ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۲۱ تا ۱٬۴۴۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
۱۴۲۱.

میزان انطباق درک دانش آموزان دختر و پسر پایه دهم از شکل های هندسی با مسائل کتاب درسی هندسه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هندسه شکل های هندسی نظریه درک شکل های هندسی نظریه دووال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۱۶۹
مطالعه حاضر با هدف بررسی درک دانش آموزان پایه دهم از شکل های هندسی بر اساس نظریه دووال و همچنین بررسی کتاب درسی هندسه این پایه از نظر پرداختن به هر یک از ابعاد درک شکل های هندسی به روش های پیمایشی و تحلیل محتوا انجام گردید. جامعه آماری در بخش پیمایشی، دانش آموزان پایه دهم رشته ریاضی شهرستان پاکدشت و نمونه شامل 235 نفر از آن ها بود که به روش تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. در بخش تحلیل محتوا، جامعه آماری، کلیه مسائل کتاب هندسه پایه دهم بود و حجم نمونه با جامعه یکسان در نظر گرفته شد. ابزار اندازه گیری در بخش پیمایشی، آزمونی بر اساس پژوهش های مرتبط بود که روایی آن توسط متخصصان و پایایی آن به کمک معیار آلفای کرونباخ تأیید گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها، آمار توصیفی مورد استفاده قرار گرفت. یافته های پژوهش بیانگر آن بود که درصد پاسخ های نادرست و بدون پاسخ دانش آموزان در حل مسائل استدلالی و عملیاتی، بیش تر از مسائل ادراکی و مرحله ای است و بین عملکرد دختران و پسران، تفاوت قابل توجهی وجود ندارد. بررسی مسائل کتاب هندسه پایه دهم نیز نشان داد که اکثر مسائل آن مرتبط با درک های استدلالی و عملیاتی هستند. در واقع، علی رغم آنکه اکثر مسائل کتاب هندسه پایه دهم به مسائل استدلالی و عملیاتی اختصاص یافته است اما عملکرد دانش آموزان در پاسخ دهی به مسائل مرتبط با این دو درک در حد انتظار نبود. پیشنهاد می گردد تا نحوه ارائه مطالب در کتاب درسی و یا شیوه های تدریس هندسه به گونه ای اصلاح شود تا زمینه تقویت هر چهار درکِ دانش آموزان فراهم گردد.
۱۴۲۲.

تأثیر بازی وارسازی دیجیتال بر بار شناختی و عملکرد تحصیلی دانشجویان دارای سبک شناختی وابسته به زمینه: رویکرد ردیاب چشمی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بار شناختی بازی وارسازی دیجیتال سبک شناختی عملکرد تحصیلی عناصر بازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۰۷
مطالعه حاضر جهت سنجش تأثیر بازی وارسازی دیجیتال بر کاهش بار شناختی بیرونی و عملکرد تحصیلی دانشجویان دارای سبک شناختی وابسته به زمینه انجام گرفت. روش پژوهش شبه آزمایشی، تک آزمودنی با طرح A-B-A بود. جامعه کلیه دانشجویان کارشناسی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه بیرجند در سال 1401-1400، نمونه یک نفر و روش نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند بود. ابزارها: آزمون گروهی اشکال نهفته (GEFT) که توسط اولتمن و همکاران سال 1971، پرسشنامه یک سؤالی بار شناختی بیرونی که توسط پاس و همکاران سال 1994 ساخته شد، آزمون محقق ساخته عملکرد تحصیلی و دستگاه ردیاب چشمی بود. پس از انجام آزمون گروهی اشکال نهفته و شناسایی نمونه، به آزمودنی آموزش گرامر زبان انگلیسی، در مرحله خط پایه با چندرسانه ای فاقد عناصر بازی، مرحله آزمایش با استفاده از بازی وارسازی دیجیتال و در مرحله بازگشت به خط پایه نیز، با چندرسانه ای فاقد عناصر بازی، داده شد. هر مرحله طی 8 جلسه اجرا شد و در هریک داده های ردیابی چشم جمع آوری شده، آزمون بار شناختی و پیش آزمون و پس آزمون از آزمودنی به عمل آمد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، از روش های آمار توصیفی و استنباطی و تحلیل نمودار دیداری استفاده شد. یافته ها، نشان داد آموزش زبان انگلیسی با بازی وارسازی دیجیتال، بار شناختی بیرونی و عملکرد تحصیلی را افزایش داد. نتیجه گیری شد بازی وارسازی باعث ایجاد انگیزه و جلب توجه و درگیری فراگیر با محتوا گشته، بار شناختی بیرونی را افزایش داده و یادگیری حاصل شده و عملکرد تحصیلی افزایش یافته است.
۱۴۲۳.

مطالعه تطبیقی شیوه های بکارگیری فناوری های نوین آموزشی در دانشگاه های مجازی و الکترونیکی ایران و برخی کشورهای آسیایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فناوری های نوین آموزشی دانشگاه های ایران و آسیا مطالعه تطبیقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۱۹
هدف این پژوهش «مطالعه تطبیقی شیوه های به کارگیری فناوری های نوین آموزشی در دانشگاه های ایران و سایر کشورهای آسیایی» بود. پژوهش کیفی و با شیوه توصیفی- تطبیقی انجام شد. حوزه پژوهش شامل دانشگاه های ایران، که از سیستم آموزش از راه دور و مجازی و آموزش های الکترونیکی و فناوری های نوین بهره برده اند و همچنین، دانشگاه های باز جهان از جمله ژاپن و چین، دانشگاه ایندیراگاندی هند، دانشگاه ملی هند، دانشگاه ای پی یو مالزی، دانشگاه علامه الاقبال پاکستان، دانشگاه ترباکا اندونزی، دانشگاه مجازی سنگاپور و دانشگاه آنادولو ترکیه در سال 1402 بود. روش نمونه گیری، به شیوه هدف مند بود. معیار انتخاب این کشورها، دانشگاه های برگزارکننده آموزش از راه دور بوده است. واحد تحلیل "فناوری های مورد استفاده" بود. جمع آوری اطلاعات از طریق فیش برداری بود. تحلیل و مقایسه اطلاعات بر اساس روش جرج بردی در چهار مرحله توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه انجام شد. یافته ها نشان داد، شیوه های به کارگیری فناوری های نوین آموزشی در دانشگاه های مجازی ایران، بصورت سیستم مدیریت یادگیری، ابزارهای سیار و به طور محدود دوره های موک است و در دانشگاه های آسیایی متاورس و هوش مصنوعی را هم دربر می گیرد. فناوری های نوین آموزشی در دانشگاه های ایران و دانشگاه های آسیایی از نظر به کارگیری سیستم مدیریت یادگیری، شباهت و از نظر امکانات و ابزارهای آموزشی تفاوت دارند. ضعف زیرساخت های فناوری ایران، مانند سرعت اینترنت، کمبود سخت افزارهای جدید و با کیفیت، تجربه کم مدرسان نسبت به دانشگاه های آسیایی چشم گیر است.
۱۴۲۴.

کارکرد آموزش تاریخ در توانمندسازی دانشجویان رشته تاریخ برای ایفای نقش فعال در همزیستی اجتماعی با تمدن اسلامی

کلیدواژه‌ها: آموزش تاریخ تمدن اسلامی همزیستی اجتماعی دانشجویان رشته تاریخ چالش ها و راهکارها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۶۴
پژوهش حاضر به بررسی نقش و کارکرد آموزش تاریخ در توانمندسازی دانشجویان رشته تاریخ برای ایفای نقش اثربخش و فعال در فرآیند همزیستی اجتماعی با تمدن اسلامی می پردازد. هدف اصلی پژوهش، تبیین چالش های چندوجهی محتوایی، ساختاری، نهادی و فرهنگی مرتبط با آموزش تاریخ و ارائه راهکارهایی بین رشته ای است تا دانشجویان این رشته را قادر سازد تا با گفتمان انتقادی، تحلیلی و مسئله محور، تحولات تمدنی اسلامی را فهم و در زمینه همزیستی اجتماعی در این حوزه ایفای نقش نمایند.. روش ها : روش شناسی تحقیق، تحلیلی همراه با رویکرد تجربه گرا و بررسی همه جانبه موانع است. از این رو، با رویکردی نظام مند، چهار محور اصلی چالش ها و راهکارها بازشناسی شده است (محتوایی و آموزشی، ساختاری و نهادی، فرهنگی و هویتی، مهارتی و تعاملاتی).. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که گذار از دیدگاه سنتی رشته تاریخ، به بازتعریفی نوین، همراه با ایجاد بسترهای پژوهشی میان رشته ای، بهره گیری هوشمندانه از فناوری های نوین آموزشی و تقویت تعامل های عملی با نهادهای تمدنی، راهکار توانمندسازی دانشجویان تاریخ جهت مشارکت مؤثر در راستای همزیستی اجتماعی با هویت تمدن اسلامی است. نتیجه گیری: ضرورت سیاست گذاری نظام مند در حوزه ارتقاء دانش اساتید، افزایش تعاملات ملی و فراملی و تجدیدنظر محتوای درسی و روش تدریس بر اساس مفاهیم و روش های نوین حائز اهمیت است؛ زیرا تنها از خلال فرایندهای فعال آموزشی-پژوهشی و فرهنگ ساز می توان به تقویت نگرش تمدنی دانشجویان رشته تاریخ پرداخت تا بدین وسیله، هم زمان با فهم ریشه ها و ابعاد چندلایه تمدن اسلامی در ساحت نقش آفرینان کنشگر در ساحت همزیستی اجتماعی با تمدن اسلامی ظاهر شوند
۱۴۲۵.

آموزش عمیق تر تاریخ از طریق مطالعه زمینه های اجتماعی: بازشناسی نقش بنیان های تربیت اخلاقی در بزنگاه های تاریخی در فرهنگ چینی

کلیدواژه‌ها: آموزه های کنفوسیوس ملاک های عدالت شایسته سالاری تلاش وفاداری دولتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۳
پیشینه و اهداف:آموزش تاریخ مرهون شناسایی دقیق در بزنگاه های تاریخی و نقش شرایط اجتماعی و فرهنگی است. با توجه به نقش جامعه ی چینی در توازن معادلات جهانی و جایگاه فرهنگی آن در منطقه ی جغرافیایی شرق آسیا، این مقاله بر آموزش اخلاق چینی تمرکز یافته و بر آن است که مؤلفه های تربیت اخلاقی در این جامعه را به طور کیفی مورد پژوهش قرار دهد. روش ها :این تحقیق، بنا بر ضرورت ها و الزامات پژوهشی، از روش کیفی و مشخصاً از روش مطالعه ی کتابخانه ای بهره مند شده است. یافته ها: جامعه ی چینی میراث دار ذخایر فرهنگی و اخلاقیِ ویژه ای است که از آموزه های باستانی خود یعنی تعالیم کنفوسیوس نشأت گرفته است. تأکید بر ملاک های شایستگی، تلاش، تقدیس خانواده، و محترم شمردن سلسله مراتب حکومتی ویژگی هایی هستند که این جامعه را برای انواع اقدامات و اصلاحات دولتی آماده کرده از بحران های بسیار جدی عبور داده است. نتیجه گیری: در آموزش تاریخ، پژوهش و شناخت شرایط اجتماعیِ جوامع در بزنگاه های تاریخی بسیار ضروری است. این که چگونه جوامع انسانی مسیرهای مختلفی را طی کرده اند، دارای دلالت های تاریخی هستند که مبینِ شرایط امروز، اعم از ثبات، پویایی و اضمحلال آن ها است. این جامعه، امروزه منظومه ای از اضداد را در خود می پروراند و هنرمندانه از تمامی تجربه ها و رویدادهای تاریخی استفاده می کند و در اصلاحات آموزشی لحاظ می نماید.
۱۴۲۶.

طراحی برنامه درسی آموزش فارسی مبتنی بر رویکرد قصه گویی در دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش فارسی برنامه درسی دوره ابتدایی فرهنگ قصه گویی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۴۶
پیشینه و اهداف: هدف اصلی این پژوهش، واکاوی عناصر برنامه درسی آموزش فارسی مبتنی بر رویکرد قصه گویی در دوره ابتدایی بود. روش ها این پژوهش از نوع پژوهش های کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد بود. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه اعضای هیئت علمی و معلمان متخصص در زمینه قصه گویی و ادبیات کهن فارسی است که در دانشگاه فرهنگیان استان گلستان تدریس می کنند. شیوه انتخاب آن ها هدفمند، از نوع گلوله برفی بوده است. درمجموع با 21 نفر مصاحبه شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختارمند در طی سه مرحله به شیوه کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. یافته ها: نتایج تحقیق در قالب مدل پارادایمی و مدل مفهومی بدین صورت شکل گرفت: اهداف ، محتوای درس فارسی ، روش های یاددهی-یادگیری ، نقش معلم ، ارزشیابی ، منابع تخصصی آموزش فارسی با رویکرد قصه گویی ، فضا ، مهارت های ارتباطی ، یادگیری مفهومی فارسی و نتایج تربیتی (شکل گیری هویت دانش آموزان در فرایند قصه گویی، رشد مهارت های زبانی، فراهم آوردن تجربه یادگیری فعال و خلاق همراه با پیشرفت تحصیلی، تقویت حافظه شنیداری و دیداری، تقویت سخنوری، افزایش سطح عمومی یادگیری درس فارسی و پیشرفت تحصیلی). نتیجه گیری: در پایان یافته ها و نتایج به دست آمده مورد بررسی قرار گرفت و بر مبنای آن ها، رهنمودهایی برای عملی شدن برنامه درسی آموزش فارسی مبتنی بر رویکرد قصه گویی در دوره ابتدایی ارائه شد.
۱۴۲۷.

Presenting a causal model for predicting social presence based on cognitive presence (mediated by online search) Students of Payam Noor University's online courses: Application of path analysis(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: social presence cognitive presence online learning atmosphere online courses

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۷۹
The concept of social presence is defined as the ability of learners to identify the learning community, have a sense of belonging to the community and communicate purposefully in a learning community. The reason for emphasizing the social presence of online learning is that online and virtual learning experts believe that social constructivism is an important factor in promoting interpersonal communication and the quality of learning. Given the importance of social presence as an influential variable in the process of virtual education, it is necessary to pay more attention to this issue and its predictors. In this regard, the present study aimed to provide a causal model for predicting social presence based on cognitive presence mediated by the online learning atmosphere. Participants included 265 students of online courses of Payame Noor universities in North Khorasan province in the academic year of 2009-2010 who were selected by cluster random sampling method. In order to measure the research variables, questionnaires of cognitive presence, social presence and online learning atmosphere were used. Amos software and path analysis method were used to evaluate the proposed model. The results showed that, 1-According to the above findings, the proposed model in the RMSEA index (root mean square of estimation errors) does not fit well, so the model was modified by correlating latent variable errors and The results showed that the final model has a good fit; 2-Cognitive presence has a direct, positive and significant relationship with social presence (P≤0.05 and β=0.62); There is a direct, positive and significant relationship between cognitive presence and online learning (P≤0.05 and β= 0.14) and also a direct relationship between online learning atmosphere and social presence is positive and significant (P≤0.05 and β=0.32); 3-In the indirect way, with the presence of mediator variables, the relationship between cognitive presence and social presence was still significant and the online learning atmosphere absorbs part of the effect of cognitive presence on social presence and mediates this relationship in part .
۱۴۲۸.

اثربخشی آموزش فلسفه به کودکان بر کیفیت تعامل بین معلمان و دانش آموزان دختر متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش فلسفه به کودکان تعامل معلمان دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۶۵
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر آموزش فلسفه به کودکان بر کیفیت تعامل معلمان و دانش آموزان دختر متوسطه اول بود. روش پژوهش نیمه تجربی از نوع طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری را کلیه دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر تبریز در سال تحصیلی 99-1398 تشکیل دادند که از بین آن ها 60 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب و در بین گروه ها جای دهی شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه تعامل معلم و دانش آموز (QTI) استفاده شد که روایی آن از طریق نظر متخصصان بررسی گردید و اعتبار آن به وسیله آلفای کرونباخ 87/0 به دست آمد. برنامه آموزش فلسفه به کودکان به مدت 11 جلسه، به صورت اجتماع پژوهی برای گروه آزمایش انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار Spss 18 انجام گرفت. نتایج نشان داد که آموزش فلسفه به کودکان به میزان 68 درصد بر تفاوت های فردی دانش آموزان در تعامل بین معلمان و دانش آموزان مؤثر است. بر اساس نتایج، آموزش فلسفه به کودکان می تواند بر کیفیت تعامل معلمان و دانش آموزان دختر متوسطه اول تأثیر مثبت بگذارد.
۱۴۲۹.

شیوع بی مدنی تحصیلی در دانشجویان: نقش سبک های مدیریت کلاس، خودمحق بینی و بلندپروازی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بلندپروازی بی مدنی تحصیلی خودمحق بینی دانشجویان سبک های مدیریت کلاس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۲۱۵
بی مدنی تحصیلی یکی از رفتارهایی منفی در کلاس های درس دانشگاه است بر روند یاددهی-یادگیری تأثیر منفی می گذارد. هدف پژوهش حاضر بررسی میزان شیوع بی مدنی تحصیلی و نقش سبک های مدیریت کلاس، خودمحق بینی و بلندپروازی در پیش بینی آن در دانشجویان بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری دانشجویان شامل کل دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه گیلان بود. نمونه آماری شامل 433 دانشجو بود که به روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس های بی مدنی تحصیلی آریاپوران و کمالی(2019)، سبک مدیریت کلاس مارتین و همکاران (1998)، خودمحق بینی تحصیلی آکاکاسو(2002) و بلندپروازی مثبت و منفی ورسترایتین (2017) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. نتایج نشان داد که بیشترین رفتارهای مبتنی بر بی مدنی تحصیلی عبارت بودند از: بدون آمادگی وارد کلاس شدن (%66.51)، بی حوصلگی در کلاس (%58.66)، دیر آمدن به کلاس (%57.74)، صحبت کردن در هنگام تدریس (%53.35)، عدم توجه در کلاس (%52.19)، شکایت همراه با مخالفت در کلاس (%31.41) و قطع کلاس یا تمام کردن کلاس (%30.71). نتایج نشان داد که به ترتیب مدیریت کلاس تعاملی، خودمحق بینی تحصیلی، مدیریت کلاس مداخله گر و بلندپروازی منفی در پیش بینی بی مدنی تحصیلی دانشجویان نقش معنادار داشتند. براساس یافته ها، استفاده اساتید دانشگاه از سبک های مثبت تدریس از جمله سبک تدریس تعاملی و غیرمداخله گر می تواند در کاهش بی مدنی در دانشجویان نقش داشته باشد. همچنین برگزاری کارگاه های آموزشی در جهت بهبود خودمحق بینی تحصیلی و بلندپروازی منفی در دانشجویان به کاهش بی مدنی تحصیلی کمک خواهد کرد.
۱۴۳۰.

چالش ها و ملاحظات تربیت دینی در گام دوم انقلاب، با نظر به تغییرات دین ورزی در نسل جدید(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: تربیت دینی گام دوم دین ورزی مدرنیته

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۲۰۳
پیشینه و اهداف: تغییرات پارادیمی و گذار از دوران سنت به مدرنیته منجر به تغییرات سریع و قابل توجه در باورها، نگرش ها، ارزش ها، رفتارها و سبک زندگی جوانان ازجمله در شیوه دین ورزی آن ها شده است. بی توجهی به این تغییرات جدید و اصرار بر شیوه های سنتی تربیت دینی، می تواند منجر به ناکارآمدی تربیت دینی و حتی نتیجه معکوس شود. هدف این تحقیق، شناخت دقیق تر ویژگی ها و تغییرات در شیوه دین ورزی نسل جدید و سپس بررسی استلزامات تربیت دینی مؤثر با توجه به آن ویژگی هاست. روش ها : روش تحقیق، سنتزپژوهی و سپس پیشنهاد دلالت هایی برای برنامه تربیت دینی مؤثر برای نسل جدید است. یافته ها: طبق یافته ها، نه ویژگی دین ورزی نسل جوان شامل: پررنگ شدن ابعاد ذهنی و عاطفی دین ورزی و کمرنگ شدن ابعاد عملی و مناسکی، دین ورزی خودمرجع، غیر الزام آور، کلاژگونه، تنوع گرا، لذت گرایانه، غیررسمی، کثرت گرا و گرایش به معنویت های نوظهور است. نتیجه گیری: با توجه به این ویژگی ها، ملاحظاتی به صورت زیر مطرح شد: اتخاذ رویکرد تربیت دینی به صورت فرابرنامه درسی، ترکیبی (ضمنی - مستقیم)، لذت بخش، داوطلبانه و متکی بر ارزش های مشترک، اصلاح محتوا (خودشناسی، ایجاد احساس نیاز به دین، آسیب شناسی معنویت های کاذب، تعمیق خداشناسی، توسعه و تعمیق مبانی دینی، جریان شناسی و نقد مبانی مدرنیسم و پست مدرنیسم)، محتوا (نظرخواهی در مورد سرفصل)، منابع آموزشی (تنوع بخشی و امکان انتخاب، استفاده از منابع علمی دست اول، روزآمد و در سطح جهانی)، شیوه تدریس (مشورت با متربیان راجع به شیوه تدریس، الگودهی، روش استدلالی، مسئله محوری و ارائه بحث های چالشی، بحث و گفتگوی آزاداندیشانه، تدریس مشارکتی، روش تطبیقی و انتقادی منصفانه و علمی، استفاده از فعالیت های اجتماعی داوطلبانه، مفید و نوع دوستانه، مشارکت داوطلبانه در مناسک معنوی جمعی و لذت بخش با حاشیه های سرگرم کننده، استفاده از ظرفیت هنر)، شیوه ارتباطی (احترام و توجه مثبت، تعمیق ارتباط عاطفی - تربیتی)، شیوه ارزشیابی (توافق با متربیان راجع به شیوه های ارزشیابی، افزایش سهم فعالیت های داوطلبانه، ارزشیابی مستمر، ارزیابی همتایان و خودارزیابی).
۱۴۳۱.

تأملی بر ادبیات نیازسنجی آموزشی از منظر برنامه ریزی درسی شاخه تحصیلی فنی وحرفه ای: یک کاوشگری انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نیازسنجی آموزشی برنامه ریزی درسی فنی وحرفه ای نقد آموزش وپرورش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۵ تعداد دانلود : ۲۹۹
هدف پژوهش حاضر، تأملی انتقادی بر ادبیات نیازسنجی آموزشی از منظر برنامه ریزی درسی شاخه فنی وحرفه ای است. ازاین رو، از روش کاوشگری فلسفی انتقادی استفاده شده است. جامعه پژوهش از تمامی پژوهش ها، کتاب ها، مقاله ها و محتواهای منتشرشده در وبگاه ها و پایگاه های اطلاعاتی مرتبط با موضوع تشکیل شده است. از میان آن ها 127 مقاله، کتاب، سند، آیین نامه، پژوهش و گزارش ملی و بین المللی ازطریق نمونه گیری هدفمند بررسی و مطالعه شد. برای گردآوری داده ها و اطلاعات از فرم بررسی اسنادی استفاده شد. تحلیل اطلاعات نیز ازطریق تحلیل محتوای کیفی انجام شد. براساس یافته های پژوهش، مزایای ادبیات نیازسنجی آموزشی عبارت اند از: امکان استفاده از برداشت شکاف از نیاز و نیازسنجی، امکان تحقق بیشتر اهداف و اصول نیازسنجی، امکان نیازسنجی با الگوهای مبتنی بر تجزیه وتحلیل شغل، پوشش بیشتر ابعاد برنامه درسی ازطریق دیکوم، امکان کاربرد بیشتر دسته بندی روش ها و انواع نیازسنجی شامل آلفا، بتا، گاما و دلتا در نیازسنجی شاخه فنی وحرفه ای. همچنین، معایب این حوزه عبارت اند از: غیرمفیدبودن برداشت های خواسته ها و ترجیحات، کمبود و فقدان نیاز و نیازسنجی، کم توجهی به هدف تحقق برنامه ریزی مشارکتی و اصول مشارکت و رعایت ملاحظات فرهنگی، ناقص بودن بیشتر الگوهای موجود و پوشش ندادن ابعاد و زوایای کامل برنامه های درسی شاخه فنی وحرفه ای و کاربردی نبودن نیازسنجی هایی از نوع اپسیلون و زتا. بنابراین، باوجود مزایا و معایب ذکرشده، استفاده از ادبیات نیازسنجی در نیازسنجی شاخه فنی وحرفه ای نیازمند تأمل و به گزینی از ادبیات موجود و ارائه الگویی خاص این شاخه تحصیلی است.
۱۴۳۲.

اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر انزوای اجتماعی، درماندگی روان شناختی و دلزدگی تحصیلی کودکان با اختلال یادگیری ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درماندگی روان شناختی اختلال یادگیری انزوای اجتماعی دلزدگی تحصیلی شفقت درمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۴۳
هدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر انزوای اجتماعی، درماندگی روان شناختی و دلزدگی تحصیلی کودکان با اختلال یادگیری انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش کودکان با اختلال یادگیری شهر دزفول در سال 1402 بودند. حجم نمونه پژوهش شامل 30 نفر از این کودکان بود که با روش نمونه گیری در دسترس و با توجه به ملاک های ورود و خروج مطالعه انتخاب شدند. گروه آزمایش مداخله آموزشی را هشت جلسه 90 دقیقه ای هفتگی دریافت نمودند. پرسش نامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل انزوای اجتماعی، درماندگی روان شناختی و دلزدگی تحصیلی بود. داده ها با تحلیل کوواریانس تک متغیره، با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد بین گروه های آزمایش و گواه از نظر انزوای اجتماعی، درماندگی روان شناختی و دلزدگی تحصیلی تفاوت معنی داری وجود داشت (001/0>p). به عبارت دیگر درمان مبتنی بر شفقت باعث بهبود انزوای اجتماعی، درماندگی روان شناختی و دلزدگی تحصیلی شد. نتیجه گیری: منطبق با یافته های این پژوهش می توان مداخله مبتنی بر شفقت را به عنوان یک روش کارا جهت کاهش انزوای اجتماعی، درماندگی روان شناختی و دلزدگی تحصیلی کودکان با اختلال یادگیری پیشنهاد داد.
۱۴۳۳.

تدوین مدل ساختاری بهزیستی روان شناختی مادران دارای کودک با کم توانی هوشی بر اساس هسته ارزشیابی خود با میانجی گری دلزدگی زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بهزیستی روان شناختی کم توانی هوشی هسته ارزشیابی خود دلزدگی زناشویی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۱۳۵
هدف: تولد یک کودک با کم توانی هوشی می تواند شرایط دشواری برای والدین و خانواده ایجاد کند، زیرا والدین به طور غیرمنتظره ای با یک معضل عاطفی مواجه می شوند که موجب افزایش ناراحتی و نگرانی آن ها می شود. این پژوهش با هدف تدوین مدل ساختاری بهزیستی روان شناختی مادران دارای کودک با کم توانی هوشی بر اساس هسته ارزشیابی خود با میانجی گری دلزدگی زناشویی انجام شد. روش: روش مطالعه حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی به روش مدل یابی معادلات ساختاری می باشد. جامعه آماری این پژوهش کلیه والدین دارای کودک با کم توانی هوشی هستند که از سازمان بهزیستی خدمات دریافت می کنند. حجم نمونه در پژوهش حاضر نیز با در نظر گرفتن احتمال اُفت نمونه ها 300 نفر در نظر گرفته شد. روش نمونه گیری مورد استفاده نیز به صورت در دسترس بود. ابزارهای اندازه گیری داده ها شامل پرسشنامه بهزیستی روان شناختی، مقیاس هسته ارزشیابی خود، پرسشنامه دلزدگی زناشویی بود. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بهزیستی روان شناختی مادران دارای کودک با کم توانی هوشی بر اساس هسته ارزشیابی خود با میانجی گری دلزدگی زناشویی وجود دارد. نتیجه گیری: این یافته می تواند به عنوان مبنایی برای طراحی و اجرای برنامه های جامع و حمایتی در زمینه روان شناسی عمل کند که با هدف تقویت هسته ارزشیابی خود و کاهش دلزدگی زناشویی، به بهبود کیفیت زندگی و بهزیستی روان شناختی مادران دارای کودک با کم توانی هوشی کمک کند. کلید واژه ها: بهزیستی روان شناختی، کم توانی هوشی، هسته ارزشیابی خود، دلزدگی زناشویی.
۱۴۳۴.

ارائه چارچوب مفهومی برنامه درسی مسأله محور مبتنی بر رویکرد زیبایی شناسی: یک مطالعه مبتنی بر سنتزپژوهی

کلیدواژه‌ها: برنامه درسی مسئله محور رویکرد هنر و زیبایی شناسی سنتزپژوهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۸
هدف از پژوهش حاضر، ارائه چارچوب مفهومی برنامه درسی مسأله محور مبتنی بر رویکرد زیبایی-شناسی است. در پژوهش حاضر با عنایت به تفکیک ناپذیری شناخت از عاطفه، رویکرد هنر و زیبایی-شناسی به عنوان یک رویکرد مبنا در برنامه درسی مسأله محور مطرح شد. داده ها بر اساس یک طرح پژوهش کیفی از نوع سنتز پژوهی جمع آوری شده اند. جامعه پژوهش منابع چاپی و الکترونیکی مرتبط با موضوع بود که در قالب رساله ها، مقالات و گزارش های پژوهشی در فاصله سال های (2007 تا 2022) انتشار یافته و به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. از بین آن ها مقالاتی که در عنوان آن ها برنامه درسی مسأله محور و برنامه درسی زیبایی شناسی بود انتخاب و تحلیل شدند. از 88 مقاله مورد بررسی قرار گرفته شده، 75 مقاله برای استخراج مؤلفه ها و مضامین مربوطه بهره گرفته شد. یافته های پژوهش که در قالب عناصر چهارگانه برنامه درسی تبیین شده است در بعد هدف شامل چهار مقوله اصلی (پرورش تفکر خلاق، پرورش تفکر هنری، پرورش تفکر شهودی و پرورش تفکر بصری) است، بعد محتوا شامل سه مقوله اصلی (مسأله سازی- نقش معلم و نقش یادگیرندگان) است. بعد روش های تدریس شامل سه مقوله اصلی (روش های ترکیبی- روش های هنری و روش های فعال) است و نهایتاً در بخش ارزشیابی دو مقوله اصلی (ارزش یابی کیفی و ارزش یابی عمومی) از منابع متعدد به دست آمدند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که رویکرد هنری می تواند در برنامه درسی مسأله محور با مسائل و مفاهیم گوناگون همراه شود، درواقع، هنرها می توانند دانش را در قالب رویکردی تعاملی و تلفیقی ارائه دهند و به درک بهتر مفاهیم توسط دانش آموزان یاری رسانند و منجر به کشف و تولید ایده های نو و پاسخ های خلاق در جهت حل مسائل گوناگون پیرامون شود.
۱۴۳۵.

Parenting Strategies for Children with Developmental Delays: A Qualitative Study on Single Parents(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Single parents developmental delays parenting strategies support systems coping mechanisms thematic analysis emotional resilience community resources advocacy

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۸۹
This study aimed to explore the parenting strategies, support systems, and coping mechanisms employed by single parents of children with developmental delays. A qualitative research design was adopted, involving semi-structured interviews with 23 single parents of children aged 2 to 12 years with diagnosed developmental delays. Participants were recruited through local support groups, online forums, and pediatric clinics. The data collection continued until theoretical saturation was achieved. Thematic analysis, following Braun and Clarke's framework, was used to identify key themes and subthemes within the data. The study identified three main themes: parenting strategies, support systems, and coping mechanisms. Key parenting strategies included routine establishment, positive reinforcement, adaptive techniques, communication strategies, and behavior management. Support systems encompassed family support, professional support, community resources, and financial assistance. Coping mechanisms highlighted were emotional resilience, social networks, personal time management, seeking knowledge, advocacy and empowerment, spirituality, and adaptability. Participants emphasized the importance of structured routines and positive reinforcement in managing their children's needs, while family and professional support were crucial in alleviating caregiving burdens. Effective coping mechanisms were essential for managing stress and maintaining well-being. Single parents of children with developmental delays employ a variety of effective strategies and support systems to navigate their unique challenges. Emotional resilience and social support networks play a critical role in their ability to cope with the demands of caregiving. These findings underscore the need for tailored interventions and resources to support single-parent families, highlighting the importance of flexible services, community resources, and advocacy efforts. Further research should focus on larger, more diverse samples and explore the impact of technological tools in supporting these parents.
۱۴۳۶.

The Future of Neurodiversity in the Workplace: Opportunities and Challenges(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Neurodiversity workplace Opportunities Challenges

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۷۳
Neurodiversity, a concept that embraces variations in human brain function and cognitive processes, is increasingly recognized as a valuable aspect of workforce diversity. Embracing neurodiversity in the workplace can lead to numerous benefits, including enhanced creativity, innovation, and problem-solving capabilities. However, integrating neurodivergent individuals into the workplace also presents several challenges that need to be addressed through thoughtful policies and practices. This letter explores the opportunities and challenges associated with promoting neurodiversity in the workplace and highlights strategies to foster an inclusive environment for all employees. Promoting neurodiversity in the workplace presents both significant opportunities and challenges. By embracing the unique strengths of neurodivergent individuals, organizations can foster innovation, gain a competitive advantage, and create a more inclusive and dynamic work environment. However, achieving these benefits requires addressing the challenges of workplace accommodations, social barriers, and the balance between disclosure and privacy. Through inclusive hiring practices, continuous training, effective leadership, technological support, and strong community networks, organizations can successfully integrate neurodiversity and unlock its full potential.
۱۴۳۷.

Community Integration and Social Participation for Adults with Intellectual Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Intellectual disabilities community integration social participation support systems Accessibility inclusive policies Assistive technology

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۰۰
The objective of this study was to explore the experiences and perceptions of community integration and social participation among adults with intellectual disabilities (ID). This qualitative research employed semi-structured interviews to gather in-depth data from 27 adults with intellectual disabilities. Participants were recruited through purposive sampling from various community centers, support groups, and social service organizations. Data were collected until theoretical saturation was achieved. Thematic analysis was used to analyze the transcribed interviews, identifying key themes and subthemes that captured the essence of the participants' experiences and perceptions. The study identified four main themes: experiences of community integration, types of social activities, perceived benefits and challenges, and influencing factors. Participants reported a strong sense of belonging and personal growth through community activities, despite facing barriers such as stigma, accessibility issues, and financial constraints. Support systems, including family, professionals, and peer networks, played a crucial role in facilitating participation. Recreational, cultural, and educational activities, as well as volunteering, provided significant physical, emotional, and social benefits. Technological advancements, inclusive policies, and personal resilience were identified as critical factors influencing community integration. The findings highlight the importance of enhancing accessibility, support systems, and inclusive policies to promote community integration and social participation for adults with intellectual disabilities. Addressing the identified barriers and leveraging facilitators can improve their quality of life and well-being. Future research should employ mixed-methods approaches, include longitudinal studies, and consider the perspectives of family members, caregivers, and professionals to provide a more comprehensive understanding of the factors influencing community participation.
۱۴۳۸.

نقش خودپنداره ی تحصیلی در پیش بینی خودکارآمدی ریاضی دانش آموزان متوسطه دوره دوم

کلیدواژه‌ها: خودپنداره ی تحصیلی خودکارآمدی ریاضی دانش آموزان متوسطه دوره دوم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۶ تعداد دانلود : ۱۴۶
هدف این تحقیق تعیین نقش خودپنداره ی تحصیلی در پیش بینی خودکارآمدی ریاضی دانش آموزان متوسطه دوره دوم بود. روش پژوهش حاضر از نوع تحقیقات رابطه ای است. نمونه آماری عبارت از 255 نفر است که به صورت تصادفی خوشه ای از بین دانش آموزان مدارس متوسطه دوم ناحیه 5 شهر تبریز انتخاب شدند. دانش آموزان به وسیله پرسشنامه های خودپنداره ی تحصیلی لی یو و وانگ و پرسشنامه ی خودکارآمدی ریاضی بتز و هاکت مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده های بدست آمده با استفاده از روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد که بین خرده مقیاس های خودپنداره ی تحصیلی و خودکارآمدی ریاضی در دانش آموزان رابطه معنی داری وجود دارد (001/0P>). خرده مقیاس های خودپنداره تحصیلی می توانند 18 درصد تغییرات را در خودکارآمدی ریاضی پیش بینی کنند. در بین دو متغیر پیش بین، اعتماد تحصیلی قدرت پیش بینی بالاتری دارد. نتایج این تحقیق اهمیت توجه به خودپنداره تحصیلی را در ارتقای خودکارآمدی دانش آموزان خاطرنشان می سازد.
۱۴۳۹.

دیالکتیک مرگ و زندگی در اشعار أحمد مطر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دیالکتیک مرگ و زندگی أحمد مطر ظلم و ستم شعر معاصر عربی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۱۱۵
انسان همواره با مرگ اندیشی و اشتیاق به زندگی روبروست و این احساسات هیچ گاه از آدمی جدا نیست، اما در جوامعی که در معرض تنش های سیاسی و اجتماعی است، تقابل این دو در روح و روان آدمی بیشتر حس می شود. شاید از همین روست که مرگ و زندگی از جمله درون مایه های پربسامد دیوان های شاعران عرب به ویژه شاعران مقاومت است. احمد مطر شاعر معاصر عراقی است که بیان مشکلات و آلام مردم از بن مایه های شعر اوست، از این قاعده مستثنی نیست. این پژوهش با تکیه بر شیوه وصفی تحلیلی، درصدد بررسی دیدگاه احمد مطر در مورد مرگ و زندگی با تکیه بر اشعار اوست. نتایج این پژوهش نشان می دهد که أحمد مطر از هیچ فرصتی برای بیان دردها و مصیبت های مردم فروگذار نکرده و مرگ را نیز با درد و مشکلات جامعه و حکام عرب تلاقی می دهد و زنده یا مرده بودن انسان ها را مرهون بیداری آن ها در مقابل ظلم و ستم می داند. مطر با درهم آمیختن مرگ و زندگی با مضامینی چون اختناق حاکم، مسأله فلسطین و بی تفاوتی جامعه عربی و ترس، با یادآوری مرگ، مردم را به تلاش و مبارزه برای زندگی بهتر و نهراسیدن از مرگ فرامی خواند. از نظر او انسانی که در مقابل استبداد حاکمان و درد هم وطنان خود سکوت پیشه کند و آن را نادیده انگارد، مرده است.
۱۴۴۰.

تحلیل و طبقه بندى تغییرات معنایى واژگان دخیل عربى در زبان فارسى(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زبان عربی فارسی واژه های دخیل و تبادل زبانی سطح معنایی تقابل معنایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۳۱
واژه های دخیل بازتاب دهنده تأثیرات متقابل بین کشورهای مختلف و فرهنگ هایی است که روابط تاریخی، فرهنگی، دینی، اقتصادی و سیاسی مشترک دارند. برای مثال، زبان های عربی و فارسی از جمله زبان هایی هستند که به دلیل تعامل فرهنگی میان آنها، واژه هایی مشترک دارند. تأثیر زبان عربی در زبان فارسی به وضوح از طریق ورود واژگان عربی به دایره لغوی فارسی مشاهده می شود، به گونه ای که زبان فارسی معنای برخی از این واژگان را تغییر داده است. این تغییرات معنایی موجب بروز تداخل معنایی برای دانشجویان عربی زبان که زبان فارسی یاد می گیرند و نیز مترجمان می شود. به همین دلیل، این مقاله به بررسی این واژگان پرداخته و تلاش کرده است فهرستی از این واژگان تهیه کرده و آنها را طبقه بندی کند، همچنین معیارهایی که زبان فارسی در برخورد با این واژگان به کار برده است، استخراج نماید. این مطالعه واژگان عربی که از منابع مختلف جمع آوری شده اند و در لغت نامه ها به عنوان واژگان عربی الاصل و دخیل در زبان فارسی شناخته شده اند، پرداخته است. نتایج مطالعه نشان می دهند که زبان فارسی برخی از معانی واژگان عربی را به همان شکل وارد دایره واژگانی خود نکرده است، بلکه آنها را با توجه به مقتضیات زبانی خود به معانی جدیدی تبدیل کرده است. به ویژه، افعال، اسم های مرکب و صفات فارسی بیشترین تغییرات معنایی و دلالتی دارند.   

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان