۱.
تاریخ نویسان متقدم و متاخر از جمله طبری و مسعودی از زندگی بهرام پنجم گزارش های تاریخی مختلفی بیان کرده اند هرچند شخصیت های ادبی ریشه های تاریخی دارند اماوقتی این شخصیت ها با عناصر ادبی آمیخته می گردند دیگر از رنگ وبوی تاریخی آنان کاسته می شود ، این جستار تقریبا نظریات این تاریخ نگاران را به صورت مختصر بررسی کرده وبه داستان این شخصیت در شاهنامه و هفت پیکر می رسد که دو شاعر توانا ،فردوسی ونظامی جدای از اشارات تاریخی در بسیاری موارد از ازوجه تاریخی دور گشته اند گویا تمام این گریزها رنگ وبوی ادبی داشته است وانگیزه های ایشان ،اخلاق مدارانه و تعلیم گرایانه بوده است و با گریز از واقعیت های تاریخی، داستانهایی با رویکرد اخلاقی به وجود آورده اند و تمام ایدآل های ،تعلیمی ،اخلاقی مورد نظر خویش را در چهره این شخصیت همراه داستان بیاورند و ازاین شخصیت، فردی عدالت گستر، آزاده ، اخلاق مدار و نیک اندیش وجوانمرد باجنبه های دیگر تعلیمی بسازند اگرچه نظامی دراین گریز تاریخی، رغبتی تمام تر به جنبه تعلیمی اخلاقی نسبت به فردوسی از خود نشان داده است و فردوسی پایبندی خود را به تاریخ حفظ کرده است.
۲.
کمال الدین حسین خوارزمی، از شعرا و عرفای توانمند نیمه دوم قرن هشتم و نیمه اوّل قرن نهم هجری است، که در جای جای دیوان اشعارش، به تأسی از پیشینیان عرفانی و همنوا با شعرای هم عصر خویش، به دو شیوه کلّی ایجابی(تشویقی و ترغیبی) و سلبی ( بازدارندگی)، مخاطب را به فراگرفتن آموزه های تعلیمی- عرفانی دعوت می کند. آموزه های تعلیمی- عرفانی در اشعار خوارزمی، به تبعیت از پیشینیان عرفانی و هم اندیشه با شعرای هم عصر شاعر، به 3 صورت: «خطاب مستقیم به انسان»، «خطاب غیر مستقیم شاعر» و «خطاب بدون تعیین مخاطب خاص» انعکاس یافته است. در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای، آموزه های عرفانی در کلّ دیوان اشعار خوارزمی استخراج شده و با ذکر شواهد مثالی از متون نظم و نثر پیشین عرفانی و شعرای هم عصر شاعر، بررسی و تحلیل شده است. منبع آموزه های تعلیمی- عرفانی اشعار خوارزمی، آیات قرآنی، احادیث نبوی و اشعار و اندیشه های شعرا و نویسندگان پیشین عرفانی است. در صد آموزه های تعلیمی- عرفانی از نوع ایجابی در دیوان اشعار خوارزمی حدود سه برابر آموزه های تعلیمی عرفانی از نوع سلبی است. نتیجه پژوهش نشان می دهد که در اشعار وی، با تأسی از شعرای پیشین، بخصوص خاقانی، آموزه های عرفانی به دلیل استفاده از عنصر خیال تمثیل از هر دو نوع( تمثیل گسترده و فشرده = اسلوب معادله) از بسامد بسیار بالایی برخوردار است.
۳.
قابوس نامه اثر ارزشمند عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر زیاری از جمله متون کلاسیک ادبیات فارسی است که در قرن پنجم هجری به عنوان فرهنگ نامه تربیتی و به گفتار دکتر بهار«فرهنگ ایرانیان قبل از حمله مغول» تألیف شده است. این پزوهش به بررسی و تحلیل محتوای کتاب قابوس نامه از منظر تربیت فردی و اجتماعی در قالب پزوهش کیفی می پردازد. ابزار گردآوری کتابخانه ای و روش اجرای آن بررسی محتوای کتاب قابوس نامه و رویکرد تجزیه و تحلیل داده ها، رویکرد توصیفی تحلیلی، با ارائه الگوهای تربیتی جامع در 44 باب از قابوس نامه است. با تحلیل داده های دریافتی از متن کتاب-آموزه های تربیتی فردی و اجتماعی قابوس نامه و نقش و تآثیر آن- بیان شد که چگونه می توان از حکمت های کهن ایرانی-اسلامی در تربیت نسل جدید بهره برد. خودشناسی، خردورزی، دانش اندوزی، مسؤولیت پذیری فردی، تهذیب نفس، پرورش خلاقیت، مدیریت هیجانات و... از مؤلفه های تربیت فردی و آداب معاشرت، ارتباط مؤثر، انتخاب صحیح دوست، مسؤولیت پذیری اجتماعی، اخلاق حرفه ای، مهارت حل تعارض، همکاری و کار گروهی و...از مؤلفه های تربیت اجتماعی در قابوس نامه هستند. روش های غیرمستقیم و داستان محور قابوس نامه در مقایسه با آموزش های مستقیم امروزی، تأثیر ماندگارتری بر مخاطب داردو در تربیت فردی و اجتماعی و به تبع آرامش در زندگی بسیار مؤثر است.
۴.
تحفه النصایح، منظومه ای تعلیمی، اخلاقی و فقهی از راجوقتال، شاعر و عارف قرن هشتم هجری در هند است که به زبان فارسی سروده شده و در قالب نصایح پدری برای فرزندش سامان یافته است. این مقاله با هدف تحلیل انتقادی آموزه های تربیتی این اثر، آن را به مثابه یک متن درسی در سنت آموزش دینی و اخلاقی شبه قاره بررسی می کند. روش تحقیق بر تحلیل محتوای ابیات اثر بر اساس شاخص های موضوعی، نحوی، و مخاطب محور استوار است. داده ها با اتکا به نسخه چاپ سنگی بمبئی (۱۳۲۶ق) و بهره گیری از روش تحلیل محتوا، و با بررسی ۷۷۶ بیت (متن کامل)در پنج محور اصلی: عقاید (۳۲٪)، عبادات (۲۰٪)، اخلاق فردی (۱۷٪)، رفتار اجتماعی (۱۵٪) و احکام فقهی (۱۵٪) یافته ها در این بخش نشان می دهد که بیش از ۷۰ درصد ابیات ناظر به آموزه های دینی و عبادی اند و تحلیل نحوی و زبانی ابیات نیز نشان داد که حدود ۵۷٪ جملات با در خواست مستقیم (ترکیبی ز امر و نهی) و ۴۳٪ با ساختارهای غیرمستقیم ترغیبی و شرطی به انتقال پیام های تربیتی پرداخته اند. اثر از نظر مخاطب شناسی، آموزه هایی متناسب با سه سطح سنی تربیتی (کودکان، والدین، دینداران عمومی) ارائه می دهد. تحلیل متن همچنین نشان می دهد که سراینده با تلفیق آموزه های عرفانی، فقهی و بلاغت تربیتی، الگویی تربیتی منسجم مبتنی بر اخلاق اسلامی و سنت صوفیانه چشتیه عرضه کرده است. بر این اساس، تحفه النصایحرا می توان به مثابه یک متن درسی غیررسمی در نظام تربیتی مسلمانان شبه قاره تحلیل کرد.
۵.
مقولاتی چون جبر، اختیار، تقدیر ازلی و اراده از پرچالش ترین موضوعاتی است که ذهن بشر را به خود مشغول کرده. منظور از جبر و تقدیر، تحقق تخلف ناپذیر و از پیش تعیین شده اتفاقات و آینده بر اثر قوانین ضروری علت و معلول حاکم بر عالم است. از طرف دیگر، بخشی از عوامل تعیین کننده سرنوشت، تحت سیطره و اراده انسان قرار دارند. حاصل این دیدگاه های متفاوت باعث به وجود آمدن دو فرقه ی بزرگ اشاعره و معتزله گردید. مکتب اشاعره سرنوشت مخلوق را در ید اراده خالق می داند. با توجه به این نکته که سعدی از پیروان این مکتب بوده، این تفکرات و اندیشه ها در آثار این شاعر بزرگ فارسی زبان انعکاس یافته است. این پژوهش به شیوه ی تحلیلی-توصیفی به تفکرات و اندیشه های سعدی در باب عواملی که می توانند در سرنوشت انسان تاثیر داشته باشند، می پردازد. یافته های پؤوهش؛ قضا و قدر الهی یکی از مضامینی است که سعدی به کرات به آن پرداخته است. شاعر در برخی اشعارش نگاهی غیرقابل تغییر به سرنوشت دارد و آن را با مسائلی چون بخت و اقبال، گردش افلاک و پیشانی نوشت انسان ها پیوند داده. اما با توجه به اینکه سعدی از شعرای ست که بسیار به موعظه پرداخته و آثارش جنبه تربیتی دارد، پس می توان دریافت که برای انسان، اختیار قائل است. سعدی در برخی اشعارش بر این باور است که عملکرد انسان و رفتارهایی همچون دعا کردن و نیکی روا داشتن به دیگران می تواند سرنوشتی را که از روز عدم برای انسان رقم خورده است را تغییر داد.
۶.
چنان که می دانیم بخش گسترده ای از ادبیات کلاسیک فارسی را متون تعلیمی تشکیل می دهند. نویسندگان این آثار با بیانی تمثیلی و غالباً به صورت داستانی، مفاهیم اخلاقی، اجتماعی و فلسفی را بیان کرده اند. قابلیت ها و ظرفیت بسیار بالای این متون ادبی، کاربرد آن ها را در دیگر حوزه ها نیز امکان پذیر می سازد. فلسفه برای کودکان، فرصت پژوهشی جدیدی است که می توان ادبیات کلاسیک فارسی را از منظر دیگری نگریست و قابلیت های آن را بدین منظور سنجید. در مقاله حاضر که به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته است، حکایت «بازجست کار دمنه» از کتاب کلیله و دمنه، بر اساس معیارهای داستانی فبک، همچون مقبولیت ادبی، مقبولیت روان شناختی، مقبولیت فلسفی، کندوکاوپذیری و گفت وگوی استدلالی و موارد دیگر، بررسی شده است. بر اساس یافته های پژوهش، این حکایت با برخورداری از مقبولیت ادبی، روان شناختی و فلسفی و نیز الگوی گفت وگوی استدلالی، دارای قابلیت بسیار بالایی برای آموزش تفکر فلسفی به کودکان است؛ و به جز بازنویسی به زبانی ساده و قابل درک برای کودکان و نیز حذف مواردی که کندوکاوپذیری داستان را کاهش می دهد، به تغییر دیگری نیاز نیست.