سیف الله آقاجانی

سیف الله آقاجانی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۲ مورد از کل ۱۲ مورد.
۱.

ارتباط صفات سرشتی مادران و نشانه های اختلال بیش فعالی- نقص توجه فرزندان: نقش میانجی سبک-های فرزندپروری

تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۹
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط صفات سرشتی مادران و نشانه های اختلال بیش فعالی- نقص توجه فرزندان با نقش میانجی سبک های فرزندپروری بود. روش: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه مادران دانش آموزان دوره ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 97- 96 بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ایی از میان جامعه آماری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های سرشت و منش کلونینجر، پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند و پرسشنامه کانرز والدین استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که سبک های فرزندپروری می تواند ارتباط میان صفات سرشتی مادران و نشانه های اختلال بیش فعالی- نقص توجه فرزندان را میانجی گری کند. نوجویی بر نشانگان ADHD اثر غیر مستقیم و سبک فرزندپروری مقتدرانه در این رابطه نقش میانجی داشت (32/0 =β، 01/0> P ). آسیب پرهیزی بر نشانگان ADHD اثر غیر مستقیم و سبک فرزندپروری مقتدرانه نقش میانجی داشت (34/0 =β، 01/0> P ). پشتکار بر نشانگان ADHD اثر غیر مستقیم و سبک فرزندپروری مقتدرانه در این رابطه نقش میانجی داشت (37/0 =β، 01/0> P ). نتیجه گیری: مادران با صفات سرشتی آسیب زا، در تعامل والد- کودک سبک فرزندپروری غیر مقتدرانه را از خود نشان می دهند که نشانگان ADHD در فرزندان را سبب می شود.
۲.

اثر بخشی مداخله روانی – آموزشی بر بهبود آسیب ایگو، بازنمایی های انسانی و شاخص های ویژه آزمون رورشاخ در بیماران مبتلا به اختلال دو قطبی

تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۴۹
مقدمه: اختلال دوقطبی، یکی از ناتوان کننده ترین اختلالات در سراسر دنیاست. با توجه به سیر طولانی و تمایل به عود این بیماری مداخلات روان شناختی موثر اهمیت پیدا می کند. هدف: مطالعه ی حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله روانی- آموزشی بر بهبود آسیب ایگو، بازنمایی های انسانی و شاخص های ویژه در بیماران مبتلا به اختلال دو قطبی انجام شد. روش کار: در این مطالعه شبه آزمایشی دو گروهی (گروه آزمایش و کنترل)، با سنجش در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری، ۳۰ بیمار دوقطبی از میان بیماران مبتلا به اختلال دو قطبی زن و مرد که در زمان حال یا گذشته در بخش اعصاب و روان بیمارستان کوثر شهرستان سمنان بستری بودند، به صورت در دسترس انتخاب شدند. سپس به صورت تصادفی به دو گروه آزمایشی (۱۵= n ) و گروه کنترل (۱۵= n ) گماشته شدند. بهبود آسیب ایگو، بازنمایی خوب انسانی، بازنمایی ضعیف انسانی و شاخص های ویژه در هر پنج مرحله پیش آزمون، پس آزمون و ۳ مرحله پیگیری توسط آزمون رورشاخ سنجیده شد. سپس داده ها با استفاده از روش تحلیل اندازه گیری های مکرر تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد مداخله ی روانی- آموزشی گروهی بارسلونا در بهبود آسیب ایگو، روابط ابژه و پردازش فکر، در بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی موثر است. به علاوه در کاهش میزان اثربخشی این روش مداخله ای، عامل زمان اثر نداشته است (۰/۰۵> P ). نتیجه گیری: مداخله ی روانی- آموزشی گروهی بارسلونا باعث بهبود آسیب ایگو، روابط ابژه و پردازش فکر، در بیماران دوقطبی می شود.
۳.

رابطه خودپنداره، همجوشی شناختی و بهزیستی اجتماعی با اختلال بدریخت انگاری بدن در بین نوجوانان دختر

تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۵۳
زمینه و هدف: اختلال بدریخت انگاری بدن یک بیماری غیرفعال است که شیوع بالایی در سراسر جهان دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه خودپنداره، همجوشی شناختی و بهزیستی اجتماعی با اختلال بدریخت انگاری بدن در بین نوجوانان دختر صورت پذیرفت. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری مطالعه کلیه نوجوانان دختر متوسطه شهرستان دامغان در سال 1398-1397 بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای 310 نفر از آنان به عنوان نمونه انتخاب شدند. سپس با روش نمونه گیری هدفمند 110 نفر به عنوان نمونه نهایی برگزیده شدند. برای جمع آوری داده ها از ابزارهای خودپنداره (Self-Concept Scale)، همجوشی شناختی (Cognitive Fusion Scale)، بهزیستی اجتماعی (Social Well-Being Scale) و مقیاس اختلال بدریخت انگاری بدن (Body Dysmorphic Disorder Scale) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه انجام شد. داده ها در نرم ا فزار آماری SPSS وارد شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین خودپنداره (55/0-r=)، همجوشی شناختی (59/0r=) و بهزیستی اجتماعی (62/0-r=) با اختلال بدریخت انگاری بدن در نوجوانان دختر رابطه معنا داری وجود داشت (05/0p<). همچنین نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که خودپنداره (28/0-=B)، همجوشی شناختی (32/0=B) و بهزیستی اجتماعی (39/0-=B) اختلال بدریخت انگاری بدن نوجوانان را پیش بینی می کنند (05/0p<). نتیجه گیری: اختلال بدریخت انگاری بدن نوجوانان دختر توسط متغیرهای خودپنداره، همجوشی شناختی و بهزیستی اجتماعی قابل پیش بینی است، بنابراین پیشنهاد می شود که روا ن شناسان و مشاوران جهت کاهش اختلال بدریخت انگاری بدن نوجوانان، نقش خودپنداره، همجوشی شناختی و بهزیستی اجتماعی را موردتوجه قرار دهند. همچنین پژوهشگران، انجام پژوهش های بیشتر در زمینه اختلال بدریخت انگاری بدن در نوجوانان را توصیه می کنند.
۴.

نقش باورهای غیرمنطقی، ذهن آگاهی و حمایت اجتماعی ادراک شده در پیش بینی بهزیستی اجتماعی بیماران دیابتی

تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۳۵
زمینه و هدف: تأکید سازمان بهداشت جهانی بر اهمیت بهزیستی اجتماعی در کنار تندرستی فیزیکی، سبب شده تا بهزیستی اجتماعی به دغدغه مشترک جامعه شناسان و برنامه ریزان اجتماعی جوامع تبدیل شود. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش باورهای غیرمنطقی، ذهن آگاهی و حمایت اجتماعی در پیش بینی بهزیستی اجتماعی بیماران دیابتی انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق کلیه بیماران دیابتی نوع دو مراجعه کننده به درمانگاه دیابت بیمارستان امام خمینی اردبیل در سال ۱۳۹۸ بودند که به روش نمونه گیری در دسترس ۱۲۰ نفر از بیماران به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، از ابزارهای باورهای غیرمنطقی (Irrational beliefs scale)، ذهن آگاهی (Mindfulness scale)، حمایت اجتماعی ادراک شده (Multidimensional scale of perceived social support) و مقیاس بهزیستی اجتماعی (Social health scale) استفاده شد. داده های پژوهش با روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه ۱۶ تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین باورهای غیرمنطقی (۰۵/۰ p <، ۵۴/۰-r=) و ذهن آگاهی (۰۵/۰ p <، ۵۱/۰r=) با بهزیستی اجتماعی بیماران دیابتی رابطه معناداری وجود داشت. همچنین بین حمایت اجتماعی ادراک شده از سوی خانواده (۰۵/۰ p <، ۶۴/۰r=)، دوستان (۰۵/۰ p <، ۶۲/۰r=) و دیگران (۰۵/۰ p <، ۵۹/۰r=) با بهزیستی اجتماعی بیماران دیابتی رابطه معناداری وجود داشت. نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که باورهای غیرمنطقی، ذهن آگاهی و حمایت اجتماعی ادراک شده درمجموع ۶۰/۰ بهزیستی اجتماعی را در بیماران دیابتی پیش بینی می کنند (۰۵/۰ p <). نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش باورهای غیرمنطقی، ذهن آگاهی و حمایت اجتماعی ادراک شده در بهبود بهزیستی اجتماعی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو دارای اهمیت است.
۵.

نقش خودشناسی انسجامی، اجتناب تجربی و شفقت خود در اضطراب امتحان دانشجویان دختر

تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۸
مقدمه: اضطراب امتحان یکی از مشکلات روانشناختی-تحصیلی محسوب می شود که در دانشجویان دختر شیوع بالاتری دارد. عوامل روانشناختی می توانند در تبیین اضطراب امتحان نقش داشته باشند. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش انسجام درونی، اجتناب تجربی و شفقت خود در اضطراب امتحان دانشجویان دختر بود. روش کار : روش پژوهش حاضر همبستگی است. 171 دانشجوی دختر دانشگاه شهیدچمران اهواز در سال تحصیلی 1397-1396 به شیوه نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند و به پرسشنامه های اضطراب امتحان، خودشناسی انسجامی، اجتناب تجربی و شفقت به خود پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین خودشناسی انسجامی و شفقت خود با اضطراب امتحان همبستگی منفی وجود دارد (01/0> P ) . بین اجتناب تجربی و اضطراب امتحان همبستگی مثبت وجود دارد (01/0> P ) . همچنین از بین متغیرهای پیش بین، خودشناسی انسجامی و اجتناب تجربی دارای توان پیش بین اضطراب امتحان در دانشجویان دختر بودند (01/0> P ) . نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر نشانگر اهمیت عوامل روانشناختی در تبیین اضطراب امتحان است. بنابراین توجه به این عوامل به خصوص خودشناسی انسجامی و اجتناب تجربی، نقش مهمی در کاهش اضطراب امتحان دانشجویان دختر دارند.
۶.

پیش بینی افکار پارانوئیدی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی بر اساس سوگیری های شناختی و خود تأملی

تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۴۸
مقدمه: افکار پارانوئید از نشانه های شایع در اختلالات طیف اسکیزوفرنی است و شواهد از نقش عوامل شناختی در این افکار حکایت دارند. هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی افکار پارانوئیدی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی بر اساس سوگیری های شناختی و خود تأملی انجام گرفت. روش: روش پژوهش حاضر، همبستگی و از نوع پیش بینی است. تمام بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی بستری در بیمارستان های روان پزشکی ایثار و فاطمی شهر اردبیل در نیمه دوم سال ۱۳۹۶ جامعه آماری این پژوهش را تشکیل دادند. تعداد ۱۲۶ بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی از بین جامعه آماری حاضر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و در مطالعه حاضر شرکت کردند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه افکار پارانوئیدی، مقیاس سنجش سوگیری های شناختی دیووس، مقیاس خودتأملی و بینش استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شد. یافته ها : نتایج ضرایب همبستگی نشان داد که افکار پارانوئید با سوگیری های نتیجه گیری شتاب زده، انعطاف ناپذیری باور، توجه به تهدید، اسناد بیرونی، مشکلات شناخت اجتماعی، مشکلات شناختی ذهنی و رفتارهای ایمنی و نمره کلی سوگیری های شناختی ارتباط مثبت ولی با خودتأملی ارتباط منفی دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که سوگیری های شناختی ۵۷ درصد و خودتأملی ۳۶ درصد از کل واریانس افکار پارانوئید بیماران اسکیزوفرن را تبیین می کند. نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که سوگیری های شناختی در تفکر و خودتأملی پایین می توانند از عوامل پیش بینی کننده افکار پارانوئیدی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی باشند؛ بنابراین مداخلات شناختی متمرکز به این متغیرها می تواند گام مهمی در کاهش افکار پارانوئید این بیماران باشد.
۷.

نقش نارسایی شناختی، نارسایی هیجانی و انعطاف پذیری شناختی در پیش بینی سلامت اجتماعی سالمندان

تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۸۹
مقدمه: تأکید سازمان بهداشت جهانی بر اهمیت سلامت اجتماعی در کنار سلامت فیزیکی، سبب شده تا سلامت اجتماعی به دغدغه مشترک جامعه شناسان و برنامه ریزان اجتماعی جوامع تبدیل شود . پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش نارسایی شناختی، نارسایی هیجانی و انعطاف پذیری شناختی در پیش بینی سلامت اجتماعی سالمندان انجام گرفت. روش: این مطالعه، پژوهشی توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش، 118 سالمند مرد بالای 60 سال شهر اردبیل است که در سال 1396 به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از ابزارهای نارسایی شناختی، نارسایی هیجانی، انعطاف پذیری شناختی و سلامت اجتماعی استفاده شد. داده های پژوهش با روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 23 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: بین نارسایی شناختی (0/47- r= ) ، نارسایی هیجانی (0/51- r= ) و انعطاف پذیری شناختی (0/41 r= ) با سلامت اجتماعی در بین سالمندان، رابطه معناداری وجود داشت (0/05 p< ) . نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد نارسایی شناختی 0/35-، نارسایی هیجانی 0/39- و انعطاف پذیری شناختی 0/25 سلامت اجتماعی سالمندان را پیش بینی می کند (0/05 p< ) . نتیجه گیری: نارسایی شناختی، نارسایی هیجانی و انعطاف پذیری شناختی در زمره متغیرهای مرتبط با سلامت اجتماعی سالمندان بوده و توانایی پیش بینی آن را دارد.
۸.

نقش مؤلفه های اجتناب شناختی و باور فراشناختی در پیش بینی کیفیت زندگی بیماران دیابتی

کلید واژه ها: کیفیت زندگی اجتناب شناختی باور فراشناختی بیماران دیابتی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۱ تعداد دانلود : ۳۶۴
هدف: دیابت یکی از بیماری های شایع در ایران و جهان می باشد که مزمن، پیش رونده و پرهزینه است و عوارض متعددی ایجاد می کند. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش مؤلفه های اجتناب شناختی و باور فراشناختی در پیش بینی کیفیت زندگی بیماران دیابتی صورت گرفت. روش: روش اجرای پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری مطالعه کلیه بیماران دیابتی نوع دو مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی شهر اردبیل در سال 1394 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس 124 نفر از بیماران دیابتی به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، از ابزارهای اجتناب شناختی سکستون و دوگاس (2008)، باور فراشناختی ولز (2004) و مقیاس کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1996) استفاده شد. داده های پژوهش با روش های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد بین مؤلفه های اجتناب شناختی و باور فراشناختی با کیفیت زندگی بیماران دیابتی رابطه منفی معناداری وجود دارد (05/0< p). ضرایب بتای متغیرهای پیش بین نیز نشان داد واپس زنی افکار 16/0-، جانشینی افکار 20/0-، اجتناب از موقعیت ها 22/0-، تبدیل تصور به فکر 24/0- و باور فراشناختی12/0- به شکل معناداری کیفیت زندگی بیماران دیابتی را تبیین می کنند (05/0< p). نتیجه گیری: در نتیجه می توان بیان نمود که مؤلفه های اجتناب شناختی و باور فراشناختی در زمره متغیرهای مرتبط با کیفیت زندگی بیماران دیابتی بودند و توانایی پیش بینی آن را دارند.
۹.

نقش همجوشی شناختی و حمایت اجتماعی ادراک شده در پیش بینی کیفیت زندگی معلمان

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۱۲
در میان مشاغل مختلف یک جامعه، شغل معلمی از پر اهمیت ترین آن ها است. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش همجوشی شناختی و حمایت اجتماعی ادراک شده در پیش بینی کیفیت زندگی معلمان صورت پذیرفت. روش: روش پژوهش همبستگی از نوع توصیفی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه معلمان مرد مقطع ابتدایی ناحیه یک شهر اردبیل در سال 1394 بودند که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 100 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، از مقیاس همجوشی شناختی گیلاندرز، مقیاس چند بعدی حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت ومقیاس کیفیت زندگی فرم کوتاه استفاده شد. داده های پژوهش به روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد بین همجوشی شناختی با کیفیت زندگی رابطه منفی معناداری وجود دارد. هم چنین بین حمایت اجتماعی دوستان، خانواده و دیگر افراد با کیفیت زندگی معلمان رابطه مثبت معناداری به دست آمد (05/0 p<). بعلاوه همجوشی شناختی30/0-، حمایت اجتماعی خانواده 25/0، حمایت اجتماعی دوستان27/0، حمایت اجتماعی دیگر افراد 21/0 قابلیت پیش بینی معنی داری کیفیت زندگی را داشتند. نتیجه گیری: در نتیجه می توان بیان نمود که، همجوشی شناختی و حمایت اجتماعی ادراک شده، در زمره متغیرهای مرتبط با کیفیت زندگی معلمان بودند و توانایی پیش بینی آن را دارند.
۱۱.

اثربخشی روش آموزشی حل مسئله اجتماعی در ارتقاء تعامل مادر-کودک در مادران کودکان آهسته گام

کلید واژه ها: کودکان آهسته گام مادران تعامل مادر - کودک حل مسئله اجتماعی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۹ تعداد دانلود : ۲۵۳
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی روش آموزشی حل مسئله اجتماعی در ارتقاء تعامل مادر- کودک (پذیرش فرزند، بیش حمایت گری، سهل گیری، طرد فرزند) در مادران کودکان آهسته گام انجام شد. روش: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه مادران کودکان آهسته گام مدارس استثنایی شهر اردبیل در سال 1391 تشکیل می دادند، 48 نفر از مادران کودکان آهسته گام به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و سپس در دو گروه جایگزین شدند. برای گروه آزمایش، آموزش حل مسئله اجتماعی اعمال شد و گروه کنترل، هیچ نوع آموزشی دریافت نکردند. داده ها به روش اندازه گیری های مکرر مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که آموزش حل مسئله اجتماعی در ارتقاء تعامل مادر-کودک مادران کودکان آهسته گام مؤثر بوده است و میانگین نمرات مادران گروه آزمایش نسبت به مادران گروه کنترل در پرسشنامه تعامل مادر-کودک افزایش یافته بود. نتیجه گیری: بنابراین، می توان نتیجه گرفت که روش حل مسئله اجتماعی برای کاهش مشکلات ناشی از داشتن کودک آهسته گام و به ویژه ارتقاء تعامل مادر-کودک مؤثر می باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان