری خانقاه و ارائه یک پلان پیشنهادی با استناد به توضیحات وقفنامه است. هدف دیگر این تحقیق، مشخص کردن موقعیت احتمالی خانقاه بر مبنای مطالعات ژئوفیزیکی سایت تاریخی ربع رشیدی است. این مقاله یک پژوهش بنیادی است که ابتدا با اتکاء بر وقفنامه ربع رشیدی و از طریق تحلیل محتوا، استنتاج منطقی و قیاس با نمونه بنای مشابه به جای مانده از آن دوره، ساختار معماری پلان خانقاه ترسیم و سپس بر اساس داده های باستان شناختی، موقعیت احتمالی آن در سایت میراث فرهنگی ربع رشیدی تعیین شده است. نتایج تحقیق نشان می دهند که پلان خانقاه ربع رشیدی با پلان خانقاه چلبی اوغلو در سلطانیه (8 ه.ق/ 14 م) تطابق دارد. این شباهت ها نشان می دهد که الگوی پلان خانقاه های دوره ایلخانی، ممکن است دو طبقه باشد و شامل صحن مرکزی با دو ایوان در شمالی و جنوبی (ایوان جنوبی بزرگتر)، تالارهایی در دو سمت و حجره هایی در اطراف صحن بوده است. همچنین، بر اساس مطالعات ژئوفیزیکی و تحلیل های انجام شده، موقعیت احتمالی خانقاه نیز ممکن است نزدیک به سازه ای باشد که در جنوب شرقی محوطه باستانی ربع رشیدی کشف شده است و به گفته پژوهشگران، به قرن هشتم ه.ق / چهاردهم م مربوط می شود.
برهم کنش های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی راه ابریشم و دشت سرخس شمال شرق ایران در دوره ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به موقعیت دشت سرخس در شمال شرق ایران و قرار گرفتن آن در مسیر راه ابریشم (مرو به نیشابور) به عنوان یکی از مهم ترین پایگاه های حکومتی شهری و نظامی دوره ساسانی و با هدف تحلیل چگونگی برهم کنش های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی راه ابریشم و دشت سرخس در دوره ساسانی، استقرارهای این دوره در سال 1399 مورد بررسی میدانی باستان شناسی قرار گرفت. در روش گردآوری و تحلیل داده ها، علاوه بر بررسی متون جغرافیای تاریخی، از روش های مرسوم در بررسی های میدانی و الگوهای استقراری و نرم افزارهای GIS و Spss استفاده شد. این پژوهش به دنبال پاسخ این پرسش است که عوامل موثر برهم کنش های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی راه بزرگ ابریشم و دشت سرخس شمال شرق ایران در دوره ساسانی چه بوده و شامل چه مولفه هایی می شود؟ دشت سرخس در دوره ساسانی به دلیل اقلیم مناسب و موقعیت استراتژیک (واقع شدن در مسیر راه ابریشم و رابط میان شرق به غرب و شمال به جنوب) به عنوان یکی از مناطق بینابین مهم میان آسیای مرکزی، شمال شرق ایران و فلات ایران عمل می کرده و نقش پر رنگی در تحولات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی منطقه داشته است و شامل مؤلفه های فرهنگی، تجاری، اقتصادی و سیاسی با مناطق مرو و واحه سرخس ترکمنستان بوده است. با بررسی متون جغرافیای تاریخی و تحلیل داده های جمع آوری شده مشخص شد که راه ابریشم از طرفی به دلیل عبور و سکنی گزیدن در کنار رودخانه های کشف رود، تجن و هریرود، یکی از مهم ترین عوامل شکل گیری استقرارهای ساسانی دشت سرخس با مساحت چند هکتار است و از طرف
تأثیر تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت ایران بر اجرای برنامه عمرانی اول و دوم (1341 -1328ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تدوین و اجرای برنامه های اول و دوم عمرانی را می توان دوره شکل گیری تفکر توسعه برنامه محور و ایجاد نهاد برنامه ریزی در ایران به شمار آورد که با شرایط ناپایدار سیاسی و اجتماعی در ایران همراه بود. روند ملی شدن صنعت نفت قبل از برنامه عمرانی اول آغاز و در طول این برنامه، قانون آن به تصویب رسید. هرچند تبعات ملی شدن صنعت نفت برای سال های متمادی ادامه داشت اما بیشترین تأثیر مستقیم آن به واسطه هم زمانی در دوران اجرای برنامه های عمرانی اول و دوم بوده است. با توجه به نوسانات دسترسی به درآمدهای نفتی و وجود دو تجربه کاملاً متفاوت تحریم (در برنامه اول) و رفع تحریم (در برنامه دوم) هدف این پژوهش بررسی تأثیر تصویب این قانون و تبعات آن بر اجرای برنامه های اول و دوم عمرانی است. این پژوهش کیفی بوده و به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته و برای جمع آوری اطلاعات از مدارک و آمارهای رسمی استفاده شده است. نتایج نشان داد که 1. ملی شدن صنعت نفت باعث تحریم و عدم دسترسی به منابع تأمین مالی برنامه اول شد که این امر به عدم اجرای کامل برنامه عمرانی اول انجامید، 2. رفع تحریم و بهبود درآمدهای نفتی در طول اجرای برنامه عمرانی دوم از عوامل اصلی توفیق نسبی این برنامه بوده است.
Recognizing the Sassanid era of Varamin, Archaeological Evidence and Historical Geography(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۲, Issue ۴ - Serial Number ۸, March۲۰۲۴
1 - 17
حوزههای تخصصی:
In the east of Pahanvar Ray plain, we come to a fertile area (Pishwa/Varamin plain) which has provided suitable conditions for human habitation since the formation of human settlements until today. Due to the location of this plain in the north of the central desert and the border between the two cultural domains of the northeast and the center, the environmental condition and suitable altitude, which are the main factors for the formation of permanent settlements, and the possible existence of extra-regional connections of this area with the neighboring areas, a wide survey was conducted in this area of the plain. It was concluded that during this archaeological investigation, 61 ancient sites from the Sassanid era were found in the east of Varamin and south of Peshwa. It is most likely that Varamin is considered a part of Ray State and based on the available evidence, it is possible that it is the main center of Ray State as well. According to historical texts and archeological data, the state of Ray was one of the important areas of human settlement during the Sassanid period in Iran. Historical texts mention Ray in the Sassanid period, and the number of sites attributed to the Sassanid period in the geographical area of Varamin has not been found until today. Despite this, based on the prominent geographical location of the Varamin region and the references of the historical texts to the Ray state, this region was probably one of the important regions of the historical period in Iran. In the present article, an attempt has been made to describe the historical geography of Ray State in the Sassanid period, while using the archaeological data of the Sassanid period of Varamin, to draw a part of the archeology and historical geography of Varamin in the Sassanid period.
سیاست متحد الشکل کردن لباس و هویت رسمی جدید ایرانی در جامعه عرب خوزستان (عصر پهلوی اول)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاست متحدالشکل کردن لباس ایرانیان به عنوان یکی از ارکان نمادین برساختن هویت جدید ایرانی در سرتاسر دوره پهلوی اول دنبال شد. اجرای این سیاست در مناطق مختلف کشور و در قبال اقوام مختلف، رویه های خاصی را ایجاب می کرد. جامعه ی عرب خوزستان یکی از حوزه های قومی بود که در معرض این سیاست قرار گرفت. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که این سیاست در جامعه عرب خوزستان با کدام تدابیر و شیوه های عملی دنبال شد و چه واکنش هایی را از سوی این جامعه ی قومی در پی داشت؟ تحقیق حاضر با روش تاریخی و استفاده از منابع دست اول مانند اسناد و نشریات صورت گرفته است. یافته های تحقیق حکایت از آن دارد که کارگزاران حکومت درزمینه ی اجرا و پیشبرد اقدامات خود به دو روش متوسل شدند؛ نخست استفاده از سازمان آموزش رسمی و دستگاه های اداری و دوم جلب نظر شیوخ و نخبگان جامعه ی موردنظر. آن ها بنا به ملاحظات و موقعیت اجتماعی و منافع مادی با این سیاست همراهی هایی نشان دادند. درواقع کارگزاران می دانستند که بدون جلب نظر و همراهی این شیوخ نمی توانند برنامه های موردنظر خود را در منطقه پیاده سازند. به علاوه نتایج این تحقیق نشان می دهد که جامعه عرب خوزستان علاوه بر روش های نافرمانی جمعی، با تن دادن به مهاجرت به کشور همسایه عراق، در قبال این سیاست از خود واکنش نشان دادند. بدین ترتیب نتایج تحقیق این مهم را آشکار ساخت که سیاست متحدالشکل کردن لباس مردم عرب خوزستان نه تنها به پیشبرد سیاست هویت جدید و رسمی یاری نرساند، بلکه آن را با چالش تازه ای نیز روبرو ساخت.
سیاست های منطقه ای ایران در عراق بر پایه اسناد ساواک (از سقوط پادشاهی تا قدرت گیری حزب بعث)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی جایگاه و اهمیت ایران در منطقه خلیج فارس در دوره جنگ سرد در سال های 1337-1347ش/1958-1968م می پردازد که در آن دهه تبدیل به عرصه کارزار و رویارویی دو جبهه شرق و غرب شده بود. سازمان تازه تأسیس ساواک در این کارزار رصدکننده فعالیت های عوامل شوروی در منطقه و مجری سیاست های دولت مرکزی ایران بود و کشور عراق تبدیل به مهم ترین عرصه این کارزار شده بود. عراق پس از کودتای عبدالکریم قاسم در سال 1338ش، از یک هم پیمان بلوک غرب تبدیل به پایگاه گسترش نفوذ شوروی شد، بنابراین ساواک نقش مهمی در رصد، خنثی سازی و عکس العمل متقابل نسبت به این تهدیدات داشت. این پژوهش ابتدا به چگونگی فعالیت اطلاعات خارجی ساواک بر پایه اسناد موجود پرداخته و روند سریع تحولات عراق را در جمهوری اول (عبدالکریم قاسم) و جمهوری دوم (عبدالسلام و عبدالرحمن عارف) بر این مبنا مورد تحلیل قرار داده است. این تحولات پرشتاب که آینه تمام نمایی از تغییر در مناسبات قدرت در دوره جنگ سرد در منطقه خلیج فارس و غرب آسیا بود با نقش آفرینی محمدرضا پهلوی، جمال عبدالناصر و رژیم صهیونیستی در عراق بسیار پرالتهاب و تنش دنبال می شد. پژوهش حاضر در گام بعدی به چیستی و چرایی سیاست های منطقه ای ایران در قبال تحولات عراق و ارزیابی موفقیت یا عدم موفقیت آن سیاست ها پرداخته و نقش ساواک را در این میان موردبررسی قرار می دهد. به عبارت دیگر، شناخت استراتژی مهار بدون درگیری نظامی و استفاده از عنصر کُردی در تغییر مناسبات داخلی عراق با همکاری سرویس اطلاعاتی رژیم صهیونیستی (موساد)، به رغم عدم همراهی ایالات متحده در بدو امر، همگی از جوانب مختلفی هستند که رابطه میان تدوین اطلاعات و اجرای سیاست ها توسط ساواک در هریک این موضوعات موردبررسی قرار خواهد گرفت.
واکاوی حیات سیاسی خاندان رشیدیان در دوره پهلوی در چهارچوب نظریه بورژوازی کمپرادور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی سال ۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲
126 - 170
حوزههای تخصصی:
این مقاله ، با تمرکز بر کُنش های یک گروه راست گرا در ایرانِ معاصر یعنی خاندان رشیدیان ، درصدد واکاوی عملکرد سیاسی آن ها با هدف تبیین ماهیّت محافظه کارانه شان در حوزه سیاست داخلی کشور می باشد ، ازین رو ، پژوهش بر محور این سوال تدوین گردید که :محافظه کاری رشیدیان ها در عرصه سیاست داخلی در چه سطح و اندازه ای بوده و بر مبنای چه کُنش هایی قابل ارزیابی می باشد؟ در این راستا ، با استفاده از منابع کتابخانه ای بر مبنای گردآوری داده ها از اسناد ، مطبوعات و کتاب های تاریخی ، و شیوه پژوهش تحلیلی بر اساس نظریه قشربندی اجتماعی با تأکید بر خط مشی قشر بورژوازی کمپرادور در حوزه سیاست داخلی ، نویسندگان این سطور دریافتند که خاندان رشیدیان به مثابه سرمایه داران وابسته و به عبارتی دیگر بورژوا کمپرادور ، مبادرت به اتخاذ رویکردهایی در حوزه سیاسی نمودند که به طور -طبیعی آنها را به سمت محافظه کاری از نوع افراطی و شدید سوق داد. اقداماتی همچون تعامل با بخش هایی از فرودستان حاشیه نشین و اراذل واوباش شهری که به طور سنّتی محافظه کار ، مخالف اصلاحات در عرصه سیاسی بوده ، همکاری با رجال و گروه های سیاسی راست گرا به ویژه سیدّضیا که نه تنها ماهیّتی ارتجاعی در حوزه سیاسی داشته ، بلکه با انگلستان نیز در ارتباط بودند و در سوی دیگر ، تقابل با شخصیت های ملّی گرا همچون مصدّق ، تلاش برای دورنگه داشتن هسته اصلی قدرت یعنی شاه از نوک پیکان انتقادات جامعه با هدف حفظ ساختار سیاسی ، مبارزه با حزب توده که خواهان تغییرات رادیکال بودند ، و حتّی چالش جدّی با اصلاح طلبان تکنوکرات که درصدد تغییرات نسبی در ساختار حاکمیّت بودند ، نشانگر ماهیّت شدیداً محافظه کار رشیدیان ها و دارودسته آنان در عرصه سیاست داخلی داشت.
تصویر دین و دولت ایرانی در کتاب "سرگذشت حاجی بابای اصفهانی"(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
144 - 167
حوزههای تخصصی:
کتاب انتقادی «سرگذشت حاجی بابای اصفهانی» را جیمز موریه نوشت و میرزا حبیب اصفهانی (بِنی) ترجمه کرد. در این کتاب مردم، گروه ها و جامعه مورد نقد قرار گرفته و به طورکلّی بخش مهمی از آن، به انتقادهای اجتماعی (به ویژه سه نهاد دین، دولت و خانواده ایرانی) اختصاص یافته است. در این مقاله، با عنایت به اهداف استعماری انگلیس در ایران و نقش موریه در دولت انگلیس، و به شیوه توصیفی تحلیلی به دیدگاه او درباره سه نهاد مذکور در جامعه ایران پرداخته شد. نتایج نشان می دهد که در کتاب موریه، این هر سه نهاد مهم در ایران متلاشی هستند؛ دین دستاویزی برای کسب قدرت و ثروت است. دولت و کارگزاران و عُمّالش گرفتار رشوه، ظلم و ستم، ساده لوحی و نادانی هستند. نهاد خانواده نیز آلوده است و همدلی و همکاری در آن وجود ندارد.
دیوکس و شاه آرمانی در دین زردشتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ایرانی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
61 - 80
حوزههای تخصصی:
زمینه/هدف: هرودوت در گزارش کوتاه خود درباره تاریخ ماد از «دیوکس» به عنوان بانی پادشاهی مادی سخن می گوید که طی فرایند پیچیده ای که توسط هرودوت یا منابع او ساده سازی شده است، موفق به تشکیل یک پادشاهی پویا و نیرومند می شود. پژوهشگران زیادی در تلاش برای تفسیر داده های هرودوت با توجه به الگوهای رایج تشکیل حکومت در خاورمیانه باستان بودند، اما تقریباً همه نقش دین زردشتی را در این فرایند نادیده گرفته اند. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که گزارش هرودوت از روند قدرت گیری دیوکس و تشکیل پادشاهی مادی نشانگر چه ایدئولوژی حکومتی است؟
روش/رویکرد: در مقاله حاضر با استفاده از روش کتاب خانه ای اطلاعات مورد نظر گردآوری شد و سپس با استفاده از شیوه تحلیل محتوا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و نتایج به شکل توصیفی-تحلیلی ارائه شد.
یافته ها/نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد که هرودوت در توصیف خود از روند قدرت گیری دیوکس محورهایی چون دادگری، سازندگی، تقدس شاه و مردم داری را مطرح می کند که همه از مؤلفه های اصلی شخصیتی یک شاه آرمانی، از منظر دین زردشتی هستند. بنابراین می توان دین زردشتی را منبع راویان گزارش هرودوت دانست و حتی یک گام فراتر رفت و ادعا کرد که دین زردشتی محرک اصلی تشکیل پادشاهی مادی در سده 7 ق.م. بوده است.
تاریخ نگار ی ادبیات آذربایجانی و مشکلات مربوط به آن جنبش ها ی ادبی آذربایجان در دوره ی شورو ی
حوزههای تخصصی:
این مقاله ضمن بحث و بررسی ادبیات آذربایجان در میان آذربایجانیان شمال ارس به نقش اولیه و برجسته چمن زمینلی و فریدون بئی کوچرلی اشاره می کند. در ادامه مقاله به اوضاع ادبی آذربایجان تحت حاکمیت بلشویکها اشاراتی کرده و تغییرات پس از مرگ باقیروف را بیان می کند. آثار حسین جاوید، مجله فیوضات و جعفر جبارلی اشاره کرده و به پیشرفت سریع ادبیات آذربایجان پس از استقلال نیز تاکید می نماید.
عوامل مؤثر بر کاهش جمعیت ایران در قرن دوازدهم هجری قمری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۸
89 - 114
حوزههای تخصصی:
سقوط صفویه در سال 1135 ه.ق، بحران های جدیدی در داخل و خارج کشور به وجود آورد. در این دوره، جامعه شهری و روستایی، متأثر از اوضاع نابسامان سیاسی اجتماعی، در معرض خطر قرار گرفت و تخریب منابع مادی و عوامل انسانی آسیب های زیادی به بافت جمعیتی وارد کرد. سؤال اصلی نوشتار حاضر این است که عوامل مؤثر بر کاهش جمعیت ایران در قرن دوازدهم هجری قمری چگونه صورت پذیرفته است؟ در این مقاله، با تکیه بر رویکرد توصیفی تبیینی، تأثیر اوضاع سیاسی اجتماعی بر کاهش جمعیت ایران بررسی می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد جامعه شهری و روستایی در این قرن متأثر از عواملی چون عدم ثبات و امنیت سیاسی، کشتارهای مکرر، قحطی، بیماری و مهاجرت به کاهش جمعیت دچار شده است.
The interpretation of Dumuzid’s dream from perspective of Jung’spsychology(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۲, Issue ۴ - Serial Number ۸, March۲۰۲۴
19 - 28
حوزههای تخصصی:
Mythological themes reflecting the worldview and ideology of ancient societies have various applications. One of the applications is for rituals, which have a symbolic dimension. As if these themes are repeated in different societies, they are classified as archetypes. The archetype is derived from Jung's psychological theories, which is revealed in the form of a symbol in the context of myth, epic, and dream. Since dream and myth are the same in nature and structure, this study investigated Dumuzid's dream to find out the origin of mythological rituals in the third millennium BC in Mesopotamia. This study was conducted by a descriptive analytical method using Jung's archetypal approach based on library studies, the results of which showed a relationship between the myth of Dumuzid and rituals of Mesopotamia society, and the story of vegetation gods connected with the rituals of spring and fertility in nature as the source of collective mourning ceremonies and celebrations held every year in their memory. In fact, the rituals are cultural phenomena left over from the agricultural and prehistoric times in ancient societies.
Wave Scroll Motif: Trace of Ancient Greek Art in Oriental Rural and Nomadic Carpets(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۲, Issue ۴ - Serial Number ۸, March۲۰۲۴
29 - 41
حوزههای تخصصی:
The wave scroll motif is among the designs that, nowadays, are mainly seen in rural and nomadic carpets in a wide geographical area, from Central Asia to Anatolia and the Caucasus, as well as Iran. Historically, this motif originates from Hellenistic art and is still used in oriental carpets today. The purpose of this article is to find out how and the possible time of the arrival of this pattern from Greek art to Iranian carpets using archaeological evidence, including old museum carpets. Using valuable motifs of Sassanian Carpets, this article tracks the transfer of this motif from the Hellenic-Byzantine civilization to the art of pre-Islamic Iran and in various artistic disciplines such as pottery and textiles to clarify this motif’s long journey from pre-Islamic art to the Islamic period. This study shows that the motif was most likely known since the Seleucid period in the Persianate world, but the most evidence of it can be seen in the art of the Parthian and Sasanian periods, furthermore the findings show that this motif was used at least from late Parthian era on the border of hand-made textiles like carpets.
«خویدوده» در منابع شرق دور؛ سنتی قومی یا دینی؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصطلاح «خوئدوده» یکی از مهمترین مفاهیم فقه زرتشتی است که به ازدواج با خویشان نزدیک تعبیر شده است. از جمله شواهد مربوط به وجود این رسم بین برخی از ایرانیان، متون غیر ایرانی به ویژه یونانی و رومی هستند که بارها توسط محققان مورد کنکاش قرار گرفته اند. اما یونانیان و رومیان تنها مللی نبودند که به این نوع از ازدواج بین ایرانیان اشاره کرده اند، متون چینی، بودایی، ژاپنی و کره ای نیز در این مورد اطلاعات جالبی دارند. مقاله حاضر بر آن است تا با روش توصیفی- تحلیلی و بررسی تطبیقی شواهد مربوطه در متون شرقی و غربی، سنت خوئدوده را در میان زرتشتیان داخل و خارج ایرانشهر بررسی کند. مداقه در این متون نتایجی را در بر دارد. نخست، آن که اطلاعات این متون را می توان به دو دسته تقسیم کرد. قسمتی از این اطلاعات گزارش هایی را شامل می شوند که به این رسم در بین زرتشتیان و دیگر اقوام زرتشتی خارج از ایران می پردازند. بخش دیگر مربوط به ایرانیان زرتشتی مهاجر در شرق دور است. کتیبه مقبره ماشی(Mǎ Shì (馬氏)) در چانگ آن (Cháng'ān (長安))، از جمله مهمترین این داده هاست که چگونگی این رسم در بین ایرانیان مهاجر در چین را نشان می دهد. مدعای نویسنده این است که بر طبق این متون، رسم ازدواج با محارم، عملی دینی بوده که تنها متعلق به ایرانیان نبوده بلکه درمیان بیشتر آریایی-هایی که بر دین زرتشتی بودند رواج داشته است.
سیاست مذهبی خوارزمشاهیان در قبال مذهب حنفی و پیروان آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ اسلام و ایران سال ۳۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۱ (پیاپی ۱۵۱)
165 - 189
حوزههای تخصصی:
خوارزمشاهیان حنفی مذهب بودند و در قلمرو آنان، غلبه با احناف بود. خوارزمشاهیان چه سیاستی در قبال مذهب حنفی اتخاذ نمودند؟ برای پاسخ، عصر خوارزمشاهیان به پنج دوره تقسیم و سیاست هر دوره براساس پنج معیار مطالعه و مشخص شد: رفتار با علما و عامه، مناسبات با حکام، به کارگیری در مناصب دولتی و ایجاد مساجد و مدارس. در دوره والی گری (530 - 491ق) به تبع اطاعت محمد و اتسز از سنجر، عامه و علمای حنفی در امن و رفاه بودند. در دوره استقلال طلبی (567- 530 ق) به واسطه عصیان اتسز بر سنجر و توسعه طلبی ایل ارسلان، عامه و علمای بلاد حنفی مورد تهاجم و اهانت واقع شدند؛ اگرچه این ضدیت با انگیزه سیاسی و درواقع بی طرفی مذهبی بود. در دوره تأسیس امپراتوری (596-568 ق) و به دنبال تصرف عراق که در آن غیرحنفیه در اکثریت بودند، سیاست بی طرفی به نفع شافعیه تشدید شد. در دوره اوج امپراتوری (617-596 ق) چون شرعیت حکومت سلطان محمد از ناحیه خلیفه تصدیق نشده بود، حنفیه غیرمعتزله سلطنت وی را مشروع نمی دانستند؛ لذا سیاست بی طرفی گاه به ضدیت با حنفیه تبدیل شد. در دوره مابعد حمله مغول (628-617ق) به سبب حاکم شدن ملوک الطوائف، پسران سلطان قصد داشتند بخشی از ملک را به هر قیمت متصرف شوند؛ لذا غورشاه و پیرشاه علیه حنفیه با شافعیه متحد شدند؛ اما جلال الدین به عنوان ناجی جهان اسلام سیاست وحدت اسلامی را در پیش گرفت و عموماً از حمایت از حنفیه اجتناب کرد. چون خوارزمشاهیان معتزلی بودند حمایت از حنفیه معتزله جز در عهد جلال الدین، در تمام ادوار اجرا شد. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای است.
اهمیت درگزین در حملات عثمانی به غرب ایران (1143-907 ﻫ.ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
83 - 105
حوزههای تخصصی:
حملات عثمانی به مرزهای اسلامی در شرق برخلاف غرب این امپراتوری، نیاز به توجیه مناسب و اقناع افکار عمومی داخلی و مسلمانان سایر بلاد داشت. در همین راستا حاکمان عثمانی اهداف خود از یورش به شرق را احیای خلافت اسلامی، مقابله با صفویان به عنوان مروجان تشیع و کمک به هم کیشان سنّی خود در شرق به خصوص در داخل ایران عنوان می داشتند. در همین رابطه، حضور چندین باره قوای عثمانی در منطقه سنی نشین درگزین، فرضیه همراهی اهالی این شهر با عثمانی را قوت بخشیده است. این فرضیه از آنجا مطرح شده که درگزین در مرکز ایران از معدود مناطق سنّی نشینی بوده که همچنان اهالی آن با روی کار آمدن صفویه در نارضایتی از حکومت جدید به سر می برده اند. همچنین حملات سلطان سلیمان عثمانی در سال های 9۴0 و 9۴1 قمری و پس از آن، حضور برخی سفرا و درنهایت حملات چندین باره نیروهای عثمانی به درگزین در اواخر حکومت صفوی، بر اهمیت این موضوع افزوده تا جایی که این حملات به منظور حمایت از اهالی سنّی مذهب این محل قلمداد شده است. بنابراین، پژوهش حاضر در تلاش است تا در یک رویکرد توصیفی تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای، به تحلیل و بررسی اهمیت درگزین و اهالی سنّی مذهب آن در حملات عثمانی به غرب ایران در بازه زمانی تأسیس حکومت صفوی تا حملات نادر شاه به درگزین در سال 11۴3قمری بپردازد. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که همراهی اهالی این منطقه با عثمانی در مقاطع محدود و آن نیز در مخالفت با صفویه بوده است. گزارش منابع از قتل و غارت اهالی درگزین از سوی نیروهای عثمانی و نیز گرایش درگزینی ها به آق قویونلوها و افغان ها در اواخر حکومت صفوی، می تواند دلیلی بر عدم همراهی مستمر اهالی این محل با عثمانی باشد.
تحلیل کنش های گفتاری آیات جهاد در سوره بقره بر اساس نظریه سرل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۲۹)
30 - 46
حوزههای تخصصی:
تحلیل کنش های گفتاری آیات جهاد در سوره بقره بر اساس نظریه سرل می تواند دستاوردها و دیدگاه های نوینی را به ارمغان آورد این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا و بر اساس نظریه سرل به بررسی آیات جهاد در سوره بقره پرداخته و در صدد پاسخ به این پرسش است که در آیات جهاد سوره بقره، بیشتر از کنش های دستور و تهدید استفاده شده است یا کنش های توصیف و توضیح؟ آیا این کنش ها در طول زمان و در شرایط مختلف تغییر کرده اند؟ این آیات، در برگیرنده پیام ها و آموزه های مهمی در خصوص نبرد و دفاع در راه خدا هستند. تحلیل آیات جهاد با استفاده از نظریه کنش های گفتاری، نشان می دهد که این آیات، مجموعه ای از کنش های گفتاری را شامل می شوند که هر کدام کارکرد و هدف خاصی را دنبال می کنند. برخی از این کنش ها، به صدور اوامر و دستورات الهی در خصوص جهاد پرداخته و دسته ای دیگر، به توجیه و تبیین ضرورت و مشروعیت جهاد در شرایط مختلف اختصاص دارند. گروهی از این کنش ها نیز به تشویق و ترغیب مؤمنان به شرکت در جهاد و وعده پاداش الهی به آ ن ها می پردازند. در نهایت، پژوهش حاضر نشان می دهد که می توان از اسلوب های زبانی موجود در آیات قرآن، معنای دیگری استنباط کرد.
بررسی مقایسه ای عملکرد و برخورد بلشویک ها و پلیس جنوب با ایرانیان در دوران احمدشاه قاجار (با تأکید بر درگیری با عشایر تحت والی گری دکتر مصدق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۲۹)
47 - 59
حوزههای تخصصی:
دولت بلشویکی روسیه پس از جنگ جهانی اول به مداخله نظامی در شمال ایران پرداخت و همزمان انگلیسی ها با تأسیس «پلیس جنوب» به گسترش فعالیت های نظامی خود در مناطق جنوبی ایران اقدام کردند. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی عملکرد و برخورد بلشویک ها و پلیس جنوب با ایرانیان را در این دوران بررسی می کند و به مقایسه تشابهات و تفاوت های هر یک می پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که چه تمایزاتی در شیوه های عملکرد بلشویک ها و پلیس جنوب در ایران وجود دارد؟یافته های پژوهش نشان می دهد که بلشویک ها در ظاهر به دنبال ایجاد همگرایی با ایرانیان بودند، اما در عمل بیشتر بر تبلیغ و اشاعه ایدئولوژی خود تأکید داشتند؛ و به جای توجه به خواسته های ملی و مذهبی ایرانیان، از مداخلات نظامی مستقیم و تعدیات اقتصادی و اجتماعی ابایی نداشتند. در مقابل، انگلیسی ها تلاش کردند تا با جذب نیروهای وفادار ایرانی در قالب پلیس جنوب و جلب نظر عشایر و والیان ایالات جنوبی، منافع خود را تأمین کنند و تا حد ممکن از مداخله مستقیم نظامی خودداری نمایند. این پژوهش نشان می دهد که هر دو طرف با رویکردهای متفاوتی به مسائل داخلی ایران پرداخته اند؛ بلشویک ها بیشتر بر نفوذ ایدئولوژیک تأکید داشتند، در حالی که انگلیسی ها سعی کردند از طریق همکاری با نیروهای محلی و ایجاد ساختارهای امنیتی، کنترل بیشتری بر اوضاع داشته باشند.
دیدگاه های اقتصادی فرقۀ کَرامیه از انکار کسب تا مصادرۀ اموال در دورۀ غزنویان متقدم (421 -351ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین فرقه های مذهبی که از قرون سوم تا ششم ه .ق اوضاع سیاسی و اجتماعی خراسان بزرگ را تحت تأثیر قرار داد، فرقه کَرّامیه منسوب به ابوعبدالله محمد بن کَرّام سیستانی(متوفی255ق) بود. اینان به ویژه در پیوند با دولت غزنویان مهمترین دوره اعتلای سیاسی خود را تجربه کردند. کَرّامیان که به اهل زهد، صرفه جویی، قناعت و ریاضت اقتصادی مشهور بودند، در دوره غزنویان به طور مشخص همسو با سیاست اقتصادی دولت به اخاذی، رشوه گیری و مصادره اموال مخالفان روی آوردند. این تحقیق با روش توصیف و تحلیل تاریخی در پی پاسخ به این پرسش است، که زمینه های تغییر دیدگاه کرامیان از تحریم کسب به فعالیت های اقتصادی و کسب معیشت چه بوده است؟ یافته ها در این خصوص نشان می دهد، که کرامیان و پیروان شان همواره دارای دیدگاه اقتصادی مشترکی نبودند. عدم تقیّد و نیز تظاهر و تساهل در مبانی اعتقادی، ماهیت پایگاه اجتماعی پیروان این فرقه متشکل از طبقات فرودستِ جامعه و نیز تجار و پیشه وران شهری که خود معتقد به کسب و کار بودند و همچنین در نتیجه فرصت سیاسی که برخی سلاطین غزنوی بنابر مصالح خویش در اختیار رهبران کرامیه گذاشتند، عملا موجب تغییر دیدگاه اقتصادی و جایگاه اجتماعی و سیاسی آنان شده بود، چنانکه همسو با سلاطین غزنوی در مصادره ی اموال مخالفان به عنوان یکی از محل درآمدهای نامنظم نقش مؤثری داشتند. از این منظر حمایت غزنویان از کرامیان نیز بی تأثیر از انگیزه های اقتصادی نبوده است.