۱.
هدف از پژوهش حاضر، تدوین الگوی برنامه درسی تربیت اقتصادی مبتنی بر کارآفرینی برای دوره اول متوسطه بوده، روش تحقیق کیفی بود. جامعه آماری شامل مقالات و پژوهش های علمی، طرح های پژوهشی سازمان ها، تحقیقات خبرگان، کتب مرتبط تالیفی و پایان نامه های مقطع کارشناسی ارشد و دکتری مراکز آموزش عالی و بخشنامه های موجود در وزارت آموزش و پرورش، برای بررسی متون و متخصصان برنامه درسی، مؤلفان کتب درسی، برنامه ریزان وزارت آموزش و پرورش و متخصصان تربیت اقتصادی و کارآفرینی برای مصاحبه بود که 35 متن و با روش نمونه گیری گلوله برفی تعداد 15 خبره انتخاب شد. برای تحلیل داده ها، از روش تحلیل محتوای استقرایی با کدگذاری اولیه، محوری و ثانویه استفاده گردید. برای تعیین روایی و پایایی، از بازنگری و بازبینی خبرگان و توافق درون موضوعی، استفاده گردید. طبق نتایج، در الگوی پژوهش، عنصر «هدف»، دارای پنج مولفه، عنصر «محتوا»، دارای هفت مولفه، عنصر «روش های تدریس»، دارای شش مولفه و عنصر «ارزشیابی»، دارای پنج مولفه تعیین شد.
۲.
ژوهش حاضر با هدف واکاوی نقش فعالیت های فوق برنامه درکلاس های چند فرهنگی دوره ابتدایی با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسانه توصیفی انجام شد. میدان پژوهش شامل دانش آموزان و معلمان کلاس های چندفرهنگی دوره ابتدایی ناحیه یک استان قم در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. نمونه مورد بررسی شامل 35 نفر از دانش آموزان و نیز 9 نفر از معلمان بود که از روش اشباع داده ها با استفاده از نمونه گیری هدفمند و ملاکی به دست آمد. فن گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که با روش تحلیل محتوای مضمونی کلایزی مورد واکاوی قرار گرفت . مضامین اصلی در پاسخ به سوال اول؛ پرورش هنری، پرورش اخلاقی، اجتماع چندفرهنگی، گرایش مذهبی و فعالیت های ورزشی بودند. مضامین اصلی در پاسخ به سوال دوم؛ تمایزات فرهنگی، اذهان دانش آموزان، توقعات والدین، مدیر مدرسه،کمبودها و دیدگاه معلم بودند و مضامین اصلی در پاسخ به سوال سوم؛ دانش آموزان، کلاس درس، مدرسه، نقش معلمان و تقویت آموزش بودند. نتایج پژوهش حاضر به اهمیت بسترهای فوق برنامه در مدارس و خصوصا مدارس چندفرهنگی تاکید می نمایند.
۳.
در دل پیچیدگی های فرایند تعلیم و تربیت، برنامه درسی پنهان همچون جریانی زیرین، بی وقفه بر شکل گیری ذهن ها و روح ها اثر می گذارد. این پژوهش با هدف کاوش در لایه های پنهان آموزش ریاضی و با بهره گیری از روش های کیفی، به مشاهده و تحلیل تعاملات کلاس درس پرداخته و مؤلفه های تأثیرگذار برنامه درسی پنهان را با ابتناء به رویکرد اجتماعی-فرهنگی ویگوتسکیشناسایی نموده است. این پژوهش، با اتخاذ پارادایم کیفی و رهیافت داده بنیاد، طی سه سال تحصیلی در سه دبیرستان پسرانه غیر دولتی در تهران انجام شد. داده ها با استفاده از ابزارهای متنوعی نظیر مشاهده، مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته، و اسناد آموزشی گردآوری و تحلیل شدند. یافته های این تحقیق، نشان داد که الگوی برنامه درسی پنهان در آموزش ریاضی مبتنی بر رویکرد اجتماعی-فرهنگی در سه لایه کلیدی زمینه«محیط یادگیری، محتوای آموزشی، قوانین آموزشی و انضباطی، و روش های آموزشی مرسوم»، فرآیند«تعاملات ناهمتراز جمعی و فردی و تعاملات هم تراز»، و پیامد«تغییر نگرش به ریاضی، گسترش یادگیری، و آثار فردی و جمعی یادگیری گروهی» قابل صورت بندی است.
۴.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین برنامه درسی لایه ای مبتنی بر الگوی معلم محوری در دانشگاه فرهنگیان انجام شد. رویکرد تحقیق کیفی از نوع تحلیل محتوا استقرایی با تأکید بر ماهیت مضمونی آن بود. برای تعیین اعتبار داده های پژوهش از روش خود بازبینی و فن کنترل اعضا و برای تعیین پایایی داده ها از روش مقایسه مستمر و نظام مند در ثبت و نوشتن داده ها استفاده شد. یافته های به دست آمده نشان داد که ویژگی های متفاوت عناصر برنامه درسی لایه ای در سطوح مختلف منجر به ایجاد هویت های مختلفی از الگوی معلمی می انجامد و این الگوها در طی آموزش دانشجو معلمان در لایه های سه گانه رویکرد تکاملی داشته و منجر به شکل گیری گفتمان رهبری آموزشی به عنوان اولویت اصلی برنامه درسی لایه ای می شود. نتایج نشان داد که امکان سنجی برای پیاده سازی تمامی سطوح برنامه درسی لایه ای در دانشگاه فرهنگیان صورت گیرد. هم چنین الگوهای معلمی در توسعه حرفه ای مورد تاکید قرار گرفته و نگرش یکپارچه ای در ارتقا دانش معلمی مطابق با انتظارات آموزشی در اسناد بالادستی فراهم شود.
۵.
از آنجا که تجارب یادگیری دانش آموزان در چارچوب برنامه درسی شکل می گیرد ، تاسیس مدارس کارآفرین با جذابیت های لازم از ویژگی های برنامه درسی نوین خواهد بود. فعالیت های یادگیری دانش آموزان نوجوان(نسل آلفا)در مدارس کارآفرینی وابسته به برنامه های درسی انگیزشی است .هدف پژوهش حاضر، شناسایی ابعاد و مؤلفه های برنامه های درسی انگیزشی نسل آلفا در مدارس کارآفرین و ارائه الگو بود. روش کیفی- فراترکیب از نوع مرور متون بود. میدان پژوهش مشتمل بر کلیه مقالات منتشر شده طی سالهای 2023-2010 و شیوه نمونه گیری بصورت هدفمند تا حد اشباع نظری استوار بود. لذا از بین 78 مقالات انتخاب شده اولیه 34 مقاله براساس داشتن شرایط ورود به پژوهش انتخاب شدند.تحلیل داده ها به شیوه استخراج مفاهیم، زیر مقوله و مقوله های اصلی صورت گرفت. یافته های پژوهش نشان داد، الگوی برنامه درسی انگیزشی نسل آلفا مشتمل بر ابعاد ششگانه(بازیوارسازی، عینی سازی رفتار خلاقانه، ایده سازی، گسترش فرصت های یادگیری، درگیری یادگیری، فراشناختی-یادگیری) استوار شد.
۶.
پژوهش حاضر با هدف بررسی برنامه های آموزش هوش مصنوعی برای دانش آموزان دوره دوم ابتدایی، از طریق مرور دامنه ای مبتنی بر راهنمای پریزما انجام شد. تحلیل ۴۵ مطالعه انتخاب شده بین سال های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴ نشان داد حجم پژوهش ها در سال ۲۰۲۴ نسبت به ۲۰۲۳ بیش از دو برابر افزایش یافته است. یافته ها نشان داد که آموزش هوش مصنوعی عمدتاً با هدف کلی ارتقاء سواد هوش مصنوعی دانش آموزان و در برخی موارد با تمرکز بر تقویت درک از کاربردهای هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، اخلاق هوش مصنوعی یا رفع بدفهمی ها نسبت آن طراحی شده اند و چهار حوزه دانش پایه هوش مصنوعی، کاربردهای عملی، تعامل انسان و هوش مصنوعی و ملاحظات اخلاقی چهار حوزه محتوایی برنامه های آموزش را شکل داده اند. یادگیری مشارکتی و یادگیری تجربی به عنوان رویکردهای آموزشی غالب بوده و ابزارهای کمی و کیفی متنوعی برای جمع آوری داده استفاده شده اند. همچنین سازگاری محتوا با زمینه های فرهنگی-زبانی و تفاوت جنسیتی به عنوان چالش های مطرح در آموزش هوش مصنوعی شناسایی شدند.
۷.
هدف پژوهش حاضر مطالعه تأثیر کیفیت معلم ،کیفیت مدرسه با نقش میانجی نگرش به خواندن در عملکرد سواد خواندن دانش آموزان ایرانی در آزمون پرلز ۲۰۲۱ بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پایه چهارم (1341065نفر)، مدیران و معلمان آن ها بود. با بهره گیری از روش نمونه گیری سه مرحله ای خوشه ای طبقه ای تعداد 5962 دانش آموز در 218 کلاس درس، همراه یا 218 معلم و 218 مدیرمدرسه انتخاب شد. داده های مربوط به ایران، از میان داده های موجود در پایگاه انجمن بین المللی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی در آزمون پرلز2021 براساس روش تحلیل ثانویه مورد استفاده قرارگرفت. داده ها از پرسشنامه های مربوط به عملکرد خواندن دانش آموزان، کیفیت معلم، کیفیت مدرسه و نگرش به خواندن، استخراج و با کمک آزمون های مدل سازی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها پژوهش بیانگر تأثیرمستقیم، مثبت و معنی دار کیفیت معلم، کیفیت مدرسه بر نگرش خواندن و عملکرد سواد خواندن دانش آموزان و تأثیر غیر مستقیم، مثبت و معنی دار متغیرهای کیفیت معلم و کیفیت مدرسه از طریق نگرش خواندن بر عملکرد خواندن بود. براساس یافته های پژوهش، پیشنهادهای لازم ارائه شد.
۸.
هدف این مطالعه شناخت تجارب زیسته دانش آموزان از درک مفهوم شادی در برنامه درسی با روش پدیدارشناسی است.مشارکت کنندگان شامل 10 نفر از دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهرتهران هستند که از طریق نمونه گیری هدفمند و روش موارد عادی انتخاب شده اند. تعداد مصاحبه ها بر اساس اشباع اطلاعاتی پژوهشگران مشخص شده است. داده ها به وسیله مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با تحلیل تماتیک تفسیر گردید. یافته ها نشان می دهداز دیدگاه دانش-آموزان، ماهیت شادی شامل: شادی به عنوان یک احساس خوب و لذت بخش، احساس آرامش و دوری از استرس، انرژی سازنده و مثبت و خوش بینی نسبت به خود و زندگی است. ابعاد شادی شامل: معلم، ابزارهای یادگیری معنادار ، بعد فردی یادگیرنده، امکانات و تجهیزات مدرسه، خانواده وکارکنان مدرسه است. عواملی چون تدوین برنامه های درسی مبتنی بر علائق دانش آموزان، توجه به فعالیت های فوق برنامه، برگزاری مسابقات، تحول در شیوه های آموزش، جلب مشارکت دانش آموزان، برقراری ارتباط دوستانه با دانش آموزان ، توجه به خلاقیت و پیش بینی فرصت هایی برای فعالیت های اجتماعی موجب افزایش شادی دانش آموزان از طریق برنامه های درسی می شود.
۹.
هدف این مطالعه، طراحی الگوی دانش موضوعی-تربیتی برای معلمان فیزیک است. این پژوهش در دو مرحله تدوین الگو و اعتبار سنجی الگو، با رویکردهای ترکیبی و کمی انجام گرفته است. در مرحله اول، تعداد 11 نفر با اشباع نظری، به صورت هدفمند انتخاب شده و مصاحبه های نیمه ساختار یافته انجام شدند. مصاحبه ها با روش پدیدارشناسی بررسی و مضامین اصلی و فرعی شناسایی شدند؛ الگوی دانش موضوعی-تربیتی معلمان فیزیک در مبحث الکترواستاتیک با هشت مضمون اصلی – جهت گیری معلم، دانش هدف گذاری و سازمان دهی محتوا، آگاهی از درک دانش آموزان، شناخت دانش آموزان، راهبردهای تدریس، خودکارآمدی معلم، دانش فناورانه، و دانش ارزشیابی – طراحی گردید. این الگو با تهیه پرسشنامه محقق ساخته مورد اعتباربخشی قرار گرفت. 199 نفر از جامعه آماری معلمان فیزیک استان آذربایجان غربی به عنوان نمونه انتخاب شدند و پرسشنامه به اجرا درآمد. داده ها با شیوه تحلیل اکتشافی و تحلیل عاملی بررسی شدند. نتایج نشان دادند که الگوی طراحی شده برای دانش موضوعی-تربیتی معلمان فیزیک از اعتبار لازم برخوردار است.
۱۰.
هدف: پژوهش حاضر با هدف کیفیت سنجی اجرای طرح ارزیابی درونی گروه آموزشی علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان و ارایه راهکارهای جهت ارتقای کیفیت آموزش آن در سال تحصیلی 03- 1402 در دانشگاه فرهنگیان استان کرمانشاه انجام شده است. پژوهش به جهت نوع هدف کاربردی و از لحاظ نوع داده مورد جستجو، از نوع پژوهش های کمی می باشد که با روش پیمایشی از نوع مقطعی انجام ستفاده از نمونه گیری طبقه ای و بر اساس جدول تعیین حجم نمونه کرجسی و مورگان با آلفای (05/.)، 250 دانشجو به عنوازیابی درونی به عوامل اهداف و تشکیلات و راهبردهای یاددهی- یادگیری و پایین امتیاز به عامل امکانات و تجهیزات آموزشی تعلق گرفت. از مجموع شش عامل مورد بررسی، سه عامل تشکیلات ؛ راهبردهای یاددهی- یادگیری و دانشجو معلمان در سطح مطلوب، دو عامل، رشته های تحصیلی و اعضای هیات علمی در وضعیت نسبتاً مطلوب و یک عامل امکانات و تجهیزات در سطح نامطلوب ارزیابی شد.