فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۷۸۱ تا ۴٬۸۰۰ مورد از کل ۱۵٬۲۸۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
مساجد در تاریخ معماری ایران، همواره نقطه به اوج رسیدن هنر و معماری اسلامی بوده است. معماری مساجد به دنبال الهام از مفاهیم کلام الهی است تا فضایی ایجاد بکند که عالم ملکوت و عالم ناسوت را قرین هم سازد و فضای معنوی واحدی را بیافریند. هدف این پژوهش مقایسه تطبیقی 9مسجد سنتی شهر یزد2، از لحاظ شاخص های معنوی کارشده در معماری این مساجد؛ به رشته تحریر در آمده است. روش تحقیقاز ماهیتی توصیفی – تحلیلی برخوردار است. در گام نخست به صورت مطالعات میدانی- کتابخانه ای؛ جهت استخراج شاخص های معنوی مساجد از منابع معتبر3 صورت گرفته، سپس شاخص ها به تأیید 8متخص در این زمینه رسید است.در مرحله دوم به صورت تحلیلی به آزمون داده ها از طریق نرم افزار «SPSS21» و روش «ویکور» انجام گرفته است. شاخص های مورد بررسی در این پژوهش: 1- نسبت طلایی، 2- تقارن و زوج بودن اجزا، 3- اشکال و خطوط منحنی، 4- رعایت استفاده از رنگ های گرم و سرد در کنار هم، 5-مصالح 6- استفاده از تلفیق حسی 7- سلسله مراتب 8- تزیینات مفهومی است. نتایج نشان می دهد که مساجد: مسجد جامع یزد، مسجد حظیره، مسجد ریگ و مسجد ملااسماعیل از لحاظ شاخص های آرامش معنوی در حد قابل قبولی قرار دارند.
روش شناسی موردکاوانه در اخلاق کاربردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روش شناسی در اخلاق کاربردی به معنای روش توجیه و حل مسایل اخلاقی است. سه روش عمده در این عرصه به رقابت با یک دیگر برخاسته اند: روش نخست، قیاس گرایی است که بر اهمیت نظریه های اخلاقی و به کار بستن آن ها در توجیه مسایل اخلاقی تأکید دارد و به اصطلاح متضمن نگاه از بالا به پایین است. دوم، استقراء گرایی است که رویکردی جزیی نگر و ضد نظریه دارد و به اصطلاح طرفدار نگاه از پایین به بالا است. سوم، اصل گرایی است که با نگاهی اعتدالی به کاربرد نظریه های کلان اخلاقی در مقام عمل، سعی می کند تا با ضرب دو نگاه از بالا به پایین و از پایین به بالا، به راه حلی منسجم دست یابد. موضوع بحث در این مقاله به روش دوم، یعنی استقراء گرایی مربوط می شود. این روش در جایی که داوری ها را نمی توان به سادگی تحت هنجارهای کلی قرار داد، بر تصمیم گیری عملی درباره مورد های جزیی متمرکز می شود. طرفداران این روش شکل های گوناگونی از استقراء را به رسمیت شناخته اند که مهم ترین و جامع ترین آن ها عبارتند از: موردکاوی یا مطالعه اوضاع و احوال خاص، اخلاق داستانی و برخی تقریر های فضیلت گرایی اخلاقی. این مقاله به بحث و بررسی موردکاوی اختصاص یافته و می کوشد تا نقاط قوت و ضعف این رویکرد روشی را نشان دهد.
بررسی مبانی و اصول تربیتی نظریه بازی های زبانی ویتگنشتاین و نقد آن بر اساس دیدگاه علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هستی و شناخت جلد پنجم بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۱
83 - 108
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تبیین نظریه ویتگنشتاین متأخر، یعنی نظریه بازی های زبانی، و استنباط دلالت های آن در زمینه مبانی و اصول تربیتی و تحلیل و نقد آن از دیدگاه علامه طباطبایی است. در این پژوهش از روش تحلیل مفهومی، روش استنتاجی و تحلیل انتقادی استفاده شده است. برای این منظور پس از استخراج و استنباط مبانی و اصول نظریه بازی های زبانی ویتگنشتاین، نقد آن ها از دیدگاه علامه طباطبایی مطرح می شود. طبق یافته های این پژوهش، مفاهیم اصلی معرفت شناسی ویتگنشتاین شامل نظریه کاربردی معنا، اجتماعی بودن زبان و نفی زبان خصوصی، تأکید بر توصیف به جای تبیین، زمینه گرایی و نسبیت محوری است. در مقابل، علامه طباطبایی در بنیان های معرفت شناختی خود بر مبناگروی، یقینی بودن معرفت و بداهت آن و متعین بودن حقیقت اشاره می کند. با در نظر داشتن معرفت شناسی ویتگنشتاین، شاهد ضعف هایی هستیم که می توان آن ها را بر مبنای دیدگاه علامه طباطبایی نقد و بررسی کرد؛ از جمله تعین نداشتن معنا، ابتنای نظام معرفتی انسان بر نحوه زندگی او، نفی وجه کشفی معرفت، ماهیت اقتضایی بودن و نسبیت.
فلسفه دین هگل: دیالکتیک تثلیث در رابطه سکولار خدا و جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات فلسفی سال هشتم بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲۰
171 - 192
حوزههای تخصصی:
پرسش از رابطه خداوند و جهان، در طول تاریخ فلسفه، پرسشی همواره مهم و حیاتی بوده است. این رابطه گاه رابطه ای جدی و آن به آن و متصل و گاه منفصل و اصطلاحا سکولار است. در این نوشتار تلاش شده که بر مبنای فلسفه دین هگل، فیلسوف مهمی که به بازتفسیر مسیحیت می پردازد، به ایضاح رابطه خدا و جهان در نظرگاه وی پرداخته شود. جایگاه خداوند در جهان چیست؟ برای این کار، پس از طرح دوگانه تعالی و حلول در تفسیر پروتستانتیزم به تعریف سکولاریسم جهت تبیین این مفهوم و سپس به توضیح تثلیث، آموزه مهم مسیحیت که در فلسفه دین هگل جایگاه مهمی دارد پرداخته می شود. این آموزه بنا به تفاسیری از خود هگل، زیربنای دیالکتیک سوژه-ابژه را در هگل تشکیل می دهد و او مواقف دیالکتیک را با اقانیم تثلیث توضیح می دهد. در انتها رابطه خدا و جهان از منظر دوگانه حلول و تعالی در نظرگاه هگل شرح و توضیح داده می شود.
علم و تکنولوژی: تفاوتها، تعاملها، و تبعات آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بین علم و تکنولوژی تمایز مفهومی مهمی وجود دارد، همچنین آنچهاز آن با عنوان ’علم کاربردی‘یاد می شود، از نظر معرفت شناختی مفهومی زائد است؛ این مقوله در ذیل مقوله تکنولوژی می گنجد. در مقاله حاضر درباره زمینه های فلسفی خلط علم و تکنولوژی بحث می کنیم و توضیح می دهیم که یکی دانستن آن دو، نه تنها یک خطای معرفت شناسانه محسوب می شود، بلکه نتایج و تبعات نامطلوب نظری و عملیعدیده ای نیز به بار می آورد که تأثیر خود را در کاوش های معرفتی و نیز سیاست گذاری ها در حوزه علم و تکنولوژی آشکار می سازد.
تشکیک وجود و ماهیت در نظام فلسفی شیخ اشراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جاویدان خرد پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۳۴
57 - 72
حوزههای تخصصی:
بحث تشکیک یکی از مهمترین مسائل فلسفی است که در نظامات فلسفی بدان پرداخته شده است. صدرالمتالهین قائل به تشکیک در وجود بوده و با تفتیش در نظام مشایین، ایشان را نیز قائل به تشکیک خاصی میداند. ولیکن قرائت صدرا و اتباع ایشان از تشکیک در نظام اشراقی، تشکیک ماهوی است. زیرا صدرا، اعتباریت وجود را در نظام فلسفی شیخ اشراق به معنای معقول ثانی منطقی پنداشته فلذا شیخ اشراق را اصالت ماهوی دانسته و مباحث تشکیکی ایشان را در ساحت ماهیت معنا کرده است. نگارنده قائل است که اولاً: اعتباریت وجود در نظام اشراقی به معنای معقول ثانی منطقی نیست تا اینکه شیخ اشراق را اصالت ماهوی بدانیم بلکه وی قائل به عینیت وجود است و اعتباریت به معنای معقول ثانی فلسفی است. و ثانیاً: شیخ اشراق فقط مباحث تشکیک را در ماهیت مطرح ننموده بلکه تمایز تشکیکی را در ساحت وجود نیز طرح نموده است. و ثالثاً: اگر ایشان قائل به تشکیک ماهوی است به جهت این است که وجود و ماهیت را در عالم خارج منحاز از یکدیگر نمیداند فلذا تشکیک وجود منجر به تشکیک ماهیت خارجیه نیز می شود.
فوکو، روشنگری و هنر آفرینش خویشتن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله ی حاضر نشان می دهد که چگونه میشل فوکو در آثار پایانی خود با رجوع به برخی آموزه های روشنگری به هنر آفرینش خویشتن روی می آورد. بازاندیشی مفاهیم اساسی روشنگری در فوکوی متأخر با درک تازه ای از کانت و سوژه همراه است. با جای دادن نظریه های زیبایی شناسی مرتبط با نفس در متن تفکر روشنگری، فوکو نشان می دهد که نه تنها او ارزش های روشنگری را نادیده نمی گیرد، بلکه به بازسازی برخی از این مفاهیم می پردازد. بازتاب چنین نگرشی خود را در اخلاق به معنای رابطه با خویشتن نشان می دهد. صورتبندی چنین اخلاقی به مدد پژوهش های فوکو در مورد اخلاقیات در یونان و روم از یک طرف، و رجوع به آموزه های نیچه و شارل بودلر از طرف دیگر ممکن می شود. اخلاقیات در جهان باستان در پی ارائه ی شیوه ای برای پرورش خلاقیت افراد است که آنها را ابتدا با اکنونِ خویش و سپس با خویشتنِ خویش مواجه کند تا فرد بتواند به گونه ای دیگر بیاندیشید، زندگی خود را دگرگون کند و خود را بیافریند. بودلر نیز مدرن بودن را خلاقیت و پویایی معنا می کند و معتقد است زندگی انسان نیز باید مانند اثر هنری با خلق خویشتن و تغییر همراه باشد. در این مقاله در صدد هستیم به بررسی خودآفرینی و زیست زیبا بپردازیم.
بررسی مفهوم و مدلول شرم: مقایسه ی برخی از مهمترین دیدگاه های روان شناختی با یک دیدگاه الهیاتی-اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات فلسفی سال هشتم بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲۰
109 - 143
حوزههای تخصصی:
مفهوم سازی شرم یکی از مباحث چالش برانگیز در تحقیقات روان شناختی است. چالش مفهوم پردازی شرم در فرهنگ های شرقی و به طور خاص در فرهنگ ایرانی-اسلامی موجبات ابهام قابل توجهی را هم برای اندیشمندان حوزه ی دین و هم برای روان شناسان به وجود آورده است. پژوهش حاضراز طریق بررسی مفهوم سازی و شواهد پژوهشی مربوطه در رویکرد شناختی و روان تحلیلی از میان رویکردهای روان شناختی در زمینه ی شرم و مقایسه ی آن با دیدگاه "فضیلت شرم" عبدالکریم سروش به عنوان یک دیدگاه وجودی-الهیاتی-اخلاقی به فهم این تفاوت و روشن ساختن آن برای محققان دین پژوهی و روان شناسانکمک می کند. روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی است و منابع مورد بررسی مقالات و کتاب های روان شناسی و مجموعه سخنرانی های عبدالکریم سروش در حوزه شرم بود. همچنین برای صورتبندی دیدگاه سروش در موردمعرفت شناسی اخلاق، کتاب اخلاق خدایان ایشان مدّ نظر قرار گرفت. نتایج بیانگر آن است که در این زمینه ما تنها با یک اختلاف اصطلاح شناختی روبه رو نیستیم، بلکه با دو پارادایم متفاوت که ملزومات فلسفی-روان شناختی خاص خود را دارند مواجه هستیم. مفروضات مورد اختلاف در مواردی همچون سنخ طرح مسیله، فطری نگری هیجان شرم، توجه به سویه های وجودشناختی شرم، واقع نمون بودن شرم، توجه به اخلاق فضیلت گرایانه در شرم و روش شناسی بررسی مفهوم و کارکرد شرم نشان داده شد. همچنین ملزومات فلسفی و روان شناختی گفته شده هر یک به طور جداگانه مورد بحث قرار گرفت. کلمات کلیدی: مفهوم سازی شرم،رویکردهای روان شناختی، روان شناسی اخلاق، تفاوت های پارادایمی
نسبت میان بازی های زبانی، صورت های زندگی و حیات اجتماعی انسان در ویتگنشتاین متأخر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن تابستان ۱۳۹۷ شماره ۷۴
113 - 136
حوزههای تخصصی:
ویتگنشتاین در فلسفه متأخر خود با طرح نظریه کارب ردى م عنا ، معنای واژه را به کاربرد آن در جریان و شکل زندگی پیوند می دهد. از نگاه او، زبان امری عمومی و اجتماعی و زبان خصوصی امری ناممکن است. کاربرد زبان در قالب بازی های زبانی صورت می گیرد و کاربرد بازی های زبانی خود، انواع گوناگون صورت های زندگی را شکل می دهد. صورت های زندگی پیوندی با ساختار حیات اجتماعی انسان دارند. در این نوشتار می کوشیم نسبت میان کاربرد واژه ها و صورت های زندگی را بحث کنیم و نشان دهیم که چگونه کاربرد واژه ها، یک بازی زبانی را شکل می دهد و چه نسبتی میان بازی های زبانی و صورت های زندگی وجود دارد. همچنین در این مقالله به بررسی نسبت میان صورت های زندگی و تاریخ طبیعی انسان از یک سو و زندگی اجتماعی انسان از سوی دیگر خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد اگرچه پیوند میان این عناصر پذیرفتنی است، اما نمی توان آن را به طور مطلق تأیید کرد؛ زیرا تغییرات در هر یک از اینها لزوماً متناظر با تغییر در عناصر دیگر نیست.
مقام تفکر و شهود در گلشن راز و سوتره های مهایانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲۵
209 - 229
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، پس از بیان گزارشی اجمالی در باب ویژگی و مندرجات گلشن راز و سوتره های مهایانه، سعی بر آن است که به پرسش های اساسی در باب تفکر و مسائل مربوط به آن پاسخ داده شود. این مقاله مشتمل بر سه بخش است: در بخش اول از چیستی تفکر در گلشن راز و سوتره های مهایانه سخن رفته است. در بخش دوم از مراتب مختلف تفکر سخن به میان آمده است. در بخش سوم گفته شده که گلشن راز و سوتره های مهایانه، هرچند متعلّق به دوسنت متفاوت اند، اما، در آن دو، تفکر شهودی بسیار والاتر از تفکر عقلی است؛ زیرا آدمی باشهود می تواند دل خود را از آلایش های جهان دنیوی پاک کند، در حالی که با تفکر عقلی قابلیّت حصول شناخت تمام حقایق و رهایی از عناصر رنج آلود را ندارد. بر این اساس گلشنرازو سوتره های مهایانه، هر دو، آشکارا، آدمی را در مسیر معرفت شهودی فرامی خوانند؛ زیرا بنابر آن دو، این ساحت والاتر از تفکر، عین وصول است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که در روش شناسی عرفان مقایسه ای، میزان سازگاری نظام های عرفانی در طرح مسأله معرفت شناسی بسیار زیاد است.
رابطه ادراک حسی با تجربه استتیکی و زیبایی در استتیک لایب نیتس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲۳
175 - 194
حوزههای تخصصی:
شرح لایب نیتس از ادراک حسی برای درک سنت استتیک عقل گرایانه آلمانی در قرن هجدهم بسیار حایز اهمیت است. تأملات او در این باب چارچوبی دکارتی دارد و برای دیدگاه های او درباره تجربه استتیکی بسیار کانونی است. او با توجه به ماهیت واضح ولی مغشوش ادراک حسی، مفهوم کمال و لذت را تبیین می کند و از همین معبر ره به تعریف زیبایی می برد. کمال عبارت است از نیرو یا توانایی متحدساختن ویژگی های کثیر در یک ویژگی؛ لذت، از نظر او، عبارت است از احساس کمال در اشیا؛ زیبایی هم نزد او همانا تعمق یا تأمل بر امری لذت بخش یا خوشایند، یا کمال شیء است. در این مقاله قصد داریم پس از بررسی اهمیت لایب نیتس در استتیک آلمان، ماهیت ادراک حسی نزد او، و سپس رابطه آن را با تجربه استتیکی، کمال، لذت و زیبایی در سپهر استتیک او بکاویم و در اخر هم نقد و نظری بر استتیک او داشته باشیم.
Five Answers on Pragmatism(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی پاییز ۱۳۹۷ شماره ۲۴
1 - 14
حوزههای تخصصی:
Prof. Haack answers a series of questions on pragmatism, beginning with the origins of this tradition in the work of Peirce and James, its evolution in the work of Dewey and Mead, and its influence beyond the United States in, for example, the Italian pragmatists and the radical British pragmatist F. C. S. Schiller. Classical pragmatism, she observes, is a rich and varied tradition from which there is still much to be learned—as the many ways her own work in logic, epistemology, metaphysics, philosophy of science, and philosophy of law has been informed by the old pragmatists testify. Of late, however, this tradition has been misunderstood, impoverished, and vulgarized by self-styled neo-pragmatists; here, Haack turns her attention specifically to the conception of pragmatism as essentially a political philosophy, and the near-vacuous equation of pragmatism with “problem-solving.”
هدف و هدفمندی مؤلفه معنابخشی در حادثه عاشورا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال پانزدهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳ (پیاپی ۳۶)
739 - 756
حوزههای تخصصی:
واقعه عاشورا از حوادث و پدیدارهای مهم تاریخ بوده که تاکنون بخش عظیمی از پژوهش های محققان را به خود اختصاص داده است. اما با وجود این واقعیت، واقعه پیش گفته، از منظر پژوهشگران حوزه فلسفه دین و معنای زندگی دور مانده است. این پژوهش کوشش معنامحورانه ای در باب حادثه عاشوراست که به مؤلفه هدف در عاشورا می پردازد و اهداف و انگیزه هایی را ذکر می کند که محل توجه و عنایت امام حسین (ع) در کربلا بوده است. اهدافی چون: بیداری امت پیامبر از غفلت و جهالت، نجات امت از مادی گرایی و برقراری عدالت، اصلاح امور، نه جنگ و ... غنای معنایی بالا و بی نظیری دارد و به علاوه معنای جدیدی از تلفیق دو معنای هدف یعنی هدفاللهی و هدف فردی را ارائه می دهد.
ماهیت برهان از دیدگاه ماورودس و مواجهه معرفت شناختی با برهان های اخلاقی در اثبات وجود خداوند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سنت برهان آوری کلاسیک، برهان های اخلاقی برای اثبات خدا اقامه شده است. به موازات این برهان ها و هم ارز با آنها براهین اخلاقی برای انکار خدا اقامه شده است. این سؤال مطرح می شود که آیا وجود برهان های اخلاقی در ردّ خدا به معنای بی اعتباری براهین اخلاقی در اثبات خداست؟ و آیا این براهینِ ضد باعث نمی شود ایمان خداباوران نامعقول باشد؟ ادعای ما این است که طرحی در زمینه بازتعریف برهان یافته ایم که می تواند سبب برون رفت براهین اخلاقی خداباوری از چالش برهان های اخلاقی ضد باشد. در این پژوهش هشت برهان اخلاقی الحادی را در تاریخ فلسفه استخراج کردیم و طرح اصلاح ماهیت برهان از سوی ماورودس را بر آنها پیاده کردیم و نشان دادیم که خداباور می تواند همچنان از براهین اخلاقی خداباورانه دفاع کند و در باور به وجود خدا معقول باشد. البته توجه داریم که طرح اصلاح ماهیت برهان هزینه ای معرفت شناختی در پی دارد و آن این که براهین ضد نیز می توانند در چشم اندازها و دیدگاه های مورد پذیرش خود معقول انگاشته شوند.
خودآشکارگی الهی و راهبرد اخلاقی موزر در توجیه باور به خدا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر دیدگاه موزر را درباره توجیه خداباوری به تصویر می کشد. وی با انکار کارامدی عقل نظری محض در ارائه قرینه ای بر وجود خداوند، ضمن تأکید بر مرجعیت خداوند در توجیه و با رویکردی اخلاقی، نوعی معرفت ارادی را پیشنهاد می کند. او راهبرد مطلوب به معرفت راستین خداوند را قرینه ای بی واسطه و هدفمند می داند که نحوه دستیابی به آن باید متناسب و در راستای صفات الهی و اهداف برآمده از آنها باشد. خداوند به منظور رستگاری انسان، پیش و بیش از دخالت افکار و عواطف، خواستار تحول اخلاقی و ارادی او از خودخواهی به عشق کامل و ناخودخواهانه است. موزر بر این اساس قرینه گرایی فیض محوری را مطرح می کند که در آن انسان می تواند در ضمیر خود دعوت خدا به دوستی با عشق کامل را بپذیرد، و در نتیجه موهبتی خدادادی و تحول بخش را در مرکز ارادی و انگیزشی خود تجربه کند. تجربه مذکور خودآشکارگی خداوند و قرینه ای بی واسطه و غیراستدلالی است، که در پی آن فرد با دریافت صفات اخلاقی و عشق کامل خداوند و نمایان ساختن آن بر دیگران، خود «قرینه تجسم بخشی خداوند» می شود. افزون بر آن، موزر با شیوه «استنتاج بهترین تبیین موجود» و بر مبنای قرینه تجربی و غیرگزاره ای مذکور، استدلالی را نیز برای معقولیت معرفتی باور به خدا تنظیم می کند. بدین ترتیب، دیدگاه موزر رهیافتی وجودی و اخلاقی بنا می نهد که با وجود نقدهایی همچون شخصی بودن، نسبی بودن و عدم حجیت تجربه های دینی، مبانی مغفول مانده ای را در حوزه خداشناسی احیا می کند.
بیان پذیری مشاهده های عرفانی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن تابستان ۱۳۹۷ «ویژه نامه فلسفه عرفان»
5 - 40
حوزههای تخصصی:
مسیله امکان بیان مشاهدات عرفانی از مسایل مهم فلسفه عرفان است. در این زمینه دیدگاه های متفاوتی وجود دارد که در جای خود آن دیدگاه ها را تبیین و نقد کردیم. در این نوشته به طرح دیدگاه بیان پذیری بر اساس سه ساحت حقیقت، معنا و زبان می پردازیم؛ آن گاه برخی از متون عرفانی را که می توانند چنین دیدگاهی را تأیید کنند، مطرح می کنیم. ازآنجاکه عارف با شهود حق الیقینی با ساحت حقیقت مواجه می شود و توسط عقل منورش آن را فهم می کند، می تواند آن را در قالب های زبانی درآورد؛ البته عارف در هر یک از این ساحت ها، دچار مشکلاتی می شود: در ساحت حقیقت، پیچیدگی و گستردگی آن و نیز ضعف شهود و در ساحت معنا، تازگی و تأویل افزوده فکری و نداشتن مهارت معناسازی و در ساحت زبان، استفاده از زبان عرفی و نیز نداشتن زبان فنی از جمله مشکلاتی است که گزارش مشاهدات را برای او سخت و در برخی اوقات غیرممکن می کند.
تشریح و نقد استدلال های الهیاتی حامی طبیعت گرایی روش شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت و فلسفه سال چهاردهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲ (پیاپی ۵۴)
83 - 110
حوزههای تخصصی:
ناسازگاری طبیعت گرایی روش شناختی با باورهای دینی همواره دستاویزی برای مخالفت دین داران با این تز روش شناختی بوده است. با این حال برخی فلاسفه معتقدند اتفاقاً این باورهای دینی هستند که ما را به سمت طبیعت گرایی روش شناختی هدایت می کنند. ایشان از موضعی دین باورانه به دفاع از طبیعت گرایی روش شناختی برخاسته اند و با انگیزه های الهیاتی، به نفع طبیعت گرایی روش شناختی استدلال کرده اند. در مقاله حاضر دو دسته شاخص از این استدلال ها را تشریح و نقد می کنیم. دسته اول استدلال های است که بر اشکالات مرتبط با مسئله فعل مستقیم الهی متمرکز شده اند و کنار گذاشتن طبیعت گرایی روش شناختی را منتهی به الهیات خدای رخنه پوش می دانند که به لحاظ دینی موضعی قابل قبول نیست. هدف دسته دیگر استدلال ها آن است که نشان دهند محدودیت های روش علمی مانعی برای توصیف هویات فراطبیعی در علم است، زیرا این هویات، متعالی تر از قوانین طبیعی هستند. پس از تشریح استدلال های الهیاتی مدافع طبیعت گرایی روش شناختی، با آشکارکردن نقاط ضعف استدلال ها ناکارآمدی آن ها نشان داده می شود.
بررسی تطبیقی سه گانه های حکمت اسلامی و عرفان مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جاویدان خرد بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۳۳
47 - 71
حوزههای تخصصی:
در راه تبیین شوون سه گانه الهی، سه گانه های مختلفی طرح شده است که حکم مراتب یک حقیقت واحد را دارند؛ سه گانه هایی نظیر: 1. دنیا، برزخ، آخرت.2. ملک، ملکوت، جبروت. 3. ماده، مثال، عقل. 4. زمان، دهر، سرمد.5. اسلام، ایمان، احسان. 6. شریعت، طریقت، حقیقت. 7. علم الیقین، عین الیقین، حق الیقین. و... مولوی نیز در عرفان خود برای تبیین شووون الهی از سه گانه های زیادی - هم برگرفته شده از منابع اسلامی و هم متناسب با ادبیات ادبی و عرفانی خود – بهره برده است. مقاله حاضر در پی آن است در وهله ی اول مهم ترین سه گانه های مطرح شده در عرفان مولوی را - با رویکرد تطبیق با حکمت اسلامی – فهرست و تبیین نماید؛ و در وهله ی دوم این مساله را پاسخ دهد که چرا نمی توان هر سه گانه ای را به مجموعه ی یاد شده اضافه کرد؟ پاسخ این سوال مهم به اصل وزین تشکیک در فلسفه ی اسلامی باز می گردد؛ مطابق این اصل تنها سه گانه هایی که باهم رابطه ی طولی دارند و در واقع یک حقیقت با سه مرتبه اند می توانند در زمره ی مراتب یاد شده باشند؛ یعنی سه گانه هایی که وحدت و در عین حال تمایز و کثرت تشکیکی بین شان حاکم است؛ از این مبحث شاهدی برای وحدت معنایی در عین کثرت صوری علوم اسلامی هم می توان استخراج نمود. یعنی جان مایه ی عرفان و حکمت اسلامی یکی است اما هر کس به زبان خود صفت حمد او می گوید «بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه».
اهمیت اصالت اثر هنری از منظر مخاطب در زیباشناسی تکاملی دنیس داتن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دنیس داتن [1] ، فیلسوف معاصر امریکایی (1941-2010)، دعوی آن دارد که هنر و زیباشناسی گونه ای سازگاری تکاملی و برآمده از انتخاب طبیعی و انتخاب جنسی اند و ریشه در غرایز انسانی و سرشت مشترک انسان ها دارند. او که نظریه ی تکامل را مبنای نظریه ی هنر خود قرار می دهد در کتاب غریزه ی هنر: زیبایی، شعف و تکامل در تأیید ادعای خود، به موارد گوناگونی می پردازد که از مهم ترین و جالب توجه ترین آن ها سلیقه های مشترک زیبا شناسی و ترجیح های هنری مشابه میان انسان ها در همه جای جهان و در دوره های گوناگون تاریخی است. داتن با توجه به اشتراک های موجود در تمایل ها و ترجیح های هنری انسان ها، فهرستی دوازده گانه شامل معیارهای لازم برای هنری بودن امور تدوین می کند که بخشی از معیارهای موجود در این فهرست با انتخاب طبیعی و بخشی از آن ها با انتخاب جنسی در ارتباط اند. به عقیده ی او بخش قابل توجهی از هنرها محصول انتخاب جنسی هستند و انتخاب طبیعی به تنهایی برای توجیه وجود همیشگی و ماندگار هنرها کافی نیست.
تصویر هریچ از نقد ویتگنشتاین متأخر بر مابعدالطبیعه و نظریه معنای رساله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت و فلسفه سال چهاردهم بهار ۱۳۹۷ شماره ۱ (پیاپی ۵۳)
103 - 124
حوزههای تخصصی:
ویتگنشتاین متأخر در آرای دوره متقدم خود که در رساله منطقی-فلسفی ابراز شده اند بازنگری کرده است. پل هریچ در بخشی از اثر تازه خویش فرافلسفه ویتگنشتاین (2012) به تشریح و بررسی این انتقادها در پژوهش های فلسفی پرداخته است.در این مقاله می کوشم نشان دهم تصویر هریچ از نقدهای ویتگنشتاین متأخر تصویری نادرست، فاقد پشتیبانی متنی و متکی بر فرض هایی متعارض با هم است. نخست تصویری مجمل از مابعدالطبیعه رساله به ترسیم خواهم کرد. از آن پس درک هریچ از مفهوم «شیء» در رساله را توضیح خواهم داد. در بخش سوم روایت هریچ از سه ایراد (T3)، (T4) و (T6) ویتگنشتاین متأخر بر هستی شناسی رساله را توضیح خواهم داد. در نهایت به نقد تصویر هریچ خواهم پرداخت و استدلال خواهم کرد روایت وی از آرای ویتگنشتاین متأخر درباره هستی شناسی رساله به جهت شواهد متنی ضعیف و از لحاظ فلسفی نامنسجم و متناقض است.