فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
23 - 34
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف این تحقیق، بررسی سکوت سازمانی در محیط های آموزشی می باشد. روش شناسی پژوهش: روش این تحقیق توصیفی از نوع کتابخانه ای بود. با استفاده از دیتابیس های داخلی و خارجی، تحقیقات و مطالعاتی که در زمینه مورد مطالعه بود جستجو و مطالعه گردید. داده ها دسته بندی و کدگزاری گردید و نتایج در جداول محقق ساخته ثبت گردید. یافته ها: هدف اصلی مدرسه ایجاد و بهبود مستمر فرآیند یاددهی و یادگیری است . در این میان معلم ان مدرسه نقشی اساسی در رسیدن به این هدف و تحقق اثربخشی مدارس دارند لذا باید به رشد و افزایش خودآگاهی آنها در کنار دیگر عوامل توجهی خاص داشت . در ص ورتی ک ه ب ا توج ه ب ه وضعیت موجود، مشاهده برخی رفتارها در بین معلمان به عنوان س رمایه های اجتم اعی جامع ه مدرسه ، به عنوان مانع در نظر گرفته می شوند یکی از این رفتارها، پدیده سکوت سازمانی معلمان در محیط آموزشی است که می تواند مبتنی بر دلایل مختلف باشد. اگرقص د ب راین اس ت ک ه عملک رد شغلی دبیران توسعه یابد، ضروری است عوامل مؤثر برپیدایش سکوت معلمان شناسایی و رفع گ ردد. لذا با توجه به نقش غیر قابل انکار و مخرب سکوت سازمانی درمباحث مهمی چ ون تغیی ر و توس عه ، سلامت سازمان، انگیزش کارکنان و شیوع آن در سازمانهای امروزی پرداختن به چنین موض وعاتی بصورت حرفه ای ضروری به نظر می رسد. نتیجه گیری: سکوت سازمانی معلمان مانعی جدی برای بهبود عملکرد شغلی، توسعه آموزشی و سلامت سازمانی است. شناسایی و رفع عوامل مؤثر بر این پدیده برای تحقق اهداف مدرسه امری ضروری و حرفه ای تلقی می شود.
چالشهای آموزش خط بریل در آسیب دیدگان بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۹۶)
125 - 137
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل چالش های آموزش خط بریل در دانش آموزان با آسیب بینایی انجام شد. روش: پژوهش حسب مفهوم و ماهیت، آمیخته بوده و از روش توصیفی بهره گرفته است. حوزه مورد مطالعه تمامی معلمان دوره ابتدایی مدارس استثنایی گروه نابینا استان چهارمحال و بختیاری در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. مشارکت کنندگان با روش هدفمند گزینش و مورد مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. مصاحبه تا اشباع نظری داده ها با 19 نفر از معلمان انجام گرفت. به منظور تایید صحت و اعتماد پذیری داده های پژوهش، داده ها حین جمع آوری، تحلیل و در صورت نیاز مورد بازنگری و تکمیل مشارکت کنندگان قرار گرفت. تحلیل داده ها به کمک روش تحلیل مضمون انجام شد. یافته ها: حاصل تحلیل داده ها، استخراج چالش های پنج گانه فردی، خانوادگی، آموزشی، تکنولوژیک و فرهنگی- اجتماعی و ارائه راهکارهایی مبتنی بر چالش های شناسایی شده بود. نتیجه گیری: نتایج بیانگر آن بود که به منظور رفع چالشهای فراگیری خط بریل باید اقدامات چندگانه ای در حوزه آموزش فرد، خانواده و اجتماع، تقویت ارتباط مداوم و نزدیک بین مدرسه و خانواده، حمایت مادی و مالی خانواده ها و مدارس، اصلاح روشها و برنامه های آموزشی به کمک تکنولوژی های نوین صورت گیرد تا پیامدهای مطلوب حاصل شود.
طراحی و ارزیابی هستی شناسی مشاغل مرتبط با کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
251 - 263
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی و ارزیابی یک هستی شناسی جامع برای مشاغل مرتبط با کودکان انجام شد. با توجه به نقش حیاتی این حوزه در توسعه مهارت های شناختی، هیجانی و اجتماعی کودکان، نیاز به چارچوبی استاندارد برای شناسایی و تحلیل این مشاغل احساس می شد. این پژوهش تلاش دارد تا با بررسی بازار کار و تحلیل نیازهای مهارتی، مدلی جامع برای دسته بندی مشاغل، مهارت ها و سرفصل های آموزشی مرتبط با کودکان ارائه دهد. روش: این پژوهش از روش تحلیل محتوا و ارزیابی خبرگان بهره برده است. داده های مورد نیاز از تحلیل آگهی های شغلی در پلتفرم های کاریابی و بررسی قوانین و مقررات استخدامی گردآوری شد. سپس، یک پنل خبرگی شامل پنج متخصص در حوزه های علوم تربیتی، روانشناسی کودک، آموزش و بازار کار تشکیل شد تا صحت و دقت داده های استخراج شده را ارزیابی کند. برای تحلیل داده ها از روش های آماری شامل میانگین، انحراف معیار و ضریب توافق کندال استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که ۱۹ شغل کلیدی در حوزه کودکان شناسایی شدند که مهارت های مورد نیاز آن ها در ۹ دسته اصلی طبقه بندی شدند. بررسی نظر خبرگان نشان داد که مهارت های بازی سازی و تحلیل رفتار کودک بالاترین میزان توافق را داشته اند، در حالی که مهارت مدیریت کلاس با کمترین میزان توافق مواجه بوده است. در حوزه سرفصل های آموزشی، مدیریت هیجانات کودکان و طراحی بازی های آموزشی بالاترین تأیید را دریافت کردند، در حالی که نظریه های روانشناسی کودک کمترین میزان پذیرش را داشتند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش بر اهمیت طراحی استانداردهای مشخص برای مشاغل مرتبط با کودکان تأکید دارند. به روزرسانی مستمر مدل های هستی شناسی مشاغل، توسعه دوره های آموزشی تخصصی و تدوین استانداردهای آموزشی برای مهارت های کلیدی از جمله پیشنهادات این پژوهش است. نتایج این تحقیق می تواند مبنای تصمیم گیری برای سیاست گذاران آموزشی و کارفرمایان در حوزه کودک باشد تا مسیرهای شغلی را به طور شفاف تر تعریف کرده و نیازهای مهارتی را بهینه سازی کنند.
مفهوم پردازی، فرایند و پیامد رقابت از منظر آموزگاران دوره ابتدایی: مطالعه ای پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۵
183 - 124
حوزههای تخصصی:
در جوامع امروز، رقابت نه به عنوان وسیله بلکه به عنوان هدف در تعلیم و تربیت مطرح می شود که می تواند مشکل ساز باشد. این فرایند به دلیل عدم تعریف اصولی رقابت در جامعه هست. از این رو، هدف پژوهش حاضر، پدیدارشناسی مفهوم رقابت، فرایند (دلایل و روش های) ایجاد رقابت و پیامدهای رقابت است. رویکرد پژوهش کیفی و روش آن، پدیدارشناسی از نوع توصیفی است. میدان پژوهش آموزگاران استان مازندران بود. نمونه پژوهش 17 نفر (3 نفر مرد و 14 نفر زن) بودند که به روش نمونه گیری هدفمند از نوع ملاکی انتخاب گردیدند. پس از مصاحبه ی نیمه عمیق با 14 نفر، اشباع نظری داده ها به دست آمد، اما برای اعتباربخشی به یافته ها، مصاحبه ها تا هفدهمین نفر ادامه یافت. تحلیل داده ها با استفاده از راهبرد هفت مرحله ای کلایزی و نرم افزار 2020 MAXQDA صورت پذیرفت. همچنین به منظور اطمینان پذیری از معیارهای گوبا و لینکلن استفاده گردید. در بخش یافته ها، نه مضمون اصلی و 34 زیرمضمون به دست آمد. از جمله مضامین مهم می توان به رقابت مثبت، رقابت آمیخته، فرایند ایجاد رقابت در مدرسه، پیامدهای اجتماعی رقابت و پیامدهای فردی رقابت اشاره کرد. در مجموع، نتایج پژوهش حاضر همسو با پژوهش های مرتبط بود. این نتایج نشان دادند که رقابت در ذات خود یک پدیده ای خنثی است و وقتی تحت تاثیر افکار و نگرش آدمیان قرار می گیرد، با توجه به پیامدهایی که دارد به رقابت مثبت و منفی تبدیل می شود. از این رو توجه به فرایند (دلایل و روش های) ایجاد رقابت مثبت و منفی بسیار مهم و ضروری است.
مدل سازی تأثیر رهبری آموزشی بر خودرهبری معلمان با میانجی گری توسعه حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
152 - 170
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مدل سازی تاثیر رهبری آموزشی از طریق توسعه حرفه ای بر خودرهبری معلمان به شیوه کمی انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری می باشد و جامعه آماری آن را کلیه معلمان مدارس دخترانه و پسرانهِ دولتی و غیردولتی دوره ابتدایی شهر تالش به تعداد 763 نفر تشکیل دادند که بر مبنای جدول مورگان، نمونه ای به حجم 257 نفر به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شد. جهت گردآوری داده ها از سه پرسشنامه استاندارد، رهبری آموزشی Hallinger & Wang (2015)، توسعه حرفه ای Godali (2016) و خودرهبری Houghton & Neck (2002) استفاده گردید که پایایی آن ها با استفاده از روش الفای کرونباخ به ترتیب 85/0، 87/0 و 91/0 محاسبه گردید و روایی پرسشنامه ها از طریق تحلیل عاملی تاییدی تعیین گردید. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزارهای Spss و Lisrel انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل علّی مفروض از برازش مناسبی برخودار بوده و قابل تعمیم به جامعه پژوهش است. اثر مستقیم رهبری آموزشی بر خودرهبری معلمان (58/0) و بر توسعه حرفه ای (93/0) مثبت و معنادار است. همچنین اثر مستقیم توسعه حرفه ای بر راهبردهای خودرهبری معلمان (53/0) مثبت و معنادار است. اثر غیرمستقیم رهبری آموزشی با میانجی گری توسعه حرفه ای بر خودرهبری معلمان (49/0) مثبت و معنادار است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که رهبری آموزشی به همراه نقش میانجی توسعه حرفه ای، دارای نقش موثری در خودرهبری معلمان می باشد. لذا مدیران می توانند با استفاده از رهبری آموزشی مناسب و توسعه حرفه ای، معلمان را به سمت خودرهبری سوق دهند.
طراحی محیط یادگیری دیجیتال خلاق با استفاده از هوش مصنوعی و تاثیر آن بر شایستگی دیجیتال معلمان دوره ابتدایی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
171 - 189
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : در عصر تحولات دیجیتال، ارتقای شایستگی های دیجیتال معلمان به عنوان یکی از ضرورت های آموزش نوین مطرح است. محیط های یادگیری خلاق با بهره گیری از فناوری و هوش مصنوعی، بستری مناسب برای پرورش این شایستگی ها فراهم می سازند. ادغام خلاقیت آموزشی با ابزارهای هوشمند، راهکاری مؤثر برای توسعه حرفه ای معلمان به شمار می رود. هدف پژوهش حاضر، طراحی و بررسی اثربخشی یک محیط یادگیری دیجیتال خلاق مبتنی بر هوش مصنوعی بر ارتقای شایستگی های دیجیتال معلمان ابتدایی شهر تهران است. روش شناسی پژوهش : پژوهش از نوع کاربردی و با روش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل معلمان ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ بود و نمونه شامل ۳۰ نفر به روش در دسترس انتخاب شد و 15 نفر به روش تصادفی در هریک از گروه های کنترل و آزمایش قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه استاندارد شایستگی دیجیتال معلمان اتحادیه اروپا بود. مداخله شامل طراحی و اجرای یک دوره آموزشی ۱۰ جلسه ای در محیط پلتفرم Nearpod با بهره گیری از ابزارها و روش های تعاملی و خلاقانه دیجیتال و پشتیبانی هوش مصنوعی بود. یافته ها : یافته ها نشان داد استفاده از محیط یادگیری طراحی شده، به طور معناداری موجب ارتقای کلی شایستگی دیجیتال معلمان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد. تحلیل های آماری مؤید اثر مثبت مداخله بر پنج مؤلفه از شش مؤلفه شایستگی دیجیتال بود؛ اما تفاوت در مؤلفه «تسهیل شایستگی دیجیتال فراگیران» معنادار نبود. بحث و نتیجه گیری: نتیجه این پژوهش بیان می کند که محیط های یادگیری دیجیتال خلاق، اگر به درستی طراحی و اجرا شوند، می توانند نقش مؤثری در توانمندسازی فناورانه و حرفه ای معلمان ایفا کنند. استفاده هوشمندانه از فناوری و هوش مصنوعی می تواند به افزایش خلاقیت، خودکارآمدی و کیفیت آموزش در عصر دیجیتال منجر شود.
رتبه بندی مؤلفه های تفکر تأملی دانشجو معلمان رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان با روش تاپسیس فازی
حوزههای تخصصی:
تفکر تأملی می تواند بخش اساسی تربیت معلمان و برنامه های آموزشی آن ها باشد. تفکر تأملی جزء تفکرات سطح بالا در یاددهی- یادگیری ریاضی است. به نظر می رسد معلمان آموزش های کافی برای ارتقای توانمندی خود در جهت اجرای تفکر تأملی ندیده اند و نیاز است تا ارزیابی دقیقی از وضعیت اجرای تفکر تأملی در میان معلمان انجام می گیرد. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی بود. جامعه آماری 104 دانشجو معلم دختر سال آخر رشته آموزش ابتدایی دریکی از پردیس های دانشگاه فرهنگیان شهر تهران بودند. بر اساس جدول مورگان، 82 دانشجو معلم به عنوان نمونه انتخاب شدند. ملاک ورودی، معدل بالا در یک سال گذشته و انگیزه لازم جهت انجام فعالیت در بررسی محتوای کتاب ریاضی دوره ابتدایی بود. صفحاتی از کتب ریاضی دوره ابتدایی انتخاب شدند و بر اساس چند شاخص، هر نوع نقد و ایده ای را ابراز کنند. در یک نوبت از آن ها خواسته شد تا به پرسشنامه تفکر تأملی کمبر و همکاران پاسخ دهند. نتایج نهایی تاپسیس فازی و کیفی نشان داد که در بین چهار عامل مربوط به تفکر تأملی؛ درک و فهم بالاترین رتبه و تأمل انتقادی پایین ترین رتبه را داشت. دانشجو معلمان از سطح درک و فهم و سپس رفتار عادتمند برخوردار هستند و توانایی کافی درزمینه تفکر تأملی و انتقادی ندارند.
اهمیت آموزش نجوم در مدارس: یک مطالعه مروری نظام مند با تحلیل موردی
حوزههای تخصصی:
نجوم، به عنوان یکی از قدیمی ترین علوم، دریچه ای میان رشته ای برای درک جهان طبیعی فراهم می کند و با تحریک کنجکاوی، نقش محوری درکاوش علمی ایفا می نماید. با این وجود، علیرغم فواید شناختی و آموزشی اثبات شده، جایگاه آن در بسیاری از نظام های آموزشی رسمی، چندان پررنگ نیست. این مقاله با هدف بررسی اهمیت، مزایا و راهبردهای اجرایی آموزش نجوم در مدارس، و با استفاده از روش مرور نظام مند مقالات و تحلیل موردی تطبیقی انجام شده است. یافته ها حاکی از آن است که کشورهای توسعه یافته با برنامه های درسی ساختاریافته، ادغام فناوری و تأکید بر پژوهش، موفق تر عمل کرده اند، در حالی که کشورهای در حال توسعه با چالش هایی چون کمبود منابع و برنامه ریزی نامنسجم مواجه هستند. نتایج این مطالعه نشان می دهد که آموزش نجوم نه تنها سواد علمی و تفکر انتقادی را تقویت می کند، بلکه دارای مزایای اجتماعی-فرهنگی عمیقی نیز می باشد. در پایان، راهبردهای عملی برای ادغام مؤثر نجوم در برنامه های درسی، با درنظرگیری بافت آموزشی ایران، ارائه شده است.
اثربخشی آموزش فعالیت های ادراکی-حرکتی بر تقویت کارکرد اجرایی و حافظه دیداری دانش آموزان دارای اختلال طیف اتیسم
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
43 - 58
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلالات طیف اتیسم بسیار فراگیر است و تمام جنبه های عملکردی کودکان را تحت تأثیر خود قرار می دهد. از این رو، هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش فعالیت های ادراکی- حرکتی بر تقویت کارکرد اجرایی و حافظه دیداری کودکان دارای اختلال طیف اتیسم بود. روش پژوهش: روش مورد استفاده در این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی کودکان 7 تا 12 سال با اختلال طیف اتیسم شهر مشهد بودند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس از بین کودکان با اختلال طیف اوتیسم 30 کودک 7-12 ساله با عملکرد متوسط انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15نفر) و کنترل (15نفر) قرار گرفتند. گروه ها از نظ ر س ن و به ره هوش ی همس ان انتخاب شدند. ابزار سنجش آزمون کانرز (2004) و آزمون حافظه دیداری کیم کاراد (1945) بود. گروه آزمایش به مدت 12 جلس ه 45 دقیق ه ای در جلسات آموزش فعالیت های ادراکی-حرکتی شرکت کردند. تجزیه و تحلیل داده ها توسط نرم افزارspss24 و با استفاده از روش های آمار توصیفی و تحلیل کواریانس انجام شد. یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل داده های پژوهش نشان داد که آموزش فعالیت های ادراکی- حرکتی بر تقویت کارکرد اجرایی و حافظه دیداری کودکان دارای اختلال طیف اتیسم اثربخش است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش می توان گفت: از جمله رویکرد آموزشی مفید در جهت تقویت کارکرد اجرایی و حافظه دیداری کودکان دارای اختلال طیف اتیسم، آموزش فعالیت های ادراکی حرکتی است.
ارزیابی نقش مسؤلین مدارس بر بهبود رفتارهای تربیتی و اخلاقی دانش آموزان در مقطع ابتدایی: چالش ها و راهکارهای مؤثر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
آموزش و پرورش متعالی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
49 - 60
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: امروزه شناخت نقش متغیرهای محیطی موثر در تربیت دانش آموزان نقش مهمی در توسعه بهره وری در آموزش دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش مسؤلین مدارس بر بهبود رفتارهای تربیتی و اخلاقی دانش آموزان مقطع ابتدایی در سال تحصیلی 1403-1402 انجام شده است. روش شناسی پژوهش: مطالعه با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل مسئولین مدارس ابتدایی شهر سرپل ذهاب بوده و نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با 40 نفر از مسئولین مدارس، شامل مدیران، معاونان، معلمان، مربیان پرورشی، مشاوران، مربیان بهداشت، مربیان تربیت بدنی و کارکنان خدماتی جمع آوری شده است. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی انجام شد. یافته های پژوهش: یافته ها در ابتدا منجر به استخراج 40 کد اولیه گردیده است. این کدها در قالب سه مضمون فراگیر (رهبری تحول گرا در محیط آموزشی؛ توسعه جامع شخصیت دانش آموزان؛ و ایجاد اکوسیستم یادگیری اخلاق محور)، و هفت مقوله اصلی و 15 مقوله فرعی دسته بندی شدند. بحث و نتیجه گیری: بر اساس نتایج مسئولین مدارس از طریق مدیریت و نظارت مؤثر، توسعه حرفه ای کارکنان، ارتباطات و همکاری گسترده، آموزش و توسعه مهارت های زندگی، فعالیت های فوق برنامه، فرهنگ سازی و هویت بخشی، و مدیریت تعارض و مشکلات، نقش مهمی در کاهش مشکلات تربیتی و اخلاقی دانش آموزان ایفا می کنند. این پژوهش پیشنهادهایی برای بهبود عملکرد مسئولین مدارس در راستای کاهش مشکلات تربیتی و اخلاقی دانش آموزان ارائه می دهد.
Investigating the tools and methods of virtual evaluation of students' learning during the outbreak of contagious disease(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Covid-19 disease taught us that virtual training and evaluation should be considered together with face-to-face education. Therefore, in this article an attempt has been made to examine the various tools and methods of virtual evaluation of students' learning during the outbreak of contagious diseases. In this research, qualitative research method and grounded theory method were used for data analysis. The research participants were selected by purposeful sampling among the professors of Payam Noor University, Razavi Khorasan province, and after selecting 18 people, saturation was reached. After collecting information by semi-structured interview method, the type and amount of tools were analyzed by entering Max QDA software. In the next step, using available sampling and an open-ended questionnaire, 6 experts in the field of virtual education were asked to state the advantages, disadvantages and solutions of each of the evaluation categories. The findings indicate that virtual evaluation includes 2 main categories; exam and non-exam and 11 subcategories; Formative exam, test , descriptive exam, unique exam, oral exam, self-evaluation, attendance and absence, class presentation, research, rewriting and assignment presentation. The sub-categories of "attendance" and "test " and "research" have the most, and the category of "self-evaluation" and "unique exam" have the least amount of use among professors. In general, the main category "non-exam" is used more than the main category "exam" in professors' evaluations.
جایگاه و نقش سر دفتران اسناد رسمی در انعقاد عقود مربوط به املاک با لحاظ قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیر منقول مصوب 1403 /03 /17
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
87 - 99
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: با تصویب قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول مصوب ۱۴۰۳/۰۳/۱۷، مسئولیت سردفتران در کنترل و صحت معاملات افزایش یافته است. هدف پژوهش حاضر، بررسی جایگاه سردفتران در اجرای این قانون و تحلیل آثار آن بر شفافیت معاملات و کاهش دعاوی ملکی است. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی–تحلیلی است و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و اسنادی انجام شده است. قوانین ثبتی، بخشنامه های سازمان ثبت اسناد و املاک کشور و دیدگاه های کارشناسان حقوقی مورد بررسی و تحلیل محتوایی قرار گرفته اند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که اجرای قانون الزام به ثبت رسمی، موجب افزایش شفافیت در معاملات ملکی، کاهش معاملات عادی و جلوگیری از دعاوی ناشی از اسناد غیررسمی شده است. سردفتران، با ایفای نقش مؤثر در احراز هویت و اهلیت طرفین، بررسی سوابق ثبتی، و رعایت الزامات قانونی، نقش بازدارنده ای در وقوع جرایمی چون جعل، فروش مال غیر و کلاهبرداری دارند. با این حال، یافته ها حاکی از وجود چالش هایی در اجرای قانون است؛ از جمله کمبود آموزش های تخصصی مستمر برای سردفتران، ضعف زیرساخت های فناورانه به ویژه در سامانه هایی مانند ثنا و سامانه ثبت الکترونیکی اسناد، و فقدان آگاهی عمومی نسبت به ضرورت ثبت رسمی معاملات. نتیجه گیری: قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول، گامی مؤثر در جهت قضازدایی و تثبیت امنیت حقوقی به شمار می آید. با این حال، رفع نارسایی های اجرایی از طریق آموزش تخصصی سردفتران، بهبود زیرساخت های فناوری، و نظارت منسجم سازمان ثبت ضروری است تا نقش سردفتران در تحقق عدالت ثبتی و پیشگیری از اختلافات ملکی بیش از پیش تقویت گردد.
بررسی نقش میانجی اخلاق تحصیلی در رابطه شایستگی ادراک شده با اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان ابتدایی شهرستان کازرون
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
100 - 118
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: در سال های اخیر، اهمال کاری تحصیلی به عنوان یکی از چالش های مهم در فرایند یادگیری دانش آموزان مطرح شده است. لذا هدف اصلی این پژوهش بررسی نقش میانجی اخلاق تحصیلی در رابطه شایستگی ادراک شده با اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان ابتدایی شهرستان کازرون بود. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان ابتدایی شهرستان کازرون بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، ۱۲۷ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل سه پرسشنامه بود: پرسشنامه اهمال کاری تحصیلی سولومون و راث بلوم (۱۹۸۴) با ۲۷ سؤال و پایایی بین 73/0 تا 91/0، پرسشنامه ادراک شایستگی هارتر (۱۹۸۲) با سنجش ابعاد شناختی، اجتماعی و جسمانی و پایایی بین 78/0 تا 79/0، و پرسشنامه اخلاق تحصیلی گل پرور (۱۳۸۹) با ۸ گویه در مقیاس لیکرت هفت درجه ای با پایایی 70/0.روایی ابزارها از طریق تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن ها با ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. داده ها نیز با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: . نتایج نشان داد که اخلاق تحصیلی رابطه شایستگی ادراک شده با اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان نقش واسطه ای ایفا می کند.بین شایستگی ادراک شده با اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان رابطه معنادای وجود دارد.بین شایستگی ادراک شده با اخلاق تحصیلی دانش آموزان رابطه معنادای وجود دارد.بین اخلاق تحصیلی با اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان رابطه معنادای وجود دارد. نتیجه گیری: اخلاق تحصیلی میان شایستگی ادراک شده و اهمال کاری تحصیلی نقش میانجی دارد؛ به طوری که افزایش شایستگی ادراک شده از طریق تقویت اخلاق تحصیلی موجب کاهش اهمال کاری می شود. بنابراین، پرورش اخلاق تحصیلی و تقویت احساس شایستگی می تواند راهکاری مؤثر برای کاهش اهمال کاری دانش آموزان باشد.
تاثیر فرهنگ خانواده بر تربیت شهروندی دانش آموزان دوره متوسطه دوم در جوامع شهری و روستایی شهر کازرون
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
119 - 149
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: تربیت شهروندی به مثابه آموزش دانشها، مهارت ها و خلقیات شهروندی جهت مشارکت موفقیت آمیز در زندگی اجتماعی از جمله اهداف و کارکردهای خانواده است. روش شناسی پژوهش: روش تحقیق در بخش کیفی روش قوم نگاری و در بخش کمی به روش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق را4323 دانش آموز دوره متوسطه دوم در جوامع شهری و روستائی شهر کازرون تشکیل دادند. حجم نمونه در بخش کمی تحقیق براساس جدول جسی مورگان شامل 200 نفر از دانش آموزان بود، که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند و در بخش کیفی نمونه ها به صورت هدفمند انتخاب شده و حجم آن با توجه به ماهیت پژوهش کیفی تا اشباع داده ها (48نفر) ادامه یافت. برای گردآوری داده ها در بخش کمی از پرسشنامه فرهنگ خانواده که بر اساس مولفه های استخراج شده در مرحله مصاحبه تهیه شده و پرسشنامه تربیت شهروندی تابش(1391) و در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کمی با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و در بخش کیفی به روش پیشنهادی اسمیت (1995) انجام شد. یافته ها: یافته های بخش کیفی نشان داد مولفه های فرهنگ خانواده در بعد تربیت شهروندی شامل 4 مضمون کلی قانون گرایی، مشارکت جویی، مسولیت پذیری و اعتماد به نفس هستند که 13 مضمون فرعی دارند و یافته های بخش کمی نشان داد که فرهنگ خانواده با تربیت شهروندی دانش آموزان دوره متوسطه دوم در جوامع شهری و روستائی شهر کازرون رابطه معناداری دار دارد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش می توان گفت تربیت شهروندی از جمله ابعاد تربیت شاخص در فرهنگ خانواده به حساب می آید. کلید واژه ها: فرهنگ خانواده، تربیت شهروندی، دانش آموزان دوره متوسطه دوم
مدل یابی اهمال کاری تحصیلی براساس انعطاف پذیری روان شناختی با نقش واسطه ای امید تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین اهداف نظام آموزش و پرورش هر کشور ارتقای سطح علمی و توان تحصیلی دانش آموزان است. برخی از دانش آموزان در فرایند تحصیل با چالش هایی روبه رو می شوند که مانع موفقیت تحصیلی آنان می شود. از چالش های اساسی که اکثر دانش آموزان و دانشجویان با آن ها مواجه هستند، اهمال کاری تحصیلی است. هدف از این پژوهش، مدل یابی روابط ساختاری اهمال کاری تحصیلی براساس انعطاف پذیری روان شناختی با نقش واسطه ای امید تحصیلی بود. از منظر هدف و شیوه گردآوری اطلاعات رویکرد توصیفی و از نوع طرح های همبستگی مبتنی بر روش مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه فرهنگیان همدان، شامل 2860 دانشجو در سال تحصیلی 1404 -1403 بود. تعداد 242 دانشجو با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های اهمال کاری تحصیلی سولومون و راثبلوم (۱۹۸۶)، انعطاف پذیری روان شناختی ایژاک (2014) و امید تحصیلی سهرابی و سامانی (1390) استفاده شد.
یافته های این پژوهش نشان داد که امید تحصیلی و انعطاف پذیری روان شناختی بر اهمال کاری تحصیلی اثر منفی و مستقیم دارند. همچنین انعطاف پذیری روان شناختی با واسطه گری امید تحصیلی بر اهمال کاری تحصیلی اثر منفی دارد.
در نتیجه می توان گفت که انعطاف پذیری روان شناختی و امید تحصیلی از عوامل اثرگذار بر کاهش اهمال کاری تحصیلی هستند و این یافته ها می تواند الگویی برای مداخله محسوب شود.
Developing EFL Listening and Speaking Skills through Novel among Burundi Students: An Integrative Approach
منبع:
Research in English Education Volume ۱۰, Issue ۳ (۲۰۲۵)
16 - 31
حوزههای تخصصی:
English serves as a global bridge language, prompting continuous reforms in programs aimed at achieving proficiency. Among the most sought-after skills are listening and speaking, as people spend significant time engaged in these activities. Despite the correlation between listening and speaking, these skills are taught through distinct courses at the university in Burundi. Moreover, integrating these important language skills through teaching novels is not done there; novels are mostly exploited for their thematic and literary messages. Consequently, students often struggle with listening and speaking. This study aimed at measuring the proficiency level in listening and speaking among university students in Burundi as a result of their past exposure to novels. Besides, it experimented with the Integrative Approach to check if using it in novel teaching can reverse the situation at IPA and ENS in Burundi. Fifty-two students from Burundi Higher Institute of Education and 108 from the Institute of Applied Pedagogy, second year (2022-2023), were used. The sample size was fixed using Krejcie and Morgan’s formula[1]. Selecting students was done randomly. Both the group passed a pretest, then a posttest after a lecture on the novel, Weep Not, Refugee (2014), which also used the Integrative Approach. After marking the tests' sheets, the researcher analysed and compared scores using the SPSS 21. The pretest revealed poor performance across both groups, highlighting the inefficacy of existing methods in enhancing listening and speaking skills through novel. However, posttest scores showed excellent improvement in the experimental group while the control group continued performing poorly which answers the research question, “To what extent does the Integrative Approach improve university EFL students' scores in listening and speaking if it is used in novel teaching?” Therefore, adopting this study’s findings will enhance teaching novels at university in Burundi and sustain proficiency in listening and speaking for a lifelong experience. Keywords: English proficiency, foreign language, integrative method, listening skills, speaking skills [1] n=χ2Np(1-p)e2 N-1+χ2p(1-p) (Singh and Masuku, 2014;Bukhari, 2021)
The Effect of Memrise on Vocabulary Learning and Listening Comprehension among Iranian Intermediate EFL Learners: A Mixed-Methods Study
منبع:
Research in English Education Volume ۱۰, Issue ۳ (۲۰۲۵)
82 - 102
حوزههای تخصصی:
This mixed-methods study investigated the effect of the Memrise application on Iranian intermediate English as a Foreign Language (EFL) learners’ vocabulary learning and listening comprehension. The study involved 60 participants, with 30 in the experimental group using Memrise and 30 in the control group engaging in traditional textbook-based instruction. The data were collected through pre-tests and post-tests assessing vocabulary learning and listening comprehension, along with semi-structured interviews and classroom observations to capture learners’ experiences. Quantitative data were analyzed using independent samples t-tests, while qualitative data were analyzed via inductive coding with MAXQDA 20. The results showed significant improvements in both vocabulary learning and listening comprehension for the experimental group compared to the control group. Qualitative findings highlighted key features of Memrise, including its user-friendly interface, gamification, and authentic content, while also identifying challenges such as technical issues and limited vocabulary coverage. Learners expressed increased motivation, confidence, and enjoyment in using the app, though frustrations with technical glitches were noted. In addition, classroom observations supported these findings, revealing high levels of engagement and participation throughout the intervention. The study suggests that Memrise can be an effective tool for enhancing vocabulary and listening comprehension in EFL contexts, though technical and content limitations should be addressed for optimal learning experiences.
بررسی اثربخشی آموزش ایمن سازی در برابر استرس بر شایستگی هیجانی اجتماعی و تکانشگری دانش آموزان با اختلال رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف از این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش ایمن سازی در برابر استرس بر شایستگی هیجانی اجتماعی و تکانشگری دانش آموزان با اختلال رفتاری بود. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش عبارت بود از تمامی دانش آموزان پسر ۱۵ - ۱۳ دوره متوسطه اول با اختلال رفتاری شهر بیرجند در سال تحصیلی ۱۴۰۲ - ۱۴۰۱ . از میان جامعه آماری تعداد ۲۸ دانش آموز با اختلال رفتاری به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، و همگی به شیوه تصادفی در قالب 2 گروه آزمایشی ) ۱۴ نفر ( و گواه ) ۱۴ نفر ( گمارش شدند. گروه آزمایشی به مدت ۸ جلسه ی ۱ ساعته تحت آموزش ایمن سازی در برابر استرس قرار گرفت. به منظور جمع آوری داده های پژوهش، از پرسشنامه تکانشگری بارات، پرسشنامه شایستگی هیجانی-اجتماعی دانش آموزان ژو و ای ) ۲۰۱۲ ( و اختلالات رفتاری راتر )مقیاس معلم( استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج تجزیه وتحلیل یافته های پژوهش نشان داد که آموزش ایمن سازی در برابر استرس در بهبود شایستگی هیجانی اجتماعی وکاهش تکانشگری دانش آموزان با اختلال رفتاری مؤثر است ) ۰۱ / .)p>۰ نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش می توان گفت: از جمله رویکرد آموزشی مفید در جهت بهبود شایستگی هیجانی اجتماعی و کاهش تکانشگری دانش آموزان با اختلال رفتاری، آموزش ایمن سازی در برابر استرس است.
نقش محافظت کننده انعطاف پذیری روان شناختی و خود رهبری با میانجی گری ذهن آگاهی در فرسودگی تحصیلی دانش آموزان کنکوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانش آموزان کنکوری، در مسیر تحصیلی خود در سال کنکور چالش های متفاوتی را تجربه می کنند. یکی از مهمترین موانع موفقیت آنها که ممکن است با آن مواجه شوند، فرسودگی تحصیلی می باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر به دنبال مدل یابی علّی فرسودگی تحصیلی براساس انعطاف پذیری روان شناختی و خودرهبری با میانجی گری ذهن آگاهی در دانش آموزان کنکوری می باشد. برای این منظور از بین 805 دانش آموز کنکوری شهرستان ملکان، 264 نفر باتوجه به جدول مورگان و با روش تصادفی طبقه ای نسبتی انتخاب شدند و پرسش نامه های فرسودگی تحصیلی مسلش(1981)، انعطاف پذیری روان شناختی بن ایتژاک، بلووستین و مور(2014) ، خودرهبری هافتون و نک(2002) و ذهن آگاهی بائر و همکارانش(2006) را تکمیل کردند. داده های به دست آمده با نرم افزار SMORT-PLS و با روش مدل سازی معادلات ساختاری با کمترین مربعات جزئی (PLS) مورد آزمون قرار گرفت. نتایج به دست آمده حاکی از تأثیر مستقیم انعطاف پذیری روان شناختی و خودرهبری بر فرسودگی تحصیلی و هم چنین تأثیر غیرمستقیم آنها از طریق ذهن آگاهی بر فرسودگی تحصیلی بود. با توجه به نتایج به دست آمده می توان با افزایش میزان انعطاف پذیری روان شناختی و خودرهبری دانش آموزان کنکوری از ابتلای آنها به فرسودگی تحصیلی جلوگیری کرد و یا از میزان فرسودگی تحصیلی آنها کاست.
اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر انعطاف پذیری شناختی و حساسیت بینفردی دانش آموزان پسر نوجوان دارای نشانه های اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر انعطاف پذیری شناختی و حساسیت بین فردی نوجوانان دارای نشانه های اضطراب اجتماعی انجام شد. پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر نوجوان دارای نشانه های اختلال اضطراب اجتماعی شهر کوهدشت در سال تحصیلی 1403-1402 بود که از میان آن ها 30 دانش آموز نوجوان دارای نشانه های اختلال اضطراب اجتماعی که نمرات پایینی در انعطاف پذیری شناختی و نمرات بالایی در حساسیت بین فردی داشتند، به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارده شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه اضطراب اجتماعی نوجوانان (SASA)، پرسش نامه انعطاف پذیری شناختی دنی س و ون دروال (2010) و پرسش نامه حساسیت بین فردی توسط بویس و پاپکر(1989) جمع آوری شد. گروه آزمایش تحت آموزش ذهن آگاهی در طی 8 جلسه 70 دقیقه ای قرار گرفتند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری در نرم افزار SPSS (نسخه 24) تحلیل گردید. نتایج حاصل نشان داد که آموزش ذهن آگاهی بر انعطاف پذیری شناختی و حساسیت بین فردی گروه آزمایش تأثیر معناداری داشته است (۰۱/۰p<)، به بیان دیگر آموزش ذهن آگاهی در ارتقای انعطاف پذیری شناختی و کاهش حساسیت بین فردی گروه آزمایش اثربخش بوده است (۰۱/۰p<). می توان گفت از جمله آموزش های مفید و اثربخش در جهت تقویت انعطاف پذیری شناختی و کاهش حساسیت بین فردی نوجوانان دارای اختلال اضطراب اجتماعی، آموزش ذهن آگاهی است.