مطالعات فرهنگی و ارتباطات

مطالعات فرهنگی و ارتباطات

مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال چهاردهم زمستان 1397 ویژه نامه سینما دیجیتال (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

حیات هوش طبیعی در روزگار هوش مصنوعی نگاهی به جامعه ی آینده از دید فیلم های علمی- تخیلی مبتنی بر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۲۲۰
این مطالعه تلاش می کند که با بررسی گزیده ای از فیلمهای علمی- تخیلیِ حوزه ی هوش مصنوعی، بخشی از تصویری که ما و خصوصا نویسندگان، فیلمسازان و آینده پژوهان ما از آینده ی جوامع انسانی دارند را ترسیم کند. در این مطالعه از تحلیل تماتیک استفاده شده و تلاش شده است که فیلم ها از نظر محتوایی به کوچکترین مؤلفه های تشکیل دهنده ی خود تفکیک شوند و این مؤلفه ها پالایش، دسته بندی و معرفی گردند. نتایج مقاله شامل سه بخش است: تکنولوژی های آینده که در فیلم های علمی تخیلیِ مورد مطالعه نشان داده شده اند؛ ویژگی های آرمانشهری جوامع آینده؛ و ویژگی های ویرانشهری جوامع آینده. این مقاله استدلال می کند که فیلم های حوزه ی هوش مصنوعی، بخشی از مسؤولیت ادبیات، اسطوره ها و همچنین فیلم های علمی - تخیلی پیش از عصر دیجیتال را در زمینه ی به تصویر کشیدن رویاها و امیدهای بشر امروز برعهده گرفته اند.
۲.

بررسی تحولات سبک سینمایی عباس کیارستمی در گذار از آنالوگ به دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۲۱ تعداد دانلود : ۱۸۸
در سینمای آنالوگ تصویر بر اثر تابش نور بر روی ماده ی سلولوئید ثبت می شود. در تصویر آنالوگ ارتباط بین دوربین و ابژه ی ضبط شده در نسبت با زمان و فضا درک می شود. بنابراین، ارتباط بین واقعیت و بازنمایی آن در سینمای آنالوگ بسیار اهمیت یافته است. در مقابل، تبدیل اطلاعات ضبط شده به سیستم عددی در فناوری دیجیتال، ارتباط مادی بین شیء و تصویر را از بین برده است. برخی نظریه پردازان سینمایی معتقدند که تصویر دیجیتال به دنبال ارائه ی درست واقعیت نیست، بلکه روشی دقیق در شبیه سازی شیوه های بازنمایی است. هدف اصلی پژوهش حاضر این است که به تحلیل سبک سینمایی عباس کیارستمی در «گذار از سینمای آنالوگ به دیجیتال» بپردازد. عباس کیارستمی در آثار سینمایی خود پیش از ظهور تصویرسازی دیجیتال، بازنمایی تصویری را در ارتباط با ابزار سینما و مفهوم حرکت به ویژه از منظر هستی شناسی ذات رسانه ی سینما به چالش کشیده است. کیارستمی به ویژه در سه گانه کوکر (۱۳۷۳-۱۳۶۵) بر گسست بین واقعیت و بازنمایی آن تأکید می کند. بر این اساس می توان این پرسش را مطرح کرد که تغییر در فناوری رسانه ی سینما چگونه بر واقع گرایی سینمایی کیارستمی تأثیر گذاشته است. رویکرد این پژوهش تحلیل بر مبنای مفاهیم بازتابندگی، خود آگاهی و فاصله گذاری مدرن است؛ مفاهیمی که به طور معمول در توصیف سبک سینمایی کیارستمی مورد استفاده قرار می گیرند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که رهایی حرکت دوربین دیجیتال ساخته شدن فیلمی همانند ده (۱۳۸۰) را ممکن کرده است که در آن کارگردان، بازیگران و مخاطب نقشی همسان دارند. کیارستمی با استفاده از فناوری دیجیتال از گسست بین سوژه و ابژه فراتر رفته که به نوعی زیبایی شناسی تعاملی در آثارش منتهی شده است.
۳.

مدل تعهد مخاطب ایرانی به سریال های نمایش خانگی در شبکه اجتماعی اینستاگرام: مطالعه موردی سریال شهرزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۳۴
شبکه های اجتماعی در دنیای پررقابت و پرتلاطم امروز، راهکارهای شایان توجهی را جهت جذب مخاطب و متعهدسازی آنها پیش روی کمپانی ها و برندهای مختلف قرار می دهند که فیلم های سینمایی از جمله محصولات و خدمات این کمپانی ها هستند. مخاطبان نیز از طریق همین شبکه ها به سرعت به تبادل اطلاعات و ایجاد آگاهی در یکدیگر می پردازند. این امر، کمپانی های فیلم سازی را مجبور می کند که از بدو شروع کار به فکر متعهد ساختن این مخاطب و جذب آنها باشند و پیش از آنکه این مشتریان اطلاعات را از هر جای دیگری کسب کنند، خودشان موثق ترین منبع آگاه سازی آنها باشند تا بتوانند در هوادارانشان، وفاداری ایجاد کنند. ایجاد تعهد منجر به وفاداری، توجه زیادی را در محافل علمی و اجرای حرفه ای به خود جلب کرده است. از سوی دیگر، پایبندی به شبکه های اجتماعی، نحوه تعامل مخاطبان و کمپانی ها را تغییر چشم گیری داده است. به این منظور، ابعاد تعهد منجر به رضایت، اعتماد و وفاداری در بستر شبکه اجتماعی اینستاگرام در یک چارچوب مفهومی ارائه شده و در گام دوم، شاخص های این چارچوب از دید نظریه های مرتبط در حوزه رسانه شناسایی شده اند. این مدل مفهومی بر روی مخاطبان سریال خانگی شهرزاد آزمون می شود تا درنهایت، مدل اختصاصی تعهد مخاطب به سریال خانگی بدست آید. به این ترتیب، چارچوب اولیه به عنوان مدل تعهد مخاطب سریال شبکه نمایش خانگی در بستر شبکه اجتماعی سفارشی سازی می شود
۴.

دیجیتالیسم در سینما و نمادین شدن «امر خیالی» مطالعه ای بر تصویر «شهر» در فیلم تعطیلات رمی و بلید رانر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۶۲
سینمای کلاسیک با توجه به ابزاری که در اختیار داشت کوشید تا آنجا که می تواند «امر خیالی» لاکان را در کنار این «امر نمادین» بازنمایی کند. با ورود و گسترش علوم دیجیتالی در سینما تخیل از یک سو و تاویل مهار ناشدنی از سوی دیگر بر گستره فیلم ها سایه افکند. یکی از  انگاره هایی که می تواند در همین راستا مورد خوانش واقع شود، مقوله تصویر «شهر» در سینماست. شهری که در سینمای کلاسیک مامنی جهت دست یابی به «امر خیالی» است، در سینمای پست مدرن به مکانی کاملا نمادین بدل می شود. به همین منظور مقاله حاضر با مرور تاثیر دیجیتالیسم بر سینما قصد دارد به این سئوال پاسخ دهد که مفهومی همچون شهر چگونه می تواند از «امری خیالی» به «امری نمادین» تبدیل شود؟ این فرضیه  نیز مطرح می شود که به نظر می رسد به مدد امکان عناصر دیجیتالی در بازنمایی مرز میان «امر خیالی» و «امر نمادین» از میان رفته است و نتیجه اینکه «امر خیالی» خود به عنصری درون «امر نمادین» بدل می شود و به گفته ای دیگر «امر خیالی» خود نمادین می شود و این بازی تا انتها ادامه پیدا می کند. برای عینی تر شدن این پژوهش نگارنده دو فیلم «تعطیلات رومی»( ویلیام وایلر-1953) و «بلید رانر » (ریدلی اسکات-1982) را مورد بررسی قرار داده است.
۵.

گونه شناسی و تحلیل نظام های ادراک تن در سینمای دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۰۵
   پژوهش حاضر می کوشد با تمرکز بر شاخص ها و کارویژه های انحصاری سینما در عصر دیجیتال و رویکردی جامعه شناختی، به گونه شناسی و تحلیل نظام های ادراک تن در سینما بپردازد. برای انجام این کار، نخست با ارائه تعاریف کاربردی از عنصر تن و جایگاه آن در هنر سینما، مسئله اصلی پژوهش در خصوص چیستی مفهوم و معنای تن با تمرکز بر آرای کیت کریگان[1] در سه گونه اصلی تن در نظریه های جامعه شناسی -اَبژه، اُبژه و سوژه[2]- صورت بندی شده و سپس، برپایه گونه های یادشده و تمرکز بر نظام های پیشنهادی و شش گانه ادراکی ویتکین[3] در گستره هنر(نشانه شناختی، اجتماعی، ادراکی، لمسی، دیدمانی و جسمانی) به گونه شناسی تحلیلیِ این عنصر در سینمای دیجیتال پرداخته می شود. در گام سوم، فرضیه اصلی پژوهش مبنی بر دگرگونی ریخت های سه گانه ادراک تن-اَبژه، اُبژه و سوژه- به واسطه دیجیتالی شدن سینما، با سنجش تطبیقی و تحلیلی مناسبات و تفاوت های کارکردی و ساختاری این عنصر در سینمای دیجیتال و آنالوگ، مورد سنجش قرار گرفته و نهایتا، فهمی کاربردی از چیستی گفتمان و گونه های ادراک تن در سینمای دیجیتال ارائه می شود. برآیند پژوهش حاضر، امکان تحلیلیِ سه نظام نشانه شناختی، اجتماعی و ادراکی را به اثبات رسانده و نظام ادراک لمسی را، در پایین ترین سطح از انطباق و توان برای ادراک تمامیِ گونه های سینمایی قلمداد می کند. همچنین، فرضیه های اصلی پژوهش مبنی بر کارآمدی نظام های ادراکی ویتکین در تحلیل گونه های اصلی و سه گانه تن در سینما-با انگاشت چیرگی گونه سوم: تن سوژه، به ترتیب تایید و رد می شود.
۶.

تعیین سناریوی فصل سوم سریال شهرزاد با استفاده از تحلیل نظرات کاربران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۲
رسانه های نوینی که امروزه فراگیر شده اند، گرچه به ظاهر رقیبی قدرتمند برای رسانه های قدیمی تر مانند سینما و تلویزیون اند، اما با استفاده درست می توانند تبدیل به ابزاری هوشمند برای بازخورد گیری دقیق از مخاطب شوند، پدیده ای که با استفاده از آن می توان سناریوی قسمت های بعدی یک سریال را نیز بر اساس ذائقه مخاطب به سازندگان آن پیشنهاد داد. در این مقاله با استفاده از تحلیل کلمات به کاررفته در نظرات حدود 2800 کاربر، که در پایین مطالب مربوط به فصل دوم سریال شهرزاد در صفحه رسمی آن در شبکه اجتماعی اینستاگرام درج شده بودند، تلاش گردید نظر کاربران درباره فصل دوم را به منظور اعمال در سناریوی فصل سوم به دست آوریم. بدین منظور کلمات موجود در این نظرات با استفاده از روش های فنی استخراج و با حذف حروف ربط و اضافه، ارتباط سایر کلمات بانام کاراکترهای این فصل در گرافی ترسیم گردید. این گراف مشخص کرد که واژه ی قباد بیش از دیگر شخصیت های این سریال درکامنت ها به کاررفته و کاربران بیشتر درگیر شخصیت او شده اند، درصورتی که واژ فرهاد بسیار کم در نظرات استفاده شده بود. همچنین دیگر شخصیت های این سریال، آن چنان مخاطب را درگیر خود نکرده بودند. بنابراین با استفاده از این تحلیل، می توان سناریوی فصل سوم را تا حدودی تعیین کرد، یعنی بازگشت قباد به مرکز توجه که احتمالاً زندگی با شهرزاد است و همچنین دور شدن فرهاد از شهرزاد. تغییراتی که تا حدودی در فصل سوم اتفاق افتاد و درنتیجه باعث بازگشت رونق این سریال در بین مخاطب گردید، اتفاقی که نشان دهنده تعاملی جدید بین رسانه های سنتی و نوین است.
۷.

تحول آنالوگ به دیجیتال: نحوه اثرگذاری فناور های تصویری سنتی و نوین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۸۰
ظهور فناوری دیجیتالی در حکم نقطه عطفی برای صنعت سینما بود. این فناوری که تأثیر خود را به مرور بر تمامی جوانب پیش تولید، تولید، پساتولید، و توزیع اعمال کرده، بر نحوه خلق معانی و ماهیت آثار سینمایی هم تأثیر داشته است. فناوری آنالوگ/سلولوییدی هم از ویژگی های منحصربه فردی برخوردار بوده است که به آن جایگاهی معتبر داده است. تفاوت های شناخت شناسانه، زیبایی شناختی، روانشناختی، تکنیکی، روایتی، و سایر تفاوت های این دو جنس از رسانه سینما موضوع تحقیقات متعددی بوده است که اطلاع از آنها برای پژوهشگران ایرانی حوزه رسانه و سینما ضروری است. هدف مقاله حاضر، که به شیوه توصیفی-تحلیلی تدوین شده، این است که در کنار مرور نحوه عملکرد فیلم های سلولوییدی، به این موضوع بپردازد که فناوری دیجیتال دنیا را چگونه ثبت می کند، با انسان ها به اشتراک می گذارد، و زمینه ای جدید برای خلق و تجربه سینما فراهم می سازد. در نهایت، آنچه حاصل می شود شناخت و چشم اندازی کلّی درباره موقعیت این فناوری ها و امکان پیش بینی روند آتی در تحولات حوزه فناوری های تصویری ست.
۸.

باورپذیری کاراکتر سه بعدی: به سمت دومین ورطه ی غریب نمایی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۵۳
این پژوهش عوامل تاثیرگذار بر باورپذیری انیمیشن های سه بعدی روایی را با تمرکز بر نقش واقع نمایی و پرفورمنس کاراکتر مورد بررسی قرار می دهد. هدف اصلی این مطالعه مرور نقادانه بر مؤلفه هایی است که بر واقع نمایی ادراکی یک اثر سه بعدی تاثیر می گذارند. منابع نوشتاری مراجعه شده در این مقاله که متشکل از تئوری های رسانه ی نوین و مقالات فنی گرافیک رایانه ای است، مبنای ارائه ی نموداری گرافیکی می شود که آنالیز باورپذیری انواع کاراکترهای سه بعدی را در مقایسه با هم امکان پذیر می کند. در این نمودار که می توان آن را نسخه ی مبسوط نمودار ورطه ی غریب نمایی فرض کرد، تاثیرات نسبی انواع عناصر فرمی بر احتمال باورپذیری کاراکتر سه بعدی به تصویر کشیده شده است. تجزیه ی کاراکتر سه بعدی به مؤلفه های حرکتی و ایستای سازنده اش، ابزاری بصری برای تأمل بر این مؤلفه ها را به شکل منفرد فراهم می کند. استنتاج کلی این پژوهش بر نقش به مراتب موثرتر سبک پردازی در باورپذیری نسبت به واقع نمایی عکاسانه و طبیعت گرایی دلالت می کند. همچنین به تفصیل مشاهده می شود که فارغ از سبک اتخاذ شده، این پرفورمنس کاراکتر سه بعدی و تکنیک متحرک سازی است که نقش حیاتی تری در ایجاد حس باورپذیری نسبت به طراحی ایستا و سبک رندر کاراکتر دارد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۵