مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴٬۸۸۱ تا ۴۴٬۹۰۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
منبع:
Journal of Emerging Technologies in Accounting, Auditing and Finance,Vol. ۲, No ۴, Winter ۲۰۲۴
37-49
حوزههای تخصصی:
Objectives: This study investigates the effect of financial risk reporting on stock returns, with a focus on the moderating role of product market competition among firms listed on the Tehran Stock Exchange. It aims to demonstrate how competitive pressure can enhance voluntary disclosure and improve investor confidence in financial information. Methodology/Design/Approach: The research employs a causal-correlational design. A sample of 120 firms was selected from listed firms using the systematic elimination method. The study covers the period from 2015 to 2019. Financial risk reporting was assessed through content analysis of annual reports, while product market competition was measured using industry-based concentration ratios. Hypotheses were tested using multivariate regression models. Findings: The findings indicate that product market competition significantly increases the extent of financial risk disclosure. Furthermore, financial risk reporting has a significant positive effect on stock returns. Importantly, product market competition also moderates the relationship between financial risk reporting and stock returns, strengthening the impact of disclosure on market performance. Innovation: This study contributes to the literature on voluntary disclosure by highlighting the strategic role of product market competition in shaping firms’ disclosure behavior and its implications for stock returns. It provides empirical evidence from an emerging market context, emphasizing the value of transparency under competitive pressure.
تعیین اثربخشی برنامه آموزشی شیوه های حل تعارض بر اساس رویکرد یکپارچه نگر السون بر راهبردهای حفظ ارتباط و پرخاشگری ارتباطی پنهان در زوجین با طلاق عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پویایی روانشناختی در اختلال های خلقی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵ (مجموعه مقالات رفتار و ذهن)۵
14-25
حوزههای تخصصی:
دف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزشی شیوه های حل تعارض بر اساس رویکرد یکپارچه نگر السون بر راهبردهای حفظ ارتباط و کاهش پرخاشگری ارتباطی پنهان در زوجین دچار طلاق عاطفی انجام شد. روش شناسی: پژوهش حاضر به روش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه و با استفاده از گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری شامل زوجین دچار طلاق عاطفی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران بود. تعداد 30 زوج به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند (15 زوج در هر گروه). گروه آزمایش در 10 جلسه برنامه آموزشی شیوه های حل تعارض بر اساس رویکرد یکپارچه نگر السون شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای گردآوری داده ها شامل مقیاس راهبردهای حفظ ارتباط و مقیاس پرخاشگری ارتباطی پنهان بود که در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری اجرا شد. یافته ها: نتایج نشان داد که میانگین نمرات راهبردهای حفظ ارتباط در گروه آزمایش به طور معناداری از پیش آزمون تا پس آزمون و پیگیری افزایش یافت (001/0>P)، در حالی که در گروه کنترل تغییر معناداری مشاهده نشد. همچنین، پرخاشگری ارتباطی پنهان در گروه آزمایش به طور معناداری کاهش یافت (001/0>P)، در حالی که در گروه کنترل تغییرات معناداری مشاهده نشد. این تغییرات در مرحله پیگیری نیز پایدار باقی ماند. نتیجه گیری: برنامه آموزشی شیوه های حل تعارض بر اساس رویکرد یکپارچه نگر السون به طور معناداری باعث بهبود راهبردهای حفظ ارتباط و کاهش پرخاشگری ارتباطی پنهان در زوجین دچار طلاق عاطفی شد. نتایج حاکی از اثربخشی این برنامه در بهبود کیفیت روابط زناشویی و کاهش تعارضات است.
Effectiveness of Solution-Focused Couples Therapy on Psychological Well-being and Distress Tolerance among Couples(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The current study aimed to investigate the effectiveness of solution-focused couples therapy on psychological well-being and distress tolerance. Methods: This was a quasi-experimental study using a pre-test and post-test design with a control group and a follow-up phase. The population consisted of all couples attending counseling centers in Tehran during the last two months of the year 2021. A sample of 30 couples was selected using convenience sampling and randomly assigned to an experimental group (15 couples) and a control group (15 couples). The research instruments included the Ryff Psychological Well-being Scale (1988) and the Simons and Gaher Distress Tolerance Scale (2005). The experimental group received eight sessions of McDonald's (2007) solution-focused training in a group setting, whereas the control group received no intervention. Data were analyzed using covariance analysis with SPSS software version 21. Findings: The results showed that solution-focused couples therapy had a significant effect on the dimensions of psychological well-being (F = 15.78, p = .001) and distress tolerance (F = 12.00, p = .001); these effects were maintained during the follow-up phase (p < .001). Conclusion: Given the results, therapists can employ solution-focused couples therapy to enhance psychological well-being and distress tolerance among couples, which significantly affects the stability and strength of families.
معیار گذاری تفسیر به حق و عدالت در فرآیندهای رسیدگی در پرتو آموزهای حقوق کیفری
منبع:
دانش انتظامی سمنان دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۳
84 - 99
حوزههای تخصصی:
تفسیر قوانین کیفری بر اساس حق و عدالت یکی از اصول اساسی در فرآیندهای رسیدگی قضایی است. اینجا به بررسی معیارهای تفسیر قوانین کیفری در چارچوب آموزه های حقوقی می پردازد و تأکید می کند که تفسیر قوانین باید به گونه ای انجام شود که عدالت ماهوی و حقوق اساسی افراد را تضمین کند. از جمله معیارهای کلیدی در این زمینه می توان به تفسیر مضیق قوانین کیفری، رعایت اصل قانونی بودن جرائم و مجازات ها، توجه به اهداف تقنینی و تطبیق قوانین با ارزش های حقوق بشری اشاره کرد.نتایج نشان می دهد که تفسیر قوانین کیفری باید بر اساس منطق حقوقی و اصول عدالت محور صورت گیرد و از سوءاستفاده از قدرت تفسیری جلوگیری شود. همچنین، تفسیر پویا و انعطاف پذیر قوانین با توجه به تحولات اجتماعی و فرهنگی، از دیگر معیارهای مهم در این فرآیند است. در نهایت، مقاله نتیجه می گیرد که تفسیر قوانین کیفری در پرتو آموزه های حقوقی باید به گونه ای باشد که حقوق متهمان، حقوق قربانیان و منافع عمومی را به طور متوازن تأمین کند و به تحقق عدالت کیفری کمک نماید.
مقایسه اثرات شدت و نوع انقباضات ارادی ایستا و پویا بر توان بی هوازی بازیکنان والیبال
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثرات شدت و نوع انقباضات ارادی بر توان بی هوازی بازیکنان مرد جوان والیبال قم بود. روش: این تحقیق به صورت نیمه تجربی، و با طرح متقاطع و کاربردی، روی 12 نفر از بازیکنان مرد جوان والیبال قم، با حداقل دو سال سابقه فعالیت ورزشی انجام شد. نمونه های مورد مطالعه، در پنج روز متفاوت، به صورت تصادفی یکی از پروتکل های گرم کردن، گرم کردن و اجرای سه ست چهار ثانیه ای نیم اسکات ایستا با شدت 85 درصد 1RM و با شدت 50 درصد 1RM؛ گرم کردن و اجرای چهار ست چهار تکراره پرش عمودی با اعمال بار 6 درصدی 1RM توسط جلیقه وزنه و با اعمال بار 3 درصدی 1RM توسط جلیقه وزنه را اجرا کردند. پس از گذشت هفت دقیقه و سی ثانیه متعاقب اجرای پروتکل ها، از آزمودنی ها، آزمون وینگیت به عمل آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون آنوا با اندازه گیری تکراری استفاده شد و برای مقایسه دو به دوی پروتکل ها، از آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد، توان بی هوازی بین تأثیرات شدت بالا و پایین انقباضات ارادی ایستا (85 و 50 درصد 1RM) و پویا (6 و3 درصد 1RM جلیقه وزنه)، با گرم کردن عمومی، تفاوت معنی داری وجود دارد؛ این تفاوت در آزمون پروتکل 3 درصد جلیقه وزنه، در مقایسه با گرم کردن عمومی، معنادار است. نتیجه گیری: نتایج این تحقیق در عملکرد سرعت حرکت با بار جلیقه وزنی 3 درصد، باعث افزایش قابل توجه فاکتور توان بی هوازی شده است. بیشترین کارایی این پروتکل ها در فاکتورهای آمادگی جسمانی توان بی هوازی (توابع قدرت و سرعت)، قابل مشاهده است.
Interpretive Awards in Iranian and International Arbitration Law: Lessons from the Iran-United States Claims Tribunal(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Notwithstanding the explicit provision for interpretive awards under Article 32 of Iran’s Law on International Commercial Arbitration, their application in domestic arbitration remains contentious. However, their existence may be inferred from instruments such as Article 9 of the 2022 Arbitration Fee Regulations. The absence of a comprehensive definition for interpretive awards has perpetuated conceptual confusion and facilitated their misuse as substitutes for revision procedures—a problematic tendency that, when considered alongside the significant benefits of properly utilized interpretive awards, underscores the critical importance of precisely understanding this legal mechanism. Interpretive awards must be conceptualized within established legal frameworks including res judicata and functus officio. Crucially, such awards address only those ambiguities arising from either drafting deficiencies or divergent party interpretations, rendering them fundamentally distinct from supplementary or corrective awards. In international law, interpretive awards appear in various instruments including the 1976 UNCITRAL Rules (which govern the Iran-U.S. arbitration agreement). International practice demonstrates that valid interpretation requests must satisfy specific criteria: (1) demonstration of genuine ambiguity; (2) pursuit of clarification rather than substantive modification; (3) direct relevance to the award’s scope; and (4) grounding in established factual circumstances. Proper requests should additionally include: (a) the ambiguous text; (b) explanation of the ambiguity; and (c) the parties’ conflicting interpretations. The jurisprudence of the Iran-U.S. Claims Tribunal confirms that failure to meet these requirements has resulted in uniform rejection of interpretation requests.
شروط وجود المصنف الجماعی ومقارنته مع المصنف المشترک "دراسه مقارنه"
حوزههای تخصصی:
وضع المشرع العراقی فی قانون حق المؤلف رقم (3) لسنه 1971م والتشریعات محل المقارنه ضوابط وشروط لتحدید معالم المصنفات الجماعیه والمشترکه، إلّا أنّ تحدیدها لم یکن کافیاً للتفریق بینهما، وقد أدّى ذلک إلى تناقض فی المعاییر المعتمده بتلک التشریعات فضلاً عن المعاییر الفقهیه، على الرغم من أنّ التمییز بینهما یعدّ من الأمور المهمّه نظراً للخلط الذی یمکن أن یحدث بین الاثنین بسبب صعوبه حصر المصنفات التی تدخل فی عداد أی منهما، فضلاً عن المنازعات التی تحدث بسبب اعتراض المؤلفین المشارکین على انتماء مصنّفهم إلى فئه معینه من کلا المصنفین بهدف الاستفاده من الحقوق والمزایا التی تتوفر لکل مصنّف، ولاستجلاء تلک الشروط سنقسم البحث الى مبحثین نعقد أوّلهما لشروط وجود المصنف الجماعی، ونوضح فی ثانیهما شروط وجود المصنف المشترک لنصل بعد ذلک لخاتمه نبرز فیها نتائج المقارنه بین تلک الشروط.
معنای حکمت و اقسام آن
منبع:
مطالعات اخلاقی سال اول بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
51 - 72
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با اشاره به معانی مختلف حکمت مانند جمع میان علم و عمل، به معنای اصطلاحی آن که «دانش فلسفی » است پرداخته ایم. «حکمت عملی» به عنوان جزئی از این دانش فلسفی، ماهیت اکتشافی دارد و دلالتی بر التزام اخلاقی ندارد. ممکن است کسی حکیم عملی به این معنا باشد، ولی حیات اخلاقی نداشته باشد. معنای حکمت عملی در نظر فیلسوفان مختلف توضیح داده شده است و سپس با توجه به بیان برخی از فیلسوفان مسلمان که حکمت نظری را مربوط به «هست ها» و حکمت عملی را مربوط به «باید ها» می دانند، به امکان تفسیر آن در پرتو مسئلهٔ «باید و هست» هیوم پرداخته شده است. این امکان رد شده و بر ماهیت شناختیِ اخلاق تأکید شده است. در پایان نسبت «عقل عملی» به مثابه یک قوّهٔ ادراکی و «حکمت عملی» به مثابه یک دانش فلسفی بررسی شده است تا این اشتباه که این حکمت عملی لزوماً نتیجه «عقل عملی» است رفع شود.
ارائه یک مدل بهینه BMS با بهره گیری از شبیه ساز مصرف انرژی در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انرژی ایران دوره ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۹۱)
51 - 66
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش شناخت تأثیر سیستم BMS با بهره گیری از شبیه ساز مصرف انرژی در جهت افزایش راندمان انرژی ساختمان است. در این پژوهش روش تحقیق تجربی از نوع شبیه سازی با استفاده از نرم افزار دیزاین بیلدر استفاده شد. در این راستا ابتدا ساختمانی سه طبقه به همراه یک طبقه زیرزمین در استان تهران منطقه فرودگاه مهرآباد در نرم افزار دیزاین بیلدر طراحی شد. سپس اتلاف انرژی از دیوارهای خارجی ساختمان بر اساس داده های پیش فرض نرم افزار بررسی گردید. نتایج نشان داد که با تغییراتی بر اساس طرح مورد نظر متشکل از پنج لایه از خارج به داخل سنگ تراوتن به ضخامت 20 سانتی متر، سیمان سیلیکافوم به ضخامت 20 سانتی متر، بلوک آجری به ضخامت 10 سانتی متر، عایق پلی استایرن به ضخامت 8 سانتی متر، لایه گچی به ضخامت 3/1سانتی متر میزان اتلاف انرژی از دیوارها را تا میزان46/3- کیلووات کاهش داد. ضمناً استفاده از شیشه های هوشمند الکتروکرومیک میزان اتلاف انرژی را از 05/8- به 76/4- نسبت به شیشه های معمولی کاهش داد. لذا می توان گفت که با بهره گیری از مصالح هوشمند در ساختمان سه طبقه، میزان اتلاف انرژی در ساختمان مد نظر از 48/233 کیلووات در ساعت به 15/81 کیلووات در ساعت کاهش پیدا می کند.
برنامه ریزی استراتژیک در جهت تاب آوری سکونتگاه های روستایی حریم شهری(مطالعه موردی: روستاهای واقع در حریم شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق کوهستانی سال ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
177 - 196
حوزههای تخصصی:
از آنجا که آسیب پذیری اجتماعات روستایی یکی از محدودیت های توسعه این اجتماعات بویژه در فضاهایی است که مدام تحت تأثیر تهدیدات ناشی از مخاطرات قرار دارند، تاب آوری اجتماعات روستایی می تواند رویکردی تسهیل کننده برای دستیابی به توسعه و به عبارتی، بهبود شرایط زیستی ساکنین و بهبود کیفی شرایط زندگی در محیط باشد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل برنامه ریزی استراتژیک تاب آوری سکونتگاه های روستایی حریم شهر تبریز تهیه شد. روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی و از لحاظ هدف، کاربردی می باشد. جامعه آماری پژوهش را کارشناسان و متخصصین تشکیل دادند. حجم نمونه با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، 21 نفر برآورد گردید و ابعاد چهار گانه تاب آوری سکونتگاه های روستایی (اقتصادی، اجتماعی، نهادی و سازمانی-کالبدی) به وسیله پرسشنامه محقق ساخته ارزیابی و با استفاده از نرم افزار متاسوات ( Meta-SWOT ) تحلیل شده است. نتایج نشان داد در بین عوامل مؤثر جهت تاب آوری سکونتگاه های روستایی حریم شهر تبریز، امکان دسترسی و استفاده از مکان های اسکان موقت، میزان رسیدن به توانایی شغلی قبل از حادثه، میزان آسیب پذیری اموال و دارایی بعد از حوادث، مشارکت مردم برای کمک به قربانیان، مشارکت با تمام مردم جهت کاهش آسیب در اثر مخاطرات، تاثیر رسانه بر افزایش آگاهی و ... از بالاترین تناسب راهبردی برخوردار است. بدین ترتیب، روستای مایان سفلی با 19 امتیاز، دارای بهترین عملکرد و روستای خواجه دیزج با امتیاز 1، بدیترین عملکرد را از لحاظ ابعاد اقتصادی و اجتماعی به خود اختصاص داده اند.
دلالت های نظریه اعتباریات علامه طباطبایی به مثابه یک نظریه فرهنگی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
دین و سیاست فرهنگی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲
65 - 92
حوزههای تخصصی:
از آنجا که جامعه و فعل اجتماعی در دامان فرهنگ شکل می گیرد، سیاستگذاری با هدف هدایت فعل اجتماعی به سمت و سوی خیر و منفعت عمومی نیز در واقع سیاستگذاری فرهنگی و محتاج رهنمودهای یک نظریه فرهنگی است. آنگاه اگر جامعه ایرانی نخواهد کنش و واکنش خود در جهان پیرامون را در چارچوب افکار، الگوها و مفاهیمی که نظریه های فرهنگی معاصر صورتبندی می کنند، سامان دهد، نیازمند زبان مشترکی برای فهم فرهنگ و دلالت های اجتماعی آن در چارچوب سنت حکمی و فلسفی خودش خواهد بود. به همین منظور در این مقاله نظریه اعتباریات علامه طباطبایی با در نظر گرفتن مضامین مشترک نظریه های ف رهنگی مورد بازخوانی قرار گرفته است. گردآوری اطلاعات در این راستا به روش اسنادی انجام شده و تحلیل محتوا در چارچوب روش شناسی بنیادین صورت پذیرفته است و نتایج به دست آمده حاکی از آن است که نظریه اعتباریات علامه علاوه بر فراهم نمودن امکان توصیف ماهیت فرهنگ و دلالت های اجتماعی آن برای کنش انسانی، چارچوبی برای صورت بندی یک نظریه فرهنگی متمایز ارائه می کند.
ارزیابی شواهد منسوب به آتشکده ها و آتشدان ساسانی خطۀ شمال ایران (مازندران و گلستان) با استناد به منابع تاریخی و کاوش های علمی باستان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۷)
41 - 71
حوزههای تخصصی:
در دوره ساسانیان با رس میت یافتن دین زردشت، آتشکده ها به عنوان جلوه بارز تشریفات و آداب دینی، در جامعه نمایان شدند. از آنجاکه آتش در نزد زردشتیان عنصری مقدس بوده، نگهداری از آن شرایط خاصی را اقتضا می کرد، به همین منظور بناهایی به نام آتشکده (چهار تاقی) احداث گردیده است. خطه شمال ایران به دلیل موقعیت استراتژیکی خاص یکی از مناطق ایران بوده که تا دو قرن نخست اسلام مانع نفوذ اعراب به این منطقه شده، به همین دلیل مورخین و جغرافی دانان مسلمان درخصوص این منطقه سکوت کرده اند و این امر سبب شد تا اطلاعات ما در خصوص بناهای مذهبی مردم این منطقه بسیار اندک باشد. هدف از این پژوهش بررسی آثار موجود این منطقه، که در متون تاریخی از آن ها به عنوان آتشکده یاد شده و هم چنین آتشکده هایی که در کاوش های باستان شناسی در این منطقه کشف گردیده است؛ بنابراین در کنار مطالعات اسنادی از روش میدانی برای ثبت، ضبط و توضیح وضعیت کنونی آثار و براساس روش توصیفی-تحلیلی برای شناخت آثار استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد آثار منسوب به آتشکده در این منطقه که در متون تاریخی از آن ها به عنوان آتشکده یادشده است، از نظر نوع پلان و تاریخ ساخت هیچ ارتباطی آتشکده و پایه آتشدان ندارند، ولی تعدادی آتشکده در این منطقه کشف گردید که با مکان هایی که در متون تاریخ ذکرشده از لحاظ موقعیت جغرافیایی کاملاً متفاوت بوده و در هیچ منبع تاریخی از آن ها نام برده نشده است.
سبک سازی در معماری ایران از راهکار سازه ای تا ترکیب با فضای معماری با تأکید بر گنبد سلطانیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۷)
131 - 160
حوزههای تخصصی:
معماران ایرانی برای پایدارسازی سازه های تاریخی، به جای افزودن پیچیدگی، به کاهش وزن و سبک سازی بنا می پرداختند. زیبایی ظاهری نیز برای آنان اهمیت داشت و در این راستا، راهکارهایی ابداع می کردند که علاوه بر کاهش وزن، زیبایی و کارایی سازه را هم حفظ کنند، و سبک سازی در معماری ایران ابتدا یک راهکار سازه ای ساده بود؛ ولی در ادامه معماران توانستند این راهکار سازه ای با راهکارهای معمارانه ترکیب کنند و در عین سبک سازی، فضاهای زیبای معماری خلق کنند و مقبره محمد خدابنده در سلطانیه به عنوان بزرگ ترین بنای آرامگاهی دوران اسلامی ایران عالم یکی از سازه های پیچیده ای می باشد که فنون سبک سازی ترکیبی مانند: صندوقه کردن، کنوبندی، قید کردن در آن به کار رفته است. به نظر می رسد این راهکار ترکیبی سازه و معماری می تواند یکی از مؤثرترین عوامل پایداری گنبد سلطانیه محسوب شود. این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال است؛ راهکارهای سبک سازی در سازه های تاریخی از یک راهکار ساده سازه ای تا ترکیب سازه با معماری برای زیبای در عین توجه به الزامات سازه ای در معماری ایران چگونه بود و در گنبد سلطانیه این موارد چطور کاربست یافته است؟ این تحقیق از لحاظ هدف از تحقیق های بنیادی می باشد که به روش توصیفی-تحلیلی کار شده است و جمع آوری اطلاعات و داده های آن ازطریق مطالعات کتابخانه ای در حوزه سبک سازی و انواع آن با به همراه پیمایش های میدانی در نمونه مطالعاتی بود و نتایج تحقیق نشان داد استفاده از فنونی چون کم شدن ضخامت از پاکار تا رأس گنبد، استفاده از گنبد دو پوسته و هم چنین وجود ایوان های داخلی و خارجی، موجب کاهش وزن سازه در کنار ایجاد فضاهای معماری منحصربه فرد می باشد.
The Predicative Role of Metacognitive Awareness in Teachers’ Cognition on Noticing Concept(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Linguistics Inquiry (ALI), Vol ۲, No ۱, Spring ۲۰۲۴
123 - 134
حوزههای تخصصی:
Teachers’ cognition, as an important entity in determining the level of efficient teaching, has been the target of recent studies. Metacognitive awareness is also claimed to be the manifestation of the underlining cognition. Therefore, this study took a new move in the area of teacher cognition research. It integrated teaching experience, one of the main factors of cognitive/metacognitive building blocks, in language noticing. It also managed to perceive the relation between teachers’ cognition and metacognitive awareness, taking experience into account. For this, at first, Noticing Concept Inventory (NCI) was given to 60 experienced and novice teachers, then the same teachers took teacher metacognitive awareness Inventory (MALT). The independent sample t-test confirmed the role of teaching experience in conceptualizing noticing; in the next statistical step, Pearson Correlation Coefficient and Multiple Regression Analysis detected the relation between teachers’ cognitive status and metacognitive awareness. Experienced teachers were found to be more metacognitively aware hence holding up higher level of noticing cognition. In the final step, the ANOVA pertained the procedural knowledge, as a metacognitive component, actively involved in the teachers’ noticing cognition. Findings illustrated the key role of teaching experience in forming and modifying teachers’ cognition on noticing.
تدوین مدل پیشگیری از جرم در طراحی مجتمع های مسکونی بوشهر با تاکید بر ارتقاء احساس امنیت زنان در رده سنی 18-60 سال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پرداختن به بحث امنیت در ادبیات معماری و طراحی شهری در قالب ارائه مدل پیشگیری از جرم در محدوده های مسکونی دارای سابقه طولانی است. توجه به این موضوع با تاکید بر بحث جغرافیای انسانی در بستر شهری خاص و انتخاب گروه زنان به واسطه تفاوت احساس امنیت در این گروه نسبت به سایر گروه ها و نیز به خاطر حضورپذیری بیشتر زنان در مجتمع های مسکونی، ضرورت پرداختن به تدوین مدلی جدید برای پیشگیری از جرم در طراحی مجتمع های مسکونی بوشهر برای زنان را در قالب یک هدف ایجاب می نماید. روش تحقیق ترکیبی و بر حسب هدف کاربردی و پرسشنامه محقق ساخته با 60گویه است. جامعه آماری بررسی حاضر، کلیه ساکنین 18-60 سال مجتمع های (باغ نار، سینا، مروراید و وحدت) واقع در شهر بوشهر بوده و حجم نمونه، طبق فرمول کوکران 313 نفر میباشد. پرسشنامه ها بین افرادی با حداقل مدت سکونت 2سال در مجتمع ها به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی توزیع شد. با استفاده از نرم افزار SPSS 22 و Amos 22 نتایج منتج گردید. نتایج نشان داد که متغیرهای کالبدی با اثر مستقیم (938/0) و عوامل معنایی با اثر مستقیم (131/0) بیشترین و کمترین تاثیر بر ارتقاء احساس امنیت زنان در مجتمع های شهر بوشهر را تبیین نموده است که باید این عوامل مهم در طراحی معماری مجتمع های مسکونی جدید در نظر گرفته شود. ساکنان مجتمع باغ نار و مروارید به ترتیب بیشترین و کمترین میزان احساس امنیت را نسبت به مجتمع های دیگر دارند. احساس امنیت بر اساس جنسیت در مجتمع مروارید متفاوت است و زنان نیاز به افزایش احساس امنیت بیشتری دارند.
اخلاق عَلَوی در ادبیات تعلیمی کودک: نقد کتابِ تصویری نهج البلاغه برای کودکان (1402) بر اساس الگوی نظری نیکولایوا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات تعلیمی کودک ریشه در آموزه های اخلاقی متون کهن دارد و برای بهروزیِ نوباوگان و بهبودِ رفتارِ آنان از ابزارهای گوناگونی همچون کتاب های تصویری بهره می گیرد. ماریا نیکولایوا، نظریه پردازِ برجسته ی روسی تبار، به پویایی روابط میان نشانه های شمایلی و قراردادی(تصاویر و واژگان) در کتاب های تصویری باور دارد. وی، برهم کنشِ این نشانه ها را مایه ی آفرینش های نو در پهنه ی فراخِ ادبیات کودک می داند. هدف از این پژوهش آن است که میزان هم پیوندیِ تصاویر با متن را در کتابِ تصویریِ نهج البلاغه برای کودکان (1402) بر اساس الگوی نظریِ نیکولایوا ارزیابی کند تا نقش این عناصر را در بازتاب اخلاق عَلَوی مشخص سازد. در این مقاله، تحلیل داده ها به روش آمارِ توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزار 25SPSS انجام شده است. میزان فراوانی و درصد وقوع آموزه های اخلاقی و شاخصه های هم پیوندی متن با تصویر بر مبنای آزمون خی دو محاسبه خواهند شد. یافته های این پژوهش نشان می دهند که در کتابِ تصویری نهج البلاغه برای کودکان(1402)، عنصرِ «بینش ها»، بسامد بالاتری نسبت به سایر وجوه اخلاقی دارد. در روابط تصاویر با متن نیز گونه ی «قرینه ای» درصد بیشتری را نسبت به گونه های «مکملی»،«افزایشی» و «تقابلی» نشان می دهد. اثر برگزیده نیازمند بازبینی برای افزایش پویایی روابط میان متن و تصویر در جهت آشنا سازی نسل نو با سیره عَلَوی است.
بررسی بینامتنی نقاشی هایی با مضمون گنبد از کامران یوسف زاده، با تکیه بر نظریه لوران ژنی
حوزههای تخصصی:
کامران یوسف زاده ملقب به (وای. زد. کامی) از نقاشان معاصر اهل ایران است که در آمریکا و سپس در اروپا به تحصیل در فلسفه و فیلمسازی پرداخته است. نقاشی های وی در نمایشگاه های متعددی به نمایش درآمده که از آن جمله می توان به نمایشگاه انفرادی آثارش در گالری آب/انبار، تهران در خرداد ماه 1397 اشاره نمود. این نمایشگاه شامل آثار متنوعی از جمله پرتره ها، گنبد ها و دست ها بوده است. در پژوهش حاضر از میان این آثار، به بررسی گنبدها پرداخته شده و به نظر می رسد خلق گنبدها حاکی از نگاهی خاص و عارفانه ی هنرمند است. دوایری موهوم که در مرکز تابلوها به نور و سفیدی مطلق ختم می شوند. درپی گیری نگرش هنرمند در خلق این آثار، مواضعی گوناگون دریافت می گردد که ظاهراً کارآیی بینامتنیت در ارتباط بینابینی و وابستگی متقابل میان متون کهن، نظرات فلاسفه اسلامی و نقاشی ها مشاهده می شود چنانچه اساس نظریات لوران ژنی نیز به کاربست نظریه بینامتنیتی به متون ادبی پرداخته است. پرسش اصلی پژوهش این است که 1- ارتباط نقاشی گنبدها با پیش متن ادبیات کهن فارسی چگونه بوده است؟ 2- رابطه بینامتنی میان دایره، (حرکت دوار) و اسطوره ها و نمادها در فلسفه اسلامی به چه صورت می باشد؟ روش تحقیق توصیفی و تحلیلی است. روش گردآوری مطالب کتابخانه ای و از کتب و مقالات متعددِ مرتبط با موضوع از طریق فیش برداری بوده است. نتایج بدست آمده نشان می دهد، بینامتنیت قوی میان نقاشی ها و فلسفه اشراقی وجود دارد. رابطه ضعیف و قوی میان تابلوهای گنبدها و اسطوره اسلامی، حکمت مشایی و تصوف درویشان برقرار است.
هندسه ایمان و قدرت: بررسی تاریخی تأثیر مسلمانان بر ایجاد و تداوم اسلام هراسی در روابط اسلام و مسیحیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روابط میان مسلمانان و مسیحیان، به عنوان پیروان دو آیین توحیدی، از تعاملات فرهنگی و دوستانه تا تقابلات سیاسی و خصمانه، بازتاب دهنده پیچیدگی های تاریخی و اجتماعی این دو جامعه است. پدیده اسلام هراسی، با ویژگی هایی چون «تبعیض، طرد، ارعاب و خشونت»، حاصل عوامل تاریخی، دینی، سیاسی و اجتماعی متعددی است. این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر متقابل این عوامل، مکانیزمی به نام «هندسه ایمان و قدرت» را بررسی می کند که در آن، تعاملات مذهبی و سیاسی مسلمانان و مسیحیان، نقش مهمی در شکل گیری کلیشه های منفی ایفا کرده است. این مقاله نشان می دهد که اسلام هراسی نه صرفاً پیامد اقدامات غرب مسیحی، بلکه نتیجه تعاملات مشترک مسیحیت شرقی و غربی و رفتارهای درونی جوامع اسلامی است. علاوه بر این، پژوهش تلاش دارد نشان دهد که هندسه ایمان و قدرت، که زمانی در مرزهای بیرونی جهان اسلام اسلام هراسی را ایجاد کرد، اکنون در مرزهای داخلی نیز فعال است. این پژوهش با بررسی عوامل تاریخی مؤثر، بر ضرورت بازنگری انتقادی در رویکردهای تاریخی و معاصر تأکید دارد تا به فهمی جامع تر از این پدیده دست یابد و راه حل هایی برای کاهش این معضل ارائه کند.
برآورد دمای سطح زمین در ارتباط با کاربری اراضی با استفاده از تکنولوژی سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی (مطالعه موردی: شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی دمای سطح زمین در ارتباط با کاربری اراضی برای شهر تبریز با استفاده از تکنولوژی سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی می باشد. از تصاویر ماهواره لندست 8 به منظور تهیه نقشه دمای سطح زمین برای منطقه مورد مطالعه استفاده شد. تصحیح اتمسفری با استفاده از روش فلش بر روی تصویر مورد نظر اعمال و دمای سطح زمین با استفاده از الگوریتم پنجره مجزاء برای منطقه مورد مطالعه با دقت 51/1 درجه محاسبه شد. نقشه کاربری اراضی شهر تبریز در 6 کلاس با استفاده از روش شی گراء در نرم افزار اکوقونیشن با دقت 03/90 بدست آمد. نتایج حاصل از بررسی ارتباط بین دمای سطح زمین و کاربری اراضی بیانگر آن است که اراضی کشاورزی با دمای 22/18 درجه سانتی گراد، بالاترین دمای سطح زمین را دارا می باشند. همچنین نواحی آبی (رودخانه ای) به دلیل این که توان تشعشعی نزدیک به یک دارند کمترین دمای سطح زمین یعنی معادل 30/10 درجه سانتی گراد را به خود اختصاص داده اند. نتایج تحقیق همچنین نشان دهنده ی این مهم است که الگوریتم پنجره مجزاء نتایج قابل اعتمادی را در برآورد دمای سطح زمین ارائه می دهد که می تواند در مطالعات زیست محیطی و علوم زمین مورد استفاده قرار گیرد.
عوامل و محرک های مؤثر بر تبدیل مکان های شهری و روستایی به برندهای گردشگری (مورد مطالعه: استان گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به عوامل موثر بر تبدیل مکان ها و مقاصد به برند گردشگری از پیش نیازهای توسعه گردشگری هر منطقه می باشد. چرا که این عوامل نقش مهمی در تبدیل مقاصد به برند گردشگری دارند و از سوی دیگر تبدیل یک مقصد به برند گردشگری خود نیز عاملی برای توسعه هرچه بیشتری گردشگری در مقاصد است. با توجه به اهمیت این موضوع، تحقیق حاضر با هدف بررسی عوامل و محرک های موثر بر افزایش تبدیل مناطق شهری و روستایی به برند گردشگری در استان گیلان انجام گرفته است. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و روش انجام آن ترکیبی است. ابزار گردآوری داده ها و اطلاعات پرسش نامه و مصاحبه می باشد. جامعه آماری پژوهش، کارشناسان و متخصصان حوزه گردشگری در استان گیلان می باشد که با روش نمونه گیری هدفمند، 50 کارشناس به عنوان نمونه انتخاب گردید. برای پاسخگویی به سوالات پژوهش از مدل لجستیک باینری و تحلیل کیفی استفاده شد. نتایج پژوهش گویای آن است که ارتباط خطی و معنی داری به عوامل و محرک های مورد نظر تحقیق با تبدیل مکان های شهری و روستایی به برند گردشگری وجود داشته است. همچنین نتایج نشان داد که از میان عوامل پنجگانه مورد نظر تحقیق، سه عامل تنوع فرصت های شغلی، فرهنگ و دارایی های طبیعی و زیرساخت های محلی بیشترین اثرات را بر تبدیل مناطق شهری و روستایی در استان گیلان به برند گردشگری داشته اند.









