مطالعات فرهنگی و ارتباطات

مطالعات فرهنگی و ارتباطات

مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال سیزدهم بهار 1396 شماره 46 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

مطالعات کودکی: مفاهیم، رویکردها و مسائل محوری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۸۳
کودکی امروز در فرآیندی تاریخی و اجتماعی ماهیت متفاوتی یافته است. تنوع تجارب کودکان در میدان های روزمره زندگی و نیز تنوع گفتمان ها و بازنمایی های شکل گرفته نسبت به آنها ضرورت به کارگیری منظری بین رشته ای را در فهم پویایی ها و پیچیدگی های این پدیده آشکار می سازد. مقاله حاضر بدنبال ارائه شرحی از رویکردها و سنت های مؤثر بر توسعه حوزه مطالعات کودکی و مفاهیم، روش ها و مسائل محوری آنهاست. استدلال بر این است که ذخیره دانش آکادمیک از کودکان در ایران با باز اندیشی و ترکیب خلاقانه در تجارب نظری و پژوهشی طیفی از رشته های علوم اجتماعی و انسانی مانند روانشناسی، مردم شناسی، تاریخ، ادبیات، حقوق و جامعه شناسی می تواند ظرفیت ایده آلی برای درک عمیق تر کودکی به مثابه سازه ای مدرن فراهم ساخته و سنت بین رشته ای مطالعات کودکی را در خدمت سیاستگذاری، ارتقاء کیفیت زندگی و تعامل بهتر با کودکان قرار دهد.
۲.

کودکی زدایی در کتاب های درسی ابتدایی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۶۰۰ تعداد دانلود : ۱۳۰
مقاله حاضر با هدف بررسی موضوع کودکی و نحوه ی بازنمایی آن در کتاب های درسی دوره اول ابتدایی در ایران به نگارش در می آید. آیا کودکان، بزرگسالان کوچکی هستند که تنها به لحاظ جثه با بزرگسالان تفاوت دارند؟ نگاه و تلقی رسمی به مفهوم کودکی که برآیند آن در روش های تعلیم و تربیت متبلور می شود، چگونه است؟ جایگاه «کودکی» در کتاب های درسی که بیانگر فلسفه، اهداف و آرمان های انسان سازی در نظام آموزشی هستند چگونه است؟ آیا کودکان در کتاب های درسی، از کودکی خویش زدوده می شوند یا این دوره به درازا کشیده می شود تا دیرتر از این جهان کودکانه گذر کنند؟ از آنجا که کتاب های درسی در هر نظام آموزشی و به ویژه در نظام متمرکز ایران به عنوان تنها منابع آموزشی، همچنان یکه تازند، نویسنده بر آن است تا بر مبنای روش تحلیل محتوا به جستجوی پاسخ سؤالات و مفروض اصلی مقاله برود. جامعه آماری این پژوهش تمامی 20 جلد کتاب درسی دوره اول ابتدایی (پایه های اول، دوم و سوم) می باشد که در سال تحصیلی 94/93 در مدارس ایران تدریس شده اند. از آنجا که نمی توان با روش نمونه گیری به نتایج مورد نظر دست یافت می بایست تمام کتاب های این دوره از مقطع، مورد بررسی و تحلیل واقع شوند از این رو حجم نمونه در این پژوهش، همان جامعه آماری خواهد بود. استدلال کلی این مقاله آن است که کودکان در نظام آموزشی ایران، از طریق دو ساحت دین و سیاست، زودتر از حد طبیعی از کودکی خویش گرفته می شوند. در مجموع، نتایج این پژوهش نشان می دهد که در کتاب های درسی این دوره، نشانه ها و مصادیقی وجود دارند که در تعجیل و به پیش راندن دنیای کودکی به دنیای بزرگسالی نقش ایفا می کنند.
۳.

تحولات سن کودکی در حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۳۲۰
با توجه به اینکه طفل بودن فرد در حیطه «بزهکاری» و «بزه دیدگی» او و بطور کلی در عرصه حقوق کیفری ماهوی و شکلی و همچنین در عرصه حقوق مدنی از نظر حقوق و تکالیف افراد دارای آثار و تبعات مختلف و متنوعی است، قانونگذاران کشورهای مختلف سن معینی را به عنوان سن کودکی در نظر گرفته اند. قانونگذار ایرانی نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. امروزه به دلیل پذیرش جهانی اصل حمایت ویژه از کودکان در تمامی حوزه ها، نوع رویکرد قانونگذار به این تعریف، آثار و تبعات مثبت و منفی زیادی می تواند به دنبال داشته باشد. بی تردید، عدم تعیین مرز مناسب و مطابق با معیارهای علمی و حقوق بشری برای تفکیک کودکی از بزرگسالی در حوزه بزه دیدگی کودکان آثار و تبعات منفی به دنبال خواهد داشت. زیرا اصولاً پس از پذیرش یک سیاست افتراقی و حمایت ویژه از این گروه آسیب پذیر در برابر نقض حقوق آنان، هنگامی می تواند این سیاست و حمایت ها را به آنها تسری داد که از نظر قانونی کودک محسوب شوند. از این رو، اگر سن طفولیت از نظر قانونی با واقعیت های علمی و جامعه شناختی در تضاد باشد، این گروه ا آسیب پذیر با وجود پیش بینی سازوکارهای حمایتی ویژه در قوانین مختلف، از آن محروم خواهند شد. سن کودکی در حقوق ایران از زمان اولین قانونگذاری ها در حوزه بزهکاری، بزه دیدگی و حقوق مدنی و سیاسی و اجتماعی تحولات زیادی را پشت سرگذاشته است. از همان ابتدا تعریف کودکی در حقوق ایران تحت تأثیر معیارهای شرعی و فقهی از یک سو و واقعیت های علمی و اجتماعی از سوی دیگر و در نهایت معیارهای بین المللی قرار گرفته است به نحوی که در این زمینه با یک سیاست تتقنینی سرگردان و گاها متضاد مواجه هستیم. این مقاله به بررسی این تحولات و مشخص نمودن رویکردهای مختلف قانونگذاری و آثار و تبعات هر یک می پردازد.
۴.

سیاست قانون گذاری ایران درباره کودکان بی سرپرست(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۹۸
سیاست قانون گذاری هر کشور، رویکرد کلی و هدف آن را در وضع مقررات می نماید و انتظاری را که از قوانین می رود، معلوم می کند. در کشور ما، قانون گذار خود نیز به روشنی نمی داند از نهاد سرپرستی (فرزندخواندگی) چه می خواهد و نگاه کلی به کودکان بی سرپرست، مبهم و دوگانه است. اشکال عمده این سیاست گذاری را باید در تنگناهای فقهی جستجو کرد که درباره نهاد فرزندخواندگی وجود دارد. از سوی دیگر، واگذاری کودکان آسیب پذیر و بی سرپرست جامعه به برخی خانواده ها، نیازی انکارناپذیر است و دولت را از این واقعیت نیز گریزی نیست. همین دو واقعیت (تنگناهای فقهی و نیازهای اجتماعی)، موجب تعارضاتی در قوانین مربوط به کودکان بی سرپرست شده است: پاره ای از احکام قانونی، با نیازهای جامعه تناسب دارد و تابع سیاست های «فرزندخواندگی» است، و بخشی دیگر از آنها به محدودیت های فقهی پایبند مانده و در حد «کفالت» یا تأمین مالی است. این دوگانگی در یک نهاد و مفهوم، گاه پذیرفتنی نیست و آثار غیرمنطقی و ناهمگونی پدید می آورد. نتیجه چنین تعارضاتی نیز درنهایت مهجور ماندن نهاد سرپرستی (فرزندخواندگی) و ریزش متقاضیان آن به سوی دیگر نهادهای موازی (مانند اهدای جنین) است. قانون گذار دیر یا زود باید از این وادی تردید بگذرد و سیاستی یکسان و همگون را در مورد کودکان بی سرپرست درپیش گیرد.
۵.

معنا، مفهوم و کارکرد فرزند در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۱۹ تعداد دانلود : ۳۴۰
فرزند چه معنا، تعریف و کارکردهایی در جامعه و فرهنگ ایرانی دارد؟ برای پاسخ به این پرسش، ما به افراد ناباروران در جستجوی درمان، زوج های تازه ازدواج کرده و افراد مخالف فرزند آوری مراجعه کردیم. از طریق انجام مصاحبه های عمیق و با استفاده از روش گراندد تئوری، تلاش کردیم تا پاسخ ها را کدگذاری کرده و در قالب مقوله ها و گزاره های مفهومی در آوریم. مهم ترین یافته ها، حاکی از آن است که ایران یک جامعه فرزندخواه بوده و افراد نابارور یا افرادی که به هر دلیلی فرزند ندارند به شدت تحت فشار از سوی جامعه هستند. این مسئله باعث می شود تا بسیاری از زوج های تازه ازدواج کرده تلاش کنند تا در پی کسب تأیید اجتماعی «مثل بقیه» شوند. کارکردها و معنی کودک را می توان در سه دسته اصلی جای داد؛ یکم، فرزند به عنوان معنای زندگی (پر کننده صحنه زندگی، پر کننده تنهایی، از بین برنده یکنواختی، طعم و انگیزه زندگی). دوم، فرزند چیزی برای پیوند با زندگی و توسعه فردی (ظرفی برای خرج کردن عاطفه، احساس مالکیت، تعلق و تکمیل کننده زندگی، تداوم من، در غیاب من، آرزوی خلق و بزرگ کردن) سوم، فرزند به عنوان انسجام بخش روایت خود در پیوند با دیگری (هویت بزرگسالی وهویت جنسی و خانوادگی). بنابراین فرزند یک موجودیت صرفاً فیزیکی نیست و به عنوان یک موجودیت فرهنگی، معنابخش به زندگی و حتی مرگ افراد بوده و نقش بسیاری در برساخت هویت شخصی و کسب هویت هایی همچون هویت جنسی و هویت بزرگسالی دارد.
۶.

جدال هویتی در پارک، رقابت قاعده مند در چهارراه: دو نما از کودکی در فضای شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۷۰
مطالعات انسان شناختی که به تعریف «فرهنگ کودکی» پرداخته اند، با دغدغه ی استخراج ارزش ها، رفتارها، هنجارها و معناسازی های مختص دنیای کودکی، به فضاهایی روی آورده اند که نمونه ای از «جامعه ی» بکر کودکان در آن قابل مشاهده و تحلیل باشد. فضای مدرسه، مهدکودک، زمین بازی و ...، یا به عبارتی فضاهایی که توسط بزرگسالان برای کودک طراحی و تعریف شده اند، میدان های غالب این مطالعات هستند. سوالی که مطرح می شود این است: آیا در فضای شهری که متعلق به هیچ کس نیست، باز هم شاهد شکل گیری «فرهنگ کودکی» خواهیم بود؟ در شرایط مهاجرت، فضای محله ی میزبان چه جایگاهی در «دنیای کودکی» دارد؟ معناسازی و روابط اجتماعی در دنیای کودکانی که کودک خیابانی نیستند ولی، برای کار، زمان قابل توجهی از روزمره شان را در خیابان سپری می کنند، چگونه شکل می گیرد؟ در پی این سوال ها دو پژوهش قوم نگارانه: یکی در فضای پارک و دیگری در چهارراه انجام گرفت. مشارکت کودک، به عنوان یک کنش گر اجتماعی، در بازتعریف و تنظیم محیط فیزیکی- اجتماعی اش مهم ترین دستاورد این پژوهش ها بود. در بخش اول این مقاله خواهیم دید که چگونه با قلمروسازی در فضای پارک، کودک مهاجر در شکل گیری هویت شهری و ادغام گروه خانوادگی- قومی خود مشارکت می کند. در بخش دوم خواهیم دید که هنگام هادوری، چگونه کودکان با وضع مقررات خاص خود موقعیت پررقابت چهارراه را سامان می بخشند.
۷.

کار کودک در کوره های آجرپزی تحلیل شبکه روابط کاری و اجتماعی یک کوره(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۲۰۳
توضیح چیستی و چگونگی کار کودک در کوره های آجر پزی مسئله اصلی تحقیق حاضر است. با هدف دست یافتن به این توضیح، شبکه روابط کاری و اجتماعی میان افراد شاغل در یک کوره آجرپزی با هدف شناسایی ساخت اجتماعی ای که در آن پدیده «کار کودک» روی می دهد، تحلیل شد. یافته های حاصل از تحلیل سازمان کار در کوره نشان می دهد که چهار گروه کاری عمده «کارگران خشت زن»، «کارگران انبارزن»، «کارگران چرخکش» و «کارگران آجربارکن» در کوره مشغول به کار بودند که غالب کودکان کار در گروه کارگران خشت زن قرار می گرفتند. یافته های تحقیق نشان می دهد که 1. ساخت سه شبکه کاری «تعامل کاری میان کارگران»، «نظارت بر کار دیگر کارگران» و «اطلاع از جزئیات کاری دیگر کارگران» به گونه ای است که از یک طرف کودکان را به حاشیه می راند و هیچگونه منبع و فرصتی را برای تغییر شرایط زندگی و کاری در اختیار آنها قرار نمی دهد و از طرف دیگر مسئله کار کودکان در کوره را تبدیل به مسئله ای شخصی و خانوادگی می کند و از طرح آن به عنوان مسئله ای که سازمان کار در کوره می تواند به آن رسیدگی کند، جلوگیری می کند. 2. ساخت چهار شبکه اجتماعی «دوستی میان کارگران»، «رفت وآمد خانوادگی میان کارگران» و «کمک کردن به کارگران» و «کمک گرفتن از کارگران»، مبتنی بر دو گسست قومیتی و جنسیتی، به گونه ای است که با ایجاد شبکه هایی همگن و یکپارچه از یک طرف دسترسی کودکان و خانواده های آنها را به منابع و فرصت های موجود در شبکه بسیار محدود کرده و از طرف دیگر امکان برخوردی متفاوت با پدیده کار کردن کودکان را از خانواده سلب می کند.
۸.

از موقعیت کودکانه تا نقش مردانه بازنمایی کودکی و نقش های جنسیتی در تبلیغات تلویزیونی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۲۰۰
جامعه شناسان، ازآن رو کودکی را یکی از مهم ترین ادوار رشد، تحول شخصیتی و اجتماعی فرد در جامعه ی انسانی می دانند که جامعه پذیری در این دوران برای کودک محقق می شود. در فرایند جامعه پذیری، کودک با شبکه های نقش، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی آشنا شده و نقش های جنسیتی را به مرور آموخته و درونی می کند و به اصطلاح جامعه پذیر می شود. کار ویژه ی جامعه پذیری در جامعه را نهادهای مختلفی در جامعه بر عهده داشته که از مهم ترین آن می توان به نهاد خانواده، گروه های مرجع، تعلیم و تربیت، دین و رسانه های جمعی اشاره کرد. در این میان، تلویزیون به عنوان یکی از عوامل جامعه پذیرسازی جنسیتی کودکان نقش انکار نشدنی و مهمی دارند. این مطالعه در حوزه ی جامعه شناسی جنسیت، سنت مطالعات فرهنگی و با پذیرفتن این پیش فرض که تبلیغات به عنوان ژانری رسانه ای با فرهنگ جامعه ارتباط مستقیم داشته و در فرایند جامعه پذیری رسانه ای، کودکان نقش ها و هویت جنسیتی خود را فرا می گیرند، به تحلیل و واکاوی تبلیغات تلویزیونی با روش تحلیل محتوای کیفی پرداخته است. نتایج این مطالعه مبین حضور ایدئولوژی جنسیت گرایانه مردانه در تبلیغات تجاری است. همچنین با تحلیل و تفسیر متون تبلیغی، نشان داده شده که نوعی نابرابری در بازنمایی جنسیتی کودکان در تبلیغات تلویزیونی به نفع کودکان پسر حاکم است. به بیان دیگر آگهی های تجاری تلویزیونی سعی داشته تا با اعطای موقعیت و پایگاهی ویژه به کودک مذکر سلسله مراتب جنسیتی را بازتولید ساخته و به فرو دست سازی جنس مؤنث و کودکان دختر، استمرار بخشند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۵