مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴٬۹۶۱ تا ۴۴٬۹۸۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۱
19 - 38
حوزههای تخصصی:
سیلاب از پرحادثه ترین مخاطرات طبیعی ایران می باشد که در سال های اخیر تکرار و شدت وقوع آن بیشتر شده است. حوضه آبریز رود زرد نیز از این شرایط مستثنی نیست، به طوریکه رخداد این پدیده در طی چند سال گذشته به آسیب پذیری برخی مناطق مسکونی، اراضی زراعی و باغات در این حوضه منجر شده است. با توجه به اهمیت موضوع، با بررسی های میدانی و مطالعه منابع، ابتدا لایه های شیب،جهت شیب، طبقات ارتفاعی، لیتولوژی، بارش، کاربری اراضی، تراکم زهکشی و فاصله از رودخانه، به عنوان، معیارهای موثر در وقوع سیلاب حوضه شناسایی شدند. سپس لایه ها توسط سامانه اطلاعات جغرافیایی تهیه گردید، ارزش گذاری و استاندارد سازی نقشه های معیار، با استفاده از روش فازی انجام گرفت. در مرحله بعد لایه های مد نظر به روش کریتیک وزن دهی شدند و در نهایت، تحلیل و مدل سازی نهایی با استفاده از روش ویکور انجام شد. نتایج تحقیق نشان داد که از بین عوامل موثر در ایجاد سیلاب عامل شیب با ضریب وزنی 157/0، ارتفاع با ضریب وزنی 133/0 و کاربری اراضی با ضریب وزنی 127/0 به ترتیب مهم ترین عوامل ایجاد سیلاب در حوضه رود زرد هستند. به علاوه به ترتیب 78/ 10 و 71/16 درصد از مساحت حوضه، در طبقه بسیار پرخطر و پرخطر قرار دارد که نشانگر پتانسیل این حوضه برای وقوع سیلاب می باشد. نواحی شرقی و شمالی و شمال شرقی و بخشی از قسمت های جنوب حوضه شدت سیل خیزی زیادتری دارند، از مهمترین دلایل سیل خیز بودن این قسمت ها میزان ارتفاع بالاتر که سبب جذب رطوبت بیشتر و در نتیحه بارش بیشتر می شود شیب زیاد(بالای27درصد) سبب حرکت بیشتر نزولات جوی در این بخش ها می شود ،پوشش گیاهی با تراکم کم، شکل نه چندان کشیده حوضه و اقدامات ناچیز حفاظتی منابع آب وخاک، باعث شده حوضه از پتانسیل سیل خیزی بالایی برخوردار باشد. لذا پهنه بندی خطر سیلاب می تواند کمک مؤثری در انجام اقدامات حفاظتی، آبخیزداری و مدیریتی حوضه داشته باشد.
تحلیل فرایندهای رسوبات بادی و مخاطرات آن در دشت سیستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۲
71 - 90
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق ارزیابی شدت وقوع فرسایش بادی و تحلیل فرآیندهای رسوب گذاری دشت سیستان در دو کانون بحرانی نیاتک و جزینک با وسعتی در حدود 131660 هکتار در جنوب شرقی زابل واقع در شمال استان سیستان و بلوچستان است. از اهداف مهم این پژوهش ارائه راهکارهای مناسب برای به حداقل رساندن آسیب های ناشی از مخاطرات نهشته های بادی و خسارات ثانویه آن و نیز بررسی و شناسایی مخاطرات ناشی از نهشته های بادی، در بخش های تأسیسات، کشاورزی، جاده ها و خسارات وارده به منطقه است. مخاطرات ماسه های روان یکی از مهم ترین مخاطرات طبیعی منطقه دشت سیستان است که در سال های اخیر تکرار و شدت وقوع آن بیشتر شده است. ازآنجایی که به دلیل تغییرات اقلیمی و خشک سالی های دو دهه اخیر در منطقه موردمطالعه پوشش گیاهی تضعیف شده و منطقه پتانسیل فرسایش پذیری زیادی دارد و شدت گرفته است؛ بنابراین ضروری است وقوع این مخاطره و درنتیجه افزایش آسیب پذیری و خسارات جانی و مالی ناشی از آن بیشتر مورد بررسی قرار گیرد. بازدیدهای میدانی، بررسی عکس های هوایی، بررسی تصاویر ماهواره ای با دوره های زمانی مختلف، بررسی مورفولوژی عمومی و بادهای منطقه (120 روزه) و مکان یابی به لحاظ مطالعه ژئومورفولوژی منطقه، نمونه برداری از رسوبات (رسوب شناسی و ترسیم نمودارهای مربوطه) و مطالعات آزمایشگاهی (آزمایش های XRD"دیفراکسیون اشعه ایکس" و XRF"فلوئورسانس اشعه ایکس"، آزمایشات گرانولومتری، مورفوسکوپی و تعیین پارامترهای آماری)، انجام شد. در این پژوهش از نقشه های توپوگرافی، نقشه های زمین شناسی، نرم افزارهای رایانه ای ازجمله ENVI و GIS استفاده شد. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد، عامل اصلی مخاطرات، بادهای فرساینده منطقه بوده که جهت باد غالب و جهت انتقال ماسه عموماً شمال غربی به جنوب شرقی با زاویه 330 تا 360 درجه که با مرکزیت تپه های ماسه های موجود و بادهای 120 روزه بیشترین اثر را در منطقه دارد و عوامل متعددی از قبیل وزش بادهای شدید و دائمی، کم شیب و کم عارضه بودن دشت، ریزدانه بودن خاک، خشک سالی های متوالی و فقر پوشش گیاهی در میزان جابجایی ماسه ها در سطح دشت سیستان و ورود به مخازن چاه نیمه نقش اساسی دارد.
طراحی الگوی توسعه گردشگری خوراک در ایران با رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی و توسعه گردشگری دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۸
41 - 65
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با توجه به تغییر نگرش و علاقه گردشگران به سمت کسب تجربه های اصیل فرهنگی و در نتیجه اهمیت یافتن گونه های گردشگری نوظهور مانند گردشگری خوراک، مطالعه حاضر با هداف طراحی الگوی توسعه گردشگری خوراک در ایران انجام شده است.روش شناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف توسعه ای، به لحاظ ماهیت اکتشافی و با توجه به ماهیت داده ها و به لحاظ روش، کیفی است و با استفاده از روش داده بنیاد انجام شده است. جامعه آماری پژوهش متشکل از کارشناسان و خبرگان فعال در بخش دولتی و خصوصی گردشگری کشور است که 19 نفر به روش نمونه گیری هدفمند و روش گلوله برفی و با توجه به قاعده اشباع نظری انتخاب شده اند. جهت گردآوری داده ها نیز مصاحبه های فردی نیمه ساختاریافته مورد استفاده قرار گرفته است.یافته ها: پس از تحلیل مصاحبه ها، 94 مفهوم (کد نهایی) شناسایی شد که در قالب 6 مقوله عوامل علی (عوامل اقتصادی، عوامل رقابتی و عوامل مربوط به تقاضا)، پدیده محوری (مصادیق ملموس و مصادیق ناملموس)، عوامل زمینه ای (عوامل زیرساختی و عوامل فرهنگی)، عوامل مداخله گر (عوامل درونی و عوامل بیرونی)، راهبردها (مرتبط با محصولات و خدمات، مرتبط با بازاریابی و تبلیغات، مرتبط با توسعه زیرساخت ها و مرتبط با منابع انسانی) و پیامدها (اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی و رقابتی) دسته بندی شده است.نتیجه گیری و پیشنهادات: نتایج بیانگر این است که توسعه گردشگری خوراک در ایران موضوعی است که می بایست از ابعاد و جنبه های مختلف مورد توجه قرار گیرد و لازم است تمامی مکانیزم های تاثیرگذار در این فرایند در برنامه ریزی و سیاست گذاری لحاظ شود.نوآوری و اصالت: پژوهش حاضر رویکردی کل نگر به توسعه گردشگری خوراک دارد و مکانیزم های اثرگذار در توسعه این گونه گردشگری را از جنبه های مختلف مورد بررسی قرار داده است.
تاب آوری نهادی سازمان های مردم نهاد در حوزه شهرسازی در ایران در مواجهه با بحران کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پاندمی کووید-۱۹ با بر هم زدن الگوهای معمول، تحولات قابل ملاحظه ای را در زمینه های برنامه ریزی و طراحی شهری ایجاد کرده است. این پژوهش به بررسی دقیق تأثیرات این بحران بر سازمان های غیردولتی (NGOs) فعال در حوزه شهرسازی در ایران می پردازد. تمرکز اصلی این مطالعه بر نقش بسزای این نهادها در تعامل و تطبیق پذیری با الگوهای نوظهور مدیریتی و تغییرات ناشی از دوران پساکووید است. پژوهش با بهره گیری از مصاحبه های عمیق و دقیق با نمایندگان ۱۷ سازمان غیردولتی فعال درزمینه شهرسازی اجرا شده و سپس داده ها به وسیله تحلیل محتوای کیفی، ارزیابی و تفسیر شده است. نتایج کدگذاری مصاحبه ها در سه مقوله اصلی زمینه های اثرگذار بر فعالیت در دوران کرونا، چگونگی مواجهه با کرونا و راهبردهای پس از کرونا، دسته بندی شده اند. راهبردهای استفاده شده توسط این سازمان ها به منظور برخورد با فعالیت ها و چالش های ساختاری خود در طی همه گیری، به طور دقیق مورد کاوش قرار گرفته اند. با در نظر گرفتن فاکتورهای مؤثر بر فعالیت سازمان های غیردولتی در بستر ایران که شامل مدیریت شهری با تاب آوری پایین، وجود شهروندانی که کمتر در فعالیت های مدنی مشارکت دارند، در کنار وجود بسترهای مناسب برای فعالیت مجازی، سازمان های غیردولتی در مواجهه با چالش های کووید-۱۹ سه راهبرد توقف موقتی، تطبیق پذیری با شرایط و تحولات کامل در پیش گرفته اند. علاوه بر این با تأکید بر تأثیرپذیری این سازمان ها از شرایط بحرانی پیش آمده، در بلندمدت نیز اثرات متفاوتی اعم از پذیرش و مقاومت توسط آنها اتخاذ شده است. این پژوهش پیش زمینه ای برای تحقیقات دقیق تر و عمیق تری در رابطه با شناسایی بهترین استراتژی ها و راهبردهای پیش روی برای مواجهه بهتر سازمان های غیردولتی در مقابله با بحران های پیش بینی نشده است. دانش و تجربیات کسب شده از همه گیری می تواند به عنوان یک سرمایه باارزش برای مواجهه مؤثرتر با چالش های مشابه در آینده عمل نماید
سنجش تحلیلی پتانسیل های ترافیکی در مناطق شهری ایران؛ مطالعه موردی: شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر بر آن بوده تا با بهره گیری از ترکیب معیارهای کالبدی، اقتصادی- اجتماعی و ترافیکی بتواند پتانسیل ترافیکی در شهر ارومیه را موردسنجش و تحلیل قرار دهد. نوع تحقیق حاضر کاربردی بوده و روش انجام کار توصیفی- تحلیلی می باشد و گردآوری اطلاعات نیز از طریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی صورت پذیرفته است. برای نیل به هدف تحقیق، 25 شاخص در قالب 3 معیار کالبدی، ترافیکی و اقتصادی- اجتماعی انتخاب گردیده و جهت محاسبه ضریب اهمیت شاخص ها از روش BWM استفاده شده که پرسش نامه آن بین 50 نفر از نخبگان در دو مرحله (1- انتخاب بهترین و بدترین شاخص 2- تکمیل پرسش نامه مقایسه زوجی ارجحیت بهترین شاخص بر سایر شاخص ها و ارجحیت دیگر شاخص ها بر بدترین شاخص) توزیع گردیده و نتایج در نرم افزار GAMS استخراج شده است. بیش ترین وزن به دست آمده، مربوط به شاخص فاصله از هسته های شهری و کم ترین وزن مربوط به شاخص متوسط قیمت زمین بوده است. برای اینکه بتوان پتانسیل ترافیکی را در مناطق پنج گانه شهر ارومیه به تصویر کشید، مدل SECA در نرم افزار Lingo با مقادیر مختلف β اجرا گردیده است. یافته های به دست آمده گویای آن بوده که 13 درصد محدوده شهر در پهنه پتانسیل ترافیکی خیلی کم، 32 درصد در پهنه ترافیکی کم، 21 درصد در پهنه ترافیکی متوسط، 19 درصد در پهنه ترافیکی زیاد و 15 درصد در پهنه پتانسیل ترافیکی خیلی زیاد واقع شده است. نتایج به دست آمده بیانگر آن بوده که پتانسیل ترافیکی در مناطق شهری ارومیه به ترتیب از بیش ترین تا کم ترین مربوط به مناطق چهار، پنج، یک، سه و دو بوده است
دانش بومی و توسعه روستایی: ریشه ها وچالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۵۸)
226 - 239
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر هم زمان با تحول پارادایمی در ادبیات توسعه با جهت گیری معرفتی درون گرایانه، دانش بومی به عنوان یکی از گزینه های مؤثر برای توسعه روستایی از سوی نظریه پردازان مطرح شده است. این مقاله به ارزیابی ظرفیت جایگزینی این رویکرد می پردازد و با بررسی ریشه های پیدایش این رویکرد بر این باور است تأکید صرف بر آن نوعی افراط گرایی شبه معرفتی بوده و محل مجادله و مناقشه است. در این راستا، به دو عامل عمده اشاره می کند: تجربه نه چندان موفق برنامه های توسعه با ماهیت تکنوکراتیک آمرانه؛ و ظهور گفتمان های انتقادی مانند پسانوگرایی و پسااستعمارگرایی. مقاله استدلال می کند که این باور نوعی موضع گیری های رادیکالی (له و علیه) را نسبت به دو معرفت (بومی و علمی) سبب شده که ریشه در دوگانه گرایی تقابلی دکارتی دارد که در عمل به تقابل های قطبی مبالغه گرایانه و تجریدگرایی از واقعیت ها انجامیده است. مقاله نتیجه می گیرد که علی رغم مزیت های مطرح شده برای دانش بومی، این دانش مستعد چالش های مختلفی مانند رمانتیزه شدن، بی توجهی به تمایزپذیری و مناسبات قدرت، تمرکز بر تجارب و مهارت ها، خاص گرایی و وابستگی به جغرافیاها و متن ها ، خصلت ایستایی و غیره است. باتوجه به قدرت هژمونی بالای علم جدید/رسمی، برای ایجاد توازن شناختی، مقاله اقدامات عملی مشتمل بر ترویج آگاهی از دانش بومی به عنوان شکلی از آموزش استعمارزدایی تا توسعه کنش های جمعی پایدار سیاسی را برای مقابله با فرایند قدرت و سلطه توصیه می کند.
مرز بین همایندها و اصطلاحات در زبان فارسی بر مبنای دستور ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۵ بهمن و اسفند ۱۴۰۳ شماره ۶ (پیاپی ۸۴)
271 - 303
حوزههای تخصصی:
هدف از مقاله حاضر، ارائه تعریفی جدید و کاربردی از «اصطلاح» و «همایند»، بر اساس ملاک های نحوی و نه صرفاً معنایی بود. بر حسب سنّت فرمالیسم، یکی از ملاک های مهم برای تفکیک این دو نوع عبارت (اصطلاح و همایند) از یکدیگر، امکان یا عدم امکان جابه جایی عناصر سازنده آنها است. این عبارت ها تاکنون با رویکردی نحوی مورد بررسی قرار نگرفته بودند. بر اساس دستور ساختاری، اصطلاحات بر پایه چهار آزمون نحوی «مجهول سازی»، «اسنادی سازی»، «فک اضافه» و «پرسشی سازی» بررسی شدند. دستور ساختاری به مجموعه ای از دستورهایی با ماهیت شناختی گفته می شود که ساختار را به عنوان واحدی نمادین متشکل از قطب های صورت و معنی در نظر می گیرد. در پژوهش حاضر، 200 اصطلاح مورد بررسی قرار گرفتند. این اصطلاحات از دو منبع اصلی یعنی فرهنگ فارسی عامیانه )ابوالحسن نجفی، 1387) و فرهنگ دوجلدی کنایات سخن (حسن انوری، 1398) جمع آوری شدند. چهار ساخت هر اصطلاح از سوی 15 نفر به عنوان مشارکین پژوهش مورد قضاوت نحوی قرار گرفتند. معنی داری برخی از چهار ساخت نشان داد که انعطاف پذیری نحوی همه اصطلاحات شبیه به هم نیست. برخی اصطلاحات در برابر تغییرات نحوی انعطاف پذیر بودند و درنتیجه رفتاری شبیه به همایندها داشتند. انعطاف پذیری اصطلاحات سبب شد تا بر مبنای ملاک های نحوی، تعریف تازه ای از این عبارت ها ارائه دهیم و آن ها را در گروه همایندها قرار دهیم. به این ترتیب، آن دسته از عبارت های واژگانی اصطلاح نامیده شدند که در مقابل چهار آزمون نحوی «انعطاف ناپذیر» بودند.
پتانسیل سنجی استقرار شهرهای ساحلی - بندری منطقه مکران ایران از دیدگاه برنامه ریزی فضایی و توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش سرزمین دوره ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۰)
143 - 159
حوزههای تخصصی:
سواحل مکران در جنوب ایران یکی از مناطق ساحلی استراتژیک در منطقه جنوب غرب آسیا است که نه تنها برای ایران بلکه برای کشورهای همسایه حتی کشورهای قدرتمند نظیر چین و روسیه و کشورهای اروپایی دارای اهمیت فراوان است. اما متأسفانه توجه ویژه ای به مسئله آمایش سرزمین و توسعه پایدار در این منطقه نشده است. بنابراین، هدف از این پژوهش بررسی و پتانسیل سنجی استقرار شهرهای ساحلی بندری منطقه ساحلی جنوب کشور ایران (منطقه مکران) از دیدگاه برنامه ریزی فضایی و توسعه پایدار است. جهت یافتن پاسخ سؤال پژوهش از 8 شاخص شامل: دما، فاصله از راه ها، میزان بارش، فاصله از گسل، فاصله از سکونتگاه های انسانی، ارتفاع، فاصله از پهنه خطر سیلاب، کاربری اراضی جهت پهنه بندی و استقرار شهرها از منظر توسعه پایدار و روش AHP و نرم افزار Arc Gis استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می دهد به طور کلی غرب محدوده مطالعه شده نسبت به شرق آن، جهت ایجاد و توسعه شهرهای ساحلی، از پایداری و پتانسیل بیشتری برخوردار است و دارای پایداری نسبتاً خوب و کاملاً خوب است. نتایج این پژوهش می تواند به توسعه پایدار سواحل مکران، استقرار بهینه شهرها، و همچنین به دولت های محلی جهت پیشرفت به سمت توسعه پایدار در شهرهای ساحلی بندری کمک کند.
تأثیر مسئولیت پذیری اجتماعی بنادر بر توسعه شهرهای ساحلی: مطالعه ای با رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مسئولیت پذیری اجتماعی بنادر بر توسعه شهرهای ساحلی انجام شده است. این مطالعه ازلحاظ هدف، کاربردی است که ازلحاظ ماهیت و شکل اجرا با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) انجام شده است. نمونه آماری در بخش کیفی شامل 13 نفر از خبرگان دانشگاهی و مدیران ارشد سازمان بنادر و دریانوردی و در بخش کمی شامل 300 نفر از کارکنان سازمان بنادر و دریانوردی است. برای گردآوری داده ها در دو بخش کیفی و کمی به ترتیب از مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه استفاده شده است. روایی پرسشنامه با روش روایی صوری-محتوایی و روایی همگرا مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن نیز با محاسبه ضریب آلفا کرونباخ و پایایی ترکیبی تأیید شد. برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا و در بخش کمی از تکنیک حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. بر اساس نتایج به دست آمده در این تحقیق مشخص شد که مسئولیت پذیری اجتماعی بنادر از چهار منظر ارتقاء معیشت ساحل نشینان، توسعه گردشگری، توانمندسازی جوامع محلی و فراهم نمودن بستر برای توسعه پایدار بر توسعه شهرهای ساحلی تأثیر می گذارد. اعتبارسنجی الگوی به دست آمده در یک مطالعه پیمایشی نشان داد که مدل پیشنهادی از اعتبار مناسبی برخوردار است. در پایان این مقاله ضمن بحث راجع به یافته های تحقیق، رهنمودهای کاربردی نیز ارائه شده است.
ریسک تغییرات اقلیمی، عملکرد تغییر اقلیم و ارزش افزوده بخش کشاورزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جهان امروز به دلیل فعالیت های گسترده و مخرب بشر جهت دستیابی به منابع بیشتر زمین با بحران تغییرات اقلیمی روبه رو است. افزایش سطح آب دریاها و اقیانوس ها، گرمایش زمین، سیل، خشکسالی و رانش زمین می تواند حیات بشر را با تهدید مواجه کند. در بین بخش های مختلف اقتصادی، بخش کشاورزی به دلیل تأمین غذای بشر دارای اهمیتی به مراتب بیشتر است. از طرف دیگر، تغییرات اقلیمی بخش کشاورزی را با تهدید جدی در تأمین غذای انسان مواجه کرده است. درنتیجه، هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تأثیر دو متغیر اقلیمی شامل ریسک تغییر اقلیم و شاخص عملکرد تغییر اقلیم بر ارزش افزوده بخش کشاورزی در 54 کشور عضو شاخص عملکرد تغییر اقلیم و به تفکیک سه گروه با عملکرد قوی (16 کشور)، عملکرد متوسط (28 کشور) و عملکرد ضعیف (10 کشور) طی دوره زمانی 2010 تا 2020 و با استفاده روش رگرسیون چندکی در داده های تابلویی است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که هر دو متغیر شاخص عملکرد تغییر اقلیم و ریسک تغییرات اقلیمی دارای تأثیر مثبت و معنی دار بر ارزش افزوده بخش کشاورزی در هر سه گروه عملکردی و در تمامی دهک ها است. این تأثیر مثبت نشان می دهد که با بهبود شرایط اقلیمی و به تبع آن کاهش تأثیرات مخرب زیست محیطی، ارزش افزوده بخش کشاورزی در کشورهای موردنظر افزایش یافته است.
طراحی الگوی شایستگی های فرماندهان پلیس با رویکرد آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظارت و بازرسی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۹
65 - 96
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از دغدغه های اصلی در فرماندهی انتظامی، انتخاب و انتصاب افراد شایسته در سمت فرماندهان آینده در پلیس می باشد. بر این اساس هدف اصلی پژوهش حاضر، طراحی الگوی شایستگی های فرماندهان پلیس با رویکرد آینده پژوهی است.روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر ماهیت داده ها آمیخته و از حیث هدف کاربردی است که در دو بخش کیفی و کمی انجام شده است. در بخش کیفی تعداد 16 نفراز مشارکت کنندگان شامل اساتید خبره، فرماندهان، مدیران بازرسی و اعضای هیأت علمی دانشگاه با روش نمونه گیری گلوله برفی، انتخاب و برای روایی این بخش از روایی محتوا، و سنجش پایایی از روش رائو و پری استفاده شد. پس از تحلیل مضمون داده ها با استفاده از نرم افزار مکس کیودا20 ، پرسشنامه محقق ساخته طراحی و در بخش کمی مورد استفاده قرار گرفت. جامعه آماری در این بخش فرماندهان و مدیران فراجا دارای جایگاه سرتیپی و بالاتر به تعداد 275 نفر می باشند که تعداد نمونه با استفاده از فرمول کوکران160نفرمحاسبه شد.نمونه گیری در این بخش به صورت تصادفی ساده و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس22 و آزمون های رگرسیون خطی چندگانه و شاخص معیار افزونگی صورت گرفت، روایی پرسشنامه با استفاده از روایی سازه و ضریب پایایی آلفای کرونباخ 76/. محاسبه شد. یافته ها: با پیاده سازی مصاحبه های انجام شده با مشارکت کنندگان، در عملیات کدگذاری، محققان به تبیین شاخص ها، مفاهیم و بعد ها پرداختند. با تحلیل محتوای مصاحبه ها در نهایت، 63 شاخص، 14 مؤلفه و 5 بعد به دست آمد.نتایج: با توجه به مقدار ضریب بتای استاندارد شده و سطح معناداری، کلیه متغیرها در شایستگی فرماندهان پلیس اثرگذار بودند. اما میزان اثرگذاری هریک متفاوت بوده، به طوری که شایستگی هوشمندی با ضریب بتای استاندارد شده 932/. در رتبه اول، شایستگی دانشی با ضریب بتای 735/. در رتبه دوم و شایستگی شخصیتی و رفتاری با ضریب بتای 725/. در رتبه سوم، قرار گرفت و به ترتیب در ادامه شایستگی امنیتی-انتظامی با ضریب بتای 681/0 و در نهایت شایستگی محیطی با ضریب بتای 557/0 به ترتیب در رتبه اثرگذاری چهارم تا پنجم قرار گرفتند."مقاله فوق در فهرست آماده انتشار می باشد"
طراحی برنامه مداخله ای حسی، حرکتی و شناختی و اثربخشی آن بر نیمرخ عصب روانشناختی کودکان مبتلا به اختلال اتیسم با عملکرد بالا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۳ پاییز (آذر) ۱۴۰۳ شماره ۱۴۱
۱۰۲-۸۹
حوزههای تخصصی:
زمینه: کودکان مبتلا به اختلال اتیسم با عملکرد بالادر نیمرخ عصب روانشناختی دچار نارسایی هستند. در این میان برنامه جامعی که جنبه های حسی، حرکتی و شناختی را پوشش داده باشد، می تواند نیمرخ عصب روانشناختی آن ها را بهبود بخشد که تاکنون چنین برنامه ای طراحی نشده است. هدف: هدف از پژوهش حاضر طراحی برنامه مداخله ای حسی، حرکتی و شناختی و اثربخشی آن بر نیمرخ عصب روانشناختی کودکان مبتلا به اختلال اتیسم با عملکرد بالا بود. روش: این پژوهش به صورت آمیخته در دو بخش کیفی و کمی انجام شد. بخش کیفی از نوع طراحی و اعتباریابی برنامه و بخش کمی شامل طرح نیمه آزمایشی از نوع گروه گواه نامعادل بود. جامعه بخش کیفی شامل مجموعه آثار منتشر شده و تمامی متخصصان بوده که براساس کلیدوازه ها محتوا انتخاب و تحلیل محتوا انجام شد و برای اعتباریابی برنامه 10 متخصص به صورت هدفمند انتخاب شد. جامعه آماری بخش کمی شامل تمامی کودکان مبتلا به اختلال اتیسم با عملکرد بالا مراکز توانبخشی شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1401 بود. 20 آزمودنی، به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه گواه و آزمایش (هرگروه 10 نفر) جای دهی شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه عصب روانشناختی کانرز، 2004 ) بود. گروه آزمایش در 12 جلسه 40 دقیقه ای برنامه مداخله ای را دریافت کرد. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری و تک متغیری با استفاده از نسخه 26 نرم افزار SPSS تحلیل شد. یافته ها: برنامه مداخله ای حسی، حرکتی و شناختی موجب بهبود نیمرخ عصب روانشناختی کودکان مبتلا به اختلال اتیسم با عملکرد بالا در مؤلفه سرعت پردازش (۰1/0 >P)، کارکردهای اجرایی (۰۵/0 >P) و حافظه (۰۵/0 >P) شده است. نتیجه گیری: مداخله طراحی شده در این پژوهش به عنوان یک مداخله چند بعدی که همزمان جنبه های حسی، حرکتی و شناختی را در برمی گیرد، می تواند نیمرخ عصب روانشناختی کودکان مبتلا به اختلال اتیسم با عملکرد بالا را بهبود بخشد.
اثربخشی درمان تک جلسه راه حل محور بر میزان شفقت به خود، بخشایشگری و تعارض زناشویی زنان متأهل: مطالعه تک آزمودنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: شفقت به خود به میزان احساس دلسوزی نسبت به خود در مواجهه با نقص ها اشاره دارد و با کاهش اضطراب و افزایش رضایت از زندگی مرتبط است. مطالعات نشان داده اند که درمان های مختلف روانشناختی می توانند بر میزان شفقت به خود، بخشایشگری و تعارض زناشویی زنان متأهل مؤثر باشند. اما خلاء پژوهشی در حوزه ی درمان تک جلسه راه حل محور و همچنین مسائل روانشناختی زنان متأهل وجود دارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان تک جلسه ای راه حل محور روی میزان شفقت به خود، بخشایشگری و تعارض زناشویی زنان متأهل انجام شد. روش: روش پژوهش کاربردی و به روش طرح آزمایشی تک آزمودنی و از نوع خط پایه چندگانه (ABA) انجام شد. جامعه پژوهش را تمام زنان متأهل دارای تعارض زناشویی شهر تهران در سال 1402 تشکیل دادند. نمونه گیری پژوهش از طریق فراخوان و به صورت داوطلبانه انجام شد. پس از بررسی ملاک های ورود به پژوهش، در نهایت پنج نفر انتخاب و وارد مراحل خط پایه، مداخله و پیگیری شدند. شرکت کنندگان در این مراحل پرسشنامه شفقت به خود (نف، ۲۰۰۳) و پرسشنامه بخشش رنجش خاطر زناشویی (پالیری و همکاران، 2009) و پرسشنامه تعارضات زناشویی (ثنایی و همکاران، 1387) را تکمیل کردند. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که درمان تک جلسه راه حل محور بر افزایش میانگین شاخص درصد بهبودی شفقت به خود و بخشایشگری، همچنین کاهش میانگین شاخص درصد بهبودی تعارض زناشویی زنان متأهل در سطح معناداری 05/0 مؤثر بوده است. نتیجه گیری: تغییرات میانگین درصد بهبودی برای مداخله درمان تک جلسه راه حل محور بیانگر آن بود که این درمان می تواند منجر به تغییر ات فوری در میزان شفقت به خود، بخشایشگری و تعارض زناشویی زنان متأهل شود. از نظر کاربردی، این یافته ها می توانند به مشاوران و روانشناسان کمک کنند تا از روش های کارآمدتر و مؤثرتری برای مداخله در مشکلات زناشویی استفاده کنند.
مدل یابی جهت گیری ازدواج بر اساس سرمایه های روانشناختی و نگرش به روابط قبل از ازدواج با میانجی گری خانواده دوستی دانشجویان مجرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۳ زمستان (اسفند) ۱۴۰۳ شماره ۱۴۴
۲۱۴-۱۹۵
حوزههای تخصصی:
زمینه: جهت گیری ازدواج، سنجش نگرش خوش بینانه یا بدبینانه ی افراد به مسأله ازدواج است. از عوامل تأثیرگذار بر جهت گیری جوانان به ازدواج، می توان به روابطی که افراد قبل از ازدواج با دیگران دارد و همچنین سرمایه های روانشناختی آن ها اشاره کرد. در مطالعات گذشته خانواده دوستی نیز به عنوان یکی از عوامل مؤثر شناسایی شده است ولی تاکنون مدلی برای جهت گیری ازدواج براساس روابط میان این مؤلفه ها ارائه نشده است. هدف: هدف پژوهش حاضر مدل یابی جهت گیری ازدواج براساس سرمایه های روانشناختی و نگرش به روابط قبل از ازدواج با میانجی گری خانواده دوستی بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان مجرد دانشگاه های آزاد اسلامی استان اصفهان بودند که باتوجه به تعداد متغیرهای پژوهش و روش های آماری مرسوم به روش تصادفی طبقه ای تعداد 500 نفر نمونه (303 دختر و 197 پسر) به پرسشنامه های جهت گیری ازدواج (گوانجی، 1399)، سرمایه روانشناختی (لوتانز، 2007)، نگرش به روابط قبل از ازدواج (کردلو، 1380) و خانواده دوستی (هاشمی گرم دره، 1398) پاسخ دادند. داده های پژوهش نیز از طریق دو نرم افزار اس پی اس اس و ایموس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: یافته ها حاکی از آن است که از مجموع متغیرهای پیش بین و میانجی، خوشبینی، تاب آوری و خودکارآمدی و نیز خانواده دوستی دارای ارتباط مستقیم با جهت گیری ازدواج هستند (05/0 >P). همچنین سرمایه های روانشناختی و نگرش به روابط قبل از ازدواج می توانند از طریق متغیر خانواده دوستی، جهت گیری ازدواج را پیش بینی کنند (05/0 >P). نتیجه گیری: باتوجه به نتایج به دست آمده می توان گفت هرچه میزان سرمایه های روانشناختی و خانواده دوستی دانشجویان بالاتر باشد، جهت گیری خوش بینانه تری به ازدواج خواهند داشت. نظر به نتایج، متغیر خانواده دوستی نقش میانجی گری مهم و مؤثری در ارتباط بین سرمایه روانشناختی و نگرش به روابط قبل از ازدواج با جهت گیری ازدواج ایفا می کند.
تأثیرات متقابل فرد و جامعه از دیدگاه آیت الله مصباح یزدی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث محوری در جامعه شناسی، نحوه ارتباط فرد با جامعه در متن اجتماع و در موقعیت انضمامی است. روان شناسان اجتماعی و جامعه شناسان خرد نگر و قائلان به فردگرایی روش شناخت یک سویه، از تأثیر فرد بر جامعه سخن می گویند. جامعه شناسان ساختارگرا و قائلان به اصالت و تقدم جامعه بر فرد نیز یک سویه و منحصراً از تأثیر جامعه بر فرد سخن می گویند. نظریه پردازان تلفیقی از تعامل فرد و جامعه، یا عاملیت و ساختار در عرصه های گوناگون حیات اجتماعی سخن می گویند. استاد مصباح به رغم اعتقاد به اصالت فرد و اعتباریت جامعه، در موضعی شبیه تلفیقی ها معتقد است: نه فرد یکسره از جامعه متأثر است و نه جامعه یکسره از فرد متأثر، بلکه باید از تأثیر متقابل فرد و جامعه سخن گفت. به همین سبب، بحث «ارتباط فرد و جامعه» را در دو بخش جداگانه، ذیل عناوین «تأثیر جامعه بر فرد» و «تأثیر فرد بر جامعه» مطرح ساخته است. این نوشتار درصدد است تا موضع ایشان را در این خصوص در مقایسه با سایر اندیشمندان توضیح دهد. روش نوشتار تحلیل محتوای مباحث مندرج در کتاب «جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن» است که در میان آثار استاد، به صورت انحصاری به این بحث وارد شده است.
تعریف سه جزئی ابن سینا از معرفت؛ عدول یا پایبندی به تعریف چهارجزئی فارابی؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۸۳)
59 - 77
حوزههای تخصصی:
مسئله تعریف «معرفت»، از مهم ترین و در عین حال پرچالش ترین مسائل در طول تاریخ دانش «معرفت شناسی» است. فارابی با تأثیرپذیری فراوان از نظام شناخت شناسی افلاطون، به ویژه در رساله های «تئتتوس»، «منون»، «جمهور»، «اوتیفرون» و «فایدون» معرفت ممکن و مطلوب در حوزه جهان بینی و گزاره های نظری و غیر بدیهی را «معرفت یقینی» می داند. تعریف وی از «معرفت یقینی» یا همان «یقین منطقی بالمعنی الأخص» مشتمل بر چهار رکن «اعتقاد جازم صادق ثابت» است. تقریباً تمام فیلسوفان، منطق دانان و معرفت شناسان مسلمان، اعم از قدما، متأخران و معاصران تعریف فوق را پذیرفته و در تثبیت و تکمیل آن اهتمام ورزیده اند. اما در این میان، ابن سینا با ذکر نکردن قید «صدق»، ظاهراً به ارائه «تعریفی سه جزئی» از معرفت روی آورده است. درباره وجه فقدان مقوّم «صدق» در تعریف ابن سینا از «معرفت»، به طور کلی دو فرضیه قابل تصور است: انصراف و عدول، یا التزام و پایبندی وی به تعریف مشهور. محققان عرصه فلسفه و معرفت شناسی فرضیه دوم را پذیرفته و به منظور اثبات مدعای خود، دست کم دو تفسیر و توجیه مطرح کرده اند. در تحقیق حاضر با قبول فرضیه دوم، دلایل سایر صاحب نظران طرح، نقد و ابطال گشته و سپس تفسیر بدیع سومی مطرح شده و با استناد به چهار قرینه از آثار خود ابن سینا، مدعای اصلی ( یعنی التزام و باورمندی ابن سینا به همان تعریف چهارجزئی فارابی و مشهور فلاسفه و صوری تلقی شدن تغییر وی به خاطر انتفای مؤلفه «صدق» در تعریف معرفت ) اثبات شده است.
تحلیلی بر ﻣﻌﺎﻧﯽ «واﻗﻊﮔﺮاﯾﯽ» و «ﻧﺴﺒﯽﮔﺮاﯾﯽ» و ﻧﻘﺪی ﺑﺮ اﺧﻼق ﻧﺴﺒﯽ ﺑﺮ اﺳﺎس ﻧﻈﺮﯾﻪ «اﻋﺘﺒﺎرﯾﺎت» ﻋﻼﻣﻪ ﻃﺒﺎﻃﺒﺎﺋﯽ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۸۳)
99 - 114
حوزههای تخصصی:
بررسی معانی مختلف واقع گرایی و نسبی گرایی اخلاقی نشان میدهد، نه هر واقع گرایی مثبت است و نه هر نسبی گرایی منفی. واقع گرایی دو معنای وجود شناختی و معرفت شناختی دارد، همانطور که نسبی گرایی در بحث وجودشناختی و معرفت شناسی مطرح میشود. چنانکه اعتباری نیز دست کم چهار معنا دارد: اعتباری در مقابل حقیقی، اعتباری در مقابل اصیل، اعتباری به معنای موجود وابسته و اعتباری به معنای اعتباریات عملیه. اگر چه نظریه اعتباریات علامه طباطبایی یکی از معانی نسبی گرایی محسوب میشود ولی باید توجه داشت چون ناظر به بحث وجودشناختی و علت و معلول بوده، پس بی ارتباط با اخلاق نسبی است، حتی اگر آن را در بحث معرفت شناسی هم وارد کنیم، از آنجا که اعتباریات با واقعیتی به نام کمال و سعات انسان یا همان قرب به خدا ارتباط برقرار میکند، به طوری که همه افعال اختیاری انسان اگر مطابق با کمال واقعی بوده باشد ارزشمند خواهند بود و این دانش نیز در فطرت همه انسانها به عنوان یک شناخت اصیل، عمومی و ثابت، وجود دارد، در زمره واقع گرایان قرار خواهد گرفت زیرا با دقت در معانی واقع گرایی و نسبی گرایی و نیز با توجه به نظریه اعتباریات علامه طباطبایی، میتوان گفت اعتباریات ایشان، از قبیل اعتباریات محض نیست بلکه ریشه در واقعیت دارد.
واکنش های نامتقارن مؤلفه جهش حق الزحمه غیرعادی حسابرسی به تغییرات وضعیت اعتباری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۳۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
492 - 518
حوزههای تخصصی:
هدف: ادبیات زیادی در خصوص حق الزحمه های غیرعادی حسابرسی وجود دارد؛ اما هنوز عوامل تعیین کننده آن در ادبیات حسابداری و حسابرسی معاصر، کمابیش ناشناخته باقی مانده است. حق الزحمه حسابرسی توجه زیادی از تدوین کنندگان استاندارد، سرمایه گذاران و محققان را به سمت خود جلب کرده است. با توجه به نتایج پژوهش های اخیر، این دیدگاه به وجود آمده است که امروزه، نقش حق الزحمه حسابرسی غیرعادی در کیفیت گزارش های حسابرسی چالش برانگیز شده است و وضعیت اعتباری به طور چشمگیری بر حق الزحمه های حسابرسی غیرعادی تأثیرگذار است. هدف از این پژوهش، بررسی واکنش های نامتقارن مؤلفه جهش حق الزحمه حسابرسی غیرعادی، به تغییرات وضعیت اعتباری است.روش: بر اساس چگونگی گردآوری داده ها، پژوهش حاضر از نوع پژوهش های توصیفی است. پژوهش های توصیفی برای شناخت بیشتر شرایط موجود یا به منظور یاری رساندن به فرایند تصمیم گیری اجرا می شوند. با توجه به دسته بندی های مختلف پژوهش های توصیفی، پژوهش حاضر از نوع هم بستگی است و در دوره زمانی ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۱ اجرا شده است. داده های ۱۲۰ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران جمع آوری و برای آزمون فرضیه های پژوهش استفاده شده است. در نهایت، به منظور بررسی و تحلیل فرضیه های مطرح شده مطابق با مبانی نظری، از رویکرد رگرسیون استفاده شده است.یافته ها: تجزیه وتحلیل نتایج آماری این پژوهش نشان می دهد که آزمون فرضیه اول پژوهش مبنی بر تأثیر مثبت و معنادار کاهش وضعیت اعتباری بر حق الزحمه های غیرعادی حسابرسی رد نشده است. فرضیه دوم این گونه مطرح شد که کاهش (افزایش) وضعیت اعتباری تأثیر مثبت (منفی) و معناداری بر بخش تغییرپذیر (کوتاه مدت) حق الزحمه غیرعادی حسابرسی دارد که بر اساس نتایج، این فرضیه رد نشده است. فرضیه سوم پژوهش مبنی بر تأثیر معنادار ریسک ورشکستگی بر ارتباط بین کاهش (افزایش) وضعیت اعتباری و بخش تغییرپذیر (کوتاه مدت) حق الزحمه غیرعادی حسابرسی، رد نشده است. در نهایت، بر اساس نتایج، ریسک تحریف با اهمیت تأثیر معناداری بر ارتباط بین کاهش (افزایش) وضعیت اعتباری و بخش تغییرپذیر (کوتاه مدت) حق الزحمه غیرعادی حسابرسی دارد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش می توان بیان کرد که با افزایش دست کاری سود توسط صاحب کاران، وضعیت اعتباری شرکت ها کاهش یافته است و حسابرسان برای صاحب کارانی که تحریف، احتمال تقلب بالا و کیفیت سود پایینی دارند، تلاش بیشتری انجام می دهند و در نتیجه، حق الزحمه های بیشتری دریافت می کنند. در همین راستا، کاهش وضعیت اعتباری می تواند نشان دهنده مشکلات، محدودیت مالی و ریسک ورشکستگی در آینده باشد. در نهایت، کیفیت سود بالاتر، باعث جلب نظر سرمایه گذاران به منظور تأمین مالی بیشتر خواهد شد.
پیشایندهای اعتماد در پلتفرم های اقتصاد اشتراکی: اولویت بندی با استفاده از روش بهترین- بدترین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
856 - 887
حوزههای تخصصی:
هدف: اقتصاد اشتراکی شکل جدیدی از کسب وکارهاست که از طریق آن، افراد دارایی های خود را به اشتراک می گذارند. به دیگر سخن، اقتصاد اشتراکی امکان دسترسی به دارایی های خود را برای دیگران فراهم می کند. در بعضی از مواقع، این دسترسی به صورت موقت یا حتی به عنوان راهی برای فروش محصولات و خدمات خود به دیگران در نظر گرفته می شود. این به اشتراک گذاری دارایی ها توسط مصرف کنندگان، به طور معمول در پلتفرم های آنلاین صورت می گیرد. با توجه به رشد روزافزون کسب وکارهای اقتصاد اشتراکی، اعتماد مهم ترین مسئله ای است که شرکت های فعال در این زمینه با آن درگیر هستند. به بیان دیگر، این کسب وکارها به ارتباطات گسترده مبتنی بر اعتماد بین کاربران و ارائه دهندگان خدمات نیاز دارند. بیشتر افراد در این کسب وکارها با یکدیگر آشنایی ندارند و این مسئله ای است که چالش هایی را بر سر راه کسب وکارهای اقتصاد اشتراکی ایجاد می کند. بدین منظور، پژوهش حاضر با هدف شناسایی پیشایندهای اعتماد در اقتصاد اشتراکی صورت گرفته است.روش: پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد ترکیبی اکتشافی، طی دو مرحله اجرا شده است. پس از شناسایی موضوع و تعیین مسئله مورد مطالعه، اولین مرحله از اجرای تحلیل محتوای کیفی، تعیین نمونه است که در عین حال مرحله دوم از فرایند تحلیل محتوا محسوب می شود. برای انتخاب نمونه یا مقاله ها، از روش مرور نظام مند استفاده شد. ابتدا سؤال «پیشایندهای اعتماد در اقتصاد اشتراکی کدام اند؟» به عنوان سؤال پژوهش مشخص شد. در مرحله بعد، مقاله های منتشرشده در مجله های علمی و پایگاه های داده گوناگون، همچون گوگل اسکالر، اسکپوس، امرالد و ساینس دایرکت، بین سال های ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۳ جست وجو شد. این جست وجو با استفاده از کلیدواژه های اعتماد، اقتصاد اشتراکی و اعتماد در اقتصاد اشتراکی صورت گرفت که در نهایت، تعداد ۷۳۰ مقاله جمع آوری شد. پس از بررسی مقاله های مختلف، ۴۳۸ مقاله از نظر عنوان، ۱۹۲ مقاله از نظر چکیده و ۴۰ مقاله از نظر متن و محتوا رد شدند و در نهایت، ۶۰ مقاله از مجله های علمی معتبر و کنفرانس های بین المللی برای تحلیل باقی ماند. شایان ذکر است که انتخاب و جست وجوی مقاله ها تا آنجا ادامه یافت که برای پژوهشگران مسجل شد که با بهره گیری از مقاله های بیشتر، پیشایند جدیدی به عنوان پیشایند اعتماد در اقتصاد اشتراکی به دست نمی آید. پس از انتخاب مقاله ها، فرایند تحلیل محتوای کیفی آغاز شد. در این گام، پس از انتخاب واژه و جمله به عنوان واحدهای معنایی، هر مقاله دو بار توسط پژوهشگران بررسی و مرور شد. پس از شناسایی پیشایندها، برای تشکیل مقوله های فرعی و اصلی، کدهایی که مفاهیم یکسانی داشتند، در قالب یک مقوله فرعی با نامی مشخص قرار گرفتند. در نهایت مقوله های فرعی که مفاهیم یکسانی داشتند، در قالب یک مقوله اصلی دسته بندی و نام گذاری شدند. در خصوص روایی مربوط به مقوله بندی، دستورالعمل کدگذاری و مقوله بندی تدوین شد و در اختیار دو استاد متخصص قرار گرفت و پس از دریافت نظرهای آن ها، اصلاحات لازم اِعمال شد. سپس در مرحله دوم، برای اولویت بندی مقوله ها، از روش بهترین بدترین (BWM)، به عنوان یک روش تصمیم گیری چند معیاره، استفاده شد. از همین رو، پرسش نامه بهترین بدترین تهیه و برای ۱۰ نفر از خبرگان حوزه اقتصاد اشتراکی ارسال شد. این افراد از طریق روش گلوله برفی انتخاب شدند. در نهایت، به کمک نرم افزار اکسل، داده های حاصل از پرسش نامه بهترین بدترین تجزیه وتحلیل شد.یافته ها: پس از بررسی های صورت گرفته، ۲۶ شاخص به عنوان پیشایندهای اعتماد در اقتصاد اشتراکی شناسایی و در گام بعد، پیشایندهای شناسایی شده به ۶ مقوله اصلی دسته بندی شد. مقوله های شناسایی شده عبارت اند از: ارزش های پیشنهادی پلتفرم (ارزش های اجتماعی، ارزش های فرهنگی)، تجربه برند (تجربه کاربر، شخصی سازی خدمات)، ادراکات اخلاقی مصرف کنندگان (امنیت پلتفرم، حفاظت از کاربران، شفافیت)، کیفیت ادراک شده (کیفیت خدمات)، برندسازی پلتفرم (شخصیت برند، قدرت برند) و قابلیت های پلتفرم (قابلیت های فنی، قابلیت اطمینان).نتیجه گیری: نتایج تجزیه وتحلیل نشان داد که از بین مقوله های شناسایی شده برای پیشایندهای اعتماد در اقتصاد اشتراکی، برندسازی پلتفرم، مهم ترین مقوله و ادراکات اخلاقی مصرف کنندگان، کم اهمیت ترین مقوله است. در نهایت، پس از ارائه محدودیت های پژوهش و پیشنهادهایی برای پژوهشگران بعدی، برای فعالان حوزه کسب وکار اقتصاد اشتراکی، توصیه هایی ارائه شده است.
اثربخشی کلاس درس معکوس مبتنی بر بارشناختی بر یادگیری خود تنظیم دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۵
101 - 113
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه کسب مهارت های لازم برای یادگیری خودتنظیم یکی از اهداف برنامه های آموزشی به شمار می آید و تبدیل "یاددهی" به "یادگیری" امری ضروری تلقی می شود؛ بنابراین محیط های آموزشی باید به طورجدی بر اهمیت کسب این مهارت ها تأکید نمایند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی کلاس درس معکوس مبتنی بر بار شناختی بر یادگیری خودتنظیم دانشجویان انجام گرفت.روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی، از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دختر کارشناسی رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان چابهار در نیمسال اول سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 402 نفر بودند. انتخاب نمونه موردنیاز پژوهش به صورت هدفمند از میان دانشجویانی که واحد درسی پژوهش و توسعه حرفه ای را اخذ کرده بودند انجام شد و با روش قرعه کشی در گروه های آزمایش و کنترل (30 نفر گروه آزمایش و 30 نفر گروه کنترل) جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه یادگیری خودتنظیم Pintrich and De Groot (1990) استفاده شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند.یافته ها: یافته ها نشان داد بین میانگین نمرات پس آزمون و پیگیری یادگیری خودتنظیم در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی داری وجود دارد. بدین معنی که آموزش به شیوه کلاس درس معکوس مبتنی بر بار شناختی تأثیر مثبتی بر یادگیری خودتنظیم دانشجویان داشته است (05/0 p<). با توجه به یافته های این تحقیق می توان نتیجه گرفت کلاس درس معکوس مبتنی بر بار شناختی می تواند در افزایش یادگیری خودتنظیم دانشجویان مؤثر باشد.نتیجه گیری: درنتیجه به کار بردن این شیوه آموزشی در دانشگاه ها می تواند کلاس های درس را فراگیرمحور کند و دانشجویان را ترغیب نماید تا در یادگیری خود فعال باشند.









