برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور (چشم انداز برنامه درسی و آموزش)

برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور (چشم انداز برنامه درسی و آموزش)

برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور سال 4 تابستان 1404 شماره 2 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

طراحی الگوی برنامه درسی تنوع گرا مبتنی بر نظریه انعطاف پذیری شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: الگوی برنامه درسی عناصر برنامه درسی برنامه درسی تنوع گرا نظریه انعطاف پذیری شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۱
هدف : هدف از این پژوهش، ارائه الگوی برنامه درسی تنوع گرا مبتنی بر نظریه انعطاف پذیری شناختی است. روش پژوهش : این مطالعه یک پژوهش کیفی است که برای پاسخ به سؤال اول پژوهش از شیوه مرور نظام مند استفاده شده است. در این پژوهش، برای جمع آوری داده های مربوط به سؤال اول پژوهش، به جستجوی مقالات، پایان نامه ها و متون مرتبط از پایگاه های معتبر اینترنتی از سال 1988 تا 2020 پرداخته شد. در نهایت، از میان این منابع، 28 منبع از مرتبط ترین متون مرتبط با سؤالات پژوهش، انتخاب شده و از طریق روش تحلیل مضمون، تحلیل شدند. سپس بر اساس یافته های به دست آمده، عناصر برنامه درسی تنوع گرا در پاسخ به سؤال دوم تا ششم، طراحی و اعتبارسنجی شده است. در پایان، بر اساس یافته ها، الگوی مفهومی برنامه درسی تنوع گرا، ارائه شده است. برنامه مذکور در اختیار 10 نفر از متخصصان برنامه درسی قرار گرفت که با توافق 90 درصد،  عناصر مختلف برنامه را تأیید نمودند. یافته ها : بر اساس یافته ها، تعاریف، اهداف، اصول و معیارها و تأکیدات حوزه تدریس و یادگیری از جمله مضامین اصلی نظریه انعطاف پذیری شناختی بودند. مضامین فرعی مرتبط به هر مضمون اصلی نیز شناسایی شدند. بعد از شناخت ویژگی های نظریه انعطاف پذیری شناختی، بر اساس ویژگی ها، عناصر برنامه درسی تنوع گرا طراحی شدند. تنوع در نوع، سطح، شکل، و پیچیدگی از جمله مهمترین ویژگی های برنامه درسی تنوع گرا بود. عنصر هدف شامل (تنوع در حیطه ها/ سطوح /پیچیدگی)؛ عنصر محتوا شامل (تنوع در انواع محتوا)؛ عنصر روش های یاددهی یادگیری (تنوع در انواع روش)؛ عنصر فعالیت های یادگیری شامل (تنوع در محل، سطح، حیطه، شیوه، و نوع فعالیت)؛ عنصر ارزشیابی شامل (تنوع در مراحل، نوع، حیطه، پیچیدگی، شکل، و ابزارهای ارزشیابی) است.  نتیجه گیری : در این پژوهش، برنامه درسی تنوع گرا بر پایه نظریه انعطاف پذیری شناختی، با تأکید بر تنوع در تمام عناصر آموزشی (اهداف، محتوا، روش، فعالیت و ارزشیابی) و توجه به یادگیری پیچیده، کاربردی و چندجانبه، جهت پرورش ذهنی انعطاف پذیر و توانمند در حل مسائل واقعی، ارائه شد. این برنامه، فضایی تعاملی، چندبعدی و غیرخطی برای ساخت فعال دانش فراهم می کند و به عنوان راهنمای عمل در تربیت افرادی با ذهن های خلاق، نوآور و انعطاف پذیر می تواند راهگشا باشد و مورد استفاده برنامه ریزان، مؤلفان و معلمان قرار گیرد. 
۲.

شاخص های محتوا در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی و میزان توجه به آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برنامه درسی دانش فناوری دانشگاه فرهنگیان دوره آموزش ابتدایی محتوا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۱
هدف : پژوهش حاضر با هدف شناسایی شاخص های عنصر محتوا در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی و سپس میزان توجه به آن ها در دانشگاه فرهنگیان انجام شد. روش پژوهش : در پژوهش حاضر از طرح ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی استفاده شد. از روش پدیدارشناسی در بخش کیفی و از روش توصیفی - پیمایشی در بخش کمی بهره گرفته شده است. در بخش کیفی با 15 نفر از متخصصان و اعضای هیئت علمی دانشگاه ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. جامعه آماری بخش کمی دانشجومعلمان دوره کارشناسی دانشگاه های فرهنگیان بودند که به روش تصادفی طبقه ای نسبی، تعداد 316 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسش نامه مستخرج از بخش کیفی بوده است. برای اعتباریابی بخش کیفی از روش همسوسازی و تکنیک کنترل توسط اعضاء بهره گرفته شد. برای تعیین روایی سؤالات مصاحبه و پرسش نامه از روایی صوری و محتوایی و برای برآورد پایایی پرسش نامه از ضریب آلفای کرونباخ برابر با 0/932 استفاده شد. تحلیل بخش کیفی از طریق روش تحلیل مضمون و بخش کمی از آمار توصیفی و استنباطی انجام شده است. یافته ها : یافته های بخش کیفی نشان داد مهم ترین شاخص های محتوا در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی شامل پنج مضمون 5 مضمون محتوای مربوط به دانش عمومی فناوری؛ محتوای مربوط به دانش تخصصی فناوری؛ محتوای مطلوب جهت کسب مهارت های تفکر عملی، تفکر انتقادی، خلاق و رفتار فناورانه؛ محتوای مناسب با کمک فناوری های نوین با قابلیت تعاملی، به روزرسانی، استفاده مکرر و ... برای دستیابی به هدف های آموزشی؛ سازماندهی محتوا بر اساس معیارهای علاقه مندی، کاربرد و ... با استفاده از فناوری های نوین بوده است. همچنین نتایج در بخش کمی نیز نشان داد میزان توجه به مؤلفه های دانش فناوری در عنصر محتوا برنامه درسی رشته آموزش ابتدایی در سطح ضعیفی است. نتیجه گیری : دانشگاه و استادان باید محتوایی را انتخاب کنند که دانشجویان بتوانند شایستگی های فناوری خود را توسعه دهند. همچنین از آنجایی که هر روز با فناوری های جدید روبرو هستند ضرورت دارد آن را در کلاس های درس بیاموزند و آموزش دهند.
۳.

مقایسه اثربخشی آموزش ریاضی با استفاده از بازی های مجازی و روش های سنتی در مدارس دولتی ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش ریاضی آموزش مجازی بازی های مجازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
هدف : پژوهش حاضر با هدف مقایسه رویکرد سنتی و بازی مجازی در اثربخشی آموزش ریاضی در مدارس دولتی ابتدایی انجام گرفته است. روش پژوهش : روش تحقیق به کار رفته در این پژوهش، روش نیمه تجربی، از نوع طرح پیش آزمون و پس آزمون، همراه با گروه کنترل بود. جامعه مورد مطالعه، کلیه دانش آموزان مدارس دولتی ابتدایی شهر میاندوآب که در سال تحصیلی 1402 مشغول به تحصیل بودند و نمونه آماری پژوهش، شامل 30 نفر از این دانش آموزان بود که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل به تعداد برابر قرارگرفتند. گروه ها در چهار جلسه 45 دقیقه ای در مورد مفاهیم اشکال هندسی مورد تیمار قرار گرفتند و گروه آزمایشی از فناوری و  بازی مجازی برای یادگیری درس اَشکال هندسی استفاده کردند، در حالی که دانش آموزان گروه کنترل از مواد چاپی سنتی به عنوان بخشی از فرآیند یادگیری استفاده کردند. هر دو گروه آزمون عملکرد تحصیلی (محقق ساخته) را در پیش و پس از تعلیم به عنوان پیش آزمون و پس آزمون کامل کردند. یافته ها : نتایج آزمون t نشان داد که در هر دو گروه با توجه به دانش جدید بدست آمده از اشکال هندسی پس از اتمام تیمار تفاوت آماری معنی داری وجود دارد. هم چنین میانگین نمرات گروه آزمایش 16/55 و میانگین نمرات گروه کنترل 13/8 از 18 بود. بر این اساس نتایج نشان می دهد که نقش بازی های آموزشی مجازی در اثربخشی آموزش در دانش آموزان معنادار است. نتیجه گیری : بر اساس نتایج بدست آمده، استفاده از بازی های آموزشی مجازی می تواند باعث اثربخشی آموزش در دانش آموزان باشد.
۴.

اثربخشی روش تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی بر حل مسئله، ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی و اهداف پیشرفت دانش آموزان در درس شیمی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اهداف پیشرفت ادراک سومندی تکالیف تحصیلی حل مسئله روش تدریس بایبی شیمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۲
هدف : هدف پژوهش حاضر اثربخشی روش تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی بر حل مسئله، ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی و اهداف پیشرفت دانش آموزان در درس شیمی بود. روش پژوهش : طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه یازدهم تجربی دوره متوسطه دوم شهرستان چابهار در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که برای نمونه گیری در این پژوهش از بین مدارس دوره دوم متوسطه شهرستان یک مدرسه (دبیرستان دانا و توانا) به صورت تصادفی انتخاب شد که پس از اعمال ملاک های خروج، 30 نفر شرکت کننده در پژوهش به صورت تصادفی انتخاب شده و به عنوان نمونه آماری با گمارش تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه جهت گیری هدف پیشرفت الیوت و مک گرگور (2001)، مقیاس سودمندی ادراک شده تکالیف تحصیلی میلر و همکاران (2005) و پرسشنامه هپنر و پترسون(1982) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل کواریانس انجام گرفت. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد که روش تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی بر حل مسئله، ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی و اهداف پیشرفت دانش آموزان در درس شیمی تأثیر دارد (01/0≥p). در واقع روش تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی باعث افزایش حل مسئله و مؤلفه های اعتماد به حل مسئله، اعتماد به خود و کنترل شخصی، جهت گیری هدف تسلط- گرایش و عملکرد- گرایش و ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی در دانش آموزان می شود. همچنین تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی باعث کاهش اهداف تسلط- اجتناب و عملکرد- اجتناب در دانش آموزان می شود. نتیجه گیری : با توجه به تأثیر روش تدریس بایبی بر میزان متغیرهای اهداف پیشرفت، حل مسئله و ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی درس شیمی، به کارگیری این روش تدریس به معلمان در مدارس توصیه می شود.
۵.

توسعه برنامه درسی پاسخگوی رشته علوم تربیتی: مطالعه کیفی عوامل بازدارنده و تسهیل کننده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برنامه درسی برنامه درسی پاسخگو دانشگاه پاسخگو علوم تربیتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
هدف : این تحقیق با هدف شناسایی عوامل بازدارنده و تسهیل کننده توسعه برنامه درسی پاسخگو در رشته علوم تربیتی انجام شد. روش پژوهش : برای نیل به هدف موردنظر، پژوهشگر از رویکرد کیفی از نوع تحلیل مضمون استفاده نمود. مشارکت کنندگان پژوهش اعضای هیأت علمی متخصص و صاحب نظر در حوزه برنامه ریزی درسی و خبرگان حوزه برنامه ریزی آموزش عالی و دانشگاه بودند که از این میان، 18 نفر به عنوان نمونه هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری تحلیل مضمون و به منظور اعتباریخشی داده ها، از روش کینگ و هاروکس استفاده شد. یافته ها : یافته ها نشان داد که در مجموع 46 کد اولیه، 13 مضمون پایه، 5 مضمون سازمان دهنده، ذیل دو مضمون فراگیر عوامل بازدارنده توسعه برنامه درسی پاسخگو و عوامل تسهیل کننده برنامه درسی پاسخگو قرار گرفتند. نتیجه گیری : بر اساس یافته ها، دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی و رشته علوم تربیتی برای حرکت به سمت و سوی برنامه درسی پاسخگو، می بایست مجموعه عوامل بازدارنده و تسهیل کننده را در تدوین، توسعه و اجرای برنامه درسی رشته علوم تربیتی مورد توجه قرار گیرد چراکه توسعه برنامه درسی پاسخگو به صورت موازی نیازمند رفع عوامل بازدارنده و تقویت و توجه به عوامل تسهیل کننده است؛ ضمن اینکه هرگونه اقدام و سیاست گذاری در این زمینه نیازمند نگاه نظام مند و چندبعدی با در نظر گرفتن تمامی عناصر و ابعاد ساختاری، فنی، راهبردی، فرهنگی، اجتماعی است.
۶.

پدیدارنگاری فهم و ادراک معلمان از مفاهیم برنامه درسی و برنامه ریزی درسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش ریاضی آموزش مجازی بازی های مجازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
هدف : مروزه مفهوم برنامه درسی و برنامه ریزی درسی وسیع تر از تهیه و تدوین رئوس مطالب درسی است و آن عبارت است از پیش بینی کلیه فعالیت هایی است که دانش آموزان تحت رهبری و هدایت معلم در مدرسه (آگاهی خارج از آن) برای رسیدن به هدف های معین باید انجام دهند. از این رو هدف از انجام این پژوهش مطالعه انگاره، فهم و ادراک معلمان از مفهوم «برنامه درسی» و «برنامه ریزی درسی» و ارائه یک مدل مفهومی بود. روش : رویکرد پژوهش کیفی و راهبرد آن پدیدارنگاری است. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته و میدان پژوهش شامل معلمان ابتدایی شهرستان بوکان بودند. مشارکت کنندگان 12 نفر از معلمان زن و مرد بودند که به شیوه نمونه هدفمند انتخاب انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته عمیق بود. جهت تحلیل داده ها از فرآیند سه مرحله ای کدگذاری، باز، محوری و اصلی (انتخابی) استفاده به عمل آمد. یافته ها : یافته های تحقیق حاکی از آن بود که ادراک و انگاره معلمان نسبت به مفهوم «برنامه درسی» شامل برنامه درسی به عنوان یک چارچوب رسمی و الزام آور؛ برنامه درسی به عنوان یک راهنمای کلی و قابل انعطاف؛ برنامه درسی به عنوان یک چالش اجرایی؛ برنامه درسی به عنوان یک تجربه زیسته در کلاس درس؛ برنامه درسی به عنوان سند رسمی (محتوا و اسناد رسمی مصوب)، برنامه درسی پنهان، برنامه درسی به عنوان یک سازه فلسفی و اجتماعی و برنامه درسی به عنوان یک سازه شناختی و یادگیری بود. همچنین انگاره و ادراک آن ها نسبت به مفهوم برنامه ریزی درسی شامل فهم برنامه ریزی درسی به عنوان یک فرایند ساختاریافته؛ برنامه ریزی درسی بعنوان تجربیات عملی و یادگیری کسب شده، برنامه ریزی درسی بعنوان نقشه راه آموزشی، برنامه ریزی درسی بعنوان فرایند سازماندهی محتوا، برنامه ریزی درسی به عنوان طراحی راهبردهای تدریس، برنامه ریزی درسی بعنوان مدیریت زمان و منابع، برنامه ریزی درسی بعنوان توجه به نیازهای یادگیرندگان، برنامه ریزی درسی بعنوان فرایندی پویا و با نگرش، برنامه ریزی درسی بعنوان یک فرایند شناختی و تصمیم گیری و برنامه ریزی درسی بعنوان یک فرایند تعاملی و اجتماعی بود. نتیجه گیری : در نتیجه باید اذعان داشت معلمان با توجه به تجربیات عملی و تعاملات خود در محیط آموزشی، درک عمیق و چندبعدی از مفاهیم برنامه درسی و برنامه ریزی درسی دارند. این درک ها نه تنها بر اساس اسناد و چارچوب های رسمی، بلکه بر پایه تجربیات زیسته و نیازهای واقعی کلاس درس شکل گرفته است.
۷.

پیش بینی نگرانی براساس سازه های بهزیستی اجتماعی و خوش بینی در مادران کودکان با نارسایی های ذهنی و تحولی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بهزیستی اجتماعی خوش بینی کودکان با نارسایی های ذهنی و تحولی مادران نگرانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۱
هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی پیش بینی نگرانی براساس سازه های بهزیستی اجتماعی و خوش بینی در مادران کودکان با نارسایی های ذهنی و تحولی انجام شد. روش پژوهش : روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل مادران کودکان با نارسایی های ذهنی و تحولی شهر تبریز در سال تحصیلی 1399-1398 بودند. تعداد 123 نفر از این مادران با روش نمونه گیری دردسترس به عنوان گروه نمونه پژوهش انتخاب شدند. از ابزارهای بهزیستی اجتماعی کیز، مقیاس خوش بینی کارور و شیر و پرسشنامه ابراز نگرانی پنسیلوانیا برای جمع آوری داده های پژوهش استفاده شد. یافته ها : تحلیل همبستگی نشان داد که بین بهزیستی اجتماعی و خوش بینی با ابراز نگرانی رابطه منفی و معنادار وجود دارد. افزون براین، تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که متغیرهای خوش بینی و بهزیستی اجتماعی توانستند 16درصد واریانس ابراز نگرانی را به طور معناداری تبیین کنند. نتیجه گیری : پیش آمادگی شناختی و عاطفی در خوش بینی و  بهزیستی اجتماعی به مادران کودکان با نارسایی های ذهنی و تحولی کمک می کنند تا نگرانی کمتری را تجربه کنند.
۸.

بررسی ارتباط میان ادراک راهبردهای آموزشی معلمان با شکوفایی توانایی و از خودبیگانگی تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: از خودبیگانگی تحصیلی راهبردهای آموزشی شکوفایی توانایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۱
هدف: نظام های تعلیم و تربیت در سراسر جهان در پی دستیابی به متغیرهای مثبت و انگیزه بخش هستند تا از طریق شناسایی توانمندی های دانش آموزان در راستای تأثیرگذاری بر انتشار و تولید آگاهی، ارتقاء توانایی یا افزایش نیکی در جهان بهره ببرند و درنتیجه، محصلان بتوانند معنای بزرگتری برای تحصیل خویش در جهان هستی بیابند. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط میان ادراک از راهبردهای آموزشی معلمان با شکوفایی توانایی و از خودبیگانگی تحصیلی دانش آموزان بود. روش : روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر اردبیل بود که برابر 7750 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شد و تعداد نمونه برابر 367 نفر بدست آمد که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. بری اندازه گیری متغیرها از پرسشنامه راهبردهای آموزشی معلمان توسط عظیم پور (1393)، پرسشنامه شکوفایی توانایی توسط لفرانکویس و همکاران (1977) و پرسشنامه ازخودبیگانگی تحصیلی دیلون و گروات (1976) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-26 و ضریب رگرسیون تحلیل شدند. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد که میان ادراک از راهبردهای آموزشی معلمان با شکوفایی توانایی دانش آموزان ارتباط مثبت معنی داری وجود دارد و محوریت دانش آموز 0/21، آموزش مبتنی بر گروه 0/17، ایجاد تمرکز و انگیزه 0/16، تدارک محیط بهینه 0/22 و آماده سازی 0/20 تغییرات شکوفایی توانایی دانش آموزان را پیش بینی می کند. همچنین میان راهبردهای آموزشی معلمان با ازخودبیگانگی تحصیلی دانش آموزان رابطه منفی و معنی داری دارد و محوریت دانش آموز 0/12-، آموزش مبتنی بر گروه 0/14-، تدارک محیط بهینه 0/13- و آماده سازی 0/18- تغییرات ازخودبیگانگی تحصیلی دانش آموزان را پیش بینی می کنند. نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت ادراک از راهبردهای آموزشی معلمان می تواند با شکوفایی توانایی دانش آموزان ارتباط داشته باشد و دانش آموزان در سایه تلاش های معلم برای آموزش بهتر، یادگیری صحیح و در عین حال کیفیت آموزشی بالاتری انگیزه بالاتری خواهند داشت.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۱۵