فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۴٬۰۵۴ مورد.
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۸
71 - 94
حوزههای تخصصی:
مهم ترین مسأله عرفان نظری، «اسماء الهی» است که آغاز تجلّیات آنها از مقام احدیّت و واحدیّت است. بدین جهت دو مقام یادشده در عرفان نظری از اهمّیت بسزایی برخوردار است. تنها مستند نقلیِ عارفان در تبیین این دو مقام، «حدیث عماء» است. برخی از عارفان، «عَماء» را منطبق با احدیّت دانسته و برخی دیگر آن را بر مقام واحدیّت تطبیق می دهند. هر چند به نظر می رسد این اختلاف به دلیلِ نزدیکی و قُرب دو مقام مذکور، چندان بنیادین نیست، امّا حدیث مورد استناد آنان از جهت منبعی، دلالی و سندی با نقدی جدّی رو به روست؛ زیرا، در هیچ یک از منابع روایی کهن شیعه گزارش نشده، مضمون آن با باورهای بنیادین و مبانی الهیاتی مسلمانان (به ویژه شیعه و اشاعره) ناسازگار بوده و در سلسله اَسناد آن نیز راویان مجهول و نامعتبر وجود دارد. در نقطه مقابل، روایات فراوان و معتبری در منابع کهنِ روایی شیعه گزارش شده که با حدیث یادشده تعارض دارند. با توجه به قواعد فقه الحدیث و نقد الحدیث، «حدیث عماء» به دلیل ضعف های منبعی، دلالی و سندی یارای مقابله با روایات متعارض را ندارد، بنابراین استناد به آن در تبیین و اثبات مقام احدیّت و واحدیّت با مبانی علمی و معرفتی اسلام سازگاری ندارد.
عرفان و شبه عرفان در شعر نو ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۸
5 - 30
حوزههای تخصصی:
ادبیات عرفانی یکی از گونه های غنی و جذاب و در عین حال چالش برانگیز ادبی به شمارمی آید و شاعرانی چون سنایی، عطار و مولوی از سرآمدان آن محسوب می گردند. پرسشی که پس از گذشت یک قرن از تولد شعر نو به ذهن متبادر می شود، این است که این سرمایه ارزشمند، در شعر نو چه سرنوشتی داشته است. برای پاسخ به این سوال باید بررسی نمود که چه شواهدی از وجود مضامین عرفانی یا چیزی شبیه به آن، در شعر نو وجود دارد و شاعرانی که از یک سو، دارای پشتوانه چندین سده ادبیات عرفانی گذشته بوده و از سوی دیگر، در قرن معاصر و در فضای مدرنیته زیسته اند، با چه رویکری با عرفان روبرو شده اند. با بررسی سیرعرفان در آثار بعضی از شاعران نامدار نوپرداز که به نحله های فکری گوناگونی تعلق دارند، مشخص می شود که ایشان، هم با رویکرد غیر مستقیم و منفعلانه از گنجینه عرفانی گذشتگان برای مضمون سازی و زیبایی آفرینی بهره برده و هم با رویکردی مستقیم و خلاقانه، از آفرینش مضامین عرفانی با مختصات زبان روز غافل نبوده اند.خلق عبارات شبه عرفانی، فراروی معرفت اندیش در مضامین دینی و قرآنی، توصیف عشق حقیقی و مرگ اندیشی عارفانه که در تقدیس شهیدان به اوج می رسد، همراه با بیان مضامینی که به تجربه، مکاشفه، حکایت، معراج و مناجات عرفانی شباهت دارد، از مصادیق ابداعات شاعران نوپرداز است. این شاعران گاهی نیز با رویکرد تشبه به عارفان گذشته، به بعضی کنشهای بحث انگیز، مانند نقد فلاسفه و بیان عبارات شطح آمیز، ورود کرده اند.
مورخ شهیر، عارف گمنام شرف الدین علی یزدی در آینه «التوحید من نفس الرحمن»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۲ شماره ۷۵
254 - 276
حوزههای تخصصی:
یکی از عرفای گمنام قرن نهم شرف الدین علی یزدی است که به واسطه اثر معروف خود، ظفرنامه تا کنون به عنوان مورخی شهیر از وی یاد شده؛ هرچند کشف آثار و تحقیقات معاصر ابعاد دیگر شخصیت علمی او را هویدا کرده است لیکن معرفی نسخه خطی تازه یاب رساله تهلیلیه «التوحید من نفس الرحمن» سبب پیدایی و شناخت وجهه عرفانی این مورخ، ادیب، ریاضی دان، منجم، لغوی و موسیقی دان یزدی شده که تا کنون مهجور مانده است. در این پژوهش ضمن واکاوی زندگی و شخصیت معنوی شرف الدین علی یزدی کوشش شده است با بررسی اندیشه های عرفانی وی در سه مقوله اساسی خداشناسی، هستی شناسی و انسان شناسی، منظومه عرفانی این دانشمند تبیین شود. شرف الدین علی یزدی قائل به وحدت ذاتی در ضمن کثرات رتبی است و آفرینش عالم را که صورتی از نَفَس رحمانی است، نمایشی مترتب بر ظهور اسمای حسنی و بر مدار عشق می داند. قرائن و شواهد تاریخی حکایت از تبعیت وی از شاه نعمت الله ولی در سلوک داشته و طی طریق در کنار اشتغالات سیاسی و اجتماعی وی بسیار بارز و حائز اهمیت است.
جلوه تهی در عرفان اسلامی و ذن بودایی و تجلی آن در معماری ایران و ژاپن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۷
53-78
حوزههای تخصصی:
هنر اسلامی، ریشه در اندیشه اسلام و نمود نگاه عرفانی به هستی و آخرت دارد و تبلور سیر وحدت به کثرت است که به نوعی در معماری اسلامی تجلی یافته است؛ اما هنر ذن، محصول سلوک و روشن شدگی در لحظه ساتوری و بیانگر تهی پرمعناست و در بستر باغ شن و معماری ژاپنی ظهور یافته است. هر دو اندیشه، شهودی است و اندیشه، تهی از مبانی اصلی هنر و باورهای آن هاست. بنابراین این سؤال مطرح است که اندیشه ذن و عرفان اسلامی چه اشتراک و تفاوت هایی باهم دارند و اندیشه تهی در هر دو آیین چه معنایی می یابد؟و با توجه به این باور، تهی چه قالب و فرمی در هر دو آیین یافته و تجلی آن در هنر و معماری هر سرزمین کدام است؟ هدف این پژوهش، شناخت و مقایسه صورت و سیرت مفهوم تهی در فرهنگ ایران و ژاپن و نوع تجلی آن در معماری هر دو سرزمین است. بنابراین، در این پژوهش به شیوه تحلیلی تفسیری به تطبیق اندیشه تهی در جهان بینی و باور هر دو آیین و تجلی آن در معماری هر دو سرزمین می پردازد.
"ورع و عفت" در آموزه های فقهی و عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۸
55 - 72
حوزههای تخصصی:
در واقعیات عملی زندگی مسلمانان، عدم استفاده از اخلاق اسلامی در گفتار و عمل قابل توجه است و این کوتاهی شخصیت آن ها را مخدوش و موجودیت شان را با خطر مواجه می کند. تعهد به عبودیت و اجرای آن از مسیر شناخت مفاهیم و مصادیق پرستش و تقرب به ذات الهی همچون "ورع" و "عفت"، زندگی جامعه اسلامی را با ایجاد تعادل و مقاومت در برابر وسوسه های ویرانگر، حفظ می کند. در مطالعه پیش رو به بحث و غور در آیات قرآن و نقد روایات مربوط به ورع و عفت پرداختیم. نتایج پژوهش دلالت بر این دارند که ورع و عفت از واژه های مهم حوزه فقه السلوک و علم السلوک معارف اسلامی هستند و اشتراک معنوی با هم دارند و تحت این عناوین، مصادیق مختلفی قرارمی گیرند. اگر دانش فقهی، شامل اعمال ظاهریِ نماز، زکات، ذکر، حمد و دعا باشد، علم السلوک و عرفان، مربوط به نیت، اخلاص، توکل، توبه به سوی خدا، امید، ترس، شکرگذاری، صبر، تقوا، عفت، زهد و ورع و سایر منازل سلوک برای سائرین و سالکان این راه است. هر دو این عناوین برگونه ای از بازدارندگی، پرهیز و ممانعت، دلالت دارند. معنای ورع و عفت در مصادیق خود بنابه شرایط متن و فرامتن که این مصداق، در آن نمود پیدامی کند متفاوت خواهدبود. مطالعه پیش رو به شیوه توصیفی-تحلیلی است.
ریاستیزی و نقد شخصیت های زاهدنما از دیدگاه بیدل دهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۸
209 - 230
حوزههای تخصصی:
بیدل دهلوی تحت تأثیر آموزه های عرفانی شیخ نظام الدین اولیاء است و از این جهت توجه به دین و عرفان در شعر او نمود دارد و اشعارش مملو از مفاهیم و ارزش های اخلاقی - انسانی است. ضمن اینکه او به عنوان یک شاعر آزاده و منتقد رفتارهای دین باوران را آسیب شناسی کرده است و با نقد آن رفتارها حتی ریاستیز و منتقدی صریح اللهجه نامیده شده است، او کوشیده حقیقت دینی و حیات را از رهگذر اندیشه ای آزاد کشف کند و آنانکه دین را وسیله ریا قرارداده اند و جمعی را به خود مشغول نموده و بازار ریاکاریشان گرم است و در نظر مردم محبوب و گاه مقبولند عوام فریبی شان را برملاسازد و مهم تر آنکه او از نظر بنیاد اندیشه و فهم هستی، جهان او، جهانی دینی است و از دریچه دین و فهم دینی به جهان نگریسته و زندگانی را معنا نموده و سخنانش می تواند راهگشای معنوی برای انسان که در این عصر اسیر تمدن مادی و ماشینی است باشد و آن پیش گرفتن راه عشق و عرفان و فضایل اخلاقی است.
عرفان و اخباری گری در اندیشه میرزا محمد اخباری (م. ۱۲۳۲ه .ق) پژوهشی در روابط جریان های اجتهادی، اخباری و صوفی در نیمه نخست سده سیزدهم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
387 - 406
حوزههای تخصصی:
میرزا محمد اخباری، یکی از علمای اخباری است که به واسطه آثار متعددش در انتقاد تند علیه مجتهدان شناخته شده است. در پژوهش حاضر، سویه کمتر شناخته شده اندیشه و آثار میرزا محمد اخباری، که شامل گرایش های عرفانی اوست، بررسی گردیده و تأثیر بافت فکری زمانه، که دوران ستیز سه گفتمان اجتهادی، صوفیانه و اخباری در دهه های نخست سده سیزدهم قمری بود، بر بُعد عرفانی اندیشه او واکاوی شده است. پرسش های پژوهش حاضر چنین اند: ارتباط میرزا محمد اخباری با تصوف و عرفان در آثار و زندگی وی چه نمودهایی داشته است؟ تا چه اندازه ای از اخباری گری تأثیر پذیرفته است؟ نتایج تحقیق حاکی از آن است که مواضع میرزا محمد اخباری درباره عرفان و تصوف، از ادبیات تندش در برابر مجتهدان تأثیر پذیرفته است. میرزا محمد اخباری با استفاده از دوگانه عرفان/تصوف، از عرفان دفاع و از تصوف انتقاد می کند. او رساله هایی در حکمت عرفانی نگاشته و با برخی از صوفیه در ارتباط بوده است. میرزا محمّد، متصوفه را به مجتهدان و عارفان را به اخباریان تشبیه کرده و صوفی و مجتهد را به جهت بدعت گزاری و وابستگی به اهل سنت مشابه هم فرض کرده است. در عین حال، او با توسعه دامنه مصادیق عارف و دفاع از شخصیت های صوفی، که مورد نکوهش علما بوده اند، عملاً در جدال مجتهدان و صوفیه، جانب صوفیه را گرفته است.
جلوه هایی از درون مایه های عرفانی در اشعار وحشی بافقی باتأکیدبرمنظومه خلدبرین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۷۶
331 - 348
حوزههای تخصصی:
بی تردید وحشی بافقی یکی از مشهورترین شاعران دوره صفوی است که اهمیت او در سبک خاص بیان اوست. هنرآفرینی در مضمون و بیان احساسات و عواطف شاعرانه با زبان روان و ساده وصمیمی وی را در زمره شاخص ترین شاعران مکتب وقوع قرارداده است. اشعاروی را از زوایای مختلف می توان بررسی کرد. درون مایه های عرفانی در اشعار وحشی بافقی به ویژه در منظومه خلدبرین، از وجوه زیبای زبان و اندیشه های اوست. نگارنده با پردازش توصیفی-تحلیلی اشعاروحشی، به این نتیجه رسیده که وی با آن همه شور و شرر عاطفی و الهام شاعرانه که داشته عشق عرفانی یکی از درونمایه های فکری و شعری وی بوده است. دربیشتر آن ها، عواطف شدید و احساسات و درد و تألم درونی شاعر با زبانی روان و ساده و دلپذیر با نیرومندی هرچه تمامتر بیان شده و اگرچه منظومه های غنایی و عاشقانه وحشی، عشق مجازی او را نمایان کرده است، اما در عین حال خود آن را پلی برای حقیقت دانسته است.
فردریش شلایرماخر و کارل بارت: بررسی دو مواجهه با فسردگیِ الهیاتِ طبیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۶ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
55 - 73
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با روشی توصیفی، تحلیلی و مقایسه ای به دو متأله بزرگِ مسیحی در دوره مدرن، فریدریش شلایرماخر و کارل بارت، و خصوصاً تحولی که آن دو در الهیات مسیحی پدید آوردند، پرداخته شده است. مقایسه این دو اندیشمند، نشان دهنده ربط و نسبتی بین دیدگاه های نسبتاً معارض آنهاست. آن ها کوشیدند، نوعی از شورمندی در دیدگاه های الهیاتیِ زمانه شان پدید آورند، لیکن با توجه به مشکلی که در آن الهیات می دیدند، این شورمندی را با تکیه بر مبانیِ مختلفی وارد کردند. شلایرماخر بر احساسِ بشری و شهود و پارسامنشی تأکید داشت و بارت بر امری آن سویی و کاملاً متفاوت از تجربه بشری. به همین ترتیب، اکثرِ دیدگاه های آن ها خصوصاً درباره کتابِ مقدس و کلامِ خدا و مسیح، تفاوت هایی دارد. به رغم این تفاوت ها، بارت معتقد بود، با تفسیری مبتنی بر روح القدس یا مبتنی بر مسیح شناسیِ بارتی از شلایرماخر می توان به تأسیس پلی بین دیدگاه های شلایرماخر و او امیدوار بود.
وجوه معنوی کسب و کار در سنّت ملامتیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۶ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
225 - 241
حوزههای تخصصی:
پژوهشگران معاصر به بنیادهای فکری جریانات معنوی اسلام در موضوعاتِ مرتبط با حیات مادی و شیوه های زندگی دنیایی کمتر توجه کرده اند. کسب و کار، از جمله این مقولات است که در دوران معاصر اهمیت ویژه ای یافته و از قضا، در معنویت اسلامی نیز به ابعاد اخلاقی و معنوی آن توجه شده است. ملامتیان خراسان که از اصیل ترین گروه های معنویت گرای ایرانی در دوران اسلامی اند، نگرشی ویژه به کسب و کار به مثابه امری معنوی داشته اند. توجه به مبانی فکری و شیوه عملی برجسته ترین نمایندگان اهل ملامت (حمدون قصار، ابوالحفص حداد و عثمان حیری)، با روش تحلیل متنی، نشان می دهد که تأکید آنان بر ملامت نفس و در پی آن، پنهان داشتن سلوک و مبارزه با ریاکاری، سبب نقد آنان از کسانی شده که به بهانه زهد و توکل، بر ترک کسب و کار توصیه می کرده اند. اندک گزارش های موجود نشان می دهند که اهل ملامت هم در عرصه نظر و هم در عرصه عمل، کار را وسیله ای برای رشد باطن و مبارزه با نفس می دانسته اند. در نظر آنان، کار بهترین راه برای کسب روزی حلال است و با پرداختن به آن، علاوه بر خوارداشتن نفس، سالک از سقوط در دام ریاکاری رها می شود و اینکه، کار نه تنها با دو آموزه توکل و فقر منافات ندارد، بلکه، چون یکی از بهترین راه های اخفای سلوک است، پرداختن به آن ضروری است.
نظام مندی دیدگاه سعیدالدین فرغانی در تبیین قاعده عرفانی «اجمال و تفصیل» مطالعه موردی: تبیین مراتب نظام هستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
411 - 433
حوزههای تخصصی:
مسأله اصلی پژوهش حاضر بر مبنای تحلیل قاعده «اجمال و تفصیل» و کاربست آن در تبیین مراتب نظام هستی از منظر سعیدالدین فرغانی شکل گرفته است و پاسخ به جوانب مسأله فوق را به روش تحلیلی اسنادی دنبال کرده است. «اجمال و تفصیل» یا «جمع و فرق» از مبانی کلیدی و تأثیرگذار در عرفان نظری است. به باور اهل معرفت، موجودات در مراتب بالاترِ هستی، معمولاً دارای گونه ای از کلّیت و شمول وجودی هستند که با حفظ وحدت و اجمال خود، وجودِ جمعیِ کثراتِ مادون خود هم هستند. با اینکه کثرات مادون در آن موطن عالی مجال ظهور ندارند، اما تنزّل آن حقیقتِ اجمالی، تفصیل حقایقِ مندرج در آن را به همراه خواهد داشت. فرغانی مبتکر این قاعده عرفانی نیست، اما توانست آن را در نظام عرفان نظری، به خوبی پردازش کند. ردّ پای این قاعده کلی را در جای جای هستی شناسیِ فرغانی می توان یافت، به گونه ای که او در ارائه یک تحلیل نظام مند و سازوار درباره چگونگی و چرایی تنزل تجلی وجود در مراتب هستی، از این قاعده بیشترین بهره را برده است. وی بر پایه این قاعده توضیح می دهد که چگونه تجلی حق تعالی، ابتدا در تعین اول، مجمل بود و سپس در تعین ثانی مفصل شد و این تفصیل تعین ثانی، در قلم اعلی مجمل شد و این اجمال قلم، در لوح تفصیل یافت و این سلسله به همین ترتیب در مجرای عرش و کرسی و عنصر اعظم و ارکان اربعه و افلاک و موالید ثلاث و آدم و خلفای او و پیامبر اکرم (ص) و خلفای ایشان به سیر خود ادامه داد و در نهایت به نقطه پایانی عمر دنیا و مبدأ قیامت منتهی می شود. فرضیه این تحقیق آن است که فرغانی یکی از بهترین تبیین های قاعده «اجمال و تفصیل» را ارائه داده و از این قاعده به گونه ای کاملاً کاربردی در تحلیل مراتب نظام هستی بهره برده است.
بازشناسی تطبیقی پردازش اشاری تفاسیر عارفان در تفسیر روح المعانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دریافت لطایف معنایی قرآن کریم در تمام عرصه های هدایتی کلام وحی با گستره ی اعتقادات، احکام، اخلاق و مسائل فردی و اجتماعی کوششی فراگیر از سوی دانشمندان مسلمان است. تلاش هایی که گاه به صورت مستقل و در عنوان تفسیر انجام گشته و گاه در خلال آثار اخلاقی و عرفانی متبلور شده است. تفسیر روح المعانی به عنوان یکی از تفاسیر ارزشمند سده های متأخر اسلام با رویکرد جامع و جلوه های اشاری قابل توجّه است. نسبت صوفیانه به آلوسی، تأثیر باورهای صوفیانه او در تفسیر روح المعانی، جایگاه تفسیر او در میان تفاسیر قرآن، تأثیری که تفاسیر پس از او از روح المعانی پذیرفته اند و کاربرد رویکرد صوفیانه در تفسیر او، مطالعه روی این تفسیر با نگاه تأثیرپذیری از رویکرد صوفیانه را ضروری می کند. بررسی هایی که بر تفاسیر انجام می شود در دو قالبِ بررسی پیشاتفسیری و از نوع روش تفسیری، منبع و مبانی در تفسیر و مسائلی از این دست است. گونه دیگر بررسی محتواهای تفسیری است. نوشتار پیش رو که موضوع بازشناسی پردازش اشاری تفاسیر عارفان در تفسیر روح المعانی را دنبال کرده از جنس مطالعه نوع دوم است و قصد دارد تا چگونگی بازتاب و تبیین تفاسیر عارفانه توسط آلوسی را بررسی کند. در راستای این هدف با رویکردی توصیفی تحلیلی ابتدا شیوه های بیان اقوال عرفانی در تفسیر روح المعانی را استخراج می کنیم. پس از آن مفاهیم و اصطلاحات مهم نزد صوفیه را استخراج و بررسی می کنیم که کدام یک در تفسیر آلوسی به کار رفته و در آخر نیز خوانش آلوسی از این گزاره ها را بیان خواهیم کرد. در راستای رسیدن به این هدف گزاره هایی را توصیف و بخشی را تحلیل می کنیم.
تأثیرِ نظریه تکامل بر الهیات لبیرال براساس آراء هنری دروموند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادیان و عرفان تطبیقی دوره ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
159 - 183
حوزههای تخصصی:
ارائه نظریه تکامل در جهان غرب با استقبال گسترده ای از سوی لیبرالهای پروتستان همراه گردید. هنری دورموند به عنوان یکی از مهمترین متفکران این مکتب ضمن پذیرش این نظریه، درصدد تبیین الهیاتی آن در مباحث کلیدی الهیات مسیحیت برآمد. او با بیان وجود ارتباط وثیق میان علم و دین، تلاش نمود تا وجود تکامل در نظام خلقت علم را به عنوان هنر خدا در جهان ماده توصیف کند. انسان نیز گرچه به لحاظ جسمانی، از کالبدی مادی که از طریق پروسه تکامل شکل گرفته، به وجود آمده، به عنوان موجودی که از دو بعد مادی و معنوی تشکیل شده است، با مداخله به یکباره خدا، از نعمت روح خدایی بهره مند شده و نعمت زندگی معنوی در کنار زندگی مادی به او عنایت شده است. این تحقیق بر مبنای رویکردی توصیفی – تحلیلی و بر پایه مستندات کتابخانه ای درصدد است تا با استناد به نظرات هنری دروموند در آثاری که به وی منتسب است، تأثیرات نظریه تکامل بر الهیات مسیحی – در موضوعات خدا، انسان، گناه، مسیح، زندگی ایمانی، و مسئله ملکوت- مورد بررسی قرار داده، تحلیل کند. از عمده نتایج این تحقیق می توان به مواردی همچون؛ هدفمندی تکامل در راستای نشان دادن محبت الهی، تبعیت از حضرت مسیح در زندگی دنیایی و شباهت زندگی معنوی به زندگی مادی اشاره نمود.
هخالوت، خاستگاه نظریه دژ درون ترزا آویلایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۶ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
243 - 255
حوزههای تخصصی:
ترزا آویلایی (1515-1582م)، نظریه دژ درون (عمارت های هفتگانه) را در زمینه سلوک به سوی خدا و نیلِ به وصال او مطرح کرده است. ازآنجاکه ترزا یک نظریه پرداز کلاسیک نیست، این سؤال پیش می آید که او در ارائه این نظریه، تا چه اندازه تحت تأثیر هخالوت (تالارهای هفت گانه برای رسیدن به شهود خدا) بوده است؟ فرضیه این مقاله، اثرپذیری ترزا از هخالوت است و به استناد شواهد کافی، روشن می شود که ترزا در ارائه نظریه دژ درون، در ساختار، کاربست مفاهیم و اصطلاحات، در تأکید بر نقش نیایش در رسیدن به وصال و پشت سر گذاشتن موانع وصال، به طور مکرر به عهد عتیق، به ویژه کتاب حزقیال به عنوان یکی از منابع هخالوت، رجوع داشته و در نتیجه، از هخالوت اثر پذیرفته است. مقایسه هفت عمارت و هفت تالار، مشابهت های معناداری را نشان می دهد که همگی دلالت دارند بر اثرپذیری ترزا از هخالوت در ارائه نظریه دژ درون. هم عمارت ها و هم تالارها، شهود وحدت و وحدت شهود را هدف گذاری کرده اند، با این تفاوت که شهود را ترزا به وصال پیوند می دهد و هخالوت به دیدار. البته این ها به معنای آن نیستند که ترزا بر خوانش و مطالعه هخالوت تسلط داشته، بلکه او از ادبیات رایج عرفانی آویلا بهره برده که خود حاوی این اندیشه ها و آموزه ها بوده است.
مؤلفه های زبان شناسی شناختی در گلشن راز شبستری و قصیده تائیه کبرای ابن فارض(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۷
79-110
حوزههای تخصصی:
زبان شناسی شناختی، یکی از رویکردهای مهم در علم زبان شناسی است که به وسیله آن می توان به جهان بینی و نظام اندیشگانی شاعران و نویسندگان مختلف دست یافت. از میان اندیشمندان این علم، آرای لیکاف و جانسون، نقش بسزایی در تبیین الگوهای زبان شناختی و استعاری ذهن و زبان دارد. ازاین رو در جستار حاضر، از میان مؤلفه های زبان شناسی شناختی، به تبیین استعاره های جهتی، براساس آرای لیکاف و نیز طرح واره های حجمی، حرکتی، چرخه ای، تعادل و فرایند براساس الگوی جانسون، در گلشن راز و قصیده تائیه کبرای ابن فارض پرداخته شده است. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی و مسئله اصلی تحقیق آن است که انواع استعاره های جهتی و طرح واره های حجمی، حرکتی و تعادل در هر دو اثر بر چه موضوع هایی دلالت دارند؟ نتایج تحقیق بیانگر آن است که انواع استعاره های جهتی و طرح واره های به کاررفته در هر دو اثر، بر شناخت ابعاد مختلف معرفتی، شهودی و پدیدارشناختی حرکت نفس در دو قوس نزولی و صعودی دلالت دارند که منجر به کشف معارف و معانی نهفته در مراتب و منازل مختلف می شوند، و نیز با استفاده از ابزارهای زبان شناسی شناختی، می توان به زبان عرفانی و تشخّص سبکی هر دو شاعر دست یافت. استعاره های جهتی پایین در هر دو اثر، زمینه ساز رکود، ایستایی و توقف عارف در سیر الی الله است و نیز استعاره های جهتی بالا، بیانگر سیر استکمالی نفس و رسیدن به فنا و بقای بالله است. در طرح واره حجمی، هر دو شاعر از مکان واره های انتزاعی، برای تبیین معارف الهی سود جسته اند. در طرح واره حرکتی، هر دو شاعر بر سیر رجوعی و بازگشت به اصل تأکید فراوان دارند.
نگرش دین یاران به پاندمی کرونا، مطالعه موردی:طلاب شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
465 - 499
حوزههای تخصصی:
با توجه به تأثیر طلاب بر گروه های دینداری در ایّام کرونا، سعی شد اطلاعاتی درباره نگرش ایشان نسبت به این پدیده از دوران قرنطینه تا تولید واکسن جمع آوری شود تا برمبنای آن بتوان کمّ و کیفِ تأثیر این گروه را بر زیست دینی-اجتماعی جامعه ایران بهتر درک کرد. به این منظور، با روش کیفی به ثبت نگرش طلاب در شهر قم به عنوان مرکز اصلی حضور طیف های مختلف آنان اقدام شد. پژوهش حاضر در دو مرحله زمانی، یکی از اواخر آذر ۹۹ تا ابتدای اسفند ۹۹ و دیگری در بهمن 1400 در قالب پرسشنامه و مصاحبه های شفاهی صورت پذیرفت. با توجه به روش زمینه ای، از میان داده ها تنها پاسخ 51 نفر از طلاب به عنوان داده های اصلی و کم خطا مورد پردازش قرار گرفت. نتایج پژوهش در مرحله اول، غلبه نگرش محافظه کارانه (احتیاط و بی نظری) به علت ناهماهنگیِ شناختی در طلاب را به نمایش می گذارد. اما در مرحله دوم، با توجه به مواجهه تجربی طلاب با محدودیت ها و مشکلات ناشی از کرونا، شکل گیری نگرش نواندیشانه از نتایج برداشت شد. با وجود این، در هر دو مرحله، نگرش های اصلی و تکراری، محافظه کاری در مواجهه با تضادها، جزم اندیشی نسبت به دستورات دینی و کنش های سنتی در مواجهه با بروز عواطف دینی بود. لازم به یادآوری است که با توجه به رویکرد پژوهش حاضر، نتایج حاصله قابل تعمیم به سایر طلاب نمی باشد.
«دیگری» در تذکره الاولیاء عطار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۷۷
63 - 80
حوزههای تخصصی:
یکی از جنبه های مهم هر متن روایی، بررسی چگونگی حضور دیگر شخصیت ها و عوامل تأثیرگذار در متن است که از آن به عنوان «دیگری» یادمی شود. مفهوم «دیگری»، مفهوم وسیعی است و شخصیت های انسانی و عناصر غیرانسانی همچون طبیعت یا امور ماورایی را نیز دربرمی گیرد. تذکره الاولیاء عطار از برجسته ترین متون عرفانی است که در آن شرح حال عارفان و تجربیات و کرامات ایشان بیان شده است. با مطالعه این کتاب از منظر مفهوم «دیگری» متوجه می شویم که یک عارف در سیر و سلوک عارفانه خود با عوامل گوناگون در رویارویی و تقابل قرارمی گیرد و همین امر موجب تعالی وجودی و درک بهتر از «من» عارف می گردد. دیگری در این اثر به صورت خداوند، دیگر عارفان، مردم عادی، شیطان و نفس خود عارف، حیوانات و اشیا ظاهرشده است که هرکدام به گونه ای خاص در پی آگاهی بخشی به عارف یا آگاه کردن دیگران از جایگاه وی است. براساس یافته های این پژوهش اگرچه دیگری در تقابل با خود عارف قرارمی گیرد، شاهد هیچ گونه ستیزه میان عارف و دیگری نیستیم، بلکه تمامی این روابط تقابلی موجب آگاهی عارف از جایگاه خویش می گردد و دیگری کارکردی هدایتگر پیدامی کند. در مواردی که شخص عارف خود را در جایگاه برتری می پندارد، بلافاصله بر اثر حادثه ای متوجه این غرور و خودبینی می شود و در این جا نیز دیگری کارکردی هدایتگرمی یابد که موجب شناخت بیش تر عارف از خویشتن می شود.
واکاوی مبانی عرفانی ابن عربی در توسعه مصادیق انسان آرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۸
23 - 38
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعاتی که در مکاتب و اندیشه های گوناگون مورد بررسی قرارگرفته، موضوع انسان کامل است. هرچند عرفای مسلمان نیز به این بحث توجه داشتند ولی ابن عربی توانست غنای کافی به آن ببخشد که در نوشته هایش مورد مشهود است. فراوانی تعاریف انسان کامل موجب آسیب به این موضوع شده که عدم تعیین حد و مصادیق آن است. لذا، این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی با بررسی مبانی عرفانی ابن عربی به این سؤال خواهدپرداخت که آیا وی به محدود بودن مصادیق انسان آرمانی به انبیا و اولیای الهی معتقد است و یا به توسعه در مصادیق آن و صدق بر انسان های سالک دیگر که به مقاماتی مشخص رسیدند اعتقاددارد؟ یافته های تحقیق حاکی از آن است که هرچند رسولان الهی در بالاترین درجه چنین انسان هایی قراردارند، ولی با توجه به تعریف ابن عربی انسان آرمانی، اضافه کردن خود به عنوان خاتم ولایت مقیده، معرفی مصادیق متعددی از انسان های آرمانی و تفسیری که از وُسع و ظرفیت هریک از انسان ها برای رسیدن به کمال معرفی می نماید، کثرت در مصادیق انسان آرمانی نتیجه گرفته می شود.
مبانی الهیاتی و اصول راهبردی در گفتگوی ادیان و مذاهب با رویکرد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادیان و عرفان تطبیقی دوره ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
214 - 231
حوزههای تخصصی:
از دیر باز تاکنون، «گفتگو» به عنوان فرآیند و راهکاری مؤثر و معقول برای تأمین مصالح و منافع انسان از سوی حکما به کار گرفته شده است. یکی از عرصه های مهم کاربست گفتگو، گفتگو بین ادیان مختلف است. کارآمدی راهکار گفتگو از یک سو و رسالت بنیادین ادیان به عنوان نقشه هدایت و سعادت ابدی بشر، متولیان ادیان را موظف به استمداد جستن از این راه کار کم نظیر و تجربه شده می نماید. این پژوهش با بررسی منابع و متون دینی، مبانی و اصول الهیاتی گفتگوی بین ادیان و مذاهب را استخراج نموده و با روش توصیفی تحلیلی و جمع آوری کتابخانه ای داده ها به بررسی و تحلیل محتوا و مدارک دست یافته پرداخته و نشان می دهد که استخراج مفاهیم و مبانی از معارف اسلامی از مهم ترین و بهترین مدلها جهت گفتگوی بین ادیان است. بر اساس نتایج حاصله مبانی و شاخصه های 1- محدودیت دانش بشری و معارف مدون یک مذهب؛ 2- ضرورت تبیین و عدم کتمان علم توسط فرهیختگان هر مذهب؛ 3- تصریح قرآن بر حفاظت از معیارها، اصول و ارزش های مشترک بین ادیان؛ 4- الزام علما به تبلیغ رسالات الهی؛ 5- بیان آداب گفتگو در قرآن؛ 6- سیره عملی پیامبر اکرم و اولیای دین در اعصار مختلف در گفتگوی بین ادیان؛ در منابع و معارف اسلامی پر تکرارتر است. معارف اسلامی ضمن توجه به ضرورت گفتگوی بین ادیان؛ تأکید به برخی اصول و مؤلفه های راهبردی را نیز گوشزد می نماید: الف) گفتگو با هدف حقیقت جویی و روشن گری؛ ب) کاردانی و تخصص کافی طرفین مناظره؛ ج) زمان شناسی و بصیرت، قاطعیت و صراحت و اخلاق مداری همه جانبه با موافقان و مخالفان و حتی معارضان در گفتگو. در نتیجه یکی از راه کارهای موفق و کارآمد برای روشن گری اذهان به منظور رفع سوء تفاهم ها و منازعات بین ادیان و مذاهب اعتصام به حبل الهی و تمسک به گفتگو و رونق مناظرات علمی تقریب مذاهب است.
تحلیل گفتمان عرفانی شیخ عبدالقادر گیلانی براساس استعاره مفهومی عشق، با تأکید بر دیوان اشعار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۸
277 - 296
حوزههای تخصصی:
رمزگشایی اسرار نهفته در متون ماندگار، خرد پژوهشگران را به چالش می کشد تا با شیوه های نوین و پذیرفته شده، این میراث های کهن، بازبینی و بررسی شوند. یکی از راه های دسترسی به گفتمان غالب در این متون، تحلیل گفتمان از طریق استعاره های برجسته و پربسامد در آن است که لایه های پنهان تفکر پدیدآورنده اثر را آشکارمی کند. هدف از پژوهش حاضر، تحلیل گفتمان عرفانی شیخ عبدالقادر گیلانی است که در طول قرن ها برحوادث سیاسی و عقیدتی بخشی از جهان اسلام تأثیرگذار بوده است که براساس تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین انجام شده است، بدین منظور استعاره پربسامد عشق در دیوان اشعار وی در چهارچوب نظری لیکاف و جانسون (1980) درباره استعاره بررسی و از الگوی فرایند تشخیص استعاره گروه پراگلجاز (2007) برای دسته بندی استعاره ها در سطح توصیف استفاده شد. پژوهش حاضر به صورت کیفی بوده، درعین حال، برای تحلیل داده ها در سطح توصیف از روش کمی و آماری از طریق نرم افزار SPSS نیز استفاده شده است. یافته ها حاکی از آن است که در گفتمان شیخ گیلانی رابطه مطلوب بنده با خداوند، رابطه عاشق و معشوقی است نه عابد و معبودی. او از استعاره ها نه برای زیبایی کلام، بلکه عینی ساختن پیام خود و به چالش کشیدن عقیده حاکم آن زمان استفاده کرده است. گفتمان وی درویشانه، ساده و بدوی بوده و اصل آن بر پایه تساهل و تسامح است و یکی از دلایل گرایش به طریقت وی، نبودن آداب و اسقاط تشریفات ویژه و دست وپاگیر بوده است.