فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
Automated Writing Evaluation (AWE) systems are used to evaluate measurable characteristics of written texts, thereby creating a scoring model based on a compilation of essays. While considerable research has focused on the feedback provided by AWE systems, there is a conspicuous absence of studies examining these tools specifically in the Iranian context. Therefore, this research aimed to investigate the consistency of scores obtained from automated systems and human raters. Furthermore, it sought to explore the perceptions of EFL learners regarding the application of AWE in their writing practices. To facilitate this investigation, 30 male and female IELTS students participated, each writing two essays: one selected from topics provided by the AWE system and the other derived from Cambridge Official IELTS past papers. The essays were assessed by both My Access and three human raters. For the topics designated for the AWE system, a significant and robust positive correlation was identified between the ratings assigned by human raters and the machine. A similar significant and strong positive correlation was also found for the second essay, which did not utilize pre-defined topics. The results of two linear regression analyses demonstrated that the scores produced by the machine could significantly predict human scores for both pre-defined and non-pre-defined topics. Additionally, the findings indicated that My Access Home Edition is perceived to significantly enhance students' accuracy and autonomy, although it does not contribute to improved interaction. This study presents important implications for writing instructors and the field of second language education.
بررسی اثربخشی نقاشی درمانی بر کاهش اضطراب دانش آموزان دبستانی
منبع:
تجارب معلمی و مطالعات کارورزی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳
52 - 63
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: اضطراب یکی از شایع ترین اختلالات روان شناختی در کودکان دبستانی است که بر عملکرد تحصیلی و رشد عاطفی آن ها تأثیر منفی می گذارد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر نقاشی درمانی به عنوان یک مداخله غیردارویی و کم هزینه بر کاهش اضطراب کودکان دبستانی انجام شد. روش ها: این مطالعه با طرح نیمه آزمایشی و استفاده از پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. ۴۰ دانش آموز دبستانی با علائم اضطراب (بر اساس پرسش نامه SCARED) به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش در ۱۰ جلسه نقاشی درمانی شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس (ANCOVA) تحلیل شدند. یافته ها: میانگین نمرات اضطراب در گروه آزمایش از ۴۲.۸ به ۲۸.۳ کاهش یافت (p < 0.001)، اما در گروه کنترل تغییر معناداری مشاهده نشد (۴۱.۹ به ۴۰.۷). تحلیل کوواریانس تأثیر معنادار مداخله را تأیید کرد (F(1,37) = 25.4, p < 0.001, η² = 0.41). کاهش معناداری نیز در ابعاد اضطراب اجتماعی و تعمیم یافته مشاهده شد. نتیجه گیری: نقاشی درمانی به عنوان یک مداخله تربیتی اثربخش، می تواند اضطراب کودکان دبستانی را کاهش دهد. این روش به دلیل سادگی و قابلیت ادغام در برنامه های مدارس، گزینه ای مناسب برای بهبود سلامت روان دانش آموزان است. پیشنهاد می شود پژوهش های آینده با نمونه های بزرگ تر انجام شود.
پیش بینی شادکامی بر اساس تاب آوری و دلبستگی شغلی آموزگاران مقطع ابتدایی شهرستان کازرون
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
99 - 115
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پیش بینی شادکامی کمک می کند تا فهم بیشتری از رابطه بین عوامل روانشناختی و رفتاری مانند تاب آوری و دلبستگی شغلی با شادکامی آموزگاران پیدا شود، لذا هدف پژوهش حاضر پیش بینی شادکامی بر اساس تاب آوری و دلبستگی شغلی آموزگاران مقطع ابتدایی شهرستان کازرون بود . روش شناسی پژوهش: این پژو هش با استفاده از روش توصیفی از نوع همبستگی انجام گرفت. جامعه آماری این مطالعه معلمان شهرستان کازرون است که 1100 نفر معلم بودند. با استفاده از فرمول کوکران 310 نفر در پژوهش شرکت نمودند.ابزار جمع آوری اطلاعات، مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (2003).، پرسشنامه شادکامی: آزمون شادکامی آکسفورد و پرسشنامه دلبستگی شغلی کانونگو (1982) برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS استفاده شد. روایی و پایایی مقیاسها نیز توسط محققان پیشین به تائید رسیدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین دلبستگی شغلی و تاباوری 612/0 و با شادکامی 602/0 رابطه ی مثبت و معناداری در سطح 01/0>P وجود دارد. همچنین، دلبستگی شغلی توان پیش بینی شادکامی معلمان را دارد. در این میان، تعلق خاطر به محیط کار با بتای 304/0 ، شور و اشتیاق بتای 271/0 و وفاداری با مقدار بتای 166/0 وتمایل به تلاش با مقدار بتای 143/0 به ترتیب بیشترین سهم را در پیش بینی شادکامی معلمان دارا می باشند . همچنین، تاباوری معلمان با مقدار بتای 406/0 و دلبستگی شغلی با مقدار بتای 320/0به ترتیب و در سطح 01/0 P< ، توانایی پیش بینی شادکامی معلمان را دارند. نتیجه گیری: پژوهش نشان داد که دلبستگی شغلی و تاب آوری با شادکامی معلمان ابتدایی ارتباط معناداری دارند. تقویت این عوامل می تواند به افزایش شادکامی آن ها کمک کند.
Relationships Between Test-Taking Strategies, Test Anxiety, and Goal Orientations in EFL Learners(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۳, Summer۲۰۲۵
199 - 214
حوزههای تخصصی:
This study aimed to find the relationship between test-taking strategies, test anxiety, and goal orientations in EFL learners. For this purpose, 150 intermediates Iraqi EFL learners were selected by convenience sampling, and the data was collected using the Test-Taking Strategy Questionnaire, Test Anxiety Inventory, and Achievement Goal Questionnaire. The data were analyzed using multiple regression and the Pearson correlation coefficient. Findings indicated that time and test-wiseness strategies were negatively correlated with test anxiety. Mastery-approach and performance-approach goals were positively correlated with affective strategies; the mastery-avoid goal was negatively correlated with test-wiseness, and the performance-avoid goal was negatively correlated with affective strategies. Finally, performance-avoid and mastery-approach goals were negatively correlated with test anxiety. These results emphasize the understanding of the relationships between test-taking strategies, goal orientations, and test anxiety in academic contexts. By fostering adaptive goal orientations and equipping students with effective test-taking strategies, educators can significantly enhance learners’ testing experiences and reduce anxiety levels.
Pragmatic Tasks for EFL Instruction: Explicitness, Time and Proficiency Effects in the Iranian Context
حوزههای تخصصی:
Despite the substantial significance of communicative goals in EFL, pragmatic aspects of instruction that are geared towards the learners’ appropriacy still remain less than adequately addressed. Such a niche offers potentials for and stimulates a proliferating body of research. This study aims at examining the effectiveness of explicit vs. implicit pragmatic instruction regarding language performance as output. For the purpose of the study, 120 (60 male and 60 female) EFL learners took part in this project. Error Recognition Tests (ERTs), Discourse Completion Tests (DCTs), role-play, and writing assessments were used for gauging pragmatic output. Two separate 3×2 mixed between-within-subjects factorial ANOVAs were conducted to examine the effects of instruction type, proficiency level, and time (treatment) on pragmatic acquisition. Findings significantly support (a) the overall benefit of pragmatic instruction, (b) the effect of both implicit and explicit instructions with explicit type being more highly influential, (c) the effect of proficiency, and (d) the interaction effect of proficiency and pragmatic instruction on pragmatic language L2 use. Findings bear implications for enriching teaching and learning contexts, deepening theoretical concerns, improving pedagogical practice, and implementing communicative syllabus design. Keywords:
طراحی مدل تاب آوری حرفه ای معلمان در مدارس ابتدایی ایران با تاکید بر سبک رهبری تحولی مدیران (رویکرد آمیخته اکتشافی)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف طراحی مدل تاب آوری حرفه ای معلمان ابتدایی ایران و بررسی نقش رهبری تحولی مدیران در تقویت این سازه انجام شد. تاب آوری حرفه ای به عنوان عاملی کلیدی در مواجهه با چالش های آموزشی و حفظ بهزیستی معلمان تعریف شد و ضرورت بررسی عوامل سازمانی و فردی مؤثر بر آن مورد تأکید قرار گرفت. مواد و روش ها: پژوهش از طرح آمیخته اکتشافی متوالی بهره گرفت. در مرحله کیفی، دیدگاه ها و تجربیات ۲۵ نفر از معلمان ابتدایی شهر کرمان (۱۸ زن، ۷ مرد، میانگین سنی ۳۸ سال) با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و بحث گروهی متمرکز، مورد بررسی قرار گرفت. بحث و نتیجه گیری: تحلیل مضمون داده ها، تاب آوری حرفه ای را به عنوان سازه ای چندبعدی شامل توانایی غلبه بر چالش ها، حفظ بهزیستی، سازگاری با تغییرات و احساس معنا در کار تعریف کرد. عوامل مؤثر بر تاب آوری شامل حمایت سازمانی (به ویژه حمایت مدیران تحول آفرین)، روابط مثبت با همکاران، خودکارآمدی و فرصت های رشد حرفه ای شناسایی شدند. در مرحله کمی، پرسش نامه تاب آوری حرفه ای معلمان (PRTQ) و پرسش نامه رهبری تحولی (TLQ) در میان ۳۵۰ نفر از معلمان ابتدایی کرمان (۲۲۰ زن، ۱۳۰ مرد، میانگین سنی ۳۹ سال، میانگین سابقه تدریس ۱۲ سال) توزیع شد. نتایج نشان داد که میانگین نمرات تاب آوری حرفه ای (M = 3.85, SD = 0.62) و رهبری تحولی (M = 4.12, SD = 0.58) بالاتر از حد متوسط بود و بین این دو سازه رابطه ای مثبت و معنادار وجود داشت (r = 0.68, p < 0.001). تحلیل رگرسیون نشان داد که رهبری تحولی ۴۸٪ از واریانس تاب آوری حرفه ای معلمان را پیش بینی می کند (R² = 0.48, F(4, 345) = 80.25, p < 0.001). مدل سازی معادلات ساختاری، برازش مناسبی برای مدل پیشنهادیِ تأثیر مستقیم و غیرمستقیم رهبری تحولی بر تاب آوری از طریق حمایت سازمانی و خودکارآمدی نشان داد. این پژوهش بر نقش کلیدی رهبری تحولی مدیران در ارتقای تاب آوری حرفه ای معلمان ابتدایی تأکید دارد و مدل ارائه شده می تواند به عنوان مبنایی برای طراحی مداخلات آموزشی و توسعه حرفه ای معلمان و مدیران به کار گرفته شود.
A Causal Layered Analysis of Knowledge Diplomacy and Future Leadership Scenarios in the Iranian Education System(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۳, Issue ۱, Spring ۲۰۲۵
109 - 130
حوزههای تخصصی:
This study fills important gap in literature by examining how knowledge diplomacy can drive transformation in Iran’s education. Confronting outdated policies and rapidly shifting global benchmarks, in what ways can knowledge diplomacy be harnessed to promote lasting innovation and address the systemic obstacles facing Iranian schools? Drawing on a condensed Causal Layered Analysis framework, the research explores: surface-level patterns like policy changes and international partnerships, the economic and structural forces at work, dominant cultural narratives and ideologies, and deep metaphors that influence public and institutional mindsets. By streamlining methodological exposition, the paper remains sharply focused on practical implications for school leaders and policymakers. From this analysis, four future leadership scenarios emerge: An Alternative scenario marked by heightened global engagement; A Trend-Based scenario of slow progress amid cautious modernization; An Exploratory scenario prioritizing inward-looking reforms and curriculum design; A Back-casting scenario envisioning Iran as a hub of collaborative educational excellence. The findings demonstrate that embedding knowledge diplomacy strategically not only remedies current weaknesses in Iran’s schooling system but also lays down a solid foundation for far-reaching reforms that align domestic practice with international standards. The study concludes with targeted recommendations, urging educational leaders and policy architects to adopt proactive strategies, cultivate visionary leadership, and establish flexible policy frameworks. In doing so, Iran’s sector can become more innovative, responsive, and globally competitive. Beyond its immediate conclusions, this integrated analysis advances our understanding of how knowledge exchange and policy reform interact, offering a clear roadmap for sustained progress in today’s dynamic educational landscape.
بررسی روابط بین تاب آوری، رضایت شغلی و تعهد حرفه ای معلمان زبان انگلیسی ایرانی: یک مطالعه ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه حرفه ای معلم سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۶)
185 - 219
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه، بررسی روابط بین تاب آوری، رضایت شغلی و تعهد حرفه ای معلمان زبان انگلیسی ایرانی بود. این مطالعه به شکل ترکیبی و از طریق یک طرح تبیینی کمّی و کیفی متوالی انجام شد. شرکت کنندگان در بخش کمّی شامل 35 معلم زبان انگلیسی زن و مرد بودند که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس، 15 معلم زن و مرد به طور تصادفی از میان شرکت کنندگان برای شرکت در بخش کیفی انتخاب شدند. ابزار تحقیق شامل سه پرسش نامه تاب آوری، رضایت شغلی، تعهد حرفه ای معلم و مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. جهت تجزیه و تحلیل داده های کمّی از مدل یابی معادلات ساختاری با حداقل مربعات جزیی (PLS-SEM) استفاده شد؛ در حالی که تجزیه و تحلیل داده های کیفی از طریق تکنیک تحلیل مضمون انجام گرفت. نتایج یافته ها نشان داد که تاب آوری معلمان زبان انگلیسی، اثر مستقیم و آماری معناداری بر رضایت شغلی و تعهد حرفه ای آن ها دارد. نتایج کیفی نیز سه مضمون اصلی تنظیم هیجانات، تنظیم فراشناختی، و ایجاد فضای مثبت در کلاس را آشکار نمود. همچنین یافته ها نشان دادند که معلمان زبان انگلیسی تاب آور، قادر به استفاده مؤثر از استراتژی های فراشناختی مانند برنامه ریزی، حل مسئله و نظارت بر عملکرد خود بوده و از ویژگی های شخصیتی مثبت مانند اعتماد به نفس و خودکارآمدی برخوردارند. نتایج ترکیبی نیز نشان دادند که مضامین کیفی توانستند روابط آماری را تأیید کرده و درک عمیق تری از سازوکارهای تاب آوری فراهم سازند. درنهایت، این مطالعه توصیه هایی برای طراحی برنامه های توسعه حرفه ای، آموزش مهارت های تاب آوری و ارائه حمایت های مدیریتی به معلمان، بویژه مدرسان زبان انگلیسی، مدیران مدارس و مدرسان تربیت معلم ارائه می دهد.
بررسی رابطه رهبری پدرانه با بهزیستی عاطفی و توسعه حرفه ای معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: معلمان شایسته از عوامل کلیدی بهبود نظام آموزشی هستند. سبک رهبری تأثیرگذار و برخورداری معلمان از بهزیستی عاطفی موجب ارتقای عملکرد حرفه ای پایدار آن ها می شود، که درنهایت تأثیر مثبتی بر کیفیت آموزش دانش آموزان خواهد داشت. این پژوهش به بررسی رابطه رهبری پدرانه در بهزیستی عاطفی و توسعه حرفه ای معلمان می پردازد. روش ها : این پژوهش با روش توصیفی از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه معلمان مدارس ابتدایی ناحیه یک شهر کرمانشاه می شود که تعداد آن ها 906 نفر است؛ از این تعداد، 479 نفر معلمان مرد و 427 نفر معلمان زن می باشند. برای تعیین نمونه، روش نمونه گیری تصادفی ساده به کار برده شد که طبق جدول مورگان 270 نفر (91 نفر مرد و 179 نفر زن) به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از سه پرسش نامه سبک رهبری پدرانه چنگ و همکاران (2000)، پرسش نامه بهزیستی عاطفی ون کاتویک و همکاران (2000) و پرسش نامه توسعه حرفه ای معلمان نیوجرسی (2014) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از آمار استنباطی، آزمون t تک نمونه ای، ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون چندگانه صورت گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که در سبک رهبری پدرانه، مؤلفه های رهبری خیرخواهانه و اخلاق مدارانه با بهزیستی عاطفی و توسعه حرفه ای معلمان ارتباط مثبت و معناداری دارد. همچنین، تحلیل رگرسیون نشان داد که رهبری اخلاق مدارانه توان پیش بینی بهزیستی عاطفی معلمان را دارد. علاوه بر این، رهبری اخلاق مدارانه و رهبری قدرت طلبانه می توانند توسعه حرفه ای معلمان را پیش بینی کنند .نتیجه گیری: این پژوهش بر تأثیر سبک رهبری پدرانه در ارتقای بهزیستی عاطفی و توسعه حرفه ای معلمان تأکید دارد. نتایج نشان می دهد که سبک رهبری پدارانه با ایجاد محیطی سازنده و حمایتگر، معلمان را برای ایفای مؤثرتر نقش تعلیم و تربیت آماده می کند. پیشنهاد می شود مدیران با بهره گیری از اصول رهبری پدرانه شرایطی فراهم کنند که توسعه پایدار و کیفیت مطلوب نظام آموزشی تحقق یابد.
طراحی واحد یادگیری در درس آموزش زبان عربی با تمرکز بر نظریه ی پیوندگرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ورود به هزاره ی سوم، هدف آموزش از یاددهی به یادگیری تغییر نموده، به گونه ای که بر اساس نظریه ی پیوندگرایی این دانش آموز است که همه یا بخشی از دانش خود را می سازد. بر همین اساس، هدف از پژوهش حاضر که به شیوه ی مرور روایتی انجام گرفت؛ طراحی محتوای یادگیری در درس زبان عربی بر اساس اصول پیوندگرایی بوده است. امروزه محتوا و استانداردهای تولید شده بر اساس دیدگاه های سنتی همچون رفتارگرایی دیگر برای هزاره ی سوم کارآمد نیستند. بلکه فرد باید از طریق ویژگی هایی همچون تنوع بخشی به تجارب یادگیری، روزآمد بودن و اتصال به شبکه های در حال شکل گیری دانش به مدیریت دانش در دسترس بپردازد تا از این طریق قادر باشد به یادگیری استانداردهای ویژه ی عصر دیجیتال بپردازد. توجه به تنوع در تولید محتوا، شناسایی منابع، گره ها و شبکه های انسانی و غیر انسانی مرتبط با یادگیری، روزآمد بودن و یادگیری مادام العمر، دانش پیوندی و یادگیری شبکه ای، نقش تسهیل کننده ی معلم و ماهیت پویای فراگیر از جمله مواردی بوده اند که در طراحی واحد یادگیری زبان عربی بر اساس نظریه ی پیوندگرایی مورد تأکید است. به نظر استفاده از اصول و آموزه های دیدگاه پیوندگرایی در طراحی محتوای درس زبان عربی بتواند پاسخ مناسب تری به استانداردهای ویژه ی مورد نیاز فراگیران در هزاره ی سوم باشد. از این رو پژوهش حاضر استفاده از آموزه های پیوندگرایی در تولید محتوای زبان عربی را در مقطع متوسطه پیشنهاد می کند.
نقدی بر آرا صادره در خصوص ورشکستگی اشخاص حقیقی در آرا صادره از دادگاه حقوقی شهرستان (الف)
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
54 - 69
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: ورشکستگی به عنوان یکی از مباحث اساسی حقوق تجارت ایران، نقش مهمی در تضمین عدالت اقتصادی، حمایت از حقوق طلبکاران، و بازگرداندن تعادل در روابط تجاری دارد. هدف ، نقد و تحلیل آرای صادره درباره ی ورشکستگی اشخاص حقیقی در دادگاه های حقوقی شهرستان (الف) و شناسایی خلأها و نارسایی های حقوقی و اجرایی موجود است. روش شناسی پژوهش: . پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی و با استفاده از مطالعه کتابخانه ای و بررسی میدانی آرای قضایی انجام شده است. داده ها از طریق جمع آوری آرای محاکم، بررسی قوانین مرتبط به ویژه مواد ۴۱۲، ۴۱۳، ۴۱۶، ۴۱۸، ۴۲۴، ۴۲۶، ۴۳۰ و ۴۳۹ قانون تجارت، و تحلیل محتوایی آراء و گزارش های کارشناسی استخراج و تحلیل گردیده اند. یافته ها: نشان می دهد که مهم ترین چالش در رسیدگی به پرونده های ورشکستگی اشخاص حقیقی، ناهماهنگی در احراز تاجر بودن و فقدان معیارهای عینی برای تعیین تاریخ توقف از پرداخت دیون است. در بسیاری از موارد، دادگاه ها بیش از حد به وجود پروانه کسب یا دفاتر تجاری رسمی تکیه کرده و از بررسی واقعی فعالیت تجاری غفلت نموده اند. همچنین، تمایز ناکافی میان ورشکستگی به تقصیر و به تقلب، فقدان گزارش های حسابرسی معتبر، و عملکرد ضعیف یا انتخاب نادرست مدیر تصفیه، منجر به اطاله دادرسی و تضییع حقوق اصحاب دعوی شده است. از دیگر چالش ها می توان به تفسیر نادرست مفهوم تأمین خواسته، تقسیم ناعادلانه اموال بین طلبکاران، و نبود رویه واحد در اعاده اعتبار تاجر ورشکسته اشاره کرد. بررسی آراء حاکی از آن است که ضعف در نظارت قضایی و فقدان بانک اطلاعاتی جامع از آرای ورشکستگی، موجب تشتت در تصمیمات محاکم شده و در نتیجه، اعتماد عمومی به کارآمدی نظام حقوقی کاهش یافته است. نتیجه گیری: هرچند قانون تجارت ایران چارچوب نسبتاً روشنی برای رسیدگی به ورشکستگی اشخاص حقیقی پیش بینی کرده است، اما نارسایی در اجرای دقیق مواد قانونی و ضعف رویه قضایی، مانع تحقق عدالت اقتصادی و حقوقی شده است.
شایستگی های مورد نیاز معلمان ریاضی کارآمد: از دیدگاه دانشجو-معلمان رشته آموزش ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت یادگیری درس ریاضی و توسعه تفکر ریاضیاتی در دانش آموزان دوره متوسطه، نقش معلم ریاضی به عنوان یک عامل کلیدی در این فرآیند غیرقابل انکار است. هدف این تحقیق، شناسایی شایستگی های عمومی، تخصصی و حرفه ای مورد نیاز معلمان ریاضی کارآمد دوره متوسطه از دیدگاه دانشجو-معلمان رشته آموزش ریاضی است. این پژوهش به شیوه پژوهش کیفی، به روش پدیدارشناسی با جامعه پژوهشی دانشجو-معلمان سال آخر رشته آموزش ریاضی دانشگاه فرهنگیان شهر تبریز در سال تحصیلی 1403-1402 است. نمونه ها به صورت هدفمند انتخاب گردیدند و حجم آن با توجه به ماهیت پژوهش کیفی تا اشباع داده ها (31 نفر) ادامه یافت. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختارمند گرد آوری گردید و با استفاده از روش پیشنهادی اسمیت (1995) تجزیه و تحلیل شد. برای ارزیابی اعتبار داده های پژوهش، از روش های برقراری ارتباط مناسب و جلب اعتماد، بازبینی مداوم داده ها، بررسی کفایت داده ها، مرور مضامین با مشارکت کنندگان و بررسی همکار استفاده گردید. چهار مضمون اصلی شامل تخصص ها و مهارت های علمی، مهارت های تدریس و یادگیری، توانمندی های اجتماعی و ارتباطی، و ویژگی های رفتاری و شخصیتی استخراج شد. مضامین فرعی این پژوهش نشان دهنده اهمیت تسلط به دانش تخصصی و به روز، آشنایی با فناوری های نوین آموزشی، شناخت بدفهمی های دانش آموزان و روش های رفع آن ها، مهارت های ارتباطی قوی، توجه به تفاوت های فردی، و ایجاد فضای حمایتی و انگیزشی در تدریس است. معلمان ریاضی برای ارائه آموزش مؤثر باید ترکیبی از مهارت های علمی، ارتباطی، و شخصیتی را داشته باشند و با بهره گیری از روش های نوین و توسعه حرفه ای مداوم، فرآیند یادگیری درس ریاضی را بهبود ببخشند.
اثربخشی روش تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی بر حل مسئله، ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی و اهداف پیشرفت دانش آموزان در درس شیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر اثربخشی روش تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی بر حل مسئله، ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی و اهداف پیشرفت دانش آموزان در درس شیمی بود. روش پژوهش : طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه یازدهم تجربی دوره متوسطه دوم شهرستان چابهار در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که برای نمونه گیری در این پژوهش از بین مدارس دوره دوم متوسطه شهرستان یک مدرسه (دبیرستان دانا و توانا) به صورت تصادفی انتخاب شد که پس از اعمال ملاک های خروج، 30 نفر شرکت کننده در پژوهش به صورت تصادفی انتخاب شده و به عنوان نمونه آماری با گمارش تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه جهت گیری هدف پیشرفت الیوت و مک گرگور (2001)، مقیاس سودمندی ادراک شده تکالیف تحصیلی میلر و همکاران (2005) و پرسشنامه هپنر و پترسون(1982) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل کواریانس انجام گرفت. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد که روش تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی بر حل مسئله، ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی و اهداف پیشرفت دانش آموزان در درس شیمی تأثیر دارد (01/0≥p). در واقع روش تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی باعث افزایش حل مسئله و مؤلفه های اعتماد به حل مسئله، اعتماد به خود و کنترل شخصی، جهت گیری هدف تسلط- گرایش و عملکرد- گرایش و ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی در دانش آموزان می شود. همچنین تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی باعث کاهش اهداف تسلط- اجتناب و عملکرد- اجتناب در دانش آموزان می شود. نتیجه گیری : با توجه به تأثیر روش تدریس بایبی بر میزان متغیرهای اهداف پیشرفت، حل مسئله و ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی درس شیمی، به کارگیری این روش تدریس به معلمان در مدارس توصیه می شود.
تبیین الگوی بومی سواد رسانه ای در نظام تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران با استفاده از نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی بومی سواد رسانه ای در نظام تعلیم وتربیت جمهوری اسلامی ایران با بهره گیری از نظریه داده بنیاد بود و بدین منظور، دوازده مصاحبه نیمه ساختاریافته تخصصی با خبرگان و یک مطالعه مجزا انجام شد. تحلیل داده ها در فرایند کدگذاری باز به شناسایی 262 مفهوم انتزاعی درقالب 37 مقوله و نُه طبقه اصلی منجر شد و سپس این مقولات در فرایند کدگذاری محوری با یکدیگر ارتباط یافتند. درنهایت، پنج قضیه درنتیجه کدگذاری انتخابی به دست آمد. یافته ها نشان می دهد «الزامات ، عوامل و منابع سواد رسانه ای» ازطریق راهبردهای تعاملی، پژوهشی و آموزشی از عوامل اصلی راهبری سواد رسانه ای هستند و مهم ترین عوامل بسترساز در این حوزه عبارت اند از: «رشد گفتمان های زمینه ای»، «ایجاد فرهنگ نقادی»، «تقویت روحیه یادگیری»، «ارتقای درک عموم درباره رسانه و آینده آن»، «آگاهی مسئولان از اهمیت سواد رسانه ای»، «زیرساخت های نرم و سخت سواد رسانه ای» و «آشتی فضای نخبگانی با فضای عمومی»؛ همچنین «بازگشت نهادهای تربیتی به جایگاه اصلی شان»، «بهبود اخلاق عمومی در فضای رسانه ای» و «پیشرفت تمدنی» در پیامدهای جمعی و «شکل گیری هویت سالم رسانه ای»، «مدیریت مصرف رسانه»، «بهبود سبک زندگی»، «مولّدمحوری و تولید محتوای رسانه ای» در پیامدهای فردی، مهم ترین خروجی های موردانتظار «راهبری سواد رسانه ای» هستند.
بررسی دیدگاه انسان شناسی ابن مسکویه و دلالت های آن در تعلیم و تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۰
161 - 192
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تبیین انسان شناسی (بررسی ماهیت و نسبت ابعاد بدنی، فردی و اجتماعی) ابن مسکویه و ارائه چشم اندازی از مؤلفه های نظام آموزشی متناسب با آن است. به منظور تحقق این هدف از روش تحلیلی- استنتاجی استفاده شده است. یافته های پژوهش به این شرح است: مبانی شامل: وجود ویژگی های عمومی و مراحل رشد؛ تأثیرگذاری طبیعت و ذات بر کمال انسان؛ وجود اراده و تأثیر آن بر کمال انسان؛ وجود رابطه زیربنایی و روبنایی نفس و بدن؛ تأثیر محبت و خیر عمومی بر شکوفایی فرد و جامعه ؛ وجود طبیعت متفاوت و تأثیر آن بر انسجام اجتماعی؛ تأثیر عادت بر شکل گیری خلق وخو. اصول تربیتی نیز به ترتیب شامل: اصل آموزش تدریجی و هدفمند، آموزش سهل گیرانه، مسئولیت دهی همراه با انگیزه، تربیت بدن، آموزش تعاون و فرهنگ تعاون، استفاده از تساهل به مثابه تکنیک، نقش مکملی عادت و مبتنی بودن عادت بر اندیشه. به منظور تحقق مبانی و اصول فوق هدف غایی آموزش خیر مطلق و تقرب به خدا و اهداف واسطه ای شامل رشد تمام ساحات، درک و پذیرش قانونمندی در راستای ایجاد امید به تغییر و ساختن استنتاج شده اند. محتوا، روش تدریس و ارزشیابی در سه سطح شامل سطح عمومی، سطح وسع و سطح متعالی در نظر گرفته شده اند؛ سطوحی که منتج از مبانی و اصول اند. سطح اول باتوجه به ویژگی های عمومی انسان ها، سطح دوم باتوجه به وسع و همچنین علایق متفاوت افراد و سطح سوم باتوجه به ضرورت اندیشه ورزی، تعامل نفس و بدن و کمال منش اجتماعی مبتنی بر محبت و تساهل شکل گرفته است. نتایج این پژوهش تأکید بر هم گرایی سه بُعد بدنی، فردی و اجتماعی دارد. هم گرایی به غیر فروکاهش گرایی در آموزش توجه دارد. برای مثال، نبود فروکاهش در رابطه نفس و بدن و هم گرایی عرصه عمومی و خاص، اراده و کوشش، اندیشه و عادت، تعاون و فردیت و در نهایت تساهل و تعالی.
Investigating the mediating role of academic self-handicapping in the relationship between academic maladjustment and academic procrastination among students
حوزههای تخصصی:
The aim of the present study was to investigate the effect of academic maladjustment on academic procrastination with the mediating role of academic self-handicapping of students of Islamic Azad University of Khash. A descriptive research method of correlation type (structural equation model) was carried out. The statistical population of the study was all students of Islamic Azad University of Khash through simple random sampling method. To collect data, the questionnaires of academic self-handicapping by Jones and Rodlet (1982), academic maladjustment by Hamili, Ahmadi, Mousavi and Ghafourian (2015), and academic procrastination by Solomon and Rothblom (1984) were used. The content validity of the questionnaire was confirmed. The reliability of the questionnaires was estimated based on Cronbach's alpha coefficient as 0.91, 0.97 and 0.89, respectively. The data obtained from the questionnaires were analyzed at two levels of descriptive and inferential statistics including Pearson's correlation coefficient test and structural equation model through SPSS23 and LISREL8.8 software. The findings showed that academic maladjustment has a positive and significant effect on students' academic procrastination, both directly and indirectly through the mediation of academic self-disempowerment. To reduce academic procrastination, it is necessary to plan on factors that strengthen academic adjustment and academic self-disempowerment of students.
واکاوی مشارکت دانش آموزان در فرایند تدریس و نمود"خود ایده آل": (با تأکید بر تولید محتوای الکترونیک)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۶۱
۲۳۶-۲۱۷
حوزههای تخصصی:
امروزه همزمان با گسترش دنیای فناوری و اطلاعات، جریان نوآوری در روشهای یاددهی-یادگیری بهبود یافته است. فراگیران با بهره گیری از این فضا، در پی همراهی و نقش آفرینی هرچه بیشتر به منظور ارائه قابلیتها و شایستگیهای خود هستند. پژوهش حاضر به منظور رسیدن به درکی عمیق از فرصتهای مشارکت دانش آموزان در فرایند تدریس با بهره گیری از تولید محتوای الکترونیک به کوشش آنها انجام شده است. این پژوهش به صورت کیفی و با تأکید بر رویکرد پدیدارشناسی(روش کولایزی) انجام شده است. به منظور گردآوری داده ها با 20 تن از دانش آموزان دوره دوم متوسطه (دختر و پسر) شهر کرمانشاه مصاحبه نیمه ساختار یافته صورت گرفته است. مصاحبه کنندگان با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و فرایند انتخاب مصاحبه شوندگان تا اشباع یافته ها تداوم یافت. داده های پژوهش با نرم افزار Maxqda تحلیل شدند. بر این اساس تجربه دانش آموزان از مفهوم مشارکت در فرایند آموزش، در دو طبقه نمود خود ایده ئال در بعد فردی (با خرده مضامین توانمندی خود در تولید محتوا، ارائه خود کاوشگر، بروز جلوه های خودراهبری، رشد خودباوری، نمایش خودارزیابی مستمر) و بعد جمعی (با خرده مضامین محک زدن خود در مسیر شغلی مشخص، نمود خود مورد پذیرش، نمایش تصویر مطلوب از خود، شکوفایی خود اثربخش و ارائه خود الگوساز) تقسیم بندی شدند. بر اساس نتایج، مداخله فعال فراگیران در جریان تدریس، علاوه بر ارتقای سطح یادگیری، سبب فراهم شدن فرصتهای مؤثر در به تصویر کشیدن ظرفیتهای نهفته وجودی آنان در ابعاد مختلف می شود.
آموزه های آیات و احادیث در قطعات انوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: سابقه بهره گیری سخنوران پارسی از قرآن و حدیث به نیمه قرن سوم هجری می رسد. دوره ای که شعر در خدمت تبلیغ دینی قرار می گیرد و بستری برای ترویج اخلاق و اندکی بعد جلوه گاه عرفان و تصوف می شود. در این دوره استفاده از قرآن و حدیث به عنوان خاستگاه این مفاهیم در شعر و ادب پارسی گسترش می یابد. انوری در سده ششم هجری می زیست و در آثارش علاوه بر علوم متداول زمان خود از آیات و احادیث و قصص و تمثیلات استفاده می کرد.در این پژوهش کوشیده ایم، شیوه ها و شگردهای انوری را در استفاده ازآموزه های قرآن و حدیث در قطعاتش نشان دهیم .روش ها:داده های این پژوهش با شیوه کتابخانه ای به دست آمده و با روش کیفی توصیف شده است.یافته ها: در این بررسی این نتیجه حاصل شد که انوری در بهره گیری از آیات و احادیث اولاً اعتدال دارد، ثانیاً از آیات واحادیث هم برای تقویت مفاهیم و هم برای مزین کردن سخن خود استفاده کرده است. نتیجه گیری: با وجود اشراف انوری بر علوم قرآن وحدیث بهره مندی او از آیات قرآن کریم در قطعاتش بیش از احادیث است. اقتباس بیشترین نمود وتضمین کمترین نمود را در قطعات وی دارد.همچنین انوری با استفاده از آموزه های قرآن وحدیث علاوه بر تشبیه و توصیف ممدوح، نابسامانی های جامعه را در قالب طنز به تصویر کشیده است. آفرینش مضامین نو وخیال انگیز از لابه لای آیات و احادیث نیز در خور تأمل است.
بررسی نقش هوش مصنوعی در پیش بینی روندهای آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
191 - 210
حوزههای تخصصی:
هدف: اقدامات آموزشی و آکادمیک در زمان های اخیر در معرض پیشرفت های فن آوری مهم و گسترده ای قرار گرفته اند که مداخله اخیر هوش مصنوعی بهترین نمونه آن است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هوش مصنوعی در پیش بینی روندهای آموزشی انجام شده است. روش شناسی: روش پژوهش حاضر از نوع مطالعات کیفی و با استفاده از راهب رد پدیدارشناس ی بود. در این پژوهش پدیده محوری، اساتید و کارشناسان در حوزه هوشمندسازی مدارس بود. جامعه آماری در این پژوهش کارشناسان هوش مصنوعی و استادان دانشگاه استان خوزستان بود که با تعداد 15 نفر به اشباع نظری رسید. در این پژوهش نمونه گیری به صورت هدفمند، گلوله برفی و غیراحتمالی بود. ابزار این پژوهش جهت جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته و از نظر جمع آوری اطلاعات تک مقطعی بود. بدین صورت که سؤالاتی در جهت هدف پژوهش طراحی و از شرکت کنندگان پرسیده شد. برای تأمین روایی و پایایی مطالعه از روش ارزیابی لینکن و گوبا استفاده گردید. تحلیل داده با روش کلایزی انجام شد. یافته ها: در تحلیل یافته ها 85 کد شناسایی شد که با ادغام موارد مشابه و حذف موارد تکراری 33 معنی فرموله شده به دست آمد. عبارت های استخراج شده به چهار خوشه تقسیم شدند. به این ترتیب که محقق عبارت های استخراج شده با ماهیت موضوعی مشابه را شناسایی کرده و آنها را در درون یک خوشه قرار داد. این خوشه ها عبارتند از: توسعه ارزش های فرهنگی، ساختاردهی جدید به نظام ارتباطی انسان ها، اثربخشی تصمیمات و اقدامات انسانی و بهبود کیفیت یادگیری. نتیجه گیری و پیشنهادها: هوش مصنوعی در راه تکامل خود سرعت بسیاری دارد و هیچ روش مقابله ای با آن به جز همسو شدن وجود ندارد. یک پروژه فرهنگی موفق مبتنی بر هوش مصنوعی بیانگر آن است که چگونه هوش مصنوعی می تواند با فرهنگ تلاقی کرده و خلاقیت را تقویت کند و مرزهای همکاری فرهنگی را پیش ببرد. برای این منظور نیاز است که بین هوش مصنوعی و روش های سنتی تعامل به وجود آید. بنابراین، به کارگیری هوش مصنوعی در حوزه آموزش و فرهنگ عمومی مستلزم سرمایه گذاری قابل توجه در زیرساخت ها، تجهیزات و طراحان و صاحبان فناوری بسیار ماهر است. تحقیق و توسعه در این حوزه ادامه دارد و پیشرفت های نوین در برنامه ریزی و الگوریتم های بهینه سازی خودکار می تواند امکانات بیشتری را فراهم کند. نوآوری و اصالت : به درک وضعیت فعلی و چشم اندازهای در حال تحول آن در جهت تغییرات هوش مصنوعی در روندهای آموزش کمک می کند.
واکاوی چالش های موجود و پیش روی دانشجومعلمان رشته آموزش دانش آموزان با نیازهای ویژه؛ مطالعه پدیدارشناسانه
منبع:
تجارب معلمی و مطالعات کارورزی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳
19 - 33
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: برنامه درسی نقش مهمی در بهبود شرایط آموزشی موجود و دستیابی به وضعیت مطلوب دارد. بنابراین، هدف پژوهش حاضر تحلیل پدیدارشناسانه چالش های موجود و پیش روی دانشجومعلمان رشته آموزش دانش آموزان با نیازهای ویژه بود. روش ها : این پژوهش با استفاده از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شد. جامعه پژوهش حاضر شامل دانشجومعلمان رشته آموزش دانش آموزان با نیازهای ویژه می شد که 84 نفر بودند. نمونه پژوهش با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه کیفی نیمه ساختاریافته استفاده شد و داده ها بعد از مصاحبه با 13 نفر به اشباع رسید. جهت تحلیل داده ها از روش کلایزی استفاده شد. یافته ها: تحلیل داده ها منجر به شناسایی ده مقوله اصلی اصلاح نگرش ها، توسعه دانش محتوایی و تخصصی، آشنایی با سرآمدان علمی و پژوهشی، تجهیزات آموزشی، کاربینی و کارورزی، کنترل هیجانات و عواطف، آشنایی با ابزارهای آموزشی، تعامل با خانواده ها، توجه به تفاوت های فردی و تعامل بین رشته ای شد. علاوه بر این، بیست و یک زیرمقوله برای این مقوله های اصلی استخراج شد که نقش تعیین کننده ای در کیفیت آموزش دارند. نتیجه گیری: شرایطی که امکان دستیابی به حداکثر شایستگی های لازم برای دانشجومعلمان رشته آموزش دانش آموزان با نیازهای ویژه را فراهم کند، از اولویت های برنامه درسی این رشته است. پیشنهادهای برگرفته از این مطالعه بر اهمیت بازنگری برنامه درسی و توجه به چالش های موجود به منظور غنی سازی برنامه درسی رشته آموزش دانش آموزان با نیازهای ویژه تاکید ویژه ای دارد.