مطالعات فرهنگی و ارتباطات

مطالعات فرهنگی و ارتباطات

مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال نهم تابستان 1392 شماره 31 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

موانع ارتقای زنان در نظام پزشکی ایران: مطالعه ای موردی کیفی در جامعه شناسی آموزش و پرورش پزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۲۹۱
صرف نظر از اینکه در یک دهه گذشته سهم زنان در آموزش عالی، به ویژه در مقاطع کارشناسی و عمومی افزایش یافته است و بارقه هایی از گسترش حضور زنان در موقعیّت های شغلی بالاتر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی دیده می شود، امّا حضور ایشان در مقاطع بالای تحصیلی و شغلی نظام آموزش پزشکی همچنان اندک و کمرنگ بوده و نابرابری ها و تحریم های اجتماعی مبتنی بر جنسیت در این حوزه چشمگیر است. در این مقاله، با اتخاذ رویکرد روش شناختی کیفی و با استفاده از تکنیک « مصاحبه با مطلعین کلیدی» تلاش شده است فهم شماری از مطلعین کلیدی نظام آموزش پزشکی ایران درباره این موضوع مورد مطالعه قرار گیرد. یافته های این واکاوی نشان می دهد که مشارکت کنندگان، پنج مقوله یا عامل مهم مرتبط با عاملیت و ساختار را به مثابه موانع عمده در مشارکت جدّی و واقعی زنان در مقاطع و مدارج بالای علمی و دانشگاهی نظام آموزش پزشکی مشخص کرده اند. این پنج عامل بازدارنده عبارتند از: « وارد شدن به حوزه ازدواج و خانواده»، « مردسالاری یا پدرسالاری موجود در فرهنگ جامعه ایرانی»، « مسائل مالی و اقتصادی»، « تفاوت های روانشناختی موجود میان دو جنس» و « مسأله رعایت حدود شرعی و عرفی در روابط بین دو جنس». همچنین از نظر مشارکت کنندگان، اگرچه نقش مسئولین و تصمیم گیران نظام آموزش پزشکی در عدم دستیابی زنان به پست های مدیریتی پررنگ است، اما نمی توان نقشی بازدارنده در خصوص ادامه تحصیل زنان برای ایشان قائل شد. من حیث المجموع، می توان عامل « خانواده مردسالار و مبتنی بر کلیشه های جنسیتی» را در صورت بندی تحریم های اجتماعی مبتنی بر جنسیت و سلب فرصت های برابر پیشرفت از زنان در حوزه نظام آموزش پزشکی ایران به عنوان عاملی بسیار مؤثر معرفی نمود.
۲.

تحلیل مقایسه ای مجله های علمی عمومی ایران با تاکید بر توانایی آن ها در افزایش سواد علمی مخاطبان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۳۷
این مقاله به این مساله می پردازد که نحوه بازنمایی علم در مجله های علمی عمومی ایرانی از نظر ارتباطی به شکلی ناقص صورت می گیرد و به همین دلیل این مجله ها نقش چندانی در افزایش سواد علمی مخاطبانشان نداشته اند. چارچوب نظری برای تحلیل این مساله با استفاده از نظریه قالب بندی تنظیم شده که بین کیفیت متون علمی عمومی و کیفیت سواد علمی مخاطبان رابطه منطقی برقرار می کند تا بتواند فرآیند اثرگذاری متون ارتباطی را تبیین کند. به لحاظ روش شناسی نیز 144 مجله علمی عمومی (12 شماره از 12 عنوان مجله) را به طور تصادفی انتخاب و تحلیل محتوای کیفی کرده ایم تا توانایی آن ها در افزایش سواد علمی مخاطبان را نشان دهیم. برای انجام این تحلیل، ابتدا مفهوم سواد علمی را براساس مشخصاتی که برای فرد باسواد علمی تعریف شده، عملیاتی و چهار مولفه بازنمایی ویژگی های کنش علم محور، ویژگی های نگرش علمی، تاثیرات اجتماعی علم و ویژگی های هنجاری علم را شناسایی کردیم. سپس چنین فرض کردیم که چنانچه این ابعاد چهار گانه در متن علمی عمومی بازتاب یافته باشند، در این صورت می توان قضاوت کرد که چنین متونی قابلیت افزایش سواد علمی مخاطبان را دارند. تحلیل این مجله ها، امکان مقایسه آن ها را نیز فراهم آورد و نتایج نشان می دهند که مجله « نجوم»، بیش از یازده مجله دیگر، متونی را تولید کرده که توانایی افزایش سواد علمی مخاطب را دارند.
۳.

آپارتمان نشینی و آشپزخانه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۲۶۲
امروزه بی توجهی معماران و طراحان به ارزش های متفاوت زنانه، غالب های جدید غیر قابل انعطافی را تشکیل داده است. وجود آشپزخانه های باز در خانه ها و آپارتمان های جدید جزئی از ساختار واحد مسکونی امروز ایران به حساب می آید. این تغییر فضایی پیامدهایی در نظام اجتماعی و روابط انسانی دارد. این مقاله در صدد کاوش تجربه زیست زنان ایرانی در این فضای نوپدید است. این مقاله با بهره مندی از روش مصاحبه کیفی تفاسیر زنان تهرانی از این پدیده را بازنمایی می کند. زنانِ موافقِ مورد مصاحبه دلایلی چون از میان رفتن حریم اختصاصی، نامناسب بودن این سبک معماری با سبک زندگی ایرانیان در زمینه آشپزی و پوشش را عمده ترین دلایل مخالفت خویش با این سبک معماری ذکر کرده اند. در مقابل زیبایی و به روز بودن و همچنین امکان ارتباط بیشتر با فضاهای دیگر و خانواده از سوی زنانِ موافق، دلایل مناسب بودن این سبک دانسته شده است. یافته های این مقاله ضرورت ارائه مدل های معماری متنوع تر برای خانه های ایرانی را مطرح می کند. مدل هایی که ضمن دارا بودن ارزش های زیباشناختی برای سبک های زندگی متنوع زنانِ ایران، گزینه های متنوع تر و سازگارتری را عرضه نمایند.
۴.

فضا، هویت بخشی و توسعه (مورد مطالعه روستاهای خیر آباد و رکن آباد شهر سمنان)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۶۶
در مقاله حاضر چهار فرایند شکل گیری هویت در فرایند توسعه فضاهای کار و زندگی در دو روستای جنوبی شهر سمنان بر اساس مطالعه میدانی و داده های مردم نگارانه بررسی شده اند. در واقع با توجه به ابعاد تئوریک و دشوار مساله هویت، نقاط ارتباط و اتصال میان فرد و فضا - که یکی از جنبه های مادی شکل گیری هویت است- در چهارچوبی تحلیلی قرار گرفته است. این تحقیق با استفاده از روش هرمنوتیکی که یکی از روش های تحلیل کیفی است با تغییر مفهوم هویت[1] به مفهوم هویت بخشی[2] چهار فرایند تحلیلی را در بر داشته است: خوانش بلاغی فضا[3]، نوشتار فضایی[4]، جایگیری خود[5] و کرونوتوپ[6]. فرایندهای مذکور که باعث فضایی سازی مفهوم هویت می شوند به طور مشخص در دو روستای جنوبی شهر سمنان با نام های خیرآباد(خیروژ) و رکن آباد(رکنوژ) بررسی شده اند که در طول زمان های گذشته تاکنون بعنوان دو رقیب موثر در توسعه فضاهای کار و زندگی خود نقش داشته اند.
۵.

رابطه معماری مجتع های مسکونی شهری با سرمایه اجتماعی ساکنین (مطالعه موردی مجتمع های شهری اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۲۵
فضا بستری است که فعالیت ها و رفتارهای انسانی در آن شکل می گیرد و روابط اجتماعی و فرهنگی انسان ها با یکدیگر در این عرصه اتفاق می افتد بنابراین همچون ساختاری است که می تواند در کنار مجموعه ای از قابلیت ها, محدودیت هایی هم برای کنشگران فراهم آورد. جبرگرایان محیطی و طرفداران رویکرد جبریت معماری معتقدند هرنوع تغییر در محیط به تغییر در رفتار اجتماعی منجر می شود درواقع ساختار های محیطی چه محیط ساخته شده و چه محیط زمینی تعیین کننده اصلی کنش انسان هستند به تعبیر آلتمن محیط سکونتگاه در شکل گیری ارتباط افراد و هنجارهای ناشی از آن تاثیر دارد از این جهت توجه به رویکردهای انسان گرا در معماری سکونتگاه های جمعی یک ضرورت حیاتی است چرا که توجه به چنین زیرساخت هایی می تواند زمینه ساز ارتباط و پیوند ساکنان، تقویت حس تعلق و تعهد اجتماعی, اعتماد متقابل، پایبندی به هنجارها و موازین اخلاقی و در یک کلام سرمایه اجتماعی اجتماعی باشد منظور از سرمایه اجتماعی سرمایه و منابعی است که افراد و گروه ها از طریق پیوند با یکدیگر می توانند بدست آورند به تعبیر دیگرسرمایه اجتماعی امر رابطه ای بوده و در شبکه روابط اجتماعی و تعامل بین افراد شکل می گیرد و به تعبیر پورتز , سرمایه اجتماعی در درون ساختار روابط افراد یافت می شود. برای برخورداری از سرمایه اجتماعی, فرد بایستی با دیگران رابطه داشته باشد و در واقع همین دیگران هستند که منبع واقعی برخورداری فرد از مزایا و امتیازات می باشند. با توجه به عنصر رابطه ( تعامل اجتماعی ) به عنوان هسته اصلی سرمایه اجتماعی , شکل و قالب طراحی فضای مسکونی می تواند بستر لازم برای یرقراری رابطه بین افراد نقش مهمی ایفا کند. نوشتار حاضر با این رویکرد به بررسی رابطه ی بین معماری مجتمع های آپارتمانی و سرمایه اجتماعی می پردازد. تحقیق به مطالعه رابطه معماری مجتمع های آپارتمانی با سرمایه اجتماعی می پردازد. تحقیق از نوع علی- همبستگی بوده و در شهر اردبیل به بررسی دیدگاه ساکنین در خصوص کیفیت معماری مجتمع های مسکونی می پردازد جامعه آماری کلیه ساکنین واحدهای آپارتمانی سه واحد و بیشتر می باشد (120000)که از بین آن ها390 نفر به طور تصادفی مورد مصاحبه و پرسشگری قرار گرفتند یافته ها نشان می دهند که: کیفیت طراحی واحدهای همسایگی/کیفیت طراحی طبقات مجتمع/تعداد طبقات واحدها/ معماری و طراحی مجتمع/فضاهای عمومی و مشترک مجتمع/احساس امنیت در مجتمع آپارتمانی بر سرمایه اجتماعی تاثیر معناداری دارند. تاثیرکیفیت استقرار واحدهای مجتمع های بر سرمایه اجتماعی ساکنین تایید نشد.
۶.

تاثیر گروه شغلی افراد بر نوع و میزان مصرف فرهنگی آنان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۲۲۱
این مقاله به تحلیل رابطه بین شغل، به عنوان یکی از اصلی ترین فعالیت های بشری و الگوی مصرف برخی کالاهای فرهنگی می پردازد. مطالعه مباحث نظری پیرامون ارتباط شغل با سبک زندگی و مصرف نشان می دهد که گروه بندی شغلی افراد به واسطه مؤلفه های ملموس و عینی سبک زندگی بر مصرف آن ها به ویژه مصرف فرهنگی تأثیرگذار است. یکی از متفکرانی که در این حوزه نظریاتی ارائه نمود، پی یر بوردیو است. همان طور که بوردیو تأکید داشت مصرف را باید مانند دسته ای اعمال اجتماعی و فرهنگی به عنوان راهی برای ایجاد تمایزات بین گروه های اجتماعی در نظر بگیریم. بر این اساس شغل افراد با توجه به اینکه یکی از مهم ترین عوامل نشان دهنده منزلت اجتماعی آن ها محسوب می گردد، به طور عامدانه یا غیرعامدانه عاملی برای در پیش گرفتن سبک متفاوتی از زندگی و نمایان ساختن آن به وسیله عینی نمودنش به صورت استفاده از کالاهای فرهنگی خاص دیده می شود. به تعبیر دیگر مدل نظری تحقیق حاضر نشان می دهد که چگونه گروه های شغلی مختلف با انتخاب الگوی های خاص مصرفی تلاش دارند تا روش زندگی مجزایی را انتخاب کرده و خود را از دیگران متمایز سازند. در واقع این تمایزطلبی از طریق اثرگذاری شغل افراد بر مؤلفه های عینیت یافته سبک زندگی امکان پذیر می گردد. روش تحقیق این پژوهش تحلیل ثانویه بوده که در آن از اطلاعات ثانوی پیمایشی ملی که در کل استان های کشور اجرا گردید استفاده شده است. نتایج نشان داده است که فرض های اصلی تحقیق مبنی بر وجود رابطه بین گروه بندی شغلی از جمله دانشجو، کارمند، معلم، مهندس، کارگر، بازاری و... و میزان مصرف کالاهای فرهنگی همچون تلویزیون، ماهواره، کتاب، سینما و... مورد تأیید قرار گرفته است.
۷.

سپیده یا الی..؟ خوانش انتقادی فیلم درباره الی.....(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۲۶۷
بازنمایی، بازتابی از واقعیت های جهان پیرامونی نیست؛ بلکه تصویری جهت داده شده از واقعیت، در رابطه با متن اجتماعی و فرایندهای ایدئولوژیک جاری در جامعه است. رسانه ها نیز تصویر بازنمایی شده از واقعیت ارائه می دهند؛ به ویژه زمانی که واقعیت زندگی زنان را در فیلم و سریال ها به تصویر می کشند؛ آنچه از زنان در فیلم ها به تصویر در می آید، منطبق بر متن اجتماعی و ایدئولوژی های پنهان در هنجارهای اجتماعی است، هنجارهایی که نه خنثی هستند و نه عینی؛ بلکه در راستای منافع طبقات برخوردار از قدرت اجتماعی شکل یافته اند. طبیعی جلوه دادن آنچه تاریخمند است را بارت، اسطوره می نامد. به نظر وی زندگی اجتماعی مملو از اسطوره هاست. اسطوره ها، نظام های معنایی ای هستند که نبایستی آن ها را بدیهی و مسلم فرض کرد، بلکه اسطوره با طبیعی جلوه دادن آنچه تاریخی است، منافع گروهی را تامین می کند رویکرد تاریخمند بارت و تلاش او در جهت پرده برداشتن از منافع برخی نیروهای اجتماعی در فرهنگ عامه قابل توجه است. با همین رویکرد، مقاله حاضر به بازنمایی زن در فیلم «درباره الی... » اصغر فرهادی می پردازد تا به کشف معانی پنهان فیلم و آشکارسازی اسطوره بی کفایتی زن در لایه های معنایی این فیلم برسد. در این راستا مقاله حاضر در بخش رویکرد نظری با گذری بر مفهوم بازنمایی به شرح نظریه اسطوره بارت می پردازد. سپس همچون بارت که نشانه شناسی را روشی اساسی برای نقد ایدئولوژیک و کشف اسطوره می داند، این مقاله نیز به تحلیل نشانه شناختی فیلم «درباره الی...» می پردازد تا اسطوره فیلم و گفتمان سازنده آن را برملا سازد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۵