فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
The Covid-19 disease taught us that virtual training and evaluation should be considered together with face-to-face education. Therefore, in this article an attempt has been made to examine the various tools and methods of virtual evaluation of students' learning during the outbreak of contagious diseases. In this research, qualitative research method and grounded theory method were used for data analysis. The research participants were selected by purposeful sampling among the professors of Payam Noor University, Razavi Khorasan province, and after selecting 18 people, saturation was reached. After collecting information by semi-structured interview method, the type and amount of tools were analyzed by entering Max QDA software. In the next step, using available sampling and an open-ended questionnaire, 6 experts in the field of virtual education were asked to state the advantages, disadvantages and solutions of each of the evaluation categories. The findings indicate that virtual evaluation includes 2 main categories; exam and non-exam and 11 subcategories; Formative exam, test , descriptive exam, unique exam, oral exam, self-evaluation, attendance and absence, class presentation, research, rewriting and assignment presentation. The sub-categories of "attendance" and "test " and "research" have the most, and the category of "self-evaluation" and "unique exam" have the least amount of use among professors. In general, the main category "non-exam" is used more than the main category "exam" in professors' evaluations.
بررسی نقش میانجی اخلاق تحصیلی در رابطه شایستگی ادراک شده با اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان ابتدایی شهرستان کازرون
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
100 - 118
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: در سال های اخیر، اهمال کاری تحصیلی به عنوان یکی از چالش های مهم در فرایند یادگیری دانش آموزان مطرح شده است. لذا هدف اصلی این پژوهش بررسی نقش میانجی اخلاق تحصیلی در رابطه شایستگی ادراک شده با اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان ابتدایی شهرستان کازرون بود. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان ابتدایی شهرستان کازرون بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، ۱۲۷ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل سه پرسشنامه بود: پرسشنامه اهمال کاری تحصیلی سولومون و راث بلوم (۱۹۸۴) با ۲۷ سؤال و پایایی بین 73/0 تا 91/0، پرسشنامه ادراک شایستگی هارتر (۱۹۸۲) با سنجش ابعاد شناختی، اجتماعی و جسمانی و پایایی بین 78/0 تا 79/0، و پرسشنامه اخلاق تحصیلی گل پرور (۱۳۸۹) با ۸ گویه در مقیاس لیکرت هفت درجه ای با پایایی 70/0.روایی ابزارها از طریق تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن ها با ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. داده ها نیز با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: . نتایج نشان داد که اخلاق تحصیلی رابطه شایستگی ادراک شده با اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان نقش واسطه ای ایفا می کند.بین شایستگی ادراک شده با اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان رابطه معنادای وجود دارد.بین شایستگی ادراک شده با اخلاق تحصیلی دانش آموزان رابطه معنادای وجود دارد.بین اخلاق تحصیلی با اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان رابطه معنادای وجود دارد. نتیجه گیری: اخلاق تحصیلی میان شایستگی ادراک شده و اهمال کاری تحصیلی نقش میانجی دارد؛ به طوری که افزایش شایستگی ادراک شده از طریق تقویت اخلاق تحصیلی موجب کاهش اهمال کاری می شود. بنابراین، پرورش اخلاق تحصیلی و تقویت احساس شایستگی می تواند راهکاری مؤثر برای کاهش اهمال کاری دانش آموزان باشد.
تاثیر فرهنگ خانواده بر تربیت شهروندی دانش آموزان دوره متوسطه دوم در جوامع شهری و روستایی شهر کازرون
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
119 - 149
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: تربیت شهروندی به مثابه آموزش دانشها، مهارت ها و خلقیات شهروندی جهت مشارکت موفقیت آمیز در زندگی اجتماعی از جمله اهداف و کارکردهای خانواده است. روش شناسی پژوهش: روش تحقیق در بخش کیفی روش قوم نگاری و در بخش کمی به روش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق را4323 دانش آموز دوره متوسطه دوم در جوامع شهری و روستائی شهر کازرون تشکیل دادند. حجم نمونه در بخش کمی تحقیق براساس جدول جسی مورگان شامل 200 نفر از دانش آموزان بود، که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند و در بخش کیفی نمونه ها به صورت هدفمند انتخاب شده و حجم آن با توجه به ماهیت پژوهش کیفی تا اشباع داده ها (48نفر) ادامه یافت. برای گردآوری داده ها در بخش کمی از پرسشنامه فرهنگ خانواده که بر اساس مولفه های استخراج شده در مرحله مصاحبه تهیه شده و پرسشنامه تربیت شهروندی تابش(1391) و در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کمی با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و در بخش کیفی به روش پیشنهادی اسمیت (1995) انجام شد. یافته ها: یافته های بخش کیفی نشان داد مولفه های فرهنگ خانواده در بعد تربیت شهروندی شامل 4 مضمون کلی قانون گرایی، مشارکت جویی، مسولیت پذیری و اعتماد به نفس هستند که 13 مضمون فرعی دارند و یافته های بخش کمی نشان داد که فرهنگ خانواده با تربیت شهروندی دانش آموزان دوره متوسطه دوم در جوامع شهری و روستائی شهر کازرون رابطه معناداری دار دارد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش می توان گفت تربیت شهروندی از جمله ابعاد تربیت شاخص در فرهنگ خانواده به حساب می آید. کلید واژه ها: فرهنگ خانواده، تربیت شهروندی، دانش آموزان دوره متوسطه دوم
مدل یابی اهمال کاری تحصیلی براساس انعطاف پذیری روان شناختی با نقش واسطه ای امید تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین اهداف نظام آموزش و پرورش هر کشور ارتقای سطح علمی و توان تحصیلی دانش آموزان است. برخی از دانش آموزان در فرایند تحصیل با چالش هایی روبه رو می شوند که مانع موفقیت تحصیلی آنان می شود. از چالش های اساسی که اکثر دانش آموزان و دانشجویان با آن ها مواجه هستند، اهمال کاری تحصیلی است. هدف از این پژوهش، مدل یابی روابط ساختاری اهمال کاری تحصیلی براساس انعطاف پذیری روان شناختی با نقش واسطه ای امید تحصیلی بود. از منظر هدف و شیوه گردآوری اطلاعات رویکرد توصیفی و از نوع طرح های همبستگی مبتنی بر روش مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه فرهنگیان همدان، شامل 2860 دانشجو در سال تحصیلی 1404 -1403 بود. تعداد 242 دانشجو با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های اهمال کاری تحصیلی سولومون و راثبلوم (۱۹۸۶)، انعطاف پذیری روان شناختی ایژاک (2014) و امید تحصیلی سهرابی و سامانی (1390) استفاده شد.
یافته های این پژوهش نشان داد که امید تحصیلی و انعطاف پذیری روان شناختی بر اهمال کاری تحصیلی اثر منفی و مستقیم دارند. همچنین انعطاف پذیری روان شناختی با واسطه گری امید تحصیلی بر اهمال کاری تحصیلی اثر منفی دارد.
در نتیجه می توان گفت که انعطاف پذیری روان شناختی و امید تحصیلی از عوامل اثرگذار بر کاهش اهمال کاری تحصیلی هستند و این یافته ها می تواند الگویی برای مداخله محسوب شود.
بررسی اثربخشی آموزش ایمن سازی در برابر استرس بر شایستگی هیجانی اجتماعی و تکانشگری دانش آموزان با اختلال رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف از این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش ایمن سازی در برابر استرس بر شایستگی هیجانی اجتماعی و تکانشگری دانش آموزان با اختلال رفتاری بود. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش عبارت بود از تمامی دانش آموزان پسر ۱۵ - ۱۳ دوره متوسطه اول با اختلال رفتاری شهر بیرجند در سال تحصیلی ۱۴۰۲ - ۱۴۰۱ . از میان جامعه آماری تعداد ۲۸ دانش آموز با اختلال رفتاری به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، و همگی به شیوه تصادفی در قالب 2 گروه آزمایشی ) ۱۴ نفر ( و گواه ) ۱۴ نفر ( گمارش شدند. گروه آزمایشی به مدت ۸ جلسه ی ۱ ساعته تحت آموزش ایمن سازی در برابر استرس قرار گرفت. به منظور جمع آوری داده های پژوهش، از پرسشنامه تکانشگری بارات، پرسشنامه شایستگی هیجانی-اجتماعی دانش آموزان ژو و ای ) ۲۰۱۲ ( و اختلالات رفتاری راتر )مقیاس معلم( استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج تجزیه وتحلیل یافته های پژوهش نشان داد که آموزش ایمن سازی در برابر استرس در بهبود شایستگی هیجانی اجتماعی وکاهش تکانشگری دانش آموزان با اختلال رفتاری مؤثر است ) ۰۱ / .)p>۰ نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش می توان گفت: از جمله رویکرد آموزشی مفید در جهت بهبود شایستگی هیجانی اجتماعی و کاهش تکانشگری دانش آموزان با اختلال رفتاری، آموزش ایمن سازی در برابر استرس است.
نقش محافظت کننده انعطاف پذیری روان شناختی و خود رهبری با میانجی گری ذهن آگاهی در فرسودگی تحصیلی دانش آموزان کنکوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانش آموزان کنکوری، در مسیر تحصیلی خود در سال کنکور چالش های متفاوتی را تجربه می کنند. یکی از مهمترین موانع موفقیت آنها که ممکن است با آن مواجه شوند، فرسودگی تحصیلی می باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر به دنبال مدل یابی علّی فرسودگی تحصیلی براساس انعطاف پذیری روان شناختی و خودرهبری با میانجی گری ذهن آگاهی در دانش آموزان کنکوری می باشد. برای این منظور از بین 805 دانش آموز کنکوری شهرستان ملکان، 264 نفر باتوجه به جدول مورگان و با روش تصادفی طبقه ای نسبتی انتخاب شدند و پرسش نامه های فرسودگی تحصیلی مسلش(1981)، انعطاف پذیری روان شناختی بن ایتژاک، بلووستین و مور(2014) ، خودرهبری هافتون و نک(2002) و ذهن آگاهی بائر و همکارانش(2006) را تکمیل کردند. داده های به دست آمده با نرم افزار SMORT-PLS و با روش مدل سازی معادلات ساختاری با کمترین مربعات جزئی (PLS) مورد آزمون قرار گرفت. نتایج به دست آمده حاکی از تأثیر مستقیم انعطاف پذیری روان شناختی و خودرهبری بر فرسودگی تحصیلی و هم چنین تأثیر غیرمستقیم آنها از طریق ذهن آگاهی بر فرسودگی تحصیلی بود. با توجه به نتایج به دست آمده می توان با افزایش میزان انعطاف پذیری روان شناختی و خودرهبری دانش آموزان کنکوری از ابتلای آنها به فرسودگی تحصیلی جلوگیری کرد و یا از میزان فرسودگی تحصیلی آنها کاست.
اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر انعطاف پذیری شناختی و حساسیت بینفردی دانش آموزان پسر نوجوان دارای نشانه های اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر انعطاف پذیری شناختی و حساسیت بین فردی نوجوانان دارای نشانه های اضطراب اجتماعی انجام شد. پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر نوجوان دارای نشانه های اختلال اضطراب اجتماعی شهر کوهدشت در سال تحصیلی 1403-1402 بود که از میان آن ها 30 دانش آموز نوجوان دارای نشانه های اختلال اضطراب اجتماعی که نمرات پایینی در انعطاف پذیری شناختی و نمرات بالایی در حساسیت بین فردی داشتند، به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارده شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه اضطراب اجتماعی نوجوانان (SASA)، پرسش نامه انعطاف پذیری شناختی دنی س و ون دروال (2010) و پرسش نامه حساسیت بین فردی توسط بویس و پاپکر(1989) جمع آوری شد. گروه آزمایش تحت آموزش ذهن آگاهی در طی 8 جلسه 70 دقیقه ای قرار گرفتند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری در نرم افزار SPSS (نسخه 24) تحلیل گردید. نتایج حاصل نشان داد که آموزش ذهن آگاهی بر انعطاف پذیری شناختی و حساسیت بین فردی گروه آزمایش تأثیر معناداری داشته است (۰۱/۰p<)، به بیان دیگر آموزش ذهن آگاهی در ارتقای انعطاف پذیری شناختی و کاهش حساسیت بین فردی گروه آزمایش اثربخش بوده است (۰۱/۰p<). می توان گفت از جمله آموزش های مفید و اثربخش در جهت تقویت انعطاف پذیری شناختی و کاهش حساسیت بین فردی نوجوانان دارای اختلال اضطراب اجتماعی، آموزش ذهن آگاهی است.
رابطه قدرت ایگو و مسئولیت پذیری با میانجیگری شفقت به خود در دانش آموزان دوره متوسطه دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۶۲
213 - 230
حوزههای تخصصی:
مسئولیت پذیری به منزله یک ویژگی شخصیتی در چارچوب یک نگرش انسجام یافته در ساختار روانی و رفتاری شکل می گیرد و تحت تأثیر عوامل شناختی، عاطفی و رفتاری است. مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه قدرت ایگو و مسئولیت پذیری با میانجیگری شفقت به خود در دانش آموزان دوره متوسطه دوم انجام شده است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. شرکت کنندگان، دانش آموزان دوره متوسطه دوم منطقه یک شهر تهران بودند. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای 370 شرکت کننده انتخاب شدند و در زمانی مناسب پرسشنامه های قدرت ایگو (مارک استروم و همکاران، 1997)، شفقت خود (نف، 2003) و مسئولیت پذیری کالیفرنیا (هریسون، 1987) را تکمیل کردند. داده ها با به کارگیری ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که توانمندی ایگو و شفقت خود با مسئولیت پذیری همبستگی مثبت و معنادار دارند (0/01 > P). نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که شفقت خود در رابطه قدرت ایگو و مسئولیت پذیری دانش آموزان دوره متوسطه دوم نقش میانجی دارد (0/01 > P). بنابراین نتایج شواهدی را نشان می دهد که قدرت ایگو از طریق کاهش تعارضات درونی و متعادل سازی سازمان روانی، مسئولیت پذیری دانش آموزان را افزایش می دهد و از آنجایی که شفقت خود به تحول و بهبود خود کمک می کند، تأثیرگذاری قدرت ایگو را روی مسئولیت پذیری افزایش می دهد. لذا به منظور ارتقای مسئولیت پذیری دانش آموزان پیشنهاد می شود علاوه بر توجه به قدرت ایگو، به شفقت خود هم توجه شود و با به کارگیری مداخلات روانی- آموزشی، زمینه افزایش شفقت خود در دانش آموزان فراهم شود.
Developing EFL Listening and Speaking Skills through Novel among Burundi Students: An Integrative Approach
منبع:
Research in English Education Volume ۱۰, Issue ۳ (۲۰۲۵)
16 - 31
حوزههای تخصصی:
English serves as a global bridge language, prompting continuous reforms in programs aimed at achieving proficiency. Among the most sought-after skills are listening and speaking, as people spend significant time engaged in these activities. Despite the correlation between listening and speaking, these skills are taught through distinct courses at the university in Burundi. Moreover, integrating these important language skills through teaching novels is not done there; novels are mostly exploited for their thematic and literary messages. Consequently, students often struggle with listening and speaking. This study aimed at measuring the proficiency level in listening and speaking among university students in Burundi as a result of their past exposure to novels. Besides, it experimented with the Integrative Approach to check if using it in novel teaching can reverse the situation at IPA and ENS in Burundi. Fifty-two students from Burundi Higher Institute of Education and 108 from the Institute of Applied Pedagogy, second year (2022-2023), were used. The sample size was fixed using Krejcie and Morgan’s formula[1]. Selecting students was done randomly. Both the group passed a pretest, then a posttest after a lecture on the novel, Weep Not, Refugee (2014), which also used the Integrative Approach. After marking the tests' sheets, the researcher analysed and compared scores using the SPSS 21. The pretest revealed poor performance across both groups, highlighting the inefficacy of existing methods in enhancing listening and speaking skills through novel. However, posttest scores showed excellent improvement in the experimental group while the control group continued performing poorly which answers the research question, “To what extent does the Integrative Approach improve university EFL students' scores in listening and speaking if it is used in novel teaching?” Therefore, adopting this study’s findings will enhance teaching novels at university in Burundi and sustain proficiency in listening and speaking for a lifelong experience. Keywords: English proficiency, foreign language, integrative method, listening skills, speaking skills [1] n=χ2Np(1-p)e2 N-1+χ2p(1-p) (Singh and Masuku, 2014;Bukhari, 2021)
The Effect of Memrise on Vocabulary Learning and Listening Comprehension among Iranian Intermediate EFL Learners: A Mixed-Methods Study
منبع:
Research in English Education Volume ۱۰, Issue ۳ (۲۰۲۵)
82 - 102
حوزههای تخصصی:
This mixed-methods study investigated the effect of the Memrise application on Iranian intermediate English as a Foreign Language (EFL) learners’ vocabulary learning and listening comprehension. The study involved 60 participants, with 30 in the experimental group using Memrise and 30 in the control group engaging in traditional textbook-based instruction. The data were collected through pre-tests and post-tests assessing vocabulary learning and listening comprehension, along with semi-structured interviews and classroom observations to capture learners’ experiences. Quantitative data were analyzed using independent samples t-tests, while qualitative data were analyzed via inductive coding with MAXQDA 20. The results showed significant improvements in both vocabulary learning and listening comprehension for the experimental group compared to the control group. Qualitative findings highlighted key features of Memrise, including its user-friendly interface, gamification, and authentic content, while also identifying challenges such as technical issues and limited vocabulary coverage. Learners expressed increased motivation, confidence, and enjoyment in using the app, though frustrations with technical glitches were noted. In addition, classroom observations supported these findings, revealing high levels of engagement and participation throughout the intervention. The study suggests that Memrise can be an effective tool for enhancing vocabulary and listening comprehension in EFL contexts, though technical and content limitations should be addressed for optimal learning experiences.
Effect of Interactionist and Interventionist Dynamic Assessments on Iraqi EFL Learners’ Writing Performance(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۳, Summer۲۰۲۵
129 - 141
حوزههای تخصصی:
This quantitative correlational study explored the effects of different types of dynamic assessment on the writing proficiency of Iraqi female EFL learners. Fifty-four upper-intermediate female students, aged 17-25, from the Global English Institute in Baghdad, Iraq, participated in the study. The participants were selected based on their performance in the Oxford Placement Test (OPT) and were subsequently divided into three groups: interactionist experimental, interventionist experimental, and control. The study employed several instruments, including a participation consent form, the OPT, a writing pre-test and post-test, and writing practices administered during the treatment phase. The intervention covered a full semester, with each group receiving tailored instructional strategies. The interactionist group focused on the Dynamic Mediation Process, while the interventionist group employed targeted interventions based on individual needs. The results, analyzed through pre- and post-tests, demonstrated the efficacy of dynamic assessment techniques in enhancing writing skills, suggesting their potential for broader application in EFL contexts.
شناسایی راهبردهای توانمندسازی دانشجومعلمان از طریق جشنواره های فرهنگی- اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
5 - 18
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شناسایی راهبردهای توانمندسازی دانشجومعلمان از طریق جشنواره های فرهنگی-اجتماعی می تواند به عنوان یک ابزار مؤثر در ارتقاء مهارت ها و توانمندی های آنان مورد استفاده قرار گیرد. پژوهش حاضر با هدف واکاوی دیدگاه دانشجویان در خصوص الگوی توانمندسازی دانشجومعلمان از طریق جشنواره-های فرهنگی- اجتماعی انجام شد. روش ها: رویکرد این پژوهش کیفی بود. جامعه پژوهش شامل دانشجومعلمان در جشنواره های فرهنگی- اجتماعی بودند که در پردیس الزهرا (س) و شهید بهشتی زنجان در سال تحصیلی 1402-1403 مشغول به تحصیل بودند که با روش هدفمند و براساس اصل اشباع نظری با 16 نفر از آنان مصاحبه شد. جهت گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختارمند استفاده شد. صحت داده های کیفی با استفاده از ملاک قابل قبول بودن، انتقال پذیری و قابلیت اطمینان به دست آمد. اعتبارپذیری داده ها از طریق ضبط نوار با کیفیت و مستندسازی، ثبت، نوشتن و تفسیر آن ها، دست نویس کردن آن، کدگذاری کور و توافق میان کدگذاران متخصص در زمینه پژوهش های کیفی انجام شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از رهیافت نظام مند کوربین و اشتراوس (2008) استفاده شد. یافته ها: راهبردهای موثر برای توانمندسازی دانشجومعلمان در جشنواره های فرهنگی- اجتماعی مختلف در 5 مقوله (مدیرت اثربخش منابع، اقدامات مبتنی بر اسناد بالادستی، کاربردی کردن محتوای آموزشی) و 15 مفهوم شناسایی شد. نتیجه گیری: عوامل مختلفی می توانند بر توانمندسازی دانشجومعلمان تاثیر بگذارند که یافته ها و مقوله های استخراج شده می توانند راهبردهای موثری در این امر باشند.
تحلیل موانع تحقق اهداف و چالش های پیش روی پژوهش سراهای دانش آموزی از منظر مدیران و دبیران: دلالت هایی برای بهبود برنامه ریزی آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش سراهای دانش آموزی نقش مهمی در پرورش خلاقیت و مهارت های پژوهشی دانش آموزان ایفا می کنند. با این حال، این مراکز در مسیر دستیابی به اهداف خود با چالش هایی روبرو هستند که نیازمند بررسی دقیق است. این مطالعه با هدف شناسایی، بررسی چالشهای پیش روی پژوهش سراهای دانش آموزی از دیدگاه دو گروه اصلی بازیگر کلیدی (مدیران و دبیران تخصصی) و تبیین دلالتهای آن برای برنامه ریزی آموزشی مؤثر، به منظور درک موانع تحقق اهداف این مراکز در تقویت پژوهش و خلاقیت انجام شده است. ر وش شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوای مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام پذیرفت. جامعه پژوهش شامل کلیه مدیران و دبیران تخصصی همکار در پژوهش سراهای دانش آموزی استان آذربایجان شرقی در سال تحصیلی ۱۴۰3-1404 بود. نمونه گیری به روش هدفمند انجام شد و شامل ۱۵ مدیر و ۲۵ دبیر گردید که بر اساس تجربه و درگیری فعال آنها در پژوهش سراها انتخاب شدند. داده های گردآوری شده با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند. برای افزایش اعتمادپذیری یافته ها، از راهبردهایی نظیر بازبینی توسط همکاران و تطبیق نتایج با مبانی نظری و پیشینه پژوهش بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مدیران و دبیران تخصصی با چالش های متمایزی در ابعاد سیستمی، زیرساختی، نگرشی و مهارتی مواجه هستند که بر عملکرد کلی پژوهش سراها و تحقق اهداف برنامه ریزی شده برای آنها تأثیرگذار است. نتیجه گیری و پیشنهادها: تحلیل مقایسه ای دیدگاه های مدیران و دبیران، شکافی عمیق بین اهداف اولیه تأسیس پژوهش سراها (تقویت پژوهش و خلاقیت) و واقعیت اجرایی آنها را آشکار می سازد. این چالش ها بر ضرورت بازنگری در سیاست ها و برنامه ریزی های آموزشی مرتبط با این مراکز و همچنین اتخاذ رویکردی چندجانبه و هماهنگ برای رفع آنها از دیدگاه هر دو گروه تأکید دارد. نوآوری و اصالت : این پژوهش با ارائه دسته بندی دقیقی از موانع از دیدگاه مدیران و دبیران و برجسته سازی دیدگاه هایشان، به درک جامع تری از وضعیت موجود و ریشه های مشکلات کمک می کند. این امر مبنایی برای برنامه ریزی آموزشی هدفمندتر و مداخلات سیاستی مؤثرتر جهت بهبود عملکرد این مراکز فراهم می آورد.
شناسایی و اولویت بندی موانع توسعه کار تیمی در معلمان مدارس ابتدایی شهر کرج(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی موانع توسعه کار تیمی در معلم ها مدارس ابتدایی شهر کرج بوده که از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کیفی به روش داده بنیاد بوده است. جامعه آماری شامل معلمین مدارس ابتدایی شهر کرج بوده که نمونه آماری حداقل 15 نفر از معلم های مدارس ابتدایی شهر کرج که به روش گلوله برفی انتخاب شده اند. ابزار پژوهش شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته بوده که سئوالات آن در ابتدا تحت نظارت استاد راهنما تدوین شده، روایی آن با استفاده از ضریب cvr تایید و پایایی با استفاده از ضریب پایایی پی اسکات کامل گزارش شده است .نتایج حاصل از کدگذاری مصاحبه ها در سه مرحله (باز، محوری و انتخابی) نشان داد، چهار دسته موانع به ترتیب اولویت در فراوانی شامل، موانع انگیزشی (فراوانی 32) اولویت اول، موانع آموزشی (فراوانی 30) اولویت دوم و موانع فردی و فیزیکی (فراوانی 19) در اولویت سوم قرار داشت. لذا توصیه می شود با شناسایی صحیح این موانع به معلم ها و در نگاه بالاتر به نظام آموزشی کمک کرد تا بتوانند از فوایدکار تیمی استفاده نموده و به تعالی نظام آموزشی بیانجامد.
بررسی مدل علّی خودپنداشت ریاضی و اشتیاق تحصیلی با اضطراب ریاضی با تاکید بر نقش میانجی راهبردهای یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اضطراب ریاضی، به عنوان یکی از عوامل بازدارنده یادگیری ریاضیات امروزه مورد توجه بسیاری از روان شناسان آموزشی و شناختی قرارگرفته است. هدف ازاین مطالعه بررسی روابط ساختاری اضطراب ریاضی برپایه خودپنداشت ریاضی و اشتیاق تحصیلی با تاکید بر نقش میانجی راهبردهای یادگیری بود. روش تحقیق مطالعه همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه دانش آموزان دختر- پسر مدارس دوره دوم متوسطه شهر ارومیه بودند که نمونه ای به حجم 200 نفر از طریق روش نمونه گیری تصادفی خوشه ایی چند مرحله ایی انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه خودپنداره ریاضی صدق پور و همکاران(۱۳۹۶)، مقیاس اشتیاق تحصیلی فردریکز وهمکاران(2004)، مقیاس اضطراب ریاضی پلاک و پارکر(1982) وپرسشنامه راهبردهای یادگیری داوسون و م کاین ری(2004) استفاده شده است. نتایج تحلیل آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین خودپنداره ریاضی با راهبردهای یادگیری(583/0-R=) و اضطراب ریاضی(682/0-R=)؛ و همچنین بین اشتیاق تحصیلی با راهبردهای یادگیری(646/0R=) و اضطراب ریاضی(619/0-R=) روابط متقابل معناداری وجود دارد. همچنین تمامی شاخص های برازش مدل تأیید شد. به طوری که ضرایب استاندارد مسیرها نشان داد اثر مستقیم خودپنداشت ریاضی به راهبردهای یادگیری(39/0=β)؛ خودپنداشت ریاضی به اضطراب ریاضی(49/0-=β)؛ اشتیاق تحصیلی به راهبردهای یادگیری(46/0=β)؛ و اشتیاق تحصیلی به اضطراب ریاضی(44/0-=β) در سطح معنی دار می باشد. همچنین نتایج آزمون بوت استراپ نرم افزار AMOS نشان داد که اثرات غیرمستقیم خودپنداشت ریاضی و اشتیاق تحصیلی به اضطراب ریاضی از طریق راهبردهای یادگیری معنی دار است. براساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که رابطه خودپنداشت ریاضی و اشتیاق تحصیلی با اضطراب ریاضی یک رابطه خطی ساده نیست.
مقایسه اثربخشی روش معلم محور با روش های تدریس فعال در آموزش از راه دور بر اختلالات یادگیری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی مقایسه تاثیر روش معلم محور با روش های تدریس فعال در آموزش مجازی بر اختلالات یادگیری دانش آموزان با اختلالات یادگیری بود. روش تحقیق از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با دو گروه با پروتکل های متفاوت بوده و جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان ابتدایی تاجیکستان بودند که براساس روش نمونه گیری در دسترس با روش انتساب تصادفی تعداد 60 نفر از دانش آموزان دارای اختلال یادگیری به عنوان نمونه انتخاب شدند که در دو گروه آزمایشی متفاوت (30 نفر در گروه روش معلم محور و 30 نفر در گروه روش تدریس فعال) انتساب تصادفی تقسیم گردید. ابزار پژوهش شامل پروتکل های محقق ساخته آموزشی معلم محور و روش تدریس فعال و یک پرسش نامه محقق ساخته اختلالات یادگیری با 30 گویه و 3 مولفه با پایایی 84/0 بود که روایی محتوایی پرسش نامه محقق ساخته توسط چند متخصص مربوطه و روایی صوری توسط متخصصان این حوزه تایید شد. در این پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS24 تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی از روش آزمون تحلیل کوواریانس انجام شده است. نتایج نشان داد که تفاوت معنادار بین دانش آموزان ابتدایی تاجیکستانی در اختلال ریاضی (507/0) مبتنی بر روش معلم محور و روش تدریس فعال وجود نداشت. تفاوت معنادار بین دانش آموزان ابتدایی تاجیکستانی در اختلال خواندن (010/0) و نوشتن (0001/0) مبتنی بر روش معلم محور و روش تدریس فعال وجود داشت و نمرات روش تدریس فعال بهتر بود. روش معلم محور با روش های تدریس فعال در آموزش از راه دور بر اختلالات یادگیری (خواندن و نوشتن) دانش آموزان موثر بوده است.
ضرورت قابل توجه در مطالعه و آموزش تاریخ، یک پارادوکس تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف و پیشینه: این مقاله با هدف فهم و شناسایی تعارض میان تاریخ به مثابه امری عبرت آموز و واقع گرا یا تاریخ به مثابه پدیده ای نگارش شده توسط حاکمان و آغشته به تحریف با تاکید بر تاریخ ایران باستان انجام گرفت. پژوهشگر برای دستیابی به این هدف، از روش: کتابخانه ای – اسنادی استفاده کرد. بر این اساس ضرورت دید که واحد مراجعه خود را آثار ،کتب ،مقالات و اسناد تاریخی نگارش شده با موضوع ایران باستان را انتخاب کند. با توجه به گستردگی منابع و آثار، تصمیم گرفته شد تا بر مبنای حساسیت نظری، آثاری از چهار دوره عیلامیان، هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان به عنوان نمونه نهایی گردآوری اطلاعات تعیین شود. برای ساماندهی یافته ها و تسریع و طبقه بندی دقیقتر و سریعتر اطلاعات از ابزار فیش برداری و یادداشت برداری استفاده شده است. یافته های: مطالعه نشان داد که با اینکه هر دو بعد بازشناسی تاریخ (عبرت آموز بودن و واقعی/ تحریف شده و آغشته به واقعیت ) وجود داشت. نتیجه گیری: مهم آنکه تاریخ مقدس فرض نشود و آنچه از تاریخ می آید هم تماما رخ نداده و هم تمام ساخته و پرداخته شده نیست، بلکه تاریخ و حوادث آن در ایران باستان واقعیتی است که به تبعیت از منافع حاکمان و اقتدارگرایان به تحریف ها و سوگیری هایی آغشته شده است که بخشی از آن عبرت آموز بوده است، اما جهت تمیز این بخش آن نیازمند مثلث سازی و رجوع منابع همسو و ناهمسو با عنوان تقابل منابع است. یادآوری و تذکر این موضوع یکی از ضرورت های قابل توجه در آموزش تاریخ است.
توسعه حرفه ای دانشجومعلمان آموزش الهیات از طریق برنامه درسی کارورزی با تمرکز بر مهارت های پاسخگویی به شبهات دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، برنامه ریزی برای توسعه حرفه ای دانشجومعلمان رشته آموزش الهیات از طریق آشنایی با اصول پاسخگویی به شبهات دینی دانش آموزان است و به دنبال ارتقای توانایی های معلمان در پاسخ به سوالات و دغدغه های دینی نسل جوان می باشد. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و در سه محور اصلی انجام شده است: شرایط محیطی: توجه به امنیت محیط، مهارت های ارتباطی و استفاده از منابع معتبر؛ توجه به ویژگی های مخاطب: شناخت و درک ویژگی های نسل جدید و مسائل مرتبط با آن ها؛ و استفاده از محتوای روش تفکر در درس کارورزی: به کارگیری روش های تفکر انتقادی، تأملی و خلاق به منظور ارتقای توانایی های دانشجومعلمان. نتایج پژوهش نشان می دهد که توسعه حرفه ای دانشجومعلمان با تمرکز بر این سه محور می تواند بهبود یابد. استفاده از تکنیک های مختلف تفکر در پاسخ گویی به شبهات دینی، قابلیت های معلمان را افزایش می دهد و آن ها را برای مواجهه مؤثر با چالش های دینی آماده تر می سازد. توسعه حرفه ای باید به صورت عملی و کاربردی در نظر گرفته شود و درس کارورزی به عنوان یک فرصت برای نوآوری در روش های تدریس و پاسخگویی به شبهات به شمار می آید. همچنین، به کارگیری تکنیک های خلاقانه مانند تکنیک اسکمپر می تواند به دانشجومعلمان در حل مسائل و شبهات دینی کمک شایانی کند و آن ها را برای ایفای نقش خود در زمینه آموزش دینی توانمندتر سازد.
تعیین اثربخشی آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی بر عملکرد تحصیلی، درگیری تحصیلی و بهزیستی روانشناختی در دانش آموزان با انگیزه پیشرفت پایین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
50 - 63
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مشکل بی انگیزگی در بین دانش آموزان مشکلی است که امروزه در همه جای دنیا وجود دارد و کسانی که در حوزه آموزشی مشغول به کار هستند سعی در یافتن راه حل برای آن دارند. از نشانه های بی انگیزگی در دانش آموزان می توان به ناتمام گذاشتن کارها، امتناع از انجام تکالیف، تلاش نکردن برای حل مشکلات، دشواری در تصمیم گیری، انتظار کمک دیگران، بی توجهی و اضطراب و بهانه های فراوان برای انجام ندادن کارها اشاره کرد. هدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی بر عملکرد تحصیلی، درگیری تحصیلی و بهزیستی روانشناختی در دانش آموزان با انگیزه پیشرفت پایین انجام شد. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی بود. طرح پژوهش از نوع شبه آزمایشی، پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. نمونه آماری پژوهش شامل 30 دانش آموز دختر مقطع دوم متوسطه ناحیه چهاردهم استان تهران با انگیزه پیشرفت پایین بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. یافته ها: بر اساس یافته ها آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی تاثیر معنی داری بر مولفه های عملکرد تحصیلی، درگیری تحصیلی و بهزیستی روانشناختی دارد. نتیجه گیری: آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیمی بر عملکرد تحصیلی، درگیری تحصیلی و بهزیستی روانشناختی در دانش آموزان با انگیزه پیشرفت پایین تفاوت معنی داری با گروه کنترل دارد.
کاربست آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی در برنامه سلامتی مدارس و تاثیر آن بر ارتقا سواد سلامت دانش آموزان ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی کاربست آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی در برنامه سلامتی مدارس و تاثیر آن بر ارتقا سواد سلامت دانش آموزان ابتدایی انجام شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه های گواه و آزمایش می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان ابتدایی شهر رحیم آباد(استان گیلان) در سال1403-1402بودند. روش نمونه گیری پژوهش حاضر به صورت غیر تصادفی و در دسترس بود. 30 نفر از دانش آموزان ابتدایی از یک مدرسه در شهر رحیم آباد به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) تقسیم شدند. در این طرح ابتدا پیش آزمون برای گروه های گواه و آزمایش انجام و بعد از اجرای آموزش سواد سلامت با ابزار هوش مصنوعی در طول یک سال تحصیلی(20 جلسه آموزشی) برای گروه آزمودنی ، پس آزمون برای دو گروه آزمایش و گروه گواه اجرا شد. برای تحلیل داده های جمع آوری شده از روش های آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. آمار استنباطی به کار رفته، تحلیل کوواریانس تک متغیری و چند متغیری و آزمون تعقیبی بونفرونی بود. افزایش و بهبود میانگین نمرات تعدیل یافته گروه آموزش نسبت به گروه گواه در مرحله پس آزمون و همچنین نتایج تفاوت میان نمرات تعدیل یافته مؤلفه های سواد سلامت در مرحله پس آزمون میان دو گروه گواه و آموزش، بیانگر تاثیر معنادار آموزش های مبتنی بر هوش مصنوعی بر ارتقا سواد سلامت فراگیران بوده است.