مطالعات فرهنگی و ارتباطات

مطالعات فرهنگی و ارتباطات

مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال دوازدهم پاییز 1395 شماره 44 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

نظریه های فرهنگی را چرا و چگونه تدریس کنیم؟(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳۴ تعداد دانلود : ۳۹۷
مسئله تعلیم (پداگوژی) هر روزه قرابت بیشتری با تعریف مطالعات فرهنگی می یابد. مدرسان باید تعریف تعلیم را گسترده سازند تا بتوانند از مرز محدود آموختن فنون و روش ها فراتر روند. (ژیرو،1385) می خواهم در این گفتار «تصور جمعی غالب» که در فضای آموزشی دانشگاه های ما از آموزش نظریه ها وجود دارد واکاوی کنم و نشان دهم «آموزش نظریه ها» به ویژه نظریه های فرهنگی چه چیزهایی نیست و چه چیزهایی باید یا می تواند باشد. امروزه محققان «درس پژوهی» نشان داده اند که تدریس و یادگیری هر دانشی به مجموعه وسیعی از عوامل بستگی دارد. آموزش نظریه های فرهنگی را نوعی «تمرین فکری» می دانم. در این تمرین کردن ما انواع تمرین های انسانی و فکری را تجربه می کنیم. این تمرین ها را با توجه به تجربه ای که از آموزش و یادگیری «نظریه های مطالعات فرهنگی» دارم در چهار مقوله متمایز طبقه بندی می کنم: «تمرین نظری»، «تمرین اخلاقی»، «تمرین شناختی»، و نهایتا «تمرین عاطفی». این رویکرد به آموزش نظریه فرهنگی ریشه در این واقعیت دارد که نظریه فرهنگی آن گونه ای که تاکنون تکوین و توسعه یافته است همواره در کنار هدف های شناختی و معرفتی، اهداف سیاسی، اخلاقی و زیبایی شناختی ویژه ای را دنبال کرده است.
۲.

حریم اجتماعی و فرهنگی شهر تهران؛ فقدان عدالت اجتماعی و نابرابری فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۹۵
اگر چه کلانشهر برای مدیران و برنامه ریزان مرزهای مشخص اداری دارد، اما آن چنانکه حوزه نفوذ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کلانشهر فراتر از مرزهای اعتباری آن است، تاثیرات متقابل پیرامون و به عبارتی نزدیکترین حوزه یعنی حریم آن نیز همواره وجود داشته است. بنابراین از زمان شکل گیری کلانشهرها، موضوع حاشیه ها و به عبارتی حریم شهرها به واسطه مهاجرت از روستاها یا شهرهای کوچکتر معضل سیاست گذاران، برنامه ریزان، دولت ها، مدیران شهری و شهروندان کلانشهرها بوده است. شکل گیری مسکن های غیررسمی، تراکم جمعیت فاقد امکانات مختلف آموزشی، بهداشتی و رفاهی در پیرامون متروپل ها از سوی جامعه شناسان همواره به عنوان مرکز تجمع انواع آسیب های اجتماعی و برای جغرافی دانان تحت عنوان عدم توازن فضایی موضوع نظریه پردازی و مبنای برنامه ریزی قرار داشته است. تهران نیز به عنوان کلانشهر اصلی کشور از دهه 40 با مسئله حاشیه نشینان و رشد مساکن غیررسمی در پیرامون و تبدیل روستاهای اطراف به شهر یا رشد جمعیت شهرهای حاشیه خود روبه رو شده که این مسئله با سرعت سرسام آور تا به امروز ادامه داشته است. فشردگی آسیب های متنوع اجتماعی نظیر روسپیگری،کودکان کار و خیابان، توزیع مواد مخدر، رشد اعتیاد، فقر و عدم دسترسی به مسکن مناسب در حاشیه های تهران، این کلانشهر را با احتمال بروز بحران های اجتماعی روبه رو می سازد. حجم، عمق و گستره مشکلات در حاشیه تهران و بی توجهی به حل مشکلات انباشته در حریم این کلانشهر به تدریج به معضلی لاینحل تبدیل شده است. لذا نادیده گرفتن احساس عدم امنیت ساکنان پایتخت، تغییرات نگرشی و ارزشی ساکنان مناطق و شکل گیری موزائیک فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی در شهر برخلاف نظام منطقه بندی و فشردگی و نیز وسعت نابرابری های فضایی در حاشیه هر روز ناممکن تر می شود. در چنین شرایطی فقدان احساس مسئولیت یا خارج ساختن موضوع حریم از حیطه قانونی بی تردید راه حل مسئله این کلانشهر نخواهد بود. بدون رویکرد انتقادی نسبت به مسائل مبتلابه و اتخاذ جهت گیرهای عدالت خواهانه در برابر گروه های ساکن در حریم تهران و نیز بدون به رسمیت شناختن حقوق شهروندان متقابل ساکن متن و حاشیه این کلانشهر، دستیابی به عدالت فضایی میسر نخواهد بود. این مهم نیازمند تصمیم گیری های بزرگ و البته دشوار است. پذیرش مدیریت یکپارچه شهری و واگذاری تمامی اختیارات و امکانات دولت به این مدیریت و نیز جلب مشارکت مردم و نهادهای مدنی راه حلی است که سال هاست بدان تاکید می شود. با این همه یادآوری این اصول ضروری است که: روابط اجتماعی کلانشهر و حوزه نفوذ آن، کل یکپارچه و به هم پیوسته ای است که بدون عدالت اجتماعی و نگرش مردم مدار در مواجهه با شکاف های طبقاتی و بی عدالتی های فضایی، به رویارویی در عرصه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی منتهی خواهد شد.
۳.

دگردیسی معنایی «دالِ استبداد» و برآمدن گفتمانِ «استبداد ایرانی»(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۳۰۴
هدف از پژوهش حاضر بررسی دگرگونی معنایی دال استبداد از دوره صفویه تا برآمدن گفتمانِ استبداد ایرانی در دوران قاجار است. بدین ترتیب با روش دیرینه شناسی تلاش خواهیم کرد این دگرگونی را در نسبت با بسترهای مادی کردوکارِ گفتمانی بررسی نماییم. با بررسی معنای استبداد در برخی از متونی پیشا مدرن ایران نشان خواهیم داد که «استبداد» در ایران پیشا مدرن نه به مثابه یک وضعیتی سیاسی-فرهنگی که مثابه یک خصیصه اخلاقی تئوریزه شده است. چرخش مفهومی استبداد به نامی برای تمامی آشفتگی های موجود در ایران و برآمدن گفتمان پرقدرت «استبداد ایرانی» محصول بروز رخداد هایی تاریخی است که در بروز جنگ، وبا و قحطی به اوج رسیده و از یک سو نظمی جدید را طلب می کند و از دیگر سو موانع شکل گیری نظم جدید را به مثابه «استبدادی» تئوریزه می کند. در این بستر است که معنای یک دال در نسبت با یک دگرگونی تاریخی تغییر یافته و بدل به دالی مرکزی در گفتمانی می شود که از سده گذشته تا کنون بر مطالعات تاریخی ایران سایه انداخته است و بدل به بتواره ای مفهومی گشته است که میباید تاریخ خود را به یاد آورد.
۴.

گفتمان های حاکم بر نظام نشانه شناختی تابلوهای شهری (مطالعه ی موردی: تابلوهای شهرداری بین سال های 1388 تا 1390 در شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۲۸۴
زندگی شهری آکنده از تابلو ها، طرح ها و تصاویر متعدد تبلیغاتی است که از سوی سازمان های دولتی و خصوصی، فضای شهری را اشباع کرده اند. در این میان، شهرداری ها نیز با هدف توسعه ی فرهنگ شهروندی، تابلوهایی را در سطح شهر ها در معرض دید عموم قرار می دهند. هدف مقاله ی حاضر این است که تابلوهای تبلیغاتی شهرداری اصفهان در بین سال های 1388 تا 1390 را تحلیل نموده و نوع گفتمان های حاکم بر روابط نشانه ای این تابلوها را تفسیر نماید. برای نیل به هدف فوق الذکر، روش «تحلیل نشانه شناسی شناختی» متعلق به پارادایم تفسیری به عنوان ابزار نظری و روشی مورد استفاده قرار گرفت و از بین 140 طرح سال های 1388 تا 1390، 27 طرح وارد حجم نمونه شدند. بعد از تضمین اعتبار کار، طرح ها مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان می دهند که پنج گفتمان قانون مداری، گفتمان همذات پنداری، گفتمان هشدار، گفتمان پیام-زیباشناسی وگفتمان پیام محورانه بر نظام نشانه ای تابلوهای شهری حاکم هستند. در حالی که در سال های 1388 و 1389 گفتمان پیام- زیباشناختی عمومیت بیشتری دارد؛ در سال 1390 گفتمان همذات پنداری بیشتری وجود دارد و تحولی گفتمانی به وقوع می پیوندد که از پیام صرف، تصاویر خشن، معانی منفی و هشدارآمیز به سوی تبلیغاتی در راستای ایجاد همدلی، همذات پنداری و همراه با شگردهای هنری حرکت می کند.
۵.

تحولات در سینمای پرفروش ایران (مقایسه ی دهه های 40، 60 و 80)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۵۲
سینمای پرفروش با نمایش تفسیر های بخشی از جامعه و تصرف گیشه ها در واقع علاقه ی مردم را نسبت به تفسیر نمایش داده شده، نشان می دهد. در این مطالعه فیلم های پرفروش ژانر اجتماعی دهه های 40، 60 و 80 انتخاب گردیده است تا تحولات سینمای پرفروش ایران بررسی شود. فیلم ها با توجه به رویکرد ساختارگرایی و روش نشانه شناسی تحلیل سازه ی کیت سلبی و ران کاودری و تقابل های دوگانه بررسی و تحلیل شده اند. بر مبنای تحلیل فیلم ها نشان داده شد که سینمای پرفروش ایران در سیر زمان با تحولاتی رو به رو بوده است. در برخی از آثار دو گانه های مشترکی یافت شد. با وجود دارا بودن دو گانه ی مشترک سنت گرایی و مدرنیسم بر مبنای گفتمان حاکم بر فیلم ها، دوگانه ها بار معنایی متفاوتی دارند. سنت گرایی در دهه ی 40 گفتمان مرکزی می باشد. در دهه ی 60 تداخل سنت گرایی و مدرنیسم و سروسامان یافتن بر مبنای نظم مدرن نشان داده می شود. در دهه ی 80 مدرنیسم گفتمان برتر می باشد. همچنین نشان داده شد که نوع دوستی و جمع گرایی ویژگی های مثبتی هستند که در تمام دوره ها رویه ی برتر و مورد استقبال می باشند. در تمام فیلم های مورد بررسی منطقی که در سطح رویین نقد می شود در سطح زیرین و محوری روایت نیز به صورت تک گویانه و اقتدارطلبانه ای نقد می شود و دیگری در بی دفاع ترین شکل به حاشیه رانده می شود.
۶.

استراتژی های خانواده ایرانی در مواجهه با دیالکتیک فردیت و خانواده نشانه شناسی خانواده در سینمای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۲۴۲
خانواده ایرانی در عصر حاضر، به موازات تحولات بنیادین سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سطح کلان، دگرگونی های عمده ساختاری را تجربه می کند. امروزه، به دلیل تغییراتی که دائماً و به طور مستمر به وقوع می پیوندند و نوعی بی ثباتی را بر خانواده تحمیل می کنند، نمی توان شکل واحدی را برای خانواده ایرانی متصور شد و همزمان می توان ویژگی های فرهنگ سنتی، مدرن و پسامدرن را می توان در نهاد خانواده  مشاهده کرد. چنین مسئله ای سبب بروز تعارض های گوناگون در خانواده می شود و در نتیجه خانواده را به اتخاذ استراتژی های گوناگون برای حل این تضادها و تعارض ها وادار می کند.در این پژوهش، با مرور تجربی مفاهیم خانواده، بازاندیشی و فردیت تلاش شد با رویکرد نشانه شناسانه به مطالعه استراتژی های خانواده ایرانی در سینمای ایران بپردازیم. مطالعه سینما برای درک و دریافت کنش های بازاندیشانه و استراتژی های کنشگران مؤثر است؛ چرا که سینما را می توان یک نظام بازنمایی دانست که سعی در بازتولید واقعیت اجتماعی دارد. در این پژوهش سه فیلم «چهارشنبه سوری»، « زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» و « سعادت آباد» مورد مطالعه قرار گرفتند. در جمع بندی سه فیلم یاد شده ابتدا به توصیف خانواده ایرانی در آنها پرداخته و در نهایت استراتژی هر یک برای حل و عبور از تعارض های خانوادگی بیان گردید. در خصوص استراتژی خانواده ها می توان از استراتژی های «تعلیق»، «برقراری موازنه میان موقعیت های ناسازگار» و «اهمیت دادن به فرم ها و صورت های اجتماعی» نام برد. با توجه به تحلیل فیلم ها می توان گفت خانواده مدرن بدون توجه به فردیت سوژه ها نمی تواند فهم شود؛ زیرا با سوژه های به شدت فردیت یافته مواجه هستیم که دائماً فردیت در بروز تعارض ها و مناقشات خانوادگی نقش دارد و همچنین به مثابه یک استراتژی برای سوژه ها فهم می شود. در پایان می توان نتیجه گرفت امروزه باید تعاریفی از خانواده را مدنظر قرار داد که با فردیت سوژه ها در فضای خانوادگی که یک گروه محسوب می شود، سازگار باشد.
۷.

خوانش جامعه شناختی بوردیویی از فیلم «جدایی نادر از سیمین» با تأکید بر جامعه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۲۴۴
  بوردیو برای تبیین نظریه خود و برای نشان دادن تمایزات اجتماعی، از دو مفهوم عادت واره و میدان مدد می جوید و اظهار می کند که جهان اجتماعی از میدان های مختلف تشکیل می شود. هر میدانی عادت واره های خاص خود را دارد و عادت واره ها بسته به تغییر میدان، تغییر می کنند. در نگاه بوردیو دنیای مدرن بر پایه تمایز استوار است که این تمایز در مفاهیم ساختاری چون فضا، میدان، طبقه و سرمایه و همچنین در سطح مفاهیم کنشی یعنی عادت واره، عملکردهای درون میدان، ذایقه و سلیقه نمایان است. می توان گفت جهان زیست دنیای مدرن عرصه تمایزگذاری هاست. با توجه به گسترش مدرنیته در جهان زیست های متنوع، عرصه تمایزگذاری متکثرند. فهم شیوه های تمایز در هر جامعه و فرهنگی لازم به خوانش متن های درونی آن جامعه دارد. فهم متن ها با رویکرد بوردیویی می تواند شیوه های تمایز در هر جامعه ای را نشان دهد. معمولاً متن هایی چون هنر، رمان، فیلم، نمایش، سینما، ادبیات و حوزه های دیگر فرهنگ عامه، سر ریزهای جامعه اند که مدل بندی های تمایز را می توان در آن خوانش کرد. در این مقاله با توجه به خوانش یکی از متن ها (فیلم جدایی نادر از سیمین) با رویکرد بوردیویی سعی بر آن است مدل بندی و جلوه های تمایز نشان داده شود. چنین خوانشی می تواند در درک کاربرد مفاهیم بوردیویی در جامعه ایران مفید باشد. فرهادی در این فیلم نوعی تمایز و تشخص طبقاتی و فرهنگی را بر اساس عادت واره ها و سرمایه ها برجسته می کند؛ اینکه افراد در میدان های مختلف متناسب با سرمایه و عادت واره منتسب به آن میدان متمایل به متمایز جلوه کردن خود هستند و بر این اساس بازنده یا برنده میدان می شوند.
۸.

روان زخم و بازنمایی آن در داستان «قورباغه ی عظیم توکیو را نجات می دهد»(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۷۸
هدف از این پژوهش، روان کاوی ماهیت روان زخم و بازنمایی آن در داستان کوتاه «قورباغه ی عظیم توکیو را نجات می دهد» نوشته ی هاروکی موراکامی است. از دیدگاه روان کاوانه ی اسلاوی ژیژک، روان زخم از یک سو ناشی از ورود نابهنگام امر واقع به امر نمادین است و از سوی دیگر، در ساختار کنش به تعویق افتاده، معنا می یابد. افراد مختلف واکنش های مختلفی در برابر روان زخم نشان می دهند؛ عده ای رنج و فقدان ناشی از آن تجربه ی تلخ را در فانتزی (خیال پردازی) خود به محیط دیگری منتقل و از یادآوری آن خاطره ی ناخوشایند پرهیز می کنند؛ در این حالت، سوژه با ساخت یک روایت فتیش، تجربه ی روان زخم خویش را بازنمایی می کند. «قورباغه ی عظیم توکیو را نجات می دهد» یکی از شش داستان کوتاه مجموعه ی بعد از زلزله است که به طور غیرمستقیم به حادثه ی زلزله ی کوبه در سال 1995 می پردازد. موراکامی در کالبد رئالیسم جادویی که ذاتاً دوگانه است، ماهیت متناقض روان زخم را نشان می دهد و با انتخاب روایت ساختگی برای بازنمایی خاطره ی رویداد آسیب زا این دوگانگی را برجسته می کند. مقاله ی حاضر، این داستان کوتاه را که با بهره گیری از شیوه ی رئالیسم جادویی نوشته شده، به عنوان کاوشی روان کاوانه ی ژیژکی در ماهیت روان زخم و بازنمایی آن معرفی می کند.  

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۵