فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۸۱ تا ۱٬۱۰۰ مورد از کل ۳۰٬۲۶۶ مورد.
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۳
7 - 22
حوزههای تخصصی:
طراحی مناسب روستاهای هدف گردشگری می تواند منجر به ایجاد بستری مناسب جهت حضور ساکنین و گردشگران شود. شناخت ماهیت مناظر روستایی و چگونگی تأثیرگذاری عوامل انسانی بر حفظ بقاء آن ها، ازجمله اهداف مهم برنامه ریزی و طراحی محیطی محسوب می شوند. روش تحقیق این پژوهش کمی-پیمایشی بوده و جامعه آماری 572 نفر از ساکنین و گردشگران شهر ماسوله می باشد. جهت ارزیابی اثرات بین متغیرهای دلبستگی به مکان (کالبدی، اجتماعی، فردی و مکانی)، رضایتمندی (اجتماعی، عملکردی و بافت) و منظر روستایی (مورفولوژی، عناصر اقلیمی و عوامل انسانی)، از روش مدلسازی معادلات ساختاری و جهت بررسی تفاوت بین ساکنین و گردشگران از آزمون دو جمله ای من ویتنی استفاده گردید. نتایج نشان داد که از دیدگاه ساکنین (مؤلفه مکانی) و گردشگران (مؤلفه اجتماعی)، دلبستگی به مکان منجر به افزایش رضایتمندی شده و مؤلفه عملکردی رضایتمندی نیز منجر به ارتقاء منظر روستایی در ماسوله می گردد. با این تفاوت که از دید ساکنین «مؤلفه مکانی» دلبستگی مکان، و از دید گردشگران «مؤلفه کالبدی» دلبستگی مکان دارای بیشترین تأثیر بر ارتقاء منظر روستایی می باشد.اهداف پژوهش:شناسایی تفاوت بین ساکنین و گردشگران از بابت تأثیرگذاری دلبستگی مکان بر حس رضایتمندی جهت ارتقای منظر روستایی.ارزیابی اثرات بین متغیرهای دلبستگی به مکان (کالبدی، اجتماعی، فردی و مکانی)، رضایتمندی (اجتماعی، عملکردی و بافت) و منظر روستایی.سؤالات پژوهش:میان ساکنان و گردشگران شهر ماسوله از نظر تأثیرگذاری دلبستگی مکان بر حس رضایتمندی جهت ارتقای منظر روستایی چه تفاوتی وجود دارد؟میان متغیرهای دلبستگی به مکان، رضایتمندی و منظر روستایی چه تأثیراتی وجود دارد؟
هندسه فصل مشترک سازه و معماری(مطالعات موردی: برج آزادی و گنبد سلطانیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
53 - 73
حوزههای تخصصی:
پیدایش هر اثر معماری بر ارکانی استوار است؛ فرم، عملکرد، هندسه و محتوا را می توان از ارکان معماری محسوب کرد. هر یک از این عوامل در پیدایش اثر نقشی را ایفا می کنند؛ فرم را به شکل و هندسه و زیبایی بنا، عملکرد را به کارایی و بهره گیری از فضا، محتوا را به هویت و مبانی نظری اثر اطلاق می نمایند. معماری از دیرباز در پی خلق فضاهایی بوده است تا علاوه بر زیبایی، کارایی و استحکام، بتواند با کاربرانش ارتباط برقرار سازد. عواملی چون هندسه و تناسبات ابزاری بوده اند که معماران را در دستیابی به این مهم، یاری نمودند. پژوهش حاضر بر آن است تا ضمن شناخت اصول هندسی در تعامل معماری و سازه و ریشه های فکری و مبانی نظری آن، تجلی آن را در معماری مورد تجزیه وتحلیل قرار دهد. روش انجام این پژوهش به صورت تحلیلی-توصیفی است. روش و ابزار مورد استفاده تحقیق، روش کتابخانه ای و بررسی اسناد و مدارک مکتوب می باشد. در بیان نتایج حاصل از این پژوهش می توان گفت شناخت، درک و تجسم فضایی نیروهای ساکن و جاری در کالبد باربر ساختمان، با اشراف کامل به تناسبات و ابعاد قسمت های پر و خالی آن، دقیقاً کاربرد هندسه را در طراحی پوشش ها، ابعاد و تناسب بخش های مختلف بنا مشخص می کند و این همان کاربرد نیارشی هندسه در طراحی معماری است.اهداف پژوهش:شناخت اصول هندسی در تعامل معماری و سازه و ریشه های فکری و مبانی نظری آن.بررسی تأثیر مشارکت هندسه در تعامل سازه و معماری.سؤالات پژوهش:ریشه های فکری و مبانی نظری آن کاربرد اصول هندسی در معماری چیست؟تأثیر هندسه بر تعامل سازه و معماری چگونه است؟
بررسی فرمالیستی غزلیات امیر خسرو دهلوی در نگاره های نسخه خطی مصور سال 966(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
502 - 518
حوزههای تخصصی:
نقد فرمالیستی ازجمله رهیافت های انتقادی پویایی است که با دوری جستن از رویکردهای فرامتنی و تمرکز بر سازوکارهای درون متنی و تحلیل آفرینش های ادبی، بوطیقای ادبی را از وابستگی به سایر شاخه های دانش بشری رها ساخته و تأمل در ادبیّت یا جوهر هنری و به عبارتی تبیین ابعاد زیباشناختی آثار ادبی را مدنظر محققان و منتقدان قرار داده است. باتوجه به رواج پژوهش های صورت گرایی در نقد آثار ادبی در دهه های اخیر، این مقاله در نظر دارد با بررسی غزلی از امیرخسرو دهلوی بر پایه مطالعات کتابخانه ای و به شیوه توصیفی، تحلیلی در چشم اندازی صورت گرایانه، به مختصات و امتیازات زبانی، آوایی، محتوایی، وزنی و زیبایی شناختی این غزل بپردازد. در این جستار شکل و ساختار غزلی از امیرخسرو دهلوی با مطلع زیر به یاری نشانه های درون متنی بازخوانی شده است:اب ر می ب ارد و من می ش وم از ی ار ج دا چون کنم دل به چنین روز ز دلدار ج دابن مایه این غزل در ساختار عمودی «فراق معشوق» است که مضمون حرکت، عبور، گذر، دگرگونی و رفتن در همه بیت های غزل از آغاز تا پایان گسترش یافته و جریان پیدا کرده است و پیوندی که میان ابیات این غزل دیده می شود ساختاری اندام وار را پدید آورده است. فرمالیست را می توان در نگاره های نسخه مصور امیرخسرو دهلوی نیز مشاهده کرد.اهداف پژوهش:بررسی فرمالیستی غزلیات امیرخسرو دهلوی.بررسی فرمالیستی نگاره های نسخه مصور غزلیات امیرخسرو دهلوی.سؤالات پژوهش:غزلیات امیرخسرو دهلوی دارای چه مختصاتی است؟نگاره های نسخه مصور امیرخسرو دهلوی دارای چه مختصات زیبایی شناختی است؟
بررسی ظرفیت های مصورسازی غرایب الاسرار خواندمیر با تکیه بر ویژگی های نگاره های عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۵
96 - 113
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش براساس ویژگی های نگاره های عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات بررسی می شود که چه امکاناتی برای ظرفیت مصورسازی مؤلفه های فانتزی و تخیلی عجایب نامه خواندمیر وجود دارد. این گفت وگوی بینامتنی میان طراحی فضاها، مکان ها، موجودات و انسان های عجیب و دیگر عناصر دراماتیک و تصویری این دو اثر است. در بررسی ظرفیت های نمایشی و تصویری متون گذشته فارسی اغلب از نظریه اقتباس بهره گرفته می شود و در این راه متنی که روایتی منسجم دارد و با آغاز و میانه و پایان همراه است با تغییراتی جزئی یا گسترده و یا با وفاداری به متن اصلی در رسانه دیگری بازآفرینی می شود. اما با گسترش ایده متن به انواع متون ادبی و تصویری، تأثیرپذیری متون مختلف از یکدیگر نیز تنوع و گسترش بیشتری می یابد و متون در یک تعامل بینامتنی قرار می گیرند. عجایب نامه ها ازجمله متون کهن فارسی به شمار می روند که در آن ها نویسنده بر طبق شنیده ها، خوانده ها، نقل قول های جهانگردان و دیگر روایت های شفاهی و کتبی به بیان شگفتی اقلیم های مختلف جهان می پردازد و در این کتاب ها مرزهای میان تخیل و واقعیت همواره جابه جا می شود. اهداف پژوهش: بررسی ظرفیت های تصویری نگاره های عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات برای تصویرسازی غرایب الاسرارگفت وگوی بینامتنی میان موجودات و فضاهای عجیب و غریب دو اثر و اقتباس مصور.سؤالات پژوهش:چه ظرفیت های تصویری در نگاره های عجایب المخلوقات برای مصورسازی غرایب الاسرار می توان سراغ گرفت؟چگونه می توان اقتباسی از تصویرسازی های نگاره های عجایب المخلوقات برای تصویری برای کتاب غرایب الاسرار انجام داد؟
تبیین و تحلیل آسیب های نظریات غربی بر شکل گیری ساختار نظام برنامه ریزی و مدیریت شهری در ایران با استفاده از تحلیل سه شاخگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۷
14 - 34
حوزههای تخصصی:
این مقاله در پی آسیب شناسی علل تحولات ایجاد شده و چگونگی تاثیرگذاری نظریات غربی، الگوهای غیر بومی در مدیریت شهری و برنامه ریزی شهری ایران پرداخته،که با استفاده از روش تحلیل سه شاخگی به شناسایی آسیب های ساختاری، رفتاری و محیطی پرداخته شده است و در نرم افزار MAXQDA مورد تحلیل قرار گرفته . در آسیب ها ساختاری، نظام نادرست برنامه ریزی شهری با بار عاملی 88.، سیستم نادرست تقلید از تفکرات غربی 88.، ع دم اس تفاده از عناصر معماری بومی 88.، و عدم برنامه ریزی مناسب و بومی سازی نظریات و تفکرات غربی 86.، مهم ترین آسیب های در نظام برنامه ریزی شهری در ایران می باشند، در آس یب های زمینه ای، وضعیت قوانین موجود 98.، طرح های توسعه شهری 96.، عدم استفاده از نظرات خبرگان 95.، و عدم مشارکت شهروندان در نظام برنامه ریزی شهری 86. آسیب های زمینه ای هس تند. در آس یب ه ای رفتاری، عدم آگاهی و دانش شهرسازان با نظام برنامه ریزی 98.، عدم شناخت استانداردهای و بومی سازی 96.، عدم نظارت 95.، فرهنگ سازی 91. و عدم آگاهی و دانش مدیران 79.، آسیب های رفتاری هستند. نتایج نشان می دهند که درکنار جریان های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نقص هاى اساسی در مبانی نظرى و تئوریک الگوهاى برنامه ریزى و الگو برداری صرف از آنها و همچنین در عرصه عمل توسعه و برنامه ریزی شهرى که ناشی از عدم بومی سازى، انطباق مبانی تئورى ها با شرایط کشور، و . می باشد، که باعث شده این الگوها فاقد کارآیی لازم براى هدایت تحولات توسعه و برنامه ریزی در مسیر صحیح باشند
اقتباس در سینمای ایران بر اساس تابلوهای نگارگری: بررسی موردی فیلم شطرنج باد و تابلوی استنساخ اثر محمودخان ملک الشعراء
حوزههای تخصصی:
فیلم شطرنج باد علی رغم اکران بسیار محدودش، نظرات تعداد قابل توجهی از منتقدان را به خود جلب کرده است. کارگردان این فیلم (محمدرضا اصلانی)، که از کارگردانان موج نو سینمای ایران است، در تلاش برای ایجاد فضایی از جامعه دهه 50 ایران، اظهار داشته که فیلم او علاوه بر بهره گیری از آثار نقاشی ژرژ دلاتور (نقاش قرن هفدهم فرانسه)، برداشتی از تابلوی «استنساخ» اثر محمودخان ملک الشعرا (ملقب به «شریف»)، نقاش و شاعر دوره قاجار است. از این تابلو که می توانسته آغازگر دوره مدرن نقاشی در ایران باشد، دو نسخه آبرنگ و رنگ وروغن در دست است که با چندسال فاصله زمانی از یکدیگر به تصویر کشیده شده اند. تماشاگر فیلم شطرنج باد در صورت آگاهی از تأثیر تابلوی «استنساخ» بر این فیلم، می تواند با درنظر گرفتن تشابهات نور، رنگ، سایه، میزانسن، داستان پردازی، درام موجود در تابلو و حتی نوع چیدمان اشیاء در قابی به خصوص، متوجه شباهت های فیلم با تابلو شود. به باور کارگردان فیلم، سایه روشن های شدید موجود در این تابلو و هیئت و وضعیت نشستن شخصیت ها در آن، یک فضای توطئه آمیز را تداعی می کند که با پیرنگ فیلم شطرنج باد نزدیکی دارد. با این وجود، اثبات تأثیر تابلو بر فیلم را باید از رهگذری علمی مطالعه کرد. در این مقاله تلاش شده است که با بهره گیری از نظریه بینامتنیت ژرار ژنت و با تحلیل تابلوی «استنساخ» و مقایسه آن با نمایی از فیلم شطرنج باد، نشان داده شود که فیلم از چه جهاتی شبیه به تابلو است و این اثر هنری تا چه حد توانسته موجب خلق اثری دیگر شود.
گونه بندی و استخراج ویژگی های پلان معماری با به کارگیری روش های یادگیری ماشین؛ نمونه موردی: خانه های بومی بندر کنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۷
161 - 174
حوزههای تخصصی:
منطقه گرم و مرطوب ایران دارای تابستان های گرم با رطوبت بالا و از بحرانی ترین اقلیم های جهان است. مطالعه ویژگی های مسکن بومی این مناطق می تواند منجر به ارائه راهکارهای پیشنهادی برای طراحی مسکن معاصر شود. یکی از چالش هایی که پژوهشگران در مطالعه گونه های معماری با آن مواجه هستند، انتخاب نمونه های موردی می باشد. هدف این پژوهش استفاده از روش های یادگیری ماشین برای انتخاب نمونه های موردی و دسته بندی خانه های بندر کنگ بر اساس شکل و نحوه قرارگیری بادگیر و فضاهای مجاور آن است. برای این منظور از نرم افزار آناکوندا 3.9 و جوپیتر 6.4.5 استفاده شده است. سنجش شباهت از لحاظ شکلی و روابط فضایی توسط الگوریتم فاصله کسینوسی انجام شده است. دسته بندی بر اساس ویژگی های استخراج شده توسط الگوریتم سلسله مراتبی به روش پیوند میانگین انجام شده است. بر اساس نتایج شباهت سنجی نمونه های موردی منتخب پلان خانه های یونسی، گلبت و کرچی، با بالاترین میزان شباهت شکلی و روابط فضایی با دیگر پلان ها می باشند. نتایج حاصل از دسته بندی نشان می دهد پلان ها از نظر ویژگی های استخراج شده به سه دسته قابل تقسیم می باشند. با تحلیل نمودار پراکندگی ویژگی های هر دسته، نتایج زیر استخراج شده است. در دسته اول اتاق بادگیر در شرق خانه قرار دارد و ساباط و یا حیاط در سمت غرب آن قرار گرفته است. اتاق های اصلی غالباً در ضلع شمالی و فضاهای خدماتی در ضلع شرقی و غربی قرار دارند. در دسته دوم اتاق بادگیر در میانه ضلع غربی خانه قرار گرفته است. در این دسته کشیدگی پلان شمالی- جنوبی است و اتاق های زیستی در سمت غربی و شرقی قرار گرفته اند. در دسته سوم بادگیر در ضلع غربی پلان قرار دارد. در این دسته کشیدگی پلان ها بیشتر شرقی- غربی می باشد. مجاورت شمالی اتاق بادگیر گتیه و یا اتاق می باشد و در اکثر پلان های این دسته اتاق بادگیر به اتاق شمالی و یا گتیه راه دارد.
تحلیل ساختاری تغییرات طراحی حروف کتاب های اول تا پنجم ابتدایی آموزش و پرورش ایران در سال 1400(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کودک با ورود به مدرسه برای آموختن حروف فارسی و خواندن و نوشتن آن، ملزم به خواندن و نوشتن با شکل حروفی قاعدهمند میشود. تنوع و عدم تناسب این شکلهای حروف با درک و توانایی کودک در هر دورهی آموزشی میتواند سبب دلزدگی و دشواری در یادگیری شود. پر اهمیت است بدانیم شکل حروف استفاده شده در کتاب فارسی و نگارش اول تا پنجم ابتدایی با توجه به رشد کودک چگونه تغییر یافته است. تعداد، تنوع و چگونگی تغییرات شکل حروف استفاده شده در کتاب فارسی و نگارش اول تا پنجم در هر دورهی آموزشی براساس رشد توانایی و درک کودک سوال اصلی این پژوهش است. روش تحقیق توصیفی - تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات کتابخانهای است. کشف خواص بصریِ شکل حروفِ متناسب با گروه سنی ابتدایی، هدف اصلی این پژوهش است. نتایج پژوهش نشان داده که هفت نوع شکل حروف در دوره ابتدایی، مورد استفاده قرار گرفته و نیز در هر دوره سه تا هفت شکل حروف متفاوت وجود دارد. یکی از آن شکلهای حروف، "خط تحریر" ، از ابتدا تا انتهای این دوره مورد استفاده قرار گرفته است. همچنین استفاده از خط تحریری در دورههای اول و دوم ابتدایی حضور پررنگ و در دورهی سوم و چهارم ابتدایی کمتر است. با توجه به روند رشدی جسمی و ذهنی کودک در این مقطع سنی، بهتر است در هر دوره فقط از یک شکل حروف استفاده شود و همچنین شکل ظاهری حروف از ساده به پیچیده در طول دورهی ابتدایی تغییر کند. نیز آموزش خط تحریر به دوران بعد از ابتدایی انتقال یابد.
آینده پژوهی پیشرانهای خلاقانه مدیریت محلی ژئوسایت و ژئوتوریسم در استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واکاوی روند توسعه و شناسایی پیشران های خلاقانه برای توانمندسازی جامعه و منابع محلی برای مدیریت ژئوتوریسم لازم و ضروری است. لذا هدف پژوهش حاضر آینده پژوهی پیشران های خلاقانه مدیریت محلی ژئوتوریسم و ژئوسایت ها در استان لرستان به عنوان پایتخت ژئوتوریسم کشور است. پژوهش حاضر از نظر هدف، جزئی از تحقیقات کاربردی و از نظر روش انجام به صورت آمیخته (کمی و کیفی) است. جامعه آماری تحقیق شامل کارشناسان شامل مدیران کمپ های بومی گردی، مدیران دولتی، اساتید دانشگاههای استان و محققان و پژوهشگران گردشگری و ژئوتوریسم در استان لرستان بوده است. با استفاده از روش نمونه گیری غیراحتمالی و به صوت هدفمند 30 کارشناس انتخاب شد. برای گردآوری داده ها و اطلاعات از پرسش نامه تاثیرات متقابل آینده پژوهی استفاده شد. جهت تحلیل اطلاعات از مدل ساختاری و نرم افزار Micmac استفاده شد. نتایج پژوهش گویای آن بود که مدیریت دهکده های توریستی و ژئوتوریسمی (36+)، شخصیت سازی نیروی انسانی مطابق با خواسته های فرهنگ گردشگران (36+)، آموزش روش های نوآورانه برای هدایت ژئوپارک ها (30+)، معرفی مزیت های رقابتی و ارزش اقتصادی ژئوتوریسم (19+)، مدیریت مشارکتی در جهت افزایش نقش فعال محلی در ژئوتوریسم (18+)، شناخت و تفسیر نیازها، علایق علمی، آموزشی و توریستی گردشگران (14+)، تبلیغات و بازاریابی تولیدات و محصولات نوآورانه محلی (13+)، مشارکت ذینفعان دولتی، صاحبان کسب و کارها و سازمان های غیردولتی (12+)، مدیریت مالی، دارایی های منطقه ای و پتانسیل های ژئوتوریسم (11+) و مدیریت مشاغل گردشگری برای رشد و توسعه ژئوپارک ها (11+) مهم ترین پیشران های کلیدی و نهایی خلاقانه مدیریت محلی ژئوتوریسم در استان لرستان می باشند. در راستای پژوهش پیشنهادتی برای پژوهش حاضر و تحقیقات آتی داده شد. نورآوری این پژوهش بر خلاف مطالعات گذشته، شناسایی پیشران های مدیریت ژئوتوریسم و ژئوسایت ها از منظر پیشران های خلاقانه محلی بوده است. ۰
تعامل توسعه و حفاظت، راهبرد حفاظت پایدار در محوطه های تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محوطه های تاریخی و سایت های باستان شناسی از طرفی متاثر از تغییرات و مداخلات ناشی از توسعه های بی ضابطه و از طرفی با حفاظت صرف، بدون ارائه راهکارهای عملیِ تدوام حیات، در معرض پدیده های مخرب هستند. ایجاد تعامل سازنده ما بین توسعه و حفاظت در محوطه های تاریخی، بخصوص محوطه هایی که در مجاورت و یا در فاصله نزدیکی از جوامع محلی واقع شده اند، شرایط را برای حفاظت دائم این میراث و ارتقا کیفیت زندگی جوامع محلی پیرامون فراهم خواهد کرد. این پژوهش تلاش برای تبیین جایگاه حفاظت و توسعه در محوطه های تاریخی و چگونگی رابطه آن ها دارد که درصورت پاسخگویی به پرسش های زیر حاصل خواهد شد. چگونه می توان رابطه ای مکمل میان حفاظت و توسعه در محوطه های تاریخی برقرار کرد؟ چگونه توسعه پایدار می تواند به عنوان ابزاری موثر در حفاظت از محوطه های تاریخی عمل کند؟ این تحقیق با رویکرد کیفی و راهبرد تفسیری-تاریخی، بر اساس مطالعات و تحقیق پیرامون نظریات، منشورها و کنوانسیون ها در زمینه حفاظت، توسعه و محوطه های تاریخی انجام شده است؛ و با مد نظر قراردادن رابطه حفاظت و توسعه در محوطه های تاریخی، سعی بر اثباتِ امکانِ سوق دادنِ رویکرد حفاظت صرف یا توسعه یک جانبه، به حفاظت و توسعه پایدار به صورت توامان دارد، که با ارتباط مناسب و پیشبرد همزمان آن ها در یک راستا با هدفی مشترک، و با مدیریت دقیق تغییرات، محقق خواهد شد؛ که با پررنگ شدنِ نقش جوامع محلی در حفاظت از محوطه های تاریخی، توسعه پایدار محوطه و جامعه محلی از طریق مدیریت دقیق و یکپارچه و توسعه گردشگری خلاق، رقم خواهد خورد، و بدین صورت حفاظت از محوطه تاریخی به امری تداومی تبدیل خواهد شد.
مبلمان شهری و ملاحظات طراحی آن در فضاهای شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
55 - 66
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: مبلمان شهری یکی از عناصر مهم در فضاهای شهری به جهت خدمات رسانی به شهروندان محسوب می شود که از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ لذا در طراحی و مکان یابی این مبلمان باید تمامی شرایط و ملاحظات لازم را در نظر گرفت.
اهداف: هدف اصلی در این پژوهش بررسی ملاحظات طراحی مبلمان شهری در فضاهای شهری است که برای این منظور در این مطالعه معیارها و ملاحظات مربوطه مورد سنجش قرار می گیرند.
روش تحقیق: پس از مطالعات و بررسی های انجام شده، در ابتدا به بررسی تعاریف مختلفی که کارشناسان برای مبلمان شهری در نظر گرفته اند پرداخته شده و سپس به دسته بندی آن در دنیا و ایران و پس از آن ملاحظات و معیارهای مبلمان شهری مورد بررسی قرار گرفته است.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که در طراحی مبلمان شهری، ملاحظات و معیارهای طراحی در یک تعامل و رابطه دوجانبه هستند. در واقع می توان عنوان کرد که از نظر چگونگی توجه به ملاحظات و معیارهای طراحی دو حالت می تواند وجود داشته باشد؛ حالت اول طراحی استاندارد محور و یکسان که در پروسه طراحی آن کلیه ملاحظات و معیارها به طورکلی موردتوجه است و معیارهای معناشناسانه یا متوجه اهداف نهاد متولی مبلمان است و یا بعضاً فاقد معیارهای معناشناسانه است. این مبلمان و طراحی آن در بازه های زمانی بلند مورداستفاده قرار می گیرد و گاهی پس از گذشت چند دهه بازطراحی انجام می شود.حالت دوم طراحی موردی، که بر اساس شرایط ویژه و بر اساس مکان و بستر قرارگیری مبلمان و با رعایت ملاحظات و معیارهای متناسب با آن طراحی صورت می گیرد.
تحلیل تطبیقی معیارهای موثر بر طبقه بندی هنرها در زیباشناسی کانت و دلوز با تأکید بر نقاشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله کلی تحقیق واکاوی در چیستی معیارهای موثر بر طبقه بندی هنرها در زیباشناسی کانت و دلوز به منزله فیلسوفان مطرح قرن 18 و 20 است. پرسش های تحقیق این است: دو متفکر با نحو اندیشیدن و مشی فکری متفاوت چگونه و با چه معیارهایی به نظام هنرها می نگرند؟ مطالعه معیارهای موثر بر طبقه بندی هنرها در زیباشناسی بر اساس نقاشی چه نتایجی را درباره نسبت هنرها در آرای دو متفکر آشکار می کند؟ در این تحقیق تلاش می شود به روش توصیفی-تحلیلی و رویکرد تطبیقی به پرسش ها پاسخ داده شود. نتایج تحقیق نشان می دهد مهمترین معیار نزد کانت به منزله ایده آلیست استعلایی، بیانگری ایده زیباشناختی در هنرها است. نقاشی هنری مکانی است، دریافت آن بصری است. بیانگری ایده زیباشناختی و نمادها فرصت اندیشیدن در آن فراهم می کند. با این معیار نظام سلسله مراتبی ساخته می شود که در وهله اول شعر و بعد نقاشی با مشتقاتش و سپس موسیقی قرار می گیرد. کانت بیشتر با ایده زیباشناختی به عنوان معیاری وحدت بخش به تأثیر هنرها بر مخاطب اثر هنری صحه می گذارد. دلوز به منزله ی یک تجربه گرای استعلایی مفهومی بین هنری مثل ریتم را معیار قرار می دهد. به واسطه این مفهوم و نمودار نقاشی هنری زمانمند است که بنیان مکانمندی آن قرار می گیرد. دلوز از نیروها یعنی خاصیت اشتدادی ماده و حساسیت آنها بحث می کند. دریافت اثری چنین با بدن بدون اندام صورت می گیرد. نقاشی نزد این متفکر نسبت به عکاسی و موسیقی هنری شدتمندتر و کلیشه زداتر است. به نظر او با نقاشی می توان اندیشید؛ به واسطه منطق خاص نقاشی، مفاهیم تصویری، نمودار یا نسبت نیروهایی که از دل بن بست فاجعه و متوقف شدنِ جریان سیال داده های روایی و فیگوراتیو از نقاشی بیرون می زند. دلوز با معیار ریتم، به عنوان معیار هماهنگ کننده و وحدت بخشِ کثرت ها، همزمان بر چگونگی آفرینش هنری هنرمند و قرارگیری مخاطب در میدان نیروی اثر هنری تأکید می کند. نگرش او به هنرها بر اساس نظامی سلسله مراتبی نیست.
اثربخشی توسعه صنعتی مکان محور بر نرخ مهاجرت (نمونه موردی: روستاهای کوهدشت در استان لرستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مکتب احیاء سال دوم بهار ۱۴۰۳ شماره ۲
6 - 13
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، نواحی روستایی به عنوان بخش حیاتی از ساختار اقتصادی و اجتماعی جوامع، با چالش ها و مسائل جدیدی روبرو شده اند. یکی از بزرگترین چالش ها، ناکارآمدی بخش کشاورزی است که باعث سرازیر شدن سیل مهاجرین روستایی به سمت شهرها شده که تداوم این روند، باعث برهم خوردن تعادل نیروی کار در جوامع روستایی شده و چالش های جدیدی را برای توسعه اقتصادی و اجتماعی این مناطق ایجاد کرده است. در این راستا، موضوع مهاجرت در روستاهای شهرستان کوهدشت واقع در استان لرستان به عنوان یک مسئله جدی و چندوجهی برای توسعه محسوب می شود زیرا منجر به مهاجرت جوانان روستایی به شهرها شده و باعث نقص در ایجاد فرصت های شغلی و درآمدی در نواحی روستایی می شود. هدف از این نوشتار این است که با افزایش میزان و سرعت خروج افراد از یک منطقه به عنوان رکن مهم مکان، یک مسئله اجتماعی ایجاد می شود که باید به فکر راه حلی برای کاهش و یا کندکردن روند آن بود. این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی با استفاده از منابع اسنادی و بازدیدهای میدانی از روستاهای شهرستان کوهدشت به بررسی آمار مهاجرت افراد و ارتباط این مهاجرت ها با زیرساخت های موجود در منطقه می پردازد و سعی دارد تأثیر برنامه توسعه صنعتی در ارتباط با ظرفیت مکانی روستاها و پاسخگویی به این مهاجرت ها را مورد بررسی قرار دهد. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که صنعتی سازی روستا با توجه به پتانسیل های موجود مکان به عنوان ابزاری جهت متنوع سازی اقتصاد روستا و جلب سرمایه گذاری های مؤثر در مناطق روستایی جهت ایجاد فرصت های شغلی پایدار، افزایش توان رقابت اقتصادی نواحی روستایی و توسعه متوازن بین مناطق روستایی و شهری می تواند کارگر باشد. بنابراین، راهکارهای توسعه صنعتی با توجه به ویژگی های مکان، می توانند اثربخش بر کند کردن روند مهاجرت و حفظ نیروی انسانی به عنوان رکن مهمی از مکان و توسعه پایدار روستایی محسوب شوند.
هنر و هوش مصنوعی از منظر رفتارگرایی و آزمون تورینگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۴۳)
77 - 88
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر هوش مصنوعی با ارائه امکانات، ابزارها و تکنیک های نوآورانه، تحولات چشمگیری را در حوزه هنر پدید آورده است. از اینرو، مانند هر فناوری دگرگون کننده دیگری، ادغام هوش مصنوعی در دنیای هنر و نقش غیر قابل انکار آن در خلق آثار هنری، سؤالات و ملاحظات متعددی را مطرح می کند که ممکن است تاکنون با دقت لازم مورد بررسی و ارزیابی قرار نگرفته باشند. از جمله مهمترین این پرسش ها به عملکرد هوش مصنوعی در خلق اثر هنری اصیل باز می گردد. به طور مشخص، این پرسش که آیا هوش مصنوعی می تواند آثاری همتراز آثار هنری انسان به وجود آورد؟ هوش مصنوعی با رفتارگرایی، به عنوان یکی از مهم ترین نظریه های فلسفه و روانشناسی، پیوند نزدیکی دارد. تاکید این نظریه بر عملکرد یا «رفتار قابل مشاهده» به عنوان کانون اصلی درک و تحلیل می باشد. از اینرو عملکرد هوش مصنوعی بر اساس این رویکرد در سطح رفتار مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت. به این منظور در ابتدا به طور مختصر به رویکرد رفتارگرایی و ارتباط آن با هوش مصنوعی پرداخته خواهد شد. سپس آزمون تورینگ به عنوان یک آزمون محوری در زمینه هوش مصنوعی شرح داده خواهد شد. این آزمون معیاری رفتارگرایانه در جهت سنجش هوش و خلاقیت ماشین به دست می دهد. در بخش بعدی با نظر به معیار رفتارگرایانه آزمون تورینگ و ملاحظه عناصر اصلی آثار هنری اصیل، دو دسته از آثار هنری مورد سنجش قرار خواهند گرفت. این دو دسته شامل آثار تولید شده توسط هوش مصنوعی و آثار خلق شده توسط انسان می باشد. این بررسی زمینه مناسبی را برای ارزیابی عملکرد ماشین در مقایسه با انسان به دست خواهد داد. بنابر این روش پژوهش حاضر به این صورت است که با استفاده از منابع مختلف، داده هایی در ارتباط با آثار هنری حاصل از هوش مصنوعی جمع آوری و به شیوه ای کیفی توصیف می گردند. سپس این داده ها با عناصر موجود در آثار هنری انسان مقایسه می شوند و بر اساس معیار اصلی آزمون تورینگ مورد تحلیل قرار می گیرند. در نهایت این نتیجه حاصل می گردد که عملکرد هوش مصنوعی دست کم بر اساس معیارهای رفتارگرایانه یعنی از لحاظ رفتار مشاهده پذیر، می تواند منجر به پدید آمدن آثاری همتراز آثار هنری خلق شده توسط انسان شود.
ارزیابی تأثیر طراحی مبلمان های شهری بر احساس رضایت گردشگران (مطالعه موردی: جاذبه های گردشگری کلان شهر اصفهان)
منبع:
مطالعات طراحی شهری ایران دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
159 - 182
حوزههای تخصصی:
در شرایط کنونی رشد سریع شهرها و توسعه ناموزون آن ها به ویژه در کلان شهرها، بدون توجه به کمیت و کیفیت زیرساخت های شهری می تواند پیامدهای عدیده ای را به همراه داشته باشد. ازاین رو ارتقای محیط های شهری ازنظر کاربری های عمومی ازجمله مبلمان شهری یکی از مهم ترین ملزومات دستیابی به پایداری شهری به شمار می آید. در این راستا، هدف این پژوهش ارزیابی تأثیر طراحی مبلمان های شهری بر احساس رضایت گردشگران در مکان های گردشگری کلان شهر اصفهان می باشد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی می باشد و روش آن توصیفی- تحلیلی است. جمع آوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای و میدانی صورت پذیرفت و جامعه ی آماری شامل 400نفر از گردشگران در حال بازدید از مکان های گردشگری کلان شهر اصفهان می باشد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار spss و آزمون های واریانس یک طرفه و توکی انجام شد. نتایج به دست آمده نشان می دهد که رضایت کلی از طراحی مبلمان شهری با میانگین ۶۶.۷۰ در سطح متوسط به بالا ارزیابی شده است، که بیانگر اثربخشی طراحی این عناصر بر تجربه مثبت گردشگران است. بااین حال، کیفیت ساخت و نگهداری مبلمان شهری با میانگین ۴۰.۰۸ پایین تر از حد انتظار بوده و نیاز به بهبود دارد. تحلیل های واریانس نشان دهنده تفاوت های معنادار در میزان رضایت از مبلمان در فضاهای مختلف گردشگری است. این تفاوت ها به عوامل مکانی و فرهنگی هر منطقه مربوط می شود که بر ادراک و رضایت کاربران تأثیر دارد. به طور خاص، یافته ها نشان می دهد که شاغلان بخش دولتی و دانشجویان از کیفیت مبلمان شهری رضایت بیشتری دارند، درحالی که افراد متأهل نسبت به مجردها رضایت کمتری از کیفیت آن ابراز کرده اند. همچنین، تفاوت های سنی در ارزیابی کیفیت مبلمان شهری معنادار نبوده که نشان دهنده پاسخگویی طراحی به نیازهای گروه های مختلف سنی است. از سوی دیگر، تحلیل ها بیانگر آن است که نگهداری منظم از مبلمان شهری می تواند نقش مهمی در بهبود کیفیت و افزایش طول عمر این عناصر ایفا کند.
موزه ها و نمایش جنگ
منبع:
اندیشنامه معماری داخلی سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳
144 - 160
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی نقش و جایگاه موزه ها در بازنمایی جنگ می پردازد و تلاش دارد مرزهای میان نقش تاریخی و معنوی این مکان ها را تحلیل کند. بیان مسئله بر این اساس است که موزه های جنگ با چالش های متعددی مواجه اند؛ از جمله انتخاب محتوای مناسب، طراحی فضاهای مرتبط، و پرداختن به پیامدهای اجتماعی، اخلاقی، و روانی بازنمایی جنگ. پرسش اصلی مقاله این است که موزه ها چگونه می توانند تعادلی میان نمایش واقعیات تاریخی جنگ و مسئولیت های اجتماعی و اخلاقی خود برقرار کنند؟ در این راستا، هدف تحقیق تحلیل تطبیقی موزه های جنگ در نقاط مختلف جهان، شناسایی نقاط قوت و ضعف آن ها، و ارائه راهکارهایی برای بهبود بازنمایی جنگ در چنین فضاهایی است. روش شناسی تحقیق بر پایه مطالعه تطبیقی و تحلیل محتوای موزه های منتخب استوار است. داده های مورد بررسی شامل اسناد تاریخی، رویکردهای طراحی و محتوایی موزه ها، و تأثیرات فرهنگی و اجتماعی آن هاست. در این پژوهش، نمونه هایی از موزه های جنگ در کشورهایی نظیر نیوزیلند، فرانسه، آلمان، و ایالات متحده مورد بررسی قرار گرفته اند تا روندهای طراحی، انتخاب محتوا، و نحوه تعامل با مخاطبان در این موزه ها مشخص شود. یافته های تحقیق نشان می دهد که موزه های جنگ علاوه بر بازنمایی ابعاد تاریخی و نظامی جنگ، باید به پیامدهای انسانی، اجتماعی و اخلاقی آن نیز توجه ویژه داشته باشند. طراحی فضاهای تعاملی و تجربه محور که تفکر انتقادی مخاطبان را برانگیزد و آن ها را درگیر کند، یکی از نیازهای اصلی این موزه هاست. همچنین، نشان داده شده که استفاده از عناصر بصری و روایتگری خلاقانه، می تواند به انتقال بهتر پیام موزه ها کمک کند. نتیجه گیری تحقیق بر این نکته تأکید دارد که موزه های جنگ باید فراتر از نقش تاریخی خود، به عنوان بستری برای بازاندیشی درباره پیامدهای جنگ و گفتمان در زمینه ارزش های انسانی و مسئولیت اجتماعی عمل کنند. چنین موزه هایی می توانند ضمن ارائه دیدگاهی انتقادی نسبت به جنگ، فضایی برای تأمل، یادآوری و یادگیری فراهم آورند.
Increasing children's creativity in outdoor kindergarten(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۴, Issue ۳ - Serial Number ۵۳, Summer ۲۰۲۴
44 - 59
حوزههای تخصصی:
Childhood, as the first and most significant period of a person's life, is the founder of children's abilities and creativity (between 2 and 10 years of age). During these years, the child is highly affected by the environment and shows a high level of curiosity about the surrounding environment. Due to the presence of a majority of children aged 2 to 6 years in kindergartens and the need to pay serious attention to their open spaces for the education and development of children's creativity, this article explains the factors affecting the growth of children's creativity in the open spaces of kindergartens. In this regard, some of the effective factors in the development of children's creativity that should be considered in the design of the open spaces of these buildings are provided using the descriptive survey research method. The statistical population of the study included educators and kindergarten staff. Structural equations were used in SPSS and AMOS software to analyze the data. According to the results of the study, it can be stated that the development of children's creativity will not be possible only through educational programs but also through flexible spaces, using natural elements, and children's participation, which will children's creativity. In this regard, the component of children's participation is the most effective in the growth and development of children's creativity. After that, space flexibility, natural elements, space playability, color and light, kind, sense of security, and space legibility, respectively, have the highest effect on the development of children's creativity.
نگاشت فضایی وضعیت زوال یافتگی پهنه های میراثی به مثابه پیامد مداخله های بازآفرینی (مطالعه موردی: پهنه میراثی شهر شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
21 - 40
حوزههای تخصصی:
زوال یافتگی پهنه های میراثی در شهرهای تاریخی، به مثابه عامل اصلی عقب ماندگی ازجریان توسعه، سبب ساز افول کیفیت زندگی و کاهش جذابیت پهنه برای ساکنان می شود. بنابراین، شناسایی و تحلیل فضایی-مکانی وقوع زوال یافتگی بمنظور تغییر و اصلاح رویکرد مداخله در پهنه های فرسوده شهری حائزاهمیت است. درهمین خصوص افت وخیزهای پهنهمیراثی ۳۷۸هکتاری شهرشیراز و آسیب های احتمالی وارد شده به آن، روند فرساینده این مکان را سبب شده است. در این رابطه پژوهش پیش رو در جست و جوی این موضوع برآمده است که زوال یافتگی پهنهمیراثی شیراز از چه الگویی پیروی می کند؟و آیا مداخله های انجام پذیرفته، موجبات زوال یافتگی بیش از پیش را فراهم ساخته است؟روش شناسی پژوهش از نوع تحلیل سببی به روش پژوهش شبه تجربی است که ابزارهای تحلیل فضایی خوشه های گرم و سرد و تحلیل رگرسیون فضایی را به کار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که بدلیل اثرگذاری نوع مداخله های متفاوت در پهنه میراثی شهر شیراز، زوال یافتگی در زمینه های اقتصادی و اجتماعی شدت یافته و این امر مستلزم سیاست گذاری صحیح در نحوه مداخلات این پهنه هاست.
تبیین وجوه هنجارگریزی تصویری در مجموعه قصص القرآن از فرامرز پیلارام بر اساس الگوی ادبی هشتگانه جفری لیچ
منبع:
مطالعات نظری هنر سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷
189 - 227
حوزههای تخصصی:
«قصص القران»، نام مجموعه ای از تصویرسازی های فرامرز پیلارام از داستان های قرآنی با محوریت مضامین سوره یوسف(ع) است. مجموعه یادشده که در اواخر ادوار کاری هنری شکل گرفته، از کمال سبکی و نوآوری هنری برخوردار است و شامل پیوند دستاوردهای تجربی دوره نقاشی خط پیلارام، عناصر نمادین سقاخانه و مهارت هنرمند در ترکیب بندی فعال است. پیلارام در این مجموعه آثار با گسست از سنت نگارگری ایرانی در بازنمایی قصص القران به نوعی نظام فراهنجاری دست یافته است که در چهارچوب مفاهیم هنجارگریزی «جفری لیچ»، قابل تبیین است. از منظر لیچ، انواع هنجارگریزی در حوزه لفط و معنی، در هشت قالب واژگانی، آوایی، نوشتاری، نحوی، گویشی، معنایی، سبکی و زمانی قابل صورت بندی است. پرسش اصلی پژوهش حاضر ناظر به این مسیله است که چگونه می توان مفاهیم هشتگانه هنجارگریزی جفری لیچ را بر پیکره مجموعه قصص القران تحلیل کرد؟ این پژوهش کیفی با اخذ روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای، در صدد پیکربندی مفاهیم ادبی نظریه هنجارگریزی جفری لیچ در حوزه هنرهای تجسمی است. یافته های پژوهش بیانگر آن است، پیلارام با کاربست هندسه و ترکیب بندی فعال، استفاده از زبان بصری مستقل طراحی، کاربست تزیینی و غیرروایی از خط، بهره مندی نمادین رنگ و فضا، امتزاج سویه زیبایی شناسی مدرن و هنرهای سنتی، تبلور مفاهیم پیوند و وحدت ادیان، به گونه ای گسست از سنت مصورسازی قصص القران دست یافته است که با مفاهیم «هنجارگریزی» در پیوند و تناسب است.
نقش نمایش خلاق در شناسایی و پرورش هوش برتر در کودکان با تکیه بر نظریه هوش های چندگانه هوارد گاردنر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۳
23 - 38
حوزههای تخصصی:
احتمالاً شناسایی و پرورش استعداد کودکان می تواند آینده ای روشن تر را پیش رویِ آنها ترسیم کند. طبق نظریه گاردنر، از میان هوش های هشت گانه معمولاً در هر فرد یکی از هوش ها غالب است که استعداد وی محسوب می شود. کودکانی که از استعدادها و توانایی های ذاتیِ خود شناخت کافی داشته باشند می توانند در زندگی در مسیری بهتر قرار بگیرند. لذا شناختن استعدادها گامی مهم در آموزش و پرورش نسل آینده به شمار می رود. به دلیل آسیب های اجتماعی وارد بر کودکان، مثل ترس، خجالت، عدم اعتماد به نفس و...، برخی از کودکان حاضر نیستند آزمون های استعدادیابی را انجام دهند و نتیجه استعدادیابی را دچار خطا می کنند. از نمایش خلاق می توان به عنوان بستر و ابزاری امن جهت شناساییِ هوش برتر در کودکان استفاده کرد. برای بررسی این موضوع و با هدف دستیابی به روش هایی برای شناسایی و پرورش هوش برتر، تعدادی از کودکانِ گروه سنی 4 تا 7 سال، ضمنِ شرکت در کلاس نمایش خلاق، در قالب اتودهای نمایشی به آزمون های استعدادیابی پاسخ دادند. درنتیجه، مشخص شد کودکان با ایفای نقش در یک بازی نمایشی، آزمون های استعدادیابی را به دور از ترس و اضطراب پاسخ می دهند. این مقاله می کوشد ورایِ روش هایی که گاه غیرتخصصی برای استعدادیابی انجام می شود، رویکردی بازی محور را بیازماید. به این ترتیب، این پژوهش مقدمه ای است برای مطالعات بعدی، آزمایش های گسترده تر یا جست وجوی روش های دیگر. بر مبنای یافته های پژوهشِ حاضر، بعد از پایانِ ده جلسه تمرین، هوش های هشت گانه کودکان شرکت کننده در کلاس نمایش خلاق نسبت به ابتدای دوره پرورش یافته بود، و شرکت کنندگان در مقابلِ اتودها و بازی های شنیداری، حرکتی، تجسمی، منطقی و... عکس العمل های بهتری داشتند.