الهام بابلی بهمه

الهام بابلی بهمه

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

بازشناسی آراء و رویکرد یحیی بن حمزه علوی صاحب "الطراز؛ المتضمن لأسرار البلاغه وعلوم حقائق الإعجاز" در تعریف حقیقت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: علوی الطراز واضع حقیقت رویکرد عقلگرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۹
دانش بلاغت به عنوان یکی از پر نظریه ترین علوم، در معرضِ توجه متفکرانِ اسلامیِ حوزه های مختلف قرار گرفته تا جایی که مباحث این علم را با جریان های فکری متفاوت خود، در آمیختند. از طرفی، تاریخ این علم، مبیّنِ مطالعات فراوانی پیرامون دیدگاه های متفکران در رابطه با مباحثِ دانش بلاغت است. چیستی "حقیقت" واژه، به عنوان یکی از مقوله های اصلی در بلاغت کلاسیک همواره در کانونِ توجه بلاغیان بوده و در مباحث نظری که ارتباط مستقیمی با اندیشه متفکران داشته به یکی از بحث های جدلی تبدیل شده است. اختلافِ نظرها پیرامون این مفهوم، بیشتر متوجه رویکردهای فکری بلاغت پژوهان در ارتباط با دایره شمول مفهوم حقیقت و مجاز بوده که در علم بلاغت با اصطلاح "حدّ الحقیقه" و "حدّ المجاز" بیان می شود. تقسیم بندی و قید زدن بر مفهوم "حقیقتْ"، توسط عده ای از نظریه پردازان، منشأ اصلیِ پیدایش این اختلاف ها شد. از طرفی، حقیقت به مثابه ابزاری برای شناخت واقعیتِ اندیشه متفکران جزئی ضروری است.از این رو؛ لازمه این نوع شناخت، فهم دقیق و تصور آنها از چیستی حقیقت است که این تصور می تواند به عنوان زیر ساخت فکری متفکران در رویکرد کلیشان، تلقی شود. از این رو، چگونگی تبیینِ مفهوم "حقیقت" به عنوان یکی از مباحث کلیدی در بلاغت، مورد توجه متفکران اسلامی بوده و پژوهش های فراوانی پیرامون آن صورت گرفته است؛ اما اغلبِ این مطالعات به نقلِ دیدگاه های بلاغت پژوهان پیرامون این مقوله، بسنده کرده اند، نقد و بازکاوی آراء متفکران، محور اصلی پژوهش ها نبوده است. علوی (۷۴۹ه )، نظریه پرداز کلاسیک در کتاب بلاغیِ "الطراز؛ المتضمن لأسرار البلاغه وعلوم حقائق الإعجاز" ضمن اشکال گیری بر آراء اغلب بلاغت پژوهان، به تبیین مفهوم "حقیقت" می پردازد. پژوهش گرانی که به بررسی آراء علوی پرداخته اند، باور به رویکردِ تکاملی یا میانه وی، دارند و این باور را خلاف اصلِ اندیشه وی، در پیش گرفتند. از این رو؛ مقاله حاضر با هدفِ شناختِ منظومه فکری علوی با تکیه بر مباحث نظری وی در مبحث "حقیقت" می کوشد با رویکرد کیفی و روش توصیفی - تحلیلی، و تمرکز بر تضادهای موجود در آراء علوی، دوگانکی حاکم بر اندیشه وی را نشان دهد و به نفیِ انتسابِ رویکرد تکاملی او بپردازدMethodologyپژوهش حاضر، با تکیه بر رویکردهای حاکم بر بلاغت و شناخت اندیشه علوی، و با این هدف اصلی که مفهوم حقیقت می تواند به عنوان عنصری تعیین کننده برای شناختِ منظومه فکری علوی باشد، در تلاش است تا به نفیِ رویکرد تکاملی وی، بپردازد. شایان ذکر است که تمرکز جستار کنونی بر مباحث نظری بوده که زیر بنای فکری بلاغت پژوهان محسوب می شود، و از طرفی، تکیه اصلی بر استنباط آراء علوی از بطنِ اعتراض های وی بر دیگر متفکران کلاسیک بوده که در ضمن بحث، تا حدودی این اعتراض ها بررسی می شوند. Results and Discussionمفهوم "حقیقت" و چگونگی تبیین آن، یکی از مضامین اساسی در علم بلاغت است که توجه بسیاری از متفکران میراث عربی – اسلامی را به خود جلب کرده است. از آنجاکه مقوله حقیقت به مثابه ابزاری برای شناخت واقعیت اندیشه متفکری است؛ بنابراین لازمه فهم اندیشه وی، فهم دقیقِ تصور او از چیستی حقیقت است که این تصور می تواند به عنوان تکیه گاه فکری متفکر در رویکرد کلی وی، تلقی شود. از جمله نظریه- پردازانی که در این زمینه، آراء مهمی داشته یحیی بن حمزه علوی به عنوان یکی از متفکران منتسب به رویکرد تکاملی و صاحب کتاب "الطراز" است واکاوی آراء وی در این خصوص، با تکیه بر محورهای اصلی همچون "الوضع الأول"، "الوضع بالأصاله"، "الحقیقه اللغویه"، "الوضع اللغوی"، "المواضعه"، "استعمال فی الموضوع الأصلی"، و "معناه الأصلی" که به منزله سنگ بنای آراء علوی قرار گرفته و اندیشه متعارض وی را برجسته کرده، بر این مهم دلالت دارند که علوی مفهوم حقیقت را در دو مرحله بررسی می کند: الف: به اعتبار وضع واضع که از آن با عنوان دلالت تطابقی نوع اول یاد می شود. وی نخست بر بی اعتباری این مقوله به عنوان معیاری برای تعیین حقیقت واژه، تاکید داشته و آن را از دایره شمول حقیقت خارج کرده- است، و این بی اعتباری را حتی در اندیشه جرجانی و ابن جنی، نیز رقم زده است. به نوعی وی در این مرحله، بر این باور است که واژه قبل از استعمال، حقیقت بر آن صدق نکرده و نقل معنایی در آن صورت نمی گیرد. ب: به اعتبار اصطلاح تخاطب که از آن با عنوان دلالت تطابقی نوع دوم یاد می شود. وی این مقوله را ملاکی برای تعیین حقیقت واژه دانسته؛ یعنی واژه بعد از استعمال مشمول مفهوم حقیقت می شود؛ زیرا در این مرحله است که نقل معنا صورت می گیرد هر چند که در مبحثی دیگر، با اعتبار بخشی به وضع واضع (دلالت تطابقی نوع اول) ملزم به نقض چنین دیدگاهی می شود. جدال علوی میان اعتباربخشی به وضع واضع یا اصطلاح تخاطب، منجر شده نوعی دوگانگی و تعارض- گویی، آراء وی را پیرامون مفهوم حقیقت احاطه کند. با مشروط کردن وضع واضع به قید استعمال، به گونه ای میان دلالت تطابقی نوع اول و دوم تفکیک قائل شده، و سعی دارد قید استعمال را در اصطلاح تخاطب؛ یعنی استعمال واژه در بافت های لغوی، عرفی و شرعی پیش ببرد. از طرفی، علوی وضع اولیه واژه یا همان دلالت تطابقی نوع اول را مقدمه اصطلاح تخاطب قرار داده؛ اما در تعریف نوعی از حقیقت (شرعی) با تکیه بر محورهایی، این دیدگاه را نفی کرده و دلالت تطابقی نوع اول و دوم را در یک راستا پیش می برد؛ بنابراین با چنین رویکردی، ملزم به نقض قید استعمال، بی اعتباری وضع واضع، عدم نقل معنا در دلالت تطابقی نوع اول و حتی ایراد بر جرجانی و ابن جنی می شود. با توجه به دیدگاه های فوق، در مباحث نظری که ارتباط تنگاتنگی با اندیشه علوی داشته گویا جریان عقل گرایی بر ابعاد فکری وی، قابل تطبیق بوده و مجموع این موارد، در نفیِ رویکرد تکاملی وی بوده است. Conclusionیافته های پژوهش نشان می دهد؛ جدالِ میان اعتباربخشی به وضع واضع یا اصطلاح تخاطب، سبب شده نوعی دوگانگی بر آراء علوی پیرامون حقیقت سایه افکند و دو تعریف متعارض از حقیقت ارائه دهد. وی بر بی اعتباری وضع واضع و عدم انتقال معنا تاکید داشته و آن را، مشروط به قید استعمال می داند؛ یعنی وضع واضع را به عنوان معیار تعیین کننده نقل معنا از حقیقت به مجاز قبول ندارد؛ اما در جایی دیگر، با اعتباربخشی به وضع واضع، ملزم به پذیرش انتقال معنا و نفیِ قید استعمال در آن، و برابری وضع واضع با اصطلاح تخاطب می شود. بر این اساس، جریان عقل گرایی بر ابعاد فکری علوی غلبه دارد.
۲.

کتاب« آلیات التأویل السّیمیائی» (ابزارهای تفسیر نشانه شناسی) در بوته نقد(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۲۷۴
دانش نشانه شناسی یکی از شاخه های نقد ادبی جدید در قرن بیستم است که به بررسی نشانه ها و روابط میان آنها در متون ادبی و کارکردشان در انتقال پیام میان صاحب اثر و خواننده می پردازد. کتاب «آلیات التأویل السّیمیائی» نوشته موسی ربابعه نیز از جمله آثاری است که می کوشد تا از رهگذر برخی ابزارهای نشانه شناسی و با عبور از روساخت متن نمونه هایی از ادب معاصر عربی به لایه های زیرین و ژرف ساخت متن دست یابد. در پرتو اهمیت مسأله، مقاله حاضر می کوشد به روش توصیفی - تحلیلی و با رویکرد نقد محتوا، ضمن بررسی و بیان برخی از نقاط قوت این کتاب، نقاط ضعف و کاستی های اثر مورد نظر را تبیین نماید. نتایج بررسی حاکی از این است که این اثر در سه فصل اول در مبحث استعاره و رمز به مثابه دو ابزار نشانه شناسی تا حدود زیادی موفق عمل نموده است و با انتخاب نمونه های شعری مناسب، تحلیل های خوبی ارائه داده است. امّا عدم هماهنگی عنوان کتاب با محتوا و نپرداختن مستقیم به همه شگردهای نشانه شناسی از جمله پارادوکس، نقاب، حس آمیزی، هنجار گریزی، اسطوره،عدم رعایت توازن میان فصل ها و اشاره گذرا به مقوله نقد نشانه شناسی در رمان از مهم ترین کاستی های این کتاب است.
۳.

تجلّیات الانزیاح الدّلالیّ – الاستبدالی فی قصیده «الأسلحه والأطفال» لبدر شاکر السیّاب(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۵۳ تعداد دانلود : ۳۱۰
یعدّ الانزیاح الدلالیّ من أهمّ الموضوعات المطروحه فی النقد الأدبی الحدیث، وهو ضرب من الخروج عن اللغه المعتاده المألوفه إلی لغهٍ ملؤها الاستغراب الکلامیّ الدّلالیّ، وقد وظّفه الأدباء وکبار الکُتّاب فی کتاباتهم وأشعارهم کراراً وتکراراً، علی غرار ما نلاحظه فی أشعار جمله من شعراء العرب المعاصرین کبدر شاکر السیّاب وأدونیس وغیرهم. من أهمّ القصائد التی تبلورت فیها ظاهره الانزیاح الدلالی قصیده «الأسلحه والأطفال» للشاعر المبدع العراقی بدر شاکر السیّاب. فقد تطرق الباحثون عبر منهج النقد الشکلانی فی هذا البحث إلی تجلّیات الانزیاح الدّلالی - الاستبدالی فی هذه القصیده والتی تتمثّل آلیّاته فی الت ّ شب ی ه والاستعاره والکنایه وتراسل الحواسّ والمفارقه. تفید نتائج الدارسه أنّ هذه القصیده تتمتّع بازدواجیّه دلالیّه بین السّلام والحرب یعبّر عنهما السیّاب بأسلوب انزیاحی، فیستخدم آلیّات الانزیاح الدّلالی- الاستبدالی لیضفی علی نصّه الشّعریّ رونقا وجمالا ویعبّر عن خوالج ضمیره ومکامن فکره بتقنّیات بیانیّه تجعل المتلقّی یتّبع صوره الشعریه الانزیاحیه. فالقصیده تحمل فی طیّات سطورها بارقات الأمل المعلّق علی الأجیال الآتیه المتمثّل فی العصافیر والأطفال، کما أنّ خطاب السیّاب فی القصیده أحیاناً لا یخلو من إمارات الیأس والفشل والعتاب الموجّه إلی الآباء الذین قد صاروا طوعا أو کرها أداه فی ید تجّار الحدید وباعه الأسلحه. الصوره العامّه للقصیده تبیّن لنا التقابل بین دنیا الأطفال فی عصمتها ونشاطها وحیویّتها وما تثیر فی القلب من الّلذه المستکینه، وما بین الدّعوه إلی الحدید والنّار والدّبابات والرصاص

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان